صفحهٔ اصلی
فرمایش منتخب: شب قدر
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
درخواستهای شبقدر[۱]
بعضی از رفقای عزیز به بنده امر کردند که از برای شب احیا یک صحبتی بکنیم. البتّه آنها خودشان میدانند، حالا دلشان خواست که ما یک حرفی بزنیم. من اوّل منظورم این است که ما از خدا چه بخواهیم؟ مثل آن شخص نباشیم که چندین وقت به مسجد سهله یا مسجد جمکران رفت تا خدمت امام زمان (عجلاللهفرجه) برسد، یک وقت امام زمان (عجلاللهفرجه) را دید که به او گفت: پدرجان! اینجا آمدی که چه کار کنی؟ گفت: میخواهم امام زمان (عجلاللهفرجه) را ببینم، خیلی سال است که اینجا آمدم. گفت: حالا من امام زمانم، چه میخواهی؟ گفت: اگر تو امام زمانی، این بیل مرا پارو کن! این شخص رعیت بود، قدری که راه رفت، دید یک پارو همراهش است. مبادا ما مثل این شخص باشیم که شب قدر از ما بگذرد و خدمت امام زمان (عجلاللهفرجه) برسیم و خلاصه متوجّه مطلب نباشیم که از امام زمان (عجلاللهفرجه) چه بخواهیم؟
رفقای عزیز! خدای تبارک و تعالی روزی ما را معلومکرده، ما هر چه تلاش کنیم، آنچه باید به ما برسد، میرسد؛ این را باید یقین کنیم، این از روزیِ ما؛ اما باید تلاش کنیم که از خدا و امام زمانِ خود رزق طلب کنیم. اوّلی آن این است: من این را از خدا میخواهم که خدا مرا هدایت کند. دوم این است که ما حدّ به گردنمان است. تندی به کسی کردیم، یکی را ترساندهایم یا مثل معاذ در خانواده بداخلاقی کردیم، حقّ النّاس به گردنمان است؛ ما باید حدّمان را بخوریم. راست بگویید به خدا، همه چیزتان: منیّت، سواد، مهندسی، خیالات، حساسیّت، پول و مقام را کنار بگذارید! آنچه را که دارید، زمین بگذارید و با خدا حرف بزنید! بگویید: خدایا! نفهمیدم! بیامرزم! باید از شب قدر بهره ببریم! اگر عارمان میشود که به مردم بگوییم نفهمیدم! به خدا عارمان نشود؛ تا خدا دستمان را بگیرد.
خدایا! حدّهایی که به گردن ما هست، بردار!
خدایا! ما نمیدانیم چه کردیم؟! نمیدانیم به چه کسی ظلم کردیم؟! نمیدانیم مال چه کسی را خوردیم؟! خودت از سر ما بگذر!
بعد بیایم سراغ امام زمان (عجلاللهفرجه)، آقاجان! فدایت بشوم! خدا ما را هدایت کرد، حدّها را از گردن ما برداشت و ما را آمرزید؛ حالا تو ما را بپذیر! والله! تو را میپذیرد. تمام اینکه ما امام زمان (عجلاللهفرجه) را نمیبینیم؛ چون حدّ به گردنمان است. حالا از امام زمان (عجلاللهفرجه) چه بخواهیم؟
آقاجان! ما دلمان میخواهد که یاور شما باشیم! میخواهیم زیر پرچم شما باشیم! ما را نگهدار! مگر نیست که روز قیامت، تمام پرچمداران عالَم با پرچمش میآید، با قومش میآید. تمام اینها محزوناند؛ مگر کسیکه زیر پرچم دوازده امام، چهارده معصوم (علیهمالسلام) باشد. آقاجان! ما را نگهدار که زیر پرچم کس دیگر نرویم. والله! امام زمان (عجلاللهفرجه) شما را میپذیرد. شما خیال نکنید که امام حسین (علیهالسلام) «هل من ناصر» میگوید، بهدینم! امام زمان (عجلاللهفرجه) هم «هل من ناصر» میگوید؛ بهدینم! خدا هم «هل من ناصر» میگوید. چرا؟ خدا نمیخواهد ما را بسوزاند، امام زمان (عجلاللهفرجه) نمیخواهد ما را بسوزاند. بفهمید چه میخواهید؟
آقاجان! خواهش داریم از شما که دل ما را پاکسازی کن! بهغیر خدا و شما اهل بیت و دوستان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که دنبال اینها میآیند، اصلاً محبّتی در دل ما نباشد. [۲]
از خدا بخواهید که ولایت ما القائی باشد، ولایت ما نوشیدنی باشد.
خدایا! ما تا حالا بد کردیم! ما تا حالا نمیفهمیدیم!
آقاجان! امام زمان! ما را در خانه خودت قرار بده!
امام زمان! ما را ضبط کن! ما یتیمیم! دست ما را بگیر! ما صغیریم!
شبقدر بنشینید فکر کنید ببینید چه کسانی جهنّمی شدند؟ چهکسی اینها را جهنّمی کرد؟ خلق. [۳]
التماس کنیم به امام زمان (عجلاللهفرجه)، آقاجان! ما عاجزیم که خودمان را حفظ کنیم، همه میخواهند دین ما را ببرند، ما را در پناه خودت حفظکن!
حضرت فرمود: در آخرالزّمان مثل گوسفندی که از گیر گرگ فرار میکند، از آنها که میخواهند دینتان را ببرند، فرار کنید! [۴]
شب قدر، شب قدردانی از ولایت[۵]
شب احیاء شبی است که باید دلت را احیاء کنی! پاکیزه کن خودت را از مشرکی، از شرک. از اینکه تا حالا اشتباه کردی، خدمت به مردم نکردی، یک حاجت برادر مؤمنت را میتوانستی برآوری برنیاوردی، دلیکی را شکستی، رضایت پدر و مادرت را حاصل نکردی، به قوم و خویش ندارت سر نزدی، امر را اطاعت نکردی.
پاکیزه شو! از این خودت را پاکیزه کن! بیایید خودمان را اصلاح کنیم. شب احیاء یک گوشهای بروید، یک ساعت، دو ساعت فارغ شوید و با خدا حرف بزنید! اوّل سلام به دوازده امام، چهارده معصوم (علیهمالسلام)، به ولیّ الله الأعظم (عجلاللهفرجه) بدهید. [۶]
رفقای عزیز! توجّه بفرمایید که قدر یعنی چه؟ آیا قدر بوده؟ آیا اهل تسنّن قدر دارند؟ آنها احیاء میگیرند، خیلی هم با سوز و گداز میگیرند، خیلی هم انفاق دارند؛ اما توجّه نکردند که قدر یعنی چه؟
قدر یعنی قدردانی از ولایت. ما در شبقدر باید قدردانی از ولایت کنیم. امشب توجّه کنید که خدا به شما چه داده است؟ هر کدامتان یک گوشهای بروید و یک بیتوتهای کنید! حالا بچّهها خواب میروند، یا بیدارند؛ شما بیتوته کن! یک اتاق جداگانه داشته باش! من همیشه به رفقایم میگویم، خانه که میسازید، یک اتاق هم بسازید که بتوانید آنجا بروید، از زن و بچّه کنار بروید و بیتوته کنید! این نماز شب که اینقدر ثواب دارد، چون از زن و بچّه کنار میروی و میگویی خدا!
امشب اوّل چیزی که میخواهید بگویید: خدایا! ما را بیامرز! از سر گناه کوچک و بزرگ ما در گذر!
خدایا! خودت گفتی که شب قدر، شب آمرزش است.
یا امام زمان! این نامه اعمال ما که به دستت میرسد، یک قلم عفو رویش بکش! بعد، یا امام زمان! ما را یاور خودت قرار بده!
یا امام زمان! قربانت بروم! فدایت بشوم! ما پناه به تو آوردیم، ما را پناه بده!
یا امام زمان! قربانت بروم! نسل ما نسلی باشد که یا علی بگوید.
خدایا! نسل ما را ولایی قرار بده!
خدایا! شیطان میخواهد خدشه به ولایت ما بزند، او را از ما دور کن! امام سجّاد (علیهالسلام) فرمود: خدایا! دین ما طعمه شیطان نشود! در صورتیکه امام سجّاد (علیهالسلام) خودش دین است، دارد یاد ما میدهد.
خدایا! ما را کفایت کن! دستمان جلوی نامردها دراز نباشد!
خدایا! تو را به حق امام زمان، تتمه عمر ما را در راه خودت قرار بده!
خدایا! یا امام زمان! آقاجان! تو اجازه میدهی ما با تو حرف بزنیم. اجازه بده که ما همیشه بیاییم درِ خانهات، با تو حرف بزنیم.
آن سه چیز هم که گفتم، اوّل ولایت، بعد عدالت، بعد سخاوت است، امیدوارم اینها را هم به ما بدهد.
امیدوارم در هر خانهای مریض و مریضه است، طفل مریض است، خدا لباس عافیت بپوشاند.
امیدوارم خدای تبارک و تعالی، به باطن امام زمان، یک نظری به ما بکند. من یک دفعه یک مثالی زدم: چند تا جوجه بود، تا گربه میآمد، این مرغ جیغ میکشید، این جوجهها لای بال مادرشان میآمدند. یا امام زمان! ما را در پناه خودت حفظکن. من بیرودربایستی به شما بگویم: کسی ولایت دارد که صادراتش ولایت باشد؛ یعنی اینکه از او صادر میشود، ولایت باشد، یا ذکرِ یا علی و یا حسین باشد، یا نجات مردم یا سخاوت یا شجاعت باشد. ببین این درخت میوه دارد، تولید دارد. تولید شما باید یا علی باشد.
خدایا! عاقبتتان را بهخیر کن!
خدایا! ما را بیامرز!
خدایا! ما را از خواب غفلت بیدار کن!
خدایا! ما از آنها باشیم که قدردانی از ولایت کنیم. من همیشه از خدا خواستم که خدایا! بهمن حمایت از ولایت بده!
خدایا! به همه ما حمایت از ولایت بده!
خدایا! ما از آنها باشیم که امر ولایت را اطاعت کنیم.
خدایا! این یا علی! یا علی! را از ما نگیر! تا دم مرگ علی! علی! بگوییم و بمیریم! جانمان را نثار ولایت کنیم؛ نه جانمان را نثار لهو و لعب کنیم!
دوباره تکرار میکنم، امشب از خدا بخواهید که جانمان را فدای ولایت کنیم. فدای ولایت ایننیست که در خیابانها بریزیم، فدای ولایت یعنی فدای امر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) کنیم، فدای امر خدا کنیم؛ این فدا کردن است. [۷]
شب قدر، شب توبه[۸]
عزیزان من! قربانتان بروم! توجّه کنید که امشب، شب قدر است. کناری بروید و از کردههای خود توبه کنید! چرا میگوید مانند نصوح توبه کن؟ یعنی مثل نصوح که وقتی توبه کرد، دیگر توبهاش را نشکست، باش! عزیز من! امشب بیایید فقرا را شریک کنید! امشب بیایید امر را اطاعت کنید! امشب، شب اندازهگیری است. عزیزان من! خیلی ما باید توجّه کنیم! والله، امام زمان (عجلاللهفرجه) دارد «هل من ناصر» میگوید. به وجود امام زمان، من سختم است که این حرف را بزنم، گوشه و کنار مجلس مرا نمیشناسند، میگویند میخواهد خودش را مطرح کند که میگوید من امام زمان (عجلاللهفرجه) را دیدم! نه والله، بهدینم قسم، امام زمان (عجلاللهفرجه) بهمن گفت: فلانی! مردم اهل دنیا شدند، به دنیا نمیرسند. چرا به دنیا نمیرسید؟ یک قدری که دست و پایت را جمع کردی، خدای نخواسته مریضی و گرفتاری میآید؛ حواست را جمع کن! امام زمان (عجلاللهفرجه) دارد «هل من ناصر» میگوید، زهرایعزیز (علیهاالسلام) «هل من ناصر» میگوید؛ نه اینکه زهرای عزیز (علیهاالسلام) آن روز سوار الاغ شد و به درِ خانه مهاجر و انصار رفت؛ «هل من ناصر» گفت؛ اما نیامدند او را یاری کنند؛ الآن هم دارد «هل من ناصر» میگوید؛ کجا میروید؟!
عزیزان من! امشب یک گوشهای بروید و بگویید: امام زمان! آقاجان! در این زمان میگوید که بیدین از دنیا میروید، ما بادین باشیم.
آقاجان! ما را لا بگیر.
آقاجان! ما از کرده خودمان پشیمانیم.
آقاجان! یک تجلّی در قلب ما بکن! والله، اگر امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، امام زمان (عجلاللهفرجه) تجلّی کند، آنچه که محبّت است از دلتان بیرون میرود، تمام توجّهتان به امام زمان (عجلاللهفرجه) و خداست. [۹]
آقاجان! قربانت بروم! امام زمان! ما را دریاب! اگر ما گناه میکنیم، نمیفهمیم!
خدایا! گناهان ما را بیامرز!
خدایا! ما امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را بشناسیم!
امام زمان! یک شناسایی خودت به ما بده! چونکه میفرماید: اگر شما را نشناسیم، به زمان جاهلیّت میمیریم؛ آقاجان! ما نمیفهمیم! اما باید مهندسی، دکتری، قدرت، پول و همه چیزتان را کنار بگذارید و صاف از روی اخلاص، بگویید: آقاجان! ما درِ خانهات آمدیم، ما محتاجیم! ما را غنی کن! ما ولایت ثابت میخواهیم! میخواهیم به زمان جاهلیّت نَمیریم! اگر ما تو را نمیشناسم، شناسایی به ما بده! خودت را در قلب ما معرّفی کن! در زبان ما معرّفی شدی، در قلبمان هم معرّفی بشوی، قلب ما به غیر از تو کسی را قبول نکند، اگر غیر تو خواست در آن برود، جیغ بزند. محبّت غیر خودت را از دلمان بیرون کن!
چقدر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و امام زمان (عجلاللهفرجه) غریباند! من ندیدهام که کسی واقعِ ولایت را بگوید! اگر شما محبّت امام زمان (عجلاللهفرجه) را داشته باشید، خدا میفرماید: تمام خلقت را به واسطه ائمه طاهرین (علیهمالسلام) خلق کردم؛ کجا میروید و به یکچیزهایی محبّت پیدا میکنید؟! بیایید از امشب عوض بشویم، یعنی خودمان را در دامن امام زمان (عجلاللهفرجه) بیندازیم! خانمها! شما هم خودتان را در دامن زهرا (علیهاالسلام) بیندازید!
إنشاءالله شب قدر، تقدیر همه ما تقدیر خیر بشود!
خدا از سر گناهان کوچک و بزرگ ما درگذرد!
إنشاءالله خدا حضرت زهرا (علیهاالسلام) را به زنها بدهد، امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را به مردها بدهد.
امیدوارم باطن امام زمان بفهمید که چه بخواهید؟ عزیز من! عمر دارد طی میشود. قربان همهتان بروم! الحمد لله دست با سخاوت دارید، خدا سخیترتان بکند. آن عنایاتی که با مردم دارید، خدا هم عنایت با شما دارد.
امیدوارم دست عنایت شما از سر فقرا کم نشود.
امیدوارم همیشه قلب شما منوّر به ولایت باشد.
امیدوارم باطن امام زمان (عجلاللهفرجه) چیزی که شما را از ولایت، از خدا باز میدارد، آن نصیبتان نشود. چیزی که شما را به ولایت نزدیک میکند، آن قسمتتان بشود.
امیدوارم تتمه عمر شما در آن امر حقیقی، وجود مبارک امام زمان (عجلاللهفرجه) باشد.
خدایا! عاقبتتان را به خیر کن!
خدایا! ما را با خودت آشنا کن!
خدایا! ما را از خواب غفلت بیدار کن!
خدایا! به حقّ امام زمان قسمت میدهم، اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) تا حالا از ما راضی نبوده، از ما راضی بگردان!
خدایا! وجود مبارکش را از جمیع بلاها حفظکن!
خدایا! ما را یاورش قرار بده!
خدایا! تو را به حقّ امام زمان قسمت میدهم، ما را از کارهایی که رضای تو نیست؛ بازدار! ما را به کارهایی که رضای توست، موفّق کن! [۴]
شب قدر، شب نجوا با امام زمان[۱۰]
امشب، شب قدر است. شب قدر؛ یعنی قدردانی کنید! شب قدر؛ یعنی با آقا امام زمانتان بیعت کنید! امام زمان! آقاجان! امشب یک قلم عفو روی اعمال ما بکش! ما با شما بیعت میکنیم که دیگر طرفدار بدعتگذار نباشیم، دیگر دروغ نمیگوییم، دیگر وابسته به کسی نیستیم، ما دیگر وابسته به شما هستیم. آقاجان! راهمان بده!
کجا میروید؟ عزیز من! قربانت بروم، بیا با امام زمانت نجوا کن! بیا و این حرفها را دور بینداز! امشب بخواه که هر محبّتی به غیر از خدا و ائمه (علیهمالسلام) است را از دلت بیرون کند. والله، بالله، اگر کسی ولایت در دلش باشد و یک قدری ولایتش کامل شود، اصلاً گناه نمیکند. اگر گناه کرد، گردن من است. ما هر چه گناه میکنیم، از ناقصی ولایت است. آیا سلمان گناه کرد؟ میثم گناه کرد؟ شاه عبدالعظیم حسنی گناه کرد؟ اویس گناه کرد؟ اینها ولایتشان کامل بود. اینها از گناه استفراغ میکنند، از گناه بدشان میآید. اصلاً گناه سراغ آنها نمیآید. جوان! چرا سراغ تو میآید؟ تو میخواهی که سراغت میآید. تو باید بخواهی که هدایت شوی. اگر بخواهی هدایت شوی، خدا تو را هدایت میکند. ما امشب بخواهیم هدایت شویم. امشب خدا را به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) قسم بدهید که خدایا! ولایت ما را کامل کن! خدایا! ما ناقص هستیم. من به خدا اینطور گفتم:
خدایا! اگر نجسم، پاکم کن!
اگر گنهکارم، گناهانم را بیامرز!
اگر گمراهم، مرا به راه راست هدایت کن!
تو همه کاری میتوانی بکنی. من در خانه عاجز نیامدم، من در خانه تو آمدم که خاک را آدم کردی. من که الآن نسبتاً آدم هستم. من که الآن یک وجودی هستم که جان دارم و تو این کارها را کردی؛ اما تو خاک را آدم کردی. باید اینطوری حرف بزنی؛ ولی اینطوری حرفزدن یک توفیق میخواهد. میگویم: خدایا! من نمیگویم تو با من معامله انسانی بکن! مانند کار نجاست با من بکن! تو نجاست را حالی به حالی میکنی، میشود گلابی، تو مرا امشب حالی به حالی کن! میتوانی بکنی، بکن!
شما باید اینطوری با خدا حرف بزنید! اما باز هم نگاهت این طرف و آن طرف است، هنوز از این فسادها بریده نشدی. عزیز من! تو بِبُر! ببین میشوی یا نمیشوی؟ اینطور باید با خدا حرف بزنی. ببین خدا این کار را میکند یا نمیکند؟ تو الآن که داری با خدا حرف میزنی، حواست جای دیگر است. روایت میخواهید؟ این است: حضرت موسی آمد برود، دید شخصی اینقدر در سرزمین منا گریه میکند، زمین را اشکی کرده است. در خاکها میغلطد. گفت: خدایا! اگر این بنده من بود، من حاجتش را برآورده میکردم. گفت: به عزّت و جلالم، برآورده نمیکنم. (ببین، این شخص وابسته است.) گریهاش را اینجا آورده؛ ولی حواسش جای دیگر است.
عزیز من! امشب باید مُحرم باشی. بگو خدایا! ما امشب مُحرم شدیم. مُحرم؛ یعنی کسیکه لباسش را درمیآورد و آنجا میاندازد؛ اما مُحرم باید خیالش را دربیاورد و آنجا بیندازد؛ نه مثل حاجیها که لباسشان را درمیآورند و وقتی برمیگردند، همان کارهای قبل را میکنند. خدا حاج شیخ عباس را رحمت کند! میگفت: اگر مکّه یا عمره رفتی، اگر برگشتی و عوض شدی، درست است؛ ولی اگر عوض نشدی، همان که هستی، هستی. کدامیک از ما عوض شدیم؟
خدایا! عاقبتتان را به خیر کن!
خدایا! این حرفها که من زدم، در کالبد اینها اثر کند.
علیجان! این حرفها در دل حضّار مجلس تزریق شود! کسانیکه نوار مرا میشنوند، تزریق شود، شیطان آنها را وسوسه نکند.
امیدوارم إنشاءالله خدا قبولی کلام ولایت را به ما بدهد.
امیدوارم ما دلی داشته باشیم که ولایت را بپذیریم، گناه را نپذیریم.
خدایا! تو را به حقّ امام زمان قسم میدهیم که هر لحظه ما را خواستی از این دنیا ببری، با ولایت سالم و بدن سالم، جان ما را بگیر! [۱۱]
شب احیاء، دلتان را احیاء کنید[۱۲]
شب احیاء، باید دلت را احیاء کنی، به اینکه شما در یک مسجدی بروی و یکجایی بنشینی و «ألغوث» بکشی و قرآن سر بگیری و ذکر بگویی و وِرد بگویی، این، هدایتگر ولایت تو نیست. این هماناست که میگویم کار است. اگر روایتش را میخواهی، شخصی شب احیاء پیش حضرت آمد. گویا امام صادق (علیهالسلام) بود. گفت: امشب چه کار کنیم؟ حضرت فرمود: تحصیل علم بکن! نگفت تحصیل سواد؛ یعنی ما را بشناس! شناخت ما این جزا را به تو میدهد، به عبادتت جزا میدهد، به قرآن سرگرفتنات جزا میدهد، شناخت ما میدهد، نه عبادتت به تو جزا بدهد. عبادت که روح ندارد، عبادت کار است، عبادت تمرین است. حالا که تمرین کردی، تیراندازی را یاد گرفتی، همه کارها را کردی، باید امر آن فرمانده را اطاعت کنی. فرمانده کلّ قوای تمام خلقت امام زمان (عجلاللهفرجه) است، وجود مبارک امام زمان (عجلاللهفرجه) است. این باید به تو فرمان بدهد، نه اینکه فرمان کسی دیگر را ببری. تو اینجایی، داری فرمان کسی دیگر را میبری، کاری به او نداری.
پس شب احیاء باید نفْسمان را احیاء کنیم، این نفْس سرکش، فکر و خیالات باطل و ناجور را احیاء کنیم. امشب شب قدر است. اگر معامله ربوی کردی، بگو: خدایا! دیگر نمیکنم. اگر کسی از تو ناراضی است، بگو: ایخدا! تو گفتی: هر کسی از تو ناراضی باشد، هیچعبادتت را قبول نمیکنم، چقدر مردم را اذیّت میکنند؟ چهکار میکنند؟ شب احیاء و چه شعرهایی میخوانند؟! چه کار دارند میکنند؟! تا نصف شب «ألغوث» میکشند، «ألغوث، ألغوث، أدرکنی، أدرکنی» تو چه میگویی؟
پس احیاء بروید! من نمیگویم احیاء نروید! ببین، خود امام صادق (علیهالسلام) معلوم کرده است. میگوید: دور هم مینشینید، حرف ما را بزنید؟ میگوید: آره! میگوید: من غبطه میخورم. احیاء باید جوری باشد که امام صادق (علیهالسلام) غبطه بخورد. این احیاء است. چرا امام صادق (علیهالسلام) میگوید حرفهای ما را میزنید؟ میگوید: یعنی دارید تمرین ولایت میکنید، دارید امر ما را اطاعت میکنید، حرف دیگر نمیزنید، حرف لغو نمیزنید، حرف ما را دارید میزنید. حرف ما، امر خداست. آقا! اگر یک همچین احیایی گیر آوردید، خلاصه من درست نمیتوانم بروم، با ماشین مرا ببرید.
