Press ESC to close

سخاوت

تو باید هم خوب بخوری، هم خوب بخورانی...

ببین حضرت زهرا علیهاالسلام چه کار می‌کند؛ سه روز غذا نمی‌خورَد، به مردم می‌دهد؛ حالا باز هم گریه می‌کند. زهرای عزیز علیهاالسلام در یک پَسَله‌ای [پستویی] می‌رود، می‌گوید: خدایا! شکر. اولاً که یک توان به ما دادی که گرسنگی ما را اذیت نکند؛ بعد خدایا! شکر که نعمت از دست ما صادر شد. خدایا! شکر، گرسنه و برهنه‌ای به توسط این‌که ما انفاق کردیم، به نوا رسیدند. تو هم باید همین‌طور باشی. تو باید هم خوب بخوری، هم خوب بخورانی. منبع: کتاب عارف ولایت

کافر اگر سخاوت داشته باشد، بهشت نمی‌رود، اما نمی‌سوزد...

نجوا، خدا خدا گفتنِ تنها نیست؛ بلکه در حال نجوا، به‌ فکر فقرا باشی و درباره آن‌ها نجوا کنی که یک بیچاره‌ای را دستش را بگیری. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید: من صفات‌الله را پاسخ می‌دهم؛ اگر کافر هم باشد، به او جزا می‌دهم. چرا یک کافر این‌جوری است؟ چون ثانیه‌ای یا دقیقه‌ای نجوا کرده، حالا کفرش به‌ جای خودش. مگر حاتم‌ طایی نیست که آن‌جا در بهشت نیست اما نمی‌سوزد؟ چرا؟ چون‌که همیشه با فقرا نجوا می‌کرد. منبع: کتاب نجوا

هرکسی در این عالم سهمی بر گردنش است که در اولویت رسیدگی باید باشد...

یک مسأله دیگر هم در مورد پرداخت دیون شرعی و صدقات به مستحق وجود دارد که خیلی مهم است. چرا می‌گوید در صدقات، خمس و سهم امام، فطریه، و کلاً در بخشش‌های ما، خویشاوندان، دوستان و همسایه‌ها بر بقیه مقدم هستند؟ چون خدا آن‌ها را «سهم» ما قرار داده‌ است. هرکسی در این عالم سهمی بر گردنش است. همان‌طور که به زن و بچه ما، کسی غیر از خود ما رسیدگی نمی‌کند و از غریبه‌ها کسی توقع ندارد که کار کنند و خرج خانواده ما را بدهند، هیچ‌کس نسبت به اقوام، دوستان و همسایه‌های ما، از خود ما اولی‌تر نیست. اگر هرکسی به نزدیکان خودش ببخشد، تمام فقرا نزدیکان داراتر از خودشان دارند، پس به همه می‌رسد و هیچ‌کس بی‌نصیب نمی‌ماند. منبع: کتاب سخاوت

اگر همه اطاعت امر می‌کردند، همه در رفاه بودند...

اصل این است که بپذیریم همان کس که این مال را به ما داده، باز هم می‌دهد. امور این عالم، همه نظم دارد؛ ما این نظم را به‌هم می‌زنیم. خدا مقرّر کرده که از خمس اموال مردم، از زکات و فطریه‌های واجب، فقرا تأمین شوند و فقر از بین برود. اگر همه مردم خمس و زکات می‌دادند، اگر دریا و جنگل و کوه‌ها را که خدا برای فقرا قرار داده، در اختیار آن‌ها می‌گذاشتند، اگر این غصب‌کردن‌ها نبود، و خلاصه اگر همه اطاعت امر می‌کردند، همه در رفاه بودند. در زمان حکومت امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) به‌خاطر همین است که همه‌جا را خوبی و خیر و برکت و رفاه فرا می‌گیرد، چون همه، امر را اطاعت می‌کنند. منبع: کتاب سخاوت

بلای خلق‌پرستی بعد از پیامبر به خاطر بی‌سخاوتی گریبان‌گیر مردم شد...

دور پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله خیلی شلوغ شد. خدا گفت: هر کسی می‌خواهد با پیامبر نجوا کند، چیز خیلی کمی صدقه بدهد. هیچ‌کسی نزد پیامبر نیامد؛ فقط امیرالمؤمنین علیه‌السلام، امام‌ حسن علیه‌السلام و امام‌ حسین علیه‌السلام، سلمان و اباذر، میثم و مقداد آمدند؛ هفتاد هزار نفر نیامدند. وقتی امر خدا را اطاعت نکردند و سخاوت نکردند، دنبال خلق رفتند، گرفتار ابن‌زیاد و شریح‌ قاضی شدند و امام‌ حسین را کشتند؛ این عذابی بود که به آن مبتلا شدند. اگر صدقه داده‌ بودند، رفعش می‌شد. منبع: کتاب جامع ولایت

ائمه خودشان نمی‌خوردند و می‌بخشیدند، شما هم خودتان بخورید و هم به‌ فکر فقرا باشید...

اگر ما مذهب داریم، باید پیرو رئیس مذهبمان باشیم. رئیس این مذهب کارش این است که خودش غذا را بسته‌بندی می‌کند و بالای سر کسانی می‌گذارد که در ظاهر دین هم ندارند. اگر پیرو رسول‌الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هستیم، ایشان می‌فرمایند: من دیشب ناراحت بودم، چون درهمی از بیت‌المال نزد من بود، اما من به کسی برخورد نکردم که به او کمک کنم. اگر پیرو امیرالمؤمنین علیه‌السلام هستیم، ایشان خانه‌ای کاه‌گلی بیشتر نداشت، همواره هم به‌ فکر فقرا بود. یا مگر امام‌ حسن علیه‌السلام نبود که سالی دو بار همه اموالش را بین فقرا تقسیم می‌کرد؟ همه چهارده‌ معصوم همین‌گونه بودند. همان‌ها هم به ما می‌گویند: شما نمی‌توانید مثل ما بشوید. ما طوری هستیم که خودمان نمی‌خوریم و می‌بخشیم؛ اما شما، هم خودتان بخورید و هم به‌فکر فقرا باشید. منبع: کتاب سخاوت

کمک به فقرا، نگهداری خودتان، مالتان و ولایتتان است...

حالا شما چه‌جور باشی؟ به چیزی غیر از ولایت علاقه نداشته‌ باش. من یک‌ چیزی را می‌خواهم [اما] علاقه ندارم. چرا می‌خواهم؟ چون خیرش به مردم می‌رسد. اگر چیزی را می‌خواهی، ماشینت را می‌خواهی، کسبت را می‌خواهی، باید بخواهی که خیرش به مردم برسد. البته شما باید محکم کار کنید که هم عائله‌ات را اداره کنی که جزء شهدا باشی و هم به مردم بدهی. کمک به فقرا، نگهداری خودتان است. کمک به فقرا، نگهداری باغتان است، تا حتی نگهداری ولایتتان است. کمک به فقرا، هم عبادت است، هم اطاعت است و هم خدا و پیامبر خوششان می‌آید. اما همین پول را می‌دهی، یک جایی‌ که امر نیست. آن‌وقت هم شقاوت است، هم لجاجت است و هم گناه است. منبع: کتاب کمال کل کمال

پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود را باید شکرانه کنید و آن را ببوسید...

عقیده‌ام این است: آن پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود، باید شکرانه کنید؛ آن را ببوسید! حالا برایت می‌گویم، عزیز من! پول‌هایی که در راه حق می‌رود، چطور می‌گویی آن را ببوس؟ آن‌موقع که در راه امام حسین علیه‌السلام می‌دهی، ببوس! آقا ابوالفضل علیه‌السلام وقتی که دستش جدا شد، رفت جلو و دست را برداشت، این دست را بوسید، گفت: تو از من بهتر بودی و رفتی شدی فدای شاه شهیدان؛ ای دست! تو اول شهید شدی در راه حسین. حالا پول‌هایی که می‌دهید عزیز من همین‌طور است. آقا ابوالفضل علیه‌السلام دستی که در راه خدا داد، بوسید. شما هم پولی که در راه خدا می‌دهید، ببوسید! چرا؟ [چون] ذخیره می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همین‌طور که برای امام حسین پول می‌دهید، برای حضرت زینب هم بدهید تا آمرزیده شوید...

عاشورا بوده، این عاشورا که جلو می‌آید برای توست که پولی بدهی و آمرزیده شوی. غذای امام حسین علیه‌السلام خیلی حساب دارد. همین‌طور که برای امام حسین علیه‌السلام پول می‌دهید، برای زینب علیهاالسلام هم بدهید تا آمرزیده شوید. ان‌شاءالله امیدوارم یک انفاقی بدهید. بگویید: خدایا! شکر، ما باشیم و هر سال این کار را بکنیم؛ مال ما حلال باشد. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را قربانتان می‌کند. بگویید: خدایا! شکر، ما را موفق کردی. اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را می‌دهد، ما پولمان را می‌دهیم. شکر کنید شبیه امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شدید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما یک گوسفند قربانی‌کن که هم رضایت امام زمان باشد، هم امام زمان به شما پاسخ دهد و برایتان دعا کند...

آقا امام‌ حسن عسکری علیه‌السلام تا هزار گوسفند برای سلامتی امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) عقیقه کرد، شما یک گوسفند قربانی‌کن که هم رضایت امام زمان باشد، هم امام زمان به شما پاسخ دهد و برایتان دعا کند. اگر گوسفند نمی‌توانید، چند تا مرغ که می‌توانید بِخَرید و به فقرا بدهید. این صدقات که خیر و خیرات می‌دهید، خدا می‌فرماید صد تا در دنیا و هزار تا در آخرت به شما [پاداش] می‌دهم. این نور می‌شود و شما با آن زندگی می‌کنید؛ اما کسی‌که چیزی برای آخرتش نفرستاده، فایده‌ای برایش ندارد. این جسم شما خاک می‌شود، اما خودتان ابدی هستید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امر امام به امام، سخاوت است...

وقتی امام‌رضا علیه‌السلام به طوس تشریف برد، خانه امام در مدینه دو در داشت، یکی باب‌الصغیر و دیگری باب‌الکبیر. فقرا در باب‌الکبیر جمع می‌شدند، اما کسانی‌که دورِ آقا جواد الأئمه علیه‌السلام بودند، ایشان را از باب‌الصغیر می‌بردند. آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام به جواد الأئمه علیه‌السلام نامه نوشت و فرمود: پسرم! شنیده‌ام که تو را از باب‌الصغیر می‌برند، از باب‌الکبیر برو. به قوم و خویشانت، آن‌هایی که نزدیک هستند، این‌قدر پول بده؛ به آن‌هایی که دور هستند، این‌قدر پول بده و به رفقایت هم این‌قدر پول بده؛ خزانه خدا تهی نیست. امام‌رضا علیه‌السلام رفقا را جزء قوم و خویش‌ها آورد. ببین امرِ امام به امام، سخاوت است. شما هم که سخی هستید، وقتی از دنیا رفتید، نوری در قبرتان می‌آید که از ولایت نورانی‌تر است و آن نورِ ادخال سرور در قلب مؤمن است؛ چون آن، امر ولایت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

سخاوت امر امام، صفات امام، و صفات خداست...

شخصی خدمت امام‌رضا علیه‌السلام آمد و گفت که بچه‌ام مریض است، آقاجان! دعا کن که خوب شود. حضرت فرمود: صدقه‌ای در دستِ بچه‌ات بگذار تا خودش آن‌را به فقیری بدهد، آن‌وقت خوب می‌شود. امام‌رضا علیه‌السلام یک امر دارد؛ وقتی شما به زیارت رفتید، باید امر ببرید، آن‌وقت پرونده‌تان خیلی قشنگ است. از جواد الأئمه علیه‌السلام می‌پرسند: آیا چیزی بالاتر از زیارت پدرتان هم هست؟ می‌فرماید: اگر حاجت برادر مؤمنی را برآورده کنی، از زیارت پدرم بالاتر است. ببین ائمه علیهم‌السلام چقدر ما را می‌خواهند، می‌فرماید: اگر مؤمنی را خوشحال کنی، ثوابش از زیارت امام بالاتر است؛ چون‌که زیارت، زیارت است؛ اما سخاوت، امر امام است؛ صفاتِ امام و صفات خداست. رضایتِ امام، زیارت است؛ رضایتش با رسیدگی به فقرا حاصل می‌شود؛ چون‌که امام‌رضا علیه‌السلام در فکر نجات است، تا حتی حیوان را نجات می‌دهد. متقی هم در فکر نجات بشر است، فکر دیگری ندارد. همیشه می‌گوید: «إلهی! رِضاً بِرِضائِک، تَسلیماً لِأمرِک» خدایا! راضی‌ام به رضای تو که این صفت را به‌ من دادی. متقی، شکر صفات‌الله را می‌کند که خدا به او داده‌است. شما هم باید در فکر نجات دیگران باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

حالا صدقه کجا امر خداست، کجا نیست؟...

حالا صدقه کجا امر خداست، کجا نیست؟ شما الان یکی را دوست داری، اینکه دوست داری، اینکه تو را دوست دارد به او می‌دهی. این درست نیست. خدا رحمت کند علماء که دستشان از این دنیا کوتاه شده. حاج شیخ عباس یک روز به یکی از سران هیأت (او پالتوی بلندی داشت و به اصطلاح متدین بود) گفت مبادا اهل جهنم بشوی. گفت: آقا! من سی سال است که حسین (علیه السلام) می‌گویم. گفت: یک چیزی که در محله به شما می‌دهند به آن‌ها می‌دهی که به حرفت هستند، تو اهل جهنم می‌شوی. وای بر حال من و وای بر امید من. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

حالا چه صدقاتی است که از شما قبول می‌شود. آن است که ائمه سه روز روزه گرفتند، به مسکین و یتیم و اسیر دادند. ائمه به این‌ها دادند، شما باید انفاقی که می‌کنی، محض این‌ها...

حالا چه صدقاتی است که از شما قبول می‌شود. آن است که ائمه سه روز روزه گرفتند، به مسکین و یتیم و اسیر دادند. ائمه به این‌ها دادند، شما باید انفاقی که می‌کنی، محض این‌ها بکنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

من بعضی وقتها فکر می‌کنم، می‌گویم: حسین! مبادا اینجوری باشی که حالا مردم صدقاتی می‌دهند، تو به کسی بدهی که تعریفت می‌کند. می‌گویم: خدایا! الحمد لله در وجود من این را...

من بعضی وقتها فکر می‌کنم، می‌گویم: حسین! مبادا اینجوری باشی که حالا مردم صدقاتی می‌دهند، تو به کسی بدهی که تعریفت می‌کند. می‌گویم: خدایا! الحمد لله در وجود من این را خلق نکردی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

ما اگر عقیده‌مان این باشد که خودمان این مال را جمع کرده‌ایم، انفاق آن برایمان سخت است؛ اما اگر بدانیم که خدا به ما داده، راحت‌تر از آن می‌گذریم....

ما اگر عقیده‌مان این باشد که خودمان این مال را جمع کرده‌ایم، انفاق آن برایمان سخت است؛ اما اگر بدانیم که خدا به ما داده، راحت‌تر از آن می‌گذریم. اصلاً تصوّر کنیم که خدا مبلغی را که پاداش بخشش ماست در دستش نگه داشته و منتظر است ما ببخشیم تا او هم آن را به ما ببخشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: سخاوت؛ سیره معصومین و نجات بشریت]

همه ما مردم می‌خواهیم از زحمت خودمان کسب روزی کنیم؛ اما روزی رساندن فقط با خداست. خدا حواله می‌فرستد، مشتری روانه می‌کند و به درآمد ما برکت می‌دهد....

همه ما مردم می‌خواهیم از زحمت خودمان کسب روزی کنیم؛ اما روزی رساندن فقط با خداست. خدا حواله می‌فرستد، مشتری روانه می‌کند و به درآمد ما برکت می‌دهد. ما از همان میزان روزی تعیین شده در پیش خدا -نه بیشتر و نه کمتر- می‌توانیم بهره‌مند شویم؛ چون روزی انسان کاملاً معلوم است. روزی ما همان است که مصرف می‌کنیم. آنچه انبار می‌کنیم روزی ما نیست، سهم زن و فرزند دیگران است و سرانجام نیز به همان صاحبان اصلی‌اش می‌رسد. فقط ما زحمتش را کشیده‌ایم و آن را انبار کرده‌ایم. اگر مفهوم این سخن را بفهمیم حرف تمام است: «روزی با دارایی فرق می‌کند.» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: سخاوت؛ سیره معصومین و نجات بشریت]

امام فرمود: دیروز پرونده شما دستم آمد و خیلی خوشحال شدم. شما رفتی به آن دوست ما کمک کردی و من خوشحال شدم، مادرم خوشحال شد، خدا خوشحال شد...

یک نفر از کاشان پیش امام صادق (علیه السلام) رفت. امام فرمود: دیروز پرونده شما دستم آمد و خیلی خوشحال شدم. شما رفتی به آن دوست ما کمک کردی و من خوشحال شدم، مادرم خوشحال شد، خدا خوشحال شد. این اشخاصی که الان اهل جلسه هستند توجهشان به آن است، آن وقت آنها، انفاق می‌کنند. الحمدلله، شکر رب العالمین. حالا من می‌خواهم همه اینجوری باشند که وقتی می‌خواهند جایی بروند، انفاق داشته باشند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

حالا این انفاق را دارید، منّت سر خدا نگذارید....

حالا این انفاق را دارید، منّت سر خدا نگذارید. خدا می‌گوید: اول که صفات الله به شما می‌دهم، بعد هم صد تا اینجا به شما می‌دهم، هزار تا آخرت به شما می‌دهم. اما این را به شما بگویم که اگر شما صفات دارید، خیلی باید شکرانه کنید. چون صفات خدا، امر خداست. همانطور که ولایت امر است، صفات خدا هم امر است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

دو چیز است که خدا خیلی رویش تکیه کرده است: یکی ولایت است، یکی انفاق. می‌گوید: اگر تو انفاق داشته باشی، من یک صفاتی دارم به نام صفات الله که به تو می‌دهم....

دو چیز است که خدا خیلی رویش تکیه کرده است: یکی ولایت است، یکی انفاق. می‌گوید: اگر تو انفاق داشته باشی، من یک صفاتی دارم به نام صفات الله که به تو می‌دهم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

گفتم: هر موزی، هزار تومان می‌دهم. این‌ها دویدند و محض این (اگر محض خدا بود که اول می‌دادند) یکی یک موز به این‌ها دادند...

من رفتم مکه، یک جایی بود مثل بارانداز، یک شب آنجا ما را خواباندند. آن وقت موز و پرتغال که داشتند همه را آنجا ریختند. یکی دو نفر بودند که اینجا را تمیز می‌کردند. من دیدم این طفلکها نگاه می‌کنند. به مدیر کاروان گفتم یکی، یک موز به این‌ها بدهید. گفت: نه، لازم نکرده است، این‌ها عادت می‌کنند. فریاد کشیدم. (نگفتم حالا رئیس کاروان با من خوب نیست، نباشد. تو کارَت را بکن. داد کشیدم.) گفتم: هر موزی، هزار تومان می‌دهم. این‌ها دویدند و محض این (اگر محض خدا بود که اول می‌دادند) یکی یک موز به این‌ها دادند. این، سخاوت است. سخاوت مطلق، دائم از آن جاری می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

سخاوت، تو را از گیجی درمی‌آورد. عدالت، تو را از گیجی درمی‌آورد...

عزیز من! بیا از گیجی درآی. ولایت، تو را از گیجی درمی‌آورد. سخاوت، تو را از گیجی درمی‌آورد. عدالت، تو را از گیجی درمی‌آورد. مگر نگفتم: ولایت، عدالت سخاوت. تمام این‌ها تو را از گیجی در می‌آورد، نه که گیج بشوی، به دینم! به آیینم! تمام ملک و ملکوت را می‌بینی. آسمان را می‌بینی، عرش خدا را می‌بینی، فرش خدا را می‌بینی، امر خدا که علی بن ابی طالب (علیه السلام) است را می‌بینی، امر خدا که زهرا (علیها السلام) باشد را می‌بینی، امر خدا که وجود این دوازده امام باشد را می‌بینی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

ما بعضی‌هایمان سخاوت مطلق نداریم. من دلم می‌خواهد سخاوت مطلق داشته باشید؛ دائم از شما جاری شود. خدا هم دائم برای شما جاری می‌کند....

ما بعضی‌هایمان سخاوت مطلق نداریم. من دلم می‌خواهد سخاوت مطلق داشته باشید؛ دائم از شما جاری شود. خدا هم دائم برای شما جاری می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: انفاق، قانع و راضی بودن]

ما گناه می‌کنیم. اگر تصفیه بشوید، دیگر گناه تویتان نیست؛ یعنی همیشه به فکر هستی که مردم را هدایت کنی یا به مردم سخاوت کنی و دائم الحضوری....

ما گناه می‌کنیم. اگر تصفیه بشوید، دیگر گناه تویتان نیست؛ یعنی همیشه به فکر هستی که مردم را هدایت کنی یا به مردم سخاوت کنی و دائم الحضوری. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

امر امام حسین (علیه السلام)، گناه نکردن و سخاوت است؛ اما سخاوت را نباید به دشمنان علی (علیه السلام) داد. سخاوت را باید به دوستان علی (علیه السلام) و دوستان خدا بدهید. آن ...

امر امام حسین (علیه السلام)، گناه نکردن و سخاوت است؛ اما سخاوت را نباید به دشمنان علی (علیه السلام) داد. سخاوت را باید به دوستان علی (علیه السلام) و دوستان خدا بدهید. آن سخاوت قبولی دارد. هر سخاوتی که قبول نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

خدا می‌فرماید؛ صادق جان، دل من را هم خوش کرده است....

عزیز من، من نمی‌گویم کربلا نرو، من که متوکل نیستم. دوباره تکرار می‌کنم، برو؛ اما بیا صد هزار تومان به این بنده خدا بده، لااقل همه قرضش را نمی‌دهی، نصف قرضش را بده. دل این را خوش کن. اگر تو غرض و مرض نداری، برای تفریح نمی‌روی، مگر امام صادق (علیه السلام) نمی‌گوید: دل یک دوست ما را خوش کنی، دل من را خوش کردی، دل مادرم زهرا (صلی الله علیه و آله و سلم) را خوش کردی، دل دوازده امام را خوش کردی، خدا می‌فرماید؛ صادق جان، دل من را هم خوش کرده است. کجا پا می‌شوی می‌روی؟ من همه‌اش تو این هستم که امر را اطاعت کنیم. تو چه امری اطاعت کردی؟ الان کربلا یک قدری مد شده، مکه هم همین‌طور شده! تو هر سال مکه می‌روی چه کار کنی؟ من اولاً مکه را به شما بگویم، روایت داریم: کسی آمد چندین هزار شتر داد، حضرت فرمود: جای مکه را نمی‌گیرد. مطابق کوه ابوقبیس بدهی [جایش را] نمی‌گیرد؛ اما سفر اول [اینجور است]. فدایت بشوم، باید مکه را برای سفر اول بروی؛ اما هر سال تو کجا مکه می‌روی؟ اگر مکه بودن ما را نجات می‌داد، حجاج را حجاج می‌گویند، بس که مکه می‌رفت، لقب حجاجی به او می‌دادند، هر سال عمره می‌رفت و هر سال مکه می‌رفت و عده‌ای را هم با خودش می‌برد، چرا مورد لعنت است؟ والله، بالله، آن مکه‌ای که مورد رضای خدا نباشد، تو شبیه حجاجی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان 77]

الان به دینم قسم، خبر دارم، خودتان هم [خبر] دارید، چه دخترهایی دم بخت هستند...

الان به دینم قسم، خبر دارم، خودتان هم [خبر] دارید، چه دخترهایی دم بخت هستند، جهاز می‌خواهند، چه اشخاصی هستند که مقروضند، چه اشخاصی هست که کرایه خانه‌شان را نمی‌توانند بدهند. یک نفر هست که به اصطلاح، از از متدینین این بازار است، هر سال مکه می‌رود، امسال دامادش رفته، از آن راه رفته، به چه مصیبتی با خانمش مکه رفته، چون که دامادش می‌رود، این هم می‌خواهد برود. آن‌وقت یک قوم و خویش دارد، سید اولاد پیغمبر است، این یک خانه‌ای ساخته بود، یک میلیون، دو میلیون، این باقی کار بود؛ آخر، خانه‌اش از دستش رفت. کجا مکه می‌روی؟ اگر به این می‌دادید، خانه‌اش از دستش نمی‌رفت، یک مشت بچه سید را هم دور خودش می‌گرفت. کجا می‌روی مکه؟ این مطابق دلش رفتار کرد. این مطابق دلش رفتار می‌کند، دل چیست؟ رهبری‌اش را شیطان می‌کند. همان است که گفتم قلب، رهبری‌اش را خدا و ولایت می‌کند، باید امر ولایت را اطاعت کرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان 77]

خدایا، اگر بنا بود لذت ببری، از این که رزق به بنده‌هایت می‌دهی، لذت می‌بری...

یک وقت می‌گویم، حرفم کفر است؛ اما این کفر، شکر است. گفتم: خدایا، اگر بنا بود لذت ببری، از این که رزق به بنده‌هایت می‌دهی، لذت می‌بری، از بس که من خوشم می‌آید یک چیزی داشته باشم به یکی بدهم. والله، به دینم، راست می‌گویم. خدا می‌داند من یک وقت چیزی می‌خورم، دلم می‌خواهد که نخورم از بغلم یکی بخورد

این [آدم] ندارد، دارد بال می‌زند؛ اما این برادر چه؟ ماه ذی‌الحجه کربلا رفته، الان هم زنش را کربلا برده است!...

ببین، این آقا هر سال مکه می‌رود. الان کسی هست که من سراغ دارم، والله، سراغ دارم؛ گویا، این ماه ذی‌الحجه کربلا بوده، دوباره با زنش کربلا رفته است. به وجدانم قسم، الان شخصی در این مجلس هست که آن آدم را می‌شناسد، این دو دفعه سکته کرده، یک پولی، گویا دویست، سیصد هزار تومان گرفته، خرج عقد بچه‌اش کرده است. این [آدم] ندارد، دارد بال می‌زند؛ اما این برادر چه؟ ماه ذی‌الحجه کربلا رفته، الان هم زنش را کربلا برده است! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان 77]

ن دارم می‌گویم: خواست امام حسین (علیه السلام) و امر امام حسین (علیه السلام) را به جا بیاور....

عزیزان، من نمی‌گویم کربلا نروید! مگر من متوکل هستم؟ من دارم می‌گویم: خواست امام حسین (علیه السلام) و امر امام حسین (علیه السلام) را به جا بیاور. امام حسین (علیه السلام) با امیرالمؤمنین (علیه السلام) با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سه روز، سه روز، گرسنگی می‌خوردند، نانشان را می‌دادند، تو آن نباش و نیستی، خودشان هم فرمودند: مانند ما نمی‌شوید. حضرت عباسی، اگر قرض این برادر را می‌داد، امام حسین (علیه السلام) راضی بود یا اینکه بیاید دور چوب‌ها بگردد؟ خدا حاج شیخ عباس را رحمت کند، آن زمان می‌گفت، حالا اگر بود چیز دیگری می‌گفت. می‌گفت: امام حسین (علیه السلام) یک نامه‌ای برای تو داده، این جور کن، اینجور کن، اینجور کن، نامه را دور انداختی، می‌گویی من دور اینها می‌گردم، می‌گفت: دور چوب‌ها می‌گردی. بیایید دور مقصد امام حسین (علیه السلام) بگردید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان 77]

دو چیز را خیلی مواظب باشید: یکی ولایت، یکی سخاوت...

دو چیز را خیلی مواظب باشید: یکی ولایت، یکی سخاوت. (من تملق از هیچ‌کس نمی‌گویم، فقط از ولایت می‌گویم، از هیچ کسی نمی‌گویم به جز کسی که ولایتش مطلق باشد،) چند وقتها یکی آمد، یک کاری داشت؛ خیلی ضروری بود. نشست، یک پاکت به ما داده بود، نمی‌دانستیم چقدر است. دیدیم به قدر آنکه می‌خواهد، به قدر دویست، سیصد، چهارصد تومان تویش بود. من به حضرت عباس نمی‌دانستم، تا در این پاکت را باز کردم به این دادم، این فقط جفت، جفت نزد، بس که خوشحال شد.» خب، با این کار چه کسی را خوشحال می‌کنی؟ مگر امام صادق (علیه السلام) نگفت من را خوشحال کردی، مادرم را خوشحال کردی؟ چه چیزی تو را خوشحال می‌کند؟ حج عمره تو را خوشحال می‌کند؟ یا بروی آنها را ببینی؟ مسجد جمکران تو را خوشحال می‌کند؟ تو چطور می‌شود که اینها را خوشحال می‌کنی؟ دل یکی را خوش کن. امام صادق (علیه السلام) از این تشکر کرد. یک کاری کنید که امام صادق (علیه السلام) تشکر کند.

اگر سخی باشی، پشت به عالم زده‌ای...

بیایید سخی باشید. سخاوت خیلی خوب است. اگر سخی باشی، پشت به عالم زده‌ای! خدا می‌گوید: صد تا در دنیا، هزار تا در آخرت به آدم سخی می‌دهم، در عرش هم راهش می‌دهم. چرا؟ چون سخاوتمند پشت به شیطان کرده است. وقتی پشت به شیطان کند، حضرت علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (علیها السلام) راه به او می‌دهند.

اگر شما واقعاً سخی باشی و سخاوتت را به آخر برسانی، تو در درجه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستی...

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم فرمود: در آخرالزمان اگر کسی با دین از دنیا برود، با من و در درجه من است! کجا می‌روی؟ بدبخت بیچاره! کجا در درجه پیامبر هستی؟ اگر شما واقعاً سخی باشی و سخاوتت را به آخر برسانی، تو در درجه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هستی.

اگر بخواهید که پیرو امام زمان باشید باید اهل دنیا نباشید، یعنی دنیا شما را خوشحال نکند، ولایت شما را خوشحال کند، سخاوت شما را خوشحال کند....

اگر بخواهید که پیرو امام زمان باشید باید اهل دنیا نباشید، یعنی دنیا شما را خوشحال نکند، ولایت شما را خوشحال کند، سخاوت شما را خوشحال کند.

امام زمان (عج الله فرجه) از سخاوت خوشش می‌آید...

آنهایی که از جلسه رفتند، حرف متقی را نشنیدند، حرف خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نشنیدند، شما مثل آنها نباشید. سخی باشید، امام زمان (عج الله فرجه) از سخاوت خوشش می‌آید، خدا هم می‌گوید: «یک حاجت برادر مؤمن را برآورده کنی، ثواب هفتاد حج و هفتاد عمره به تو می‌دهم»؛ اما متقی این ثواب را نمی‌خواهد، می‌فرماید: پشت پا بر عالم امکان زدم دست بر دامن زهرا زدم منبع: ‎

متقی صادراتش خیر است، شما هم باید صادراتتان خیر باشد...

متقی صادراتش خیر است، شما هم باید صادراتتان خیر باشد. الحمدلله من به شما افتخار می‌کنم، به خدا گفتم: «خدایا! چیزی که به من دادی، به پیامبرت هم ندادی. بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، هفتاد هزار نفر مرتد و کافر شدند، بعد از من، این جوانان کسانی را در بر می‌گیرند. الحمد لله تمامشان موحد هستند، تمامشان حرف شنو هستند.» شیعه باید دائم فیضش به مردم برسد؛ وگرنه ناراحت است. چرا خدا این همه روی سخاوت تأکید کرده است که جواد الأئمه (علیه السلام) می‌فرماید: «زیارت پدرم، امام رضا معادل هفتاد حج و هفتاد عمره مقبول است؛ اما کمک به یک مؤمن؛ یعنی دل او را خوش کنی، بالاتر است»؟ چون سخاوت، امر ولایت است؛ اما زیارت؛ زیارت است. کمک به مؤمن، صفات مؤمن، صفات امام و صفات خداست. خدا دلش می‌خواهد که شما به یکدیگر رحم کنید، به بهشت بروید و خدا خدایی‌اش را به شما بدهد. چرا خدایی‌اش را به آدم سخی می‌دهد؟ خدایا! می‌خواهم کفر بگویم؛ اما می‌دانی که کفر نیست! خدایا! تو به هیچ چیزی محتاج نیستی که بهره‌ای از آن ببری و خوشحال بشوی؛ اما اگر بنا شود که در عالم خلقت، در عالم کون و مکان خوشحال بشوی؛ وقتی که رزق به کسی می‌دهی، خوشحال می‌شوی

یایید پیرو متقی باشید، آن وقت سخاوتتان قبول می‌شود...

خدا می‌فرماید: «من صفاتی دارم به نام صفات الله، به کسی می‌دهم که سخی باشد». الحمد لله همه رفقای من سخی هستند، بزرگ و کوچکشان را دوست دارم. همین طور دوست دارم که شما هم متقی را دوست داشته باشید. بیایید پیرو متقی باشید، آن وقت سخاوتتان قبول می‌شود.

تو که درِ جیبت کاهگل زده‌ای، خودت شوهر رفتی...

عزیزان من! قربانتان بروم! از خدا بخواهید ارتباط داشته باشید. از خدا بخواهید، خدا مال به شما بدهد، آن مال را در راه خدا خرج کنید. الان والله! کسی در مجلس است که به توسط او خانه درست شده، زیرزمین درست شده، دختر شوهر رفته است. تو چه کار کردی؟ تو خودت شوهر رفتی. تو که درِ جیبت کاهگل زده‌ای، خودت شوهر رفتی. این آدم چند نفر را داماد کرده است. عزیزان من! ببینید من چه دارم به شما می‌گویم. الان کسی است در این مجلس که مردم را خانه‌دار کرده است. آن هم مثل تو است، فقط درِ جیبش را کاهگل نکرده است. یک فکری برای آخرتتان بکنید. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) توی قبرستان آمد. فرمود: مرده‌ها چطورید؟ من بگویم یا شما؟ گفتند: شما. فرمود: زنهایتان شوهر کردند، مالتان هم قسمت شد. گفتند: اگر ما هم یک چیزی در راه خدا دادیم، اینجا به دردمان می‌خورد و گرنه پشت دستمان را داریم دندان می‌گیریم. بترسید از آن روزی که پشت دستتان را دندان بگیرید. اینکه می‌گوید «رب ارجعونی» یعنی چه؟ خدایا! ما را به دنیا برگردان که عمل صالح انجام دهیم. عمل صالح نکردیم. دائم مکه و عمره رفته است و دلش به همین خوش است. عمل صالح، عمل به ولایت است. تو چند دفعه مکه رفتی، آیا شد که برای این بنده خدا یک چادر بیاوری؟ اصلاً فکرش را نکردی. آیا شد دل یک نفر را خوش کنی؟ می‌گوید دل کسی را خوش کنی، ثواب هفتاد حج، هفتاد عمره دارد. حالا اگر افطاری از دستت نمی‌آید، دو دانه مرغ که می‌توانی بخری، به یک کسی بدهی. یک پنجاه تومان می‌توانی بدهی، بگویی به فقرا بدهند. حداقل ده تومان، بیست تومان که می‌توانی بدهی. بعضی‌ها به ارواح پدرم! درِ جیبشان عین غاری است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تویش رفت. … بعضی‌ها جیبشان عین تار عنکبوت است، جبرئیل نمی‌تواند آن را پاره کند. نمی‌تواند دستش برود توی جیبش که چیزی در راه خدا بدهد. آن، یک تار بود، اما تارهایی در دنیا است که دستشان در جیبشان نمی‌رود.  ‎