صفحهٔ اصلی

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۲۷ توسط Admin (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به:ناوبری، جستجو
امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است

فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت

فرمایش منتخب: عبدالعظیم حسنی

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام‌زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

عبدالعظیم‌ حسنی پیش امام‌ هادی (علیه‌السلام) آمد و گفت: آقاجان! من می‌خواهم عقایدم را به شما بگویم؛ امام می‌فرماید: بگو عزیزم! می‌گوید: من خدا را به یگانگی قبول دارم، واجبات را به‌ جا می‌آورم و محرّمات را ترک می‌کنم. شما را امام و حجّت‌ خدا می‌دانم، زیر این آسمان، به‌ غیر از شما حجّتی نمی‌بینم. خدا امر شما را به‌ من واجب کرده، امرِ شما، امرِ خداست. سیبی یا اناری از درخت بچینم و شما بگویی نصفش حلال و نصفش حرام است، نیمه‌ حلالش را می‌خورم و نیمه‌ حرامش را دور می‌اندازم. امام‌ هادی (علیه‌السلام) فرمود: عبدالعظیم! ما هم عقایدمان همین‌است، إن‌شاءالله به آخر برسانی.

عبدالعظیم با قبولیِ امام‌ هادی (علیه‌السلام) که به او فرمود عقایدت درست‌است؛ نجوا کرد، کنار رفت و کنار ماند، نه این‌که از یک‌ جای دیگر سر دربیاورد؛ قانع و راضی بود. دربست در اختیار امام بود. حالا خدا به او عظمت داد. در روایت می‌فرماید: زیارت شاه‌ عبدالعظیم حسنی مطابق با زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) است. آیا زیارت خلق، مطابق با زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌شود؟ نه والله، عجیب این‌ است که می‌گوید زیارت قبرش مطابق با زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) است، نه خودش! عظمت عبدالعظیم به‌ خاطر آن عقیده‌ای است که به امام‌ هادی (علیه‌السلام) داشت، برای آن امری است که اطاعت می‌کرد، برای آن تواضعی است که با امام داشت؛ پس شما آن امر را زیارت می‌کنید، نه جسم عبدالعظیم را. عزیزان من! از اطاعت به این‌جا می‌رسید نه از خیال خودتان، نه از مشابه درست‌کردن، نه از امیدواری به خلق پیدا کردن و دنبالش رفتن! عبدالعظیم به‌ واسطه ولایت به این‌جا رسید، نه به‌ واسطه عبادت. به امامش یقین داشت و امرش را اطاعت می‌کرد. او حجّت‌شناس بود. امروز اغلب مردم حرف حجّت را می‌زنند؛ اما حجّت‌شناس نیستند. [۱]

قبولی عبادت، ولایت است و قبولی ولایت، اطاعت است. حالا شیعه باید فرمان امام را ببرد و برای خودش مصداق درست نکند. (بعضی مقدّس‌ها برای خود مصداق درست می‌کنند.) شاه‌ عبدالعظیم حسنی به‌ غیر از امام‌ هادی (علیه‌السلام) کسی را واجب‌ الإطاعة نمی‌بیند، حجّت‌ خدا را واجب‌ الإطاعة می‌داند؛ برای همین زیارتش مطابق زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) است. [۲] آن تولید عبدالعظیم است که وقتی زیارت می‌روید، به شما می‌رسد. ببین من چه می‌گویم؟ وقتی‌که خدای تبارک و تعالی و ائمه‌ طاهرین (علیهم‌السلام)، چنین کرامتی به عبدالعظیم‌ حسنی دادند، شما باید صفات آن‌ها را داشته‌ باشید؛ آن‌وقت آن‌ها صفات‌ الله به شما می‌دهند. می‌فرماید: وقتی شما عبدالعظیم را زیارت می‌کنید، انگار امام‌ حسین (علیه‌السلام) را زیارت کرده‌اید؛ پس شما هم باید آن‌طوری باشید که او با امامش بوده؛ آن‌وقت سنخه می‌شوید. [۳] او یک فرد عادی بوده؛ اما امامش را می‌شناخت و کنار رفت، حالا وقتی از دنیا رفت، خدا او را افشاء کرد. والله، شما هم همان هستید؛ مگر شما غیر از او هستید؟! اما باید اهلیّت پیدا کنید. [۴]

عبدالعظیم به کسی کار نداشته، به خدا و ولیّ خدا یقین داشته، به واجباتش یقین داشته که به این درجه رسیده‌ است. آیا ممکن‌ است از این بالاتر بشوید؟ شخصی خدمت امام‌ صادق (علیه‌السلام) می‌آید، عرض می‌کند: یابن‌ رسول‌ الله! من راهم دور است، برایم خیلی مشکل است که نزد شما بیایم؛ اما دلم می‌خواهد شما را ببینم. حضرت فرمود: می‌خواهی جمع ما را زیارت کنی؟ گفت: بله! فرمود: در آن‌ اطراف برو مؤمنی را زیارت کن! خدا ثواب زیارت جمع ما را به تو می‌دهد. ببین تو به جایی می‌رسی که زیارتت، زیارت دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم (علیهم‌السلام) است؛ چون ائمه (علیهم‌السلام) در قلب آن مؤمن هستند، یقین و محبّت آن‌ها را دارد. [۵]

عزیزان من! همین‌طوری که از حضرت‌ معصومه و شاه‌ عبدالعظیم حسنی استفاده می‌کنند، باید از شخص شما هم استفاده کنند، خودتان را در اختیار مؤمن و در اختیار قوم و خویش‌هایتان بگذارید؛ تا هم خودتان و هم آن‌ها لذّت ببرند. در روایت می‌فرماید زیارت عبدالعظیم‌ حسنی بروی مطابق با زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) است یا زیارت حضرت‌ معصومه بروی؛ بهشت بر تو واجب می‌شود؛ اما می‌فرماید زیارت یک مؤمن بروی، ثواب زیارت دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم (علیهم‌السلام) به تو می‌دهد؛ چون این مؤمن، کسی است که از وجودش نجوا می‌جوشد. [۶] خودش را شناخته، خدا را هم شناخته‌ است. «مَن عَرَف نَفسه، فَقد عَرَف رَبّه» این مؤمن عظمتش را در مقابل امر خدا و نجوای با او خُرد می‌کند که این‌قدر عظمت دارد. [۷]

در روایت می‌فرماید: «سلمان منّا أهل‌ البیت» در تمام دنیا، چند نفر بودند که تأیید شدند. یک تأییدهایی است که خیلی مهمّ نیست؛ یعنی درستی‌اش تأیید می‌شود؛ یعنی ایشان درست‌است. عبدالعظیم، درستی‌اش تأیید است. سلمان، مقداد، اباذر، درستی‌شان تأیید است؛ اما یک‌چیزی است که مافوق درستی است. مافوق درستی این‌است: همین‌طور که ولایت پیش شما مطلق است، باید دشمن ولایت هم پیش شما مطلق باشد. اویس همین‌طور بود، مطلق بود؛ یعنی تبرّی داشت. وقتی سلام عمر به او رسید، از آن شهر رفت. [۸]

عزیزان من! ماوراء، دنیا نیست؛ اما از این‌جا می‌توانید به ماوراء برسید؛ چون‌که ماوراء چیزی است که شما باید به‌ غیر از دنیا داشته‌ باشید. من کسی را سراغ ندارم که این‌طور باشد؛ چون بالأخره ما ذرّاتی مِهر دنیا داریم؛ پس کسی‌که مِهر دنیا داشته‌ باشد، جزء ماوراء نمی‌شود. حالا از کجا می‌گویی؟ وقتی به حضرت‌ عیسی در آسمان چهارم گفت: چه آورده‌ای؟ گفت: سوزن و نخ. گفت: نگهش دارید؛ پس این‌جا ماوراء نیست. اگر به‌ قدر یک سوزن و نخ محبّتش را داشته‌ باشی، تو را نگه‌ می‌دارد؛ اما ممکن‌ است که شما به ماوراء برسید. عبدالعظیم‌ حسنی، سلمان، مقداد، اویس‌ قرن که در بیابان است، رسیده‌اند؛ این‌ها اتّصال به ماوراء هستند و ماوراء اتّصال به این‌هاست؛ شیعه هم همین‌جور است. [۹]

فهرست فرمایشات منتخب

یا علی


سخنی با خانمها

مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۱۰]

آن خانمی که به شوهرش می‌گوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی‌ زن است؛ می‌خواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن‌ زن را فراموش نمی‌کند. این زن در ثوابی که شما می‌برید شریک است، چون‌که به این امر راضی است. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش می‌گوید: نرو! این خوشی را بهتر می‌خواهد تا این‌که شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانم‌هاست که اگر امام ‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم بیاید، به شوهرش می‌گوید نرو! آن خانمی هم که می‌گوید: برو! از آن‌هاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام ‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) قرار دهد. [۱۱]

خانم‌های عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام‌ رضا (علیه‌السلام)، امیدوارم در پناه امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای ‌عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چون‌که زن می‌تواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إن‌شاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام‌ صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز می‌دهد، دوستانش را از صحنه‌ محشر جمع می‌کند، پیش خودش می‌آورد.

امیدوارم خانم‌هایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آن‌ها باشند که زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.

امیدوارم این‌ها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آن‌ها رضایت کامل داشته باشد. [۱۲]

امیدوارم خانمی که می‌گوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.

آن‌ها هم که می‌گویند: نیا! إن‌شاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد می‌آید؟! در مجلس ولایت می‌آید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او می‌آید دعا می‌کند، دعایش مستجاب می‌شود، خودت، بچه‌هایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! این‌جا نیاید؟! [۱۳]

خانم‌ عزیز که به شوهرت می‌گویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت می‌خواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. این‌جا جلوی علی ‌بن‌ موسی ‌الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آن‌ها همه دارند از شما تشکر می‌کنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۱۴] شوهر تو باید این‌جا بیاید تا امام‌ رضا (علیه‌السلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشه‌هایی می‌آیی؟! مگر شوهر شما می‌خواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او می‌خواهد به بهشت بیاید، می‌خواهد زیر قبه آقا علی‌ بن‌ موسی ‌الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. می‌خواهد این‌جا از امام بخواهد که بچه‌هایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفن‌خانه آمده ‌است. چرا بعضی از شما یک حرف‌هایی می‌زنید؟! [۱۵]

إن‌شاءالله امیدوارم خانم‌های عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا می‌روی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم می‌خواهد این جلسه دستتان باشد تا إن‌شاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجل‌الله‌فرجه) بدهید. [۱۶]


یا علی

ارجاعات


-->

کتابها

تمام کتابها


سخنرانی‌ها

تمام سخنرانی‌ها

  1. کتاب ترجمه احکام و افشای احکام و سخنرانی مزد ولایت و اسم اعظم 83 و عظمت شیعه و احتیاج ماورائی بشر اطاعت امر است 81 و ولایت عمل صالح است 78 و شناخت امام
  2. کتاب تذکر ولایت، قدردانی از شیعه
  3. عصاره زیارت77
  4. تکلیف و بلوغ 80
  5. احتیاج ماورائی بشر اطاعت امر است 81
  6. شناخت نجوا 77
  7. کتاب نجوا
  8. مشهد 91؛ عنایت امام‌رضا؛ ماوراء
  9. کشتی نوح 85
  10. مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
  11. مشهد ۹۲؛ جامعه
  12. گذشت خانم‌ها؛ مشهد 84
  13. مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
  14. شناخت امام 88
  15. شناخت الست 87
  16. تذکر جلسه 83
حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه