Press ESC to close

رجعت

در رجعت جلوی گمراهی مردم تا قیام‌ قیامت گرفته می‌شود...

هرچند به رجعت قیامت صغری می‌گویند، اما رجعت از قیامت کبری مهم‌تر است. قیامت کبری سفری است که همه محاکمه شده و سزای اعمالشان را می‌بینند و دیگر برگشتی ندارند، اما در رجعت مردم راه برگشت دارند، اعمال فاش می‌شود و امام‌زمان چند روز فرصت می‌دهد که مردم احکامشان را یاد بگیرند و می‌توانند توبه کنند. رجعت مثل آن‌ است که امیرالمؤمنین به دومی گفت: به‌ مسجد برو و بگو که غصب خلافت کرده‌ام، تا توبه‌ات قبول شود که مردم بعد از این دیگر کافر نشوند. حالا در رجعت جلوی گمراهی مردم تا قیام‌ قیامت گرفته می‌شود و تمام ممکنات به‌واسطه این احقاق حق خوشحال می‌شوند. در قیامت کبری شما باید ولایت ببرید تا قبولتان کنند، اما در رجعت زمینه‌ای فراهم می‌شود که امیرالمؤمنین علی را قبول کنید و نجات پیدا کنید. پس در اعمال، رجعت کبری است. این‌که آن قیامت را کبری می‌گویند، چون خلق اولین و آخرین در آن‌جا جمعند و محاکمه می‌شوند. در رجعت انس و جن و مَلَک و عرش و فرش، همه خوشحال می‌شوند، اما در قیامت همه خوشحال نمی‌شوند، هر کس گرفتار اعمال خودش است. پس رجعت بالاتر از آن‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعتیون به خواست امام‌زمان عمل می‌کنند و به اعمال امام‌زمان شریکند...

خوشا به حال آن کسانی‌که در رجعت می‌آیند! همه ائمه حضور دارند و احقاق حق می‌شود. دل دوازده‌امام، چهارده‌معصوم خوش می‌شود، دل شیعه هم خوش می‌شود. اگر شما به این امر راضی باشید و مقصدتان آن باشد، از رجعتیون هستید. همان‌طور که می‌گوید: «أینَ الرجبیون»، ندا سر می‌دهد: «أینَ الرجعتیون؟»؛ تا حتی اگر مرده باشی، طلبت می‌کند و می‌آیی. اگر شما آن‌طور شدی، داری خواست امام‌زمان را عمل می‌کنی و به اعمال امام‌زمان شریکی؛ چون خواست امام‌زمان رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

بهشت شکم تو را تأمین می‌کند، رجعت ولایت تو را...

شیعه چه‌ موقع پیروز می‌شود؟ زمان رجعت. شیعه واقعی باید حواسش پیش امام‌زمان باشد، آقا را ببیند، خدمتش برسد؛ اما هنوز آن‌ زمان هم به مقصدش نرسیده‌ است. چرا؟ هنوز رجعت نشده‌ است. ما باید امام‌دوست باشیم و رجعت‌خواه. خود امام‌زمان هم وقتی تشریف می‌آورند، زمینه رجعت را درست می‌کنند. زمان رجعت برای شیعه از بهشت بالاتر است. «رجعتیون» را خدا دعوت می‌کند و سر سفره خدا نشسته‌اند. بهشت شکم مرا تأمین می‌کند، نه ولایت مرا؛ رجعت، ولایت تو را تأمین می‌کند. این حرف‌ها یقین می‌خواهد و جوابگویش ولایتی است که در قلب شماست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در زمان رجعت زمین مثل آسمان می‌شود، روی زمین هم گناه نمی‌شود...

درباره ائمه یک محبت داریم و یک مقصد؛ ما در رجعت به مقصدمان می‌رسیم و دیگر چیزی بالاتر از آن‌ نیست که بخواهیم به آن برسیم. الان زمین با آسمان فرق دارد، آن‌ زمان فرق ندارد. همان‌طور که در آسمان گناه نیست، در زمان رجعت هم روی زمین گناه نمی‌شود. در عالم جایی از عرش بالاتر نیست، اما آن‌ زمان عرش خدا در زمین پیاده می‌شود، تمام ائمه جمعند و مؤمن در عرش شرکت می‌کند. در رجعت، هم در حضور امام هستند و هم در امر امام. حضور امام خوب است، اما مقصد یقین به امام است. خلق نگذاشت که در این دنیا مقصد خدا عملی شود، اما در رجعت این‌ کار خواهد شد. آن‌ زمان عدالت خدا اجرا می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در رجعت مردم به بلوغ می‌رسند و از تکلیف رد شده‌اند و خیانت و گناه نمی‌کنند...

رجعت یعنی روح؛ در رجعت مردم به خدا و به ولایت متصل می‌شوند. چرا؟ دیگر کسی نیست که ولایت را قبول نکند. در آن‌ زمان دیگر فهم شخص کار نمی‌کند، فهم ولایی کار می‌کند؛ چون همه به ولایت و به امام‌ زمان متصلند. یعنی در رجعت مردم به بلوغ می‌رسند و از تکلیف رد شده‌اند و خیانت و گناه نمی‌کنند. به تکلیف رسیدن مهم نیست، بلوغ مهم است. کسی‌ که ولایتش کامل است و صددرصد به ولایت یقین دارد، گناه نمی‌کند؛ چنین شخصی الان در رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعت از بهشت و فردوس بالاتر است، چون در خدمت تمام چهارده معصوم هستی...

در رجعت مؤمن دیگر زمان ندارد، یعنی زمان در اختیار اوست و به هر کجا که بخواهد می‌رود. همان‌طور که زمان در اختیار امام است، آن‌ها عطا می‌کنند و زمان در اختیار مؤمن قرار می‌گیرد. رجعت یعنی خدمت دوازده‌ امام و زهرا بودن. اگر تو در بهشت باشی، خدمت یکی دو تا از ائمه هستی، تازه حضوراً نمی‌توانی در مقام آن‌ها بروی. روایت است که در بهشت امام‌حسین را دعوت می‌کنی و خدمت همان امام هستی؛ اما در رجعت حضور دوازده‌امام، چهارده‌معصوم هستی. پس رجعت از بهشت و فردوس بالاتر است. بیخود نیست که گفته‌ام: یا امام‌زمان! می‌خواهم بیایم، اگر هفتاد حوریه به‌ من بدهند، می‌گویم می‌خواهم در رجعت باشم، این‌ها مزاحم من هستند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند...

رجعت یعنی افتخار تمام ملائکه، یعنی افتخار آسمان‌ها، افتخار عرش خدا، افتخار بهشت و فردوس. رجعت یعنی قلدرها را ریشه‌کن کردن، قلدرها را رسوا کردن، قلدرها را به زمین زدن. رجعت یعنی ریشه‌کن کردن کفار و منافقین. رجعت آنچه که در تمام زمان‌ها ظلم و جنایت شده‌است را فاش می‌کند. امام‌زمان می‌فرماید: منم آدم، منم نوح، منم پیامبر آخرالزمان. نگذاشتند امیرالمؤمنین به مقصدش که هدایت خلقت بود برسد. مگر رسول‌الله را گذاشتند؟ هفتاد هزار نفر طرف آن دو نفر رفتند، تمام آن‌ها منافق به رسول‌الله بودند. امام‌صادق سوگند می‌خورد که این دو نفر ذره‌ای ایمان به خدا و رسول نداشتند. رجعت یعنی فاش کردن منافقان، آن‌ موقع مردم به حقیقت می‌رسند. آن‌ موقع می‌آید خواست خدا حکومت می‌کند. رجعت یعنی عدالت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

لشکر یزید افشا را زیر سم اسب کردند، نه هستی خدا را...

رجعت خیلی ابعاد دارد. کسی باید حرف رجعت را بزند که القا و افشا داشته‌باشد. رجعت خواست اهل‌بیت را به‌وجود می‌آورد. تا آن‌زمان از اهل‌بیت حمایت نشده‌است؛ اما خدا خواستِ اهل‌بیت را در رجعت صددرصد افشا می‌کند. امام‌زمان دنیا را پاک‌سازی می‌کند، دیگر دشمن زهرا نیست، دشمن حسین نیست؛ همه دوست هستند. تو اول باید رجعت را بفهمی، بعد حرفش را بزنی. رجعت نه این‌که ائمه زنده شوند و بیایند، ائمه که زنده هستند، مگر هستی خدا می‌میرد؟ هستی خدا دوازده‌امام، چهارده‌معصوم است. مگر هستی خدا را می‌توان زیر سم اسب کرد؟ نه؛ آن‌ها افشا را زیر سم اسب کردند، نه هستی خدا را. امام‌حسین در تمام خلقت افشا شد. سر امام‌حسین قرآن می‌خواند: «ام حسبت ان اصحاب‌ الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» خواهر! کار من از اصحاب‌کهف و رقیم عجیب‌تر است. امام روح است، روح را که نمی‌شود کشت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

تمام عالم انتظار رجعت را می‌کشند...

اگر شما اعتقاد به رجعت داشته باشید، آگاهی و اعتقاد عالمی دارید. چون که تمام عالم انتظار رجعت را می‌کشند. رجعت نه فقط در دنیا، بلکه در تمام عالم برانگیخته شده است؛ چون که خدا و پیامبر و ائمه وعده رجعت را داده‌اند. آنها یکی راجع به ولایت، یکی قرآن مجید و دیگر رجعت خیلی صحبت کرده‌اند؛ اما رجعت به نظر من مهمتر است! چون که رجعت، خلقت‌خوشحال‌کن است. روزی از روزی که امیرالمؤمنین یا امام حسین را شهید کردند بدتر نیست، بد روزگاری بوده است؛ اما در تمام این عالم روزی هم از روز رجعت بهتر نیست. الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می‌شود، پس اصل رجعت است. منبع: ‎

همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همان‌ها با اسلام جلوی امام زمان را می‌گیرند...

«خوش به حال آن روز که تمام دنیا می‌گویند: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، امام زمان حجة الله» آن روز شیعه یک نفسی می‌کشد. به تمام آیات قرآن! من نیمه نفس می‌کشم، بعضی وقت‌ها از غصه می‌افتم. اصلاً شیعه نفس عمیق نمی‌کشد.»آنها که نفس لهو و لعب می‌کشند، شیعه نیستند. شیعه، دائم منتظر ندای حجة بن الحسن است که بگوید: «جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان زهوقا» حرفهایی هست که نمی‌توانم بزنم. چه کسی جلوی امام زمان را می‌گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می‌ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها. امام حسین فرمود: من کشته جلسه بنی ساعده‌ام. هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند! همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همان‌ها با اسلام جلوی امام زمان را می‌گیرند؛ اما دیگر فایده‌ای ندارد چون امام زمان محدود نیست؛ به امر خدا، مقصد خداست و تمام این عالم را می‌گیرد. این است که می‌گوید انتظار الفرج افضل العبادة! انتظار الفرج، انتظار رجعت است.منبع: ‎

کسانی که از دنیا می‌روند و در بستر به فکر رجعتند، در رجعت برمی گردند و در رکاب حضرت شهید می‌شوند....

کسانی که از دنیا می‌روند و در بستر به فکر رجعتند، در رجعت برمی گردند و در رکاب حضرت شهید می‌شوند. برای هر مؤمنی یک قتل و یک مرگ مقدر است. شهدای کربلا هم در رجعت برمی‌گردند و تتمه عمرشان را می‌کنند. روایت است امام حسین در رجعت آن قدر عمر می‌کند که ابروانش سفید شده و روی چشم مبارکش می‌ریزد. رجعت مرگ ندارد، آن مرگ دست خودت است. هر مؤمنی از دنیا می‌رود با دل پرغصه می‌میرد که چرا احقاق حق از امام حسین نشده است! عظمت این مصیبت با گوشت و خون شیعه مخلوط است و او می‌سوزد. حضرت زینب گفت: برادر جان! هرگز غم تو از دل خواهر نمی‌رود. مگر ممکن است غم مادرش زهرا از دل دوستانش برود؟ مگر ممکن است محبت امیرالمؤمنین و امام حسین از دل ما برود؟ اگر مرا به رضوان و فردوس هم ببرند، این غصه از دلم بیرون نمی‌رود؛ مگر در رجعت! تولی و تبری؛ یعنی بغض دشمنان اهل بیت و حب حضرت زهرا و امام حسین در دل مؤمن است. اگر بشر این طور نباشد مؤمن نیست و اسلام دارد. اسلام پی بهشت است که بدود در آخورگاه! والله! بهشت بی‌علی زشت است. اصل و اساس بهشت ولایت است. ما بهشت را می‌خواهیم؛ اما رجعت را بیشتر می‌خواهیم. چون بهشت هم مقصدش رجعت است.منبع: ‎

رجعت آن چه که مردم گفته‌اند ممکن است اما ممکن نبوده فاش می‌کند...

تمام ممکنات منتظر آن وعده خدا هستند. وقتی ندای «جاء الحق و زهق الباطل» در جو این عالم پیدا می‌شود تمام خلائق خوشحال می‌شوند که او دارد می‌آید تا احقاق حق کند. همه آنها بغض دشمنان اهل بیت را دارند به غیر از بشر! این بشر است که حب کس دیگری را به غیر از امر به خود راه می‌دهد. عیسی ذره‌ای مهر سوزن و نخ داشت در آسمان چهارم نگهش داشتند. فقط بشر است که برای ولایت مشابه درست می‌کند، خدا درست می‌کند، پیامبر درست می‌کند و خودش را از همه خلقت جدا می‌کند! رجعت می‌آید مردمی که چندین سال منافق بوده‌اند را افشا می‌کند. رجعت آن چه که مردم گفته‌اند ممکن است اما ممکن نبوده فاش می‌کند

اگر رجعت نبود کار دنیا لغو بود از اول خلقتش!...

اگر رجعت نبود کار دنیا لغو بود از اول خلقتش! رجعت را هم خدا، هم ولایت، هم اشیا، هم تمام ملائکه حمایت می‌کنند. صدها هزار ملک از آسمان می‌آیند. رجعت؛ یعنی دمیدن روح به تمام ممکنات. در رجعت یک روحی از طرف امام زمان به آن چه که اشیاست دمیده می‌شود. در و دیوار حرف می‌زنند، دیوار می‌گوید ای مؤمن، یک منافق پشت من پنهان شده است. آن موقع می‌فهمید که من می‌گویم جای خلوتی وجود ندارد یعنی چه! تا امام زمان نیاید، بیشتر حرف‌های مرا به دینم -که دین محمد و آل محمد است- نمی‌فهمید. همان طور که دیوار کعبه شکافته شد، آن موقع دیوار به زبان می‌آید و تمام اشیا امام زمان را حمایت می‌کنند.

بشر همان طور که خودش را در مقابل ولایت نادان می‌داند، باید در مقابل رجعت هم نادان بداند...

بشر همان طور که خودش را در مقابل ولایت نادان می‌داند، باید در مقابل رجعت هم نادان بداند. ما هنوز نفهمیده‌ایم که رجعت یعنی چه!! تمامی سوادها و فهم‌ها از اول آدم ابوالبشر تا آخر، علم تمام خلقت و کائنات در برابر اصل ولایت قطره است. هیچ قدرتی توان ولایت را ندارد؛ چون ولایت مختص به خداست. ما این قدر می‌فهمیم که اگر ولایت نداشته باشیم اهل آتشیم یا از روایت و حدیث صحیح می‌فهمیم که عبادت در مقابل ولایت کوچک است. آن هم به قدری گفته شده که طبق مغز ماست و ما به بهشت برویم. این یک اتصالی است که به ما گفته‌اند، واقعیت را نمی‌گویند وگرنه ما انفجار می‌کنیم. حالا در مورد رجعت هم همین طور است. هر کس صحبتی کرده و در آخر هم رجوع به مفاتیح و یا حدیث می‌کند و از حدیث می‌خواهد رجعت را بفهمد. ما باید از رجعت هم توحید را بفهمیم، هم ولایت را، هم قرآن را و هم حدیث را! تو که نمی‌دانی و حرف رجعت را می‌زنی، مردم را به چیزی مشغول می‌کنی که نباید به آن قانع شوند! ما نمی‌توانیم رجعت را بگوییم. من هم قطره‌ای از اقیانوس را می‌گویم. از اول انبیاء باید نگاه کنی تا حرف رجعت را بزنی.منبع: ‎

به تمام آیات قرآن! اغلب این مردم نه به قیامت اعتقاد دارند و نه به رجعت!...

به تمام آیات قرآن! اغلب این مردم نه به قیامت اعتقاد دارند و نه به رجعت! رجعت را نه به شما گفته‌اند و نه شما فهمیده‌اید. باید خیلی توجه کنید. من از اول عمرم پای منبرها بوده‌ام، در این دایره قم نشنیده‌ام کسی حرف رجعت را بزند. اگر شنیده‌اید به من بگویید تا انعام بدهم. چرا نمی‌گویند؟ خودشان مبتلا هستند.رجعت دمده شده است. در حالی که رجعت بیدارکن بشر است، هوشیارکن بشر است، عقیده واقعی بشر است، هدایت بشر است، هشداردهنده بشر است. شما باید خودتان را برای رجعت مهیا کنید. الرجعة دین! دین اعتقاد به رجعت است. اگر شما اعتقاد به رجعت داشته باشید این کارها را نمی‌کنید. عزیزان من! اگر رجعت را فهمیدید، فهمیدگی شما به تمام کائنات خدا سرایت می‌کند. رجعت، گیج کننده بشر است. آنچه که در خلقت است مقصدش رجعت است؛ چون مقصد تمام خلقت ولایت است و مقصد ولایت رجعت است. اصلاً به غیر از رجعت مقصدی در تمام خلقت نیست. چه کسی می‌تواند حرف رجعت را بزند!؟ ولایت باید امر کند تا حرف رجعت را بزنی. اگر ولایت امر کند، آن وقت کلام به کلامش را یادت می‌دهد؛ اما تو می‌خواهی از خودت بگویی و خودت را افشا کنی. کجا حرف رجعت را زده‌ای؟ بگو قسمتی را گفته‌ام.منبع: ‎

اگر همه آب‌های آسمان را روی من بریزند، می‌سوزم؛ اما در زمان رجعت شفا پیدا می‌کنم...

« به حضرت عباس جگرم خون است و دائم می‌سوزم. می‌بینم مردم عبادتی شدند و اسلامی! این‌ها ولایی نیستند. گفتم اگر همه آب‌های آسمان را روی من بریزند، می‌سوزم؛ اما در زمان رجعت شفا پیدا می‌کنم. آخرالزمان از بعد رسول الله شروع شد؛ اما در این زمان افشا شد و خدا هم گفت یکی با دین از دنیا برود ملائکه آسمان تعجب می‌کنند. آیا فکر کردید یا هنوز در عبادتید؟ بیایید در صداقت! »

در رجعت «من» نابود می شود...

رجعت پیروزی تمام این دنیاست. تمام جنگ‌ها محدود بوده است و یک عده‌ای را می‌زدند، جنگ صفین، جنگ جمل… ؛ اما رجعت جهانگیر است، امام زمان تمام جهان را می‌گیرد. حکمران تمام این دنیا یک نفر می‌شود، آن هم امام زمان است. تمام حکمران‌ها از بین می‌روند، آن وقت «من» نابود می‌شود. الان او می‌گوید «من»، انگلیس می‌گوید «من»، آمریکا می‌گوید «من»، همه می‌گویند: ما درست می‌گوییم! اما آن درستیِ خیالی است، درستی تأییدی فقط حکومت امام زمان است. آن وقت تمام این دنیا می‌شود عدالت!

انتظار الفرج، افضل العبادة...

گناه، پیروی خلق است. شیعه، وصل به امام زمان است، امام زمان هم وصل به خداست؛ اما بقیه مردم وصل به خلقند و خلق هم وابسته به شهوت است. انتظار الفرج، افضل العبادة؛ یعنی باید انتظار چنین روزی را بکشیم که حتی یک کافر هم روی زمین نباشد و همه بگویند: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، امام زمان حجة الله» و آن روز رجعت است! امروز مردم آزادند که به هر کس بگویند خدا، به هر کس بگویند پیامبر، به هر کس بگویند اولو الامر؛ اما امام زمان این آزادی را از آنها می‌گیرد و یک دین واحد می‌شود. خدا می‌داند چه خبر می‌شود! یک قدری طول می‌کشد تا همه دنیا اصلاح شود.

همیشه در فکر امام زمان باش...

اینکه می‌گوید انتظار الفرج افضل العبادة؛ یعنی همیشه در فکر امام زمان باش. یک دفعه می‌بینی امام زمان آمد و هیچ کاری برای رجعت نکرده‌ای. چه قدر آدم سرافراز می‌شود که جزء غاصبین نیست، جزء بدعت‌گذاران نیست، جزء ظلم‌کنندگان نیست، جزء تعدی‌کنندگان نیست، جزء عدالت است، جزء سخاوت است، جزء شجاعت است. چه قدر آدم سرافراز است؟‎

تمام اینها می‌سوزند و منتظر رجعت هستند...

امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: «من کشته جلسه بنی ساعده‌ام». نه امام حسین (علیه السلام) کشته جلسه بنی ساعده است، دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) هم کشته جلسه بنی ساعده هستند، متقی هم کشته جلسه بنی ساعده است. همان طور که امام حسن (علیه السلام) می‌فرماید: «مادر ما را که کشتند، همه ما را کشتند! ما کشته شدیم، یک جان داریم!». متقی هم همین طور است. مگر من کشته نیستم؟ گفتم: اگر آبهای دنیا که هیچ، تمام آبهای آسمان را روی من بریزند، می‌سوزم. پس مرا هم سوزانده است! این دو نفر تمام انبیاء، تمام ملائکه، تمام انس و جن را سوزانده‌اند. چطور سوزانده‌اند؟ مگر برای امام حسین (علیه السلام) و توهینی که به او کردند، گریه نکرده‌اند؟ تمام اینها می‌سوزند و منتظر رجعت هستند.