صفحهٔ اصلی: تفاوت بین نسخه‌ها

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو
 
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
 
</div>
 
</div>
 
-->
 
-->
 +
{{فرمایش منتخب|عنوان=حضرت‌خدیجه|فهرست=|بخش=دارد|قسمت=گفتار متقی}}
 +
 +
 
{{فرمایش منتخب|عنوان=ماه رمضان|فهرست=|بخش=دارد|قسمت=گفتار متقی}}
 
{{فرمایش منتخب|عنوان=ماه رمضان|فهرست=|بخش=دارد|قسمت=گفتار متقی}}
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۱۱

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است

فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت

فرمایش منتخب: حضرت‌خدیجه

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

سخاوت و مردانگی حضرت خدیجه[۱]

رفقای‌ عزیز! چرا ما ائمه‌ طاهرین (علیهم‌السلام)، حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) و حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) را مانند پدر و مادر خودمان حساب می‌کنیم؟! یک‌نفر گفته که دختر، خودش می‌تواند شوهر انتخاب کند؛ چون‌که حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) خودش همسرش را انتخاب کرد. این‌ چه حرفی است که می‌زنی؟! چرا تهمت به حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) می‌زنی؟! وقتی ابوطالب با عباس به خواستگاری خدیجه (علیهاالسلام) رفتند، قوم و خویش‌های حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) گفتند ما باید در این رابطه فکری کنیم، کمیسیون کردند و گفتند: آیا از ابوطالب بالاتر هست؟ کمال که دارد، جمال که دارد، علم اوّلین تا آخرین را دارد، چنین شخصیّتی برای خواستگاری آمده‌ است.

با هم مشورت کردند و به این نتیجه رسیدند مهریه سنگینی بگذارند که ابوطالب نتواند آن‌ را بدهد، محمّد هم که بچّه یتیم است و چیزی ندارد. آن‌ را نوشتند و به ابوطالب دادند. مال‌ التّجاره حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) پیش افراد زیادی مثل عمر و ابابکر، ابولهب و ابوجهل بود؛ پول به آن‌ها داده‌ بود که با آن تجارت می‌کردند. کاری که حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) کرد، این‌ بود: به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پیغام داد و گفت: یا محمّد! آن مال‌ التّجاره‌ای که در اختیارت گذاشتم، آن‌ را مَهرِ من بکن! این‌طور حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) بزرگ‌واری کرده‌ است. [۲]

اوّل چیزی که خدا به‌وجود آورد، نور دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم (علیهم‌السلام) بود. از نور ولایت، درخت طوبی را خلق کرد. از آن سیبی چیده شد. این سیب، سیب بهشتی نبوده، میوه بهشتی را مؤمن هم می‌خورد، این عصاره تمام خلقت است؛ یعنی باید یازده‌ امام از زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) به عمل بیاید. این سیبی بود که خدا به نظر خودش ایجاد کرد. وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به معراج رفت، خدا به او این سیب را داد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: «خدایا! می‌خواهم آن‌ را با امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) بخورم. ندا آمد: یا محمّد! سیب را نصف کن! نصفش را خودت بردار! حالا وقتی به‌ قول ما این سیب را نصف کرد که نصفش را به حضرت‌ علی (علیه‌السلام) بدهد و نصفش را خودش بخورد، دید دستی مانند دست امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پیدا شد و نصف سیب را برداشت؛ پس خلقت در اختیار علی (علیه‌السلام) است؛ نه در اختیار نبیّ.

وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از معراج برگشت و این جریان را برای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تعریف کرد، حضرت‌ علی (علیه‌السلام) دست در جیبش کرد و نصف سیب را درآورد، به او داد و گفت: یا محمّد! این سیب را نگه‌دار! آن‌ را با خود در کوه حرا بِبَر و چهل‌ روز کنار برو! یا رسول‌ الله! از کوه حرا که پایین می‌آیی و پیش خدیجه می‌روی، نصفش را خودت بخور و نصفش را به خدیجه بده! باید فاطمه به‌ وجود آید. حالا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از کوه حرا پایین آمده و به نماز ایستاده، فوراً جبرئیل ندا داد: یا محمّد! نماز نخوان! پیش خدیجه برو! عزیز من! نماز پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، نماز یک خلقت است، مگر نمازش شوخی است؟! می‌خواهد بگوید یا محمّد! عصاره تمام نمازها تاحتّی نمازِ تو، زهراست. نماز عبادت است؛ اما زهرا ولایت است. رفقا! قدر این حرف را بدانید!

مردم حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) را خیلی مذمّت می‌کردند، به او می‌گفتند: چرا همسرِ محمّدِ یتیم که چیزی ندارد، شدی؟! حالا ما موقع وضع حملت به کمکت نمی‌آییم. یک‌ دفعه زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) فرمود: مادرجان! ناراحت نشو! زنان بهشتی به کمکت خواهند آمد. حوّاء، آسیه، مریم بنت‌ عمران و ساره می‌آیند. فرزندی که در ظاهر به‌دنیا نیامده، مادرش را آرام کرد. خدا دارد حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) را افشا می‌کند. وقتی مردم پشت به خدیجه (علیهاالسلام) کردند، کمک برایش آمد؛ من قسم می‌خورم که خدیجه کمک نمی‌خواست، این‌ها از برای دل‌خوشی حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) آمدند، برای این‌که تا خدیجه (علیهاالسلام) فکر می‌کند، فاطمه‌ زهرا (علیهاالسلام) بفرماید که مادرجان! غصّه نخور! کمک برایت می‌آید. عزیز من! تو هم با خدا باش! کمک برایت می‌آید. [۳]

حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) یک بُعد از سلمان بالاتر است؛ چون‌که وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به سلمان گفت: می‌خواهی جایت را نشانت بدهم؟ گفت: آری! به او نشان داد؛ اما وقتی به خدیجه (علیهاالسلام) گفت: این مالی که در اختیارم گذاشتی و اسلام پیش‌روی کرد، می‌خواهی مقامی که خدا برایت معیّن کرده‌ است را ببینی؟! گفت: نه! من به تو یقین دارم؛ من موقعی‌که تو در ظاهر به رسالت نرسیده‌ بودی، با تو بیعت کردم و به تو ایمان آوردم. رسول‌ الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم به خدیجه (علیهاالسلام) افتخار می‌کرد؛ این همسر پیامبر است، عایشه هم‌ زن پیامبر است! امام‌ صادق (علیه‌السلام) او را لعنت‌کرده! ببین پیش پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است؛ اما دلش پیش معاویه است. مثل هنده که پیش یزید بود؛ اما دلش پیش زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) و امام‌ حسین (علیه‌السلام) بود. عزیز من! خودت باید مکان باشی! ببین دلت کجاست؟! [۴]

حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) صندوقچه حضرت‌ زهراست، زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) به مادرش مباهات می‌کند؛ چون امر را اطاعت کرد. خودش می‌خواهد که مادرش به ظاهر در محشر، از او بالاتر باشد؛ به‌ خاطر همین هفتاد هزار حوریّه با حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) و هفتاد هزار مَلَک با حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) در محشر می‌آیند و او را راهنمایی می‌کنند. این مقام از برای آن مالی است که حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) در راه خدا داد، مردانگی کرد، خدا هم با او مردانگی می‌کند. [۵]

حضرت خدیجه، صندوقچه حضرت‌زهرا[۶]

حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) در اختیار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است که خدا او را صندوقچه حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) قرار می‌دهد. مگر هر زنی می‌تواند صندوقچه زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) بشود؟! قربان دامان خدیجه (علیهاالسلام)! قربان خاک کف پایش که آن‌ را مثل تربت زهرا (علیهاالسلام) به چشمم می‌کِشم! حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) از این دامن به‌ دنیا آمد. این دامن نیست، خلقت است؛ مافوق خلقت را به‌دنیا آورد.

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به یک‌ نفر گفت: تو باید یک‌ سال فقیر و یک‌ سال دارا باشی. گفت: من بروم با زنم مشورت کنم. آخر، بعضی زن‌ها خوب هستند، بعضی زن‌ها مغزشان خوب کار می‌کند. مثلاً ببینید حضرت‌ خدیجه مغزش چقدر قشنگ کار کرده‌ است! آسیه در خانه فرعون، مغزش چقدر قشنگ کار کرده‌ است! نمی‌شود بگویید که همه زن‌ها عقل ندارند. این حرف‌ها چیست که در بعضی کتاب‌ها راجع‌به زن می‌زنند که گفته‌ است زن این‌جوری است، زن مورد لعنت است! زن هم انسان است. خب، مثل حضرت‌ خدیجه (علیهاالسلام) هم پیدا می‌شود. آن‌ها به عصاره تمام خلقت یعنی حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) اتّصال هستند. این‌ها را باید احترام کنید! آن‌ شخص به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: بروم به زنم بگویم. زنش عاقل بود، گفت: اوّل دارایی را بخواه! حالا تا به فقر مبتلا شویم، لااقل یک‌ سال دارا باشیم. این‌شخص از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دارایی خواست. یک‌ مقدار انفاق کرد، به قوم و خویش‌هایش داد، صله‌رَحِم کرد. سر سال پیش پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رفت و گفت: ما آمدیم. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: خدا می‌گوید که تو تا آخر عمرت دارا هستی؛ چون به مردم رحم کردی. تو هم اگر به مردم رحم کنی، تا آخر عمرت دارا هستی. من والله، نمی‌خواهم بگویم، به خدا می‌گویم: خدایا! این‌هایی که انفاق می‌کنند، از مال‌شان کم نکن! از عمرشان کم نکن! عمرشان را زیاد کن! سایه‌شان را بالای سر فقرا مُستدام بدار! بنا می‌کنم دعا کردن. آخر، خدا دعای مرا مستجاب نمی‌کند؟ چرا، آخر به‌ من که نمی‌دهد، وقتی داد، بیشترش را به مردم می‌دهم؛ اما من وظیفه‌ام هست که این‌کار را بکنم.

این‌که به شما می‌گوید صدقه بده! این‌که می‌گوید انفاق‌کن! می‌دانید چرا این‌قدر مهمّ است؟ چون سخاوت یقین می‌خواهد. آن کسی‌که سخاوت می‌کند، می‌گوید: این‌ را که از مالم برداشتم، مالم کم می‌شود؛ اما باید یقین داشته‌ باشد و بگوید که این مال را خدا داده، دوباره هم به جایش می‌دهد؛ اما به شما می‌گویم سخاوت را باید به‌ جا و به امر بدهید! هستی‌تان را ندهید! بی‌خود دلسوز نشوید! امر را اطاعت کنید! اگر همه با امر کار کنید، درست‌است. امر، اعمال شما را قبول می‌کند، امر به شما جزا می‌دهد. [۷]

یا علی


فرمایش منتخب: ماه رمضان

فهرست امام رضا

امام صادق

مقصد متقی

ماه رمضان

نیمه شعبان

امام زمان

آقا علی اکبر

عید مبعث

سیزده رجب

ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین

این الرجبیون؛ این الفقرا

ظهور نور حضرت زهرا

امام حسن عسکری

عبدالعظیم حسنی

پیامبر اکرم

حضرت خدیجه

انتقاد به اهل تسنن

تولی و تبری

حضرت سکینه

تمام شدن ماه صفر

امام حسن

امام حسین دفاع کرد نه قیام

سلام بر امام حسین

زیارت امام حسین

حضرت زینب

اربعین

گریه بر امام‌حسین

مجلس امام حسین

مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین

ندای امام حسین به خلقت

عمار یاسر

غلام امام حسین

سلمان فارسی

امام حسین؛ کشته جلسه بنی‌ساعده

حضرت رقیه

امام باقر

عصاره روایت حسین منی و انا من حسین

ماه صفر

زهیر

کرنش در مقابل امام حسین

امام‌سجاد

یاد امام حسین

راهب و سر امام حسین

هنده، زن یزید

زعفر در کربلا

حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی

امر به معروف‌کردن سر امام حسین

زمین کربلا

چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟

دفن شهدای کربلا

نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم

ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب

آتش زدن خیمه‌های امام حسین

بعد از شهادت امام حسین

شام غریبان

شهادت امام حسین

روز عاشورا

شب عاشورا

روز تاسوعا

هفتم محرم

آقا ابوالفضل

آقا علی اصغر

حضرت قاسم

اصحاب امام حسین

عبدالله بن الحسن

حر

ورود امام حسین به کربلا

دهه محرم

مسلم بن عقیل

تذکراتی راجع به محرم

مباهله

ورود امام رضا به نیشابور

میثم تمار

امام موسی کاظم

غدیر

امام هادی

عید قربان

عرفه

حرکت امام حسین از مکه به کربلا

مناسک حج ابراهیمی

ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا

امام جواد

حرکت امام رضا از مدینه به طوس

دحو الارض

حضرت معصومه

داستان متقی

حمزه عموی پیامبر

عید فطر

وداع ماه رمضان

امیرالمؤمنین علی

سیزده فروردین

شب قدر

شکستن ارکان خدا

آمادگی برای شب قدر

عید نوروز

جلسه ولایت (سال‌یاد متقی عزیز)

ظاهر شدن آقا ابوالفضل در دنیا

ظاهر شدن امام‌حسین در دنیا

ابوطالب

فتح خیبر

ابراهیم پسر پیامبر

تغییر قبله

ماه رجب

حضرت زهرا، عصاره خلقت

ام البنین

شهادت حضرت زهرا

حضرت زهرا

صلح امام حسن

لیلة المبیت

امام حسین در قیامت

یقین

کتاب امام زمان با متقی منتشر شد

فاطمیه

خدا میزبان ولایت[۸]

رفقای‌عزیز! ماه‌ رجب، ماه امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) است. خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: «أین الرّجبیون؟» یعنی کجا هستند دوستان‌ علی (علیه‌السلام) که من به آن‌ها مزد بدهم، به آن‌ها جزا بدهم؟ هیچ قدرتی به‌ غیر از خود خدا نمی‌تواند سزای دوستی علی (علیه‌السلام) را بدهد، هیچ‌کسی به‌غیر از خدا نمی‌تواند جزا بدهد؛ آن‌وقت خدا می‌گوید من خودم جزای روزه‌دار را می‌دهم. کجا هستند کسانی‌که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را قبول دارند؟ اگر می‌گوید ماه‌ مبارک رمضان مهمان من هستید، مهمان چه هستید؟ در این ماه امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) ضربت می‌خورد. حالا می‌گوید: کسانی‌که علی (علیه‌السلام) را دوست دارند، کسانی‌که عزادار علی (علیه‌السلام) می‌شوند، مهمان من هستند و به آن‌ها جزا می‌دهم. خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: وقتی‌که خدا قدری پرده را از روی ولایت کنار زد و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در کعبه ظاهر شد، تمام ملائکه آسمان ضجّه کردند و گفتند: خدایا! ما که نمی‌توانیم بیاییم علی (علیه‌السلام) را زیارت کنیم، مگر ما مخلوق تو نیستیم؟! ما از این ثواب محروم هستیم. فوراً اشاره‌شد: در هفت‌ آسمان، هفت بیت‌المعمور در راستای مکّه، هفت علی (علیه‌السلام) آن‌جاست. وقتی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) ضربت خورد، در هفت‌ آسمان، علی (علیه‌السلام) ضربت خورد. آخر، علی (علیه‌السلام) این‌نیست که تو داری می‌بینی؛ این به‌ قدر معرفت توست که علی (علیه‌السلام) را می‌بینی. علی (علیه‌السلام) خلقت است. حالا تو تعجّب کن که یکی این‌جاست، یکی آن‌جاست! خلقت در برابر ولایت کوچک است، جا ندارد. [۹]

این ماه‌ رمضان، ماه‌ مبارک است. برای چه‌ کسی مبارک است؟ برای کسی‌که امر خدا را اطاعت کند. من نمی‌خواهم تکرار کنم، شما که یک‌ چیزی به فقرا می‌دهید و این‌ همه روزه‌هایشان را باز می‌کنند. چقدر این‌ کار ثواب دارد! تمام این روزه‌ها که باز شد، به چه‌ چیزی شد؟ به این‌که خدا به شما داده و می‌توانی سخاوت کنی. هر کسی به اندازه وُسع و توانش می‌تواند سخاوت کند. روزه؛ یعنی ما باید امتحان بدهیم. حالا فلانی می‌گوید: خدا میزبان روزه‌دار است. میزبان چه‌کسی است؟ هر وقت این‌ مهندس‌ها خواستند حرف بزنند، برادرهایشان را قاطی کردند! انگار نمی‌توانند از برادرهایشان بگذرند! آیا اهل‌تسنّن روزه‌شان قبول است؟ آیا خدا میزبان دشمن زهراست؟ آیا میزبان دشمن علی (علیه‌السلام) است؟ چه داری می‌گویی؟! چقدر تملّق گفتی و طی شد! آیا به ماوراء اعتقاد نداری؟! خدا دشمن کیست؟ دشمن آن‌هایی است که با حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) بد بودند. حالا خدا می‌آید میزبان این‌ها بشود؟! عزیزان من! خدا میزبان ولایت است. اگر میزبان توست، میزبان ولایت توست؛ آن‌وقت چه‌چیزی به تو می‌دهد؟ می‌گوید: حقّ روزه‌دار با خود من است؛ یعنی این‌قدر به شما اجر می‌دهد که می‌گوید با خود من است؛ می‌خواهد بگوید کسی نمی‌تواند حقّ روزه‌دار را بدهد. روزه‌دار کیست؟ آن کسی‌که مُحرم است. مگر شما همین یک‌ ماه رمضان باید روزه باشی؟ شیعه باید دائم مُحرم باشد. روزه هم یک امری است که به شما شده و می‌گوید این‌کار را نکن! مبطل به‌جا نیاور! این‌کارها را نکن! امر روی روزه است؛ اما اصل چیست؟ اصل ولایت است. حالا همه آن کارها را کردی، اگر ولایت نباشد، کارَت یعنی روزه‌ات روح ندارد. [۱۰]


سخنی با خانمها

سخن پایانی [۱۱]

ما هنوز غربت خودمان را توجه نکردیم. گفتم به شما، نمی‌خواهم افشا کنم، کسی هست که توجه کند. «الحمد لله شکر رب ‌العالمین» شما دارید توجه را می‌شنوید، باید شکرانه کنیم. ما الآن در تمام دنیا ایران است، در تمام ایران قم است.

ما نمی‌توانیم در مسلمان‌ها، این‌ها که قرآن می‌گویند، این‌ها که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) می‌گویند، این‌ها که مکه می‌روند، این‌ها که منا می‌روند، این‌ها که زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌روند، این‌ها که کربلا می‌روند، دینمان را حفظ کنیم! والله، ما در میان این‌ها نمی‌توانیم ناموسمان را مانند زهرای عزیز (علیهاالسلام) کنیم! در بین این‌ها نمی‌توانیم طبق حقیقت اسلام و حقیقت دین رفتار کنیم. همین‌ها ملامتت می‌کنند! همین‌ها به تو افتراء می‌زنند! والله، اگر ما در انگلستان بودیم، در آمریکا بودیم می‌توانستیم. وای از این مسلمان‌ها! وای از این مسلمان‌ها که به خودشان نمره می‌دهند! آتش گرفتم!

آیا الان می‌توانی تلویزیون را از خانه‌ات بیرون کنی؟! می‌توانی رادیو را از خانه‌ات بیرون کنی؟! می‌توانی به زنت بگویی رویت را بگیر؟! می‌توانی به زنت بگویی در خیابان‌ها نرو؟! می‌توانی به زنت بگویی این دانشگاه که فساد است نرو؟! می‌توانی یا نه؟!

این است که امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌گوید: مثل این‌که خار در چشمم است و استخوان در گلویم! این است که من امروز به شما افشا کردم: امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در میان مسلمان‌ها غریب است. امیرالمؤمنین علی در میان مکه‌بروها و حج‌بروها غریب است، میان نمازشب‌خوان‌ها و الغوث‌کش‌ها و عمره‌بروها غریب است. مؤمن هم امروز در میان مسلمان‌ها غریب است، آیا توجه می‌کنید یا نه؟ [۱۲]

یا علی

ارجاعات


کتابها

تمام کتابها


سخنرانی‌ها

تمام سخنرانی‌ها

حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه