صفحهٔ اصلی: تفاوت بین نسخه‌ها

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
</div>
 
</div>
 
-->
 
-->
{{فرمایش منتخب|عنوان=امیرالمؤمنین علی|فهرست=|بخش=دارد}}
+
{{فرمایش منتخب|عنوان=وداع ماه‌رمضان|فهرست=|بخش=دارد}}
  
  

نسخهٔ ‏۲۸ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۰۶:۲۵

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است

فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت

فرمایش منتخب: وداع ماه‌رمضان

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

دو سه‌ روز به ماه‌ مبارک کار داریم، من به رفقا قول دادم که باید وداع کنیم؛ چون‌که این هفته، هفته آخر این ماه است؛ وداعی بکنیم. می‌خواهم وداع ولایت را به شما بگویم.

ما دو وداع داریم؛ تمام آقایان منبری وداع امام‌ حسین (علیه‌السلام) را می‌گویند؛ اما یک وداع است که من آن‌ را از کسی نشنیده‌ام. حالا القاء شده، می‌خواهم آن‌ را به شما بگویم. این وداع، وداعی است که اگر تفکّر داشته‌ باشید، تمام اشیاء آدم را می‌سوزاند. این‌چه وداعی است؟

بیشتر منبری‌ها می‌گویند: باعث کشته‌ شدن حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام)، غلاف شمشیر شد. من یک بچّه برادر داشتم، نجّاری می‌رفت. این سینه دستگاه ایستاده‌ بود، نئوپان فشار روی او آورد. ما او را به بیمارستان رساندیم، فوراً من گفتم بچّه را عمل کنید! بچّه را عمل کردند، وقتی شکمش را شکافتند، گفتند: تمام اشیاء این بچّه خُرد شده‌ است. زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) هم، آن فشار در، تمام اشیاء بدنش را خُرد کرد. چرا می‌گویید غلاف شمشیر زهرا (علیهاالسلام) را کشت؟! غلاف شمشیر درست‌ است؛ والله، بالله، دید ولایتم این‌ است: غلاف شمشیر به زهرا (علیهاالسلام) تیر خلاص زد؛ عمر «لعنةالله‌علیه»، حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) را کشت.

حالا وقتی‌که زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) غسل کرد و خوابید، گفت: فضّه! اگر مرا صدا زدی، جواب ندادم، علی را خبر کن! خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: امام‌ حسن (علیه‌السلام) و امام‌ حسین (علیه‌السلام) از در وارد شدند. گفتند: فضّه! مادرمان کجاست؟ گفت: مادرتان استراحت کرده‌ است. گفتند: مگر ما نمی‌دانیم که مادرمان از دنیا رفته‌ است؟! گفت: بروید پدرتان علی را خبر کنید! وقتی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را خبر کردند، دو مرتبه حضرت به زانو درآمد. امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) با آن قدرتی که داشت، درِ خبیر را از جا کَند، عمرو بن‌عَبدود را با یک ضربه کشت؛ حالا در مرگ زهرا (علیهاالسلام) به زانو درآمد، مرگ زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) یک عالمی را به زانو درآورد. حالا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) را کفن کرده‌ است، فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! بیایید با مادرتان زهرا (علیهاالسلام) وداع کنید! مگر این‌ها مُرده‌اند؟ تو مُرده‌ای که می‌گویی این‌ها مُرده هستند، ولایت در دلت مُرده‌ است. امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) قسم می‌خورَد، می‌گوید: زهرا دست‌هایش را درآورد. یک دستش را به گردن حسن، دست دیگر را به گردن حسین انداخت. جبرئیل در آسمان ندا داد: علی‌جان! عزیزان زهرا را بردار! ملائکه طاقت ندارند. این یک وداع است.

وداع دوم این‌ بود: حضرت‌ زینب (علیهاالسلام) مو به مو مواظب حرف‌های امّ‌السّلمه بود. امّ‌السّلمه گفته‌ بود: زینب‌جان! تا زمانی‌که حسین درخواست پیراهن‌کهنه نکرد، بدان که برادرت زنده‌ است. تمام این مصیبت‌ها را زینب (علیهاالسلام) به دوش می‌کشید، قبول داشت، مواظب بود آن کلام را امام‌ حسین (علیه‌السلام) نیاید به او بگوید. یک‌ دفعه امام آمد و گفت: زینب! پیراهن‌ کهنه بیاور! زینب (علیهاالسلام) غَش کرد و افتاد. لشکر هم «هل من مبارز» می‌طلبد، امام‌ حسین (علیه‌السلام) دست ولایت بر قلب زینب (علیهاالسلام) گذاشت؛ زینب (علیهاالسلام) ولیّ‌ الله‌ الأعظم شد، امام تصرّف کرد. امام آن‌ است که به تمام خلقت تصرّف می‌کند، به چه تصرّف می‌کند؟ به قلب‌ها. امام فرمود: خواهرجان! شیطان صبرت را نبرد. حضرت‌ زینب (علیهاالسلام) چشمانش را باز کرد و گفت: برادر! آن‌قدر صبر می‌کنم، تا صبر از دستم عاصی شود. امام فرمود: خواهرجان! باید در دروازه‌ کوفه و در شام خطبه بخوانی، آن‌جا دارند لعنت به پدرمان می‌کنند. پرچم معاویه را بِکَن و پرچم علی را نصب کن! قربان‌تان بروم! امام این‌ است: امام با تمام اهل‌ خیمه خداحافظی کرد. اوّل گفت: خواهر! خداحافظ! امّ‌کلثوم، خواهر! خداحافظ! تا حتّی گفت: فضّه! خداحافظ! امام‌ حسین (علیه‌السلام) با تمام این‌ها خداحافظی کرد. [۱]


فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

ارجاعات


فرمایش منتخب: کتاب عارف ولایت منتشر شد

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

به لطف خداوند، کتاب عارف ولایت منتشر شد

... این کتاب، باید به شما تزریق شود تا بفهمید. آیا این کتاب را می‌خوانید و دنبال چیز دیگر هم می‌گردید؟! چیز دیگری نیست! این کتاب را حضرت زهرا (علیهاالسلام) کمک کرده، پس عنایت حضرت زهراست. آب زندگانی است، حجت است بر شما. هر وقت کتاب را برمی‌دارید، ببوسید که شما دارید کلام امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را می‌بوسید. انتظار داشتم امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را افشاء کنم؛ الحمد لله به کمک خودشان افشاء کردم. شب بروید درِ خانه خدا، تا خدا به شما بفهماند. قربان آن آدم که می‌گوید: کتاب را می‌خوانم و اشک می‌ریزم.

