Press ESC to close

امام حسین

مگر هاجر می‌تواند شهید بدهد؟ هاجر باید خاک کف پای زینب را ببوسد...

همان‌طور که تمام خلقت باید ولایت داشته‌ باشند، تمام خلقت باید به امام‌ حسین علیه‌السلام پناه بیاورند تا خدا آن‌ها را بپذیرد. امام‌ حسین هم شهید شده، هم شهید داد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله این‌طوری نبودند. مگر شهید دادن شوخی است؟ ابراهیم می‌خواهد اسماعیل را قربانی کند، یک‌قدری گلویش خراشیده شده، هاجر دارد خودش را می‌کشد! مگر این زینب است؟ این هاجر است، باید خاک کف پای زینب را ببوسد. اصلاً خلق که نمی‌تواند شهید بدهد. حالا ابراهیم به اسم امام‌ حسین، دلش می‌شکند. خدا می‌گوید: ای ابراهیم! حسین شهید می‌دهد، نه خلق. منبع: کتاب حر

امام حسین خودش امر است، تو باید امر او را اطاعت کنی، نه این‌که او را زیر سؤال ببری...

اگر حاجی‌ها دنبال امام حسین علیه‌السلام آمده بودند، این حکم را شریح قاضی نمی‌توانست بدهد. حسین علیه‌السلام را تنها دید که فتوا داد: کسی‌ که هشتم ذی‌الحجه به خانه خدا پشت کند و بیرون برود و به خلیفه وقت خروج کند، پشت به امر کرده، کافر است و خونش هدر است. این برای خلق است که پشت به خانه خدا کردن، پشت به امر کردن است. امام حسین علیه‌السلام خودش امر است، نه که پشت به امر بکند. «ولیّ» خودش امر است، تو باید امر «ولیّ» را اطاعت کنی. منبع: کتاب حضرت زینب

وقتی امام حسین در قلب اصحابش جلوه کرد و دیدند همراه ایشان هستند، خوشحال شدند...

امام‌ حسین علیه‌السلام جای اصحابش را به آن‌ها نشان داد، ولی آن‌ها خوشحال نشدند. یک‌دفعه امام‌ حسین جلوه‌ای کرد، دیدند امام‌ حسین جلو هست و این‌ها پیرو امام‌ حسین هستند؛ حالا خوشحال شدند. امام علیه‌السلام هر کجا که بخواهد، جلوه می‌کند. امام‌ حسین علیه‌السلام در قلب اصحابش جلوه کرد. یک‌وقت دیدند امام‌ حسین جلو می‌رود، این‌ها دنبالش هستند. اصحابش با امام‌ حسین نجوا کردند، امام‌ حسین هم با آن‌ها نجوا کرد؛ یک‌وقت دیدند با هم ارتباط دارند و پیوند خورده‌اند. منبع: کتاب نجوا

گهواره امام حسین فطرس را شفا داد، چون امام حسین در آن بود، مثل تربت...

گهواره امام حسین علیه‌السلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیه‌السلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیه‌السلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست؛ تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، پای تو هم شفا می‌شود؛ چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیه‌السلام داری. قربان آن‌ موقع که حسین می‌گویی؛ چنان حسین علیه‌السلام به شما نظر می‌کند. منبع: کتاب عارف ولایت

هیچ‌کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین» کشته نشدند، حالا در رجعت اول امام حسین می‌آید و خدا افشا می‌کند که دین، حسین است...

اگر رجعت نباشد، کار دنیا ناقص است. صحیح بودن کار تمام دنیا به‌واسطه رجعت است. رجعت می‌آید احقاق حق از امام‌حسین می‌کند. از خون علی‌اصغر، از دست‌های بریده آقا اباالفضل، از ناله‌هایی که زهرا زده و از سیلی‌ای که خورده حمایت می‌کند. رجعت قلدرفاش‌کن است. رجعت حد ندارد. در رجعت اول امام‌حسین می‌آید. چرا می‌آید؟ تا به مقصدش برسد. هیچ‌کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین» کشته نشدند. حالا خدا افشا می‌کند که دین، حسین است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

لبّیک به امام‌حسین این‌ است که پیرو خلق نباشید...

رفقای‌عزیز! امام‌حسین علیه‌السلام به‌ فکر شماست، نگاه به باطن شما می‌کند، ظاهر یک‌حرفی است. نگاه به باطن حُرّ کرد، دید حُرّ می‌خواهد این‌طرف بیاید، می‌خواهد «هل من ناصر» امام‌حسین علیه‌السلام را لبیک بگوید؛ گفت: عباس‌جان! از ابن‌سعد بخواه امشب را به ما وقت بدهد. امام می‌خواهد حُرّ را این‌طرف بیاورد، یک‌کاری بکنید که امام‌حسین علیه‌السلام شما را طرف خودش بیاورد. عزیزان من! امام شما را دعوت می‌کند، بیایید به او لبّیک بگویید. لبّیک به امام‌حسین علیه‌السلام این‌است که پیرو خلق نباشید. حُرّ پیرو خلق بود که خلق را رها کرد و پیرو امر شد. امر امام‌حسین علیه‌السلام است، امروز امر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. بیایید عزیزان من! شما هم پیرو امر باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

امام حسین غصه می‌خورد که علی‌اکبر و قاسم دارند برای او کشته می‌شود، چون‌که امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌ است...

زینب می‌گوید: برادر جان! قربان دل پر حسرتت بروم. دل پر حسرت امام‌حسین علیه‌السلام این نبود که بماند، حسین که نمُرده است، باید بفهمیم زینب چه می‌گوید. زینب می‌خواست امام‌حسین علیه‌السلام همه این‌ها را بهشتی کند. چرا زینب گفت: حسین‌جان! برادر! قربان دل پر غصه‌ات بروم؟ برادری که به زعفر می‌گوید تمام نفَس‌هایی که این‌ها می‌کشند، در قبضه قدرت من است؛ از امام‌حسین علیه‌السلام که در این خلقت قدرتمندتر نیست، پس چرا این‌ را می‌گوید؟ آیا می‌دانی امام‌حسین علیه‌السلام غصه چه‌کسی را می‌خورد؟ غصه می‌خورد که علی‌اکبر دارد برای او کشته می‌شود، قاسم دارد برای او کشته می‌شود، چون‌که امام‌حسین امرِ خلیفه وقت را اطاعت نکرده‌است؛ امام‌حسین علیه‌السلام دلش برای این‌ها می‌سوزد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدا انجام واقعه کربلا را به انتخاب ائمه گذاشت و امام حسین آن را پذیرفت...

کاری که امام‌ حسین علیه‌السلام کرد، هیچ‌کدام از ائمه نکردند. «لَا إکراه فِی الدِّین» خدا به تمام ائمه علیهم‌السلام ابلاغ کرد این‌ کار (واقعه عاشورا) می‌خواهم انجام شود، وقتی به اسیری ناموس می‌رسید، همه می‌گفتند: خدایا! اگر امر کنی انجام می‌دهیم، اما می‌ترسیم از امتحان در نیاییم. فقط امام‌ حسین علیه‌السلام گفت: من این‌ کار را می‌کنم. ای‌خدا! تمام فدای تو، ناموسم فدای تو، زینب علیه‌السلام فدای تو، دخترم فدای تو، پسرم فدای تو، علی اکبرم فدای تو، علی اصغرم فدای تو. حالا که همه را داده، در قتلگاه افتاده و می‌گوید «رضاً برضائک، تسلیماً بأمرک» ای معبود سماء! ای‌خدا! امرت را اطاعت کردم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین برای جهنمی شدن قاتلین آقا علی‌اکبر گریه می‌کند، نه برای از دست دادن فرزندش...

امام‌حسین علیه‌السلام بالای سر آقا علی‌اکبر یک‌ صیحه زد، چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول‌الله» بود؛ اما امام‌حسین برای آن‌هایی که با کشتن آقا علی‌اکبر جهنمی شدند گریه می‌کند، نه برای فرزندش؛ او را در راه خدا داده، این‌ که گریه ندارد. امام‌حسین تا آخر «هل من ناصر» می‌گفت. علی‌اکبر را کشتید؟ علی‌اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این‌طرف، بیا! ولایت این‌ است که از سر همه جُرم‌ها می‌گذرد. پس امام برای جهنمی‌شدن این‌ها گریه می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین رحمة الله الواسعه است، به فکر نجات همه است، حتی قاتلش...

به امام حسین علیه‌السلام می‌گویند: «السلام علیک یا رحمة الله الواسعة». این خواست امام حسین علیه‌السلام است. «رحمة الله الواسعة» یعنی همه را در بر می‌گیرد. به شمر در گودی قتلگاه گفت: اگر به‌واسطه مال دنیا مرا می‌کشی، من به تو می‌دهم؛ دست از این کار بردار، من قول بهشت به تو می‌دهم. شمر گفت: من یک درهم ابن زیاد را از پدر و مادر تو بیشتر می‌خواهم! این‌جا حرام‌زادگی خودش را بروز داد، چون امام را نمی‌خواهد، مال دنیا را می‌خواهد. اما منظور مطلب این است: امام حسین علیه‌السلام به فکر نجات همه هست، تا حتی قاتلش. متقی هم همین‌طور است، تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مظلومیت امام حسین این است که حقش را برده‌اند، این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین است...

مظلومیت امام حسین علیه‌السلام این است که حقش را برده‌اند، این مظلومیتِ تمام خلقت است. این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین علیه‌السلام است؛ اما تمام اشیاء برای حق امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند. حق امام حسین علیه‌السلام را چه کسی از بین برد؟ نمی‌توانم بگویم! آن‌جا در کربلا گفتم: حسین‌جان! چه کسی تو را کشت؟ چه کسی حق تو را از بین برد؟ مگر خدا دست از حق برمی‌دارد؟ خدا حمایت از حق می‌کند، حمایت از کلام خودش می‌کند؛ یک مارک به آن‌ها بست و گفت: «شِرار خلق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا اطلاعیه نازل می‌کند: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، در تمام خلقت خون خدا امیرالمؤمنین و امام حسین هستند، سومی هم ندارد...

ما حسین داریم، تمام خلقت را داریم، چون تمام خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده. تمام خلقت می‌گوید: حسین! آسمان‌ها می‌گویند: حسین! نه این آسمان، خدا آسمان‌هایی دارد، به دینم همه می‌گویند: حسین! یا می‌گویند: علی! روح به آن‌ها دمیده می‌شود. از دو چیز هیچ قدرتی سر در نمی‌کند: یکی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، یکی عاشورا. خدا اطلاعیه نازل می‌کند، رهبر گذاشته برای شما، مدیرعامل گذاشته برای شما؛ می‌گوید: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، ای خون خدا! پسر خون خدا! در تمام خلقت سومی هم ندارد. اگر کسی خون نداشته باشد، از بین می‌رود. خیلی بالا برده! می‌گوید خون من است، یعنی اگر حسین علیه‌السلام نباشد، من نیستم. حیات من حسین علیه‌السلام است. این خون امام حسین علیه‌السلام می‌جوشد در تمام خلقت؛ تو می‌روی خون خدا را می‌ریزی؟ یا این‌که خدا می‌گوید: علی بن ابی طالب علیه‌السلام مقصد من است. دنبال چه مقصدی می‌گردی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام حسینش را خیلی دوست دارد، چون‌که خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفته‌اند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیه‌السلام. حالا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همه‌اش سفارش حسین را می‌کند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه‌ جان! تمام عالم به‌ واسطه حسین آمرزیده می‌شوند. در تمام خلقت هیچ‌کسی مثل امام حسین علیه‌السلام نيست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمی‌گوید، حتی کارهای پیامبر را نمی‌گوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهم‌السلام را، اما خدا می‌گوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را می‌کشند. خدا شرح امام حسین علیه‌السلام را می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام نجات‌ دهنده کل خلقت است. آیا می‌فهمی یا می‌روی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مصیبت امام حسین از تمام خلقت بالاتر است...

خدا تمام خلقت را به امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) داده‌ است، باز امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) برای مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام گریه می‌کند، تا زمانی‌ که احقاق حق از جدش امام‌ حسین علیه‌السلام شود. پس مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام از تمام خلقت بالاتر است. عزیزان من! شما هم باید همین‌جور باشید. دو چیز باید در عروق بدن شما، خون شما، تمام اشیاء شما عضو باشد: اول: خواست خدا “ولایت”، بعد: “مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام”. این دو چیز را از ما گرفتند، یک‌ چیز دیگر به ما دادند؛ حالا امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) به متقی می‌گوید: خوشی تمام شد. آن خوشی که امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) می‌گوید، خوشی تمام خلقت است. تو اگر ولایت و مصیبت امام‌ حسین علیه‌السلام در تمام عروق و خون و اشیاء بدنت عضو باشد، در خلقت خوشی، در بهشت خوشی، در فردوس خوشی. اگر این‌جور باشی، پیش آقا امام‌ زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) هستی، در عرش خدا هستی. خوشی یعنی این. حالا این‌ که نباشد، همه فاسد است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

قضیه اصحاب رقیم این است که سه نفر در غاری بودند، سنگ بزرگی جلویشان افتاده بود. گفتند بیایید هر کدام کارهایی را که محض خدا کردیم بگوییم...

قضیه اصحاب رقیم این است که سه نفر در غاری بودند، سنگ بزرگی جلویشان افتاده بود. گفتند بیایید هر کدام کارهایی را که محض خدا کردیم بگوییم. یکی گفت: خدایا من شیر آوردم که به پدر و مادرم بدهم، خواب بودند، ایستادم تا بیدار شدند. دوّمی گفت: خدایا، من یک کارگر آوردم که کار کند، مزد نگرفت و رفت. پولش را دادم و یک گاو خریدم، یک روز آمد، گاو و همه گوساله‌هایش را به او دادم. آن یکی گفت: خدایا! یک زنی بود که شوهرش مُرد و من دوستش داشتم، گفتم: بیا با هم دوستی کنیم، او گفت: جایی که کسی نباشد. دیدم می‌لرزد. زن گفت: خدا ما را می‌بیند. من از آن زن دوری کردم و او را غنی کردم. اینجا بود که سنگ کنار رفت و آنها از غار نجات پیدا کردند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

در مسیر حرکت به سمت شام در مکانی یک راهب بود، آمد و یک پولی داد و گفت این سر را به من بدهید. آن وقت مدام با سر گفتگو می‌کرد. گفت: این زنده است، این که مرده نیست!...