پس بنا شد احیاء چه کنیم؟ خودمان را احیاء کنیم، خودمان را اصلاح کنیم. به ما عوضی گفتند، نفهمیدند، ما هم نفهمیدیم. چرا میگوید اگر کینه مؤمنی داشته باشی، هیچ عبادتت قبول نمیشود؟ حالا تو برو احیاء! ببین، باباجانِ من! عزیزجان من! حالا میگوییم مؤمن، ببین مؤمن را کجا برده؟ او را مطابق امیرالمؤمنین (علیهالسلام) کرده است؟ میگوید: اگر علی (علیهالسلام) را قبول نداشته باشی، به عزّت و جلالم، عبادت ثقلین کنی، تو را میسوزانم. میگوید: یک مؤمن هم از دستت راضی نباشد، هیچ عبادتت را قبول نمیکنم. خدا عبادت نمیخواهد، خدا اطاعت میخواهد، این مؤمن دارد اطاعت میکند. میگوید: مواظب باش! کسی را با چشمت، با خیالت، با چیزی ناراحت نکن! عزیز من! این خیلی ابعاد دارد. کسیکه دارد غش معامله میکند، دارد مؤمن را اذیّت میکند، کسیکه دارد معامله ربوی میکند، اینها دارند خون مردم را میخورند؛ مگر مؤمن اذیّتکردن این است که بروی چهار تا فحش به او بدهی؟ تو باطنش را داری از بین میبری.
کجا جمع شدید قرآن را سر گرفتید؟ «ألغوث، ألغوث» میکشید؟! آیا قرآن از تو راضی است؟ آیا کاری کردی که قرآن از تو راضی باشد؟ آیا امر قرآن را اطاعت کردی؟ امر قرآن چیست؟ خدا قرآن را از برای افشای ولایت و افشای شیعه نازل کرده است. مگر به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) جسارت نکرد، فوراً آیه نازلشد: اَبتر خودشان هستند، تو نیستی. «إنّا أعطیناک الکوثر، فصلّ لربّک و انحَر، إنّ شانئک هُوَ الأبتر»[۱۳] ای پیامبر! من به تو فاطمه (علیهاالسلام) دادم، کوثر به تو دادم، سَلسَبیل به تو دادم.
به علی قسم! از اوّل ماه مبارک تا آخر ماه مبارک رمضان کار کنید! ثلث این حرفها را هم حالیمان نیست. ثلثش را، کجا توی مسجد میروی؟ بیا این حرف را بفهم! علیشناس شو! ما علیشناس که نیستیم، مقصد علی (علیهالسلام) را میکشیم. اگر ابنملجم علی (علیهالسلام) را کشت، بعضی از ما مقصد علی (علیهالسلام) را میکشند. تو مواظب مقصد علی (علیهالسلام) باش! عزیزان من! قربانتان بروم، فدایتان بشوم، برو احیاء، قرآن را هم سر بگیر! با چه میروی؟ تو باید خدا را بشناسی! امرش را هم بشناسی! با شناخت بگیر بخواب! با شناخت برو در بیابان! با شناخت واجباتت را بهجا بیاور! والله! بالله! هفتاد هزار مَلَک میآید، میگوید: مؤمن! مبارک باد! این ملائکه که به وجود علی (علیهالسلام) خلق شده، به نور علی (علیهالسلام) خلق شده، تمام اینها مواظب شیعه هستند. هفتاد هزار تا از آنها میآیند، اینجا نوکرت میشوند؛ اما تو علی (علیهالسلام) را بشناس! ولایت را بشناس!
آیا شب احیاء، دلیکی را خوش کردی؟ آیا رضایت پدر و مادرت را حاصل کردی؟ آیا دلیکی را شکستی، رفتی دل آن شکسته را حداقل درست نمیکنی، بندش بزن! آیا انفاق کردی؟ آیا دو سال، دو سال، به این بندههای خدا سر نزدی، سر زدی؟ آیا اطاعت کردی؟[۱۴]
خدایا! عاقبتتان را به خیر کن!
خدایا! ما را بیامرز!
خدایا! ما را از خواب غفلت بیدار کن!
خدایا! از این شبهای قدر ما را محروم نکن!
خدایا! ما گرفتیم خوابیدیم، نمیدانیم بالای سر ما گذاشتی یا نه؟ خدایا! اگر نگذاشتی بگذار!
خدایا! روایت داریم اگر ماه مبارک رمضان، خدا تو را نیامرزد، وای به حالمان! خدایا! ما را بیامرز!
خدایا! از سر گناه کوچک و بزرگ ما درگذر!
خدایا! ما را در ولایت ثابت قدم بدار! کسانیکه در ولایت ثابتقدم هستند، روایت داریم در قیامت زانویشان نمیچندد. خدایا! ما از آنها باشیم.
خدایا! قدرتمان را صرف نعمت تو کنیم. خدایا! این قدرت از برای ما نعمت باشد. اگر قدرت را صرف امر کنیم نعمت است، اگر نکنیم نقمت است. خدایا! این قدرت ما را صرف ولایت کن! خدایا! عاقبتتان را به خیر کن!
خدایا! به حقّ پیامبر، خُلْق عظیم به ما بده! خدایا! ما به غیر از امر تو اصلاً ناراحت نشویم، خدایا! اگر ناراحت میشویم، از برای امر تو بشویم. خدایا! به حقّ خُلُق العظیم به ما خُلق عظیم بده! خدایا! عاقبتتان را به خیر کن!
خدایا! به قول پدرم، میگفت این دُرقه ما را از هم نپاش! یک روز گفت: دُرقه، گفت همین جمعیّت که هستیم، از هم نپاشد. خدایا! دُرقه ما را از هم نپاش!
خدایا! پدر و مادر ما را بیامرز! پدر و مادر شما را هم بیامرز! آنها هم که پدر و مادر دارند، به آنها ببخش! آنها هم که فرزند دارند، به پدر و مادرشان ببخش! همه ما را هم به امام زمان (عجلاللهفرجه) ببخش![۱۵]
روزی که در آن گناه نشود، بالاتر از شب قدر[۱۶]
قنبر درِ خانه امّالسلمه آمده، میگوید: علی (علیهالسلام) کجاست؟ میگوید: علی (علیهالسلام) به آسمان رفت، قنبر میرود میبیند امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آنجاست. مگر یک دانه علی (علیهالسلام) است؟ علی (علیهالسلام)، علیها را خلق میکند، که تمام کُرات به او احتیاج دارند، تا امورشان اصلاح بشود. مگر علی (علیهالسلام) یک علی است؟ صدها، هزاران علی است؛ اما همه اینها یک دانه علی است، آنهم علیبنابوطالب (علیهالسلام) است، وصیّ رسولالله (صلیاللهعلیهوآله)، باید امرش را اطاعت کنید! اما علی (علیهالسلام)، علیها خلق میکند. مگر در جنگ صفّین نبود که معاویه تدارک دید؟ گفت: قالِ علی را باید بکَنید! حالا معاویه به عمروعاص گفت: آخر مردک! چرا همه فرار کردید؟ گفت قسم به خدا! هر کدام از ما، یک علی با ذوالفقار پشتِ سرمان بود، ما از ترس علی فرار میکردیم. حالا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آمد، گفت: امّالسلمه! چرا به قنبر این را گفتی؟ قنبر کشش ندارد. غلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است، کشش ندارد. کشش ولایت، ارتباط است. وقتی ارتباط داری، دستت به آن حبلالمتین است، آنچه که کشش است، به تو میدهد؛ اما اصل ارتباط است، بیا عزیز من! ارتباطت را قطع نکن!
قرآن سفارش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. ما اصلاً چیزی نداریم در خلقت که سفارش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را نکند. تمام کوه و دشت و بیابان میگویند: «لا إله إلّا الله»، ماهیهای دریا میگویند: «لا إله إلّا الله»، آهوان صحرا میگویند: «لا إله إلّا الله»، تمام مُلک و ملکوت میگویند: «لا إله إلّا الله»، یعنی خدا یگانه است. خدا میگوید: علی ولیّ الله: علی (علیهالسلام) ولیّ من است، علی (علیهالسلام) امر من است، علی (علیهالسلام) هستی من است، علی (علیهالسلام) مشکلگشاست. تمام خلقت به واسطه علی (علیهالسلام) است، تمام اینها سفارش علی (علیهالسلام) است، کجا میروی؟ چرا میروی؟ عزیزم! چرا خودت را جدا میکنی؟
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، پیامبر رحمت است؛ اما ما نداریم وقتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را زهر دادند، گفته باشد ارکان خدا شکست. هیچ کجا نگفت ارکان خدا شکست؛ اما وقتی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) ضربت خورد، گفت: «قُتِل امیرالمؤمنین (علیهالسلام)»، ارکان خدا شکست. یعنی تمام خلقت، ارکانش علیبنابوطالب (علیهالسلام) است. تمام بیارکان هستند. حالا چه شد؟ حالا خدا این ندا را به همه رساند. مثل اینکه امام زمان (عجلاللهفرجه) وقتیکه میآید، «جاء الحقّ، زهق الباطل»[۱۷] میگوید، ندایش به تمام دنیا، به تمام کون و مکان میرسد. تمام اینها میگویند لبّیک! ملائکهها میگویند لبّیک! انس میگوید لبّیک! جنّ میگوید لبّیک! درخت میگوید لبّیک! زمین میگوید لبّیک! دیوار میگوید لبّیک! مگر امام زمان (عجلاللهفرجه) اینجوری است؟ همه میگویند لبّیک! حالا که گفت «قُتِل امیرالمؤمنین (علیهالسلام)» این ندا به جهنّم رسید. وقتی به جهنّم رسید، اینها رقّت کردند.
من به خدا گفتم: خدایا! اگر مرا در جهنّم ببری، با عدلت با من رفتار کردی، من جهنّمیام؛ اما تو را به حقّ علی قسمت میدهم، با رحمت، با ما رفتار کن! حالا این جهنّمیها هم هماناست، خیلی رضایت دارند، میگویند که شما با عدلت با ما رفتار کردی، ما را در جهنّم آوردی؛ اما یک عدّهای هستند پیش اینها هستند، میگویند: خدایا! این چیست پیش ما؟ این را از کنار ما ببر! این بوی گندش از جهنّم برای ما بالاتر است.
حالا که اینها رقّت کردند، دیگر خدا نمیگذارد در جهنّم بسوزند؛ چونکه رقّت برای چه کسی کردند؟ برای مقصدش کردند، مقصدش را یک قدری دوست داشتند. اینکه میگوید در ماه رمضان هر شبی، چند میلیارد، میلیارد نفر از جهنّم خلاص میشوند، اینجور آدمها هستند که مُغرض نیستند.
وقتی تمام اینها نجات پیدا کردند، امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میگوید: به پروردگار کعبه رستگار شدم.
امشب شب قدر است، به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میگویند: از ادباء و وُکلاء و همه اینها سراغ گرفتیم، در هفته چه روزی خوب است؟ میگویند: شب جمعه. میپرسیم: در ماه چه روزی؟ میگویند: اوّل ماه. همینطور در سال؟ میگویند: شب قدر. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: روزی که گناه نکنی.
امشب إنشاءالله، امید خدا، باید که قدری خلاصه بیدار باشید! امام صادق (علیهالسلام) هم دستور فرموده؛ یا اینکه خدمت شما عرض بشود، شما زیارت عاشورا بخوان! اگر زیارت عاشورا بخوانی، یک لکّه اشک بریزی، خدا از سر گناهانت میگذرد، اگر گناه انس و جنّ کرده باشی. امشب زیارت امام حسین (علیهالسلام) خیلی عظمت دارد، چرا؟ چون خدا میگوید: «یا ثار الله و ابنثاره»: ای خون من! ای خون خدا! [۱۸]
خدایا! دعای اباذر را در مقابل پیشگاه مقدّس این رفقای من مستجاب کن! گفت «الّلهم انی أسئلک الأمن و الإیمان بکر و التّصدیق بنبیّک و العافیة من جمیع البلاء و الشّکر علی العافیة و الغناء عن شِرار النّاس».
خدایا! محتاج شرارشان نکن!
خدایا! در دنیا و آخرت محتاجشان نکن!
خدایا راهشان بده به حقّ امیرالمؤمنین. علیجان! به زهرایت بگو اینها را راه بده! همانجور که سلمان را راه داد. مبادا ما مثل عباس باشیم راه به ما ندهد. این شب قدر از امام زمان (عجلاللهفرجه)، از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بخواهید که زهرا راهمان بدهد. زهرا چه کسی را راه میدهد؟ کسیکه امر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را، امر خدا را اطاعت کند. خدایا! ما از آنها باشیم که امر را اطاعت کنیم. [۱۹]
ارجاعات
فرمایش منتخب: ماه رمضان
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
گذشت کردن و کینهنداشتن[۲۰]
عزیز من! قربانت بروم، کینه نداشته باش. خانمهای عزیز! کینه همدیگر را نداشته باشید. اگر شما پیرو حضرت زهرا (علیهاالسلام) هستید، پیرو امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) هستید، گذشت داشته باشید! چرا ماه مبارک رمضان گذشت ندارید؟ مگر نمیگوید اگر یک دوست علی از دستت ناراحت باشد، خدا هیچ عبادتت را قبول نمیکند. عزیزان من! برادران عزیز! بیایید امروز مانند امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بشویم. حالا آن آدمی که به تو تهمت زده، یا یک کاری کرده، دیگر از ابنملجم که بدتر نیست؛ گذشت داشته باش! به تمام آیات قرآن! از اوّل عمرم همهاش گذشت کردم. فحش به من دادند، فحش ناموس به من دادند، باز هم میرفتم بر سرِ راهش میایستادم و میگفتم: سلام علیکم، همچنین نگاهم میکرد و تعجّب میکرد. گفتم: بابا! حالا تو ناراحت بودی، دو تا فحش هم به ما دادی، چیزی نیست؛ چرا رویت را از ما برمیگردانی؟ میگفتم: مبادا، این شخص خجالت بکشد که این فحشها را بهمن داده و اینکارها را کرده است. والله، در فکر من همین است. میگفتم که این شخص یک روز به خاطر من ناراحت نباشد. این درست است. این دِل، دِل علی (علیهالسلام) است. این دِل، دِل امر علی (علیهالسلام) است. چرا ما با هم کینه داریم؟! [۲۱]
یاد خیلی ابعاد دارد، ابعاد آنهم خیلی زیاد است. یاد خیلی مهمّ است. من دلم میخواهد همیشه یاد امام زمان (عجلاللهفرجه) باشید، یاد امام حسین (علیهالسلام) باشید، یاد خدا باشید، یاد ولایت باشید. حالا این جمله را میخواهم بگویم: اینکه میگوید: «أنا مدینة العلم و علیٌ بابُها» از درِ علی (علیهالسلام) بیا! یا میگوید: «أین الرّجبیّون؟» رجبیّون کجایند؟ یک نَفَسی که در ماه مبارک رمضان میکشی، عبادت است؛ تا حتّی روایت داریم، خدا حاج شیخ عباس را رحمت کند! این جمله را ایشان گفت: اگر کسی خوابش ببرد، ملائکه میآیند تو را اینطرف و آنطرف میکنند که مبادا دست تو زیر تنهات مانده باشد، اینقدر ماه مبارک رمضان به فکر تو هستند؛ اما نمیگوید این الرّمضانیّون؟ یا ماهشعبان که ماه خود پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است، هم نمیگوید این الشّعبانیّون؟ میگوید: «أین الرّجبیون؟» کسانیکه یاد علی (علیهالسلام) بودند، کسانیکه از درِ علی (علیهالسلام) آمدند و یاد علی (علیهالسلام) بودند. حالا بالاتر ببرم؟ این مثل آن است که خدا به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) میگوید: «بلّغ!» بلند شو، تبلیغکن! هدایت با من است. همیشه خدا یک چیزی را برای خودش گذاشته است. خدا یک برتری به تمام ائمه (علیهمالسلام) دارد، همیشه برای خودش چیزی میگذارد. حالا میگوید «أین الرّجبیّون؟» بیایید من مزد شما را بدهم. هیچ قدرتی نمیتواند مزد ولایت را بدهد. هر مزدی یک چیز جزیی است. هر مزدی که کسی راجع به ولایت بدهد، یک چیز دنیایی است؛ اما خدا میگوید: «أین الرّجبیّون؟» بیایید من به شما مزد بدهم. خدا به تو چه میدهد؟ محبّت خودش را به تو میدهد. خدا به تو چه میدهد؟ اصلاً محبّت خود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را به تو میدهد. چه کسی میتواند آن را به تو بدهد؟! آن چند شب گذشته به خدا گفتم: خدایا! من دو چیز از تو میخواهم که هیچکسی نمیتواند آن را بدهد، اصلاً هیچ قدرتی نمیتواند بدهد: یکی محبّت تو را میخواهم، یکی هم محبّت دوازدهامام (علیهمالسلام) را میخواهم. چهکسی میتواند بدهد؟! چیزی از خدا بخواهید که خلق نتواند آن را به شما بدهد. [۲۲]
اطاعت امر، شرط قبولی عبادت[۲۳]
الآن ماه مبارک رمضان دارد طی میشود، چهکار کردید؟ آیا یک افطاری به یک نفر دادید؟ یک قوم و خویشی دارید، آیا یک مرغی، گوشتی درِ خانهشان بردید؟ آیا یک شب درِ خانه فقرا رفتید؟ آیا دل یکی را خوش کردید یا اینکه فقط بهمسجد رفتید و قرآن سر گرفتید؟ بهدینم قسم، آن قرآن به ما، به بعضیها لعنت میکند. قرآن مجید روح دارد، جان دارد. والله، الآن یک عدّهای از وعّاظِ ما دارند اهل تسنّن را تشویق میکنند. تمام شما هم اینجوری کردید. میگوید: اینجا این نماز را بکن! اینجا هم ذکر بگو! اینجا چهار تا صلوات بفرست! این عبادت را به جا بیاور! آنوقت میروی بهشت. تمام اینها درستاست؛ اما «بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» شرطش این است که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را به «الیوم أکملت لکم دینکم»[۲۴] قبول داشته باشی. حالا اگر امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را قبول داری، باید امرش را اطاعت کنی. مگر نیست که امام حسن (علیهالسلام) و امام حسین (علیهالسلام) از دفن ظاهری امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که برمیگردند، صدای گریه از خرابهها میآمد؟! امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به آنها سر میزد. حضرت سه روز، سه روز نانش را نمیخورْد و به فقرا میداد. به تو میگوید تو آن نیستی، هم بخور و هم بخوران!
به ارواح پدر و مادرم، دارم در مجلس میبینم که ماه مبارک رمضان از دستش رفته، تکان نخورده؛ فقط ذکر گفته و مسجد رفته است. بهدینم، دارم میبینم. عزیز من! تکان بخور! ببین من دارم به شما چه میگویم؟ این مالی که دست توست، بیتالمال است. باید آن در امر تو باشد؛ نه اینکه تو در امرش باشی؛ [یعنی باید پولت را به امر خرج کنی]. هر کجا بخواهی خرج کنی، خدا پدرت را درمیآورد. خدایا! تو شاهد باش! من نزدیک به هشتاد سالم است، حجّت را بر مردم تمام میکنم. بیتالمال که اینها درآوردند نیست. مالی که در اختیار توست، بیتالمال است. مگر تو حقّ داری بروی یک چیزهای بیخودی بخری؟! پدرت را درمیآورد. در قرآن میفرماید: «فمن یعمل مثقال ذرةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرةٍ شرّاً یره»[۲۵] خدا از تو بازخواست میکند که مالت را کجا خرج کردی؟ چرا خرج کردی؟ عزیزان من! «إنّما الدّنیا فناء و الآخرةُ بقاء» بیایید یک تکانی بخوریم! مگر امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) نیست که آمده میبیند یک گردنبندی در خزانه نیست. به آن خزانهدار میگوید چطور شده است؟ میگوید: دخترت زینب (علیهاالسلام) میخواست به یک مجلس مهمّی برود، آمد آنرا عاریه ذمّه گرفت؛ یعنی این گردنبند را به پول درآورد [قیمتگذاری کرد]، پولش را اینجا گذاشت و آن را با خودش برد. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) قسم میخورَد و میگوید: اگر دخترم عاریه ذمّه نبرده بود، به او حدّ میزدم. چهخبر است؟! حدّ میخورد که چرا آن را بردی؟ [۲۶]
خدایا! اگر ما را نیامرزیدی، این ماه مبارک رمضان بیامرز! روایت داریم، حضرت میفرماید: شقیترین مردم کسی است که ماه مبارک رمضان از او بگذرد؛ ولی آمرزیده نشود، بعد از حضرت سؤال میکنند: آقا! اگر آمرزیده نشدیم، چه کار کنیم؟ میفرماید: در سرزمین منا بروید! چرا میگوید در منا بروید؟ چون وجود مبارک امام زمان (عجلاللهفرجه) در آنجا ظهور دارد؛ یعنی هر جوری شده میآید تا هوای حاجیان را داشته باشد، آنجاست؛ آنوقت دعا به واسطه امام زمان (عجلاللهفرجه) مستجاب میشود. خدایا! ما جوری باشیم که همینجا دعایمان مستجاب شود و ما را بیامرزی. [۲۷]
بیتوته و نجوا با ولایت
نجوا با ولایت، امرش را اطاعت کردن است[۲۸]
بیایید با علی (علیهالسلام) نجوا کنید! بیایید با زهرا (علیهاالسلام) نجوا کنید! بیایید با قرآن نجوا کنید! از کجا نجوا میکنی؟ امر آن را اطاعت کن! شما اگر بخواهید به جایی برسید، باید با امر نجوا کنید! اگر علی (علیهالسلام) گفتی، باید بدانی داری یک کُرات را صدا میزنی، اگر علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) گفتی، باید بدانی که یک کُرات تماماً در اختیار علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) است. اگر خدا گفتی، ببین، علی بن موسی الرضا (علیهالسلام)، دوازده امام (علیهمالسلام) در اختیار خدا هستند؛ اینجور باید بگویی: «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا»، چه میگویی؟ حالا خدا نکند ما جدا شویم، وقتی گناه کردی، جدا میشوی.
جوانان عزیز! قربانتان بروم، اگر گناه کردی، باز هم توبه کن، وصل میشوی. اگر یک گناهی کردید، آن گناه پیش شما خیلی بزرگ نباشد، خدا پیش شما بزرگ باشد، فوری توبه کنید، شما فوراً باز به کُر اتصال میشوید. چرا؟ تو خودت کُر هستی. اصلاً، شیعه خودش کُر است؛ اما چطور کُر است؟ به کُر اتصال است. شیعه نمیتواند دست نجس در این بزند، از کُر جدا میشود. چرا؟ نجاست دنیا، گناه است، تا نجس میشوی، فوراً عظمت خدا را ببین. میگوید: من فلان کار را کردم، نمیدانم خدا مرا میآمرزد یا نه؟! خدا همه چیز به تو داده به غیر عقل! چرا تو را نمیآمرزد؟ چرا دارد به تو میگوید «اُدعونی»؟ حالا ببین، من یک کمی عظمت خدا را به شما گفتم. عزیزان من، قربانتان بروم، ببین، من دارم چه به شما میگویم؟
خدا شاهآبادی را تأیید کند، میگفت: ما چندین سال پیش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بودیم، بیرون آمدیم، ناراحت بودیم. گفت: وقتی پیش شما آمدیم، دیدیم ما پیش علی (علیهالسلام) بودیم؛ اما علی (علیهالسلام) را نمیشناختیم، علی (علیهالسلام) را خلق حساب میکردیم. گفت: الحمد لله که ما از کنار قبر علی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آمدیم به تو برخوردیم، حالا علیشناس شدیم. حالا یک علی (علیهالسلام) که میگویی، خدا ملَک برای تو خلق میکند، «أستغفر الله» میگوید.
تو کنار قبر علی (علیهالسلام)، علی (علیهالسلام) را نشناسی، چه فایدهای دارد؟ مگر هفده، هجده سال پیش چهار امام نبودند و اهل آتش شدند؟ ما باید اینها را بشناسیم. عقیده من این است که شناسایی اینها باید با ادب بگویی علی! وقتی میخواهی بگویی علی! ببین، به یک ماوراء باید بگویی علی! آنقدر علی (علیهالسلام) قیمت دارد که خدا، یک ماوراء را کنار میگذارد! میگوید: به عزت و جلالم، اگر ثواب انس و جنّ کنی، علی (علیهالسلام) را دوست نداشته باشی، تو را کنار میگذارم. مگر کنار گذاشتن عبادت شوخی است؟
خدا خیلی رئوف است؛ اما برای علی (علیهالسلام) غیور است؛ خدا خیلی رئوف است؛ اما برای ولایت غیور است، همه را میسوزاند. چرا؟ ولایت مقصدش است. تو با مقصد خدا طرف هستی. تو مقصد خدا را کنار گذاشتی، آیا میدانی که چه گناهی کردی؟ اما اگر علی (علیهالسلام) را بپذیری، خدا هم تو را میپذیرد. این گناهان چیزی نیست. (یک دفعه گفتم، حالا روی مناسبت میگویم:) گناه کبیره، گناه بیولایتی است.
عزیزان من! برو بگیر دیگر بخواب. کجایی تو؟ اصلاً چه هستی؟ تو اشرف مخلوقاتی، اینقدر خودت را اذیت نکن! خستهای بگیر بخواب! من که میبینی نماز شب میخوانم، من یک بیکاره مملکت هستم. اصلاً تو خودت نمازی، اصلاً تو خودت رکوعی، اصلاً تو خودت سجودی، اصلاً خودت زیارتی، اصلاً خودت عبادتی؛ اما باید تسلیم ولایت باشی، چه داری میگویی؟ کجایی؟
چرا خودت رکوعی؟ چرا خودت سجودی؟ تو الآن اینجا که هستی به فکر مستضعف هستی، به فکر مردم هستی، به فکر این هستی که یکی را نجات بدهی. اصلاً بشر به جایی میرسد که خودش ریسمان حبلالمتین میشود، (امروز دارم یک حرفهای بالا برای شما میزنم، ثابت هم میکنم) چرا؟ میگوید: ریسمان حبلالمتین؛ یعنی به دوازده امام، چهارده معصوم (علیهمالسلام) چنگ بزنی؛ خب، تو وقتی به دوازده امام، چهارده معصوم (علیهمالسلام) چنگ بزنی، مگر دست تو به آن نیست؟ آنوقت صادراتت هم امر آنها میشود؛ پس تو خودت ریسمان میشوی. توجه کنید من امروز دارم چه میگویم؟
خیلی نمیخواهد اینطرف و آنطرف بزنید. عبادتی نشوید؛ اطاعتی بشوید. الآن برای چه شما آمدید اینجا؟ چرا میگفت اسم من را بنویس، اسم من را بنویس؟ من کِیف میکردم از این حرفها. گفتم: خدایا! یا امام زمان! ایخدا، اینها محض تو و محض علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) میآیند، یک چیز هم به من بده، اینها محض من هم دارند میآیند؛ نه محض من، حرف من که نیست، من را باید سینه دیوار زد، محض این حرفها دارند میآیند. خب، شما به وحی اتصال هستید، به ولایت اتصال هستید. حالیتان بشود من دارم چه میگویم، داد بزنم؟ باباجان من! تو هدایتی، تو اصلاً مکهای، تو منایی، تو خانه خدایی، تو حرم امامحسین (علیهالسلام) هستی.
چرا قدردانی نمیکنی؟ چرا شکرانه نمیکنی؟ مگر حرم چیست؟ مگر خانه خدا چیست؟ جماد است؛ کمال نیست. ولایت کمال است. تو الآن ولایت داری، کمال هستی، آن جماد است. (من نمیخواهم به خانه جسارت کنم، بفهمید حرف من چیست؟) چرا میگوید اگر به یک مؤمن توهین کنی، خانه مرا خراب کردی؟ پس خانه جماد است، تو کمالی؛ اما کمالت این است که اتصال به علی (علیهالسلام) باشی، کمال تو این است که اتصال به علی بن موسی الرضا (علیهالسلام) باشی، کمالت این است اتصال به زهرا (علیهاالسلام) باشی.
بیایی زهرا (علیهاالسلام) را یاری کنی، بیایی پهلو شکسته را یاری کنی، بیایی محسن سقط شده را یاری کنی، بیایی سیلی خورده را یاری کنی. یاری این است که ما همسر عزیزش را به ولیّ الله الأعظم قبول کنیم. آن جسارتها را نبینیم، آن عظمت ولایت را ببینیم. آن مثل یک قرآنی است که زیر دست و پای الاغها پاره شده است. ولایت اینطوری شد، پَر پَر شد. خدا لعنت کند آن کسی را که پَر پَر کرد؛ آن عمر است و ابابکر. توجه میکنید من چه میگویم؟ [۲۹]
ارجاعات
اخلاق در خانواده
خودت را نجات بده! آرام باش![۲۸]
عزیز من! اینقدر اینطرف و آنطرف نزن! یک کار داری، دو تا کار داری، سه تا کار داری، دوباره چه کار میخواهی بکنی؟ اولاد یا کافر است یا منافق یا مؤمن؛ چرا اینقدر دست و پا میزنی؟ عزیز من! خودت را نجات بده! عزیز من! خودت را نجات بده! وقتی تو هی دور خودت جمع کردی، فکرت هم متلاشی میشود. این کار و این کار و این کار، آرام باش! حالا تو باید پرچم شکر داشته باشی! کسریهایت را درست کن! هستیات را درست کن! کجا اینقدر اینطرف و آنطرف میزنی؟ مگر نزدند؟ چه کردند؟ راضی و قانع باش! یک احتمال بده که ملکالموت جانت را میگیرد، چه کار میکنی؟ چند جا را مایه گذاشتی؟ اینجا را که گذاشتی، اینجا که گذاشتی، چه کار میکنی؟ خودت را نجات بده! آرام باش! یک ماشین داری، خانه داری، زندگی داری، امورت دارد میگذرد. [۳۰]
«إنّما أموالکم و أولادکم فتنة»[۳۱] خدا میگوید، قرآن میگوید: این مال فتنه است، اولاد فتنه است. میداند تو اینقدر علاقه به بچهات داری، میداند اینقدر علاقه به دنیا داری؛ حالا اعلام میکند که فتنه است. تمام این حرفهایی که میزنم، برای مال حرام میزنم. آقاجان من! که توی ادارهای و رشوه گرفتهای، میدانی چه کار کردی با نمازت، با روزهات، با حَجّت؟ تمام باطل است. [۲۶]
در حِجر حضرت اسماعیل گفتم: خدایا! دل مرا پاکسازی کن، آنچه که به غیرِ توست؛ تاحتی مِهر اولادم را بیرون کن! آخر اولاد یک مِهری دارد، این را به شما بگویم، من خیال میکنم آخرین چیزی که از دل آدم بیرون بِرود، مِهر اولاد است، خیلی مِهرش کارساز است.
گفتم: اگر به غیرِ توست بیرون کن! من اولاد نمیخواهم، من تو را میخواهم، امرت را میخواهم. بعد گفتم: خدایا! ممکن است اینجوری باشد، صالحش کن! من میخواهم یک عمری با بچههایم بسازم، اینها را سالم کن! اینها را با ولایت کن! آنجا میروید، سلیقه داشته باشید؛ خودش ایجاد میکند. گفتم این دوازده امام، چهارده معصوم (علیهالسلام) و آنها که دنبال اینها میآیند، اگر اولادم دنبال اینها نمیآید بیرونش کن! من همینجور هم هستم، یک کسیکه اسمش را اصلاً بلد نیستم، یکوقت میبینی اینقدر دوستش دارم. گفتم اگر به غیر این است از من دور کن! اینجا میآیند، یک سال، دو سال هستند، میروند؛ من دلم میسوزد، میگویم آن که من گفتم، این نیست.
عزیز من! آنجا کارسازی کنید، آنجا متوجه باشید چه بخواهید! البته من نمیگویم مال دنیا نخواهید. میگویم: خدایا! به قدر کفایت به ما بِده. خدایا! به ما بِده، آبرویمان توی مردم نریزد. خدایا! از برای مال دنیا دستمان پیش نامرد دراز نباشد. خدایا! ما را در فقر و فلاکت قرار نَده که دستمان پیش اجنبی دراز باشد. [۳۲]
اگر من بچهام را میخواهم، «إنّه لیس من اهلک» نیست. خدا میداند، یکیشان یکوقت چند سال پیش گفت: تو فلانی را بهتر میخواهی. گفتم: به دینم، اگر تو بهتر باشی، من تو را میخواهم. من اصلاً اولادی هم حالیام نیست. اصلاً اولادی هم حالیام نیست که این اولاد من است. هر که میخواهد باشد. هر کس ببینم تقوایش بیشتر است، ولایتش استوارتر است، من خادم او هستم؛ نه که دوستش داشته باشم. [۳۳]
من آنجا بالای سرِ امام حسین (علیهالسلام) رفتم، گفتم: خدایا! به حق حسین، به حق آن راهی که امام حسین (علیهالسلام) رفت، آن راه توست؛ یعنی امر تو از هر چیزی مهمتر است. امام حسین (علیهالسلام) امر تو را اطاعت میکند، امرِ توست. بعد گفتم: خدایا! به حق صاحب این قبر، آنهایی که دنبال این نمیآیند، از من دور کن! اگر اولادم هست، من اولاد هم نمیخواهم، من تو را میخواهم، امر تو را میخواهم؛ آنها که دنبال تو میآیند، آنها که امر تو را اطاعت میکنند، من آنها را میخواهم؛ والله! تاحتی اولادم را گفتم. [۳۴]
ارجاعات
سخنی با خانمها
مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۳۵]
آن خانمی که به شوهرش میگوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی زن است؛ میخواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن زن را فراموش نمیکند. این زن در ثوابی که شما میبرید شریک است، چونکه به این امر راضی است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش میگوید: نرو! این خوشی را بهتر میخواهد تا اینکه شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانمهاست که اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) هم بیاید، به شوهرش میگوید نرو! آن خانمی هم که میگوید: برو! از آنهاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام زمان (عجلاللهفرجه) قرار دهد. [۳۶]
خانمهای عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام رضا (علیهالسلام)، امیدوارم در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چونکه زن میتواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إنشاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز میدهد، دوستانش را از صحنه محشر جمع میکند، پیش خودش میآورد.
امیدوارم خانمهایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آنها باشند که زهرای عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.
امیدوارم اینها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آنها رضایت کامل داشته باشد. [۳۷]
امیدوارم خانمی که میگوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.
آنها هم که میگویند: نیا! إنشاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد میآید؟! در مجلس ولایت میآید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او میآید دعا میکند، دعایش مستجاب میشود، خودت، بچههایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! اینجا نیاید؟! [۳۸]
خانم عزیز که به شوهرت میگویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت میخواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. اینجا جلوی علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آنها همه دارند از شما تشکر میکنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۳۹] شوهر تو باید اینجا بیاید تا امام رضا (علیهالسلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشههایی میآیی؟! مگر شوهر شما میخواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او میخواهد به بهشت بیاید، میخواهد زیر قبه آقا علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. میخواهد اینجا از امام بخواهد که بچههایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفنخانه آمده است. چرا بعضی از شما یک حرفهایی میزنید؟! [۴۰]
إنشاءالله امیدوارم خانمهای عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا میروی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم میخواهد این جلسه دستتان باشد تا إنشاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجلاللهفرجه) بدهید. [۴۱]
ارجاعات
- ↑ رمضان 76؛ شباحیاء و پاداش ولایت 76 (دقیقه 1 و 5) و هشدار 81 (دقیقه 26)
- ↑ رمضان 76؛ شباحیاء و پاداش ولایت 76
- ↑ هشدار 81
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ دستور شبقدر؛ عبادت بیولایت نجاتبخش نیست 83
- ↑ شبقدر و عظمائیت ولایت 77 (دقیقه 26 و 43) و شبقدر 84 (دقیقه 16 و 30)
- ↑ شبقدر و عظمائیت ولایت 77
- ↑ شبقدر 84
- ↑ شبقدر 82 (دقیقه 20 و 27) و دستور شبقدر؛ عبادت بیولایت نجاتبخش نیست 83 (دقیقه 37)
- ↑ شبقدر 82
- ↑ وابستگی ۸۶ (دقیقه ۳۷)
- ↑ وابستگی 86
- ↑ روح خلقت ولایت است ۷۸ (دقیقه 43 و 56 و 60) و مغز بشر (روح تمام خلقت ولایت است) ۸۱ (آخر نوار)
- ↑ (سوره الكوثر، آیه ۱)
- ↑ روح خلقت ولایت است 78
- ↑ مغز بشر (روح تمام خلقت ولایت است) 81
- ↑ ارتباط با ولایت رمضان ۸۵ (دقیقه ۱۵) و إنّا أنزلناه فی لیلة القدر (آخر سخنرانی)
- ↑ (سوره الإسراء، آیه ۸۱)
- ↑ ارتباط با ولایت، رمضان 85
- ↑ تفکّر در اشیاء (إنّا أنزلناه فی لیلة القدر) 84
- ↑ ثواب هزار ماه، مزد ولایت (دقیقه 33) و یاد 81 (دقیقه 26)
- ↑ ثواب هزار ماه، مزد ولایت 83
- ↑ یاد 81
- ↑ ولایت قدر است 82 (دقیقه 2 و 27) و فتنه آخرالزمان 81 (دقیقه53)
- ↑ (سوره المائدة، آیه ۳)
- ↑ (سوره الزلزلة، آیه ۷)
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ولایت قدر است 82 خطای یادکرد: برچسب
<ref>نامعتبر؛ نام «.D9.88.D9.84.D8.A7.DB.8C.D8.AA_.D9.82.D8.AF.D8.B1_.D8.A7.D8.B3.D8.AA_82» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شدهاست - ↑ فتنه آخرالزمان 81
- ↑ ۲۸٫۰ ۲۸٫۱
- ↑ علی علی 84
- ↑ مقدسی (خدشههای تفکر 80
- ↑ (سوره الأنفال، آیه 28)
- ↑ حج ابراهیمی ۷۸
- ↑ شبهای رمضان ۸۸
- ↑ پرچم امر و پرچم من 78
- ↑ مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
- ↑ مشهد ۹۲؛ جامعه
- ↑ گذشت خانمها؛ مشهد 84
- ↑ مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
- ↑ شناخت امام 88
- ↑ شناخت الست 87
- ↑ تذکر جلسه 83



