... کمک؛ یعنی خدا موفقت می‌کند؛ با خدا حرف‌زدن یک موفقیت می‌خواهد. برو نصف شب عشق‌بازی کن با خدا، با امام زمان (عجل‌الله‌فرجه). تقاضای فهم کنید! تقاضای شناخت بیشتر امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را بکنید! تقاضای عدالت کنید! شب با خدا حرف بزنید! شما باید این کتاب را بشناسید، علی‌شناس شوید. رشد ولایت در قلب شما باید بیشتر شود؛ هیچ جایی نمی‌شود، فقط این‌جا می‌شود.

... این حرف‌ها باید به شما نازل شود، مثل این‌که به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل می‌شد و انجام می‌داد. نوارها و کتاب‌های ما هم نازله است، سراندرپایش ولایت است، امری است؛ خلقی نیست. این حرف‌ها را قبول کن و به آن عمل کن! اگر این حرف‌ها را بایگانی نکنی، مثل روح است، برایت کار می‌کند. حضرت فرمود: کلام ولایت را بنویسید؛ با دفترهایتان نجوا کنید تا امام حسین (علیه‌السلام) با شما نجوا کند. این نوشته‌های شما باید ابدی باشد.

یا علی


فرمایش منتخب: ماه رمضان

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

گذشت کردن و کینه‌نداشتن[۲]

عزیز من! قربانت بروم، کینه نداشته‌ باش. خانم‌های عزیز! کینه هم‌دیگر را نداشته‌ باشید. اگر شما پیرو حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) هستید، پیرو امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) هستید، گذشت داشته‌ باشید! چرا ماه‌ مبارک رمضان گذشت ندارید؟ مگر نمی‌گوید اگر یک دوست‌ علی از دستت ناراحت باشد، خدا هیچ‌ عبادتت را قبول نمی‌کند. عزیزان من! برادران عزیز! بیایید امروز مانند امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بشویم. حالا آن آدمی که به تو تهمت زده، یا یک‌ کاری کرده، دیگر از ابن‌ملجم که بدتر نیست؛ گذشت داشته‌ باش! به تمام آیات قرآن! از اوّل عمرم همه‌اش گذشت کردم. فحش به‌ من دادند، فحش ناموس به‌ من دادند، باز هم می‌رفتم بر سرِ راهش می‌ایستادم و می‌گفتم: سلام علیکم، هم‌چنین نگاهم می‌کرد و تعجّب می‌کرد. گفتم: بابا! حالا تو ناراحت بودی، دو تا فحش هم به ما دادی، چیزی نیست؛ چرا رویت را از ما برمی‌گردانی؟ می‌گفتم: مبادا، این‌ شخص خجالت بکشد که این فحش‌ها را به‌من داده و این‌کارها را کرده‌ است. والله، در فکر من همین‌ است. می‌گفتم که این‌ شخص یک‌ روز به‌ خاطر من ناراحت نباشد. این درست‌ است. این دِل، دِل علی (علیه‌السلام) است. این دِل، دِل امر علی (علیه‌السلام) است. چرا ما با هم کینه داریم؟! [۳]

یاد خیلی ابعاد دارد، ابعاد آن‌هم خیلی زیاد است. یاد خیلی مهمّ است. من دلم می‌خواهد همیشه یاد امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشید، یاد امام‌ حسین (علیه‌السلام) باشید، یاد خدا باشید، یاد ولایت باشید. حالا این جمله را می‌خواهم بگویم: این‌که می‌گوید: «أنا مدینة‌ العلم و علیٌ بابُها» از درِ علی (علیه‌السلام) بیا! یا می‌گوید: «أین الرّجبیّون؟» رجبیّون کجایند؟ یک نَفَسی که در ماه‌ مبارک رمضان می‌کشی، عبادت است؛ تا حتّی روایت داریم، خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! این جمله را ایشان گفت: اگر کسی خوابش ببرد، ملائکه می‌آیند تو را این‌طرف و آن‌طرف می‌کنند که مبادا دست تو زیر تنه‌ات مانده‌ باشد، این‌قدر ماه‌ مبارک رمضان به‌ فکر تو هستند؛ اما نمی‌گوید این الرّمضانیّون؟ یا ماه‌شعبان که ماه خود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، هم نمی‌گوید این الشّعبانیّون؟ می‌گوید: «أین الرّجبیون؟» کسانی‌که یاد علی (علیه‌السلام) بودند، کسانی‌که از درِ علی (علیه‌السلام) آمدند و یاد علی (علیه‌السلام) بودند. حالا بالاتر ببرم؟ این مثل آن‌ است که خدا به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌گوید: «بلّغ!» بلند شو، تبلیغ‌کن! هدایت با من است. همیشه خدا یک‌ چیزی را برای خودش گذاشته‌ است. خدا یک برتری به تمام ائمه (علیهم‌السلام) دارد، همیشه برای خودش چیزی می‌گذارد. حالا می‌گوید «أین الرّجبیّون؟» بیایید من مزد شما را بدهم. هیچ قدرتی نمی‌تواند مزد ولایت را بدهد. هر مزدی یک‌ چیز جزیی است. هر مزدی که کسی راجع‌ به ولایت بدهد، یک‌ چیز دنیایی است؛ اما خدا می‌گوید: «أین الرّجبیّون؟» بیایید من به شما مزد بدهم. خدا به تو چه می‌دهد؟ محبّت خودش را به تو می‌دهد. خدا به تو چه می‌دهد؟ اصلاً محبّت خود امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را به تو می‌دهد. چه‌ کسی می‌تواند آن‌ را به تو بدهد؟! آن چند شب گذشته به خدا گفتم: خدایا! من دو چیز از تو می‌خواهم که هیچ‌کسی نمی‌تواند آن‌ را بدهد، اصلاً هیچ قدرتی نمی‌تواند بدهد: یکی محبّت تو را می‌خواهم، یکی هم محبّت دوازده‌امام (علیهم‌السلام) را می‌خواهم. چه‌کسی می‌تواند بدهد؟! چیزی از خدا بخواهید که خلق نتواند آن‌ را به شما بدهد. [۴]

اطاعت امر، شرط قبولی عبادت[۵]

الآن ماه‌ مبارک رمضان دارد طی می‌شود، چه‌کار کردید؟ آیا یک افطاری به یک‌ نفر دادید؟ یک قوم و خویشی دارید، آیا یک مرغی، گوشتی درِ خانه‌شان بردید؟ آیا یک‌ شب درِ خانه فقرا رفتید؟ آیا دل‌ یکی را خوش کردید یا این‌که فقط به‌مسجد رفتید و قرآن سر گرفتید؟ به‌دینم قسم، آن قرآن به ما، به بعضی‌ها لعنت می‌کند. قرآن‌ مجید روح دارد، جان دارد. والله، الآن یک عدّه‌ای از وعّاظِ ما دارند اهل‌ تسنّن را تشویق می‌کنند. تمام شما هم این‌جوری کردید. می‌گوید: این‌جا این نماز را بکن! این‌جا هم ذکر بگو! این‌جا چهار تا صلوات بفرست! این عبادت را به‌ جا بیاور! آن‌وقت می‌روی بهشت. تمام این‌ها درست‌است؛ اما «بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» شرطش این‌ است که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را به «الیوم أکملت لکم دینکم»[۶] قبول داشته‌ باشی. حالا اگر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را قبول داری، باید امرش را اطاعت کنی. مگر نیست که امام‌ حسن (علیه‌السلام) و امام‌ حسین (علیه‌السلام) از دفن ظاهری امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که برمی‌گردند، صدای گریه از خرابه‌ها می‌آمد؟! امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به آن‌ها سر می‌زد. حضرت سه‌ روز، سه‌ روز نانش را نمی‌خورْد و به فقرا می‌داد. به تو می‌گوید تو آن نیستی، هم بخور و هم بخوران!

به ارواح پدر و مادرم، دارم در مجلس می‌بینم که ماه‌ مبارک رمضان از دستش رفته، تکان نخورده؛ فقط ذکر گفته و مسجد رفته‌ است. به‌دینم، دارم می‌بینم. عزیز من! تکان بخور! ببین من دارم به شما چه می‌گویم؟ این مالی که دست توست، بیت‌المال است. باید آن در امر تو باشد؛ نه این‌که تو در امرش باشی؛ [یعنی باید پولت را به امر خرج کنی]. هر کجا بخواهی خرج کنی، خدا پدرت را درمی‌آورد. خدایا! تو شاهد باش! من نزدیک به هشتاد سالم است، حجّت را بر مردم تمام می‌کنم. بیت‌المال که این‌ها درآوردند نیست. مالی که در اختیار توست، بیت‌المال است. مگر تو حقّ داری بروی یک چیزهای بی‌خودی بخری؟! پدرت را درمی‌آورد. در قرآن می‌فرماید: «فمن یعمل مثقال ذرةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرةٍ شرّاً یره»[۷] خدا از تو بازخواست می‌کند که مالت را کجا خرج کردی؟ چرا خرج کردی؟ عزیزان من! «إنّما الدّنیا فناء و الآخرةُ بقاء» بیایید یک تکانی بخوریم! مگر امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) نیست که آمده می‌بیند یک گردن‌بندی در خزانه نیست. به آن خزانه‌دار می‌گوید چطور شده‌ است؟ می‌گوید: دخترت زینب (علیهاالسلام) می‌خواست به یک مجلس مهمّی برود، آمد آن‌را عاریه ذمّه گرفت؛ یعنی این گردن‌بند را به پول درآورد [قیمت‌گذاری کرد]، پولش را این‌جا گذاشت و آن‌ را با خودش برد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) قسم می‌خورَد و می‌گوید: اگر دخترم عاریه ذمّه نبرده‌ بود، به او حدّ می‌زدم. چه‌خبر است؟! حدّ می‌خورد که چرا آن‌ را بردی؟ [۸]

خدایا! اگر ما را نیامرزیدی، این ماه‌ مبارک رمضان بیامرز! روایت داریم، حضرت می‌فرماید: شقی‌ترین مردم کسی است که ماه‌ مبارک رمضان از او بگذرد؛ ولی آمرزیده نشود، بعد از حضرت سؤال می‌کنند: آقا! اگر آمرزیده نشدیم، چه‌ کار کنیم؟ می‌فرماید: در سرزمین منا بروید! چرا می‌گوید در منا بروید؟ چون وجود مبارک امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) در آن‌جا ظهور دارد؛ یعنی هر جوری شده می‌آید تا هوای حاجیان را داشته‌ باشد، آن‌جاست؛ آن‌وقت دعا به‌ واسطه امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) مستجاب می‌شود. خدایا! ما جوری باشیم که همین‌جا دعایمان مستجاب شود و ما را بیامرزی. [۹]


فرمایش منتخب: عید نوروز

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

دعای تحویل سال[۱۰]

رفقای‌ عزیز! روز دیگر سال تحویل می‌شود، خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! یکی از علماء به او برخورده بود و گفته‌ بود: شما امروز که عید است، درباره آن‌ چه می‌گویید؟ گفت: من نمی‌گویم، امام‌ جعفر صادق (علیه‌السلام) این عید را تأیید کرده؛ تاحتّی تبریک گفته‌ است. امام تبریک به چه‌ چیزی گفته‌ است؟ آن عالم به حاج‌ شیخ‌ عباس گفت: جمشید این عید را درست کرده‌ است، می‌گویند: جمشید گبر بوده؛ گفت: درست‌ است که جمشید آن‌را درست‌ کرده، امام‌ صادق (علیه‌السلام) جمشید را قبول ندارد؛ اما این انفاق‌هایی که می‌شود، به مردم لباس داده‌ می‌شود، کفش داده‌ می‌شود، خانه‌ها را تمیز می‌کنند، نظافت می‌کنند، مردم که با یکدیگر قهرند، صلح می‌کنند، آمد و رفت می‌کنند، سر به قوم و خویش‌شان می‌زنند؛ امام‌ صادق (علیه‌السلام) این‌ها را تأیید کرده؛ چون خیر به مردم می‌رسد. امام‌ صادق (علیه‌السلام) این خیر را تأیید کرده‌ است، این صفات‌ الله جمشید است که به آن پاسخ می‌دهد؛ تمام این‌ها روایت خداست. یک‌وقت می‌بینی در این یک‌ هفته، مردم به‌ قدر یک‌ سال رضایت خدا را به‌ جا می‌آورند. این‌ چه عیبی دارد؟ ببین چقدر امام قشنگ گفت که این صفات‌ الله جمشید است؛ پس عزیزان من! وقتی‌که سال تحویل می‌شود، توجّه کنید! [۱۱]

