منتخب: امام حسین در قیامت

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کفواً أحد است، حضرت زهرا (علیها السلام) کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.

روایت داریم: در یک حدودی از بهشت، خدا به بهشتیان می‌گوید: نگاه کنید! وقتی این‌ها نگاه می‌کنند، نوری تجلی می‌کند که سیصد سال در غِشوه‌اند، دیگر سرِ پا نیستند، بعد از سیصد سال که قدری به هوش می‌آیند، می‌پرسند: خدایا! نور خودت بود؟! می‌فرماید: نه! می‌پرسند: پس نور چه کسی بود؟! خدا می‌گوید: مگر شما در دنیا نمی‌گفتید «یا ثار الله و ابن ثاره»؟! این نور بدل امام حسین (علیه السلام) است. ببین تازه نور خود امام حسین (علیه السلام) نیست، نور بدلش است. اگر نور خودش باشد که اصلاً تمام آن‌ها نابود می‌شوند، دیگر بودی ندارند. [۱]

عزیزان من! این دنیا که ابدی نیست. خدا می‌گوید: «إنّما الدّنیا فناء و الآخرةُ بقاء» این دنیا فانی می‌شود؛ پس ما باید برای بقاء کار کنیم. وقتی می‌خواهید به مسافرتی بروید چقدر تهیه می‌بینید! آیا نمی‌خواهید در قیامت دیدن خدا، دیدن علی (علیه السلام) و زهرا (علیها السلام)بروید، چه چیزی تهیه کرده‌اید؟! دوستی داشتم که از دنیا رفت. خوابش را دیدم؛ به او گفتم چه خبر؟ گفت: امام حسین (علیه السلام) در برزخ است، گاهی می‌آید و به ما سر می‌زند. آیا شما نمی‌خواهید برای آن‌جا تهیه ببینید یا این‌که می‌خواهید آن‌جا هم خجل‌زده باشید؟!

خدای تبارک و تعالی باطن ما را می‌خَرد نه ظاهر را. مگر آن شبان در زمان موسی نبود که به خدا ‌گفت خدایا! بیا الاغت را این‌جا ببند، بیا تا موهایت را شانه کنم؟! موسی از آن‌جا ردّ می‌شد، گفت: ای شبان! این حرف‌ها را به چه کسی می‌گویی؟ گفت: به خدا. موسی گفت: مگر کافر شده‌ای؟! خدا که خر ندارد! خدا که سر ندارد که می‌خواهی موهایش را شانه کنی! شبان گفت:

ای موسی! زبانم دوختیاز پشیمانی تو جانم سوختی

من داشتم با خدا عشق می‌کردم. خدا گفت: موسی! برو رضایتش را حاصل کن؛ وگرنه تو را از درجه پیامبری می‌اندازم. ای موسی! من قال او را نمی‌خواهم، حالش را می‌خواهم. عزیزان من! خدا حال شما را می‌خواهد. [۲]

در روز قیامت زهرای عزیز (علیها السلام) می‌فرماید: خدایا! می‌خواهم فرزندم حسین را ببینم، خطاب می‌شود: زهراجان! تو طاقت نداری! اما حضرت زهرا (علیه السلام) مقصد دارد؛ حالا به او خطاب می‌شود: فاطمه‌جان! در صحرای محشر نگاه کن! وقتی نگاه می‌کند، امام حسین (علیه السلام) را می‌بیند که سر ندارد. حضرت زهرا {{علیها} صیحه‌ای می‌زند و غَش می‌کند!

باز هم زهرای عزیز (علیها السلام) مقصد دارد، در ظاهر به هوش نمی‌آید؛ آن‌وقت خدا ندا می‌دهد: ای حبیبه من! زهراجان! چه می‌خواهی؟! می‌فرماید: همه آن‌هایی که به حسینم خدمت کردند، آن‌هایی که دوست حسینم هستند و گنه‌کارند، آن‌هایی که در جلسه پسرم حسین (علیه السلام) می‌آمدند، انفاق داشتند و مُغرض نبودند؛ یعنی پیرو عمر و ابابکر نبودند را می‌خواهم شفاعت ‌کنم. [۳]

خدا حاج‌شیخ‌عباس تهرانی را رحمت کند، می‌گفت مادرم در روضه‌ها کفش‌های مردم را جفت می‌کرد، وقتی از دنیا رفت، خوابش را دیدم؛ به او گفتم: مادرجان! آن‌جا چه‌کاره‌ هستی؟ گفت: کفش‌دار حضرت زهرا (علیها السلام) هستم. زهرای عزیز (علیها السلام) به من فرمود: تو که کفش‌های دوستان حسینم که برایش گریه می‌کردند را جفت کردی، بیا این‌جا کفش‌دارِ من باش! [۴]

رفقای عزیز! این‌جا که می‌آیید باید جای دیگر را نبینید و جای دیگر نروید؛ وگرنه این‌جا را فروخته‌اید. با هم هماهنگ، هم عقیده و هم مقصد باشید و از حضور هم عشق کنید. حمایت از ولایت کنید تا حضرت زهرا (علیها السلام) بگوید تویی که حمایت از حسین من کردی، حمایت از علی من کردی؛ من که جانم را دادم تو مالت را دادی، من که جانم را دادم تو وقتت را دادی؛ این‌وقت‌ها که این‌جوری است شکر خدا را بکنید. [۵]

فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

  1. اطاعت امر موجب اشرفیت انسان است 80
  2. عبادت بی ولایت نجات‌بخش نیست 83
  3. نجوا با ولایت77 و کتاب جامع ولایت
  4. توفیق، بُکاء، نجوا 79
  5. کتاب جامع ولایت
حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه