Press ESC to close

شناخت ولایت

نفرین امیرالمؤمنین جمعی بود، چون آن جمعیت همه به قدس ولایت جسارت کردند و با هم هماهنگ بودند...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام سر قبر پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله رفت و گفت: یا رسول‌الله! ببین این‌ها چه‌کار کردند. پیامبر فرمود: علی‌جان! به آن‌ها نفرین کن. امیرالمؤمنین این‌طور نفرینشان کرد، فرمود: خدایا! من را از این‌ها بگیر، مثل خودشان را به این‌ها بده. نفرین امیرالمؤمنین علیه‌السلام جمعی است؛ نفرین شخصی به آن‌ها نکرد. چون آن جمعیت، همه به قدس ولایت جسارت کردند؛ تمامی آن‌ها با هم هماهنگ بودند. چرا این‌ها اهل‌جهنم شدند؟ چون از کل سعادت قطع شدند و از همه این‌ها بدتر، در نسل این‌ها تأثیر گذاشت. پیامبر فرمود: هر کس به عمل قومی راضی باشد، جزء همان قوم است. منبع: کتاب نجوا

امید خدا، امام زمان و امیرالمؤمنین و کلامش قرآن است...

امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌خواهد که شما از او بخواهید تا دلش خوش شود. امام زمان! اگر تقدیر ما شر معلوم شده، تو خیر کن. والله، خیر می‌کند. رئوف است، مهربان است، برو درِ خانه‌اش؛ درش را بزن، جواب می‌دهد؛ اما این در را بزن، درِ دیگری نرو. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌گوید: «أنا مَدینة العِلم و علیٌ بابُها»، از درِ علی علیه‌السلام بیا. تو بدان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، حاجتت را برآورده می‌کند. بدان کار دست این‌هاست. خدا می‌گوید: به عزت و جلالم قسم، به غیر از من، به هر کجا امیدت باشد، قطعت می‌کنم. امید خدا، امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) و امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. امید خدا، کلامش قرآن است. منبع: کتاب عارف ولایت

تمام ائمه اطهار یک نورند، اما مثل پنج انگشت هستند که هر کدام این‌ها نباشد، دست ناقصی دارد...

در حدیث کساء، پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله پنج‌تن را زیر عبای خود جمع کرد. این پنج‌تن با هم نجوا می‌کردند. مگر زهرا علیهاالسلام کم‌ کسی است؟ زهرا عصاره تمام خلقت است. خداوند می‌فرماید: «یا محمد! اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم؛ اگر علی نبود، تو را خلق نمی‌کردم؛ و اگر زهرا نبود، تو و علی را خلق نمی‌کردم». این یک نجوایی است که با یکدیگر می‌کنند. تمام آن‌ها یک نورند، مثل این‌که شما الان این پنج انگشت دست، عضو توست. هر کدام این‌ها نباشد، ناقصی دارد. این‌ها دارند با یکدیگر نجوا می‌کنند. منبع: کتاب نجوا

ائمه اطهار دائم امر خدا را اطاعت می‌کنند، خدا هم با آنها نجوا می‌کند...

خدای تبارک و تعالی نظرش از تمام خلقت، ولایت است؛ یعنی نظرش چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام است. چرا؟ چون در حدیث کساء می‌خوانیم: خدا به محبت پنج‌تن، خلقت را خلق کرده. خلقت یک کادویی است که خدا به پنج‌تن داده‌ است. حالا خدا با ائمه نجوا می‌کند، ائمه هم با خدا نجوا می‌کنند. ائمه‌ طاهرین هر چه دارند، از خدا دارند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام هر چه دارد، از خدا دارد. این‌ها دائم امر خدا را اطاعت می‌کنند. حالا ما هم باید با ائمه این‌طوری باشیم، تا آن‌ها هم با ما نجوا کنند؛ چون اطاعت ائمه واجب است. این‌ها را ناظر و حاضر بدانیم. منبع: کتاب نجوا

خلق باید عبادت کند تا به جایی برسد، ائمه در دنیا آمده‌اند تا ما را به جایی برسانند...

ائمه علیهم‌السلام نجوا می‌خواهند، هیاهو و سر و صدا نمی‌خواهند. اگر ائمه عبادت می‌کنند، آن‌ها با خدا نجوا می‌کنند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام یک شمشیر زده، افضل از عبادت ثقلین. علی علیه‌السلام خودش ثقلین است. چرا؟ چون به ما می‌گوید: من که حمایت از دین کردم، یک نفسم افضل از عبادت ثقلین است، این‌ را به دوستانم می‌دهم. علی علیه‌السلام دارد کار برای شما می‌کند. عزیزان من! ائمه خودشان روحند، مقصد خدا هستند. خدا در قرآن به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فرمود: «قُم اللَیلَ إلّا قَلیلاً» ثلث شب، نماز شب بخوان. حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام، شب تا صبح کناری می‌رفت و عبادت می‌کرد؛ با خدا نجوا می‌کرد. عبادت از برای خلق است. خلق باید عبادت کند تا به جایی برسد. ائمه در دنیا آمده‌اند تا ما را به جایی برسانند. منبع: کتاب نجوا

شناخت ولایت...

پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هم در مباهله با سران مسیحی نجران، امیرالمؤمنین، حضرت‌زهرا، امام‌حسن و امام‌حسین علیهم‌السلام را واسطه کرد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام و حضرت‌زهرا علیهاالسلام به خدا می‌گویند: خدایا! ما او را پذیرفتیم، تو هم او را بپذیر؛ خدا او را می‌پذیرد. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) به شطیطه نماز خواند و برای او دعا کرد؛ چون با امام ارتباط داشت و کنار بود؛ حالا خدا هم او را می‌پذیرد. خدا سفارش امام را می‌پذیرد. امیرالمؤمنین، حضرت‌زهرا و امام زمان سفارش پرونده‌ها را می‌کنند، خدا هم می‌پذیرد. خدا هم منتظر حضرت علی، حضرت‌زهرا و امام زمان است که این‌کار را بکنند. این‌ها با هم عشق‌بازی و نجوا می‌کنند. منبع: کتاب نجوا

ائمه اطهار نور خدا و واسطه بین خلق و خدا هستند که خدا سفارش آنها را رد نمی‌کند...

مثلاً شما درِ خانه کسی را می‌زنی یک‌بار یا دو بار، دفعه سوم خانواده می‌گوید: برو پیش او ببین چه‌ کار دارد، جوابش را بده. حالا برو درِ خانه‌ خدا را بزن، امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌گوید: خدا! جوابش را بده. زهرای عزیز علیهاالسلام می‌گوید: خدا! جوابش را بده. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید: خدا! جوابش را بده. ائمه علیهم‌السلام نور خدا هستند، واسطه بین خلق و خدا، وقتی‌که برای آن‌شخص دعا می‌کنند، خدا سفارش امیرالمؤمنین و حضرت‌زهرا را رد نمی‌کند. وقتی آدم ترک‌اولی کرد و از آن درخت خورد، از بهشت رانده شد، چهل‌سال گریه می‌کرد. حالا خدا گفت: مرا به پنج‌ تن قسم بده تا توبه‌ات پذیرفته شود. آدم، خدا را به پنج‌ تن قسم داد. تا به اسم امام‌حسین علیه‌السلام رسید، دلش شکست، اشکی برای امام‌حسین ریخت و خدا توبه‌اش را پذیرفت. منبع: کتاب نجوا

شما باید از کانال ولایت درِ خانه‌ خدا و امیرالمؤمنین بروی، نه خلق...

شما باید از کانال ولایت درِ خانه‌ خدا و علی علیه‌السلام بروی؛ «انا مدینة‌ العلم و علی بابها». عباس، عموی پیامبر، از کانال علی علیه‌السلام نرفت که حضرت‌زهرا علیهاالسلام قبولش نکرد؛ چون با عمر و ابابکر ارتباط داشت. حالا هم امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) به شما می‌گوید برو و شما را قبول نمی‌کند، چون مطیع مادرش حضرت‌زهرا علیهاالسلام نیستی. شما از کانال علی علیه‌السلام نرفته‌ای. شما از کانال خلق می‌روی و با خلق ارتباط داری که حضرت‌زهرا علیهاالسلام قبولت نمی‌کند. منبع: کتاب نجوا

آنچه خوبی در خلقت هست، امام است...

هر کسی حال بیتوته ندارد. بیتوته را باید امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) اجازه بدهد تا موفق شوی که نجوا کنی. بیتوته وصل به خداست، وصل به امام‌ زمان است، که به یک عالَم می‌ارزد. چون‌که عالَم خلق است؛ خلق که به تو عظمت و لذت نمی‌دهد؛ امام، عزت، شرافت و دین است. آنچه خوبی در خلقت هست، امام است. اگر امام را این‌طور شناختی، آن‌وقت عبادتت لذت‌بخش است. اگر بخواهی این‌طوری باشی، باید منتظر الهام باشی. کسی‌که منتظر الهام است، این‌طرف و آن‌طرف نمی‌رود، توی حرف‌های دنیا نیست. خدا به شما سرمایه داده، سرمایه حقیقی شما ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است؛ با ولایت از اهل‌ دنیا کنار برو. منبع: کتاب نجوا

عمود آسمان‌ها و زمین، ولایت امیرالمؤمنین است...

خدا از درخت طوبی عرش را آفرید و از عرش، آسمان‌ها و زمین را خلق کرد. حالا تمامی این‌ها عمودهایی دارند که به‌ واسطه آن عمود، خلقت سر پاست. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: «انا عمود الدین»، من عمود دینم. عمود آسمان‌ها و زمین، ولایت امیرالمؤمنین است. عمود، امر ولایت است که به آسمان‌ها پخش می‌شود، چطور؟ وقتی پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله به معراج رفتند، قطار شتری دیدند که می‌رود. از جبرئیل پرسیدند: بار این شترها چیست؟ فرمود: فضائل پسر عمویت علی است که سی‌هزار، سی‌هزار سال است که می‌رود. این‌ها امر ولایت است که به هفت‌ آسمان پخش می‌شود. مردم زمین لیاقت ندارند، برای آن‌ها نمی‌آید، چون به ولایت جسارت کردند و خدا فرمود: «إرتدّ الناس بعد رسول‌الله إلّا خمسة». فقط پنج‌نفر: سلمان، مقداد، اباذر، میثم و عمار ماندند، بقیه مرتد و کافر شدند. منبع: کتاب نجوا

درخت طوبی لطف ولایت است که در دنیا و آخرت به مؤمن و متقی می‌شود...

خدای تبارک و تعالی از نور خودش ولایت را صادر کرد و از نور ولایت، درخت طوبی را خلق کرد. یک شاخه‌ای از درخت طوبی در دنیا برای مؤمن و متقی می‌آید، در آخرت هم شاخه‌ای از درخت طوبی در قصر مؤمن و متقی می‌آید. درخت طوبی لطف ولایت است که در دنیا و آخرت به مؤمن و متقی می‌شود، چون اتصال به لطف و عنایت ولایت هستند. این لطف و عنایت شامل همه‌کس نیست. ولایت، صفات‌الله است و با آن زندگی می‌کند. این مؤمن و متقی صفات‌الله را از دنیا به آخرت برده‌ است، چون ولایت را تا آخر رسانده؛ مردم ولایت را تا آخر نمی‌رسانند. منبع: کتاب نجوا

یقین به امام زمان، یعنی بدانید که در این خلقت، کسی مانند امام زمان نیست که ما طرفش برویم، این امام‌شناسی است...

اول باید یقین به ولی‌الله الاعظم (عجل‌ الله‌ فرجه)، روح تمام خلقت، داشته‌ باشید. یقین به امام یعنی‌ چه؟ یعنی بدانید که در این خلقت، کسی مانند امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) نیست که ما طرفش برویم؛ این امام‌شناسی است. کسی هم مانند خدا در ظاهر نیست که او را پرستش کنیم؛ این خداشناسی و توحید است. بعد از یقین، به سوی نور حرکت کنید. مگر خدا نمی‌گوید من ائمه علیهم‌السلام را از نور خودم خلق کردم؟ والله، تمام خلقت ظلمت است؛ مگر اتصال به نور شود. بعد از حرکت، به امر امام زمانتان عمل کنید. این‌طوری باید ولایت را بشناسید که دست از آن برندارید و تزلزل نداشته‌ باشید. منبع: کتاب جامع ولایت

شما اگر خیلی ترقی کنید جلد ولایتید، نه این‌که ولایت باشید، ولایت یک‌ حرف دیگری است...

شما اگر خیلی ترقی کنید جلد ولایتید، نه این‌که ولایت باشید؛ ولایت یک‌ حرف دیگری است. ولایت در قلبت تجلی کرده‌ است. حالا تو این‌قدر ارزش پیدا می‌کنی [که کسی] تو را زیارت کند، دوازده‌ امام، چهارده‌ معصوم را زیارت کرده‌ است. آن‌ چیزی که در درونت است، می‌آید زیارت می‌کند. یعنی نور ائمه در دل توست، من می‌آیم آن نور را در دل شما زیارت می‌کنم، تو جلد آنی. حالا ببین تو چه‌ کسی هستی. ما برای چند شاهی مال دنیا چه‌ کار می‌کنیم؟ تو بلبل باغ ملکوتی، نه از عالم خاک. اصلاً عالم دنیا، خاکی است. مثل این‌ است که داری خاک‌بازی می‌کنی، عشق‌بازی می‌کنی. دست بردار، بیا با ملکوت اعلی و با آن‌ها سر و کار داشته‌ باش. منبع: کتاب کمال کل کمال

حزب‌الله این‌ است که تمام خلقت لا اله الا الله، محمد رسول‌الله، علی‌ ولی‌الله بگوید، تو هم بگویی...

کل کمال این‌ است که تو با کل اشیاء و با کل خلقت رفیق می‌شوی. اما باید این حرف را لمس کنید، باید این حرف را یقین کنید. کل خلقت دارد «لا اله الا الله» می‌گوید، تو هم داری «لا اله الا الله» می‌گویی؛ پس شما یک سنخه‌اید. من، شما را دارم با کل خلقت رفیق می‌کنم. به این حرف‌ها توجه کنید. به حضرت‌عباس قسم، تمام این حرف‌ها ماورائی است. در کدام کتاب این حرف‌ها نوشته شده‌ است؟ حزب‌الله این‌ است که تمام خلقت «لا اله الا الله» بگوید، تو هم بگویی؛ تمام خلقت «محمد رسول‌الله» بگوید، تو هم بگویی؛ تمام خلقت «علی‌ ولی‌الله» بگوید، تو هم بگویی؛ آن‌وقت شما حزب خدا می‌شوی.

شما باید معلمتان خدا و ولایت باشد، یک نگاهی می‌کند، علم تمام علوم را می‌ریزد در سینه‌ات...

یک تجلی داریم، یک تجلی فهم. یک وقت به ما تجلی شده، تجلی فهم نشده. تجلی فهم، شناخت امام به تو می‌دهد، شناخت قرآن و زهرای عزیز علیهاالسلام را به تو می‌دهد. اگر می‌خواهید تجلی فهم به شما بشود، باید تمام تجلی‌های دنیا را از خودتان بیرون کنید. شما باید معلمتان خدا و ولایت باشد. قربان آن معلم بشوم! یک نگاهی می‌کند، علم تمام علوم را می‌ریزد در سینه‌ات. «عِلم الله»، خدا علمش را به تو می‌دهد. علمش چیست؟ محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به تو می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی خاموش می‌کند...

دوستی علی علیه السلام کفایت است. آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی علیه‌السلام خاموش می‌کند. اگر بدانی محشور شدن با ولایت یعنی چه، به حضرت عباس، از ذوق خوابتان نمی‌برد! خدایا! من علی علیه‌السلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. خدایا! من زهرا علیهاالسلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

کسی که علی ولی‌الله نمی‌گوید، جواب آنچه که خورده را نمی‌تواند بدهد...

تمام این نباتاتی که از زمان آدم ابوالبشر خلق شده‌اند، مقصدشان رجعت است. چرا؟ خدا می‌گوید: «کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا»، تمام این‌ها را خلق کرده‌ام، بخورید و عمل صالح کنید. عمل صالح، عمل به ولایت است. این‌ است که در قیامت جلوی کفار را می‌گیرند و می‌گویند: تو که «أشهد انّ علیاً ولی‌ الله» نمی‌گفتی، چرا مرا خوردی؟ کسی‌ که [علی ولی‌الله] نگوید، نکبت دارد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خلقت امر امام زمان را اطاعت می‌کند، نه دنیا که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است...

ما ائمه طاهرین علیهم‌السلام را نمی‌شناسیم، عظمائیت این‌ها را باید بفهمیم. اگر بگوییم آقا امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) یک خلقت است، ما نفهمیده‌ایم؛ خلقت به امر این‌هاست. خلقت به‌واسطه امام زمان سرِپاست. خلقت باید امرش را اطاعت کند، نه دنیا. دنیا که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. خدا می‌داند چقدر خدا خلقت دارد، کُرات دارد، همه به واسطه امام زمان است. اگر لحظه‌ای ایشان نباشد، یعنی چشمش خواب برود، تمام خلقت فروریزان می‌شود. آن‌موقعی که تمام زمین و آسمان فروریزان می‌شود، خدا امامش را در عرش می‌برد، دیگر در این عالَم نیست. وقتی امام در ظاهر، در این عالَم نیست، عالَم فروریزان می‌شود. آیه «إذا زُلزلت الأرضُ زِلزالَها» را بخوانید؛ می‌گوید چه می‌شود؟ خودش، خود به خود متلاشی می‌شود. تمام به وجود امام باقی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حکومت الله، حکومت ولایت است، نه اسلام...

از زمانی‌ که خدا به رسول‌الله گفت: بلغ! بلند شو و تبلیغ‌کن، مردم تبلیغ را نپذیرفتند و طرف اسلام رفتند، چهار یا پنج‌ نفر طرف ولایت آمدند. الان هم در دنیا حکومت اسلام برقرار است، اما در رجعت تمام حکومت‌های خیالی سرنگون می‌شود و تمام دنیا یک حکومت می‌شود، آن‌ هم حکومت «الله» است، نه حکومت اسلام. حکومت الله، حکومت ولایت است. حکومت الله، امر کرده علی‌ بن ابی‌طالب باشد، امر کرده امام‌حسین باشد، امام‌حسین را که شهید کردند؛ امر کرده که ائمه باشند، اما مردم فرمان نبردند. در هر زمانی‌ که این‌ها آمدند به‌ غیر از ظلم و جنایت چیز دیگری ندیدند. امام‌ سجاد می‌گوید: اگر رسول‌الله برعکس سفارش کرده‌ بود، اذیتی نبود که مردم در حق ما اهل‌بیت نکرده باشند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

اصلاً خدا امری و حرفی در خلقت به‌ غیر از ولایت ندارد که به کسی بدهد...

آنچه که خلقت است محتاج ولایت است. باید به همه خلقت ولایت دمیده‌ شود. اصلاً خدا امری و حرفی در خلقت به‌ غیر از ولایت ندارد که به کسی بدهد. ولایت، اعظم از تمام خلقت است. به تمام آیات قرآن، تمام خلقت را با دیدی که به‌ من داده‌اند می‌بینم؛ صد و بیست و چهار هزار پیامبر که به‌ جای خود، اگر خدا هزاران هزار خلقت ایجاد کند، تمام محتاج ولایتند. حالا امیرالمؤمنین علی را شناختی؟ حالا این عظمت تمام خلقت، خواستش رجعت است. منافقان نگذاشتند که خواست علی که هدایت کل خلقت است واقع شود، اما در رجعت می‌شود. در این دنیا فقط در رجعت است که امیرالمؤمنین تا حدی افشا می‌شود. معلوم نیست که خدا چقدر روز دارد؛ در تمام روزهای خدا، روزی از روز رجعت بهتر نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مغزی نیست که حقیقت عظمت ولایت را بفهمد، ما در پرتو ولایت حرف می‌زنیم...

هزار حرفی که خدا به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته نزن، به تمام جزءهای کلام الله، راجع به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بوده؛ مغزی در عالم نبوده که [پیامبر] به او بگوید. خود امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام حرف‌هایش را در چاه می‌زند، مغزی نیست که حرف علی علیه‌السلام را بگوید. حالا هم مغزی نیست که بگوید، من در پرتو ولایت حرف می‌زنم، نه از ولایت؛ ولایت چیز دیگری است. مگر زبانی هست که بتواند از کمال، جمال، قدرت و بزرگواری خدا و دوازده امام علیهم‌السلام و چهارده معصوم علیهم‌السلام حرف بزند؟ خدا ازلی است، این‌ها هم ازلی هستند؛ اما چه کسی می‌فهمد؟ زینب علیهاالسلام [که به سر امام حسین] می‌گوید: برادر! با من حرف بزن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

نزد خدا نعمتی بهتر و بالاتر از ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نیست...

خدا ولایت را تأیید کرد و فرمود: «الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی»، نعمتم را بر شما تمام کردم. یعنی نعمتی بهتر و بالاتر از ولایت نزد من نیست، نه این‌که نعمت خدا تمامی داشته‌ باشد، یعنی تمام نعمت من ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است؛ ولایت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مقصد من است. ارزش ولایت را به‌ غیر از خدا، هیچ قدرتی نمی‌داند. هر چیزی در این خلقت انتها و حدّ دارد، فقط خدا و ولایت انتها ندارد و نامحدود است. پس دین به ولایت تکمیل شد، به رسالت تکمیل نبود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

بهشتی را بخواه که عطای ائمه اطهار باشد...

بهشت یک دعوت‌خانه است. اگر کسی آرزوی بهشت کند، به این عنوان که حوریه به او بدهند و خوش باشد، به ولایت توهین کرده؛ یعنی ولایت را نشناخته است. شناخت ولایت این‌ است: ما بهشت برویم که زیر سایه ائمه علیهم‌السلام باشیم. اصلاً بهشت و فردوسِ بی‌علی علیه‌السلام زشت است؛ من زشتی‌اش را دارم می‌بینم. چرا؟ بهشت و جنّات به نور درخت طوبی خلق شده‌اند؛ یعنی ولایت مافوق این‌هاست. مافوق ولایت، فقط خداست؛ چون خدا یک مقصد دارد، مقصدش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است. اگر امیرالمؤمنین در قلبتان جلوه کند، تمام این‌ها، تا حتی بهشتش ظلمت است، نه این ظلمتی که من و شما حساب کردیم، در مقابلِ اصل ولایت، ظلمت است؛ یعنی اگر واقعاً ولایت را بخواهی، باید او بهشت و جنّات را به تو عطا کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

خدا توی قلب توست یعنی امر خدا ولایت توی قلبت است، خدا که جا ندارد...

خدا اول عقل را خلق کرد؛ یعنی اول علی علیه‌السلام را از نور خودش خلق کرد. خدا عقل به تو داده؛ عقل، ولایت است، در قلب توست. این‌که می‌گوید خدا توی قلب توست، یعنی امر خدا توی قلبت است؛ خدا که جا ندارد، ولایت در قلب توست. حالا کلامت، نفَست، در اختیار ولایت است. این‌که می‌گوید «أنا مَدینة العِلم و علیٌ بابُها»، تو خودت مدینه‌ای، خودت مملکتی، از در علی علیه‌السلام بیا، یعنی درِ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را باز کن، این دلت باز باشد، ولایت را بپذیرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همه کسِ حضرت زهرا، امیرالمؤمنین است که می‌فرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم...

بیایید خداپرست باشید و علی‌خواه. خدا یک علی دارد و یک زهرا؛ این‌ها توأم به هم هستند. با زهرا علیهاالسلام آشنا شدن، این حرف‌هاست. خواست خدا، این حرف‌هاست. همه کسِ خدا، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، همه کسِ حضرت زهرا علیهاالسلام، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که می‌فرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم. هیچ‌کس زهرا علیهاالسلام را نشناخت، هیچ‌کس دوازده امام علیهم‌السلام را نشناخت؛ شناخت این‌ها پیش خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر شما حمایت از ولایت کردید، دارید پاسخ به امر خدا می‌دهید...

آن‌شخص [گنه‌کار] که امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره‌اش گفت بروید او را عقابش کنید، تا رفتند، خدا گفت: او را برگردانید! برگرداندند. هیچ‌کس مطابق خدا حمایت از ولایت نمی‌کند. اگر شما حمایت از ولایت کردید، دارید پاسخ به امر خدا می‌دهید. این شخص بس که نافرمانی خدا را کرده، امیرالمؤمنین می‌گوید ببرید عقابش کنید. خدا می‌گوید من که خدا هستم، می‌گویم برگردانید او را! من کسی هستم که علی علیه‌السلام را به‌ وجود آورده‌ام، می‌گویم برگردان او را! برمی‌گردانند. حالا خدا می‌بیند او با تمام گناهانش، محبت علی علیه‌السلام دارد، می‌گوید او را برگردان! من نصف شب گریه می‌کنم، می‌گویم: خدا! من هم از آن‌هایی باشم که تو بگویی برگردان او را. لااقل از آن‌ها باشیم که به‌ واسطه ولایت، خدا کمکمان کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در تمام خلقتها از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مظلوم‌تر نیست...

چرا امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مظلوم شد؟ امیرالمؤمنین از نفهمی و نادانی مردم مظلوم شد وگرنه علی علیه‌السلام که مظلوم نیست. یک نگاه به صحنه دنیا بکن، ببین با علیِ ما چه کردند؟ خدمت حضرت رفتم، گفتم: علی‌ جان! از وقتی که خدا تمام خلقت‌ها را خلق کرده، از تو مظلوم‌تر نبوده. اگر می‌گویند حسینِ مظلوم، درست است، در یک بُعدی مظلوم بوده؛ اما شمشیر زد و شمشیر به امر خدا خورد؛ اما تو نتوانستی شمشیر بزنی و جلوی چشمت دین را زدند، حقیقت را زدند، عصاره تمام خلقت، ناموس خدا، ناموس دهر، زهرای عزیز علیهاالسلام را زدند. حالا خدا این مظلومیت را پاسخ می‌دهد؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین می‌گوید ما صفات الله را پاسخ می‌دهیم، حالا با صبری که امیرالمؤمنین کرد، خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را به «الیوم أکملتُ لکم دینَکم» قبول نداشته باشی، به‌ رو در جهنم می‌اندازمت. خدا به ولایت پاسخ داد. عزیزان من! به همه شما ابلاغ می‌کنم: بیایید حمایت از ولایت کنید تا خدا به شما پاسخ بدهد. هیچ قدرتی به غیر از خدا نمی‌تواند پاسخ ولایت را بدهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر دوازده امام، چهارده معصوم را بالاتر از تمام خلقت دیدی، رسیده‌ای به قله ولایت...

من هر چه را که می‌بینم، دوازده امام، چهارده معصوم علیهم‌السلام را بالاتر از این‌ها می‌بینم. مکه را می‌بینم، بهشت را می‌بینم؛ ولی این ائمه علیهم‌السلام را می‌بینم که خدا نظرش به این‌هاست. اگر این‌طور شدی، رسیده‌ای به قله ولایت، رسیده‌ای به قله قرآن، تمام شد دیگر! حالا که به این‌جا رسیدی، تو هم اشیاء را گذاشته‌ای کنار. امیرالمؤمنین علیه‌السلام کار به کسی نداشته، نگاهش به خدا بوده، امر خدا را اطاعت می‌کرد. مگر حضرت زهرا علیهاالسلام نفرمود که ما کاری به دنیای شما نداریم؟ شما که ما را می‌زنید، به خاطر دنیای خودتان می‌کنید، ما که به دنیای شما کاری نداریم. این سخن حضرت زهرا علیهاالسلام در سطح فکر آن زمان بوده، [در حقیقت می‌فرماید] ما کاری به دنیا و خلقت نداریم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آن‌ موقعی‌که آقا امام‌زمان می‌آید، قبله کربلاست...

روایت داریم، آن‌ موقعی‌که آقا امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) می‌آید، قبله کربلاست؛ چون‌که اصل، ولایت است، قبله هم ولایت است. این‌که می‌گوید: شما رو به قبله بایست، [یعنی] رو به ولایت بایست، رو به علی علیه‌السلام بایست، رو به زهرا علیهاالسلام بایست. چرا؟ اگر آن‌ها را قبول نداشته‌باشی، نمازت به‌ درد نمی‌خورد. رو به ولایت بایست، رو به مقصد خدا بایست، چون‌که اگر مقصد خدا را قبول نداشته‌ باشی، تمام عبادت‌هایت هیچ است. چرا؟ قبله علی علیه‌السلام است، قبله زهرا علیهاالسلام است، قبله این دوازده‌امام، چهارده‌معصوم علیهم‌السلام هستند؛ اگرنه پشت به قبله ایستاده‌ای. مگر هفت‌ میلیون مردم رو به مکّه نایستادند؟ چرا کافرند؟ سلمان، اباذر، میثم، مقداد رو به علی علیه‌السلام ایستادند، چرا انسانند؟ [چون] ولایت دارند. رفقای‌ عزیز! بیایید رو به ولایت بایستیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

علی خواستن، مافوق تمام خلقت را خواستن است...

ما اسماً ولایت داریم، نه رسماً! علی علیه‌السلام خواستن مگر شوخی است؟ علی خواستن، مافوق تمام خلقت را خواستن است. مگر علی خواستن این‌ است که تو علی، علی کنی؟ علی خواستن، آخرت خواستن است. علی خواستن، امر خدا را اجرا کردن است. علی خواستن، امر رسول‌الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله را یقین کردن است. علی خواستن، «هل من ناصر» خدا را قبول‌ کردن است. علی خواستن، ناله‌های حضرت‌زهرا علیهاالسلام را فراموش‌ نکردن است؛ جسارت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام را فراموش‌ نکردن است. دائم باید توی این حرف‌ها باشی، آن‌وقت فرصتی نداری به‌ جای دیگر نگاه کنی. علی شناختن نشانی دارد: یکی باید سخی باشی، یکی باید دنبال خلق نروی، یکی باید تسلیم امر باشی و گناه نکنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

یکی از اسماء خدا، «یا قدیم» است؛ یعنی ای کسی که همیشه بوده‌ای. ولایت هم «یا قدیم» است؛ همیشه بوده، مثل خداست...

یکی از اسماء خدا، «یا قدیم» است؛ یعنی ای کسی که همیشه بوده‌ای. ولایت هم «یا قدیم» است؛ همیشه بوده، مثل خداست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]

اگر علی (علیه السلام) را نشناختی، خدا را هم نشناختی...

به تمام آیات قرآن! شناسائی علی (علیه السلام)، شناسائی تمام خلقت است. اگر علی (علیه السلام) را نشناختی، خدا را هم نشناختی؛ چون که خدا گفته علی (علیه السلام)، امر خدا علی (علیه السلام) است. خودش فرمود: «اگر عبادت ثقلین کنی، اما علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم»، قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت» پس اگر علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشید، خدا را هم قبول ندارید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

کسی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشناسد نه در دنیا، بلکه در تمام خلقت مذمت شده است...

کسی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نشناسد نه در دنیا، بلکه در تمام خلقت مذمت شده است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم]

اصل این است که ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول داشته باشیم...

خدا می‌گوید به عزت و جلال خودم اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، به رو تو را در جهنم می‌اندازم. یعنی چه؟ کسی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول نداشته باشد [را به رو در جهنم می اندازد]. اصل این است که ما امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به خلافت رسول الله قبول داشته باشیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تولی و برائت]

این مردم رشد کردند، از آن موقعی که دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمی‌رفتند، حالا هم دنبال متقی نمی‌آیند...

خدا در تمام این خلقت دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) را تأیید کرده و آنها متقی را تأیید می‌کنند. امام حسین هم می‌فرماید: «متقی وکیل من است». حالا این متقی که این همه سفارش شده است، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم می‌کنند! خدا می‌فرماید: «اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به الیوم أکملت لکم دینکم قبول نداشته باشی، تو را با صورت به آتش جهنم می‌اندازم». این را فقط متقی به شما می‌گوید. حالا می‌گویم: این مردم رشد کردند، از آن موقعی که دنبال امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمی‌رفتند، حالا هم دنبال متقی نمی‌آیند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

اطاعت از پیامبر اطاعت از جسم پیامبر نیست. اطاعت از امر پیامبر است. امر پیامبر، علی بن ابی طالب است....

اطاعت از پیامبر اطاعت از جسم پیامبر نیست. اطاعت از امر پیامبر است. امر پیامبر، علی بن ابی طالب است. اگر بخواهید به این حرف‌ها خوب توجه کنید باید اهل دنیا نباشید. اهل دنیا بودن نمی‌گذارد بفهمی و گرنه تا رسول الله یک قدری کُندی کرد خدا می‌فرماید «و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر این کار را نکنی کاری نکرده‌ای. پس آنها باید امر پیامبر را قبول کنند. «الیوم اکملت لکم دینکم» دین، علی (علیه السلام) است. اگر اسلام، علی (علیه السلام) را قبول کرد اسلامِ حقیقی است. و گرنه خودشان درست کرده‌اند. آن دو نفر، خودشان درست کردند. اسلام حقیقی باید چهارده معصوم را قبول کند، چون اینها نماینده‌های خدا هستند. تو اگر نماینده را قبول نداری بقیه چیزهای دیگر را هم قبول نداری؛ چون که خدای تعالی چنان سفارش نماینده‌اش را کرده که می‌فرماید: اگر کسی عبادت ثقلین کند و علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشد به رو به جهنم می‌اندازمش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح، ولایت است]

خدا نمی‌گوید: اگر مرا قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم عبادت ثقلین بکنی، من تو را می‌سوزانم...

خدا نمی‌گوید: اگر مرا قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم عبادت ثقلین بکنی، من تو را می‌سوزانم؟ [نمی‌گوید:] تو را می‌سوزانم، چرا مرا قبول ندارد؟ خدا نمی‌گوید اگر نبی را قبول نداشته باشی و عبادت ثقلین کنی، تو را می‌سوزانم. آیا مغز ما می‌کشد یا نه؟ حالا می‌گوید اگر علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی، عبادت ثقلین انجام دهی، تو را می‌سوزانم. کجا این را گفته است؟ مگر ما می‌فهمیم؟ پس ما باید چه کار کنیم؟ ما باید قبول کنیم. حرف خدا را قبول کن. اگر حرف خدا را قبول کردی، ولایت را از هر چیزی بالاتر می‌دانی. بیا حرف خدا را قبول کن. بیا حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را قبول کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت، عدالت، سخاوت]

اگر شما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی نکنید، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیده‌اید...

اگر شما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را معرفی نکنید، حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیده‌اید. ائمه طاهرین (علیهم السلام) نور واحدند، این‌ها یکی هستند؛ اما خداوند می‌فرماید: «به عزت و جلالم قسم اگر عبادت ثقلین کنی، ولی امیرالمؤمنین علی را قبول نداشته باشی، تو را با صورت به آتش جهنم می‌اندازم.» این حرف فقط راجع به امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

اصلاً اگر ما بخواهیم درباره ولایت عرض اندام کنیم، یا فاسق هستیم یا فاسد...

اصلاً اگر ما بخواهیم درباره ولایت عرض اندام کنیم، یا فاسق هستیم یا فاسد؛ مگر اطاعت کنیم، مگر سر فرود بیاوریم. خدایا، نه تو را شناختیم و نه علی را. خدایا، نه تو را شناختیم و نه امام زمان را. خدایا، به ما شناخت بده! از خدا بخواهیم به ما شناخت بدهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت، عدالت، سخاوت]

مکه، یعنی ولایت...

مکه، یعنی ولایت. کوه ابوقبیس که حضرت می‌فرماید: عصاره‌اش این است. اگر تو ولایت نداشته باشی، در راه خدا کوه ابوقبیس را بدهی، ارزش ندارد. چرا می‌گوید از متقی، از مؤمن اعمال قبول می‌شود؟ تو باید مؤمن به علی باشی، حالا که آنجا می‌روی، به تو می‌گوید کوه ابوقبیس را بدهی، دور زایشگاه علی نگردی، به درد نمی‌خورد. ما باید مبنای این چیزها را بفهمیم. به من بگو، آقای مهندس، این کجای کتاب نوشته است؟ سندش کجاست؟ به تو می‌گویم برو در محضر! سندش را از محضری بگیر! سندش آنجاست! سندش عقل تو است. می‌گوید اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را به رو در جهنم می‌اندازم. این هم سندش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: پیرامون حضرت زینب]

عزیز من، خدا، میزبان ولایت است....

بابا، احیا [این است که] دلت را احیا کن، احیا این است دلت را احیا کن، در دلت را به روی دنیا ببند، ولایت توی دلت بیاید. کجا می‌روی؟ چه نظافتی؟ والله، این کثافت است. چه احیایی؟ دلت را احیا بکن. این آقا می‌گوید که خدا میزبانت است، تو باد هم به خودت بکن که روزه گرفتی، خدا هم میزبانت است! بخور تا بیاورد! عزیز من، خدا، میزبان ولایت است. این خدایی که گفته اگر علی را قبول نداشته باشید، به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی تو را می‌سوزانم، حالا این آقایی که دشمن علی است، خدا میزبانش است؟! چرا ما عقل نداریم؟ عزیزان من، چرا با عقل فکر نمی‌کنیم؟ خدا، میزبان ولایت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رمضان 77 – احیاء و صراط مستقیم]

روح عبادت، اطاعت است. روحش علی (علیه السلام) است...

رفقای عزیز، من خدمت شما عرض کردم که مردم بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عبادتی شدند. آن عبادتی شدن همین‌طور ادامه دارد. آن‌وقت آخرالزمان زیادتر شد که مردم همه عبادتی شدند. این عبادت اگر با امر مطابق باشد، صحیح است؛ اگر نباشد شما یک عبادتی کرده‌اید؛ یعنی ما گفتیم: روح عبادت، اطاعت است. روحش علی (علیه السلام) است. چون که خدا هم می‌گوید: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی، علی بن ابی طالب، وصی رسول الله را قبول نداشته باشی، تو را به رو در جهنم می‌اندازم. پس عبادت بی‌علی، علی‌کشی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان و ذکر الله]

[کتاب نویس باید] بنویسد که شرط قبولی عبادت، ولایت است...

شخص به اصطلاح خودش، خیلی بزرگ است. این را مردم بزرگ کرده‌اند، نه خدا بزرگ کرده باشد. اگر خدا بزرگ کند، خودش حافظ آن است. حالا این همه روایت و حدیث گفته است! مثلاً اینجا، آنجا، نماز بخوان، ذکر بگو، سبحان الله بگو، نماز شب بخوان، زیارت برو، آن‌قدر نوشته است که بشر گیج می‌شود، اما نگفته است که شرط عبادت، ولایت است. نگفته است! تمام کتاب‌ها را نگاه کنید. اگر پیدا کردید، پاداش می‌دهم. یعنی به این نحو بگوید، نه اشاره بکند! بنویسد که شرط قبولی عبادت، ولایت است. این جمله را بنویسد که خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، اما علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی، تو را به رو در جهنم می‌اندازم. پس چرا تو خریدار این حرف نیستی که در این کتاب بنویسی؟! من الان دارم با تو کتاب‌نویس حرف می‌زنم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان را بشناسیم تا به مرگ جاهلیت نمیریم]

دو حکومت داریم: حکومت الله، حکومت ولایت. حالا خدا حکومت خودش را هم به علی (علیه السلام) داد...

دو حکومت داریم: حکومت الله، حکومت ولایت. حالا خدا حکومت خودش را هم به علی (علیه السلام) داد. اینقدر خدا ولایت را بالا برد. گفت: اگر عبادت ثقلین کنی و علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی، تو را می‌سوزانم. رفقای عزیز، باید از کار کنار بروید، باید از دنیا کنار بروید، از خدا و امام زمان (عج الله فرجه) فکر صحیح بخواهید. یک گوشه‌ای بنشینید، گوش کنید ببینید من چه می‌گویم. خدا، تمام خلقت را فدای علی (علیه السلام) کرد. تمام ممکنات را فدای ولایت کرد، گفت: اگر عبادت همه ثقلین را بکنی، تو را می‌سوزانم. پس معلوم می‌شود ثقلین را در مقابل ولایت هیچ چیز کرد. ما ولایتمان اینطوری هست؟ چرا بیدار نمی‌شویم بفهمیم علی (علیه السلام) چیست؟ بفهمیم امام یعنی چه؟ آنوقت اگر اینطور باشد، امام را در گلوله‌های خونت قرار می‌دهی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]

مگر این نیست که پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا علی، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، محال است [که از تو سرپیچی کنند]؛ اما اگر ذره‌ای خدشه از ولایت تو کم داشته باشند؛ خدا قسم خو...

مگر این نیست که پیغمبر اکرم می‌فرماید: یا علی، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر، محال است [که از تو سرپیچی کنند]؛ اما اگر ذره‌ای خدشه از ولایت تو کم داشته باشند؛ (یعنی چه جور کم داشته باشند؟ یعنی بخواهند یک اعتراضی کنند. ما همه کم و زیاد داریم. توجه بفرمایید که اینها بخواهند یک ذره از ولایت تو سر پیچی کنند) خدا قسم خورده، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر را می‌سوزانم. مگر نیست این علی (علیه السلام) که درباره‌اش خدا می‌فرماید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را می‌سوزانم. خدا، تمام ثقلین را فدای ولایت می‌کند. چرا نمی‌فهمیم؟ والله، من آتش می‌گیرم. چندین سال درس خواندید، باز هم این‌طرف و آن‌طرف می‌زنید. مگر این علی نیست که پاک‌کننده تمام خلقت است؟ مگر این علی نیست که یک کافر، اگر ولایت در قلبش دمیده بشود، پاک می‌شود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت و خباثت]

بابا جان من، اگر این خلق ارزش دارد، چرا خدا یک خلقتی را زمین می‌زند؟ می‌گوید: اگر محبت علی نداشته باشی، اگر عبادت ثقلین کنی به رو توی جهنم می‌اندازمت...

تمام این خلقت دارد روی ماورای امام و قرآن و خدا و شیعه می‌گردد. یک شیعه ارزش به یک عالم دارد. ما نفهمیدیم ولایت یعنی چه؟ ما باید گریه کنیم، ما باید اینها را بشناسیم، ما باید معرفت در حق اینها داشته باشیم. چرا؟ بابا جان من، اگر این خلق ارزش دارد، چرا خدا یک خلقتی را زمین می‌زند؟ می‌گوید: اگر محبت علی نداشته باشی، اگر عبادت ثقلین کنی به رو توی جهنم می‌اندازمت؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ام ابیها]

عقیده من این است: هر روایتی و هر حدیثی، هر آیه قرآنی، هر نقلی و هر حرفی در این عالم درست است؛ اما حقیقت آن علی (علیه السلام) است...

عقیده من این است: هر روایتی و هر حدیثی، هر آیه قرآنی، هر نقلی و هر حرفی در این عالم درست است؛ اما حقیقت آن علی (علیه السلام) است. تمام اینها اگر به ولایت اتصال نباشد، باطل است. اگر به ولایت اتصال نباشد، خودت به آن برق داده‌ای، اما این حرف‌ها به نور ولایت وصل نیست. این حرف‌ها یک مدتی برق دارد، مثل این است که برق قطع می‌شود. پس هر حدیث و روایتی، حتی خود آیه قرآن که بالاتر از آن نداریم، تمام این حرف‌ها و عبادت‌ها و نماز درست است، اگر درست نباشد، ما کافر هستیم. تمام سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) محترم هستند، تمام درست هستند، توجه فرمودید؟ اما این یک برقی دارد، خودشان با این لامپهای دنیایی درست می‌کنند، اما اگر می‌خواهید درست بشود، [باید] به ولایت وصل باشد. وقتی به ولایت وصل شد، ابدی هست. اگر عبادت به ولایت وصل نباشد، ابدی نیست. ابدیت آن باید وصل به ولایت باشد. چرا می‌گوید اگر عبادت ثقلین کنی و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشی داخل جهنم می‌شوی؟ خدا عبادت ثقلین را فدای علی می‌کند، تو چرا عبادتت را فدای علی نمی‌کنی؟ نادان، تو مقدس هستی. تو مقدس هستی. بیا از مقدسی کنار برو و متدین شو. متدین به دین وصل است و مقدس به مقصد خود و خواست خودش وصل است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تذکر احکام]

ه دینم قسم! اگر خواستن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهشت نبود و به من می‌گفتند که افضل از تمام خلقت کیست؟ می‌گفتم علی (علیه السلام) است!...

ه دینم قسم! اگر خواستن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بهشت نبود و به من می‌گفتند که افضل از تمام خلقت کیست؟ می‌گفتم علی (علیه السلام) است! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

اگر علی را قبول نداشته باشی به عزت و جلالم! اگر عبادت ثقلین کنی تو را می‌سوزانم...

شما یک قطره‌اید، من یک قطره‌ام، در مقابل امر؛ یعنی در مقابل آقا امام زمان (عج الله فرجه)، آن امر است، امیرالمؤمنین (علیه السلام) امر است، قرآن امر است، ما باید امر را اطاعت کنیم. آن‌ها امر خداست، آن‌ها یک امر به ما دارند. ببین! آن‌ها امر خدا هستند، می‌گوید اگر علی را قبول نداشته باشی به عزت و جلالم! اگر عبادت ثقلین کنی تو را می‌سوزانم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان یا شر الازمنه]

آیا ما متوجه شدیم تولی و تبری چیست؟ تولی و تبری آن است که خدا گفته، می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را می‌سوزانم...

آیا ما متوجه شدیم تولی و تبری چیست؟ تولی و تبری آن است که خدا گفته، می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی را دوست نداشته باشی، تو را می‌سوزانم. علی (علیه السلام) آنجا یک شمشیر زده، می‌گوید: افضل عبادت ثقلین، اینجا هم می‌گوید اگر [علی را] دوست نداشته باشی، عبادت ثقلین کنی تو را می‌سوزانم، شما چه چیزی می‌گویی؟ حالا برو یک عمری کتاب بخوان، اگر این را نفهمی، چه چیزی فهمیده‌ای؟ بیا با این حرفها یقین کن، آشنا شو. مگر آقا امام رضا نمی‌گوید: «لا اله الا الله حصنی، دخل حصنی، انا من شروطها»؟ شرط لا اله الا الله ماییم، شرط لا اله الا الله علی است، زهرا است، الان وجود مبارک آقا امام زمان است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حب و بغض]

اگر ذکر می‌گویی، باید امیرالمؤمنین (علیه السلام) را قبول داشته باشی...

ما باید بدانیم که ذکر حرف است، حاجت نمی‌دهد. ذکر، علی ابن ابی طالب (علیه السلام) است: «أنا ذکر الله». ذکر، امر است؛ یعنی به تو گفته این ذکر را بگو؛ نه اینکه از ذکرت حاجت بخواهی. این ذکر است، امیرالمؤمنین (علیه السلام) امر است. این ذکر را تو خودت می‌گویی؛ اما امر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ یعنی اگر ذکر می‌گویی، باید امیرالمؤمنین (علیه السلام) را قبول داشته باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]

خدا برای نماز و روزه، اگر بی‌ولایت باشد، عزت قائل نیست. خدا، عزت برای ولایت قائل است...

خدا برای نماز و روزه، اگر بی‌ولایت باشد، عزت قائل نیست. خدا، عزت برای ولایت قائل است. چرا می‌گوید: به عزت و جلالم، اگر عبادت ثقلین کنی؛ اما علی (علیه السلام) را به «الیوم الکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی به رو در جهنم می‌اندازمت؟ چرا؟ هشدار داده که باید دنبال مقصد من باشی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عیدی ما ولایت]

امر خدا و پیامبر، امیرالمؤمنین علی است...

اگر امر را قبول نداشته باشی، تمام ذکرهایت هیچ است. چرا؟ چون خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی؛ اما امیرالمؤمنین علی را قبول نداشته باشی، من خودم تو را در جهنم می‌اندازم. آنها ذکر است، باید امر را قبول داشته باشی. امر خدا و پیامبر، امیرالمؤمنین علی است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان]

چرا به پیغمبر می‌گوید رحمة للعالمین؟...

چرا به پیغمبر می‌گوید رحمة للعالمین؟ دید ولایت من این است که پیغمبر؛ یعنی ولایت را به کل خلقت پخش کرد، ولایت، رحمت برای کل تمام خلقت است، نه نبوت. نبوت، تبلیغ‌کن ولایت است. پیغمبر بود که به امر خدای تبارک و تعالی علی (علیه السلام) را معرفی کرد. مگر نبود که یک ذره کندی کرد، گفت: کاری نکردی. معلوم می‌شود این نماز، این روزه، این حج، ( این حرفها را قدر بدانید) اینها همه کار است، کار پیغمبر این بود که این کارها را بکند. چرا؟ از اینجا من متوجه می‌شوم. می‌گوید: یا محمد، اگر علی را معرفی نکنی، کاری نکردی. [می‌گوید:] کاری نکردی، پس معلوم می‌شود روی فرمایش پیغمبر، اینها کار است. حالا پیغمبر چه کرد؟ حالا امیرالمؤمنین را معلوم کرد. حالا چه چیزی نازل شد؟ «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» یعنی ای پیغمبر، ای خلقت، بدانید پیغمبر رحمت است، اما ولایت نعمت است. حالا نمی‌گوید اگر رحمت من را قبول نداشته باشی، (این جواب کسی است که قرآن را معنی می‌کند و نمی‌فهمد) به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی، من تو را می‌سوزانم. نمی‌گوید. پس چیست؟ پس پیغمبر مقصد خدا نیست، مقصد خدا کیست؟ علی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح خلقت ولایت است]

[خدا به پیغمبر] می‌گوید: اشرف مخلوقات؛ یعنی آنچه که من مخلوق در تمام خلقت‌ها دارم، نه این خلقت، این پیغمبر اشرف است. اما امرش از خودش مهم‌تر است...

وجود خود شخص پیغمبر خیلی معظم است. اگر می‌خواهید بفهمیم وجود پیغمبر چقدر معظم است، می‌گوید: اشرف مخلوقات است؛ یعنی آنچه که خلقت دارد، پیغمبر معظم‌تر است. یک وقت یک کج‌دهنی، یک حرفی نزند، من اینها را می‌دانم، اینقدر پیغمبر مهم است که می‌گوید: اشرف مخلوقات؛ یعنی آنچه که من مخلوق در تمام خلقت‌ها دارم، نه این خلقت، این پیغمبر اشرف است. اما امرش از خودش مهم‌تر است. امرش خداست، خدا از پیغمبر مهم‌تر است. خدا امرش است، پیغمبر امرش است. عزیزان من، قربانتان بروم، فدایتان بشوم، توجه بفرمایید، اگر می‌خواهید توجه بفرمایید که این یک قدری در شما تاثیر بگذارد، نمی‌گوید: اگر پیغمبر را قبول نداشته باشی، به عزت و جلالم اگر عبادت ثقلین کنی، تو را می‌سوزانم. نگفته، اما می‌گوید: اگر علی را قبول نداشته باشی، عبادت ثقلین کنی، تو را می‌سوزانم. چرا؟ امیرالمؤمنین مقصد خداست، مقصد تمام این خلقت است؛ یعنی روح تمام این خلقت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح خلقت ولایت است]

اگر علی (علیه السلام) را شناختید، خدا نمی‌شوید؛ اما صفات خدا می‌شوید!...

اگر علی (علیه السلام) را شناختید، خدا نمی‌شوید؛ اما صفات خدا می‌شوید! چون فقط خداست که علی (علیه السلام) را می‌شناسد، هیچ کسی او را به طور کامل نمی‌شناسد! خدا درباره هیچ کسی نفرموده به عزت و جلالم قسم! اگر عبادت ثقلین کنی و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی تو را به رو در جهنم می‌اندازم! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

امیرالمؤمنین (علیه السلام) «کفواً احد» است، حضرت زهرا (علیها السلام) «کفواً خلقت» است...

امیرالمؤمنین (علیه السلام) «کفواً احد» است، حضرت زهرا (علیها السلام) «کفواً خلقت» است؛ چون خدا می‌گوید: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنی، اما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» یعنی وصی رسول الله قبول نداشته باشی، با صورت به آتش جهنم می‌اندازمت [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

اگر تمام خلقت علی نگویند، خدا قبولشان نمی‌کند. این قانون خدا است! اگر امیرالمؤمنین را شناختید، تمام خلقت را شناختید وگرنه هیچ چیزی را نشناخته‌اید...

اگر تمام خلقت علی نگویند، خدا قبولشان نمی‌کند. این قانون خدا است! اگر امیرالمؤمنین را شناختید، تمام خلقت را شناختید وگرنه هیچ چیزی را نشناخته‌اید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

آن هزارتایی که گفت نزن، راجع به علی بن ابی طالب، وصی رسول‌الله، حجت خداست...

در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، جنی آمد و گفت: یا رسول‌الله! این‌ها ما را اذیت می‌کنند. دختر به ما نمی‌دهند. دختر نمی‌گیرند. ما را اذیت می‌کنند. آخر، جنها هم مثل ما کافِر و مسلمان دارند. یک عده‌ای کافرند، یک عده‌ای مسلمانند. یک عده‌ای مشرکند، (حالا نمی‌خواهم در جن وارد شوم که چه‌جور است. می‌خواهم وارد انس شوم.) بعد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: علی جان! برو هرکدامشان اسلام آورند، آورند وگرنه گردنشان را بزن و این‌ها را حدی معلوم کن. امیرالمؤمنین (علیه السلام) پا شد و رفت. اما هیچ‌کس مثل سلمان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمی‌شناخت، چون که پایش را جای پای امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌گذاشت. بی‌خود نبود که شد «سلمان منا اهل البیت». زمین دهان باز کرد و امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کسی که خبر پسر عم من را بیاورد، هر چه بخواهد به او می‌دهم. سلمان آنجا رفت و شاید یکی دو روز کشید و همانجا بود تا امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد. گفت: علی جان! من بروم خبر تو را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بدهم. آمد خبرش را داد. حالا توجه کنید که نمی‌تواند معرفی کند. چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی معراج تشریف برد، خدا سه هزار حرف به او زد. گفت: هزارتایش را بزن. هزارتایش را نزن. هزارتایش را خواستی بزن، خواستی نزن. آن هزارتایی که گفت نزن، راجع به علی بن ابی طالب، وصی رسول‌الله، حجت خداست. چون که کسی نمی‌کشد. اگر می‌کشیدند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) نمی‌رفت حرفش را در چاه بزند. حالا گفت: یا رسول‌الله! الوعده، وفا. فرمودی هر چه بخواهی می‌دهم. بده. گفت: از آن هزار حرفی که گفتند نگو، یکی‌اش را به من بگو. حالا خدا گفته نگو، این الان می‌گوید بگو، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم که قرارداد کرده است. وحی رسید، جبرئیل گفت: ای پیامبر! «سلمان منا اهل البیت» یکی‌اش را بگو. عزیزان من! معلوم می‌شود واقعیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمی‌توان گفت. حالا به او گفت: ای سلمان! آن یهودی که در محله ما از دنیا رفته را می‌شناسی، گفت: برو به اذن خدا، آنجا (چه می‌دانم؟ بگویم یا نگویم؟ من باز هم ملاحظه می‌کنم. می‌بینم نمی‌کشید. یعنی دنیا نکشیده است.) حالا گفت: علی بگو، یهودی فوراً گفت: لبیک. گفت: چه خبر؟ گفت: سلمان! بدان که من می‌خواستم مسلمان شوم، من به یهودی‌گری مُردم. اما روزی یک سلام به علی (علیه السلام) می‌کردم. علی (علیه السلام) را دوست داشتم. حالا بیا جای من را ببین. چه جایی دارم و چه مقامی دارم. سلمان جان! دست از علی (علیه السلام) برندار [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم]

چرا می‌گویند امیرالمؤمنین (علیه السلام) مشکل‌گشاست؟...

چرا می‌گویند امیرالمؤمنین (علیه السلام) مشکل‌گشاست؟ علی (علیه السلام) مشکل‌گشای کل کائنات است. تو هم مشکل‌گشای مردم باش. ما چه داریم می‌گوییم؟ من به رفقای عزیز گفتم. اسم‌نویسی کنید. بیایید اینجوری بشوید. مشکل کار یک بنده خدایی را بردار. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: اشراف و اذان]

ما توان نداریم امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کنیم...

ما توان نداریم امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کنیم. فقط توانی که دارد امیرالمؤمنین (علیه السلام) را معرفی کند، خداست. هیچ‌کس توان ندارد. …روایت و حدیث را کسی که بخواهد قبول بفرماید، باید مبنای روایت و حدیث را بداند. اتفاقاً روایت داریم خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا علی! نتوانستم من تو را معرفی کنم. چون مردم پذیرش آن را نداشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم]

من به ایشان گفتم: اگر من از ولایت صحبت کنم، ممکن است شما فاجعه‌ای به وجود بیاورید...

مجلسی بود و عقد علی‌آقای ما بود. یک نفر بود از پسرهای مجتهد، اهل اصفهان، ایشان را دعوت کرده بود. آن بنده خدا مثلاً می‌خواست بگوید حاج حسین یک حرفی می‌زند. خیلی ذوقی بود. خدا رحمتش کند. آن مرد عالم بزرگوار گفت: شما صحبت کن. گفتم: من اگر صحبت کنم از ولایت صحبت می‌کنم. ایشان گفت: ما هم دوست داریم و خوشمان می‌آید. من به ایشان گفتم: اگر من از ولایت صحبت کنم، ممکن است شما فاجعه‌ای به وجود بیاورید و بگویید ایشان عوضی است. گفت: نه. من یک مرتبه گفتم: که علی (علیه السلام) ، یعسوب الدین، امام المبین، حجت خدا، وصی رسول‌الله، را خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم نتوانست معرفی کند. یک دفعه انفجار کرد. گفت: آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نتوانست؟ من هم گفتم: خب، استکانم را آب بکش. خلاصه، ایشان توان نداشت و پا شد رفت [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم]