صفحهٔ اصلی
فرمایش منتخب: سیزده رجب
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
چرا خدا امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را توی خانهاش ظاهر کرد؟
شما باید قربانتان بروم آگاهی داشته باشید. چقدر اینجا الآن این آقای فلانی تشریف آورده بودند با یک مشت از طلبهها، که اتاقها پُر شد. بحثی داشتیم راجع به همین حرفها. یک بحثی داشتیم راجع به اینکه فاطمه بنتاسد وارد خانه خدا شده! ایشان ماشاءالله وارد است. چقدر از ادیان گفت. چقدر از علماء را گفت. چقدر از پروفسورها را گفت. هان! چقدر از مراجع را گفت. خب اینها هر کسی یک تشخیصی داده روی این مطلب؛ یعنی خدای تبارک و تعالی نظرش چه بود که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را توی خانهاش زایشگاه قرار داد؟ هر کسی به اصطلاح افقش یک جور بود و آنوقت آمد به من گفت: شما چه میگویی؟ من گفتم والّا خب گفتند دیگر آنها که مهم هستند دیگر. گفت: نه! شما بگو! گفتم: من نظرم این است که. آنها را گفت و هر کسی یک چیزی گفته و حرفهایشان هم خیلی روی مبنا بود و حرفهای چیزی بود، حرفهایی نزده بودند خدای نخواسته؛ اما کمال، کل کمال است. آنها همهشان کمال دارند؛ اما یک حرفی است یک وقت میبینی کل کمال میشود؛ یعنی از آن حرف بهتر است نگوییم خدای نخواسته آنها علماء حرفهایشان چیز است دیگر. آدم حرف کسی را، من حرف کسی را رد نمیکنم در صورتیکه آن حرف اتصال به امر باشد اگرنه خودش حرف قطع است.
من گفتم: نظر من این است که خدا از تمام صد و بیست و چهار هزار پیغمبر نظرش این بود که به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نه که به آنها نظر نداشته آنها در زمان خودشان رهبر بودند، در زمان خودشان خیلی مهم بودند. ببین آنها آنقدر مهماند که به حرف نوح نرفتند اینجوری شد، به حرف لوط نرفتند. آنها در آن زمان مدیر عامل بودند. حالا صد و بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند مدیر عامل است؛ اما علیبنابوطالب (علیهماالسلام) میگوید با همه اینها من بودم؛ اما با پیغمبر آشکارا آمد.
حالا این امیرالمؤمنین (علیهالسلام) آمده توی خانه خدا؛ یعنی ظاهر شد. حالا من اینجور جواب دادم. گفتم که ببین وقتی امام زمان (عجلاللهفرجه) بخواهند تشریف بیاورند، تشریف میآورند مکه و آنجا «جاء الحق و زهق الباطل»[۱] میگوید؛ یعنی امام زمان (عجلاللهفرجه) دنیا را اصلاح میکند. توجه بفرما! امام زمان (عجلاللهفرجه) دنیا را اصلاح میکند. یک پرچمی دارد جاء الحق مینویسد. آن پرچم را تمام دنیا آن را میبینند؛ یعنی میگوید من آمدم باطل ساقط شد. این دنیا را چیز میکند. مسخر میکند. حالا خدای تبارک و تعالی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را در خانهاش آورد، نظرش بود که این تمام خلقت را افشا میکند. هان! امیرالمؤمنین (علیهالسلام) تمام خلقت را افشا میکند. از خانه خدا باید بیاید. حالا ببین قرآن میخواند، زبور میخواند، تورات میخواند، انجیل میخواند تمام اینها را دارد میخواند. همانجا که میگوید که من با پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) آشنا بودم؛ یعنی با پیغمبرها آمدم. با او آشکارا آمدم. به تمام آیات، علی (علیهالسلام) بوده. تمام آیات را علی (علیهالسلام) از قلب مبارکش گذرانده. کجا میروید بدبخت بیچاره؟ بیا خلقشناس نباش، علیشناس باش! حالا چه کار میکند خدا؟ خدا منظورش این است از خانه خودش، امام زمان (عجلاللهفرجه) از خانه خودش خروج میکند. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) از خانه خدا؛ یعنی به تمام خلقت به اصطلاح، خدا ابلاغ میکند. کجا؟ حالا میگوید هر کس این را قبول نداشته باشد، به عزت و جلالم عبادت ثقلین کند، میاندازمش توی جهنم. کجا تو علی (علیهالسلام) را قبول داری؟! گفت: اگر گویم زبان سوزد.
| اگر گویم زبان سوزد | اگر پنهان کنم چون مغز استخوان سوزد |
بسوز حسین! بسوز. داغ من تا زمانیکه امام زمان (عجلاللهفرجه) بیاید، آنوقت خدا میگوید زبانت را باز میکنم، چقدر غصه خوردی و حرفهایت را نتوانستی بزنی؟ میگوید مردم کششاش را نداشتند. الآن اینجاست، حواسش جای دیگر است. حالا از اینجا باید ولایت به تمام خلقت افشا شود، نه به دنیا. دنیا که چیزی نیست که. مگر خدا نمیدانست این اهل دنیا علی ما را قبول ندارند؟ خدا میداند اگر ذرهای غیرت داشته باشید پای حرفهایی نمیروید بی غیرتها! چه کار کردند با علیِ ما؟ کاش قبولش نداشتند دیگر کافرش نمیکردند. کاش قبولش نداشتند، (روز عید نمیخواهم ناراحت بشوید،) زنش را نمیزدند جلوی چشمش، جلوی چشمش چه کسانی زدند؟ مقدسها! تو هم دنبال مقدسها میروی! مگر ما میتوانیم بگوییم نرو؟! تو بهتر میفهمی یا فلانی؟! فهم را خدا میدهد. مگر فهم سواد است؟! باسوادها سواد داشتند و کمال نداشتند. کمال، ولایت است. چه کار کردند با علیِ ما؟! چه کار کردند با زهرایِ ما؟ عزیزان من! یک قدری توی فکر برو! یک قدری عزیز من! توی فکر برو! حالا چه میکنند؟!
حالا این ولایت از اینجا سرچشمه گرفت. «إنّ الله و ملائکه یصلّون علی النّبی, یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»[۲]. حالا باید علیبنأبوطالب (علیهماالسلام) یک معرفی، آخر داشته باشد. الآن الحمد لله شما میآیید يک معرفی دارید. هر کسی یک جوری میگوید. یکی میگوید ذوقی است، یکی میگوید علیالهی است، یکی میگوید عقبافتاده است، یکی میگوید بیسواد است. خیلی شماها الحمد لله شناخت دارید.
حالا یک معرفی میخواهد. خدا صبرش خیلی است. میگوید من در کمینگاه ظالمم. هر کِی [وقت] باشد به ظالم میزنم. خیلی ناراحت نشوید که بعضیها ظالم هستند. خدا در کمینگاهشان است. خدای تبارک و تعالی میخواهد چه کار کند؟ میخواهد علی (علیهالسلام) را معرفی کند. حالا باید یک شاخص قرار بدهد که اگر گفت علی (علیهالسلام) را معرفی کند، قبول کنند. حالا یکدفعه گفت: «إنّ الله و ملائکه یصلّون علی النّبی, یا ایّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»[۲] حالا پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) را نه در دنیا، در تمام خلقت برانگیختهاش کرد. ای ملائکهها! همه باید بیایید پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) را تصدیق کنید. حالا خدا یک مقصد دارد. اگر مقصدش اسلام بود، چرا گفت پیغمبر اسلام؟! گفت پیغمبر خاتم؛ یعنی تا اینجا خاتمه پیدا کرد. حالا میگوید چه کار کرد؟ خوب که پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) را به قول ما جا انداخت، حالا گفت علی (علیهالسلام) را معرفی کن! این نتیجه کعبه بود. اگر هم نکنی، کاری نکردی. خلاصه این دوستهای من خیلی این حرف را قبول کردند. گفتم: فلانی! فقط این حرف القا و افشاست. چندین نفر از تهران که خیلی مهماند، زدند این طرز نتوانستند بگویند، چه داری میروی مکه، قربانت بروم، فدایت بشوم؟ [۳]
حالا ببین چه به شما میگویم! فاطمه بنتاسد آمده توی خانه خدا حیرانزده است، خدایا! درد را به من آسان کن! فاطمه درد ندارد، چرا میگوید آسان کن؟ میگوید من علی (علیهالسلام) را بشناسم، این طفل را بشناسم، برایم آسان کن! من نمیتوانم بشناسم. چرا؟ چه دید فاطمه بنتاسد؟ دید علی (علیهالسلام) اشاره کرد دیوار رفت کنار، دری پیدا شد، گفت: فاطمه! بفرما توی خانه من! خدا ندا داد، خدا فاطمه را دعوت کرد به خانهاش، حالا دوباره دیوار آمد. علی (علیهالسلام) روح میدهد، نه به خلق، به دیوار، دیوار چه شد؟ شد به فرمان علی (علیهالسلام). لامروت! تو به فرمان چه کسی هستی بدبخت بیچاره؟! [۴]
مریم چندین سال بود در خانه خدا بود؛ اما خدا یک بچهای به او داد، نه که توی خانه خدا به او داد، آن خانه خدا منحصر به علیبنابوطالب(علیهماالسلام) است. خلاصه به او گفت: یا مریم! برو بیرون. گفت: خدایا! من چند سال توی خانه تو بودم. گفت: آنموقع حواست پیش من بود، حالا حواست پیش بچهات رفت. بچهاش عیسی است، پیغمبر است. شما بچههایتان چیست که حواستان پیش بچهها میرود؟! تو میخواهی خدا توی خانهاش راهت بدهد؟! با خانه خدا گذرانید، راه به شما نمیدهد. امام رضا (علیهالسلام) هم گفت: اینها هم گذرانَند، زیارت من نیامدند! ویدیو دارد، تلویزیون دارد، ماهواره دارد، شمال میرود. [مشهد هم] میرود. آن را هم که محمدرضا شاه درست کرده، در و پنجره را گذاشته روی قبر امام رضا (علیهالسلام)، میروید زیارت میکنید.
حالا اینکه دارد میگوید فاطمه بنتاسد، درد را برای من آسان کن! نه درد زاییدن دارد، میداند به علی (علیهالسلام) جسارت میکنند، اذیتش میکنند، میگوید: خدایا! این فرزندی که به من دادی، تحملش را هم بده! حالا دیوار کعبه گشایش شد، علی (علیهالسلام) رفت، فاطمه بنتاسد تویش رفت. دوباره اتوماتیک شد، هم آمد. تمام اهل مکه و منا تعجب ماندند. حالا خدا این فرزند را عنایت کرد.
حالا فاطمه نگاه میکند میبیند چشمش هم است؛ آنوقت تا نگاهش به پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) افتاد چشمش را باز کرد، علی (علیهالسلام) از همان اول نگاه توی دنیا نکرد. حالا فاطمه میگوید اسم روی این بگذار، ابوطالب (علیهالسلام) میگوید پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) بگذارد، پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) گفت: خدا میگذارد، یک وقت دیدند یک لوحی در آسمان ایجاد شد در آنجا نوشته من علی اعلی هستم ( نمیگوید بچه) ، اسم این فرزند را بگذار علی!
حالا اسم این را علی (علیهالسلام) گذاشت. تو اسم بچهات را چه چیزی میگذاری نفهم؟! این اسم تعجبی میگذاری. علی بگذار روی بچهات قربانت بروم! حسین بگذار! حسن بگذار! دختر است، زهرا (علیهاالسلام) بگذار! بتول بگذار! صدیقه بگذار! چه چیزی میگذارید روی بچههایتان؟! دو چیز است که فردای قیامت بچه از تو بازخواست میکند: یکی اسم خوب باید رویش بگذاری، یکی روانهاش کنی مکتب، یک سوادی یاد بگیرد؛ اما حالا چه خبر شده؟! به قول آقای حائری میگفت: بچه را بگذاریم توی مدرسه خراب میشود، توی کوچه باشد لات! خدایا چه کار کنیم. [۴]
فرمایش منتخب: ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
ماه رجب ایّام زیارت ائمه طاهرین [۵]
زیارت امامحسین (علیهالسلام)، زیارت ائمه طاهرین (علیهمالسلام) خیلی ثواب دارد! الآن مَثل ماه رجب است. خیلیها رفتند زیارت امامرضا (علیهالسلام). میگویند ایّام زیارتی است؛ یا اربعین که میشود چقدر کربلا میآیند. دستور هم داریم: یکی از علامات مؤمن: انگشتر عقیق است، یکی هم نماز پنجاه و یک رکعتی، یکی هم، زیارت اربعین است. تمام اینها درست است. شیعه باید معتقد باشد؛ تاحتّی روایت داریم: زیارتهای دوره را بروید! اینها بالأخره بچّههای ائمه (علیهمالسلام) هستند. تمام اینها درست است؛ اما نباید به این اکتفا کرد.
