صفحهٔ اصلی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
</div> | </div> | ||
--> | --> | ||
| + | {{فرمایش منتخب|عنوان=حضرتزینب|فهرست=|بخش=دارد}} | ||
| + | |||
| + | |||
{{قاب صفحه اول|لینک=سخنی با خانمها|عنوان= سخنی با خانمها|فهرست=|بخش=دارد}} | {{قاب صفحه اول|لینک=سخنی با خانمها|عنوان= سخنی با خانمها|فهرست=|بخش=دارد}} | ||
نسخهٔ ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۵:۰۰
فرمایش منتخب: حضرتزینب
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
امام حسین فقط حضرت زینب را داشت[۱]
امام حسین (علیهالسلام) سفینه نجات است، یعنی تمام اینها کشتیاند، سفینه امام حسین (علیهالسلام) است. چرا؟ کاری که امام حسین (علیهالسلام) کرد، هیچکدام تا حتی ائمه (علیهمالسلام) نکردند، من روایت شنیدم، خدا رحمت کند حاج شیخ عباس را! گفت: خدا [در قرآن میگوید:] «لا إکراه فیالدّین»[۲]، به تمام ائمه طاهرین (علیهمالسلام) ابلاغ کرد، میخواهم این کار [واقعه عاشورا] بشود، وقتی به اسیری ناموس میرسید، میگفتند: خدایا! ما اگر امر بکنی، میکنیم؛ اما میترسیم از امتحان در نیاییم. امام حسین (علیهالسلام) گفت: من میکنم، تمام فدای تو! ناموسم فدای تو! زینب (علیهاالسلام) فدای تو! دخترم فدای تو! پسرم فدای تو! علیاکبر (علیهالسلام) فدای تو! علیاصغر (علیهالسلام) فدای تو! حالا هم که همه را داده، ببین چه میگوید؟ «رِضاً برضائک، تسلیماً لِأمرک»: ای خدا! امرت را اطاعت کردم. [۳]
اگر امام حسین (علیهالسلام) میگوید: «رضاً برضائک تسلیماً لِأمرک» والله، میداند زینب (علیهاالسلام) باید اسیر شود؛ تا ولایت را افشاء کند. همینجور که افشاء کرد، دماغ یزید را به خاک هلاکت افکند، حالا میگوید: «رضاً برضائک تسلیماً لِأمرک» عزیزان من! اگر یک خیری در دست شما جاری شد، بگویید: «رضاً برضائک تسلیماً لِأمرک» خدایا! شکر که این خیر را به دست من جاری کردی، مبادا منّت سر کسی بگذاری. [۴]
امام زمان (عجلاللهفرجه) خودش ولیّ است، دارد هشدار به شما ای دوستان علی میدهد. ای دوستان محمد رسولالله! ای دوستان زهرا! امام زمان (عجلاللهفرجه) دارد والله، هشدار میدهد؛ اما هشدار را بفهمید. ما هنوز هشدار را نفهمیدیم، پابند دنیاییم، بیا یکقدری پابند نباش! عزیز من! میگذرد دنیا. حالا حرفم سر این است: کسیکه حمایت از ولایت بکند، امام زمان (عجلاللهفرجه) جان خودش و پدرش را فدایش میکند. تو حمایت از چه کسی میکنی؟! خجالت نمیکشی؟! حیا نمیکنی میگویی من مسلمانم! من پیرو علیام؟! پیرو چهکسی هستی تو؟! حرف تند است، به قرآن پیش من هنوز کند است، هنوز حرف از این بالاتر هست که من بزنم، ملاحظهتان را میکنم.
حالا امام زمان (عجلاللهفرجه) وارد صحنه کربلا نمیشود، کنار صحنه را میگیرد امام زمان (عجلاللهفرجه). هنوز نمیگوید یا جداه! برای تو گریه میکنم، اشک چشمم تمام شود، خون گریه میکنم. از کسیکه حمایت از ولایت کرده، میکند، زینب (علیهاالسلام) است، جدش را شاهد میگیرد امام زمان (عجلاللهفرجه). روحم میخواهد در برود والله، از غصه که ما نمیفهمیم. هنوز هم میخندد، هنوز هم بازی درآورده، هنوز هم پای تلویزیون، هنوز هم دنبال این، اینطرف میرود، آنطرف میرود، جزیره کیش میرود، جزیره فیش میرود. به غیر فیش به تو میدهند؟! کجا میروی؟! چه خبر است؟! حیا کن! خجالت بکش! حیا کن!
