Press ESC to close

تسلیم بودن این است که خودت را در مقابل ولایت دارای کسری بدانی و فرمان ببری...

«أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له»: خدایا! ما شهادت می‌دهیم که تو شریک و نظیر نداری. «و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله، اللهمّ صلّ علی محمّد و آل‌ محمّد»: و شهادت می‌دهیم که محمد صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله، بنده و رسول توست. بنده باید فرمان خدا را ببرد. خدا دارد به ما تذکر می‌دهد که در همه کارها تسلیم باشیم، تا به کمال و جمال برسیم. تسلیم بودن به این‌ است: (ما هنوز توجه نداریم،) باید خودت را [در مقابل خدا و ولایت دارای] کسری بدانی، نه این‌که چیزی باشی و هستی داشته‌ باشی. تسلیم این‌ است که ما باید فرمان دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام را ببریم. اگر به ما می‌گوید تسلیم پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شوید، باید تسلیم امر پیامبر شویم، نه تسلیم هیکل پیامبر. امر پیامبر، علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است. منبع: کتاب انجمن ولایت

قوّه را خدا باید بدهد، تو هم قدرتت را صرف امر کن...

«بحول‌ الله و قوّته أقوم و أقعد»: یعنی خدایا! به حول تو حرکت می‌کنیم. خود ولایت هم حول و قوّه را از خدا می‌گیرد و ما از ولایت می‌گیریم و می‌گوییم: ای‌خدا! ای قدرت تمام خلقت! ما بفهمیم که قدرت ما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. امیرالمؤمنین هفت‌ قلعه خیبر را در هم ریخت. خدا حول و قوّه را به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام داد. به داوود گفت: علی بگو، آهن در دستت نرم می‌شود. نگفت خدا بگو، گفت: علی بگو. عیسی به حول و قوّه ولایت، مُرده را زنده می‌کرد.«حول»: نیروئی است که وجود دارد. یعنی تو به آن‌ کار موفق می‌شوی. «قوّه»: قدرتی است که درونت هست؛ اما هنوز آشکار نشده. قوّه را خدا باید بدهد، تو هم قدرتت را صرف امر کن. منبع: کتاب انجمن ولایت

ذکر تأیید نمی‌شود، مگر به محبت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام...

من شاید روزی نزدیک به دو هزار ذکر می‌گویم؛ اما وقتی گفتم، به‌ وجود امیرالمؤمنین علیه‌السلام [قسم]، تمام این‌ها را هدیه می‌کنم، به روح حضرت‌ زهرا علیهاالسلام، دوازده‌ امام، مؤمن، مؤمنه، شهدای کربلا، شهدای احد، زینب‌ کبری، امّ‌کلثوم، تا حتی حضرت‌ معصومه علیهاالسلام. یعنی تمام این‌ها را انفاق می‌کنم. بعد می‌گویم: خدایا! تو را به‌ حق امام‌ زمان قَسَمت می‌دهم، مرا عارف قرار بده، تا این ذکرها که می‌گویم، یک‌ چیزی گیر این‌ها بیاید. من که برای خودم نگفتم. عارف بودن به تو جزا می‌دهد، نه ذکر. چون ذکر تأیید نمی‌شود، مگر به محبت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام. منبع: کتاب انجمن ولایت

نجوای با ولایت ذکر است...

نجوای با ولایت ذکر است. ذکر، حقیقتش یقین است. حالا امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «أنا ذکر الله». سلیمان با قالیچه‌اش از بالای سر مردم رد می‌شد. دهقانی او را دید و گفت: خدایا! این از عدالت توست؟ این بنده توست، من هم بنده تو هستم؟ دستهایش را نشان داد، تاول زده‌ بود. سلیمان متوجه شد، پائین آمد و گفت: ای دهقان! یک «سبحان‌الله و الحمدلله و لا إله إلا الله و الله‌اکبر» بگویی، از حشمت من بالاتر است. به چه دلیل سلیمان این‌ را می‌گوید؟ چون حشمت، نابود می‌شود؛ اما آن ذکر، باقی می‌ماند؛ البته ذکر با حقیقت. چرا اهل‌تسنن این‌همه ذکر می‌گویند، اما ذکرشان باطل است؟ چون ذکر حقیقی را قبول ندارند. ذکر که می‌گویند، خدا یک‌ چیزی به آن‌ها می‌دهد؛ اما ذکر حقیقی، ولایت است. «أنا ذکر الله». منبع: کتاب انجمن ولایت

خدایا! به‌ غیر از تو هیچ‌کس نمی‌توانست ائمه را به‌ وجود بیاورد که به‌ واسطه آن‌ها آمرزیده‌ شویم...

«لا إله إلا الله»: هیچ مؤثری، مؤثر نیست؛ فقط خدا مؤثر است. فقط خدا قدرت دارد که ولایت را به‌ من داده. تو که «لا إله إلا الله» می‌گویی، این ذکر، توحید است. داری می‌گویی: خدایا! به‌ غیر از تو هیچ‌کس نمی‌توانست ائمه را به‌ وجود بیاورد. «لا إله إلا الله» تشکر از خداست که خدا واسطه‌هایی در مقابل ما و گناهانمان قرار داده که به‌ واسطه آن‌ها آمرزیده‌ شویم. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله به آن عربی که از او سؤال کرد: یا رسول‌الله! یک‌حرفی بزن تا ما هدایت شویم. فرمود: یک «لا إله إلا الله» بگو تا رستگار شوی. منظور پیامبر، این «لا إله إلا الله» است.«الله‌ اکبر»: یعنی خدا بزرگ است که ولایت به‌ من داد. منبع: کتاب انجمن ولایت

سجده یعنی در مقابل خدا و ولایت تواضع کن...

ما اگر عبادت می‌کنیم، باید عبادت با امر باشد. نماز که می‌خوانیم، باید سر به زمین بگذاریم، یعنی در مقابل خدا و ولایت تواضع کنیم. سجده یعنی امر. سجده، خضوع در مقابل خداست. این سجده روح دارد، این سجده وصل است، نه این سجده‌هایی که ما می‌کنیم. خدا به شیطان گفت: به آدم سجده کن؛ یعنی به کانالی که ائمه می‌خواهند بیایند، گفت سجده کن. این مثل آن‌ است که الآن به ما اشکال می‌کنند و می‌گویند شما به مُهر سجده می‌کنید! از من در این مورد سؤال شد، گفتم: ما سرمان را روی مُهر می‌گذاریم، برای این‌که اگر زمین کثیف است، پیشانی‌مان کثیف نشود. ما به مُهر کاری نداریم. اما اهل‌تسنن می‌گویند: به هر چیزی می‌شود سجده کرد. پدر عیسی، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است که در آستین حضرت مریم روح دمید. پدر آدم، [پدر] خاک بود. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، ابوتراب یعنی پدر خاک است. عمَر لعنة‌الله می‌گفت به هر چیزی سجده کنید، ولی به خاک سجده نکنید. منبع: کتاب انجمن ولایت

منزه است آن خدایی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را از نور خودش خلق کرد تا به‌ واسطه او به بهشت برویم...

«سبحان ربّی العظیم و بحمده»: یعنی تسلیم شو، عظیم خداست. حالا من سجده می‌کنم و می‌گویم «سبحان ربّی الأعلی و بحمده». تو به چه‌ کسی می‌گویی؟ تو به جهلت می‌گویی. تو جهل داری، چون‌که وقتی حرف حق گفته می‌شود، تو چیز دیگری می‌گویی.تسبیحات اربعه: «سبحان‌الله و الحمدلله و لا إله إلا الله و الله‌اکبر»«سبحان‌الله»: خدا از هر عیبی منزه است. خدایا! ما را بی‌عیب کردی که ولایت به ما دادی. منزه است آن خدایی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را از نور خودش خلق کرد تا به‌ واسطه او به بهشت برویم.«الحمدلله»: خدا را حمد می‌کنیم. خدایا! تشکر می‌کنیم که به ما ولایت دادی. «الحمدلله» که من این ذکر را موفق شدم که بگویم. یعنی موفق شدم عظمت خدا را تشخیص بدهم، عظمت خدا را از هر عظمتی بالاتر حساب کردم. حالا من در اطاعت خدا سر فرو بردم. منبع: کتاب انجمن ولایت

قبولی ولایت نماز است، نه رکوع و سجود...

تو باید در ولایت، رکوع و سجود داشته‌ باشی، نه در نماز. اگر در نماز رکوع و سجود داشته‌ باشی، چقدر سنّیها نماز می‌خوانند، چرا اهل آتشند؟ چون خدا می‌گوید: اگر عبادت جنّ و انس کنی، اما امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را به «الیوم أکملت لکم دینکم» قبول نداشته‌ باشی، تو را در آتش جهنم می‌سوزانم. شما آن رکوع و سجودت باید با قبولی ولایت باشد. قبولی ولایت نماز است، نه رکوع و سجود.رکوع: یعنی درباره ولایت تواضع داشته‌ باشی.سجود: یعنی تواضع به ولایت کن. در سجده با پا و دست و زانوهایت، با سر و اعضا و جوارحت در مقابل ولایت تواضع کن. منبع: کتاب انجمن ولایت

کسی موفق می‌شود خدا و ولایت را تشویق کند که سخی باشد و اهل دنیا نباشد...

این‌قدر این سوره توحید مهم است که می‌گوید اگر سه‌ دفعه آن‌ را بخوانی، یک ختم قرآن کرده‌ای. من همیشه شبها و ظهرها آن‌ را می‌خوانم. چرا؟ چون داری خدا را حمد و ستایش می‌کنی. چرا سوره توحید این‌قدر ثواب دارد؟ چون خدا دلش می‌خواهد که شما خدا را تشویق کنید. خدا هم دلش می‌خواهد شما ولایت را تشویق کنید. شما باید هر دو کار را بکنید. اما چه‌ کسی به این‌ کار موفق می‌شود؟ کسی‌ که سخی باشد و اهل‌ دنیا نباشد. عزیزان من! دنیا شما را گرفتار می‌کند، هر روز یک‌ چیز تازه‌ای پیش رویت می‌آورد. منبع: کتاب انجمن ولایت

همان‌طور که خدا بی‌همتاست، مقصدش هم بی‌همتاست...

«الله الصّمد»، «لم‌ یلد و لم‌ یولد»: کسی از تو زائیده نشده و از کسی زائیده نشده‌ای. کل خلقت باید زائیده شوند. همان‌طور که خدا «لم یلد و لم یولد» است، مقصدش هم «لم‌ یلد و لم یولد» است [یعنی ازلی است، از خلق زاده نشده، نور خداست]. مگر خدا به‌ غیر از امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مقصد دیگری دارد؟ حالا نگوئید که من علی علیه‌السلام را خدا کردم. نه، من می‌خواهم به شما بگویم که مقصد خدا این‌قدر اُفقش بالاست. «و لم‌ یکن له کفواً أحد»: تو همتایی نداری. هر چیزی جفت دارد. همان‌طور که خدا بی‌همتاست، مقصدش هم بی‌همتاست. مقصدش هم جفت ندارد. دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام همه آن‌ها یکی هستند، یک وجودند، یک نورند؛ پس همتا ندارند. عزیز من! اگر شهادت می‌دهی که خدا کفو ندارد، چرا دنبال آن‌ کسی‌ که کفو دارد، می‌روی؟ منبع: کتاب انجمن ولایت

حضرت‌ زهرا نه ضالین را می‌پذیرد، نه کسی که با ضالین است...

همه این‌ها شکر خداست. شما باید شکرانه کنید که دنبال آن‌ها نرفتید. خدایا! شکر که جزء «ضالین» نیستیم. خدایا! شکر که مستحق شدیم با زهرا علیهاالسلام باشیم، لیاقت پیدا کردیم با امیرالمؤمنین علیه‌السلام باشیم. مستحب است که وقتی «و لا الضالین» گفتی، «الحمد لله» بگویی؛ یعنی «الحمد لله» که من جزء «ضالین» نیستم. زهرای‌ عزیز، بلال، مقداد، سلمان و اباذر را پذیرفت چون‌که جزء «ضالین» نبودند، اما عباس جزء «ضالین» بود که زهرای‌ عزیز او را نپذیرفت. اگر با «ضالّین» هم باشی، حضرت‌ زهرا تو را نمی‌پذیرد. نماز دعاست؛ حالا که داری دعا می‌کنی، باید علی علیه‌السلام را ببینی، باید زهرا علیهاالسلام را ببینی. امیرالمؤمنین روح است، زهرای‌ عزیز روح است؛ تو باید روح را ببینی و آن‌ را قبول کنی، نه این‌که فقط دعا بخوانی. هر آنچه را که می‌خواهی، باید از امیرالمؤمنین و زهرای‌ عزیز بخواهی. منبع: کتاب انجمن ولایت

مغضوب یعنی کسی‌ که مردم را گمراه می‌کند، ضاّلین کسانی هستند که دنبال خلقند و دنبال ائمه نمی‌روند...

«صراط الذین أنعمت علیهم»: راه شیعیانی که به آن‌ها نعمت ولایت دادی. خدایا! ما جزء آن‌هایی باشیم که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را دوست دارند. «غیر المغضوب علیهم»: نه راه کسانی‌ که به آن‌ها غضب کردی. «مغضوب» یعنی کسی‌ که مردم را گمراه می‌کند. خدا به بدعت‌گذاران غضب می‌کند. خدایا! ما جزء کسانی نباشیم که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را دوست ندارند، آن‌ها «مغضوب» هستند. «و لا الضالین»: نه راه گمراهان. «ضاّلین» چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که دنبال خلقند و دنبال ائمه نمی‌روند. اول، عمر و ابابکر گمراه هستند، بعد پیروان آن‌ها، بعد کسانی‌که بدعت به دین می‌گذارند؛ این‌ها «ضاّلین» هستند. خدایا! ما جزء «ضاّلین» نباشیم. منبع: کتاب انجمن ولایت

هدایت یعنی حرف‌ شنیدن؛ دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم می‌گویند برو دنبال متقی تا هدایت شوی...

«إهدنا الصراط المستقیم»: خدایا! ما را به صراط مستقیم وادار کن. خدایا! تویی که صراط مستقیم، علی علیه‌السلام را یاد ما دادی؛ تویی که حسن و حسین علیهماالسلام را یاد ما دادی. شما اگر صراط مستقیم را بروید، به خدا می‌رسید. آن صراط مستقیم، تو را به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌رساند. آن صراط مستقیم، تو را به معنی قرآن می‌رساند. اما اگر راه دیگری بروی، به بیراهه می‌روی. کجا می‌روی؟ اصلاً هدایت یعنی‌ چه؟ هدایت یعنی حرف‌ شنیدن؛ تو بیا به حرف دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام برو تا هدایت شوی. حالا دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم به تو می‌گویند برو دنبال متقی تا هدایت شوی. اما بی‌هدایتی، حرف نشنیدن است؛ بی‌هدایتی، مخالفت کردن است. منبع: کتاب انجمن ولایت

خدا می‌گوید من عبادت بی‌هدایا را قبول نمی‌کنم، هدایای عبادت، علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است...

«إیاک نعبد»: ای‌ خدا! شکر می‌کنیم؛ حالا که دین به ما دادی، تشخیص دین به ما دادی، آن‌وقت تو را اطاعت می‌کنیم. خدایا! فقط تو را عبادت می‌کنیم، نه به‌ غیر از تو، آن‌ هم عبادت با محبت علی علیه‌السلام. شما وقتی عبادت می‌کنید، باید با عبادتتان هدایایی بیاورید. هدایای عبادت، علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است. خدا می‌گوید من عبادت بی‌هدایا را قبول نمی‌کنم. عبادت بی‌علی علیه‌السلام، روح ندارد، سلیقه‌ای است. عبادت اگر روح نداشته‌ باشد، جسم است. از عبادت باید به ولایت برسی، نه به خلق. از عبادت باید به اطاعت برسی، چون نجات‌دهنده تو ولایت است، نه عبادت. «إیاک نستعین»: خدایا! ما نمی‌توانیم، فقط از تو یاری می‌خواهیم؛ درباره ولایت ما را کمک کن، ما را یاری کن. منبع: کتاب انجمن ولایت

خدایا! تو رحیم‌تر از علی، کسی را در خلقت قرار ندادی و رحمانیتت را در زهرا تجلی دادی...

«الرحمن الرحیم»: صاحب رحمان و رحیم تویی. تویی که رحمان و رحیم را به ما می‌دهی. تویی که علی علیه‌السلام و زهرا علیهاالسلام و چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام را به ما می‌دهی. خدایا! تو رحیم‌تر از علی علیه‌السلام، کسی را در خلقت قرار ندادی. خدایا! رحمانیتت را در زهرا علیهاالسلام تجلی دادی. «مالک یوم‌ الدین»: خدایا! تو مالک علی علیه‌السلام و زهرا علیهاالسلام و چهارده‌معصوم علیهم‌السلام هستی؛ تو مالک دین ما هستی، مالک بهشت و فردوس هستی. خدایا! تو فقط مالکیت داری، هیچ‌کس مالکیت به ولایت ندارد. حالا تو کجا می‌روی؟ ولایت را از چه‌ کسی می‌خواهی؟

رحمانیت خدا شامل همه می‌شود، اما نسبت به شیعه امیرالمؤمنین، رحیم است...

«بسم‌ الله الرحمن الرحیم»: یعنی به‌ نام آن خدایی که «رحمان» است. رحمانیت خدا و بخشش او شامل همه می‌شود. این سفره جود خداست. خدا کسی است که به کافر و مسلمان، به همه رحم می‌کند؛ ولی نسبت به شیعه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مهربان و «رحیم» است. خدا رحیم است، رحم‌کننده به ماست. چرا دنبال کسی می‌روی که به تو رحم نمی‌کند؟ بیا دنبال خدا برو. «الحمد لله ربّ‌ العالمین»: یعنی ای‌ خدا! حمد و ستایش، منحصر به توست. خدایا! حمد و ستایش می‌کنم تو را که ولایت به ما دادی. خدا خوشش می‌آید که وقتی تو «بسم‌ الله الرحمن الرحیم، الحمد لله ربّ‌ العالمین» می‌گویی، عقیده‌ات این‌ باشد که خدایا! تو را حمد می‌کنیم که ما محبت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام داریم. منبع: کتاب انجمن ولایت

علی دیدن، خدا دیدن است؛ خدا دیدن، علی دیدن نیست...

حالا وضو گرفتی، اذان و اقامه گفتی، می‌خواهی نماز بخوانی. اولِ اذان و اولِ نماز، «الله‌ اکبر» می‌گویی. «الله‌ اکبر»: الله‌ اکبری که اول نماز می‌گویی، یعنی خدایا! من دنیا را پشت سرم ریختم. ای‌خدا! آمدم رو به تو. وقتی «الله‌ اکبر» می‌گویی، باید امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را ببینی. چون علی علیه‌السلام دیدن، خدا دیدن است؛ خدا دیدن، علی علیه‌السلام دیدن نیست. چرا؟ هر چه بخواهی غیر از این به عنوان خدا ببینی، یک بُت درست کرده‌ای. منبع: کتاب انجمن ولایت

ابن‌ملجم «إیاک نعبد و إیاک نستعین» گفت، اما «إهدنا الصراط المستقیم» را کُشت...

قرآن می‌گوید نماز، ما را از فحشاء و منکر نجات می‌دهد. مگر ابن‌ملجم نماز نمی‌خواند؟ خدا رحمت کند حاج‌ شیخ‌ عباس تهرانی را، می‌گفت: یا نبود، یا کم‌نظیر بود مانند ابن‌ملجم که تمام صورتش پینه داشت از بس خدا، خدا می‌کرد؛ به بیابان می‌رفت و صورتش را به خاک می‌مالید. عزیزان من! چرا ما فرق نمی‌کنیم؟ مگر این‌ که قرآن می‌گوید نماز، ما را از فحشاء و منکر نجات می‌دهد، صحیح نیست؟ چرا فحشاء و منکرِ ما زیادتر می‌شود؟ چرا ما فکر نداریم؟ مگر شیطان «إیاک نعبد و إیاک نستعین» نگفت؟ والله، بهتر از من می‌گفت! خیلی با طمأنینه می‌گفت! می‌گفت: خدایا! تو سزاوار سجده‌ای، من تو را سجده می‌کنم. شیطان «إیاک نعبد و إیاک نستعین» گفت، اما «إهدنا الصراط المستقیم» نگفت. ابن‌ملجم «إیاک نعبد و إیاک نستعین» گفت، اما «إهدنا الصراط المستقیم» را کُشت. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: «أنا صراط المستقیم، أنا وجه‌الله، أنا خیر الله، أنا أسد الله». خدای تبارک و تعالی، مقصدش ولایت است. اصل نماز، «إهدنا الصراط المستقیم» است. منبع: کتاب انجمن ولایت

مگر تو پیرو چهارده معصوم نیستی؟ مگر آن‌ها نماز نمی‌خواندند؟ در صورتی‌ که والله، خودشان نماز هستند...

آقای دانشجو که نماز نمی‌خوانی! آقایی که حالا دیپلم یا لیسانس گرفته‌ای و نماز نمی‌خوانی! مگر تو پیرو دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام نیستی؟ کدام‌ یک از آن‌ها نماز نمی‌خواندند؟ در صورتی‌ که والله، خودشان نماز هستند. به‌ دینم علی علیه‌السلام خودش نماز است. «إهدنا الصراط المستقیم»: صراط مستقیم، علی علیه‌السلام است. روایت داریم جوانی که به نماز می‌ایستد، خدا به او مباهات می‌کند و می‌گوید: ای ملائکه من! این جوان با همه آمال و آرزویش رو به‌ من ایستاده‌ است. ای ملائکه من! تمام گناهانش را آمرزیدم، دعایش را هم مستجاب می‌کنم؛ اما کسی‌ که واقعاً سمت خدا بیاید و درخواست کند که خدا او را به صراط مستقیم، یعنی صراط علی علیه‌السلام وادار کند. منبع: کتاب انجمن ولایت

امام‌حسین تا آخر «هل من ناصر» می‌گفت، می‌گفت بیائید طرف منِ نمازخوان...

میلیاردها نماز می‌خوانند، اما چون امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، اهل آتشند. پس نماز کیست؟ نماز، علی علیه‌السلام است؛ نماز، ولایت است؛ نماز، زهرا علیهاالسلام است. آیا آن‌ها خودشان نماز نمی‌خواندند؟ حالا امام‌جماعت محله‌تان این‌طور شده، تو نباید نماز بخوانی؟ بدان تو خودت را از پیروی ولایت جدا کردی، خودت را از حضرت‌زهرا جدا کردی، خودت را از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام جدا کردی، خودت را از امام‌حسین علیه‌السلام جدا کردی. مگر امام‌حسین تا آخر «هل من ناصر» نمی‌گفت؟ می‌گفت بیائید این‌طرف، بیائید طرف منِ نمازخوان. تو خیال کرده‌ای که فهمیده شده‌ای! عزیز من! مگر نمی‌گویی امام‌جماعت محله‌مان بد شده؟ تو که از او بدتر شده‌ای! او باز یک‌ سَری به زمین می‌گذارد و سجده‌ای می‌کند، تو که بدتر شده‌ای، تو آن‌ را هم انجام نمی‌دهی. پس تو باید چه‌ کنی؟ باید بگویی: خدایا! شکر که من بیدار شدم. شکرانه کنی که مثل او نیستی. تازه باید نمازت را با حضور قلب بخوانی. نماز با حضور قلب، یعنی نماز با ولایت. عزیزان من! بیائید تفکر داشته‌ باشید. بیائید حرف بشنوید. بیائید…

یقین به امام زمان، یعنی بدانید که در این خلقت، کسی مانند امام زمان نیست که ما طرفش برویم، این امام‌شناسی است...

اول باید یقین به ولی‌الله الاعظم (عجل‌ الله‌ فرجه)، روح تمام خلقت، داشته‌ باشید. یقین به امام یعنی‌ چه؟ یعنی بدانید که در این خلقت، کسی مانند امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) نیست که ما طرفش برویم؛ این امام‌شناسی است. کسی هم مانند خدا در ظاهر نیست که او را پرستش کنیم؛ این خداشناسی و توحید است. بعد از یقین، به سوی نور حرکت کنید. مگر خدا نمی‌گوید من ائمه علیهم‌السلام را از نور خودم خلق کردم؟ والله، تمام خلقت ظلمت است؛ مگر اتصال به نور شود. بعد از حرکت، به امر امام زمانتان عمل کنید. این‌طوری باید ولایت را بشناسید که دست از آن برندارید و تزلزل نداشته‌ باشید. منبع: کتاب جامع ولایت

شما نمی‌توانید بگویید من از این گناه می‌گذرم، باید توان امام زمان و حضرت زهرا و امیرالمؤمنین را ببینید که آن‌ها کمکتان می‌کنند...

گناه هر چه باشد، وقتی اسبابش فراهم می‌شود، بگویید زهرا جان! علی‌جان! امام زمان! کمکم کن. فوری کمک می‌رسد. شما نمی‌توانید بگویید من از این گناه می‌گذرم؛ باید توان امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) و توان حضرت زهرا علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام را ببینید که آن‌ها کمکتان می‌کنند. علی و زهرا خنثی‌کن گناه هستند. شما باید باتوانِ بی‌توان باشید؛ بتوانید گناه کنید و نکنید؛ بتوانید به زن مردم نگاه کنید و نکنید؛ بتوانید مال مردم را بخورید و نخورید. آخر، هر کسی گمراهی‌اش یک‌جوری است. حُرِّ زمان باشید. الآن امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) «هل مِن ناصر» می‌گوید، من می‌شنوم و لبیک می‌گویم؛ شما به چه‌کسی لبیک می‌گویید؟ منبع: کتاب جامع ولایت

مگر خدا سوره حمد و توحید را نازل نکرده‌ است؟ شما به سوره قرآن کافر شده‌اید یا به امام‌ جماعت محله‌تان که نماز نمی‌خوانید؟...

من یک‌ دوستی داشتم، دو پسر داشت که به کشورهای خارجی رفته‌ بودند. تا حتی ایشان به خدا قسم می‌خورد و می‌گفت از آرد آن‌جا هم نمی‌خوردند. از ایران گندم برده بودند و آن‌جا آسیاب می‌کردند. منتهی‌الآمال، مفاتیح و قرآن داشتند. همیشه می‌گفتند الحمدلله که مانند خارجی‌ها نشدیم و در مکتب علی علیه‌السلام داریم زندگی می‌کنیم. بعد از مدتی این‌ها به ایران آمدند و به آن‌ها پُست و مقامی دادند. وقتی خلافهای این‌جا را دیدند، دیگر نماز نخواندند و روزه هم نگرفتند. پدرشان ناراحت بود و گریه می‌کرد، می‌گفت: تمام هستی‌ام رفت. من پیر شده‌ام، تمام ابعادم این‌ بود که این دو جوان را تحویل اسلام داده‌ام؛ اما حالا دیگر نه نماز می‌خوانند و نه روزه می‌گیرند. این‌ها هم به امام‌ جماعت محله‌شان نگاه کرده‌ بودند. گفتم: به آن‌ها بگو: عزیزان من! من دوستی دارم که پیرمرد است و یک کناری است؛ رفتم با او صحبت کنم، سراغ شماها را گرفت. گفتم: بچه‌هایم نماز نمی‌خوانند، روزه نمی‌گیرند. آن پیرمرد از من سؤال کرد که آیا این‌ها کافر به‌ قرآن هستند یا…

مگر تا حالا عبادت برای امام‌ جماعت محله‌تان می‌کردی و روزه برای او می‌گرفتی که الآن می‌گویی چرا این بد شده‌ است، من نماز نمی‌خوانم؟...

خیلی‌ها پیش من می‌آیند و می‌گویند بچه‌های ما نماز نمی‌خوانند، یا این‌که من شنیده‌ام الآن در دانشگاه صده هشتاد از مردم، نماز نمی‌خوانند. عده‌ای هم هستند که خمس و سهم امام نمی‌دهند. بدانید که این تکلیف از روی دوش شما برداشته نشده‌ است. به اولیای امور هم‌ کاری نداشته‌ باشید. حالا وقتی به او می‌گویی: چرا نماز نمی‌خوانی؟ در جواب می‌گوید: چرا امام‌ جماعت محله ما این‌طوری شده‌ است؟ آقای‌ مهندس! آقای دانشجو! از شما سؤال می‌کنم: مگر خدای شما، امام‌ جماعت محله‌تان بوده؟ مگر تا حالا عبادت از برای امام‌ جماعت محله‌تان می‌کردی؟ آیا روزه از برای او می‌گرفتی که الآن می‌گویی چرا این بد شده‌ است؟ اگر قدری تفکر داشته‌ باشی، می‌بینی تو اشتباه کرده‌ای، نه او. خدا رحمت کند آقای‌ بروجردی را، یک‌ نفر پیش او آمد و گفت: یک طلبه‌ای دزدی کرده. گفت: نه؛ یک دزد، لباس طلبه را پوشیده است. طلبه که دزدی نمی‌کند، طلبه که خیانت نمی‌کند، طلبه که این‌قدر شهوت‌رانی نمی‌کند. این لباس اهل‌ علم، لباس تکلیف است. باز هم تکرار می‌کنم که به…

وقتی کسی این‌طرف بیاید، او را می‌خواهم، چون دوست علی است...

با عشق حضرت‌معصومه علیهاالسلام و امام‌رضا علیه‌السلام به این جلسه بیایید. آن عشق به شما تذکر هماهنگی می‌دهد، اما عشق دیگری نداشته‌ باشید. این جلسه، ایمان به شما می‌دهد، محبت امام‌حسن و امام‌حسین علیهماالسلام به شما می‌دهد، محبت خدا به شما می‌دهد. امام‌حسین «هل مِن ناصر» گفت؛ یعنی بیایید این‌طرف تا شما را بخواهم. من هم وقتی کسی این‌طرف بیاید، او را می‌خواهم، از پسرم هم بیشتر می‌خواهم؛ چون دوست علی علیه‌السلام است. امام‌حسین به علی‌اکبر علیه‌السلام فرمود: جلوی من راه برو. شما هم جلوی من راه می‌روید، از شما خوشم می‌آید. نه این‌که شما را ببوسم، با قدم‌هایتان نجوا می‌کنم؛ چون‌که رو به امر می‌روید، «إنّه لیس من أهلک» نشدید و امر را اطاعت می‌کنید. منبع: کتاب امام رضا

تو سجده‌ات باید سجده امر باشد، یعنی تواضع در مقابل ولایت داشته‌ باشی؛ این‌ است که خدا می‌گوید از سجده‌کنندگان خوشم می‌آید...

نماز، همه‌اش سجده ولایت است، وگرنه توجه ندارید. چرا به شیطان گفت به آدم سجده کن؟ امر را گفت سجده کن، آن کانالی که دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام از آن بیرون آمدند را گفت سجده کن. تو سجده‌ات باید سجده امر باشد، یعنی تواضع در مقابل ولایت داشته‌ باشی؛ این‌ است که خدا می‌گوید از سجده‌کنندگان خوشم می‌آید. چرا اهل‌تسنن این‌همه سجده می‌کنند، اما مورد لعنت هستند؟ چون سجده ولایت نمی‌کنند. منبع: کتاب انجمن ولایت

نماز باید به عمود دین اتصال داشته‌ باشد، یعنی به علی‌بن‌ابی‌طالب...

در روایت است که «الصلوة معراج المؤمن». همان‌طور که پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله به معراج رفت و با خدا حرف زد، تو هم در نماز داری با خدا حرف می‌زنی. همین‌طور می‌فرماید: «الصلوة عمود الدین»، نماز عمود دین است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم می‌فرماید: «أنا عمود الدین». نماز باید به عمود دین اتصال داشته‌ باشد، یعنی به علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام. اگر اتصال نباشد، مثل جایی است که تاریک است. منبع: کتاب انجمن ولایت

نماز، شکرانه ولایت است...

نماز و روزه تمرین ولایت است، نه این‌که تو را به جایی برساند، نه این‌که تو را از آتش نجات دهد. تمرین نماز این‌ است که می‌گویی: خدایا! من تواضع می‌کنم؛ شیطان سجده نکرد، من شیطان نیستم. خدایا! به‌ من گم‌شو نگو. اما عصاره نماز، ولایت است. چرا خدا این‌قدر روی نماز تکیه کرده‌ است؟ چون‌که خدا دلش می‌خواهد با او حرف بزنی. نماز شکرانه ولایت است: شکر می‌کنی که من ولایت دارم، شکر می‌کنی که این‌قدر قدرت به‌ من دادی تا شیطان را زمین بزنم و اطاعتش نکنم. منبع: کتاب انجمن ولایت

اصل، ولایت است؛ قبله هم ولایت است...

این‌که می‌گوید شما رو به قبله بایست، یعنی رو به ولایت بایست، رو به علی علیه‌السلام بایست، رو به زهرا علیهاالسلام بایست. چون‌که اصل، ولایت است؛ قبله هم ولایت است. چرا؟ اگر دوازده‌امام، چهارده‌معصوم علیهم‌السلام را قبول نداشته‌ باشی، نمازت به‌ درد نمی‌خورد و تمام عبادتهایت هیچ است؛ برای این‌که مقصد خدا را قبول نداری. این‌که به تو گفته رو به کعبه بایست، چون زایشگاه علی علیه‌السلام است. منبع: کتاب انجمن ولایت

قبولی هر نمازی به «أشهد أن علیاً ولی‌الله و حجة‌الله» است، چون‌که آسمانی‌ها هم این‌ را می‌گویند...

اذان و اقامه‌ای که در آن «أشهد أنّ علیاً ولی‌الله و حجة‌الله» نباشد، اصلاً به‌ درد نمی‌خورد. من این جمله را از آقای‌گلپایگانی شنیدم که می‌گفت: اگر نمازت را شروع کرده‌ باشی اما یادت رفته‌ باشد که اذان و اقامه بگویی، می‌توانی نمازت را بشکنی و اقامه را بگویی و نمازت را دوباره بخوانی. هیچ‌کجا نمی‌شود نماز را شکست، اما این‌جا می‌گفت نماز را بشکن و اقامه بگو. نمازی که در آن علی علیه‌السلام نباشد، نماز نیست. چون‌که اذان و اقامه، نگه‌دار نماز توست؛ هم نگه‌دار است و هم نگهبان. نماز، بی‌اذانِ با «أشهد أنّ علیاً ولی‌الله و حجة‌الله» نه نگهبان است، نه نگهدار. قبولی هر نمازی به «أشهد أن علیاً ولی‌الله و حجة‌الله» است، چون‌که آسمانی‌ها هم این‌ را می‌گویند. چرا؟ چون خدا خوشش می‌آید. منبع: کتاب انجمن ولایت

یزید پیش امام زمانش یعنی حضرت سجاد آمده، امام ردّش نمی‌کند؛ امام یعنی این...

این‌ها [ائمه اطهار] «رحمة للعالمین» هستند، یعنی خدای تبارک و تعالی این‌ها را رحمت خودش قرار داده. رحمت خدا که بی‌حدّ است. یزید اظهار پشیمانی می‌کند، تا حتی به حضرت سجاد علیه‌السلام می‌گوید: آیا من آمرزیده می‌شوم؟ امام فرمود: برو نماز غفیله بخوان. حضرت زینب علیهاالسلام گفت: آخر حجت خدا! چقدر شما رئوف هستی؟ امام سجاد فرمود: عمه‌جان! من حجت خدا هستم. من که نمی‌توانم حق را نگویم، حرف حق را باید زد. یزید پیش امام زمان یعنی حضرت سجاد آمده، امام ردّش نمی‌کند. ما کجا می‌رویم؟ امام یعنی این. یزید تا می‌رفت وضو بگیرد، خون از دماغش می‌ریخت. آخر موفق نشد.   منبع: کتاب حضرت زینب

منظور از بالِ آقا ابوالفضل، پر و بال ملائکه نیست، منظور ارادة اللهی است؛ یعنی هر چه اراده کند، انجام می‌دهد...

وقتی آقا ابوالفضل علیه‌السلام در ظاهر به‌دنیا آمد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام بنا کرد بازوهای آقا ابوالفضل را بوسیدن. امّ‌البنین می‌گوید: آقا جان! مگر بازوهای فرزندم عیبی دارد؟ فرمود: نه، این بازوها و دستها را در کربلا جدا می‌کنند. این دستها فدای حسینم می‌شود. حالا خدا دو بال به آقا ابوالفضل داده؛ آن ارادة اللهی باز به‌ غیر از بال است. با بالش هر کجا بخواهد می‌رود. البته منظور از بالِ آقا ابوالفضل، پر و بال ملائکه نیست، بلکه منظور ارادة اللهی است؛ یعنی هر چه آقا ابوالفضل اراده کند، انجام می‌دهد. امام، آقا ابوالفضل را مثل خودش قرار داده‌ است. شیعه واقعی هم ارادة‌الله است، چه برسد به آقا ابوالفضل! شیعه واقعی از انبیاء، به جز پیامبر آخرالزمان، بالاتر است. آقا ابوالفضل ولیّ نبود؛ اما ولیّ‌پرست و ولیّ‌خواه بود، شما هم باید ولیّ‌خواه باشید.

گهواره امام حسین فطرس را شفا داد، چون امام حسین در آن بود، مثل تربت...

گهواره امام حسین علیه‌السلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیه‌السلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیه‌السلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست؛ تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، پای تو هم شفا می‌شود؛ چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیه‌السلام داری. قربان آن‌ موقع که حسین می‌گویی؛ چنان حسین علیه‌السلام به شما نظر می‌کند. منبع: کتاب عارف ولایت

هر کدام از شما، اهل‌بیت شما، یک ذره ناراحتی داشته باشید، من ناراحتم، اصلاً انگار به جان من اتصالید...

امام صادق علیه‌السلام به آن شخص فرمود: تو مریض شدی، من مریض شدم. دارد حالی تو می‌کند، می‌گوید تا حتی آن کسالتی که تو داری، من هم دارم، من با تو یکی هستم، تو را این‌قدر دوست دارم. امام صادق علیه‌السلام خوش است که بادین باشی. مؤمن واقعی هم دلش خوش است که از آن‌ها جدا نشوی. به دینم قسم، به ایمانم قسم، نمی‌خواهم تملّق بگویم، هر کدام از شما، اهل‌بیت شما، یک ذره ناراحتی داشته باشید، من ناراحتم، اصلاً انگار به جان من اتصالید. خدایا! تو شاهد باش که تملّق نمی‌گویم، حقیقت را می‌گویم. شما ولایی هستید. خود امام صادق علیه‌السلام هم همین را می‌گوید.   منبع: کتاب عارف ولایت

من دارم شما رفقا را حفظ می‌کنم، هیچ اجری هم نمی‌خواهم، مگر خدمت به ولایت و فقرا...

من دارم شما رفقا را حفظ می‌کنم؛ والله، ولایتِ شما را حفظ می‌کنم. دارم درِ خانه مهاجر و انصار می‌روم، می‌خواهند همه شما را ببرند، دور شما می‌گردم؛ هیچ اجری هم نمی‌خواهم. همان‌طور که پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فرمود: من اجری از شما نمی‌خواهم «إلّا المَودّةَ ذَوِی القُربیٰ»: مگر دوستی اهل بیتم. من فقط چیزی که از شما می‌خواهم، خدمت به ولایت و فقراست. امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم وقتی می‌خواست در ظاهر از دنیا برود، حرف دیگری نزد؛ فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! دست از خدمت به فقرا برندارید، به آن‌ها کمک کنید.   منبع: کتاب عارف ولایت

ائمه کسی را جوابگو می‌کنند که به فکر هدایت مردم باشد، بخواهد خودش توی آتش بیفتد، اما دوست علی در آتش نیفتد...

چه شخصی می‌شود جواب‌گو؟ اشخاصی که غرض و مرض نداشته باشند؛ خودخواه و خودپرست نباشند؛ حرام نخورده باشند و دنبال حرام نباشند؛ چشم و پایشان را حفظ کنند؛ از گرسنگی بمیرند اما دستشان را جلوی کسی دراز نکنند؛ به غیر خدا و امام زمان و ائمه، کسی را نبینند؛ به فکر مردم باشند، به فکر هدایت مردم باشند؛ تاحتی بخواهند خودشان توی آتش بیفتند اما دوست علی علیه‌السلام در آتش نیفتد؛ نه فدای علی علیه‌السلام بشود، فدای دوست امیرالمؤمنین بشود، (من والله حاضرم فدای شما بشوم)؛ آن‌وقت از آن علمی که ائمه طاهرین در این خلقت دارند، یک ذراتی به این شخص می‌گویند، «العلمُ نورٌ یَقذِفه اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاء» را به او می‌دهد؛ این شخص می‌شود جوابگو.   منبع: کتاب عارف ولایت

جواب در مقابل کسی‌ که «العِلمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء» دارد، خنثی است؛ آن هم متقی است...

عزیزان من! اگر شما متقی بشوید، هفتاد و دو فرقه را به دینم، محکوم می‌کنید. حضرت زینب علیهاالسلام، یزید را محکومش کرد. مگر کسی می‌تواند متقی را محکوم کند؟ آنچه که جواب است، در سینه‌اش ریخته؛ جوابگوست. همه آمدند این‌جا، به دینم، محکوم از این در بیرون رفتند. جواب در مقابل کسی‌ که «العِلمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء» دارد، خنثی است؛ آن هم متقی است. تمام قدرت‌ها را حضرت زینب علیهاالسلام در هم شکست، متقی هم همین‌طور است. بی‌خود نیست می‌گوید بروی پیش متقی، او شما را رستگار می‌کند. به دینم، رستگاری شما به این حرف‌هاست.   منبع: کتاب حضرت زینب

مصیبتی که حضرت زینب داشت، هیچ زنی در عالم نداشته و نخواهد داشت؛ شجاعتی هم که حضرت زینب دارد، هیچ‌کس نداشته و نخواهد داشت...

وقتی حسابش را می‌کنی، در تمام زنان عالم، هیچ‌کس مثل حضرت زینب و امّ‌کلثوم علیهماالسلام لطمه نخورده‌اند. ببین به مادرشان این‌جور توهین و جسارت کردند، پدرشان را شهید کردند، بعد هم امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را این‌جور جسارت کردند؛ اما مصیبتی که حضرت زینب علیهاالسلام داشت، هیچ زنی در عالم نداشته و نخواهد داشت. شجاعتی هم که حضرت زینب علیهاالسلام دارد، هیچ‌کس نداشته و نخواهد داشت. منبع: کتاب جامع ولایت

معرفت، خواست امام ‌زمان است، حضرت زینب را بشناسید و گریه کنید...

به آقا امام زمان می‌گویند: آقاجان! شنیدیم شما می‌گویی گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. می‌فرماید: آری؛ می‌پرسند: برای چه؟ مصیبت جدّت؟ ببین عدالت این ‌است، می‌گوید: او هم بود، گریه می‌کرد. می‌گویند: برای عمویت عباس؟ می‌فرماید: او هم بود، گریه می‌کرد. می‌گویند: برای چه مصیبتی؟ می‌فرماید: برای عمه‌هایم که توهین به آن‌ها شد، اسیرشان کردند. توهین به ولایت این‌قدر مهم است که امام زمان می‌گوید جانم فدای آن کسی‌که حاضر شد به خاطر ولایت، توهین به او کنند. عزیز من! بیا به امام ‌زمان معرفت پیدا کن. وقتی معرفت پیدا کردی، همان معرفت، خواست امام ‌زمان است. آن زینبی که خودش را آماده کرده و به ‌خاطر ولایت، اسیر شده‌، این‌قدر والامقام است. حضرت زینب علیهاالسلام را بشناسید و گریه کنید. منبع: کتاب جامع ولایت

علی علیه‌السلام خدا نیست و از خدا جدا نیست؛ مقصد خدا و امر خداست...

بر شاه بالِ جبرئیل «علی» نوشته شد که با آن به سرعت حرکت می‌کرد. بر عرش «یا علی» نوشته شد و استقرار یافت. بر ماه «علی» نوشته شد. بر باد «علی» نوشته شد و جریان یافت. زنگ در بهشت «یا علی» است. در تمام خلقت «علی» است. صوت خدا «علی» است. خداحافظیِ خدا با رسول‌الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله در معراج «یا علی» است. پسِ پرده وحی «علی» است. علی علیه‌السلام خدا نیست و از خدا جدا نیست. علی علیه‌السلام [لم یکن له] کفواً احد است، مقصد خدا و امر خداست؛ «ذکرُ‌ الله» و ذات خداست. جهان اگر فنا شود، علی به پاش می‌کند. تمام کارها را خدا دست علی علیه‌السلام داد. اول و آخر، علی علیه‌السلام است. ظاهر و باطن، علی علیه‌السلام است. این منحصر به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. منبع: کتاب جامع ولایت

اسمِ امیرالمؤمنین را مافوق باید بگذارد، علی علیه‌السلام مافوقی جز خدا ندارد...

خدای تبارک و تعالی برای اسم‌گذاری هیچ‌کدام از ائمه نفرمود که اسم خودم را روی او گذاشتم. اسمِ امیرالمؤمنین را مافوق باید بگذارد، علی علیه‌السلام مافوقی جز خدا ندارد. ابوطالب، امیرالمؤمنین را به‌ دست رسول‌الله داد، این‌جا امیرالمؤمنین چشم گشود. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به روی خلق و دنیا چشم نمی‌گشاید، به روی «ولیّ خدا» چشم می‌گشاید، پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هم «نبیّ» است و هم «ولیّ» است. «عینُ الله» به روی «نور خدا» چشم می‌گشاید و روی دست پیامبر، آیه «قد أفلَحَ المُؤمنون» می‌خوانَد. رسول‌الله فرمود: من هم در نام‌گذاری او به خداوند پیشی نمی‌گیرم. آخر مافوقِ امیرالمؤمنین، خداست. دید لوحی میان زمین و آسمان پدیدار گشت، در آن لوح نوشته شده‌ بود که خدا می‌فرماید: من «علی اعلی» هستم، اسم این فرزند را «علی» بگذار، خدا اسم خودش را روی امیرالمؤمنین گذاشت. این مختص امیرالمؤمنین است. «اسمُ الله» علی علیه‌السلام است.   منبع: کتاب جامع ولایت

اسم مبارک علی علیه‌السلام است که مشکل‌گشای همه خلقت است...

اسم مبارک علی علیه‌السلام است که مشکل‌گشای همه خلقت است. موسی «یا علی» گفت، عصا را انداخت و اژدها شد و مارهای سَحَره فرعون را بلعید، و باز «یا علی» گفت و دست کرد و اژدها را گرفت، دوباره عصا شد. عیسی «یا علی» گفت و مُرده را زنده کرد؛ «یا علی» گفت و در پرنده گِلین دمید و او جان گرفت و به پرواز در آمد. داوود «یا علی» گفت و آهن به دستش نرم شد. جبرئیل «یا علی» گفت و هشت‌ شهر قوم‌ لوط را زیر و رو کرد. در تمام ائمه اطهار این منحصر به امیرالمؤمنین است که «جَنبُ الله» است، کنار خداست. خدا شریک ندارد، اما علی علیه‌السلام همکار خداست؛ گِل آدم را سرشت و خدا جان داد؛ در آستین مریم دمید و عیسی را بار برداشت؛ موقع قیامت هم علی علیه‌السلام است که می‌دمد و مُرده‌ها جان می‌گیرند.

این مختص امیرالمؤمنین است که اگر مردم بر حبّ او جمع می‌شدند، خدا اصلاً جهنم را خلق نمی‌کرد...

خداوند تبارک و تعالی درباره هیچ‌کدام از ائمه‌ طاهرین بیان نفرمود که به عزّت و جلالم سوگند، اگر عبادت ثقلین کنید و علی علیه‌السلام را به «الیوم أکملت لکم دینکم» قبول نداشته‌ باشید، شما را با صورت در جهنم می‌اندازم. همین‌طور روایت است که اگر مردم بر حبّ او جمع می‌شدند، خدا اصلاً جهنم را خلق نمی‌کرد؛ این مختص امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. فقط امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که با تمام پیامبران در خفا و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمد. تا حتی موقع ظهور امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) هم امیرالمؤمنین علیه‌السلام به کمک امام زمان می‌آید و مُهر «مؤمن» و «منافق» به مردم می‌زند.   منبع: کتاب جامع ولایت

تنها امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است که محل ظاهر شدنش «قبله» شد...

هیچ‌کدام از ائمه‌ طاهرین محل به‌ دنیا آمدن ظاهری‌شان خانه‌ خدا نبود و محل ظاهر شدن هیچ‌کدام از ائمه «قبله» نگشت، این منحصر به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. لفظ مبارک «امیرالمؤمنین» مختص به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است و رسول‌ اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله در غدیر خُم فرمود: از این پس به لفظ «امیرالمؤمنین» باید به علی سلام کنید. شخصی به یکی از ائمه‌ طاهرین به لفظ «امیرالمؤمنین» سلام کرد، حضرت ناراحت شد و گفت: این لفظ فقط مختص به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. تا حتی روایت داریم اگر کسی از خلق این لفظ را بر خود بگذارد، خدا او را به دردی گرفتار می‌کند و رسوایش می‌کند. همین‌طور روایت داریم اگر کسی اسم «علی» بر فرزندش بگذارد، هر بار که او را صدا می‌زند، خدا مَلَکی خلق می‌کند که تا آخر عمر برایش استغفار کند.   منبع: کتاب جامع ولایت

فقط امیرالمؤمنین است که همسرش نور خداست و عقدش در عرش معلی انجام شد...

در تمام ائمه‌ طاهرین، فقط امیرالمؤمنین است که همسرش نور خدا، ناموس خدا، حضرت‌ زهراست. عقد و ازدواج هیچ‌کدام از ائمه‌ طاهرین، تا حتی رسول‌الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله در عرش مُعلّی بسته نشد؛ اما عقد امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و زهرای‌ عزیز علیهاالسلام در عرش مُعلّی بسته‌ شد و خدا آب و نمک را مَهر زهرا علیهاالسلام قرار داد. برای ازدواج ظاهری هیچ‌کدام از ائمه، ستاره‌ای از آسمان نیامد که در خانه‌اش برود. خدا این زمینه را فراهم کرد که دهان مردم بسته شود و مردم را قانع کند و به آن‌ها بگوید: امر علی و زهرا با من است؛ آن‌ها خاکی نیستند و ماورائی‌اند. کار علی و زهرا، خلقتی است، نه خلقی.   منبع: کتاب جامع ولایت

هر چند ائمه‌ طاهرین یک نورند، اما علی علیه‌السلام «نورٌ عَلی نور» است...

خدا به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌فرماید: اگر علی را معرفی نکنی، هیچ‌ کاری نکرده‌ای. پیامبر هم به سلمان فرمود: یا سلمان! اگر همه عالم رفتند یک‌طرف، تو برو طرف علی. چرا پیامبر این‌قدر تعریف امیرالمؤمنین را کرده‌ است؟ چون امر خداست، امر را اطاعت می‌کند. اما در خود ائمه‌ طاهرین، خدا عظمائیتی به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام داده‌ است. خصوصیاتی است که مختص به خود امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، برای بقیه ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام نیست؛ یعنی هر چند ائمه‌ طاهرین «کُلّهم نورٌ واحد» هستند، یک نورند؛ اما علی علیه‌السلام «نورٌ عَلی نور» است.   منبع: کتاب جامع ولایت

خدا هیچ خلقتی را بدون محبت و ولایتِ علی نمی‌پذیرد، این قانون خداست...

