صفحهٔ اصلی
فرمایش منتخب: امام جواد
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
برآوردن حاجت برادر مؤمن، بالاتر از زیارت امام[۱]
صفات اللهی که خدا از آن حمایت میکند، رفع حاجت برادر مؤمن است. شخصی خدمت جواد الائمه (علیهالسلام) آمد و پرسید: یابن رسول الله! ارزش زیارت قبر پدر شما چقدر است؟ امام فرمود: از هفتاد حجّ و هفتاد عمره بالاتر است. بعد عرض کرد: آیا کاری بالاتر از زیارت قبر پدرتان هست؟ فرمود: آری! برآوردن یک حاجت برادر مؤمن. رفع حاجت برادر مؤمن این است که کاری دارد برایش انجام دهی یا اینکه پولی به او بدهی. رفع حاجت از زیارت امام بالاتر است و بیشتر به تو اجر میدهد، آن امر به تو اجر میدهد. توجّه میکنید من چه میگویم؟ به آن کاری که کردی، به تولیدِ تو اجر میدهد. تولیدِ تو این است که فقر یک بنده خدا را خاموش کردی. زیارت امام، زیارت است؛ اما رفع حاجت مؤمن، امر ولایت و صفات خداست؛ صفات امام است که برادر دینیات را از فقر نجات دهی. زیارت امام رضا (علیهالسلام) هم که میروی، باید صفات ببری نه خودت را، چشم و دست و پای شما، تا حتّی درونت صفات ببرد؛ امام رضا (علیهالسلام) از درون شما خبر دارد. آیا ما صفات میبریم یا خودمان را میبریم؟ همان جا هم که هستی، چند خیال داری! حرف و خواهشهایی که داری میکنی، از روی نفس خودت میکنی! [۲]
وقتی آقا امام رضا (علیهالسلام) به طوس تشریف بردند، عدّهای بودند که دور جواد الائمه (علیهالسلام) میآمدند. خانه آقا امام رضا (علیهالسلام)، دو تا درب داشت: یکی باب الصّغیر، دیگری باب الکبیر. فقرا در باب الکبیر جمع میشدند؛ اما این عدّه جواد الائمه (علیهالسلام) را از باب الصّغیر میبردند. آقا علی بن موسی الرّضا (علیهالسلام) به جواد الائمه (علیهالسلام) نوشت: شنیدهام تو را از باب الصّغیر میبرند، از باب الکبیر برو. خزینه خدا تهی نیست، به قوم و خویشانت، آنهایی که نزدیک هستند، اینقدر پول بده! به آنهایی که دور هستند، اینقدر پول بده! به همسایههایت اینقدر پول بده! به رفقایت هم اینقدر پول بده! امام، رفقا را هم جزء قوم و خویشها آورد. ببینید اینها دستور است که به ما دادهاند. من نمیگویم مقدّسگری کن و برو مالت را بده! دستور را عمل کن. آخر تو چطور خوابت میبرد؟! یک خانه داری، چه کارش میکنی؟! شما برای آبرویت یک خانه بساز؛ البتّه خوب بساز! من بعضی وقتها به رفقا میگویم: خانه که میخواهید بسازید، اوّل زیرزمین بسازید! چرا؟ با این زیرزمین، خانهات محفوظ دارد. خانه بساز! مطابق شأنت است. شما نمیتوانید در یک خانه خشتی و گِلی بروید. تو باید خانهات خوب باشد، ماشین داشته باشی، وسایل زندگی داشته باشی، حرف من همهاش سرِ حرام است؛ یعنی قانع باش! امروز من گفتم عدّهای هستند که در این دنیا خوش هستند. آنها کسانی هستند که قانع و راضی باشند و جزء وِلای ائمه طاهرین (علیهمالسلام) باشند؛ یعنی امرشان را اطاعت کنند. اینها خوش هستند، مابقی خوش نیستند، خیال میکنند که خوش هستند. [۳]
چرا امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در اینخانه میآید؟ چرا حضرت زهرا (علیهاالسلام) میآید؟ چرا جواد الائمه (علیهالسلام) میآید؟ چرا ائمه طاهرین (علیهمالسلام) اینجا میآیند؟ آیا محض من میآیند؟ من یک پسر رعیت بدبخت بیچاره بیسواد هستم. محض این حرفها که زده میشود میآیند؛ یا شما میزنید، یا من میزنم، اینها میآیند و استقبال میکنند. الحمد لله در قم یک جلسهای است که حرف ما را میزند. به تمام آیات قرآن! امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آمد و به پسرم گفت: علی! امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) خانه هیچکس در قم نرفته، فقط خانه پدر تو آمده است. شما قدردانی کنید! این حرفها را به همه کس نزنید؛ آنوقت میگویند: فلانی، جادوگر است که این حرفها را میزند؛ میخواهد شما را گول بزند؛ چون آن کسیکه این مطلب را میگوید، ولایت ندارد؛ ولایت جاذبه دارد. ببین، آهنربا هیچ چیز را نمیگیرد، فقط آهن را میگیرد. دل ولایتی هم ولایت را میگیرد. [۴]
مبطل، بیولایتی است[۵]
وقتی یحیی بن اَکثم با آقا جواد الائمه (علیهالسلام) روبرو شد، به امام گفت: آیا من سؤال کنم یا تو؟ امام فرمود: هر چه میخواهی بگو! پرسید: اگر کسی در مکّه صید کند، حکمش چیست؟ امام فرمود: آیا این شخص بنده است یا آزاد؟ آیا به تکلیف رسیده یا به بلوغ؟ آیا صغیر است یا کبیر؟ آیا همیشه کارش است یا اینکه دفعه اوّلش است؟ آیا به خیال زده؟ آیا محتاج بوده؟ آیا میخواسته این صید را بخورد؟ آیا گرسنه بوده؟ آیا عنایت داشته یا نه؟ عاقل بوده یا نادان یا دیوانه؟ امر کسی را اطاعت کرده؟ اینقدر امام گفت که یحیی بن اکثم گیج شد. ببین، من این حرفها را که میزنم، میخواهم نتیجهگیری بکنم: بدان که چقدر این آفرینش ارزش دارد! خدای تبارک و تعالی روی هر کدام از اینها، حکم گذاشته است. خودش هم گفته: تمام اینها را خلق کردم، مرا عبادت کنید! حالا یک دفعه میگوید اگر علی (علیهالسلام) را به «الیوم أکملت لکم دینکم»[۶] قبول نداشته باشی، محبّت مرا داشته باشی، تمام عبادت ثقلین را بکنی؛ اما پیش من ارزش نداری، تو را با صورت در جهنّم میاندازم؛ باید امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را قبول داشته باشی. ولایت این است که ما باید آن را بفهمیم. ما چه ولایتی فهمیدهایم؟! به قرآن مجید! یک خلقت را به اندازه یک ذرّهاش را نفهمیدیم! چه میگویید؟! ظاهر خودمان را پاکیزه کردیم و به خیالمان «سلام الله علیه» هستیم. بیا در این حرف خُرد شو! ببین خدا چه میگوید؟! میگوید: من یک خلقتی را کنار میگذارم؛ مقصدم علی (علیهالسلام) است، مقصدم زهراست، مقصدم امام زمان (عجلاللهفرجه) است. کجا دنبال این و آن میروید؟! [۷]
والله! مهمّتر از خانه خدا روی زمین نیست. اگر جایی از خانه خدا مهمّتر روی زمین بود، خدا میگفت: اگر به شیعه من توهین کردی، آنجا را خراب کردی. خدا برای یک شیعه، تمام مُبطلات را کنار میزند، چرا توجّه نداری؟! ببین با سؤالاتی که امام جواد (علیهالسلام) از یحیی بن اَکثم کرد، چقدر این خانه خدا مُبطل دارد! صدها مُبطل دارد. قرآن شش تا، هفت تا آیه راجع به این مطلب دارد، بروید بخوانید! عزیز من! وقتی میخواهی به مکّه بروی، باید مُبطل به جا نیاوری. خدا تمام این مُبطلات را برای یک شیعه کنار میزند و میگوید: چرا توهین به او کردی؟ حالا چرا خدا میگوید توهین به یک مؤمن، مثل خرابکردنِ خانهاش است؟ چون این مؤمن، وصل به ولایت است. شما هم بیا وصل به ولایت شو! کجا میروی؟! چرا دست از علی (علیهالسلام) برمیداری؟! در چه فکر و خیالی هستی؟! آیا به ماوراء اعتقاد نداری؟! این خانه صدها مُبطل دارد. مُبطل، بیولایتی است. اگر تو ولایت داشته باشی، خدا تمام مُبطلات را عفو میکند، اگر ولایت نداشته باشی، خدا آنجا برای هر چیزی تو را محاکمه میکند و پدرت را درمیآورد. اصلاً وجود ولایت، مُبطل خنثیکن است، گناه خنثیکن است. چرا توجّه نداری؟! [۸]
حالا مأمون منافق، امام رضا (علیهالسلام) را زهر داده، وقتی امام بلند شد که از مجلس بیرون برود، مأمون گفت: یابن عمّ! کجا میروی؟ دلم میخواهد شما در مجلس بنشینی. امام فرمود: همانجا که تو مرا روانه کردی؛ یعنی تو گفتی که به من زهر بدهند. حالا این حرف چیست که بعضی میگویند امام رضا (علیهالسلام) گفت: اباصلت! درِ خانه را ببند! من غریبم؟! چرا توجّه ندارید؟! اگر امام گفت در را ببند، میخواست مملکت به هم نخورد و خونریزی نشود. امام، ولیّ خدا مواظب است که از دماغ کسی خون نیاید. حالا حضرت به خود میپیچید، یک وقت ندا داد: جوادم! عزیزم! کجایی؟ بیا! میخواهم با تو نجوا کنم و ولایت را در ظاهر به تو بسپارم. فوراً جواد الائمه (علیهالسلام) به طرفة العینی [چشم بههم زدنی] حاضر شد. اباصلت گفت: جوان! در که بسته بود، از کجا داخل شدی؟! امام فرمود: خدایی که از مدینه مرا به طوس آورده، از درِ بسته هم وارد میکند؛ یعنی حرف نزن! جواد الائمه هم آمد و سر پدر را به دامن گرفت، وداع امامت را گفت. امام رضا (علیهالسلام) ردای امامت را به آقا جواد الائمه سپرد. [۹]
فرمایش منتخب: ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
ماه رجب ایّام زیارت ائمه طاهرین [۱۰]
زیارت امامحسین (علیهالسلام)، زیارت ائمه طاهرین (علیهمالسلام) خیلی ثواب دارد! الآن مَثل ماه رجب است. خیلیها رفتند زیارت امامرضا (علیهالسلام). میگویند ایّام زیارتی است؛ یا اربعین که میشود چقدر کربلا میآیند. دستور هم داریم: یکی از علامات مؤمن: انگشتر عقیق است، یکی هم نماز پنجاه و یک رکعتی، یکی هم، زیارت اربعین است. تمام اینها درست است. شیعه باید معتقد باشد؛ تاحتّی روایت داریم: زیارتهای دوره را بروید! اینها بالأخره بچّههای ائمه (علیهمالسلام) هستند. تمام اینها درست است؛ اما نباید به این اکتفا کرد.
رفقای عزیز! قربانتان بروم، من عصاره زیارت را میگویم. من نمیگویم بروید یا نروید! من خودم چه کسی هستم که امرم چیزی باشد؟! من از اوّلی که عقلم رسیده، صحبتی کردم، امر نکردم. میگویم: آقا! خودت تفکّر داشتهباش! حرف که زدهمیشود، باید در کلام تفکّر داشتهباشی.اگر تفکّر نداشتهباشی، عزیز من! مبنای حرف را متوجّه نیستی.
الآن ماه رجب است، بروید مشهد؛ اما آیا آن کارت قبولی را هم میگیرید؟ مگر پدر ایشان، موسیبنجعفر (علیهماالسلام) نیست؟ علیبنیقطین آنجا در دربار هارون که هست، به امر موسیبنجعفر (علیهماالسلام) است. (عزیزان من! بروید توی کتابها ببینید!) حالا وقتی علیبنیقطین خدمت امام رسید، امام راهش نمیدهد.
مگر شوخی است؟ این هارون، امپراطور چندین مملکت است. به ابر میگوید: ببار! هر کجا بباری، مِلک من است. حالا علیبنیقطین نخستوزیر چنین کسی است. حساب بکنید روی علیبنیقطین! حساب بکنید روی کارش! حالا رفته مکّه، از آنطرف، خدمت موسیبنجعفر (علیهماالسلام) آمدهاست؛ حضرت راهش نمیدهد. میگوید: آقاجان! چرا مرا راه نمیدهید؟ حضرت میفرماید: چرا آن جمّال، آمد، کاری به تو داشت، حاجتی به تو داشت، تو حاجتش را برآورده نکردی؟
(این جمّال، عالِم نیست، مجتهد نیست، مرجع تقلید نیست، از اولیای خدا نیست، یک ساربان و شترچران است. حضرت میفرماید: چرا اعتنا به او نکردی؟ یک کاری به تو داشت.) میگوید: آقاجان! بد کردم، توبه کردم. (مگر مردم اذیّتکردن، توبه دارد؟ عزیزان من! چرا فکر نمیکنید؟ به روح تمام انبیاء، باید فکر کنید و حرکت کنید! بیفکر حرکتکردن، جایز نیست؛ به میل خودت رفتی.)
حالا میگوید چهکار کنم؟ عنایت کرد موسیبنجعفر (علیهماالسلام). فرمود: علیبنیقطین! برو سرِ قبرستان! یک شتر است، سوار شو! تا سوار شوی، میگذارد تو را درِ خانه آن ساربان (بابا! کجا میروید؟ به دینم، آن حرفی که باید بگویم، نمیتوانم بگویم؛ میسوزم. ببین امام این حیوان را چطور کرد؟ کجا میتواند حیوانی به طوس، درِ خانه آن جمّال برود؟ بیا درِ خانه امام برو! بیا درِ خانه امامزمانت برو! کجا میروی؟)
حالا میرود درِ خانه چه کسی؟ در خانه ساربان، جمّال. تا در میزند، میگوید: کیست؟ میگوید: علیبنیقطین. میلرزد، میدود و میگوید: آقا! چه شده؟ علیبنیقطین میخوابد، میگوید: پایت را بگذار روی صورتم؛ تا امامم مرا قبول کند! این کار را نمیکند. قسمش میدهد؛ پا میگذارد روی صورتش و حضرت قبولش میکند. تو چند نفر را ناراحت کردی، میروی مشهد؟! چند نفر را ناراحت کردی، میروی مکّه؟! چند نفر را ناراحت کردی، میروی کربلا؟! قربانت بروم، فدایت بشوم، امام تو را قبول نمیکند.
من به قربان آن قمارباز بروم! من دارم حسرت به یک قمارباز میبرم. شما وقتیکه یک نفر یک کاری کرد، نگاه به کارش میکنید؛ نگاه به ولایتش بکن! خدا رحمت کند آقای حاجمنتظری، برادر حاجآقا جواد شکستهبند را! گفت: قمارباز آمد جلوی مرا گرفت و گفت: حاجآقا! ببین، من چقدر پول دارم. یک پول به من بده میخواهم بروم غسل جنابت کنم. بابا! قمارباز میفهمد با پول حرام، غسلش درست نیست. این چه پولی است که غسل کردی و میروی زیارت امامرضا (علیهالسلام)؟ تو جُنُبی. این پولها حرام است، به هم وَر کردی و میروی زیارت امامحسین (علیهالسلام)؛ تو جُنُبی. [۱۱]
فرمایش منتخب: این الرجبیون؛ این الفقرا
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
آقاجان من! الآن ماه رجب است. خدا میگوید: «أینالرّجبیّون؟»: رجبیّون کجایند؟ مگر خدا مثل من و شماست؟ شما اگر مرا دعوت کنید، اگر بخواهید خیلی احترام کنید، یک مرغی و یک کبابی برای ما میگذارید، خدا خودش میداند که من راضی نیستم؛ میگویم کسی خودش را واسه من اذیّت نکند. به یکنفر که هم خورشت و هم کباب درست کردهبود، گفتم: اگر سال دیگر اینکار را بکنی، والله، من نمیآیم؛ اما نروی به مردم بگویی که حاجحسین گفت من نمیآیم که مردم بگویند فلانی مقدّس است.
نه بابا! چرا خودت را اذیّت میکنی؟ یک خورشت درست کن! خانه ما هم همینطور است. عزّت ایناست که حرف آدم را بشنوید! مگر خدا اینطور است؟! خدا میخواهد به شما چه بدهد؟! خدا میگوید: اگر یک مؤمن، دوستی بگیرد که این دوستش او را یاد من بیندازد، یعنی یاد خدا بیندازد، یک قصری به او میدهم که خلق اوّلین و آخرین را بخواهد جا بدهد، جا دارد. فردایقیامت که خدا میگوید: «أینالرّجبیّون» میخواهد به تو چه بدهد؟
آقا امامرضا (علیهالسلام) معلومکرده. میگوید: «لا إله إلّا الله حِصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی، بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» شرط دارد. فلانی میگوید: خدا گفته میزبانت هستم. خب، همینقدر میداند. میزبان کیست؟ آیا میزبان دشمنان علی است؟ آیا میزبان دشمنان زهراست؟ چرا این مطلب را نمیشکافید؟! چرا لاپوش میکشید؟! مگر شما به معاد اعتقاد ندارید؟! تا کی صورتسازی میکنید؟! خدا میزبان کیست؟
«أنا مدینةُالعلم و علیٌ بابُها» والله، تمام گلولههای خونم میگوید: اگر خدا میگوید «أینالرّجبیّون» عین همان است که میگوید: «أنا مدینةُالعلم و علیٌ بابُها» ماهرجب، ماه علی (علیهالسلام) است. باید از درِ ماه علی (علیهالسلام) وارد شوید! یعنی علی (علیهالسلام) را اطاعت کنید! امامزمان (عجلاللهفرجه) را اطاعت کنید! حالا قربانت بروم! شرط دارد. اینها چیزهایی است افشاء میکنند که ما بفهمیم. [۱۱]
بیا پیرو رحمان باش! بیا پیرو ولیّاللهالأعظم، امامزمانت باش! تکرار میکنم: اگر بخواهی پیرو اینها باشی، باید اهلدنیا نباشی؛ یعنی دنیا تو را خوشحال نکند، ولایت، تو را خوشحال کند، آن ذوق ولایت تو را خوشحال کند. چهکسی را خوشحال کردی؟ قدری فکر کن! ببین، ماهمبارک چهکار کردی؟ فکر نکن من نماز خواندم، فکر نکن من احیاء رفتم، تمام اینها پوچ است. فکر کن من امر را اطاعت کردم یا نکردم؟ دل یک مؤمنی را خوش کردم یا نکردم؟ یک بینوا را به نوا رساندم یا نرساندم؟ یک قدمی در راه حقّ گذاشتم یا نگذاشتم؟ این امرِ امامزمان (عجلاللهفرجه) است، این امرِ خدا اطاعتکردن است.
عزیز من! من دارم شما را به کجا میبرم؟ میگویم: بیا خدا بشو! مگر خدا بلد نیست به فقرا بدهد؟ والله، بالله، روایت صحیح داریم: خدا از هیچکس عذرخواهی نمیکند بهغیر از فقرای صابر. ببین، صابر باشد. امامصادق (علیهالسلام) میفرماید: دوستان ما، شیعیان ما امر به کفّ ندارند، دستشان را جلوی کسی دراز نمیکنند، فقط دستشان را جلوی چهکسی دراز میکنند؟ خدا. آنوقت خدای تبارک و تعالی از اینجور فقرا عذرخواهی میکند، میگوید: ببخشید! نه اینکه مال دنیا قابل شما را نداشت، من به شما ندادم و شما قابل نبودید؛ [بلکه] مال دنیا قابل شما را ندارد. من شما را اینجوری کردم تا داراها حفظ باشند.
عزیز من! خدا میخواهد تو را حفظ کند. نباید نگاه اینجوری به فقیر بکنی، خدا مالت را میگیرد. یک وقت نگویی من مال دارم، چون خدا مرا خواستهاست. نه! به تو داده تا تو را امتحان کند. میگوید: «أینالفقراء؟» فقرا کجایند؟ آنوقت میگوید: هر چه که بخواهید، به شما میدهم. ببین، میگوید هر چه بخواهید، به شما میدهم. آیا ما اینکار را کردیم؟ آیا ما اطاعت کردیم؟ [۱۲]
دین یعنی ولایت، اگر ولایت داری، دین داری. گفت که اینهمه عبادت کرده؛ اما اهلجهنّم است. من بارهها در نوارهایم گفتهام، عبادت تو را نجات نمیدهد، ولایت تو را نجات میدهد، سخاوت تو را نجات میدهد، هماهنگی با رفقایِ ندار، تو را نجات میدهد. کجایی عزیز من؟ اما باز یکروایت دیگر هم برایتان بگویم، ناراحت نشوید، میگوید سه عدّه هستند، بیجواب و سؤال میروند بهشت: یکی دارایی که سخی باشد، مالش را با امر خرج کند. یکی پیرمردی که خلاصه از جوانیاش گناه نکردهباشد، آن پیرمرد هم میرود بهشت. یکی هم فقیر صابر، دنبال کسی نرفتهباشد.
تو رأی میدهی به فلانی، میگویی اگر من یککاری داشتم، این برایم بکند؛ آنوقت آن فقیر صابر بهتر است؛ چونکه فردایقیامت خدا میگوید: «أینالرّجبیّون؟» چهکسی با علیِ من بوده؟ بیاید، هر چه بخواهد به او میدهم. «أینالرّجبیّون؟» بیا! «أینالفقراء؟» تو هم بیا! تو هم فقیر بودی، دنبال مردم نرفتی. کجا میروید دنبال مردم؟ حالا خدا میگوید: هر چه بخواهی به تو میدهم. اگر خدا بگوید بهمن میدهد، میگویم: من خودت را میخواهم. من هیچچیز نمیخواهم، دنیا هم نخواستم، حالا هم نمیخواهم. [۱۳]
فرمایش منتخب: ماهرجب
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
گفتار متقی[۱۴]
رفقایعزیز! این ماه، ماهرجب است. رجب یعنی متعلّق به امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) است. ماهشعبان را میگویند متعلّق به رسولاکرم (صلیاللهعلیهوآله) است و ماهرمضان متعلّق به خداست. [۱۵] خدا در قیامت میگوید: «أینالرّجبیّون؟» کجا هستند کسانیکه در ماهرجب عبادت کردند؟ بیایند من به آنها بهشت بدهم. ای کسانیکه پیرو علی (علیهالسلام) هستید! ای کسانیکه پیرو زهرا (علیهاالسلام) هستید! ای کسانیکه پیرو امام زمان (عجلاللهفرجه) هستید! ای کسانیکه پیرو این دوازدهامام، چهاردهمعصوم (علیهمالسلام) هستید! هر چه به شما بدهم، حقّ شما را ادا نکردم؛ مگر فردوس. تازه فردوس که چیزی نیست، یک باغی است؛ اما این حرفها یقین میخواهد. این حرفها زدنش درستاست، یقین میخواهد. یقین آنهم عمل است. [۱۶]
چرا خدا میفرماید: «أینالرّجبیّون؟» رجبیّون بیایند! مگر ماهشعبان، ماهپیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیست؟ چرا نمیگوید «أینالشّعبانیّون؟»: شعبانیّون بیایند؟ مگر ماهمبارک رمضان، ماهخودش نیست؟ چرا نمیگوید «أینالرّمضانیّون؟»: رمضانیّون بیایند! چرا میگوید «أینالرّجبیّون؟» صدایت میزند. اوّل، ماهرجب است. والله! ما مبنایش را نفهمیدیم. او را دارد صدا میزند، دارد میگوید: کجایند آنهایی که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را اطاعت میکردند؟ کجایند آنهایی که «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱۷] را قبول کردند؟ خدا امتیاز میدهد، میگوید: کسیکه از درِ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) داخل رفته، بیاید تا من مزدش را بدهم.
هیچقدرتی توان ندارد مزدی که از درِ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) داخل بشوی را به تو بدهد. هیچقدرتی به غیر از خدا توان ندارد که مزد ولایت را بدهد. چه کسی میتواند بدهد؟ تمام خلقت، تا حتّی انبیاء، کُمیتشان راجع بهولایت لنگ است. چرا ترکاولی دارند؟ پس خدا میگوید: «أینالرّجبیّون؟» ای کسانیکه از درِ علی (علیهالسلام) آمدید! ای کسانیکه محبّت علی (علیهالسلام) را داشتید! ای کسانیکه «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱۷] را قبول داشتید و عمل میکنید؛ اینطرف و آنطرف نرفتید، بیایید تا من مزدتان را به شما بدهم! [۱۸]
حالا ببینید من چه میگویم؟ همینطور که خدا گفت: «أینالرّجبیّون؟» پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) هم میفرماید: «أنا مدینةالعلم و علیٌ بابُها». ماهرجب هم همین است، با تمام گلبولهای خونم این حرف را میزنم: این ماهرجب عین «أنا مدینةالعلم و علیٌ بابها» است. باید از این در؛ یعنی درِ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بیایید؛ از درِ رجب هم باید وارد بشوی؛ نه اینکه اینکار را بکنی، ثواب است؛ آنکار را بکنی، ثواب است. «أینالرّجبیّون؟» کیست که در ماهرجب، از درِ علی (علیهالسلام) وارد شدهاست؟ بیاید! من هر چه بخواهد، به او میدهم. اگر از این در آمدید؛ آنوقت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را قبول دارید، خدا را هم قبول دارید. اگر از این در نیامدید، آنها را مصنوعی و رودربایستی و ساختگی قبول دارید، شناسنامهای و اسماً قبول دارید. ما چهکار کنیم؟ چه بگوییم؟ [۱۹]
خدای تبارک و تعالی، فقیرخواه است. از آنجا میگوید: «أینالرّجبیّون»، از اینجا هم میگوید «أینالفقراء؟» به تمام آیات قرآن! خدای تبارک و تعالی از هیچکس تشکّر نکردهاست؛ از انبیاء، اولیاء و اوصیاء تشکّر نکرده، از علمای ربّانیّ و فقهاء تشکّر نکرده؛ البتّه فقهای واقعی نه قلّابی، فقط از فقراء تشکّر کردهاست. در قیامت به آنها میفرماید: ای فقرا! ببخشید! هر چیزی میخواهید، به شما میدهم. خدا به چهکسی گفته که هر چه میخواهید، به شما میدهم؟ فقط به فقرا گفتهاست. به چهکسی گفته؟ بهمن بگویید! شما که باسوادید، دبیر هستید، معلّم هستید، مهندس هستید، دانشمند هستید، بهمن بگویید! اگر نیست، جلوی دهانم را بگیرید! اما نمیتوانید بگیرید! قدرت ندارید؛ چونکه نیست.
حالا میگوید هر چه میخواهید، به شما میدهم. عذرخواهی هم میکند و میفرماید: من شما را فقیر کردم. (ببین چقدر خدا شما اغنیاء را میخواهد! خدا فروگذار نمیکند؛ هم فقراء را تأیید میکند و هم شما اغنیاء را، میگوید:) من میخواستم که اغنیاء به شما کمک کنند و سالم باشند. چقدر خدا شما را میخواهد! عزیز من! قربانت بروم، کجایی؟ [۲۰]
خدا روز قیامت به فقرای صابر ندا میدهد: «أینالفقراء؟» از آنطرف میگوید: «أینالرّجبیّون؟» کیست که در ماهرجب، کمک به مستضعفین کرده؟ کیست که صبر کرده و دستش را جلوی نامرد دراز نکرده است؟ به تمام آیات قرآن! از اوّل عمرم دستم را پیش هیچکس، تا حتّی پدرم دراز نکردم. آن دستی که جلوی کسی دراز نشود، زهرایعزیز (علیهاالسلام) با او مصافحه میکند. بهدینم! راست میگویم؛ اما بهدینم! شما هم باور نمیکنید. آن دست، دست خداست. مگر نمیگوید یکچیزی به یکی دادی، دستت را ببوس؟ چون خدا میگوید: آنرا بهمن دادی. کجا اینکارها را میکنید؟! ماهرجب گذشت و یک شاهی به مردم نداده است! همینجور، زُلزُل نگاه میکند. آخر این مالت را میخواهی چه کار کنی؟! [۲۱]
سخنی با خانمها
مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۲۲]
آن خانمی که به شوهرش میگوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی زن است؛ میخواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن زن را فراموش نمیکند. این زن در ثوابی که شما میبرید شریک است، چونکه به این امر راضی است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش میگوید: نرو! این خوشی را بهتر میخواهد تا اینکه شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانمهاست که اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) هم بیاید، به شوهرش میگوید نرو! آن خانمی هم که میگوید: برو! از آنهاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام زمان (عجلاللهفرجه) قرار دهد. [۲۳]
خانمهای عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام رضا (علیهالسلام)، امیدوارم در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چونکه زن میتواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إنشاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز میدهد، دوستانش را از صحنه محشر جمع میکند، پیش خودش میآورد.
امیدوارم خانمهایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آنها باشند که زهرای عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.
امیدوارم اینها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آنها رضایت کامل داشته باشد. [۲۴]
امیدوارم خانمی که میگوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.
آنها هم که میگویند: نیا! إنشاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد میآید؟! در مجلس ولایت میآید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او میآید دعا میکند، دعایش مستجاب میشود، خودت، بچههایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! اینجا نیاید؟! [۲۵]
خانم عزیز که به شوهرت میگویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت میخواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. اینجا جلوی علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آنها همه دارند از شما تشکر میکنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۲۶] شوهر تو باید اینجا بیاید تا امام رضا (علیهالسلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشههایی میآیی؟! مگر شوهر شما میخواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او میخواهد به بهشت بیاید، میخواهد زیر قبه آقا علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. میخواهد اینجا از امام بخواهد که بچههایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفنخانه آمده است. چرا بعضی از شما یک حرفهایی میزنید؟! [۲۷]
إنشاءالله امیدوارم خانمهای عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا میروی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم میخواهد این جلسه دستتان باشد تا إنشاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجلاللهفرجه) بدهید. [۲۸]
ارجاعات
- ↑ هدایت با خداست نه با خلق 81 (دقیقه 21) و صفاتالله 82 (دقیقه 19 و 20) و ناراحتی از حرف خلق (کوثر) 74 (دقیقه 59) و مشهد 94 - شب دوم، روضه (دقیقه 24)
- ↑ کتاب جامع ولایت و سخنرانی هدایت با خداست نه با خلق 81 و صفاتالله مشهد 82
- ↑ ناراحتی از حرف خلق (کوثر) 74
- ↑ مشهد 94 - شب دوم، روضه
- ↑ حب و بغض 77 (دقیقه 59) و ولایت در خلقت کفو ندارد 80 (دقیقه 54)
- ↑ (سوره المائدة، آیه ۳)
- ↑ حب و بغض 77
- ↑ تمام انبیاء مبلغ ولایت هستند 79 و یتیم آلمحمد 78
- ↑ ولایت در خلقت کفو ندارد 80 و شهادت امامحسن و امامرضا 85
- ↑ عصاره زیارت ۷۷ (دقیقه ۲، ۳، ۱۳، ۱۸، ۲۰)
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ عصاره زیارت 77
- ↑ تمرین ولایت، تربیت ولایت (ولایت و خانواده) 77
- ↑ عید غدیر ۹۳
- ↑ یتیم آلمحمّد (دقیقه ۲۲ و ۶) و أینالرّجبیّون (دقیقه ۱۲) و عنایت پنجتن به شیعه ۹۰ (دقیقه ۱۷)
- ↑ تمام انبیاء، مبلّغ ولایت هستند 76
- ↑ یتیم آلمحمّد 78
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ (سوره المائدة، آیه 3)
- ↑ شناخت ولایت، أینالرّجبیّون 76 و خلقپرستی و فامیلپرستی 86
- ↑ یتیم آلمحمّد 78 و تمام انبیاء، مبلّغ ولایت هستند 79
- ↑ عنایت پنجتن به شیعه 90
- ↑ سیزدهرجب 93
- ↑ مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
- ↑ مشهد ۹۲؛ جامعه
- ↑ گذشت خانمها؛ مشهد 84
- ↑ مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
- ↑ شناخت امام 88
- ↑ شناخت الست 87
- ↑ تذکر جلسه 83




















