Press ESC to close

مجلس ولایت

مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید...

امام صادق علیه‌السلام به مجلس ولایت غبطه می‌خورد. چرا؟ چون همه شما می‌گویید: یا امام زمان! همه شما قانع و راضی هستید، دنبال طاغوت نیستید، همه شما در فکر هدایتید، همه شما سخاوت دارید. پس إن‌شاءالله مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید، امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را بگیرید. وقتی این‌طوری شدی، به ماوراء دست پیدا می‌کنی، دعایت مستجاب می‌شود، اصلاً یک شخصیت ماورایی می‌شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حضرت زهرا، انفاق گنه‌کاری که مغرض نباشد و به ولایت ادب کند را در نظر می‌گیرد...

زهرای‌ عزیز دفتر دارد، این دفتر را برای قیامت شما گذاشته، در آن نوشته چقدر پول دادی، چقدر برنج دادی، چقدر پیاز و رُب دادی، تمام را می‌نویسد. عده‌ای هستند به امر زهرای عزیزند، شیعه‌ها قیامت به امرش هستند. روز قیامت فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام می‌فرماید: این افراد در جلسه پسرم حسین علیه‌السلام می‌آمدند، انفاق داشتند و مُغرض نبودند؛ یعنی پیرو عمر و ابابکر نبودند. علی‌جان! فکری به حال این‌ها بکن. اصلاً گنه‌کار، فرزند زهرا علیهاالسلام می‌شود انگار، ادب داشته‌ باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حضرت زهرا کسی که یک کبریت به زغال زده برای مجلس امام حسین را هم فراموش نمی‌کند...

مجلسی بود به‌ نام حضرت‌قاسم؛ در آن مجلس، حاج‌اشرف و حاج‌مظلوم بودند که از ماوراء خبر می‌داد. یک‌ نفر یک کبریت به زغال زده‌ بود. وقتی آخرِ دهه شد، حضرت‌ زهرا علیهاالسلام همه را اسم‌نویسی کرد. حضرت‌ زهرا علیهاالسلام به آن مَلَک گفت: همه را نوشتی؟ گفت: بله، نوشتم. حضرت فرمود: یک‌ نفر را جا گذاشتی. گفت: چه‌کسی را؟ حضرت فرمود: آن‌کسی‌ که یک کبریت زد، یادت رفت بنویسی. یک کبریت به زغال زده تا برای مجلس امام‌حسین علیه‌السلام روشن شود، زهرای‌ عزیز فراموش نمی‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

پیام امام رضا به دوستان اهل‌بیت: همدیگر را ندرید که به شفاعت ما نمی‌رسید...

شما هنوز دنبال خلق هستید، چون فهم ندارید. فهم، یعنی فهمیدن دین، که از دنیا گذشتن و گناه نکردن است، سخاوت و آبروی دیگران را نریختن است. امام‌رضا علیه‌السلام به دعبل خُزاعی [یا عبدالعظیم حسنی] فرمود: پیامی به تو می‌دهم، به دوستان ما بگو: «اگر همدیگر را بدرید، به شفاعت ما نمی‌رسید». دریدن، یعنی از حرف نگذشتن، بُخل داشتن و گذشت نداشتن. رفقا! با یکدیگر محبت داشته‌ باشید. از امام‌رضا علیه‌السلام خواستم: اهل‌جلسه محبت‌آمیز باشند و تفرقه بین آن‌ها نباشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

این‌هایی که از جلسه رفتند مُرید بودند، نه دوست؛ مرید این‌جا می‌آید، جای دیگر هم می‌رود...

آن‌هایی که از جلسه رفتند، یک عقوبتی داشتند. آن‌هایی که از این‌جا رفتند، گمراه شدند. مثل طلحه و زبیر، این‌ها چندین سال مُرید پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله بودند و رفتند. این‌هایی که از جلسه می‌روند، من یاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌افتم که با او چه کردند. مُرید بودند، نه دوست. مُرید این‌جا می‌آید، جای دیگر هم می‌رود. شما باید دوست باشید. سلمان، اباذر، میثم، مقداد، این‌ها دوست بودند، تا آخرش ماندند؛ شما هم باید تا آخرش بمانید. حرفی که امام هادی علیه‌السلام به عبدالعظیم حسنی زد [و فرمود تا آخر برسان]، من به شما می‌زنم. جانم! این عُمْرِ آدم، زمان به آن می‌خورد. مراقب باشید توی زمان نروید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حالا زهرای عزیز آمده با پهلوی شکسته، بازوی ورم کرده، سیلی خورده، می‌آید، می‌گوید: علی جان، من که طاقت ندارم، بیا ببینیم یک الاغی، چیزی بگیر، سوار بشوم بروم...

ببین، نمی‌خواهم روضه بخوانم، حالا زهرای عزیز آمده با پهلوی شکسته، بازوی ورم کرده، سیلی خورده، می‌آید، می‌گوید: علی جان، من که طاقت ندارم، بیا ببینیم یک الاغی، چیزی بگیر، سوار بشوم بروم. حالا الاغ سوار می‌شود، [پیش] مهاجر و انصار می‌رود. می‌خواهد یک همچنین مجلسی درست کند. چون که پیغمبر گفت: یا علی، اگر چهل نفر بودند، حقت را از ابابکر بگیر. این بدعتها که گذاشتند از برای نامردی مردم بود که نیامدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

این جلسه، همان جلسه‌ای است که زهرای عزیز می‌خواست درست بشود، نشد....

امیدوارم که این حرفها را بشنوید، مبادا متفرق بشوید. این جلسه، همان جلسه‌ای است که زهرای عزیز می‌خواست درست بشود، نشد. الحمد لله، شکر رب العالمین، همه شما «هل من ناصر» به زهرای عزیز گفتید، همه شما «هل من ناصر» به امیرالمؤمنین گفتید، همه شما «هل من ناصر» به امام حسین گفتید؛ اما این حقیقتی که دارید مواظب باشید، شکرانه‌اش را بکنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

به صاحب این مجلس، به حضرت عباس، این جوان، هنوز به من نگفته یک تومان به من بده، نگفته است...

من از هر سه بچه‌هایم را راضی هستم؛ اما الان این حاج ابوالفضل یک مدیریت دارد، حاج ابوالفضل یک مدیریت بالخصوصی دارد، به صاحب این مجلس، به حضرت عباس، این جوان، هنوز به من نگفته یک تومان به من بده، نگفته است. اگر بخواهد مثلاً حالا یک لباسی، یک چیزی، یک پول آبی، برقی، یک چیزی داشته باشد، به مادرش حاشیه می‌رود، نمی‌گوید بده؛ اینقدر جمع و جور است. می‌گوید: مادر، امروز مثلاً فلان چیز را برای آن گرفتم، یا فلان کار را کردم، یک حاشیه به آن می‌رود. او به من می‌گوید، اینقدر جمع و جور است. یک چیزی که حالا می‌خواهد بخرد، من به او می‌گویم، یک مرتبه می‌گوید: بابا، دو تومان، دو تا دانه تومان، زیاد آمده، پنج تومان زیاد آمده، خیلی جمع و جور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

انشاءالله، امیدوارم اگر من رفتم، اگر اینجا بود، توی [همین] خانه، اگر نبود، همان خانه حاج ابوالفضل تشکیل بدهید. همان عنایتی هم که به من دارید، به کم و زیاد به این داشته ...

انشاءالله، امیدوارم اگر من رفتم، اگر اینجا بود، توی [همین] خانه، اگر نبود، همان خانه حاج ابوالفضل تشکیل بدهید. همان عنایتی هم که به من دارید، به کم و زیاد به این داشته باشید. انشاءالله امیدوارم خانم‌های عزیز هم من بعد، از شوهرهایشان چیزی نکنند که بگویند که حالا حاج حسین مرده، کجا می‌روی؟ خانم، تو خودت حاج حسینی، شوهرت حاج حسین است. حالا حاج حسین گفته، یک چیز باشد، آن‌وقت کسی است که خدا از توی شما برانگیخته کند و محبت آن را در دل شما بیندازد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

اگر علی اینجا تشریف آورد، زهرا، ائمه تشریف آوردند، می‌آیند به اصطلاح، شما را تایید کنند، باید قدردانی کنید. یک چیز به من می‌گوید، من هم به شما می‌گویم. الان اصل شما ...

اگر علی اینجا تشریف آورد، زهرا، ائمه تشریف آوردند، می‌آیند به اصطلاح، شما را تایید کنند، باید قدردانی کنید. یک چیز به من می‌گوید، من هم به شما می‌گویم. الان اصل شما هستید که اینجا جمع شدید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

امروز می‌خواهم بگویم که ما جلسه داریم. یعنی زهرا جان، ما جلسه تو را داریم، حسین جان، ما جلسه تو را داریم...

شما باید قدر این جلسه را، این دور هم نشستن را، [بدانید.] هنوز هم من خجالت می‌کشم به زهرا بگویم ما جلسه داریم؛ یعنی من هنوز خجالت می‌کشم. من هنوز نگفتم، حالا امروز می‌خواهم بگویم که ما جلسه داریم. یعنی زهرا جان، ما جلسه تو را داریم، حسین جان، ما جلسه تو را داریم. حالا راست می‌گویم یا نمی‌گویم؟ اینکه من هنوز جلسه نگفتم، به این واسطه است، من هنوز قدری خجالت می‌کشم. پس اینجا آقا آمده، امیرالمؤمنین آمده، حضرت زهرا آمده، تا حتی توی این جلسه، جبرئیل نازل شده است. دیگر از این بهتر که نمی‌شود. جوادالائمه آمده، خود امیرالمؤمنین آمده، تمام اینها اینجا جلسه دارند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

من تا حتی این پسرم که انشاءالله یک چند ماه دیگر می‌خواهد یک خرده بنایی کند، می‌خواهم به او بگویم این گچ‌ها را اگر رویش زدی که خب، هیچ چیز، اگر این گچ‌ها را تراشیدی، ...

من تا حتی این پسرم که انشاءالله یک چند ماه دیگر می‌خواهد یک خرده بنایی کند، می‌خواهم به او بگویم این گچ‌ها را اگر رویش زدی که خب، هیچ چیز، اگر این گچ‌ها را تراشیدی، باید بروی اینها را توی بیابان بریزند که سجده‌گاه ملائکه بشود. اینها را لای آشغالها نریزید، مگر رویش را همین‌طور سفید کنی. من هم به او گفتم، گفتم: بابا، همین رویش را سفید کن. اما اگر بخواهد این گچ‌ها را بتراشد، چون که گچی [است] که همه‌اش حرف ولایت شده، حرف توحید شده [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

ببین، من بیشتر مجلسها را نمی‌روم، می‌گویم: اگر من رفتم، تایید می‌شود. به شما هم می‌گویم، آقاجان من، توی بیشتر مجلس‌ها نروید. البته مجلسی که به غیر امر خدا و پیغمبر ...

ببین، من بیشتر مجلسها را نمی‌روم، می‌گویم: اگر من رفتم، تایید می‌شود. به شما هم می‌گویم، آقاجان من، توی بیشتر مجلس‌ها نروید. البته مجلسی که به غیر امر خدا و پیغمبر است نروید. آن‌جا را تایید می‌کنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

شما الان قدر این جلسه توحید و جلسه ولایت را بدانید. الحمد لله، همه چیزی اینجا نازل شده است...

شما الان قدر این جلسه توحید و جلسه ولایت را بدانید. الحمد لله، همه چیزی اینجا نازل شده است. هر چیزی بگویی، نازل می‌شود. بالاتر از این، ولایت به شما نازل شده است. به دینم نازل شده، به ایمانم نازل شده است. آخر، این استقامت، مگر به غیر استقامت خدا، جور دیگری است؟ تندی می‌شنوید، چیزتر می‌شوید. امروز به خانواده گفتم. گفتم: اصلاً اینها یک مسیری دارند می‌روند که اصلاً انگار کن که همه این حرفها را زیر پایشان گذاشتند؛ نه به تندی کار دارند، نه به کندی کار دارند، [می‌خواهد] چیزی باشد، چیزی نباشد. الحمد لله خدای تبارک و تعالی بهتر به شما بده. من افتخار می‌کنم که خانه‌هایتان خوب است، افتخار می‌کنم که بعضی‌ها دعا کردیم خانه‌دار شدند، خانم‌دار شدند. افتخار می‌کنیم؛ اما شما می‌آیید توی یک دخمه اینجا زندگی می‌کنید، مگر شوخی است؟ چه کسی شما را توی یک دخمه می‌آورد؟ آن‌وقت این دخمه را انگار که پیش شما مثل یک کاخ است. خدا اینجوری کرده است. می‌دانی خدا برای شما چه کرده است؟ خدا بک‌وقت می‌بینی تو دخمه‌ها نازل می‌کند. علی را توی خرابه‌ها نازل می‌کرد. حالی‌تان می‌شود من چه می‌گویم؟ خلقت را تو خرابه‌ها نازل می‌کرد. الان شما مثل یک خلقتید که تو این خانه خرابه من نازل می‌شوید. من اینها را می‌فهمم، حالی‌ات هست دارم چه می‌گویم؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر جلسه]

رفقای عزیز! این جلسه ما را خدا تهیه کرده، از اینجا نروید. اینجا که می‌آیید، خسته‌تان نکند، اگر بکند، می‌روید؛...

رفقای عزیز! این جلسه ما را خدا تهیه کرده، از اینجا نروید. اینجا که می‌آیید، خسته‌تان نکند، اگر بکند، می‌روید؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]

به تمام آیات قرآن، امیرالمومنین (علیه السلام) آمد، گفت: علی، علی (علیه السلام) خانه هیچ‌کس توی قم نرفته، فقط خانه پدر تو آمده است....

به تمام آیات قرآن، امیرالمومنین (علیه السلام) آمد، گفت: علی، علی (علیه السلام) خانه هیچ‌کس توی قم نرفته، فقط خانه پدر تو آمده است. شما قدردانی کنید. این حرفها را به همه‌کس نزنید. آن وقت می‌گویند: فلانی، جادوگر است. این حرفها را می‌زند؛ می‌خواهد شما را گول بزند. چون که خودش ولایت ندارد، ولایت جاذبه دارد. ببین، آهن‌ربا هیچ چیز را نمی‌گیرد، آهن را می‌گیرد. دل ولایتی، ولایت را می‌گیرد. اگر این‌ها را بشنوید، می‌گویید باز هم این‌ها کوتاهی درباره افشای ولایت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد 94 – شب دوم، روضه]

چرا امام صادق می‌گوید: من غبطه می‌خورم، من به آن جلسه حسرت می‌خورم که حرف ما را بزنند....

چرا امام صادق می‌گوید: من غبطه می‌خورم، من به آن جلسه حسرت می‌خورم که حرف ما را بزنند. ما به غیر حرف آن‌ها حرف دیگری نزدیم. تمام نوارها را ببین، تمام کتاب‌ها را ببین. اگر من حرف خودم را زدم، یک کلامش را بیاورید؛ صد هزار تومان به شما می‌دهم. ما همه‌اش حرفهای آن‌ها را می‌زنیم. امام صادق (علیه السلام)‌ حسرت می‌خورد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد 94 – شب دوم، روضه]

چرا امیرالمومنین در این خانه می‌آید؟ چرا حضرت زهرا می‌آید؟ چرا جواد الائمه می‌آید؟ چرا ائمه می‌آیند؟ محض من می‌آیند؟ من یک پسر رعیت بدبخت بیچاره بی‌سواد هستم. مح...

چرا امیرالمومنین در این خانه می‌آید؟ چرا حضرت زهرا می‌آید؟ چرا جواد الائمه می‌آید؟ چرا ائمه می‌آیند؟ محض من می‌آیند؟ من یک پسر رعیت بدبخت بیچاره بی‌سواد هستم. محض این حرفها که زده می‌شود می‌آیند؛ یا شما می‌زنید، یا من می‌زنم، این‌ها می‌آیند استقبال می‌کنند. الحمد لله توی قم یک جلسه‌ای است که حرف ما را می‌زند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد 94 – شب دوم، روضه]

دلم می‌خواهد شما دست از جلسه ولایت برندارید. جلسه ولایت، خوشحال‌کن زهرا است، خوشحال‌کن امام حسین است، به تمام آیات قرآن، خوشحال‌کن امام زمان است. جایی نروید که آن...

دلم می‌خواهد شما دست از جلسه ولایت برندارید. جلسه ولایت، خوشحال‌کن زهرا است، خوشحال‌کن امام حسین است، به تمام آیات قرآن، خوشحال‌کن امام زمان است. جایی نروید که آن‌ها را بدحال کند. این جلسه را ادامه بدهید، در آن حضور داشته باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد 94 – شب دوم، روضه]

مجلس ولایت باید به شما تزریق بشود وگرنه می‌روید...

بی‌رودربایستی، با یقین باید در مجلس ولایت بیایید. عزیز من، اگر در این مجلس می‌آیید، باید با همدیگر نجوا کنید. این آقا بگوید من اینجوری متوجه شدم، آن آقا بگوید اینجوری باشید؛ یعنی مجلس ولایت باید به شما تزریق بشود وگرنه می‌روید. والله، دارم می‌بینم، باید مجلس ولایت به شما تزریق بشود. آن موقع که به شما تزریق بشود، آن مجلس توی شماست، دیگر هر کجا بروید توی شما هست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شناخت امام]

کسی که در مجلس ولایت شرکت می‌کند شفا می‌گیرد؛ یعنی ولایت او را شفا می‌دهد. وقتی که شفا داد، نه اینکه جسم او را شفا دهد، والله، بالله، روح او را شفا می‌دهد....

کسی که در مجلس ولایت شرکت می‌کند شفا می‌گیرد؛ یعنی ولایت او را شفا می‌دهد. وقتی که شفا داد، نه اینکه جسم او را شفا دهد، والله، بالله، روح او را شفا می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نازله]

مگر امام صادق می‌خواهد در جلسه چیزی یاد بگیرد؟ تمام خلقت باید از امام صادق چیز یاد بگیرند؛ رئیس مذهب ماست. حالا می‌گوید: من غبطه می‌خورم به آن مجلسی که می‌نشینید و ح...

مگر امام صادق می‌خواهد در جلسه چیزی یاد بگیرد؟ تمام خلقت باید از امام صادق چیز یاد بگیرند؛ رئیس مذهب ماست. حالا می‌گوید: من غبطه می‌خورم به آن مجلسی که می‌نشینید و حرف ما را می‌زنید؛ یعنی ما را تشویق کنید. الان [این] مجلس [ولایت]، تشویق‌کننده امام صادق است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مشهد 91 – عنایت امام رضا (ماوراء)]

مجلس ولایت، معراج است. مگر معراج چیست؟...

مجلس ولایت، معراج است. مگر معراج چیست؟ تازه معراج که می‌رود به آسمان می‌رود؛ اما عزیز من، مجلس ولایت، معراج است. اگر الان معراج رفتید، این معراج چیست؟ مگر معراج در عرش خدا چیست؟ ائمه آنجا هستند. ما الان داریم اماممان را تبلیغ می‌کنیم، آنها همه دارند از شما تشکر می‌کنند. مگر آمدن به این مجلس شوخی است که هر کسی بتواند بیاید؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شناخت امام]

حرف ولایت زدن از ماوراء بالاتر است. چون که تمام ماوراء در اختیار ولایت است. ماوراء جسم است، مجلس ولایت، روح است....

حرف ولایت زدن از ماوراء بالاتر است. چون که تمام ماوراء در اختیار ولایت است. ماوراء جسم است، مجلس ولایت، روح است. شما الان در روح آمدید و دارید زندگی می‌کنید. والله، راست می‌گویم. آنها که قبول ندارند، نفهمیدند؛ چون که از اینجا شما ماورایی می‌شوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شناخت امام]

عزیز من، از مجلس ولایت، ماورایی می‌شوید. اگر سلمان ماورایی شد، از امر رسول الله شد. ما به غیر امر رسول الله، علی، ولی الله حرف دیگری نمی‌زنیم....

عزیز من، از مجلس ولایت، ماورایی می‌شوید. اگر سلمان ماورایی شد، از امر رسول الله شد. ما به غیر امر رسول الله، علی، ولی الله حرف دیگری نمی‌زنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شناخت امام]