خدا نوری دارد که اتصال به خودش است، آن‌ هم علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است؛ می‌فرماید «نورُ الله»، نمی‌فرماید «خلقُ الله». خدا خلقت را که خلق کرده، امر روی آن گذاشته؛ امر، ولایت است. خدا هیچ خلقتی را بدون محبت و ولایتِ علی علیه‌السلام نمی‌پذیرد، این قانون خداست. دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم، حجت بر تمام خلقت هستند. خلقت در مقابل ولایت کسری دارد، اما ائمه‌ طاهرین فقط مافوقشان خداست. یک‌ نگاه به این جهان باید بکنی و علی علیه‌السلام را بشناسی، یعنی بدانی که مانندش غیر از خدا هیچ‌کسی نیست. این شناخت علی علیه‌السلام است، مابقی‌اش حرف است. این‌که [خدا] امیرالمؤمنین را معرفی کرد، می‌خواهد شما بهشت بروید؛ والله، بالله، این علی علیه‌السلام نیست، چیز دیگری است. منبع: کتاب جامع ولایت

پیامبر در اذانش «أشهد أنّ علیاً ولیّ‌الله» می‌گفت، اما افشا نکرد تا جسارت بیشتری به ولایت نکنند...

همانجا [در غدیر] سلمان و اباذر بلند شدند و اذان گفتند و در اذانشان «أشهد أنّ علیاً ولیّ‌الله و حجة‌الله» گفتند. شخصی آمد، به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفت: این‌ها یک چیزهائی در اذانشان می‌گویند. پیامبر فرمود: آن‌ها درست می‌گویند. خود پیامبر هم در اذانش «أشهد أنّ علیاً ولیّ‌الله» می‌گفت؛ اما دید اگر افشا کند، این‌ مردم اصلاً نه قرآنش را قبول می‌کنند، نه اذانش را. حضرت دید که اگر افشا کند، جسارت بیشتری به ساحت قدس ولایت می‌شود. افشا نکرده، طناب گردن امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام انداختند؛ افشا نکرده همسر عزیزش را کتک زدند و کشتند؛ اگر افشا می‌کرد، با آن‌ها چه می‌کردند؟ این‌است که پیامبر افشا نکرد. منبع: کتاب انجمن ولایت

خدا افشا کرد «الیوم أکملت لکم دینکم» یعنی علی علیه‌السلام دین است...

پیامبر، امیرالمؤمنین را روی دست آورد و گفت: «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه. اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و العن من أنکره…» حالا وقتی رسول‌الله، امیرالمؤمنین را معرفی کرد، یک‌دفعه خدا افشا کرد: «الیوم أکملت لکم دینکم»: علی علیه‌السلام دین است. مقصد خدا این‌ است. دینی که خدا می‌خواهد، این‌ است. اسلامی که خدا می‌خواهد، این‌ است. یعنی امر خدا و مقصد خدا، علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است. حالا پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفت: ای مردم! من از دنیا می‌روم، وصیّ من امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. تا حالا دین «اسلام» بود، اما از حالا به بعد، دین «ولایت» شد. پیامبر فرمود: من تا الآن نبی بودم، اما حالا علی علیه‌السلام ولیّ است؛ یعنی علی علیه‌السلام، ولیّ کل خلقت است. منبع: کتاب انجمن ولایت

خدا به پیامبر گفت: اگر علی علیه‌السلام را معرفی نکنی، هیچ‌ کاری نکرده‌ای...

از طرف خدا جبرئیل نازل‌ شد که: یا محمّد! امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را معرفی کن: «یا أّیها الرّسول بلّغ ما اُنزل إلیک من رّبک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته». تا پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله ذره‌ای مسامحه کرد، خدا گفت: اگر علی علیه‌السلام را معرفی نکنی، هیچ‌ کاری نکرده‌ای. حالا پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فوراً اطاعت کرد. خدا گفت: امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را روی دست بیاور و بلند کن که همگان بدانند جانشین و وصیّ تو و حجت‌ خدا این‌است، تا این‌که کس دیگری را به عنوان جانشین تو معرفی نکنند. حالا تازه این معرفی امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، نه حقیقت علی علیه‌السلام. منبع: کتاب انجمن ولایت

خدایا هیچ‌ کسی نیست که مثل تو «نبیّ» و «ولیّ» و «حجّت» را معرفی کند، خدایا تو کردی...

حالا دوباره می‌گویی: «الله‌ اکبر»: یعنی ای خدای بزرگ! چه‌ کسی این‌ کارها را کرد؟ خدایا! تو کردی. دوباره می‌گویی: «لا إله إلا الله»: هیچ‌ کسی نیست که این‌طوری «نبیّ» را معرفی کند، «ولیّ» را معرفی کند، «حجّت» را معرفی کند؛ خدایا! تو کردی. آیا تا به حال این‌طوری اذان گفته‌اید؟ اگر این‌طوری اذان بگویید، نمازتان ارزش دارد؛ خدا را تا اندازه‌ای شناخته‌اید، رسول‌الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله را شناخته‌اید، حالا علی علیه‌السلام را هم تا اندازه‌ای شناخته‌اید. این‌جور حال پیدا کن. از کجا حال پیدا کنیم؟ سخاوت کن. دنیا را فراموش کن، این‌قدر فکر و خیال باطل نکن. منبع: کتاب انجمن ولایت

«خیر العمل» دوستی امیرالمؤمنین و «عمل صالح» عمل به ولایت است...

«حیّ علی خیر العمل»: بشتابید به سوی خیرِ عمل؛ یعنی هر عمل خیری در ذیل ولایتِ اهل‌بیت مقبول است؛ یعنی دوستی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بهترین عمل است، این‌ کار بهترین کار است. چه‌ کاری؟ ولایت. چه‌ کاری؟ تسلیم‌ بودن. این از هر عملی بهتر است. مگر در قیامت نداریم که عده‌ای می‌گویند: «ربّ ارجعون لعلّی أعمل صالحاً»: ما را برگردان تا عمل صالح کنیم؟ مگر این‌ها نماز نمی‌خواندند؟ مگر سخاوت نمی‌کردند که می‌گویند ما را برگردان تا عمل صالح کنیم؟ عمل صالح، عمل به ولایت است. عمل کردن به ولایت این‌ است که گناه نکنید و سخاوت شما به امر ولایت باشد تا زمان رجعت. منبع: کتاب انجمن ولایت

حقیقت و باطن نمازِ مؤمن، تبعیت محض از ولایت علی‌بن‌ابوطالب علیه‌السلام است...

«أشهد أنّ علیاً حجة‌الله»: یعنی شهادت می‌دهم که خدا حجت را به کل خلقت تمام کرده، «ولیّ» برای ما معلوم‌ کرده. این مثل همان‌ است که خدا گفت: نعمت را به شما تمام کردم. بعد می‌گویی: «حیّ علی الصلوة»: بپاخیزید! برای چه بپاخیزید؟ برای ولایت. بشتابید به سوی نماز، بشتابید در امر پذیرش و تبعیت از امر ولایت. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «أنا صلوة المؤمن، أنا حیّ علی الصلوة، أنا حیّ علی الفلاح، أنا حیّ علی خیر العمل». حقیقت و باطن نمازِ مؤمن، تبعیت محض از ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام است. «حیّ علی الفلاح»: بشتابید به سوی ولایت. منبع: کتاب انجمن ولایت

جان، عنایت خداست؛ ولایت، رحمت خداست...

خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را که از نور خودش به‌وجود آورده، به او اشراف به کل خلقت داده؛ علی علیه‌السلام مشکل‌گشای کل خلقت است. تمام خلقت در مقابل ولایت صغیر هستند. تو از کجا می‌گویی که خلقت صغیر است؟ خدا به کل خلقت جان داده، جان ارزش ندارد؛ اما آنچه که به این جان دمیده می‌شود، یعنی «ولایت» ارزش دارد. این خارجی جان دارد، اما نجس است. جان، عنایت خداست؛ ولایت، رحمت خداست. وقتی می‌گوید: «لا إله الله، محمّد رسول‌الله، علی‌ ولی‌الله» ولایت به او دمیده می‌شود و پاک می‌شود. منبع: کتاب انجمن ولایت

کل خلقت در مقابل ولایت صغیر است، تا حتی انبیاء، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، چون ترک‌ اولی دارند...

«أشهد أنّ امیرالمؤمنین علیاً ولیّ‌الله»: حالا خدا «ولیّ» برای تو درست می‌کند؛ نه تنها برای تو، بلکه به کل خلقت «ولیّ» است. مگر خدا صغیر است که بخواهد برای خودش «ولیّ» بگیرد؟ یعنی کل خلقت در مقابل ولایت صغیر است، تا حتی انبیاء، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان. چرا؟ چون ترک‌ اولی دارند. تمام خلقت در مقابل امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام صغیرند، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام «ولیّ» به کل خلقت است. ببین خدا دارد تو را آماده می‌کند، برایت «ولیّ» درست می‌کند، تو صغیر هستی‌. اگر تو صغیر نباشی، نمی‌گویی «من»، هم صغیری و هم بی‌ عقل.   کتاب انجمن ولایت

اگر ما تسلیم محمّد صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هستیم، به امر خدا تسلیم پیامبر شده‌ایم؛ این یعنی خداشناسی...

«أشهد أنّ محمّداً رسول‌الله»: ای خدای‌ عزیز، شهادت می‌دهیم که این محمّد صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله رسول توست، فرستاده توست، ما باید به فرستاده تو گوش بدهیم. تو وقتی گفتی «أشهد أن لا أله الا الله» هیچ مؤثری مؤثر نیست به‌ غیر از خدا، خدا دارد برای تو مؤثر درست می‌کند، می‌گوید تسلیم محمّد صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله بشوید. به کل خلقت می‌گوید تسلیم نماینده من بشوید. «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبیّ، یا أّیها اّلذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» یعنی تسلیم محمّد صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شوید. اگر ما تسلیم محمّد صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هستیم، به امر خدا تسلیم پیامبر شده‌ایم؛ این یعنی خداشناسی، چون‌که ما داریم امر خدا را اطاعت می‌کنیم. کتاب انجمن ولایت  

الله اکبر یعنی خدا از آنچه که در تمام خلقتها هست، بزرگتر است...

«الله‌ اکبر»: خدا بزرگ است. درخت و کوه هم بزرگ است. این الله‌ اکبری که گفتی، یعنی خدا از آنچه که در تمام خلقتها هست، بزرگتر است. اگر الله اکبرِ این‌طوری گفتی که خدا از همه خلقتها بزرگتر است، پس چرا طرف کس دیگری می‌روی؟ چرا کس دیگری را مؤثر می‌دانی؟ اگر خدا را این‌طوری ببینی، هر شیئی در نزدت کوچک است. «أشهد أن لا إله إلا الله»: یعنی خدایا، شهادت می‌دهیم به یگانگی تو، هیچ مؤثری مؤثر نیست به‌ غیر از تو، تا حتی انبیاء، تا حتی اولیاء، تا حتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، مؤثر نیست. ما باید خدا را این‌طوری حس کنیم، او را که نمی‌بینیم. کتاب انجمن ولایت

اذان آماده‌ شدن برای این‌ است که با خدا حرف بزنی، با ولایت حرف بزنی...

هر چیزی معنی دارد، هر چیزی عصاره‌ای دارد. اگر عصاره اعمال را ببینی، به آن کارَت یقین پیدا می‌کنی؛ اما اگر یقین نداشته‌ باشی، عادت است. حالا اذان هم عصاره دارد که ما باید آن‌ را بفهمیم. چقدر نماز خواندیم اما متوجه نشدیم. اول اذان، بعد اقامه می‌گویید تا برای حرف‌ زدن با خدا آماده شوید. اذان آماده‌ شدن برای این‌ است که با خدا حرف بزنی، با ولایت حرف بزنی. کارهایت را زمین گذاشته‌ای، اتصال و ارتباطت را با مردم قطع کرده‌ای، می‌خواهی بروی رو به خدا، می‌خواهی نماز بخوانی، ببین از این‌جا آماده‌ات می‌کند.   کتاب انجمن ولایت

آقا فرمود: اذان بگو؛ وقتی اذان گفتم، فرمود: معنی اذان را به این‌ها بگو...

یک‌ شب به خدا گفتم: خدایا، من دیگر به رفقایم چه بگویم؟ من که چیزی بلد نیستم. شب خواب دیدم همین جایی که الآن هستم، همه آمده‌اند. هر کسی یک کاسه‌ای، یک ظرفی آورده‌ است. به این‌ها گفتم: چه‌ کار دارید؟ چه می‌خواهید؟ گفتند: ما ولایت می‌خواهیم. من از خواب بیدار شدم، بلند شدم و رفتم بیرون، نشستم و شروع به گریه کردم. گفتم: خدایا، من که این‌ها را نفرستادم، تو فرستادی. من که چیزی ندارم به این‌ها بدهم. یک‌ چیزی به‌ من بده، تا به این‌ها بدهم. این بنده‌های خدا از راه دور و نزدیک می‌آیند. بعد خواب دیدم که آقا فرمود: اذان بگو. وقتی اذان گفتم، آقا فرمود: معنی اذان را به این‌ها بگو.   کتاب انجمن ولایت

پیامبر گفت: برو بالای خانه‌ خدا و اذان بگو...

من یک‌ شب خواب دیدم که در مکّه هستم، یک جمعیت خیلی زیادی آن‌جاست. یعنی بیرون مسجدالحرام بود، یک منبری گذاشته‌ بودند، پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله روی منبر ایستاده‌ بود و به تمام این جمعیت نگاه می‌کرد. وقتی پیامبر مرا دید، صدایم زد و گفت: حسین! گفتم: بله، گفت: برو بالای خانه‌ خدا و اذان بگو. این‌قدر کثرت جمعیت بود که من توان نداشتم. فوراً یک‌ نفر که بغل دست پیامبر بود، حالا مَلَک بود یا کس دیگری، آمد و جمعیت را خلاصه پس و پیش کرد، یک کوچه‌ای باز کرد و من وارد مسجدالحرام شدم. وقتی از پله‌ها بالا می‌رفتم، می‌گفتم که اگر بالای خانه‌ خدا قرار گرفتم، ده مرتبه «أشهد أنّ أمیرالمؤمنین علیاً ولیّ‌الله» را می‌گویم، چون‌ که منتها آرزویم همین بود که پیامبر اکرم امر کند. کتاب انجمن ولایت  

شستن صورت، دستها و مسح سر و پاها در وضو رازی دارد...

شستن صورت، دستها و مسح سر و پاها در وضو رازی دارد. شستن سر و صورت در وضو: یعنی خدایا، هر گناهی که با این‌صورت انجام دادم، آن‌ را شستشو کن، تا با صورت پاک به جانب تو بایستم و تو را عبادت کنم و با پیشانی پاک سر به سجده گذارم. شستن دستها در وضو: یعنی خدایا، از گناه دستم را شستم. خدایا، گناهانی که با دستم مرتکب شده‌ام را تطهیر کن. مسح سر در وضو: یعنی خدایا، از هر خیال باطل و هوا و هوس خامی که در سر پرورانده‌ام، مرا تطهیر کن و آن خیال باطل را از من دور کن. مسح پا: یعنی خدایا، من از رفتن به مکان زشت، پاک شوم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام داده‌ام تطهیر کن. کتاب انجمن ولایت

کمک به فقرا، نگهداری خودتان، مالتان و ولایتتان است...

حالا شما چه‌جور باشی؟ به چیزی غیر از ولایت علاقه نداشته‌ باش. من یک‌ چیزی را می‌خواهم [اما] علاقه ندارم. چرا می‌خواهم؟ چون خیرش به مردم می‌رسد. اگر چیزی را می‌خواهی، ماشینت را می‌خواهی، کسبت را می‌خواهی، باید بخواهی که خیرش به مردم برسد. البته شما باید محکم کار کنید که هم عائله‌ات را اداره کنی که جزء شهدا باشی و هم به مردم بدهی. کمک به فقرا، نگهداری خودتان است. کمک به فقرا، نگهداری باغتان است، تا حتی نگهداری ولایتتان است. کمک به فقرا، هم عبادت است، هم اطاعت است و هم خدا و پیامبر خوششان می‌آید. اما همین پول را می‌دهی، یک جایی‌ که امر نیست. آن‌وقت هم شقاوت است، هم لجاجت است و هم گناه است. منبع: کتاب کمال کل کمال

شما باید به ماوراء برسید، اما حضرت‌ زهرا ماوراء در اختیارش است...

هنگام ظاهر شدن زهرای‌ عزیز علیهاالسلام، زنان قریش به کمک حضرت‌ خدیجه علیهاالسلام نیامدند. حالا حضرت‌ زهرا علیهاالسلام می‌گوید: مادر جان! زنان بهشتی به کمکت می‌آیند. دارد حالیِ خلقت می‌کند: من که زهرا هستم، ماوراء در اختیارم است. شما باید به ماوراء برسید، اما حضرت‌ زهرا علیهاالسلام ماوراء در اختیارش است. یک‌دفعه خدیجه علیهاالسلام دید چهار زن مجلله «حوّاء، آسیه، مریم بِنت عمران و ساره» از بهشت آمدند. من قسم می‌خورم که خدیجه علیهاالسلام کمک نمی‌خواست، این‌ها برای دلخوشی‌اش آمدند. منبع: کتاب جامع ولایت

حضرت خدیجه در اختیار پیامبر است که خدا او را صندوقچه حضرت زهرا قرار می‌دهد...

خدیجه علیهاالسلام در اختیار پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله است که خدا او را صندوقچه زهرا علیهاالسلام قرار می‌دهد. مگر هر زنی می‌تواند صندوقچه زهرای‌ عزیز علیهاالسلام بشود؟ قربان دامان خدیجه علیهاالسلام، قربان خاک کف پایش که آن‌ را مثل تربت زهرا علیهاالسلام به چشمم می‌کِشم. زهرا علیهاالسلام از این دامن به‌ دنیا آمد. این دامن نیست، خلقت است؛ مافوق خلقت را به‌ دنیا آورد. منبع: کتاب جامع ولایت

منتظر دعوت خلق نباش، منتظر دعوت خدا باش که خلق می‌کند، آن‌وقت تا قیامت هدایتی...

دلم می‌خواهد شما از جوّ دنیا بیرون بیایید و در جوّ ماوراء بروید. تا در جوّ ماوراء نروید، کسری دارید. چطور شما در جوّ ماوراء بروی؟ خدا می‌گوید: «اُدعونی»، بیا. دارد صدایت می‌کند. منتظر آن صدا باش، منتظر صدای دیگری نباش. تو به این حرف صد در صد یقین کن، جای دیگری نرو. اگر کار می‌کنی، مشهد می‌روی، زیارت می‌روی، تمام این‌ها وظیفه است. حالا مردم تو را دعوت می‌کنند. آن یکی تو را مجلسِ غیر امر دعوت می‌کند، آن یکی به گناه دعوتت می‌کند، آن یکی می‌گوید بیا طرفدار شخص باش. تمام این‌ها دعوت می‌کنند، اما خلقند؛ اما خدا خلق‌کُن است. به تمام آیات قرآن، به سی‌جزء کلام‌الله، اگر این حرف را بفهمید، نه هدایت بشوید، بلکه هدایت هستید تا یوم‌القیامة. منبع: کتاب کمال کل کمال

بترسید از وقتی‌که برای شما عذاب بیاید، یکی از عذابهای خدا این‌ است که دنبال ولایت نرویم...

یک عاق والدینی شما شنیده‌اید که تو باید امر پدر را اطاعت کنی. اگر پدر گفت نماز نخوان، تو نمی‌خوانی؟ اگر گفت نرو انشای ولایت را یاد بگیر، تو نمی‌روی؟ او دارد کفر از دهانش بیرون می‌آید، نه شکر؛ عناد دارد. این‌جا اگر به حرفش بروی، عاق هستی؛ اما جلویش نایست، احترامش کن. اما درونت این‌ باشد، درونت باید تمرین ولایت باشد. از کجا سلمان به این‌جا رسید؟ امر را اطاعت کرد. از کجا عبدالعظیم به این‌جا رسید؟ امر را اطاعت کرد. حالا بگوید نرو؟ خب گفتند که همه‌شان به عذاب مبتلا شدند. نگویی تعصبی می‌گویم. مگر نمی‌گفتند که برو کِشتی را ببین، اما پنبه در گوشَت بگذار که حرف نوح را نشنوی؟ این‌ هم همان‌ است. حالا یک‌دفعه عذاب آمد. بترسید از وقتی‌که برای شما عذاب بیاید. یکی از عذابهای خدا این‌ است که دنبال ولایت نرویم. منبع: کتاب کمال کل کمال

شما اگر خیلی ترقی کنید جلد ولایتید، نه این‌که ولایت باشید، ولایت یک‌ حرف دیگری است...

شما اگر خیلی ترقی کنید جلد ولایتید، نه این‌که ولایت باشید؛ ولایت یک‌ حرف دیگری است. ولایت در قلبت تجلی کرده‌ است. حالا تو این‌قدر ارزش پیدا می‌کنی [که کسی] تو را زیارت کند، دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم را زیارت کرده‌ است. آن‌ چیزی که در درونت است، می‌آید زیارت می‌کند. یعنی نور ائمه در دل توست، من می‌آیم آن نور را در دل شما زیارت می‌کنم، تو جلد آنی. حالا ببین تو چه‌ کسی هستی. ما برای چند شاهی مال دنیا چه‌ کار می‌کنیم؟ تو بلبل باغ ملکوتی، نه از عالم خاک. اصلاً عالم دنیا، خاکی است. مثل این‌ است که داری خاک‌بازی می‌کنی، عشق‌بازی می‌کنی. دست بردار، بیا با ملکوت اعلی و با آن‌ها سر و کار داشته‌ باش. منبع: کتاب کمال کل کمال

تو باید با چیزهایی دیگر برخورد داشته‌ باشی، اما پیش تو اصل، ولایت باشد...

پیامبر می‌فرماید اولاد دو حق بر گردن پدر و مادر دارد، یکی از آن‌ها اسم خوب است. چون‌که آن‌جا آدم را به اسم صدا می‌زنند. خوش به حال کسی‌ که اسمش علی باشد، حسن باشد، حسین باشد، اسم این‌ها باشد. اگر اسمش علی باشد، روایت داریم که یک‌ دانه علی بگویی، خدا مَلَکی خلق می‌کند، تا آخر عمر برایت ثواب بنویسد. چرا؟ تو از علی خوشت آمده‌ است که اسم بچه‌ات را علی گذاشته‌ای. این اسمها چیست می‌گذارند؟ اصلاً ما مردم گیج شده‌ایم. ما در ولایت گیجیم. تو باید با چیزهایی دیگر برخورد داشته‌ باشی، اما پیش تو، اصل، ولایت باشد. بخواهی ولایت‌خواه باشی، بیایی ولایت قبول‌کن باشی، بیایی اطاعت ولایت بکنی. اما خدا نکند ما از این حرف‌ها عبوری باشیم. منبع: کتاب کمال کل کمال

حزب‌الله این‌ است که تمام خلقت لا اله الا الله، محمد رسول‌الله، علی‌ ولی‌الله بگوید، تو هم بگویی...

کل کمال این‌ است که تو با کل اشیاء و با کل خلقت رفیق می‌شوی. اما باید این حرف را لمس کنید، باید این حرف را یقین کنید. کل خلقت دارد «لا اله الا الله» می‌گوید، تو هم داری «لا اله الا الله» می‌گویی؛ پس شما یک سنخه‌اید. من، شما را دارم با کل خلقت رفیق می‌کنم. به این حرف‌ها توجه کنید. به حضرت‌عباس قسم، تمام این حرف‌ها ماورائی است. در کدام کتاب این حرف‌ها نوشته شده‌ است؟ حزب‌الله این‌ است که تمام خلقت «لا اله الا الله» بگوید، تو هم بگویی؛ تمام خلقت «محمد رسول‌الله» بگوید، تو هم بگویی؛ تمام خلقت «علی‌ ولی‌الله» بگوید، تو هم بگویی؛ آن‌وقت شما حزب خدا می‌شوی.

خدا قسم خورده‌ است رزقمان را می‌دهد، رزق از غیر خواستن شرک است...

خدا که قسم خورده‌ است رزقت را می‌دهد، چرا ما رزق را از کس دیگری می‌خواهیم؟ اصلاً چرا بعضی از ما حالیمان نیست که مشرک شده‌ایم؟ چرا شخص را مؤثر می‌دانی؟ دعا کردن به شخص، به‌ خاطر لطفی که کرده، یک‌ حرفی است؛ مؤثر دانستن، یک‌ حرف دیگری است. خدا کارهایش دقیق است: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره». باید توجه کامل داشته‌ باشیم. بشر باید دائم آگاه باشد. یک‌ دم غافل از آن شاه نباشید، شاید دم زند آگاه نباشید.

به قربان خاک کف پای امّ‌البنین، قربان معرفت امّ‌البنین که اول سراغ امام حسین را می‌گیرد، نه پسرهایش را...

یک‌ قدری که اهل‌بیت علیهم‌السلام به مدینه نزدیک شدند، بشیر به امر امام سجاد علیه‌السلام یک عَلَم سیاه برداشت، آمد رو به مدینه. «الله أکبر» می‌گفت، حسین حسین می‌گفت. همه سراغ حسین علیه‌السلام را می‌گیرند. من به قربان خاک کف پای امّ‌البنین، قربان معرفت امّ‌البنین، اول حرفی که زد، گفت: بشیر! به من بگو حسین، هست؟ اصلاً سراغ پسرش را نگرفت. سراغ بچه‌هایش را نمی‌گیرد، سراغ حسین علیه‌السلام را می‌گیرد. بشیر گفت: بیایید بر سَرِ قبر پیامبر، آن‌جا خبر می‌دهم. گفت: یا اهل‌ یثرب! یا اهل‌ مدینه! بدانید از مردها فقط امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام باقی مانده‌اند، همه را شهید کردند.

زیارت مؤمن واقعی ثواب زیارت جمع ائمه اطهار را دارد...

الان شما مؤمنید؛ من وقتی به قصد زیارت و خوبی به شما نگاه می‌کنم، امام می‌فرماید ثواب زیارت جمع ما به تو داده می‌شود. چقدر زحمت می‌کشند که به زیارت قبر ائمه بروند؟ اما این‌جا می‌فرماید ثواب زیارت جمعِ «ما ائمه» را به تو می‌دهد؛ تا حتی ثواب زیارت حضرت‌ زهرا علیهاالسلام را می‌دهد. پس قدر همدیگر را بدانیم. چرا یک کارهایی می‌کنید؟ چرا شیطان یک خدشه‌هایی به ما می‌زند؟ تو قدر بدان که چه‌ کسی هستی. ببین الان چه ثوابی داری می‌کنی؟ تمام این‌ها به‌خاطر دوستی ولایت است.

امیرالمومنین می‌فرماید دست و جوارحت را نزد خدا بگذار، خدا می‌فرماید نزد ولایت بگذار...

اگر گفته‌ شود لوح و قلم، قلم عمومیت دارد، اما لوح، یک لوح است. تمام قلمهای خلقت باید به آن لوح وصل باشد. آن لوح، ولایت است. شما باید توجهتان این‌طوری باشد، قلمتان هم به امر باشد. حالا امیرالمؤمنین، کل کمال را معلوم می‌کند. می‌فرماید: «یا کمیل! دست و جوارحت را در نزد خدا بگذار». حالا که در نزد خدا گذاشت، خدا که دست و جوارح نمی‌خواهد، می‌فرماید: ای دست! ای چشم! ای پا! ای نفس! برو در اختیار ولایت قرار بگیر. تا [حتی] نفَس تو در اختیار ولایت است. چرا توجه نمی‌کنید؟ مگر امام‌حسین علیه‌السلام نمی‌فرماید نفسهایی که این‌ها می‌کشند در اختیار من است؟ الان نفسی که دارید می‌کشید، در اختیار حجت‌ خدا، امام‌ زمان است.

اگر سوادت را نزد خدا و ولایت بگذاری، کل کمال می‌شوی...

تمام شما کمال دارید. الحمد لله تمام شما دکتر و مهندس هستید. این کمال است. شما وقتی تخصص گرفتی، خودت و فامیلت سرافرازید، اما این کمال است؛ یک‌ حرفی است که کل کمال است. برای رسیدن به کل کمال باید امر آقا علی‌ بن‌ ابی‌طالب علیه‌السلام را اطاعت کنیم و عناد نداشته‌ باشیم. [امیرالمؤمنین] می‌فرماید: یا کمیل! دست و جوارحت را در نزد خدا بگذار. باید سوادت را در نزد خدا و ولایت بگذاری، آن‌وقت کل کمال می‌شوی. باید این‌طوری بشویم.

همان‌طور که ولایت تمامی ندارد، حرف ولایت هم تمامی ندارد و دائم به تمام خلقت ابلاغ می‌شود...

بشر هر چقدر هم که مطلع باشد، باز هم چیزی هست که بداند. خیال نکنید حرف ولایت تمامی دارد. اگر ولایت تمامی دارد، حرف ولایت هم تمامی دارد؛ یعنی دارد از ولایت تجلی می‌شود. چرا؟ امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ما هر هفته در عرش می‌رویم و جدمان [رسول خدا] برایمان صحبت می‌کند که ولایت به تمام خلقت و به تمام کرات ابلاغ شود. خدا بی‌اندازه کرات دارد، هر کراتی یک نوع زبان دارد، هر کراتی یک نوع ایده دارد، هر کراتی یک نوع زندگی می‌کند. کرات‌، متفاوت است و هر کدامشان به نوعی است. خدا از تمام خلقت مطلع است. خلقت تنظیم است، دائم در آمد و رفت است، در هیجان است؛ هیچ‌چیز ساکت نیست. همین آجری که می‌بینی سینه دیوار است، ساکت نیست. ما باید فکرمان، فکر جهانی باشد، یعنی در جهان فکر کنیم. چرا به این فکر کوتاهتان قانع شدید؟ فکر باید جهانی باشد.

من بهشت عنایتی می‌خواهم، نه بهشت عبادتی...

به حضرت‌عباس، وقتی بهشت را نشانم داد و گفت این‌ هم حضرت‌ زهرا، کدام را می‌خواهی؟ گفتم: «پشت پا بر عالم امکان زدم، دست بر دامن زهرا زدم». مرد می‌خواهد که این‌ را بگوید. مگر من بهشت را می‌خواهم که گلابی‌اش را بخورم یا حوریه‌اش را ببینم؟ والله هزارها حوریه را با کفش زهرا علیهاالسلام صلح نمی‌کنم؛ همه را می‌دهم و کفش زهرا را می‌گیرم؛ می‌خواهم آن‌را بو کنم، چون بوی پای زهرا را می‌دهد. نه این‌که نخواهم بهشت بروم؛ اما اگر زهرا علیهاالسلام به‌ من امر کند، می‌روم، وگرنه نمی‌روم. من بهشتی را نمی‌خواهم که مُزد عبادتم باشد، بهشتی را می‌خواهم که عنایت زهرا علیهاالسلام باشد؛ بهشت عنایتی می‌خواهم، نه بهشت عبادتی. کتاب جامع ولایت

با وضو نام زهرا را بردن یعنی باید دست از تمام دنیا و مافیهای آن بشویی، آن‌وقت بگویی زهرا...

به روح تمام انبیاء قسم، اگر بخواهید اسم حضرت‌ زهرا علیهاالسلام را بیاورید، باید با وضو باشید. آیا وضو دست و صورت شستن است؟ وضو یعنی باید دست از تمام دنیا و مافیهای آن بشویی، آن‌وقت بگویی زهرا. فاطمه یعنی این. حضرت می‌فرماید: اگر اسم دخترت را زهرا گذاشتی، احترامش کن، مبادا او را بزنی. اسم زهرا را احترام کن؛ حالا این‌ها به خودِ حضرت جسارت کردند و او را زدند.   کتاب گنجینه

به‌واسطه مهریه حضرت زهرا تمام ممکنات سبز است. چرا حواستان به تولید خارجی‌هاست و به تولید حضرت‌زهرا نیست؟...

اگر از آب مهم‌تر بود، خدا همان را مهر حضرت‌زهرا می‌کرد. تمام خلقت تا حتی آسمان‌ها احتیاج به آب دارند و اگر آب نباشد، تمام آن‌ها خشک می‌شود. پس تمام خلقت، نه فقط مدیون زهرا علیهاالسلام است، بلکه مدیون مهریه حضرت‌زهرا است. شیعه وارث حضرت‌زهرا است. وارثِ زهرا، وقتی از آب استفاده می‌کند، باید خدا را شکر کند که زهرا علیهاالسلام را به او داده‌ است؛ به‌واسطه زهرا علیهاالسلام دریاها و باران را به او داده. به‌واسطه مهریه زهرا علیهاالسلام، تمام ممکنات سبز است. چرا حواستان به تولید خارجی‌هاست و به تولید حضرت‌زهرا نیست؟ شما اگر آب می‌خورید و صورتتان را می‌شویید، باید بدانید که مدیون زهرا علیهاالسلام هستید. من دوش را که باز می‌کنم، می‌گویم: زهرا جان! من دارم به‌توسط مهریه تو پاک می‌شوم. این‌طور که باشید، همیشه یاد حضرت‌زهرا هستید.   کتاب گنجینه

حضرت زهرا به تمام عالمیان اعلام کرد: حالا که نیامدید حمایت از ولایت کنید، من جانم را فدای علی می‌کنم...

حضرت‌زهرا علیهاالسلام می‌خواست ولایت افشا شود. در آخر هم به تمام این خلقت و مردم گفت: علی بر حق است. حق، علی علیه‌السلام است، چون‌که اگر علی نباشد، حق شما را نمی‌پذیرد. به تمام عالمیان اعلام کرد: حالا که نیامدید، من جانم را فدای علی می‌کنم. به‌دینم، ندای زهرا علیهاالسلام در تمام این خلقت هست، اما فقط کسی‌ که عمل می‌کند، آسمانی‌ها هستند. خدا گفت: زهرا جان! ای ناموس من! ای ناموس دهر! اگر زمینی‌ها به «هَل مِن ناصر» تو لبیک نگفتند، کُراتی را خلق می‌کنم که به ندای تو پاسخ دهند؛ خلقت‌هایی را خلق می‌کنم که فقط علی بگویند. به‌دینم، تمام کراتِ این عالم برای دل‌خوشی زهرا علیهاالسلام است، وگرنه در این دنیا که مردم پشت به ولایت کردند و دنبال خلق رفتند.   کتاب گنجینه

زمانی که پس از پیامبر مردم توهین به ولایت کردند، دنیا می‌خواست با نفرین حضرت‌ زهرا زیر و رو شود...

وقتی حضرت‌ زهرا برای حمایت از امیرالمؤمنین به‌ مسجد آمد و گفت دست از علی بردارید، هنوز نفرین نکرده‌ بود که ستون‌ها از جا حرکت کرد. این‌ها فقط مسجد را می‌دیدند، اما دنیا می‌خواست با نفرین حضرت‌زهرا علیهاالسلام زیر و رو شود. چرا؟ توهین به ولایت شد. امیرالمؤمنین، زهرا را می‌شناسد و می‌داند که تمام این خلقت در قبضه قدرت زهرا است و اگر نفرین کند، همه نابود می‌شوند. اصلاً خلقت در مقابل حضرت‌زهرا، ارزش ندارد. زهرا ناموس دهر است. حالا امیرالمؤمنین فرمود: سلمان! به زهرا بگو تو دختر رحمة للعالمین هستی، اگر نفرین کنی، طیور در جوِ هوا هلاک می‌شوند؛ این نفرین به آن‌جا هم اثر می‌کند و تمام نابود می‌شوند؛ اما به‌ خاطر طیور نفرین نکن. نگفت به‌ خاطر این‌ مردم؛ این‌ها همه داشتند نگاه می‌کردند و کسی از امیرالمؤمنین و حضرت‌زهرا حمایت نکرد.   کتاب گنجینه

همان‌ها که آمدند درِ خانه حضرت فاطمه را آتش زدند، خیمه‌های امام‌حسین را هم آتش زدند...

نه این‌که حضرت‌زهرا علیهاالسلام عرش خدا باشد، خانه زهرا علیهاالسلام، عرش‌ الرحمن است. عرش خدا، جای عبور ائمه است؛ خانه زهرا علیهاالسلام هم جای این‌هاست. آن بالای آسمان است و این روی زمین است. اگر عرش نبود که حضرت‌ زهرا، عمویش را راه می‌داد. آن دومی عرش خدا را آتش زد. همان آتش شعله کشید و خیمه‌های امام‌حسین علیه‌السلام را آتش زد. همان‌ها که آمدند درِ خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام را آتش زدند، خیمه‌های امام‌حسین علیه‌السلام را هم آتش زدند. این‌ها همان افراد بودند و الان هم از آن نسل هستند. مگر امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و گردن آن‌ها را بزند.   کتاب گنجینه

امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، هر دو [لم یکن له] کفواً اَحد هستند؛ یعنی مانند ندارند...

همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام [لم یکن له] کفواً اَحد است، زهرای‌ عزیز هم [لم یکن له] کفواً اَحد است؛ یعنی مانند ندارد. آن‌هایی که زهرا علیهاالسلام را کشتند، [لم یکن له] کفواً اَحد را کشتند. ای کاش با او مانند یک زن عادی برخورد می‌کردند. به تمام آیات قرآن، در عجبم که چرا جان نمی‌دهم؟ خدا با قدرتش مرا حفظ کرده‌ است، وگرنه باید از این غصه بمیرم. مگر به یک زن عادی سیلی می‌زنند؟ بازویش را می‌شکنند؟ و او را بین در و دیوار می‌گذارند؟ به اندازه یک زن مسلمان هم به او احترام نگذاشتند. چرا؟ کینه داشتند. آن‌ها گفتند اسلامِ بی‌علی و مردم هم از آن‌ها پیروی کردند و این‌همه مذمت شدند. کتاب گنجینه  

رضایت فاطمه‌ زهرا، خشنودی تمام ائمه است و خشنودی ائمه، خوشحالی تمام خلقت است...

آخرین امضای آمدن امام‌ زمان با حضرت‌ زهراست. خود امام‌ زمان هم مانند تمام خلقت منتظر اجازه خداست. حالا که خدا اجازه داد، باید امضای مادرش هم باشد. چرا؟ امام‌ زمان در رجعت، احقاق حق از دشمنان زهرا می‌کند. حضرت‌ زهرا منتظر است که پسرش مهدی بیاید و احقاق حق کند. امام‌ صادق می‌فرماید: ما حجتیم برای تمام خلقت، مادرم زهرا حجت است برای ما. رضایت فاطمه‌ زهرا، خشنودی تمام ائمه است و خشنودی ائمه، خوشحالی تمام خلقت است. غم مخور یا فاطمه! ای بانوی پهلو شکسته! آن طبیب دردمندان با شیشه دارو و درمان خواهد آمد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

سینه زهرا ولایت است، پیامبر ولایت را می‌بوسد...

وقتی پیامبر سینه زهرا علیهاالسلام را می‌بوسید، عایشه اعتراض می‌کرد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمود: هر موقع می‌خواهم بوی بهشت را استشمام کنم، سینه او را می‌بوسم. یعنی سینه زهرا علیهاالسلام، ولایت است. حالا چه‌ کسی سینه فاطمه را خُرد کرد؟ آیا چنین کسی را می‌خواهید؟ به زهرا قسم، پیامبر ولایت را می‌بوسد. اگر پیامبر افشاءکُن است، حضرت‌زهرا علیهاالسلام خودِ افشاست. به تمام آیات قرآن، خلقتی را سِیر می‌کنم و می‌گویم، زهرا علیهاالسلام افشاءکنِ تمام خلقت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

حضرت‌ زهرا به‌ واسطه مُصحف و به‌ واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد...

مُصحف در تمام خلقت پخش شده‌ بود. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام می‌خواست که در دنیا هم پخش بشود؛ اما دومی نگذاشت و به معاویه نوشت من زهرا را کشتم و نگذاشتم مُصحف را فاش کند. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام به‌واسطه مُصحف و به‌واسطه حمایت از علی علیه‌السلام کشته‌ شد؛ چون اگر آن‌ را فاش می‌کرد، غاصب بودنِ آن‌ها معلوم می‌شد. یکی از خصوصیات مُصحف این‌ است که اسم شیعه‌ها و تمام وقایع تا قیام‌ قیامت در آن هست. شخصی خدمت امام‌ صادق علیه‌السلام آمد و ادعای عبادت و تقدّس کرد. حضرت آن‌ را رد کرد و فرمود: اسم تو در مُصحفِ مادرم زهرا علیهاالسلام نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

کتاب امیرالمؤمنین است، اُمّ الکتاب حضرت‌ زهرا و مصحف زهراست...

قرآن به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و احکام به حضرت‌ زهرا علیهاالسلام نازل‌ شد؛ واسطه وحی، امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود. زهرای‌ عزیز مثل امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) امرِ به صبر نداشت، باید افشا می‌کرد؛ اما پیامبر به امیرالمؤمنین گفت: علی‌جان! تو افشا نکن، برو حرف‌هایت را در چاه بزن. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: «أنا قرآن‌ الناطق، أنا کتاب‌ الله»؛ «کتاب» ولایت است، «کتاب» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است؛ «اُمّ الکتاب» حضرت‌ زهرا علیهاالسلام و مصحف زهراست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

مقدرات محکمی را که هیچ‌کسی نمی‌تواند تغییر بدهد، فاطمه علیهاالسلام تغییر می‌دهد...

از امام‌ صادق علیه‌السلام راجع‌ به «لیلة‌ القدر» سؤال شد، فرمود: «هی فاطمه، هی فاطمه». پس این‌که می‌گوییم فاطمه علیهاالسلام را کسی نمی‌تواند درک کند، چون خداوند فرموده است: «و ما أدراک ما لیلة‌ القدر»؛ یعنی کسی قدرت درک لیلة‌ القدر را ندارد. مقدرات محکمی را که هیچ‌کسی نمی‌تواند تغییر بدهد، فاطمه علیهاالسلام تغییر می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا این‌ بود که آن دو نفر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین شوند تا هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند...

حضرت‌زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: علی‌جان! الاغی تهیه کن تا بروم مهاجر و انصار را دعوت کنم. این‌ها کسانی هستند که عمری پیش پدرم بوده‌اند، شاید چهل‌نفر درست شوند که بتوانی حقت را از آن دو نفر بگیری. تمام همت و عقیده حضرت‌زهرا علیهاالسلام این‌ بود که عمر و ابابکر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین علیه‌السلام شوند که هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند. به همین دلیل با صورت نیلی، پهلوی شکسته و بازوی وَرم‌کرده سوار الاغ می‌شد و به درِ خانه مهاجر و انصار می‌رفت که بیایید علی علیه‌السلام را یاری کنید. اما هیچ‌کسی نیامد، فقط آن چهار نفر آمدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

زهرا یعنی نورفشان، حضرت‌ زهرا در ظاهر نورفشانی می‌کرد...

با این‌که خدا گفت نورِ زمینها و آسمانها به‌ واسطه امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، اما حضرت‌ زهرا علیهاالسلام در ظاهر نورفشانی می‌کرد. عایشه در صورتی‌ که با حضرت‌ زهرا علیهاالسلام خوب نبود، نقل می‌کند: تا زمانی‌ که زهرا علیهاالسلام در مدینه بود، ما در شب به نور زهرا علیهاالسلام سوزن نخ می‌کردیم؛ یعنی نور زهرا علیهاالسلام تمام مدینه را گرفته‌ بود. حالا این‌ را او می‌گوید، اما شاید این نور، تمام دنیا را گرفته‌ بود. زهرا علیهاالسلام یعنی نورفشان. آیا زهرا را شناختید یا نه؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حضرت زهرا: خدایا! تو شاهد باش و بدان که من از این دو نفر راضی نیستم...

وقتی عمر و ابابکر به دیدن حضرت‌ زهرا علیهاالسلام آمدند، حضرت رویش را از آن‌ها برگرداند. عمر صدا زد: زهرا! چرا رویت را از ما برمی‌گردانی؟ ما را حلال کن! حضرت فرمود: من سؤالی از شما می‌کنم، آیا یادتان هست که پدرم گفت زهرا را اذیت نکنید؟ هر کس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده‌ است؟ گفتند: آری! (خدا لعنتشان کند)؛ حضرت فرمود: یادتان هست که پدرم گفت رضایت زهرا، رضایت من است و رضایت من، رضایت خداست، هر کسی‌ که زهرا از دستش ناراضی باشد، خدا از او ناراضی است؟ خدایا! تو شاهد باش و بدان که من از این دو نفر راضی نیستم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

کوثر به معنی هستیِ خداست، یعنی آنچه خدا خلقت دارد، هستیِ آن زهراست...

تا خدا می‌فرماید کوثر، شما به خیالتان نهری در بهشت است که به آن کوثر می‌گویند و آن‌ را به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله داده‌ است؛ این‌ نیست. کوثر به معنی هستیِ خداست، یعنی آنچه خدا خلقت دارد، هستیِ آن زهراست. همان‌طور که محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نجات‌دهنده است، محبت فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام هم نجات‌دهنده است. اصلاً محبتش، محبت تمام چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام و محبت خداست. محبت حضرت‌زهرا علیهاالسلام در جوّ ماورا دمیده و تزریق شده‌ است؛ آن کارساز تمام خلقت است؛ به جلسه ولایت دمیده شده‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

شهادت امام‌ حسین و آمرزیده شدن خلایق به‌ واسطه گریه بر ایشان هم با اجازه حضرت‌ زهراست...

ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام در هر ابعادی شاخص هستند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام خدمت پدرش آمد و فرمود: پدر جان! طفلی که در شکم من است، همین‌طور می‌گوید «أنا العطشان! أنا العطشان!». پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: دخترم! این فرزندت را در کربلا شهید می‌کنند. فرمود: این فرزند را می‌خواهم چه‌ کنم؟ پیامبر فرمود: شفاعت اُمّتِ من با اوست، دوستانش را شفاعت می‌کند. فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام فرمود: پدر جان! به دیده‌ منّت دارم‌. پس شهادت امام‌ حسین علیه‌السلام خون خدا، و آمرزیده شدن خلایق به‌ واسطه گریه بر امام‌ حسین علیه‌السلام هم با اجازه حضرت‌ زهراست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حضرت زهرا یک نَفَس به نارضایتی کشید، ستونها از جا حرکت کرد...

تمام عالَم در اختیار زهرای‌ عزیز علیهاالسلام است و باید امرش را اطاعت کند. مگر نبود که یک نَفَس از روی ناراحتی کشید و گفت نفرین می‌کنم، ستونهای مسجد پیامبر از جا حرکت کرد؟ هنوز حرف نزده، امر زهرای‌ عزیز علیهاالسلام را اطاعت کرد. یک نَفَس به نارضایتی کشیده، نه نفرین کند؛ ستونها از جا حرکت کرد: زهرا جان! به امر تو هستیم، اگر امر کنی سقف را بر سر این‌ها می‌کوبیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حیات عالَم به‌واسطه مهریه زهرا و نجات بشر به‌واسطه مهر اوست؛ یعنی کلّ بشر، یک بدهی به زهرای‌ عزیز دارد...

خدای تبارک و تعالی فرمود: یا محمّد! من اصلاً کفوی برای زهرا علیهاالسلام به‌ غیر از علی علیه‌السلام خلق نکردم؛ برای علی علیه‌السلام هم کفوی به‌ غیر از زهرا علیهاالسلام خلق نکردم. ای رسول من! ازدواج زهرا علیهاالسلام با من است، صیغه عقدش را خودم می‌خوانم. وقتی خطبه را خواند، آب و نمک را مهریه حضرت‌ زهرا علیهاالسلام قرار داد. حیات عالَم به‌واسطه مَهرِ [مهریه] زهرا علیهاالسلام و نجات بشر به‌واسطه مِهر [محبت] اوست؛ یعنی کلّ بشر، یک بدهی به زهرای‌ عزیز علیهاالسلام دارد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

ناموس خدا یعنی همه چیزِ خدا، آن‌ کسی‌ که خدا از خشنودیش خشنود می‌شود و از غضبش غضبناک می‌شود...

خدا در تمام خلقت یک امر دارد و یک مقصد، آن‌ هم امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است؛ در تمام خلقت یک ناموس دارد، آن‌ هم زهرای‌ عزیز علیهاالسلام است. ما ناموس را روی زن می‌آوریم، این اشتباه‌ است. ناموس خدا، یعنی همه چیزِ خدا؛ آن‌ کسی‌ که خدا از خشنودیش، خشنود می‌شود و از غضبش غضبناک می‌شود؛ خدا روی حرف او، هیچ حرفی نمی‌زند. ناموس خدا حرف آخر را می‌زند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

کفواً خلقت، یعنی خلقت با محبت زهرای‌ عزیز خلق شده‌ است...

خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «یا محمّد! اگر تو نبودی، اصلاً آسمان و زمین را خلق نمی‌کردم. یا محمّد! اگر علی نبود، تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود، نه تو را خلق می‌کردم، نه علی را». کفواً خلقت، یعنی خلقت با محبت زهرای‌ عزیز علیهاالسلام خلق شده‌ است. همین‌طور امام‌ صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ما حجّتیم برای خلق و مادرمان زهرا علیهاالسلام حجّت است برای ما. اگر ما نباشیم، دنیا فروریزان می‌شود و اگر مادرمان زهرا علیهاالسلام نباشد، ما اصلاً نیستیم. پس فرمان حضرت‌ زهرا علیهاالسلام، امرِ مافوق است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

هیچ‌کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین» کشته نشدند، حالا در رجعت اول امام حسین می‌آید و خدا افشا می‌کند که دین، حسین است...

اگر رجعت نباشد، کار دنیا ناقص است. صحیح بودن کار تمام دنیا به‌واسطه رجعت است. رجعت می‌آید احقاق حق از امام‌حسین می‌کند. از خون علی‌اصغر، از دست‌های بریده آقا اباالفضل، از ناله‌هایی که زهرا زده و از سیلی‌ای که خورده حمایت می‌کند. رجعت قلدرفاش‌کن است. رجعت حد ندارد. در رجعت اول امام‌حسین می‌آید. چرا می‌آید؟ تا به مقصدش برسد. هیچ‌کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین» کشته نشدند. حالا خدا افشا می‌کند که دین، حسین است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

حضرت زهرا مظلوم‌تر از امام حسین است...

تمام خلقت می‌گویند: حسینِ مظلوم؛ اما عقیده‌ام این است: زهرای عزیز علیهاالسلام از امام حسین علیه‌السلام مظلوم‌تر است. چرا؟ امام حسین علیه‌السلام دفاعی کرد؛ وقتی اهل کوفه گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، دست به شمشیر کرد، همه را روی هم ریخت. زهرای عزیز بازویش را شکستند، صورتش را نیلی کردند، فشارش دادند. زهرا علیهاالسلام مظلوم‌تر از امام حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مصیبت حضرت زهرا در تمام خلقت رفته، تاحتی در بهشت...

علی‌خواهی، جواب دادن به ناله‌های حضرت زهراست. ناله‌های حضرت زهرا علیهاالسلام تا زمان رجعت هست. خلق می‌آید این‌ها را از بین می‌برد. دوازده امام، چهارده معصوم، همه‌شان گریه می‌کنند، ملائکه‌های هفت آسمان گریه می‌کنند؛ این مصیبت حضرت زهرا در تمام خلقت رفته، تاحتی در بهشت. امام حسن علیه‌السلام فرمود: زهرا، مادر ما را کشتند، همه ما را کشتند. معلوم می‌شود مصیبت حضرت زهرا جهانی است. به حضرت عباس، خدا هم گریه می‌کند. گریه خدا نارضایتی [از] آن‌هاست که چرا این کار را کردند؟ خدا می‌گوید: حبیبه من است زهرا. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]