صفحهٔ اصلی
فرمایش منتخب: ظاهر شدن امامحسین در دنیا
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
ظاهر شدن امام حسین و سمت دادن به فطرس[۱]
حالا عزیز من! فطرس از ملائکه مقرّب بود. امری به او شد که مثلاً شهری را زیر و رو کند. یک ذره کندی کرد که شاید خدا ارادهاش برگردد. فوراً پرهایش ریخت و در جنگل افتاد. [۲] من به شما میگویم: عزیزان من! کسی را ملامت نکنید! هیچکسی را حق ندارید ملامت کنید! ما از باطن ماورای مطلب متوجه نیستیم، جلوی زبانتان را بگیرید!
بعضیها فطرس را ملامت میکردند. روایت داریم: سیصد سال در جنگل بود. حالا یکوقت دید درِ آسمان باز شده. رفقای عزیز! درِ آسمان را ملائکهها میبینند؛ چونکه از آنجا نازل میشود. من بارهها خدمتتان عرض کردم: والله، اگر دنیا را نبینید، امام زمان (عجلاللهفرجه) را میبینید، با امام زمانتان نجوا میکنید، به خودش قسم، به پدر و مادرش قسم، به جدّش رسول الله، به جدّش حسین، اینقدر امام زمان (عجلاللهفرجه) میخواهد با شما نجوا کند! ما اهل نجوا نیستیم.
عزیزان من! حالا فطرس دید جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، ملائکههای مقرّب دارند میآیند روی زمین. خدا میداند آتش میگیرد آدم! گویا جبرائیل بود؛ یا اسرافیل بود، صدا زد، میشناختند، فطرس از ملائکههای مقرّب خدا بوده، جزء آنها بوده، یک مَلَکِ به قول ما دگوری نبوده! آنها هم آخر درجه دارند. گفت: مرا ببرید! او را بردند خدمت رسول الله (صلیاللهعلیهوآله)، قضایا را گفت. گفت: خودت را بمال به گهواره حسین (علیهالسلام)! (چه میگویند؟! میگویند قنداقه حسین (علیهالسلام)! آرام باش! ای بیتربیت!) تا مالید به گهواره امام حسین (علیهالسلام)، بالهایش درآمد؛ پرش کرد به آسمان، گفت: «مَن مِثلی؟!» کیست مثل من؟! آزاد کرده حسینم! فوراً خدا یک سِمَت به او داد. حالا هر کس سلام میدهد به امام حسین (علیهالسلام)، تو برسان به امام حسین (علیهالسلام)! این سِمَت است، مگر امام حسین (علیهالسلام) خودش نمیبیند؟! ببین باباجان! به گهواره امام حسین مالیدن، سِمَت است.
حالا وظیفه ما چیست؟ حالا اگر مجلس امام حسین (علیهالسلام) بود، سر اندر پای من فدای آن مجلس بشود! خاک آن مجلس شفاست که بگوید حسین! به جایی اتصال نباشد. آن مجلس اگر بدانی چقدر عظمت دارد! ملائکهها خواهش میکنند، گریه میکنند، از پیشگاه اقدس الهی میخواهند؛ آقاجان! ما نمیخواهیم نزول کنیم، ما میخواهیم بالا برویم، اجازه بفرما ما برویم توی مجلس امام حسین (علیهالسلام). والله، روایت داریم: ملائکهها میآیند میبینند مجلس طی شده، خودشان را میمالند به در و دیوار این خانه، این مجلس، پرش میکنند؛ میگویند: ما کسی هستیم که تبرّک شدیم به مجلس امام حسین (علیهالسلام)، تبرّی میجویند مثل فطرس. [۳]
شما که الآن در مجلس ولایتید، چه کسی مثل شماست؟! چرا شکرتان کم است؟! قربانتان بروم، شبها اینقدر حرف میزنید، یکقدری هم شکر کنید! والّا قشنگ است، قربانت بروم، فدایت بشوم، والّا حرفی ندارم فدایتان بشوم. اگر فدای شما بشوم، فدای ولایت شدم؛ اگرنه من فدای هیچکس نمیخواهم بشوم، توجه میکنید یا نه؟! چه گفتم؟ خودش را به گهواره امام حسین (علیهالسلام) مالیده، تو که حسین (علیهالسلام) قبرش در دلت است، چرا شکر نمیکنی؟! پس مبادا خودفروش باشی!
الآن باید خدا را شکر کنید! خدا تنساز به شما داده اینجا آمدید، هر غذایی را میتوانید بخورید. شما الآن دارید قدرت را صرف قدرت میکنید، عمرتان زیاد میشود، جاییکه حرف ولایت بزنند، خدا اینقدر ولایت را محترم میداند که میگوید: ای مَلَک! کلید نینداز! تا زمانیکه اینها دارند حرف ولایت میزنند، ثابت باش! تو الآن جان اینجایت است؛ یعنی در گلویت است، یک میلیارد بدهی، جانت به تو برنمیگردد؛ اما الآن خدای تبارک و تعالی دارد جلوی آن که کلید میاندازد را میگیرد که عمرت کوتاه نشود. چه خبر است ولایت؟! حرفها درست است عزیز من! همهاش میگویم شکرانهمان کم است، خدا را شکر کنید! [۴]
هر چیزی باید اتصال به ولایت باشد؛ آنوقت آن روح پیدا میکند. انفاق هم باید اتصال به ولایت باشد، کتاب باید اتصال به ولایت باشد، کار شما باید اتصال به ولایت باشد، چرا میگوید شما جهادگر هستید؟ جهاد داری میکنی. حمایت از ولایت خیلی مهم است! رفقای عزیز! بیایید حمایت از ولایت کنید! به تمام مقدسهای عالم! اگر تمام این خلقت بگوید به درد من نمیخورد، هیچکس از علی (علیهالسلام) مظلومتر نبوده است؛ اما مظلومِ قوی است. مؤمن هم همینطور است، مؤمن قوی است؛ اما چیست؟ توهین به او میکنند، در نظر مردم ضعیف است؛ اما قوی است. رفقای عزیز! آن قوی بودنتان را از دست ندهید، در ملامت مردم هیچ چیز نباشد. عزیزان من! فدایتان بشوم! امروز باید خیلی مواظب باشید! گفتم: دنیا سنگر است، همچین کنی؛ یعنی سرت را تکان دهی، تیر میخوری. در سنگر استوار باش! سنگر کیست؟ ولایت! راجع به ولایت تزلزل نداشته باش! از این نگذرم؛ آنوقت شما وقتیکه آنجوری شدی، تأییدِ امام زمان (عجلاللهفرجه) هستی. اینکه من در جای دیگر گفتم:
| تأیید خلق اشتباه بُوَد | تأیید دست ماوراء بُوَد |
تأیید دست امام زمان (عجلاللهفرجه) بُوَد. حالا وقتی تأییدت کرد، تمام ملائکهها تو را تأیید میکنند، روح تمام انبیاء تو را تأیید میکنند، روح تمام صلحاء تو را تأیید میکنند، فطرس میشوی! میگویی من هستم که امام زمان (عجلاللهفرجه) مرا تأیید کرده، به ماوراء پرواز میکنی. تو بفهم کجایی؟ بفهمم تو داری چه کار میکنی؟ بفهمم خدا به کجا میخواهد تو را برساند؟ چرا کمصبری میکنی؟! چرا ما کمصبری میکنیم؟! این حرفها یقین میخواهد.
اگر فطرس آمد گفت: من آزادکرده امام حسینم! توی عالم پَرِش کرد، فوری یک کار در نظرش گذاشت؛ گفت: سلام مرا به قبرم برسان! سلام این دوستهای مرا به من برسان! بیایید باباجان! امام زمان (عجلاللهفرجه) کار جلویتان بگذارد. کجا کار جلویت میگذارد؟ تأییدت کند. ما خاکی نیستیم، اینجا خلاصه در خاک خُسبیدیم، حاضر شدیم و راضی شدیم. تو ماورایی هستی. تو را اینجا آوردهاند به ماوراء برسی!
عزیزان من! خیلی قدر خودتان را بدانید! الآن شما دارید تمرین ولایت میکنید، خستهتان نکند! والله! بالله! اگر خسته بشوید، پشت پا میخورید. من به دوست عزیزم گفتم، گفتم: ببین ما مرغ داشتیم، یک گربهای که پیدا میشد، یا یک حیوان، این مرغ یک صدا میکرد، تمام این جوجهها زیر بالش میآمدند، همچین زیرِ بال، سرشان را درمیآوردند. رفقای عزیز! بیایید زیر بال امام زمان (عجلاللهفرجه) بروید! بیایید در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) بروید! [۵]
ارجاعات
سخنی با خانمها
مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۶]
آن خانمی که به شوهرش میگوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی زن است؛ میخواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن زن را فراموش نمیکند. این زن در ثوابی که شما میبرید شریک است، چونکه به این امر راضی است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش میگوید: نرو! این خوشی را بهتر میخواهد تا اینکه شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانمهاست که اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) هم بیاید، به شوهرش میگوید نرو! آن خانمی هم که میگوید: برو! از آنهاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام زمان (عجلاللهفرجه) قرار دهد. [۷]
خانمهای عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام رضا (علیهالسلام)، امیدوارم در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چونکه زن میتواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إنشاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز میدهد، دوستانش را از صحنه محشر جمع میکند، پیش خودش میآورد.
امیدوارم خانمهایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آنها باشند که زهرای عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.
امیدوارم اینها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آنها رضایت کامل داشته باشد. [۸]
امیدوارم خانمی که میگوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.
آنها هم که میگویند: نیا! إنشاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد میآید؟! در مجلس ولایت میآید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او میآید دعا میکند، دعایش مستجاب میشود، خودت، بچههایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! اینجا نیاید؟! [۹]
خانم عزیز که به شوهرت میگویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت میخواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. اینجا جلوی علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آنها همه دارند از شما تشکر میکنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۱۰] شوهر تو باید اینجا بیاید تا امام رضا (علیهالسلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشههایی میآیی؟! مگر شوهر شما میخواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او میخواهد به بهشت بیاید، میخواهد زیر قبه آقا علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. میخواهد اینجا از امام بخواهد که بچههایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفنخانه آمده است. چرا بعضی از شما یک حرفهایی میزنید؟! [۱۱]
إنشاءالله امیدوارم خانمهای عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا میروی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم میخواهد این جلسه دستتان باشد تا إنشاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجلاللهفرجه) بدهید. [۱۲]
ارجاعات
- ↑ اتصال به امام حسین 78 (دقیقه 29 ) و شرط شیعگی، جهاد با نفس (بیولایتی گناه کبیره است) 78 (دقیقه 48)
- ↑ کتاب حضرت زهرا
- ↑ اتصال به امام حسین 78
- ↑ ارتباط و درخواست از امام رضا 89
- ↑ شرط شیعگی، جهاد با نفس (بیولایتی گناه کبیره است) 78
- ↑ مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
- ↑ مشهد ۹۲؛ جامعه
- ↑ گذشت خانمها؛ مشهد 84
- ↑ مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
- ↑ شناخت امام 88
- ↑ شناخت الست 87
- ↑ تذکر جلسه 83




















