Press ESC to close

اطاعت امر

نماز، عمومی و همگانی است؛ امر امام بر نماز مقدم است...

نماز، عمومی و همگانی است، اما بیتوته خصوصی است. هر کسی حال بیتوته را ندارد. بیتوته را باید امام علیه‌السلام اجازه بدهد، تا موفق شوی و نجوا کنی. خدمت امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) رسیدم؛ به ایشان گفتم: دو تا خوشی هست، یکی در حضور امام زمان بودن و یکی بیتوته. ایشان قبول کردند و خندیدند. نجوا بالاتر از این حرف‌هاست. چون شخصی نماز می‌خواند، امام‌صادق علیه‌السلام او را صدا زد، نیامد. وقتی نمازش تمام شد، امام به آن‌ مرد فرمود: چرا تو را صدا زدم نیامدی؟ گفت: نماز می‌خواندم. این‌شخص باید امر امام را بر نماز مقدم می‌کرد. منبع: کتاب نجوا

بترسید از وقتی‌که برای شما عذاب بیاید، یکی از عذابهای خدا این‌ است که دنبال ولایت نرویم...

یک عاق والدینی شما شنیده‌اید که تو باید امر پدر را اطاعت کنی. اگر پدر گفت نماز نخوان، تو نمی‌خوانی؟ اگر گفت نرو انشای ولایت را یاد بگیر، تو نمی‌روی؟ او دارد کفر از دهانش بیرون می‌آید، نه شکر؛ عناد دارد. این‌جا اگر به حرفش بروی، عاق هستی؛ اما جلویش نایست، احترامش کن. اما درونت این‌ باشد، درونت باید تمرین ولایت باشد. از کجا سلمان به این‌جا رسید؟ امر را اطاعت کرد. از کجا عبدالعظیم به این‌جا رسید؟ امر را اطاعت کرد. حالا بگوید نرو؟ خب گفتند که همه‌شان به عذاب مبتلا شدند. نگویی تعصبی می‌گویم. مگر نمی‌گفتند که برو کِشتی را ببین، اما پنبه در گوشَت بگذار که حرف نوح را نشنوی؟ این‌ هم همان‌ است. حالا یک‌دفعه عذاب آمد. بترسید از وقتی‌که برای شما عذاب بیاید. یکی از عذابهای خدا این‌ است که دنبال ولایت نرویم. منبع: کتاب کمال کل کمال

امیرالمومنین می‌فرماید دست و جوارحت را نزد خدا بگذار، خدا می‌فرماید نزد ولایت بگذار...

اگر گفته‌ شود لوح و قلم، قلم عمومیت دارد، اما لوح، یک لوح است. تمام قلمهای خلقت باید به آن لوح وصل باشد. آن لوح، ولایت است. شما باید توجهتان این‌طوری باشد، قلمتان هم به امر باشد. حالا امیرالمؤمنین، کل کمال را معلوم می‌کند. می‌فرماید: «یا کمیل! دست و جوارحت را در نزد خدا بگذار». حالا که در نزد خدا گذاشت، خدا که دست و جوارح نمی‌خواهد، می‌فرماید: ای دست! ای چشم! ای پا! ای نفس! برو در اختیار ولایت قرار بگیر. تا [حتی] نفَس تو در اختیار ولایت است. چرا توجه نمی‌کنید؟ مگر امام‌حسین علیه‌السلام نمی‌فرماید نفسهایی که این‌ها می‌کشند در اختیار من است؟ الان نفسی که دارید می‌کشید، در اختیار حجت‌ خدا، امام‌ زمان است.

جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است...

چرا زهرای‌ عزیز به عمویش عباس راه نداد؟ مگر چه‌ کار کرده‌ بود؟ به حرف خلق رفته‌ بود. اغلب شما هم به حرف خلقید، کدامتان به حرف امر هستید؟ اگر تو به حرف امر هستی، امر به تو گفته تلویزیون بزن؟ امر به تو گفته ویدیو بزن؟ امر به تو گفته ماهواره بزن؟ امر به تو گفته به گردش برو و زنان و مردان را ببین؟ امر به تو گفته جوانان مردم بیکارند، دختران را به‌ سر کار ببری و با آن‌ها عشق کنی؟ باید بی‌دین از دنیا بروی! متقی با این حرف‌هایی که می‌زند، مانع خوشی غیر امر مردم می‌شود که به او می‌گویند حرف نزن. مگر متقی مردم را گمراه می‌کند؟ متقی مردم را هدایت می‌کند. متقی حقیقت خدا و قرآن را می‌گوید، اما خلق هدایت ظاهری می‌کند. جان من! گناه که هدایت نیست، گناه ضلالت و بدبختی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

ما باید از آن‌هایی که امر خدا را اطاعت نمی‌کنند تبرّی بجوییم، حتی اگر خودمان باشیم...

یک نفر می‌گفت: من ده دفعه رفتم کربلا، توفیق شد! چرا یک‌ دفعه پولش را ندادی به کسی که می‌سوزد و نمی‌تواند برود؟ نمی‌گویم زیارت نرو، با شروط برو، جوری برو که امام حسین علیه‌السلام قبولت کند. می‌خواهم آبروی ماورایی داشته باشید. اطاعت امر شما را در تمام خلقت سرافراز می‌کند. ما باید از آن‌هایی که امر خدا را اطاعت نمی‌کنند، تبرّی بجوییم؛ همین‌طور از خودمان هم [اگر] که امر خدا را اطاعت نکنیم، تبرّی بجوییم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین که می‌فرماید من عبد محمّدم، عبدِ امر خداست، نه عبدِ عبد...

خدا می‌گوید: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»؛ حالا امیرالمؤمنین می‌آید شکسته‌نفسی می‌کند، مثل اين که خودش را قاطی همه می‌کند، می‌گوید: خدا! تو گفتی تسلیم نبی باش؛ من تسلیم که هیچ، عبدش هم هستم. امیرالمؤمنین در هر کاری پیش‌تاز است. ما باید عبد محمّد باشیم، چون امر توست. امیرالمؤمنین، عبدِ امر خداست، نه عبدِ رسول‌الله به عنوان نبوت یا جسم. امیرالمؤمنین عبدِ عبد نمی‌شود، امیرالمؤمنین عبدِ امر خداست. شما هم عبد این حرف‌ها باشید. این مثل آن است که خدا به ملائکه گفت: به آدم سجده کنید؛ آدم که لایق سجده نیست، امر خداست که به این سجده کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا می‌گوید ادعونی، بیا تا خودم را به تو بدهم...

امیدوارم این اجزاء را که خدای تبارک و تعالی به ما داده، همه را در اختیارش بگذاریم؛ آن‌وقت خدا خودش را در اختیار شما می‌گذارد. چرا؟ می‌گوید: «اُدعونی» بیا! چه می‌خواهد به شما بدهد؟ خدا می‌گوید بیا تا خودم را به تو بدهم؛ اما باید از همه چیز بِبُری، بدانی خدا باید تو را کفایت کند. خدا و رسول الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته‌اند برو درِ خانه علی علیه‌السلام، «أنا مَدینة العِلم وَ علیٌ بابُها»؛ او تو را کفایت می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر شیعه واقعی باشید، نه این‌که از مردم بهتر باشید، از انبیاء هم، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، بالاتر هستید...

اصل دین، اطاعت امر ولایت است. این‌ همه اهل‌تسنن پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله را احترام می‌کنند، اما چون امر پیامبر را اطاعت نمی‌کنند فایده‌ای ندارد. امر پیامبر، علی‌ بن‌ ابی‌طالب علیه‌السلام است. ما هم شیعه بی‌امر هستیم؛ اگر شیعه واقعی باشید، نه این‌که از مردم بهتر باشید، از انبیاء هم، به‌ غیر از پیامبر آخرالزمان، بالاتر هستید. شما باید ترک‌اولی هم نداشته‌ باشید، ببینید بشر می‌تواند به کجا برسد. حالا چقدر کلاه سر ما می‌رود؟ دنیا می‌گذرد. خوش به حال آن‌ کسی‌ که در قیامت جایش خوب باشد. همه مردم به‌ غیر از کسانی‌ که ولایت دارند، جایشان بد است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

همان‌طور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...

همین‌طور که امام حسین علیه‌السلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، این‌ها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام می‌آید و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید: «یا حجةَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیه‌السلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچه‌هایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

به اعضا و جوارحتان بگویید: من قبول کردم علی دین است، علی نعمت است، مبادا تو خیانت کنی...

این‌ که گفتم غدیر در تمام خلقت گسترده است، شما باید اول این گستردگی را قبول کنید، بعد آن‌ را در تمام اعضا و جوارحتان پیاده کنید. وقتی بیعت کردید، دست و جوارحتان باید با شما بیعت کنند. به دستتان بگویید: ای دست! من قبول کردم علی علیه‌السلام دین است، علی علیه‌السلام نعمت است، مبادا تو خیانت کنی. این‌جا کار مشکل می‌شود؛ اگر اعضای بدن شما، از امر ولایت اطاعت نکنند، به عذاب مبتلا می‌شوند؛ باید فرمان ولایت را ببرند، نه فرمان شیطان را. وقتی اعضای شما، فرمان شیطان را عمل کردند، بی‌عدالتی کرده‌اند. مثل این‌که با دستتان توی گوش کسی می‌زنید، به‌ غیر حق امضا می‌کنید، نامه‌ای می‌نویسید و آبروی کسی را می‌برید؛ اما اگر فرمان ولایت را ببرند، این عدالت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

به اعضا و جوارحتان بگویید: من قبول کردم علی دین است، علی نعمت است، مبادا تو خیانت کنی...

این‌ که گفتم غدیر در تمام خلقت گسترده است، شما باید اول این گستردگی را قبول کنید، بعد آن‌ را در تمام اعضا و جوارحتان پیاده کنید. وقتی بیعت کردید، دست و جوارحتان باید با شما بیعت کنند. به دستتان بگویید: ای دست! من قبول کردم علی علیه‌السلام دین است، علی علیه‌السلام نعمت است، مبادا تو خیانت کنی. این‌جا کار مشکل می‌شود؛ اگر اعضای بدن شما، از امر ولایت اطاعت نکنند، به عذاب مبتلا می‌شوند؛ باید فرمان ولایت را ببرند، نه فرمان شیطان را. وقتی اعضای شما، فرمان شیطان را عمل کردند، بی‌عدالتی کرده‌اند. مثل این‌که با دستتان توی گوش کسی می‌زنید، به‌ غیر حق امضا می‌کنید، نامه‌ای می‌نویسید و آبروی کسی را می‌برید؛ اما اگر فرمان ولایت را ببرند، این عدالت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

دفاع از ولایت، اطاعت امر ولایت است...

می‌خواستم مانند حضرت زهرا علیهاالسلام که حمایت از ولایت کرد، ما حمایت از ولایت کنیم؛ یعنی امر ولایت را اطاعت کنیم. شما که در جلسه ولایت می‌آیید، باید بیایید در قله ولایت بنشینید. دفاع از ولایت، اطاعت امر زهراست، اطاعت امر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است؛ آن‌وقت صفات الله می‌شوید. همیشه افشای ولایت کنید، نه افشای حرف. اگر این‌طوری شدید، آن‌وقت شما از کسانی هستید که هدف زهرای عزیز علیهاالسلام را عمل کرده‌اید. صفات، شما را عارف قرار می‌دهد که زیارت عارف قبول است. صفات، انفاق است. اگر به فکر فقرا باشید، به فکر حضرت زهرا علیهاالسلام هستید؛ حضرت زهرا علیهاالسلام پیراهنش را در شب عروسی به مستمند داد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

کسی که بی‌امری را می‌بیند و انجام نمی‌دهد، خودش امر است...

باید شکرانه این که امر هستی را بکنی. از کجا بفهمی که امر هستی؟ از کارهای خودت. اگر به این‌جا رسیدی، ناامری را داری می‌بینی؛ به حضرت عباس، ناامری نمی‌کنی. پس تو امر هستی که ناامری را می‌بینی و دنبالش نمی‌روی؛ یقین به امر کرده‌ای. ندیدند که این‌طور شدند. درس خواندند، نفهمیدند این حرف‌ها را؛ مگر شریح قاضی می‌فهمید که دارد بی‌امری می‌کند؟ مگر هارون و مأمون می‌فهمیدند؟ آن‌ها امر نشدند، خلق شدند. شریح قاضی امر را نفهمید که بی‌امری کرد. شریح، خلق بود که نفهمید؛ اما امیرالمؤمنین علیه‌السلام امر است. ببین چگونه امر خدا را اطاعت می‌کند؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شرط قبولی عبادت، ولایت داشتن است و شرط قبولی ولایت، اطاعت کردن است...

قبولی عبادت، ولایت [داشتن] است و قبولی ولایت، اطاعت [کردن] است. حالا شیعه باید فرمان امام را ببرد، برای خودش مصداق درست نکند. شاه‌عبدالعظیم حسنی خدمت امام‌هادی علیه‌السلام می‌گوید: واجبات را بجا می‌آورم و ترک محرّمات می‌کنم. اگر شما که امام و حجّت من هستی، امر کنی سیبی یا اناری نصفش حلال است و نصفش حرام، نیمه حلالش را می‌خورم و نیمه حرامش را دور می‌اندازم. پس از این، با همین عقیده کنار رفت. چرا؟ چون او به‌ غیر از امام، کسی را واجب‌الاطاعة نمی‌بیند؛ حجت‌خدا را واجب‌الاطاعة می‌داند. حالا خدا به او عظمت می‌دهد. [حضرت] می‌فرماید: هر کس شاه‌عبدالعظیم حسنی را زیارت کند، امام‌حسین علیه‌السلام را زیارت کرده؛ چون امر امام را زیارت کرده‌ است. رفقای‌عزیز! من هم دلم می‌خواهد شما این‌طور باشید. امر وجود مبارک حجةبن‌الحسن (عجل‌ الله‌ فرجه)، امام الانس و الجن را اطاعت کنید تا شاه‌عبدالعظیم حسنی بشوید. اطاعت یعنی‌چه؟ یعنی گناه نکنید. امام‌صادق علیه‌السلام می‌فرماید: شما عضو مایید، هر وقت گناه کردید جدا می‌شوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

زمان فرق می‌کند، اما امر فرق نمی‌کند...

این‌همه خداوند درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام سفارش کرده‌است، آیا تو تکذیب می‌کنی؟ چرا دنبال غیر از علی علیه‌السلام می‌روی؟ مگر عقل نداری؟ تفکر داشته‌ باش. علی علیه‌السلام هدایت است، خلق جنایت است. این‌که علی علیه‌السلام را در خانه گذاشتند و دنبال خلق رفتند، از جنایتشان بود که خدا افشایشان کرد و فرمود: مرتد و کافرند. تو دنبال چه‌کسی می‌روی؟ به آن‌ها گفته مرتد و کافرند، تو هم که امر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول نداری، مشابه آن‌هایی. امر فرق نمی‌کند، آن‌ها در آن‌ زمان بوده‌اند، تو در این‌ زمان هستی. زمان فرق می‌کند، کم و زیاد می‌شود؛ اما امر فرق نمی‌کند. امر خدا در تمام زمانها وجود مبارک دوازده‌امام، چهارده‌معصوم علیهم‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

قُرق‌گاه را مراعات کن...

هر کس که صبح از خانه بیرون آمد، به امید خدا، در کار خودش به‌ فکر مردم باشد، به‌ فکر زن و بچّه‌اش باشد. قُرق‌گاه را مراعات کن! آن‌وقت شما در صراط مستقیم هستی. ما در صراط مستقیم نیستیم که هر جا دلمان خواست می‌رویم. هر کجا دلمان رفت، می‌رویم. تو «لا إله إلّا الله» که نمی‌گویی هیچ، بُت‌پرست هم هستی. ای کاش ما مثل بُت‌پرست‌ها یک بُت می‌پرستیدیم، ما بُت‌ها می‌پرستیم. بی‌خود نیست که پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌گوید: در آخرالزمان از هر هزار نفر، یکی هم با دین از دنیا نمی‌رود. دین چیست؟ دین، ولایت است. دین، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. دین، پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله است. دین، امر این‌هاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

وجود شما به وجود امام صادق (علیه السلام) متصل است؛ اما در زمانی که امرشان را اطاعت کنیم...

شخصی آمده پیش امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: مریض شدی؟ می‌گوید: بله، می‌فرماید: ما مریض شدیم. نمی‌گوید، من، می‌فرماید: ما مریض شدیم؛ یعنی ما، دوازده امام، چهارده معصوم. آن وقت می‌گوید: بهتر شدی؟ می‌گوید: بله، می‌فرماید: ما بهتر شدیم؛ یعنی وجود شما به وجود امام صادق (علیه السلام) متصل است؛ اما در زمانی که امرشان را اطاعت کنیم، از امرشان جدا نشویم

من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم را از تو نمی‌پذیرد!...

ابوحنیفه هم شاگرد امام صادق (علیه السلام) بود. پیرو چه کسی هستی؟ به اسم اینکه من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم که به تو جزا نمی‌دهد. تو امر امام صادق (علیه السلام) را اطاعت کن. ببین، امام صادق (علیه السلام) چه گفته است. عزیز من، گفته: نزول نخور، بدگمان نباش، علم خودت را دکان نکن، حرف از خودت نزن، حرف از من بزن، خیانت نکن، بدچشمی نکن، تکبر نداشته باش، «من» نگو. تمام این‌ها را امام صادق (علیه السلام) گفته است. آیا شاگردش هستی؟ بنا کرد گریه کردن. من شاگرد امام صادق (علیه السلام) هستم را از تو نمی‌پذیرد. باید امر امام صادق (علیه السلام) را اطاعت کنی

کارهایمان روی امر نیست. مکه‌ات روی امر نیست. کارهای ما روی امر نیست...

کجا به امر قرآن هستید؟ قرآن به تو گفته: نگاه به بچه مردم نکن، زن مردم نکن، معامله ربوی نکن، دروغ نگو، خدعه نکن، به فکر مردم باش، سخی باش. شما چه کار کردید؟ ماه رمضان رفت، چه حاجت برادر مؤمنی را برآوردید؟ به چه کسی افطاری دادید؟ چه کار کردید؟ قرآن؛ یعنی عمل به قرآن، علی می‌گوید: «انا قرآن الناطق» من قرآن ناطق هستم. آخرش هم یک حرف دیگری زدید. … کارهایمان روی امر نیست. مکه‌ات روی امر نیست. کارهای ما روی امر نیست.

حضرت معصومه دلش خون است. می‌گوید: زیارت می‌کنند قبر ما را، اطاعت نمی‌کنند امر ما را....

برو جانم! برو دست از این کارهایت بردار. امروز روز عید است. قرارداد کنید که این کارها را دیگر نکنید. با امام زمان شرط کنید، دل امام زمان را خوش کنید. به دینم، امام زمان دارد «هل من ناصر» می‌گوید، خدا می‌داند «هل من ناصر» می‌گوید. این حضرت معصومه دلش خون است. می‌گوید: زیارت می‌کنند قبر ما را، اطاعت نمی‌کنند امر ما را. به تمام آیات قرآن، امام رضا گفت: ما را زیارت می‌کنند، به امر ما نیستند، کارشان است. تمام این‌ها رد است. حالا تو پا شو برو امام رضا. تو چه کسی را می‌خواهی؟ لا اله الا الله، نمی‌توانم حرفم را بزنم. اینقدر دیشب از خدا خواستم، گفتم: خدایا، زبانم را حفظ کن. چه کسی را می‌خواهی؟ کجا هستی؟ کجا هستی؟ تو مستی. مست که حالی‌اش نیست. تو حالی‌ات نیست که ویدئو می‌زنی و ماهواره می‌زنی و تلویزیون می‌زنی و این دستگاهها را می‌زنی، حالی‌ات نیست. جان من، برو نصف شب با خدا و امام زمان عشق‌بازی کن. به تمام آیات قرآن، به امام زمان گفتم، گفت: خوشی تمام شد، گفتم: دو تا خوشی هست: یکی آدم خدمت امام زمانش باشد، یکی بیتوته شب، برود با خدا حرف بزند. با خدا بیتوته کند. اویس همین‌جور بود. حالا می‌گوید: برادر من است.

اگر تو امر را کاملاً اطاعت کردی، عضو اینها می‌شوی. والله، اگر علی به آسمان رفت، تو هم می‌روی...

خدا مگر به موسی نگفت: چرا من مریض شدم، دیدنم نیامدی؟ خدا تو را خودش حساب می‌کند. امیرالمؤمنین تو را خودش حساب می‌کند. اگر تو امر را کاملاً اطاعت کردی، عضو اینها می‌شوی. والله، اگر علی به آسمان رفت، تو هم می‌روی. اگر امیرالمؤمنین در عرش برود، تو هم می‌روی. مگر ممکن است انگشت از دست جدا شود. توجه به این حرفها کنید. مگر ممکن است انگشت من جدا شود؟ انگشت من که عضو آن شد، خب، دست برود، او هم می‌رود. اما چه دستی می‌رود؟ اما دستی که به روی خدا دراز شود، دستی که به روی ولایت دراز شود، نه دستی که به روی خلق دراز شود، نه دستی که به آنجا که خدا گفته نرو دراز شود. والله، اگر ما قدر این حرف را بدانیم، حرف خیلی خوب است.

خدا از تو توقع امر دارد؛ ببیند که تو اطاعت آن را که گفته؛ یعنی دوازده امام، چهارده معصوم، می‌کنی یا نه؟...

خدا از تو توقع امر دارد؛ ببیند که تو اطاعت آن را که گفته؛ یعنی دوازده امام، چهارده معصوم، می‌کنی یا نه؟ اگر تو او را اطاعت کنی، یعنی خدا را اطاعت کردی. خدا می‌خواهد تو را امتحان کند. مگر بلد نبود تو را به بهشت ببرد؟ اگر تو را به بهشت می‌برد که همچنین کار خاصی نبود. تو باید بیایی با این حرفها روبرو شوی و خدا را به هر چیزی ترجیح بدهی. به ساز و آواز و به پول و به هر چیزی ترجیح بدهی، خدا هم تو را ترجیح می‌دهد. اگر امتحان به کار نبود که به درد نمی‌خورد. به تو می‌گوید آنجا نگاه نکن، بگو چشم، آن کار را نکن، بگو چشم. خمس سهم امام بده، بگو چشم

عزیزان من! باید امر خدا را اطاعت کنید! ملائکه آسمان امر خدا را اطاعت می‌کنند و گناه نمی‌کنند، شما باید برتر از آنها باشید...

عزیزان من! باید امر خدا را اطاعت کنید! ملائکه آسمان امر خدا را اطاعت می‌کنند و گناه نمی‌کنند، شما باید برتر از آنها باشید؛ چون که آنها در آسمان هستند؛ اما شما با مردم برخورد دارید. وای به حال تو که دنبال مردم می‌روی! هم از خدا جدا شده‌ای، هم از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و زهرای عزیز (علیها السلام) جدا شده‌ای! افرادی که از اینجا رفتند، از ائمه جدا شدند! شما که به جلسه ولایت می‌آیید، هم خدا، هم ائمه (علیهم السلام) و هم متقی را شناخته‌اید؛ اما شرطش این است که گناه نکنید و دنبال متقی بروید، سخی باشید و به اولیای امور کار نداشته باشید؛ آن وقت سنخه ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌شوید. چه کسی این حرفها را می‌زند؟ فقط متقی. منبع: ‎

امر را اطاعت کنید تا «بلبل باغ ملکوت» بشوی ...

عزیزان من، من عقیده‌ام این است که یک مؤمن واقعی از یک دنیا بهتر است. من بی‌خود حرف نمی‌زنم. می‌گوید: اگر یکی را هدایت کردی، دنیایی را هدایت کردی، یکی را کُشتی، عالمی را کُشتی. توجه می‌فرمایید من دارم به شما چه می‌گویم؟ شما الان یک مملکت هستید. من دلم می‌خواهد این مملکت سقوط نکند. این مملکت چه وقت سقوط می‌کند؟ در صورتی که امر شیطان را اطاعت کند. امر خدا و پیامبر را اطاعت نکند. این مملکت سقوط کرده است. … وجود شما الان یک مملکت است. نباید سقوط کند. سفت باید جلوی شیطان بایستید. سفت باید مواظب باشید، امر را اطاعت کنید تا «بلبل باغ ملکوت» بشوی