حالا ببین امام زمان (عجلاللهفرجه)، [از او] سؤال [میشود] برای جدت [گریه میکنی]؟ میگوید: جدم هم بود گریه میکرد. [برای] عمویت عباس (علیهالسلام)؟ [میگوید:] او هم بود گریه میکرد. برای عمهام زینب (علیهاالسلام) گریه میکنم، چرا توهین به او شد؟! چرا؟ میفهمید من چه میگویم؟ یک توهینی که به کسیکه حمایت از ولایت کرده، میگوید تا زندهام گریه میکنم، اشک چشمم تمام شود، خون گریه میکنم. چرا؟ زینب (علیهاالسلام)، عمه من حمایت از ولایت کرد. وارد صحنه نمیشود، چرا؟! چرا توهین به او شد؟! چرا این میخواست حمایت از ولایت کند، توهین به او کردند؟ پس توهین به ولایت اینقدر مهم است که امام زمان (عجلاللهفرجه) میگوید جانم فدای آنکسیکه یعنی حاضر شد توهین به او بکنند! پس خود صحنه یک حرف دیگری است، حرف من سر این است: تو هم بیا حمایت از ولایت کن تا امام زمان (عجلاللهفرجه) بگوید جانم فدایت! تو حمایت از چه کسی میکنی؟! کجا میروی؟! چه کار میکنی؟ [۵]
سخنی با خانمها
مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۶]
آن خانمی که به شوهرش میگوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی زن است؛ میخواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود؛ اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن زن را فراموش نمیکند. این زن در ثوابی که شما میبرید شریک است، چونکه به این امر راضی است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی؛ اما آن زنی که به شوهرش میگوید: نرو! این خوشی را بهتر میخواهد تا اینکه شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانمهاست که اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) هم بیاید، به شوهرش میگوید نرو! آن خانمی هم که میگوید: برو! از آنهاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام زمان (عجلاللهفرجه) قرار دهد. [۷]
خانمهای عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام رضا (علیهالسلام)، امیدوارم در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چونکه زن میتواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إنشاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز میدهد، دوستانش را از صحنه محشر جمع میکند، پیش خودش میآورد.
امیدوارم خانمهایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آنها باشند که زهرای عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.
امیدوارم اینها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آنها رضایت کامل داشته باشد. [۸]
امیدوارم خانمی که میگوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.
آنها هم که میگویند: نیا! إنشاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد میآید؟! در مجلس ولایت میآید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او میآید دعا میکند، دعایش مستجاب میشود، خودت، بچههایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! اینجا نیاید؟! [۹]
خانم عزیز که به شوهرت میگویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت میخواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. اینجا جلوی علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آنها همه دارند از شما تشکر میکنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۱۰] شوهر تو باید اینجا بیاید تا امام رضا (علیهالسلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشههایی میآیی؟! مگر شوهر شما میخواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او میخواهد به بهشت بیاید، میخواهد زیر قبه آقا علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. میخواهد اینجا از امام بخواهد که بچههایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفنخانه آمده است. چرا بعضی از شما یک حرفهایی میزنید؟! [۱۱]
إنشاءالله امیدوارم خانمهای عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا میروی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم میخواهد این جلسه دستتان باشد تا إنشاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجلاللهفرجه) بدهید. [۱۲]
ارجاعات
-->
- ↑ حج 80 (دقیقه 39) و عاق والدین 77 (دقیقه 53) و اربعین 84، نجات در ولایت است نه عبادت (دقیقه 20 و 24)
- ↑ (سوره البقرة، آیه ۲۵۶)
- ↑ حج ۸۰
- ↑ عاق والدین ۷۷
- ↑ اربعین ۸۴؛ نجات در ولایت است نه عبادت
- ↑ مشهد ۹۲، جامعه (دقیقه ۶۷) و مشهد ۹۲، صنایع کفار، تجدد (دقیقه ۲۲) و تذکر جلسه ۸۳ (دقیقه ۱۲)
- ↑ مشهد ۹۲؛ جامعه
- ↑ گذشت خانمها؛ مشهد 84
- ↑ مشهد ۹۲؛ صنایع کفار؛ تجدد
- ↑ شناخت امام 88
- ↑ شناخت الست 87
- ↑ تذکر جلسه 83




