من وقتی می‌خواهم این مطلب را بگویم خجالت می‌کشم؛ چون من که پرونده شما را نمی‌بینم، از روی پرونده خودم روی شما حساب می‌کنم و می‌گویم؛ جسارتاً به رفقای‌ عزیز گفتم که وقتی سال تحویل می‌شود، از خدا بخواهید:

خدایا! هر چه که در این سالی که گذشت، اگر ما گناه کردیم، معصیت کردیم، تو را به‌ حق پنج‌ نور پاک، ما را ببخش! وارد این سال نو می‌شویم، ما را جزء معصومین قرار بده؛ یعنی ما را پاک و پاکیزه قرار بده! از سر گناهان‌مان بگذر! پاداش این، ولایت ما را کامل کن و سال‌های سال، ولایت‌مان کامل باشد.

خدایا! ولایت ما را محافظت کن که مبادا شیطان از دست ما بگیرد. اگر شیطان ولایت را از ما بگیرد، چند جا شرمنده‌ایم: اوّل خدا! پیش تو شرمنده‌ایم، بعد پیش خود ولایت شرمنده‌ایم. بعد روز محشر ما جلوی صدّیقین و ائمه‌ طاهرین (علیهم‌السلام) شرمنده‌ایم. خدایا! تو را به‌ حقّ پیامبر، به‌ حقّ امیرالمؤمنین، به‌ حقّ فاطمه‌ زهرا، به‌ حقّ امام‌ حسن و امام‌ حسین، به‌ حقّ این‌هایی که تمام خلقت را به واسطه‌شان خلق کردی، ما را شرمنده وارد محشر نکن! ما را با پرچم ولایت وارد کن!

خدایا! تو را به‌ حقّ این پنج‌ تن، امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) را از ما راضی بگردان! امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) را از ما خشنود بگردان! خدایا! ما را یاورش قرار بده! خدایا! ما را سرباز امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) قرار بده!

خدایا! به‌ حقّ امام‌ زمان، به ما یقین بده! خدایا! به‌ حقّ امام‌ زمان، ما جزء آن‌هایی نباشیم که پیرو زمان باشیم. اگر در این سال ما پیرو زمان بودیم، به‌حق امام زمان، ما را پیرو آقا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) قرار بده!

خدایا! ما می‌دانیم و یقین داریم که حجّة‌ بن‌ الحسن هست و خواهد آمد، عیدی ما این‌ است که تو به ما عیدی بدهی و دعای ما را مستجاب کنی؛ عیدی ما ولایت باشد.

خدایا! همه‌ چیز به رفقایم دادی، امورشان خیلی به آبرومندی می‌گذرد؛ خدایا! اوّل عمرشان را زیاد کن! سال‌های سال زیر سایه امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشند.

خدایا! این‌قدر یقین به این‌ها بده که اصلاً هیچ مؤثّری را مؤثّر ندانند. [۱۲]

عزیزان من! هر چند سال تحویل می‌شود؛ اما روضه‌ای برای شما می‌خوانم: سابق که آقا امام‌ حسن (علیه‌السلام) و امام‌ حسین (علیه‌السلام) در ظاهر بودند، روز عید اهل‌بیت به دیدن‌شان می‌رفتند، مردم هم می‌آمدند. حالا حضرت‌ زینب (علیهاالسلام) به‌امّ‌کلثوم گفت: خواهر! بنی‌امیّه که برای ما عیدی نگذاشتند، ما که عید نداریم؛ اما بیا به خانه امّ‌البنین برویم. وقتی رفتند و در را زدند. امّ‌البنین گفت: کیست که در می‌زند؟ من که دیگر پسر ندارم، چهار پسرم را کشتند؛ از زمانی‌که عباس و عبدالله و فرزندانم شهید شدند، دیگر درِ این‌خانه را کسی نزده‌ است! کیست که در می‌زند؟ وقتی امّ‌البنین در را باز کرد، دید که زینب (علیهاالسلام) و امّ‌کلثوم هستند. آقا ابوالفضل (علیه‌السلام) یک بچّه کوچکی داشت، امّ‌البنین مشک کوچکی درست کرده‌ بود و گردن او انداخته‌ بود و با آقا ابوالفضل (علیه‌السلام) نجوا می‌کرد. یادش می‌آمد و می‌گفت: عزیز من! پدرت رفت آب بیاورد که دستانش را قطع کردند! من باور نمی‌کردم که فرق پدرت را بشکافند! اما یقین کردم که عباس (علیه‌السلام) دست نداشت تا حمایت کند؛ وگرنه چه‌کسی می‌توانست به فرق پسرم عمود آهنین بزند؟ آن‌جا عزاخانه شد، زینب و امّ‌کلثوم و امّ‌البنین گریه می‌کردند و مرتّب می‌گفتند ابوالفضل! برادر!

شما رفقا! باید همیشه با این‌ها نجوا کنید و امروز که روز عید است، از نمک امام‌ حسین (علیه‌السلام) هم بچشید! همیشه در ظاهر در فرح نباشید و حقّ امام‌ حسین (علیه‌السلام) و آقا ابوالفضل (علیه‌السلام) را یک‌ ذرّه عملی کرده باشید؛ بگویید: حسین‌جان! ابوالفضل‌جان! هر چند امروز عید است؛ اما تو را فراموش نکردیم! [۱۳]

نوروز و کمک به فقرا[۱۴]

والله، بالله، دو شب است که نزدیک بود سکته کنم، باور کنید! بس که در فکر شما بودم. گفتم: خدایا! به من عیدی بده! به من بده که به این‌ها بدهم. ما باید در پیشگاه اقدس الهی، اوّل بگوییم:

خدایا! حدّ را از گردن ما بردار!

امام زمان! ای آقا! ما را بپذیر! الآن امام زمانِ ما تویی، عزیز من! تمام نفَس‌هایی که عالم می‌کشد در قدرت توست. تو قدرت داری این کار را بکنی.

ای خدا! عنایت کن! حدّ را از گردن ما بردار!

امام زمان! ما را بپذیر! ما را در پناه خودت راه بده!

اگر آدم خودش را در پناه امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) راه داده بود، والله، بالله، ترک اولی نمی‌کرد.

رفقای عزیز! اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) به شما راه بدهد، معصیت که نمی‌کنید، ترک اولی هم نمی‌کنید.

گفتم: گناه مال لذّت است. وقتی تو لذّت از وجود مبارک امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بردی، دیگر لذّتی نیست. گفتم:

آسوده خاطرم که در دامن تواَمدامن نبینم که در دامنش رَوَم

رفقای عزیز! اصلاً دامن نباید در دنیا ببینید، پایبند آن دامن می‌شوید. بی‌حیایی می‌شود، تو پایبند دامن هستی. هر جا می‌روی، یک رقم دامن می‌خری. تو کجا هستی که در دامن امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشی؟ تو پایبند دامن هستی. دامن نبینم که در دامنش بروم. دامن به غیر از دامن تو اشتباه بُوَد؛ چون‌که دامن تو اتّصال به ماوراء بود. اگر تو، در دامن امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشی، اصلاً ماوراء را نمی‌خواهی. به دینم راست می‌گویم.

حالا که این حرف‌ها را زدم، یک وقت دیدم، (حالا آدم چه اندازه بگوید؟ چطور بگوید که مِن بعد، بعضی‌ها نگویند: حالا این هم ادّعا می‌کند.) ندا آمد: ما تأیید کردیم. رفقای عزیز! والله، بالله، امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شما را تأیید کرده است؛ اما همین‌طور که می‌گویم باشید. من این‌ها را که می‌گویم، دارم می‌گویم تأییدی خوب است؛ آقا تأیید کرد. تا گفت تأیید کردم، به وجود امام زمان، من گفتم این تأیید را خدا کرد؛ یعنی فوراً از گردن خودم بیرون انداختم. دیدم این به ریخت من نمی‌آید، گفتم: این تأیید را خدا کرد. بفرمایید! این‌جور باید باشید! عجب عیدی داد! عجب عیدی داد! عزیزان من!

دامن نبینم که در دامنش رَوَمدامن به غیر دامن تو بی‌محتوا بُوَد

هیچ محتوایی ندارد، هیچ نتیجه‌ای ندارد.

حالا عید چطور است؟ ما باید همین‌طور که عید می‌گیریم، دنبال یک عید دیگر هم باشیم. متوجّهید؟ این عید که می‌گیرید، یک عید دیگر هم از خدا بخواهید! خدایا! الآن که امروز نوروز است و عید است، ما به آن عید هم برسیم.

عید ما روزی بُوَد، از مشرکین اسمی نباشدعید ما روزی بُوَد از منافقین اسمی نباشد

عید ما روزی بُوَد، آن مهدی موعود بیاید. آن روز، عید ماست؛ اما این عید را هم باید عید بگیریم. اصلاً ببین، چقدر شست‌وشو می‌شود. کسی‌که یک سال فرش‌هایش را نَشُسته است، می‌شوید. خانه‌اش را جارو نکرده، جارو می‌کند. اصلاً یک نظافتی در این خانه‌ها ایجاد می‌شود. این چه عیبی دارد؟ آخر، بعضی‌ها کج‌سلیقه هستند. هر چیزی که ائمه (علیهم‌السلام) گفتند، ما باید بگوییم، امام صادق (علیه‌السلام) تأیید کرده است. فضول! تو چه کاره هستی که تأیید نمی‌کنی و حرف هم می‌زنی؟! تو از امام صادق (علیه‌السلام)، فهمت بیشتر است؟! [۱۵]

عزیزان! الآن نزدیک شب‌ عید است، من نمی‌خواهم به شما بگویم، خدا می‌داند یک مراجعه‌هایی که می‌شود، من فقط باید بسوزم، آن کفش ندارد، آن نمی‌دانم مانتو ندارد، آن‌ فلان چیز ندارد، این‌ها هم رویشان به ما باز است. الحمد لله بعضی‌ها هستند خب، کمک کردند، خدا یاری‌شان کند! نمی‌خواهم اسم بیاورم؛ اما الآن چه‌جور است؟ تو چطور این‌جور هستی که نمی‌دانم سفره هفت‌سین درست می‌کنی؟! تو چه مسلمانی هستی؟! سفره هفت‌سین درست می‌کنی، هفت‌جور چیز می‌گذاری؛ آیا این‌ است؟! این‌ است ولایت؟! شرط ولایت این ‌است که سفره هفت‌سین درست‌کنی؟ اگر هم پول نداری که سخاوت کنی، لااقل یک‌ذرّه باید ناراحت باشی؛ این‌کار را نکن!

