Press ESC to close

نگاه غیر امر

وای بر تو، تو زنی دست به حجر گذاشته بود، روی دستش دست کشیدی...

شخصی خدمت امام صادق (علیه السلام) آمده، دست حضرت را می‌بوسد، حضرت نمی‌گذارد، می‌گوید: می‌خواهم افتخاری نصیبم شود. حضرت فرمود: وای بر تو، تو زنی دست به حجر گذاشته بود، روی دستش دست کشیدی. کجا را دارد می‌بیند؟ باز دوباره شخص دیگری آمد. گفت: من شیعه شما هستم، راهش نداد. گفت: دوست شما هستم. گفت: بیا. امام فرمود: روز چهارشنبه در چه ماهی، پرده کشیده بودی، نماز زنها را درست می‌کردی، یک زنی خوش صدا بود، گفتی: مکرر کن. تو چه دوست امام زمان (عج الله فرجه) هستی که تلویزیون گوش می‌دهی. نگاه به این خارجی‌ها می‌کنی؟ گفت: وای بر تو، تو چطور ادعای دوستی می‌کنی؟ بیا عزیز من، حرف بشنو. بیا عزیز من، تفکر داشته باش.

الان امام زمان در شهر دارالمومنین بیاید، بخواهد یک خانه برود که ویدئو و تلویزیون نداشته باشد، خانه چه کسی برود؟...

الان امام زمان در شهر دارالمومنین بیاید، از در دروازه کاشان، از در دروازه قلعه وارد شهر بشود، بخواهد یک خانه برود که ویدئو و تلویزیون نداشته باشد، خانه چه کسی برود؟ خانه کدام یک از علماء برود؟ آن‌ها که دم از دین می‌زنند، شما که هیچ چیز! کجا برود؟ کجا برود که مرکز فساد نشود؟ خب، بفرما بگو کجا برود؟ اگر خانه ما بیاید که آمده است. چرا خانه تو نمی‌آید؟ خانه تو، انگلیسی می‌آید، آمریکایی می‌آید، ژاپنی می‌آید، همه توی خانه‌ات می‌آیند، تقبل الله هم به تو می‌گویند! ای کسی که پیرو ما هستی، تقبل الله! اما امام زمان می‌آید می‌گوید: تو یاور من هستی. کجا بیاید؟ به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم.

کجا هستی؟ تو مستی. مست که حالی‌اش نیست. تو حالی‌ات نیست که ویدئو می‌زنی و ماهواره می‌زنی و تلویزیون می‌زنی...

کجا هستی؟ تو مستی. مست که حالی‌اش نیست. تو حالی‌ات نیست که ویدئو می‌زنی و ماهواره می‌زنی و تلویزیون می‌زنی و این دستگاهها را می‌زنی، حالی‌ات نیست. جان من، برو نصف شب با خدا و امام زمان عشق‌بازی کن. به تمام آیات قرآن، به امام زمان گفتم، گفت: خوشی تمام شد، گفتم: دو تا خوشی هست: یکی آدم خدمت امام زمانش باشد، یکی بیتوته شب، برود با خدا حرف بزند. با خدا بیتوته کند. اویس همین‌جور بود. حالا می‌گوید: برادر من است.

کنار؛ یعنی گناه نکن، کنار؛ یعنی ویدئو نزن، کنار؛ یعنی تلویزیون نداشته باش، کنار؛ یعنی ویدئو نداشته باش...

کنار؛ یعنی گناه نکن، کنار؛ یعنی ویدئو نزن، کنار؛ یعنی تلویزیون نداشته باش، کنار؛ یعنی ویدئو نداشته باش، کنار؛ یعنی دروغ نگو، کنار؛ یعنی چشمت را حفظ کن، کنار؛ یعنی کنار بروید. کجا کنار می‌روید؟

نروید جایی دیگری را نگاه کنید، چشمت را پر از عذاب می‌کند....

عزیز من، نگاه به قرآن بکن، عزیز من، نگاه به متقی کن، عزیز من، نگاه به پدر و مادرت کن. نروید جایی دیگری را نگاه کنید، چشمت را پر از عذاب می‌کند. مگر آن نبود که زمانی که از پیامبر آمد مساله‌ای سراغ بگیرد، پسر عباس نگاه کرد. گفت: ای پسر عباس! خدا چشمت را پر از آتش کند. یک نگاه کرده، تو در تلویزیون و ویدئو به چند نفر نگاه می‌کنی؟ حالا یک دستگاه‌هایی دیگر هم درآمده است. هر روزی خارجی‌ها برای شما یک چیز جدیدی پیدا می‌کنند.