رفقای عزیز! قربانتان بروم، من عصاره زیارت را میگویم. من نمیگویم بروید یا نروید! من خودم چه کسی هستم که امرم چیزی باشد؟! من از اوّلی که عقلم رسیده، صحبتی کردم، امر نکردم. میگویم: آقا! خودت تفکّر داشتهباش! حرف که زدهمیشود، باید در کلام تفکّر داشتهباشی.اگر تفکّر نداشتهباشی، عزیز من! مبنای حرف را متوجّه نیستی.
الآن ماه رجب است، بروید مشهد؛ اما آیا آن کارت قبولی را هم میگیرید؟ مگر پدر ایشان، موسیبنجعفر (علیهماالسلام) نیست؟ علیبنیقطین آنجا در دربار هارون که هست، به امر موسیبنجعفر (علیهماالسلام) است. (عزیزان من! بروید توی کتابها ببینید!) حالا وقتی علیبنیقطین خدمت امام رسید، امام راهش نمیدهد.
مگر شوخی است؟ این هارون، امپراطور چندین مملکت است. به ابر میگوید: ببار! هر کجا بباری، مِلک من است. حالا علیبنیقطین نخستوزیر چنین کسی است. حساب بکنید روی علیبنیقطین! حساب بکنید روی کارش! حالا رفته مکّه، از آنطرف، خدمت موسیبنجعفر (علیهماالسلام) آمدهاست؛ حضرت راهش نمیدهد. میگوید: آقاجان! چرا مرا راه نمیدهید؟ حضرت میفرماید: چرا آن جمّال، آمد، کاری به تو داشت، حاجتی به تو داشت، تو حاجتش را برآورده نکردی؟
(این جمّال، عالِم نیست، مجتهد نیست، مرجع تقلید نیست، از اولیای خدا نیست، یک ساربان و شترچران است. حضرت میفرماید: چرا اعتنا به او نکردی؟ یک کاری به تو داشت.) میگوید: آقاجان! بد کردم، توبه کردم. (مگر مردم اذیّتکردن، توبه دارد؟ عزیزان من! چرا فکر نمیکنید؟ به روح تمام انبیاء، باید فکر کنید و حرکت کنید! بیفکر حرکتکردن، جایز نیست؛ به میل خودت رفتی.)
حالا میگوید چهکار کنم؟ عنایت کرد موسیبنجعفر (علیهماالسلام). فرمود: علیبنیقطین! برو سرِ قبرستان! یک شتر است، سوار شو! تا سوار شوی، میگذارد تو را درِ خانه آن ساربان (بابا! کجا میروید؟ به دینم، آن حرفی که باید بگویم، نمیتوانم بگویم؛ میسوزم. ببین امام این حیوان را چطور کرد؟ کجا میتواند حیوانی به طوس، درِ خانه آن جمّال برود؟ بیا درِ خانه امام برو! بیا درِ خانه امامزمانت برو! کجا میروی؟)
حالا میرود درِ خانه چه کسی؟ در خانه ساربان، جمّال. تا در میزند، میگوید: کیست؟ میگوید: علیبنیقطین. میلرزد، میدود و میگوید: آقا! چه شده؟ علیبنیقطین میخوابد، میگوید: پایت را بگذار روی صورتم؛ تا امامم مرا قبول کند! این کار را نمیکند. قسمش میدهد؛ پا میگذارد روی صورتش و حضرت قبولش میکند. تو چند نفر را ناراحت کردی، میروی مشهد؟! چند نفر را ناراحت کردی، میروی مکّه؟! چند نفر را ناراحت کردی، میروی کربلا؟! قربانت بروم، فدایت بشوم، امام تو را قبول نمیکند.
من به قربان آن قمارباز بروم! من دارم حسرت به یک قمارباز میبرم. شما وقتیکه یک نفر یک کاری کرد، نگاه به کارش میکنید؛ نگاه به ولایتش بکن! خدا رحمت کند آقای حاجمنتظری، برادر حاجآقا جواد شکستهبند را! گفت: قمارباز آمد جلوی مرا گرفت و گفت: حاجآقا! ببین، من چقدر پول دارم. یک پول به من بده میخواهم بروم غسل جنابت کنم. بابا! قمارباز میفهمد با پول حرام، غسلش درست نیست. این چه پولی است که غسل کردی و میروی زیارت امامرضا (علیهالسلام)؟ تو جُنُبی. این پولها حرام است، به هم وَر کردی و میروی زیارت امامحسین (علیهالسلام)؛ تو جُنُبی. [۶]
فرمایش منتخب: این الرجبیون؛ این الفقرا
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
آقاجان من! الآن ماه رجب است. خدا میگوید: «أینالرّجبیّون؟»: رجبیّون کجایند؟ مگر خدا مثل من و شماست؟ شما اگر مرا دعوت کنید، اگر بخواهید خیلی احترام کنید، یک مرغی و یک کبابی برای ما میگذارید، خدا خودش میداند که من راضی نیستم؛ میگویم کسی خودش را واسه من اذیّت نکند. به یکنفر که هم خورشت و هم کباب درست کردهبود، گفتم: اگر سال دیگر اینکار را بکنی، والله، من نمیآیم؛ اما نروی به مردم بگویی که حاجحسین گفت من نمیآیم که مردم بگویند فلانی مقدّس است.
نه بابا! چرا خودت را اذیّت میکنی؟ یک خورشت درست کن! خانه ما هم همینطور است. عزّت ایناست که حرف آدم را بشنوید! مگر خدا اینطور است؟! خدا میخواهد به شما چه بدهد؟! خدا میگوید: اگر یک مؤمن، دوستی بگیرد که این دوستش او را یاد من بیندازد، یعنی یاد خدا بیندازد، یک قصری به او میدهم که خلق اوّلین و آخرین را بخواهد جا بدهد، جا دارد. فردایقیامت که خدا میگوید: «أینالرّجبیّون» میخواهد به تو چه بدهد؟
آقا امامرضا (علیهالسلام) معلومکرده. میگوید: «لا إله إلّا الله حِصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی، بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» شرط دارد. فلانی میگوید: خدا گفته میزبانت هستم. خب، همینقدر میداند. میزبان کیست؟ آیا میزبان دشمنان علی است؟ آیا میزبان دشمنان زهراست؟ چرا این مطلب را نمیشکافید؟! چرا لاپوش میکشید؟! مگر شما به معاد اعتقاد ندارید؟! تا کی صورتسازی میکنید؟! خدا میزبان کیست؟
«أنا مدینةُالعلم و علیٌ بابُها» والله، تمام گلولههای خونم میگوید: اگر خدا میگوید «أینالرّجبیّون» عین همان است که میگوید: «أنا مدینةُالعلم و علیٌ بابُها» ماهرجب، ماه علی (علیهالسلام) است. باید از درِ ماه علی (علیهالسلام) وارد شوید! یعنی علی (علیهالسلام) را اطاعت کنید! امامزمان (عجلاللهفرجه) را اطاعت کنید! حالا قربانت بروم! شرط دارد. اینها چیزهایی است افشاء میکنند که ما بفهمیم. [۶]
بیا پیرو رحمان باش! بیا پیرو ولیّاللهالأعظم، امامزمانت باش! تکرار میکنم: اگر بخواهی پیرو اینها باشی، باید اهلدنیا نباشی؛ یعنی دنیا تو را خوشحال نکند، ولایت، تو را خوشحال کند، آن ذوق ولایت تو را خوشحال کند. چهکسی را خوشحال کردی؟ قدری فکر کن! ببین، ماهمبارک چهکار کردی؟ فکر نکن من نماز خواندم، فکر نکن من احیاء رفتم، تمام اینها پوچ است. فکر کن من امر را اطاعت کردم یا نکردم؟ دل یک مؤمنی را خوش کردم یا نکردم؟ یک بینوا را به نوا رساندم یا نرساندم؟ یک قدمی در راه حقّ گذاشتم یا نگذاشتم؟ این امرِ امامزمان (عجلاللهفرجه) است، این امرِ خدا اطاعتکردن است.
عزیز من! من دارم شما را به کجا میبرم؟ میگویم: بیا خدا بشو! مگر خدا بلد نیست به فقرا بدهد؟ والله، بالله، روایت صحیح داریم: خدا از هیچکس عذرخواهی نمیکند بهغیر از فقرای صابر. ببین، صابر باشد. امامصادق (علیهالسلام) میفرماید: دوستان ما، شیعیان ما امر به کفّ ندارند، دستشان را جلوی کسی دراز نمیکنند، فقط دستشان را جلوی چهکسی دراز میکنند؟ خدا. آنوقت خدای تبارک و تعالی از اینجور فقرا عذرخواهی میکند، میگوید: ببخشید! نه اینکه مال دنیا قابل شما را نداشت، من به شما ندادم و شما قابل نبودید؛ [بلکه] مال دنیا قابل شما را ندارد. من شما را اینجوری کردم تا داراها حفظ باشند.
عزیز من! خدا میخواهد تو را حفظ کند. نباید نگاه اینجوری به فقیر بکنی، خدا مالت را میگیرد. یک وقت نگویی من مال دارم، چون خدا مرا خواستهاست. نه! به تو داده تا تو را امتحان کند. میگوید: «أینالفقراء؟» فقرا کجایند؟ آنوقت میگوید: هر چه که بخواهید، به شما میدهم. ببین، میگوید هر چه بخواهید، به شما میدهم. آیا ما اینکار را کردیم؟ آیا ما اطاعت کردیم؟ [۷]
دین یعنی ولایت، اگر ولایت داری، دین داری. گفت که اینهمه عبادت کرده؛ اما اهلجهنّم است. من بارهها در نوارهایم گفتهام، عبادت تو را نجات نمیدهد، ولایت تو را نجات میدهد، سخاوت تو را نجات میدهد، هماهنگی با رفقایِ ندار، تو را نجات میدهد. کجایی عزیز من؟ اما باز یکروایت دیگر هم برایتان بگویم، ناراحت نشوید، میگوید سه عدّه هستند، بیجواب و سؤال میروند بهشت: یکی دارایی که سخی باشد، مالش را با امر خرج کند. یکی پیرمردی که خلاصه از جوانیاش گناه نکردهباشد، آن پیرمرد هم میرود بهشت. یکی هم فقیر صابر، دنبال کسی نرفتهباشد.
تو رأی میدهی به فلانی، میگویی اگر من یککاری داشتم، این برایم بکند؛ آنوقت آن فقیر صابر بهتر است؛ چونکه فردایقیامت خدا میگوید: «أینالرّجبیّون؟» چهکسی با علیِ من بوده؟ بیاید، هر چه بخواهد به او میدهم. «أینالرّجبیّون؟» بیا! «أینالفقراء؟» تو هم بیا! تو هم فقیر بودی، دنبال مردم نرفتی. کجا میروید دنبال مردم؟ حالا خدا میگوید: هر چه بخواهی به تو میدهم. اگر خدا بگوید بهمن میدهد، میگویم: من خودت را میخواهم. من هیچچیز نمیخواهم، دنیا هم نخواستم، حالا هم نمیخواهم. [۸]
فرمایش منتخب: ماهرجب
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
گفتار متقی[۹]
رفقایعزیز! این ماه، ماهرجب است. رجب یعنی متعلّق به امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) است. ماهشعبان را میگویند متعلّق به رسولاکرم (صلیاللهعلیهوآله) است و ماهرمضان متعلّق به خداست. [۱۰] خدا در قیامت میگوید: «أینالرّجبیّون؟» کجا هستند کسانیکه در ماهرجب عبادت کردند؟ بیایند من به آنها بهشت بدهم. ای کسانیکه پیرو علی (علیهالسلام) هستید! ای کسانیکه پیرو زهرا (علیهاالسلام) هستید! ای کسانیکه پیرو امام زمان (عجلاللهفرجه) هستید! ای کسانیکه پیرو این دوازدهامام، چهاردهمعصوم (علیهمالسلام) هستید! هر چه به شما بدهم، حقّ شما را ادا نکردم؛ مگر فردوس. تازه فردوس که چیزی نیست، یک باغی است؛ اما این حرفها یقین میخواهد. این حرفها زدنش درستاست، یقین میخواهد. یقین آنهم عمل است. [۱۱]
چرا خدا میفرماید: «أینالرّجبیّون؟» رجبیّون بیایند! مگر ماهشعبان، ماهپیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیست؟ چرا نمیگوید «أینالشّعبانیّون؟»: شعبانیّون بیایند؟ مگر ماهمبارک رمضان، ماهخودش نیست؟ چرا نمیگوید «أینالرّمضانیّون؟»: رمضانیّون بیایند! چرا میگوید «أینالرّجبیّون؟» صدایت میزند. اوّل، ماهرجب است. والله! ما مبنایش را نفهمیدیم. او را دارد صدا میزند، دارد میگوید: کجایند آنهایی که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را اطاعت میکردند؟ کجایند آنهایی که «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱۲] را قبول کردند؟ خدا امتیاز میدهد، میگوید: کسیکه از درِ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) داخل رفته، بیاید تا من مزدش را بدهم.
هیچقدرتی توان ندارد مزدی که از درِ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) داخل بشوی را به تو بدهد. هیچقدرتی به غیر از خدا توان ندارد که مزد ولایت را بدهد. چه کسی میتواند بدهد؟ تمام خلقت، تا حتّی انبیاء، کُمیتشان راجع بهولایت لنگ است. چرا ترکاولی دارند؟ پس خدا میگوید: «أینالرّجبیّون؟» ای کسانیکه از درِ علی (علیهالسلام) آمدید! ای کسانیکه محبّت علی (علیهالسلام) را داشتید! ای کسانیکه «الیوم أکملت لکم دینکم»[۱۲] را قبول داشتید و عمل میکنید؛ اینطرف و آنطرف نرفتید، بیایید تا من مزدتان را به شما بدهم! [۱۳]
حالا ببینید من چه میگویم؟ همینطور که خدا گفت: «أینالرّجبیّون؟» پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) هم میفرماید: «أنا مدینةالعلم و علیٌ بابُها». ماهرجب هم همین است، با تمام گلبولهای خونم این حرف را میزنم: این ماهرجب عین «أنا مدینةالعلم و علیٌ بابها» است. باید از این در؛ یعنی درِ امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بیایید؛ از درِ رجب هم باید وارد بشوی؛ نه اینکه اینکار را بکنی، ثواب است؛ آنکار را بکنی، ثواب است. «أینالرّجبیّون؟» کیست که در ماهرجب، از درِ علی (علیهالسلام) وارد شدهاست؟ بیاید! من هر چه بخواهد، به او میدهم. اگر از این در آمدید؛ آنوقت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را قبول دارید، خدا را هم قبول دارید. اگر از این در نیامدید، آنها را مصنوعی و رودربایستی و ساختگی قبول دارید، شناسنامهای و اسماً قبول دارید. ما چهکار کنیم؟ چه بگوییم؟ [۱۴]
خدای تبارک و تعالی، فقیرخواه است. از آنجا میگوید: «أینالرّجبیّون»، از اینجا هم میگوید «أینالفقراء؟» به تمام آیات قرآن! خدای تبارک و تعالی از هیچکس تشکّر نکردهاست؛ از انبیاء، اولیاء و اوصیاء تشکّر نکرده، از علمای ربّانیّ و فقهاء تشکّر نکرده؛ البتّه فقهای واقعی نه قلّابی، فقط از فقراء تشکّر کردهاست. در قیامت به آنها میفرماید: ای فقرا! ببخشید! هر چیزی میخواهید، به شما میدهم. خدا به چهکسی گفته که هر چه میخواهید، به شما میدهم؟ فقط به فقرا گفتهاست. به چهکسی گفته؟ بهمن بگویید! شما که باسوادید، دبیر هستید، معلّم هستید، مهندس هستید، دانشمند هستید، بهمن بگویید! اگر نیست، جلوی دهانم را بگیرید! اما نمیتوانید بگیرید! قدرت ندارید؛ چونکه نیست.
حالا میگوید هر چه میخواهید، به شما میدهم. عذرخواهی هم میکند و میفرماید: من شما را فقیر کردم. (ببین چقدر خدا شما اغنیاء را میخواهد! خدا فروگذار نمیکند؛ هم فقراء را تأیید میکند و هم شما اغنیاء را، میگوید:) من میخواستم که اغنیاء به شما کمک کنند و سالم باشند. چقدر خدا شما را میخواهد! عزیز من! قربانت بروم، کجایی؟ [۱۵]
خدا روز قیامت به فقرای صابر ندا میدهد: «أینالفقراء؟» از آنطرف میگوید: «أینالرّجبیّون؟» کیست که در ماهرجب، کمک به مستضعفین کرده؟ کیست که صبر کرده و دستش را جلوی نامرد دراز نکرده است؟ به تمام آیات قرآن! از اوّل عمرم دستم را پیش هیچکس، تا حتّی پدرم دراز نکردم. آن دستی که جلوی کسی دراز نشود، زهرایعزیز (علیهاالسلام) با او مصافحه میکند. بهدینم! راست میگویم؛ اما بهدینم! شما هم باور نمیکنید. آن دست، دست خداست. مگر نمیگوید یکچیزی به یکی دادی، دستت را ببوس؟ چون خدا میگوید: آنرا بهمن دادی. کجا اینکارها را میکنید؟! ماهرجب گذشت و یک شاهی به مردم نداده است! همینجور، زُلزُل نگاه میکند. آخر این مالت را میخواهی چه کار کنی؟! [۱۶]
سخنی با خانمها
مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۱۷]
آن خانمی که به شوهرش میگوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی زن است؛ میخواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن زن را فراموش نمیکند. این زن در ثوابی که شما میبرید شریک است، چونکه به این امر راضی است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش میگوید: نرو! این خوشی را بهتر میخواهد تا اینکه شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانمهاست که اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) هم بیاید، به شوهرش میگوید نرو! آن خانمی هم که میگوید: برو! از آنهاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام زمان (عجلاللهفرجه) قرار دهد. [۱۸]
خانمهای عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام رضا (علیهالسلام)، امیدوارم در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چونکه زن میتواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إنشاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز میدهد، دوستانش را از صحنه محشر جمع میکند، پیش خودش میآورد.
امیدوارم خانمهایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آنها باشند که زهرای عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.
امیدوارم اینها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آنها رضایت کامل داشته باشد. [۱۹]
امیدوارم خانمی که میگوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.
آنها هم که میگویند: نیا! إنشاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد میآید؟! در مجلس ولایت میآید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او میآید دعا میکند، دعایش مستجاب میشود، خودت، بچههایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! اینجا نیاید؟! [۲۰]
خانم عزیز که به شوهرت میگویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت میخواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. اینجا جلوی علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آنها همه دارند از شما تشکر میکنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۲۱] شوهر تو باید اینجا بیاید تا امام رضا (علیهالسلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشههایی میآیی؟! مگر شوهر شما میخواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او میخواهد به بهشت بیاید، میخواهد زیر قبه آقا علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. میخواهد اینجا از امام بخواهد که بچههایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفنخانه آمده است. چرا بعضی از شما یک حرفهایی میزنید؟! [۲۲]
إنشاءالله امیدوارم خانمهای عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا میروی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم میخواهد این جلسه دستتان باشد تا إنشاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجلاللهفرجه) بدهید. [۲۳]
ارجاعات
- ↑ (سوره الإسراء، آیه ۸۱)
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ (سوره الأحزاب، آیه ۵۶)
- ↑ سیزده رجب 90
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ سیزده رجب 96
- ↑ عصاره زیارت ۷۷ (دقیقه ۲، ۳، ۱۳، ۱۸، ۲۰)
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ عصاره زیارت 77
- ↑ تمرین ولایت، تربیت ولایت (ولایت و خانواده) 77
- ↑ عید غدیر ۹۳
- ↑ یتیم آلمحمّد (دقیقه ۲۲ و ۶) و أینالرّجبیّون (دقیقه ۱۲) و عنایت پنجتن به شیعه ۹۰ (دقیقه ۱۷)
- ↑ تمام انبیاء، مبلّغ ولایت هستند 76
- ↑ یتیم آلمحمّد 78
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ (سوره المائدة، آیه 3)
- ↑ شناخت ولایت، أینالرّجبیّون 76 و خلقپرستی و فامیلپرستی 86
- ↑ یتیم آلمحمّد 78 و تمام انبیاء، مبلّغ ولایت هستند 79
- ↑ عنایت پنجتن به شیعه 90
- ↑ سیزدهرجب 93
- ↑ مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
- ↑ مشهد ۹۲؛ جامعه
- ↑ گذشت خانمها؛ مشهد 84
- ↑ مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
- ↑ شناخت امام 88
- ↑ شناخت الست 87
- ↑ تذکر جلسه 83




