من از اوّل عمرم، شب‌ عید برنج درست نکردم؛ بروید ببینید! الآن شاید بچّه‌هایم این‌جا باشند. یک‌ چیز مختصر می‌خورم، حالا یک ‌مرتبه اگر یکی مهمانم کرد، مقدّسی نمی‌کنم، اگر یکی مهمانم کند، می‌خورم، اگر یکی برایم تعارف هم‌ بیاورد؛ می‌خورم؛ اما خودم درست نمی‌کنم، می‌گویم همین‌قدر من یک ‌قدری چیز کنم که اگر کسی این‌جور است، من آن‌جوری نباشم، این‌کار را که می‌توانی بکنی. [۱۶]

یا علی

ارجاعات


بیتوته و نجوا با ولایت

نجوا با ولایت، امرش را اطاعت کردن است[۱۷]

بیایید با علی (علیه‌السلام) نجوا کنید! بیایید با زهرا (علیهاالسلام) نجوا کنید! بیایید با قرآن نجوا کنید! از کجا نجوا می‌کنی؟ امر آن‌ را اطاعت ‌کن! شما اگر بخواهید به جایی برسید، باید با امر نجوا کنید! اگر علی (علیه‌السلام) گفتی، باید بدانی داری یک کُرات را صدا می‌زنی، اگر علی‌ بن‌ موسی ‌الرضا (علیه‌السلام) گفتی، باید بدانی که یک کُرات تماماً در اختیار علی ‌بن‌ موسی ‌الرضا (علیه‌السلام) است. اگر خدا گفتی، ببین، علی ‌بن ‌موسی ‌الرضا (علیه‌السلام)، دوازده‌ امام (علیهم‌السلام) در اختیار خدا هستند؛ این‌جور باید بگویی: «السلام علیک یا علی ‌بن ‌موسی‌ الرضا»، چه می‌گویی؟ حالا خدا نکند ما جدا شویم، وقتی گناه کردی، جدا می‌شوی.

جوانان‌ عزیز! قربانتان بروم، اگر گناه کردی، باز هم توبه کن، وصل می‌شوی. اگر یک گناهی کردید، آن گناه پیش شما خیلی بزرگ نباشد، خدا پیش شما بزرگ باشد، فوری توبه کنید، شما فوراً باز به کُر اتصال می‌شوید. چرا؟ تو خودت کُر هستی. اصلاً، شیعه خودش کُر است؛ اما چطور کُر است؟ به کُر اتصال است. شیعه نمی‌تواند دست نجس در این بزند، از کُر جدا می‌شود. چرا؟ نجاست دنیا، گناه است، تا نجس می‌شوی، فوراً عظمت خدا را ببین. می‌گوید: من فلان کار را کردم، نمی‌دانم خدا مرا می‌آمرزد یا نه؟! خدا همه ‌چیز به تو داده به ‌غیر عقل! چرا تو را نمی‌آمرزد؟ چرا دارد به تو می‌گوید «اُدعونی»؟ حالا ببین، من یک ‌کمی عظمت خدا را به شما گفتم. عزیزان من، قربانتان بروم، ببین، من دارم چه به شما می‌گویم؟

خدا شاه‌آبادی را تأیید کند، می‌گفت: ما چندین ‌سال پیش امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بودیم، بیرون آمدیم، ناراحت بودیم. گفت: وقتی پیش شما آمدیم، دیدیم ما پیش علی (علیه‌السلام) بودیم؛ اما علی (علیه‌السلام) را نمی‌شناختیم، علی (علیه‌السلام) را خلق حساب می‌کردیم. گفت: الحمد لله که ما از کنار قبر علی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آمدیم به تو برخوردیم، حالا علی‌شناس شدیم. حالا یک علی (علیه‌السلام) که می‌گویی، خدا ملَک برای تو خلق می‌کند، «أستغفر الله» می‌گوید.

تو کنار قبر علی (علیه‌السلام)، علی (علیه‌السلام) را نشناسی، چه فایده‌ای دارد؟ مگر هفده، هجده ‌سال پیش چهار امام نبودند و اهل‌ آتش شدند؟ ما باید این‌ها را بشناسیم. عقیده من این‌ است که شناسایی این‌ها باید با ادب بگویی علی! وقتی می‌خواهی بگویی علی! ببین، به یک ماوراء باید بگویی علی! آن‌قدر علی (علیه‌السلام) قیمت دارد که خدا، یک ماوراء را کنار می‌گذارد! می‌گوید: به عزت و جلالم، اگر ثواب انس و جنّ کنی، علی (علیه‌السلام) را دوست نداشته‌ باشی، تو را کنار می‌گذارم. مگر کنار گذاشتن عبادت شوخی است؟

خدا خیلی رئوف است؛ اما برای علی (علیه‌السلام) غیور است؛ خدا خیلی رئوف است؛ اما برای ولایت غیور است، همه را می‌سوزاند. چرا؟ ولایت مقصدش است. تو با مقصد خدا طرف هستی. تو مقصد خدا را کنار گذاشتی، آیا می‌دانی که چه گناهی کردی؟ اما اگر علی (علیه‌السلام) را بپذیری، خدا هم تو را می‌پذیرد. این گناهان چیزی نیست. (یک ‌دفعه گفتم، حالا روی مناسبت می‌گویم:) گناه کبیره، گناه بی‌ولایتی است.

عزیزان من! برو بگیر دیگر بخواب. کجایی تو؟ اصلاً چه هستی؟ تو اشرف مخلوقاتی، این‌قدر خودت را اذیت نکن! خسته‌ای بگیر بخواب! من که می‌بینی نماز شب می‌خوانم، من یک بیکاره مملکت هستم. اصلاً تو خودت نمازی، اصلاً تو خودت رکوعی، اصلاً تو خودت سجودی، اصلاً خودت زیارتی، اصلاً خودت عبادتی؛ اما باید تسلیم ولایت باشی، چه داری می‌گویی؟ کجایی؟

چرا خودت رکوعی؟ چرا خودت سجودی؟ تو الآن این‌جا که هستی به‌ فکر مستضعف هستی، به‌ فکر مردم هستی، به ‌فکر این هستی که یکی را نجات بدهی. اصلاً بشر به جایی می‌رسد که خودش ریسمان حبل‌المتین می‌شود، (امروز دارم یک حرف‌های بالا برای شما می‌زنم، ثابت هم می‌کنم) چرا؟ می‌گوید: ریسمان حبل‌المتین؛ یعنی به دوازده‌ امام، چهارده ‌معصوم (علیهم‌السلام) چنگ بزنی؛ خب، تو وقتی به دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم (علیهم‌السلام) چنگ بزنی، مگر دست تو به آن ‌نیست؟ آن‌وقت صادراتت هم امر آن‌ها می‌شود؛ پس تو خودت ریسمان می‌شوی. توجه کنید من امروز دارم چه می‌گویم؟

خیلی نمی‌خواهد این‌طرف و آن‌طرف بزنید. عبادتی نشوید؛ اطاعتی بشوید. الآن برای چه شما آمدید این‌جا؟ چرا می‌گفت اسم من را بنویس، اسم من را بنویس؟ من کِیف می‌کردم از این حرف‌ها. گفتم: خدایا! یا امام زمان! ای‌خدا، این‌ها محض تو و محض علی ‌بن‌ موسی‌ الرضا (علیهماالسلام) می‌آیند، یک ‌چیز هم به‌ من بده، این‌ها محض من هم دارند می‌آیند؛ نه محض من، حرف من که نیست، من را باید سینه دیوار زد، محض این حرف‌ها دارند می‌آیند. خب، شما به وحی اتصال هستید، به ولایت اتصال هستید. حالیتان بشود من دارم چه می‌گویم، داد بزنم؟ باباجان من! تو هدایتی، تو اصلاً مکه‌ای، تو منایی، تو خانه خدایی، تو حرم امام‌حسین (علیه‌السلام) هستی.

چرا قدردانی نمی‌کنی؟ چرا شکرانه نمی‌کنی؟ مگر حرم چیست؟ مگر خانه ‌خدا چیست؟ جماد است؛ کمال نیست. ولایت کمال است. تو الآن ولایت داری، کمال هستی، آن جماد است. (من نمی‌خواهم به خانه جسارت کنم، بفهمید حرف من چیست؟) چرا می‌گوید اگر به یک مؤمن توهین کنی، خانه مرا خراب کردی؟ پس خانه جماد است، تو کمالی؛ اما کمالت این است که اتصال به علی (علیه‌السلام) باشی، کمال تو این‌ است که اتصال به علی ‌بن‌ موسی ‌الرضا (علیه‌السلام) باشی، کمالت این است اتصال به زهرا (علیهاالسلام) باشی.

بیایی زهرا (علیهاالسلام) را یاری کنی، بیایی پهلو شکسته را یاری کنی، بیایی محسن سقط‌ شده را یاری کنی، بیایی سیلی ‌خورده را یاری کنی. یاری این‌ است که ما همسر عزیزش را به ولیّ ‌الله‌ الأعظم قبول کنیم. آن جسارت‌ها را نبینیم، آن عظمت ولایت را ببینیم. آن مثل یک قرآنی است که زیر دست و پای الاغ‌ها پاره شده ‌است. ولایت این‌طوری شد، پَر پَر شد. خدا لعنت کند آن ‌کسی را که پَر پَر کرد؛ آن عمر است و ابابکر. توجه می‌کنید من چه می‌گویم؟ [۱۸]


یا علی

ارجاعات


اخلاق در خانواده

خودت را نجات بده! آرام باش![۱۷]

عزیز من! این‌قدر این‌طرف و آن‌طرف نزن! یک ‌کار داری، دو تا کار داری، سه تا کار داری، دوباره چه‌ کار می‌خواهی بکنی؟ اولاد یا کافر است یا منافق یا مؤمن؛ چرا این‌قدر دست و پا می‌زنی؟ عزیز من! خودت را نجات بده! عزیز من! خودت را نجات بده! وقتی تو هی دور خودت جمع کردی، فکرت هم متلاشی می‌شود. این ‌کار و این ‌کار و این‌ کار، آرام باش! حالا تو باید پرچم شکر داشته‌ باشی! کسری‌هایت را درست ‌کن! هستی‌ات را درست ‌کن! کجا این‌قدر این‌طرف و آن‌طرف می‌زنی؟ مگر نزدند؟ چه کردند؟ راضی و قانع باش! یک‌ احتمال بده که ملک‌الموت جانت را می‌گیرد، چه ‌کار می‌کنی؟ چند جا را مایه گذاشتی؟ این‌جا را که گذاشتی، این‌جا که گذاشتی، چه‌ کار می‌کنی؟ خودت را نجات بده! آرام باش! یک ماشین داری، خانه ‌داری، زندگی داری، امورت دارد می‌گذرد. [۱۹]

«إنّما أموالکم و أولادکم فتنة»[۲۰] خدا می‌گوید، قرآن می‌گوید: این مال فتنه است، اولاد فتنه است. می‌داند تو این‌قدر علاقه به بچه‌ات داری، می‌داند این‌قدر علاقه به‌ دنیا داری؛ حالا اعلام می‌کند که فتنه است. تمام این حرف‌هایی که می‌زنم، برای مال حرام می‌زنم. آقاجان من! که توی اداره‌ای و رشوه گرفته‌ای، می‌دانی چه ‌کار کردی با نمازت، با روزه‌ات، با حَجّت؟ تمام باطل است. [۸]

در حِجر حضرت‌ اسماعیل گفتم: خدایا! دل مرا پاک‌سازی کن، آن‌چه که به غیرِ توست؛ تاحتی مِهر اولادم را بیرون کن! آخر اولاد یک مِهری دارد، این ‌را به شما بگویم، من خیال می‌کنم آخرین چیزی که از دل آدم بیرون بِرود، مِهر اولاد است، خیلی مِهرش کارساز است.

گفتم: اگر به غیرِ توست بیرون کن! من اولاد نمی‌خواهم، من تو را می‌خواهم، امرت را می‌خواهم. بعد گفتم: خدایا! ممکن‌ است این‌جوری باشد، صالحش کن! من می‌خواهم یک عمری با بچه‌هایم بسازم، این‌ها را سالم کن! این‌ها را با ولایت کن! آن‌جا می‌روید، سلیقه داشته ‌باشید؛ خودش ایجاد می‌کند. گفتم این دوازده ‌امام، چهارده ‌معصوم (علیه‌السلام) و آن‌ها که دنبال این‌ها می‌آیند، اگر اولادم دنبال این‌ها نمی‌آید بیرونش کن! من همین‌جور هم هستم، یک کسی‌که اسمش را اصلاً بلد نیستم، یک‌وقت می‌بینی این‌قدر دوستش دارم. گفتم اگر به ‌غیر این است از من دور کن! این‌جا می‌آیند، یک ‌سال، دو سال هستند، می‌روند؛ من دلم می‌سوزد، می‌گویم آن ‌که من گفتم، این‌ نیست.

عزیز من! آن‌جا کارسازی کنید، آن‌جا متوجه باشید چه بخواهید! البته من نمی‌گویم مال دنیا نخواهید. می‌گویم: خدایا! به ‌قدر کفایت به ما بِده. خدایا! به ما بِده، آبرویمان توی مردم نریزد. خدایا! از برای مال دنیا دستمان پیش نامرد دراز نباشد. خدایا! ما را در فقر و فلاکت قرار نَده که دستمان پیش اجنبی دراز باشد. [۲۱]

اگر من بچه‌ام را می‌خواهم، «إنّه لیس من اهلک» نیست. خدا می‌داند، یکی‌شان یک‌وقت چند سال پیش گفت: تو فلانی را بهتر می‌خواهی. گفتم: به ‌دینم، اگر تو بهتر باشی، من تو را می‌خواهم. من اصلاً اولادی هم حالی‌ام نیست. اصلاً اولادی هم حالی‌ام نیست که این اولاد من است. هر که می‌خواهد باشد. هر کس ببینم تقوایش بیشتر است، ولایتش استوارتر است، من خادم او هستم؛ نه که دوستش داشته ‌باشم. [۲۲]

من آن‌جا بالای سرِ امام‌ حسین (علیه‌السلام) رفتم، گفتم: خدایا! به‌ حق حسین، به‌ حق آن راهی که امام‌ حسین (علیه‌السلام) رفت، آن راه توست؛ یعنی امر تو از هر چیزی مهم‌تر است. امام‌ حسین (علیه‌السلام) امر تو را اطاعت می‌کند، امرِ توست. بعد گفتم: خدایا! به‌ حق صاحب این قبر، آن‌هایی که دنبال این نمی‌آیند، از من دور کن! اگر اولادم هست، من اولاد هم نمی‌خواهم، من تو را می‌خواهم، امر تو را می‌خواهم؛ آن‌ها که دنبال تو می‌آیند، آن‌ها که امر تو را اطاعت می‌کنند، من آن‌ها را می‌خواهم؛ والله! تاحتی اولادم را گفتم. [۲۳]


فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

ارجاعات


سخنی با خانمها

مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۲۴]

آن خانمی که به شوهرش می‌گوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی‌ زن است؛ می‌خواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن‌ زن را فراموش نمی‌کند. این زن در ثوابی که شما می‌برید شریک است، چون‌که به این امر راضی است. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش می‌گوید: نرو! این خوشی را بهتر می‌خواهد تا این‌که شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانم‌هاست که اگر امام ‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم بیاید، به شوهرش می‌گوید نرو! آن خانمی هم که می‌گوید: برو! از آن‌هاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام ‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) قرار دهد. [۲۵]

خانم‌های عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام‌ رضا (علیه‌السلام)، امیدوارم در پناه امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای ‌عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چون‌که زن می‌تواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إن‌شاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام‌ صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز می‌دهد، دوستانش را از صحنه‌ محشر جمع می‌کند، پیش خودش می‌آورد.

امیدوارم خانم‌هایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آن‌ها باشند که زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.

امیدوارم این‌ها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آن‌ها رضایت کامل داشته باشد. [۲۶]

امیدوارم خانمی که می‌گوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.

آن‌ها هم که می‌گویند: نیا! إن‌شاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد می‌آید؟! در مجلس ولایت می‌آید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او می‌آید دعا می‌کند، دعایش مستجاب می‌شود، خودت، بچه‌هایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! این‌جا نیاید؟! [۲۷]

خانم‌ عزیز که به شوهرت می‌گویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت می‌خواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. این‌جا جلوی علی ‌بن‌ موسی ‌الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آن‌ها همه دارند از شما تشکر می‌کنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۲۸] شوهر تو باید این‌جا بیاید تا امام‌ رضا (علیه‌السلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشه‌هایی می‌آیی؟! مگر شوهر شما می‌خواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او می‌خواهد به بهشت بیاید، می‌خواهد زیر قبه آقا علی‌ بن‌ موسی ‌الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. می‌خواهد این‌جا از امام بخواهد که بچه‌هایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفن‌خانه آمده ‌است. چرا بعضی از شما یک حرف‌هایی می‌زنید؟! [۲۹]

إن‌شاءالله امیدوارم خانم‌های عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا می‌روی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم می‌خواهد این جلسه دستتان باشد تا إن‌شاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجل‌الله‌فرجه) بدهید. [۳۰]


یا علی

ارجاعات


کتابها

تمام کتابها


سخنرانی‌ها

تمام سخنرانی‌ها

  1. در مسیر ولایت؛ وداع ولایت 76
  2. ثواب هزار ماه، مزد ولایت (دقیقه 33) و یاد 81 (دقیقه 26)
  3. ثواب هزار ماه، مزد ولایت 83
  4. یاد 81
  5. ولایت قدر است 82 (دقیقه 2 و 27) و فتنه آخرالزمان 81 (دقیقه53)
  6. (سوره المائدة، آیه ۳)
  7. (سوره الزلزلة، آیه ۷)
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ولایت قدر است 82 خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «.D9.88.D9.84.D8.A7.DB.8C.D8.AA_.D9.82.D8.AF.D8.B1_.D8.A7.D8.B3.D8.AA_82» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است
  9. فتنه آخرالزمان 81
  10. ارکان 82 (دقیقه 26 و 57) و عیدی ما ولایت 76
  11. ارکان 82 و تفکر یا عمود نور 78
  12. عیدی ما ولایت 76
  13. ارکان 82 و کتاب حر و تفکر یا عمود نور 78
  14. تفکّر یا عمود نور (دقیقه ۴۸ و ۵۵) و گریه ولایت (دقیقه ۵۵)
  15. تفکّر یا عمود نور 78
  16. گریه ولایت 77
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱
  18. علی علی 84
  19. مقدسی (خدشه‌های تفکر 80
  20. (سوره الأنفال، آیه 28)
  21. حج ابراهیمی ۷۸
  22. شب‌های رمضان ۸۸
  23. پرچم امر و پرچم من 78
  24. مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
  25. مشهد ۹۲؛ جامعه
  26. گذشت خانم‌ها؛ مشهد 84
  27. مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
  28. شناخت امام 88
  29. شناخت الست 87
  30. تذکر جلسه 83
حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه