صفحهٔ اصلی
فرمایش منتخب: ابراهیم پسر پیامبر
فهرست امام رضا
ماه رجب، ایام زیارت ائمه طاهرین
مبنای ترک ترک شدن بدن امام حسین
امام حسین؛ کشته جلسه بنیساعده
عصاره روایت حسین منی و انا من حسین
حرکت نکردن سر امام حسین در منزلی
امر به معروفکردن سر امام حسین
چگونه واقعه کربلا به وجود آمد؟
نتیجه گرفتن از عاشورا و دهه محرم
ورود اهل بیت از کربلا به کوفه و خطبه حضرت زینب
حرکت امام حسین از مکه به کربلا
ازدواج امیرالمؤمنین و حضرت زهرا
جلسه ولایت (سالیاد متقی عزیز)
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) پسری بهنام ابراهیم داشت، آقا امامحسین (علیهالسلام) روی یک زانویش و ابراهیم روی زانوی دیگرش بود. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) قدری کیف میکرد و لبخند میزد، دست روی سر آقا امامحسین (علیهالسلام) و ابراهیم میکشید. فوراً جبرئیل نازلشد و گفت: حق سلامت میرساند و میگوید: یا رسولالله! آیا کیف میکنی؟ یکی از اینها را باید قربانیِ یکیدیگر کنی! ببینید دنیا کیف ندارد، کیف برای بعد از دنیاست. من نمیگویم بچهتان، زنتان، دخترتان را نخواهید، دلم میخواهد شما در این حرف تفکر پیدا کنید! آنها را بخواهید؛ اما کیف حقیقی در آخرت است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) حساب کرد که اگر امامحسین (علیهالسلام) را قربانیِ ابراهیم کنم، حضرتزهرا (علیهاالسلام) ناراحت میشود، امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، امامحسن (علیهالسلام) و حضرتزینب (علیهاالسلام) ناراحت میشوند، خودش هم ناراحت میشود، گفت: یا أخا جبرئیل! من ابراهیم را فدای حسین (علیهالسلام) میکنم، طولی نکشید که آقا ابراهیم از دنیا رفت. [۱] حالا که او را فدا کرده، فرمود که قبرش را محکم کن! بعد فرمود: خدا رحمت کند، کسیکه محکم کار کند. بعضی ایراد میکنند و میگویند چرا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در فوت ابراهیم گریه کرد؟ پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) گریهاش شکرانه بود؛ میگفت: خدایا! شکر، تا من رفتم یکذره کیف کنم، جلوی مرا گرفتی. خدایا! شکر که من ابراهیم را فدای حسین (علیهالسلام) کردم. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) گریه شوق میکرد نه برای ابراهیم؛ جان ابراهیم در دستش است؛ اینکه گریه ندارد.
به شما میگوید اگر مجلس ختمی رفتی، خودت را نشان صاحب عزا بده! چرا اینرا میگوید؟ میخواهد که غم و غصه از دلش بیرون برود؛ میگوید ریا کن! خودت را نشانش بده تا قدری قلبش تجلی پیدا کند؛ [باعث تسلّی خاطرش بشوی؛] نه اینکه قلبش را غمناک کنی. روایت داریم: وقتی عزیزی از دنیا میرود، مرد باشد یا زن، اگر برایش گریه کنید، آنجا [در عالم برزخ] سر به زیر است. خیلیها بعد از مرگشان به خواب نزدیکانش آمدهاند و گفتهاند که برای ما گریه نکنید؛ آنجا ما را ملامت میکنند. چرا ملامت میکنند؟ چون ملائکه دارند شما را میبینند، میگویند اینشخص از زندان به رضوان رفته، پیش امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) و زهرایعزیز (علیهاالسلام) رفته، اینها دارند برای او گریه میکنند. گریه خیلی جاها منع شدهاست، فقط باید برای امامحسین (علیهالسلام) گریه کرد، ببین اینقدر این مطلب مهم است که وقتی آنشخص خدمت امامصادق (علیهالسلام) آمد و برای امام گریه کرد. فرمود: چرا گریه میکنی؟ گفت: برای شما؛ (آخر از زهری که منصور به امام دادهبود، فقط استخوان سر حضرت ماندهبود؛) امام فرمود: برای من گریه نکن! برای جدّم حسین (علیهالسلام) گریه کن! [۲]
ارجاعات
سخنی با خانمها
مانع حضور شوهرانتان در جلسه ولایت نشوید[۳]
آن خانمی که به شوهرش میگوید برو مشهد! خوشا به حالش! شوهر خوشی زندگی زن است؛ میخواهد به فراق آن خوشی مبتلا شود، اما شوهرش مشهد برود و در جلسه ولایت حضور پیدا کند، خوش به حالش! به تمام آیات قرآن، حضرت زهرا (علیهاالسلام) آن زن را فراموش نمیکند. این زن در ثوابی که شما میبرید شریک است، چونکه به این امر راضی است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: به عمل هر قومی راضی باشی، جزء آن قوم هستی. اما آن زنی که به شوهرش میگوید: نرو! این خوشی را بهتر میخواهد تا اینکه شوهرش بیاید خدمت امام. این خانم از آن خانمهاست که اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) هم بیاید، به شوهرش میگوید نرو! آن خانمی هم که میگوید: برو! از آنهاست. امیدوارم که خدا تتمه عمر این خانم را خاص امام زمان (عجلاللهفرجه) قرار دهد. [۴]
خانمهای عزیز! شما که اجازه دادید به همسران عزیزتان بیایند خدمت امام رضا (علیهالسلام)، امیدوارم در پناه امام زمان (عجلاللهفرجه) حفظ باشید! امیدوارم زهرای عزیز (علیهاالسلام) راهتان بدهد! چونکه زن میتواند جلوی شوهرش را بگیرد. اگر بگوید نرو! او ناراحت است. خانم! تو که اجازه دادی إنشاءالله امیدوارم همیشه در خدمت زهرا (علیهاالسلام) باشی. خدمت زهرا (علیهاالسلام) ، امر زهرا (علیهاالسلام) است. والله! روایت داریم، امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: مادرم زهرا مثل مرغی که دانه خوب و بد را از هم تمیز میدهد، دوستانش را از صحنه محشر جمع میکند، پیش خودش میآورد.
امیدوارم خانمهایی که اجازه به شوهرانشان دادند که بیایند، از آنها باشند که زهرای عزیز (علیهاالسلام) در محشر جمعشان کند، ببرد پیش خودش.
امیدوارم اینها رضایت کامل داشته باشند، زهرای عزیز (علیهاالسلام) هم از آنها رضایت کامل داشته باشد. [۵]
امیدوارم خانمی که میگوید: بیا! در محشر پیش حضرت زهرا (علیهاالسلام) سرفراز باشد.
آنها هم که میگویند: نیا! إنشاءالله حضرت زهرا (علیهاالسلام) راه بهشان ندهد! خانم! مگر شوهرت کجا دارد میآید؟! در مجلس ولایت میآید. متقی به شوهرت گفته که به تو توجه کند، او گفته که نرود یک زن دیگر بگیرد! او میآید دعا میکند، دعایش مستجاب میشود، خودت، بچههایت حفظید. چرا نیاید؟! جای دیگر برود؟! اینجا نیاید؟! [۶]
خانم عزیز که به شوهرت میگویی: جلسه ولایت نرو! شوهرت میخواهد به معراج برود. مجلس ولایت، معراج است. اینجا جلوی علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید و دعا کند. آنها همه دارند از شما تشکر میکنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [۷] شوهر تو باید اینجا بیاید تا امام رضا (علیهالسلام) برای او ملک حافظ بگذارد تا سالم باشد و برایت چیز بیاورد و حاجتت را برآورده کند. کجا یک گوشههایی میآیی؟! مگر شوهر شما میخواهد به تماشاخانه برود؟! عزیز من! او میخواهد به بهشت بیاید، میخواهد زیر قبه آقا علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام) بیاید، راحتی تو را بخواهد. میخواهد اینجا از امام بخواهد که بچههایش پیرو ولایت باشند. این آقای شما به تلفنخانه آمده است. چرا بعضی از شما یک حرفهایی میزنید؟! [۸]
إنشاءالله امیدوارم خانمهای عزیز، بعد از من، از شوهرهایشان انتقاد نکنند که بگویند که حالا حاج حسین از دنیا رفته، کجا میروی؟! خانم! تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. دلم میخواهد این جلسه دستتان باشد تا إنشاءالله، به امید خدا، به حضرت مهدی (عجلاللهفرجه) بدهید. [۹]
ارجاعات




