در مسیر حرکت به سمت شام در مکانی یک راهب بود، آمد و یک پولی داد و گفت این سر را به من بدهید. آن وقت مدام با سر گفتگو می‌کرد. گفت: این زنده است، این که مرده نیست! خلاصه قافله را رو به شام حرکت دادند. تنها سری را که جلو می‌بردند سر امام حسین (علیه السلام) بود وگرنه سرهای دیگر در صندوق بودند. از بس این سرها بوی عطر می‌داد، آن‌ها را داخل صندوق گذاشتند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

چه کسی باور می‌کرد اینکه پسر پیغمبر را بکشند، سرش را بالای نیزه کنند و پیش دشمن خدا [یعنی] یزید بن معاویه ببَرند تا خوشحال شود؟! این از همه قصه‌ها عجیب‌تر است...

چه کسی باور می‌کرد اینکه پسر پیغمبر را بکشند، سرش را بالای نیزه کنند و پیش دشمن خدا [یعنی] یزید بن معاویه ببَرند تا خوشحال شود؟! این از همه قصه‌ها عجیب‌تر است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

زینب تا زمانی که می‌دید برادرش زنده است، خوشحال بود. یک وقت دید دیگر صدای امام حسین (علیه السلام) نمی‌آید و زمین کربلا می‌لرزد...

زینب تا زمانی که می‌دید برادرش زنده است، خوشحال بود. یک وقت دید دیگر صدای امام حسین (علیه السلام) نمی‌آید و زمین کربلا می‌لرزد، توجه پیدا کرد، روی تلّ زینبیه آمد، دید دور حسینش را گرفته‌اند، حسینش در قتلگاه است. حالا ببین زینب (علیها السلام) چه کار می‌کند؟! این درس را از کجا گرفته؟! از مادرش زهرای عزیز. وقتی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به مسجد بردند و طناب گردنش انداختند، زهرای عزیز با پهلوی شکسته و صورت نیلی به مسجد رفت و گفت: دست از علی بردارید؛ وگرنه نفرین می‌کنم. ستونها از جا حرکت کرد، مدینه به لرزه درآمد، زینب دید مادرش زهرا (علیها السلام) علی (علیه السلام) را برگرداند. همین طور که دور امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند، دور امام حسین (علیه السلام) را هم گرفتند، زینب پیش ابن سعد آمد، ببین خواهش نکرد، گفت: تو ایستاده‌ای و برادرم را می‌کشند؟! زمین کربلا دارد می‌لرزد، زمین اعلام آمادگی می‌کند: «زینب! اشاره کنی همه اینها را زیر و رو می‌کنم». زینب دارد امر را اطاعت می‌کند. ابن سعد بنا کرد گریه کردن، ریش نحس نجسش تَر شد، گفت: کار حسین را تمام کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

اهل بیت تا ذوالجناح شیهه کشید، همه آمدند، دیدند زین واژگون! یال اسب غرقه خون!...

اهل بیت تا ذوالجناح شیهه کشید، همه آمدند، دیدند زین واژگون! یال اسب غرقه خون! چون که یالش را به خون امام حسین (علیه السلام) مالید، زینش را واژگون کرده بود؛ یعنی ای مردم! کسی به غیر از امام حسین (علیه السلام) سوار من نشود! به غیر از ائمه (علیهم السلام) دنبال مردم نروید! بیایید از این اسب کمتر نباشیم! گفت مبادا کسی سوار من بشود! تمام بچه‌ها بیرون ریختند، خدا رحمت کند حاج شیخ عباس را می‌گفت: سکینه آمد و گفت: ذوالجناح! می‌دانم تو خوب می‌فهمی! می‌دانم بابایم را کشتند! پدرم تشنه بود، آیا آبش دادند؟! حالا چه کار کردند؟! این اسب را می‌خواستند بگیرند و به یزید بدهند، اسب از این طرف لگد می‌زد، از آن طرف دندان می‌گرفت، آخرش او را با تیر زدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

در تمام بدن امام حسین جایی نبود که زینب ببوسد؛ لب‌هایش را به گلوی بریده گذاشت و نجوا کرد...

قربان زینب بروم! وقتی امام حسین شهید شد، آمد شمشیر و نیزه‌های شکسته را کنار زد، با برادرش روز عاشورا نجوا کرد، چه نجوایی؟! آمد و گفت: آیا تو حسین منی؟! آیا تو پسر مادر منی؟! در تمام بدن امام حسین جایی نبود که زینب ببوسد؛ لب‌هایش را به گلوی بریده گذاشت و نجوا کرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

عزای امام حسین تا حتی به درخت اثر کرده؛ اما به قلب ما اثری ندارد...

این عزای امام حسین به حیوانات هم اثر کرده است. عابدی در کوه مناجات می‌کرد، روزی هم برایش می‌رسید. شبی دید که همه حیوانات پای کوه جمع می‌شوند، درنده به شکال کاری ندارد، این‌ها همه قاطی هستند، اشک می‌ریزند و هو می‌کشند. حساب کرد که امشب شب عاشورا است. عزای امام حسین تا حتی به درخت اثر کرده؛ اما به قلب ما اثری ندارد. حیف از حیوان! وقتی امام سجاد از دنیا رفت، شتر حضرت، سر قبرش رفت و گریه می‌کرد. امام باقر فرمود: او را بیاورید. بعد از آن دوباره فرار کرد و رفت. حضرت گفت: رهایش کنید. آن‌قدر سرش را روی قبر امام زد تا جان داد. آیا تو عاشورا گریه می‌کنی یا می‌روی پای تلویزیون؟ آن حیوان است یا تو؟ والله! آن انسان است و ما حیوان! این مردم حیا نمی‌کنند. حیا باعث نجات شما می‌شود. والله! اگر حیا نداشته باشیم حیات نداریم. بی‌حیایی این است که امر ائمه را اطاعت نکنید و پشت به این‌ها کنید. از هر بی‌حیایی بی حیاتری! حر حیا داشت که به حیات ابدی رسید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

این دهه محرّم، مصیبت، مثل ولایت بر قلب دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل می‌شود، اگر خنده و شوخی بی‌امر کردید، آن نازل نشده است...

این دهه محرّم، مصیبت، مثل ولایت بر قلب دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل می‌شود، اگر خنده و شوخی بی‌امر کردید، آن نازل نشده است. آن ناراحتی به تمام ائمه (علیهم السلام) نازل می‌شود، آن مصیبت به عرشیان، آسمان، ملائکه، بهشت و فردوس و جهنم نازل می‌شود. توجه کنید که به شما هم نازل بشود. وقتی نازل شد، یک قطره اشک بریزی، هر گناهی داشته باشی، آمرزیده می‌شوی؛ اما به دشمنان زهرای عزیز و اهل تسنن نازل نمی‌شود. مؤمن باید قلبش ناراحت و مریض باشد؛ تا وقتی که امام زمان (عج الله فرجه) بیاید و قلبش را با احقاق حق شفا بدهد. آن مصیبت، والله، بالله، خودِ قرآن است که به قلب شما نازل می‌شود. «أنا قرآن الناطق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام حسین (علیه السلام) حرف بزن!...

الآن محرّم است، یک گوشه‌ای برو! اشکی برای امام حسین (علیه السلام) بریز! آن «ذبح العظیم» می‌شود. اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام حسین (علیه السلام) حرف بزن! من عاشورا به بیابان می‌رفتم، جایی که کسی نبود، می‌نشستم و با امام حسین (علیه السلام) حرف می‌زدم، گریه می‌کردم، حالی داشتم. به شما می‌گوید: بکاء داشته باش! گوشه‌ای بنشین و ناراحت باش! این دهه را فرق بگذار؛ تا حضرت زهرا (علیها السلام) برایت فرق بگذارد. تو را با غمش که غم امام حسین (علیه السلام) است شریک می‌کند. زینب اسیر است، گریه می‌کند، به حساب زهرای عزیز بگذار، بگو: زهراجان! بچه‌هایت در بیابان هستند، گریانند. ما این دهه تلویزیون و ویدئو و ماهواره را کنار گذاشتیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

توی کوچه‌ها می‌رفتم و می‌گشتم، می‌گفتم: اینجاست که زینب آمده! اینجاست که حسین آمده!...

حالا ای مسلمان، تو چه مسلمانی هستی؟ گفتم: این دهه عاشورا این تلویزیون را کنار بگذار، برو فکری برای مسلمانی‌ات بکن! لااقل این دهه ویدئو و ماهواره و تلویزیون نزن. آیا با این حرفها نقش داری یا نه؟! حسین جانم، آخر، چه نقشی داری؟ تو هنوز از لهو و لعب دست برنداشتی. عزیز من، قربانت بروم، وقتی امام حسین شهید شد، امام صادق آمد و یک خانه در کربلا خرید و از اول دهه روی پایش می‌زد و داد می‌کشید، می‌گفت: جدم را اول کافر کردند و بعد او را کشتند! [حضرت]، مرتب حسین، حسین می‌کرد. کربلا دارد حسین، حسین می‌گوید؛ [اما] تو ای بی‌غیرت، می‌خندی!!؟ به تمام آیات قرآن! راست می‌گویم: من رفتم آنجا [کربلا،] [مردم] امام حسین را زیارت می‌کردند و بعد پای ویدئو می‌آمدند!! تو کربلا آمدی؟ چه خبر است؟توی کوچه‌ها می‌رفتم و می‌گشتم، می‌گفتم: اینجاست که زینب آمده! اینجاست که حسین آمده! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

خدایا! این عاشورا، عاشورای آخرِ ما نباشد، عاشورای عاشقی باشد....

خدایا! ما را جزء عزاداران امام حسین (علیه السلام) قرار بده، اشک ما برای امام حسین (علیه السلام) جاری شود، اگر از روی معرفت و شناخت لکّه اشکی برای امام حسین (علیه السلام) بریزی، این ارزش دارد؛ آن وقت اگر این لکّه اشک در جهنم ریخته شود، آتش جهنم خاموش می‌شود. خدایا! عشق و محبت امام حسین (علیه السلام) را در قلب و جان ما تزریق کن! ما دیگر گناه نکنیم، امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنیم، از امام حسین (علیه السلام) و فرزندانش جدا نشویم، همیشه با عشق ائمه باشیم؛ نه با عشق گناه. خدایا! این عاشورا، عاشورای آخرِ ما نباشد، عاشورای عاشقی باشد. خدایا! این رفقای من عمداً گناه نمی‌کنند، گناهانشان را بیامرز! از این عاشورا بی‌گناه باشند. خدایا! ما را بیامرز! خدایا! به حق مسافرین صحرای کربلا؛ یعنی زینب کبری، مسافرت قبر را برای ما مبارک بگردان. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدایا! اسم امام حسین (علیه السلام) را در قلب ما بزن! ما آرام بگیریم، یک قدری تنبّه پیدا کنیم، این طرف و آن طرف نرویم....

خدایا! اسم امام حسین (علیه السلام) را در قلب ما بزن! ما آرام بگیریم، یک قدری تنبّه پیدا کنیم، این طرف و آن طرف نرویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

خدایا! اول محرّم است، خدایا! اول شناخت امام حسین (علیه السلام) را به ما بده، ما امام حسین (علیه السلام) را بشناسیم....

خدایا! اول محرّم است، خدایا! اول شناخت امام حسین (علیه السلام) را به ما بده، ما امام حسین (علیه السلام) را بشناسیم. خدایا! از روی شناخت سینه و زنجیر بزنیم، از روی شناخت، حسین حسین بگوییم. خدایا! به حق امام حسین (علیه السلام) ما سنخه باشیم، امام حسین (علیه السلام) سفینه نجات است، ما را در سفینه‌اش راه بده. اگر در سفینه باشیم، ایمن هستیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: حر]

گفتم: حاج آقا، خدا چشم شما را گریان نکند، چرا گریه می‌کنی؟ گفت: حسین (علیه السلام) را نشناختیم یا برای پول کردیم یا برای ریاست...

یک نفر در قم بود که از او مهم تر نبود. سردسته بود و سید هم بود. وقتی مرد می‌خواستم او را ببینم. دیدم در صحرای محشر چنان نعره می‌زند که یک محوطه از محشر را صدای او برداشته بود. رفتم گفتم: حاج آقا، خدا چشم شما را گریان نکند، چرا گریه می‌کنی؟ گفت: حسین (علیه السلام) را نشناختیم یا برای پول کردیم یا برای ریاست [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

یک گریه‌ای است که امام زمان (عج الله فرجه) می‌کند، برای توهینی که به آنها شد. این گریه درست است...

من بارها به رفقای عزیز گفته‌ام که گریه سه شکل است. گریه عقده، گریه‌ای که توهین به ولایت است و اینها را بیچاره بدانیم؛ اما یک گریه‌ای است که امام زمان (عج الله فرجه) می‌کند، برای توهینی که به آنها شد. این گریه درست است. حالا که من این را گفتم، ببینید آقا چطور آن را تأیید کرد. این حرف مرا تأیید کرد. گفت: فلانی، ولایت گریه می‌کند نه مردم. ببینید چقدر عالی است. ولایت، گریه می‌کند، حجة ابن الحسن، آقا امام زمان (عج الله فرجه)، مگر ولایت نیست؟ ولی خداست، ولایت است. «تنزل الملائکة و الروح»؛ روح تمام خلقت است. حالا که ولایت گریه می‌کند، کسانی که ولایت دارند، آنها هم گریه می‌کنند. ولایت به ولایت اتصال است. اگر گریه نکردی، بدان یا ولایت نداری یا کورکوره می‌کنی. چرا؟ فرمود: چرا کفار گریه نمی‌کنند؟ چون ولایت ندارند. چرا اهل تسنن گریه نمی‌کنند؟ ولایت ندارند. پس ولایت گریه می‌کند. حالا که ولایت شد و ولایت گریه می‌کند، این است که اگر قطره‌ای از اشک داخل جهنم بریزد، جهنم تعادلش را از دست می‌دهد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، تعادلش را از دست می‌دهد. چرا نمی‌روید یک گوشه‌ای بنشینید و برای آقا امام حسین (علیه السلام) گریه کنید؟ چرا شما از این فیض عظما ب...

اگر یک قطره اشک برای امام حسین بریزی، تعادلش را از دست می‌دهد. چرا نمی‌روید یک گوشه‌ای بنشینید و برای آقا امام حسین (علیه السلام) گریه کنید؟ چرا شما از این فیض عظما بهره نمی‌برید؟ کجا بلند می‌شوید این طرف آن طرف می‌روید؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

در این دهه محرم یک دسترسی به قوم و خویش خود داشته باش، مردم دهه محرم چند روز بیکار هستند، دستت را یک کمی باز کن...

الان اول محرم است، یک رحمی به یک نفر بکنید، دل یک بچه یتیم را خوش کنید، بگویید خدا ما جزء ظالمین نیستیم، ما جزء آنهایی هستیم که رحم داریم، در این دهه محرم یک دسترسی به قوم و خویش خود داشته باش، مردم دهه محرم چند روز بیکار هستند، دستت را یک کمی باز کن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

چرا به شما می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن؟ یعنی خودت را در حالت عزا قرار بده....

باید بفهمی عزادار باشی، غصه‌دار باشی، غمگین باشی. چرا به شما می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن؟ یعنی خودت را در حالت عزا قرار بده. حالا رفته‌ای، خسته هستی، از کارگاه آمدی، از کارخانه آمدی و گریه‌ات نمی‌آید، می‌گوید: خودت را تباکی کن؛ یعنی خودت را به این کار بزن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

تو روضه‌خوان امام زمان باش...

من روایت می‌گویم؛ می‌گوید: اگر تو به گوشه‌ای بروی و اشکی برای امام حسین بریزی، فوراً زهرای مرضیه آنجا حاضر می‌شود، دارد گریه می‌کند. امام زمان حاضر می‌شود، دارد گریه می‌کند. تو روضه‌خوان امام زمان باش [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

آیا ما امام حسین (علیه السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، مال امام حسین (علیه السلام) سینه می‌زنیم، پس فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم...

ما بیشترمان، دهه محرم که می‌شود سیاه می‌پوشیم. به اصطلاح، خودمان را شبیه عزادار می‌کنیم و گریه می‌کنیم و زنجیر می‌زنیم و سینه می‌زنیم. خب، همه این‌ها درست. برای چه کسی می‌زنی؟ برای امام حسین (علیه السلام) . آیا ما امام حسین (علیه السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، مال امام حسین (علیه السلام) سینه می‌زنیم، پس فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم. امروز، مال امام حسین (علیه السلام) گریه می‌کنیم، پس فردا برای یکی دیگر گریه می‌کنیم. هیچ فرقی نمی‌کند. یعنی مغز ما کشش ولایت ندارد. پدرمان اینجور می‌کرده، ما هم می‌کنیم. آن خانم، مادرش گریه می‌کرده، دائم به سینه‌اش می زده، او هم می‌زند. من دلم می‌خواهد که رفقای عزیز، مقداری تفکر داشته باشند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امیدوارم هر کسی که این حرفها را می‌خواند درونش ولایت باشد، آن ولایت نجاتش می‌دهد. اگر خباثت باشد هر موقع که باشد، آن خباثت بروز می‌کند و گمراهش می‌کند...

این یزید و معاویه، (خدا لعنت کند این پدر و پسر را) خیلی خبیث بودند. معاویه به یزید گفت: بابا! به حسین کاری نداشته باش، حسین به غیر از حسن است. (چون که هر وقت معاویه به امیرالمؤمنین (علیه السلام) چیزی می‌گفت، امام حسین (علیه السلام) بلند می‌شد و جوابش را می‌داد.) معاویه گفت: آبروی بنی امیه را نریزی! به او هشدار داد، اما آن فطرت خبیثش آرام نگرفت. خدا نکند درون ما خباثت باشد. امیدوارم هر کسی که این حرفها را می‌خواند درونش ولایت باشد، آن ولایت نجاتش می‌دهد. اگر خباثت باشد هر موقع که باشد، آن خباثت بروز می‌کند و گمراهش می‌کند. اما معاویه گفت: اگر خواستی با او طرف بشوی، یک عالِم را جلو بینداز. یزید هم شریح قاضی را جلو انداخت، چرا؟ چون که مردم به اینها علاقه داشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

خلقت خدا، به واسطه حجت است...

خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین می‌کند، بعد نگاه به زوار خودش. و قبر امام حسین ، عظمتش از خانه خدا بالاتر است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

آنها جمع شدند امام حسین (علیه السلام) را شهید کردند، شما جمع بشوید امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنید...

آنها جمع شدند امام حسین (علیه السلام) را شهید کردند، شما جمع بشوید امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنید. اصحاب امام حسین (علیه السلام) امرش را اطاعت کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان. این حرف‌ها امر آنهاست. این حرفها باید شما را نگه دارد. با این حرفها باید این آشغال‌کاریها را دور بیندازید و خنثی کنید. به تمام آیات قرآن، این حرفها با تمام حرفهای باطل دنیا مبارزه دارد؛ اما پیروز است! من دلم می‌خواهد شما پیروز شوید. هنوز معلوم نیست ما پیروز شویم. چرا پیروز نمی‌شویم؟ چون مهر دنیا داریم.«حب الدنیا، رأس کل خطیئة» از هر گناهی بالاتر است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

اصحاب امام حسین (علیه السلام) در همین دنیا اینقدر درجه پیدا کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! این‌ها امر امام حسین (علیه السلام) را اج...

متقی، انتظار الفرج دارد. دلم می‌خواهد همه شما متقی بشوید و انتظار رجعت داشته باشید، نه انتظار دنیا. امیرالمومنین (علیه السلام) می‌گوید: دنیا، مثل استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است؛ البته در جای دیگر می‌فرماید: یک ساعت دنیا را به صد سال آخرت نمی‌دهم. چرا؟ اصحاب امام حسین (علیه السلام) در همین دنیا اینقدر درجه پیدا کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! این‌ها امر امام حسین (علیه السلام) را اجرا کردند. بیایید رفقای عزیز، ما هم امر امام زمان (عج الله فرجه) را اطاعت کنیم تا به این درجه برسیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

اصحاب امام حسین تشخیص نور دادند و به امر امام حسین عمل کردند حالا امام زمان می‌فرماید السلام علیک یا مطیع لله و لرسوله پدر و مادرم به قربانتان مطیع امام حسین مطیع خدا...

اصحاب امام حسین تشخیص نور دادند و به امر امام حسین عمل کردند. حالا امام زمان می‌فرماید: «السلام علیک یا مطیع لله و لرسوله» پدر و مادرم به قربانتان! مطیع امام حسین مطیع خداست. تو مطیع خلق می‌شوی؛ حالا این شیطان است که به تو می‌گوید: پدر و مادرم به قربانت! بیا مطیع ولی الله الاعظم، امام زمان بشو! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

امام حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند نه فقط بنی امیه!...

این رجعت همه کارها را اصلاح می‌کند و هیچ کس احتیاج به رجعت دیگری ندارد. همه به مقصدشان می‌رسند تا حتی به علی اصغر وعده رجعت داده‌اند یعنی می‌گوید از دشمنان من احقاق حق کنید. چرا امام حسین نفرین نکرد؟ اگر امام حسین نفرین می کرد به بنی امیه می کرد، این که کار صورت نمی دهد، بنی امیه هم سقط شدند. اما امام حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند نه فقط بنی امیه! تو هم که دنبال خلق می روی داری امر امام حسین را می کشی و جزء بنی امیه هستی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام حسین تا آخر «هل من ناصر» می گفت. علی اکبر را کشتید؟ علی اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این طرف؛...

امام حسین بالای سر آقا علی اکبر یک صیحه زد؛ چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول الله» بود؛ اما امام حسین برای آنهایی که با کشتن آقا علی اکبر جهنمی شدند گریه می کند، نه برای فرزندش. او را در راه خدا داده این که گریه ندارد. امام حسین تا آخر «هل من ناصر» می گفت. علی اکبر را کشتید؟ علی اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این طرف؛ بیا! ولایت این است که از سر همه جرم ها می گذرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام حسین فرمود: ای شمشیرها اگر دین جدم؛ یعنی اگر ولایت، باقی می ماند به من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می شوم...

امام حسین فرمود: ای شمشیرها اگر دین جدم؛ یعنی اگر ولایت، باقی می ماند به من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می شوم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

تمام ممکنات، غصه‌دار امام حسین هستند. چه کسی می‌تواند تمام این عالم را خندان کند؟ وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان...

رجعت نه این که فرج این دنیا باشد، فرج تمام خلقت است. تمام ممکنات، غصه‌دار امام حسین هستند. چه کسی می‌تواند تمام این عالم را خندان کند؟ وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان! اما اغلب مردم خبر از رجعت ندارند. اگر شما واقع انتظار رجعت داشته باشید، انتظار فرج دارید، اما اغلب شما منتظر گناه و تلویزیون و ویدیو و ماهواره و مجلس‌های فساد هستید که بی‌دین از دنیا می روید. باید منتظر ولی الله الاعظم باشید که بیاید و رجعت را پیاده کند و تمام این خلقت را خوشحال کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

در رجعت اول امام حسین می‌آید. چرا می آید؟ تا به مقصدش برسد...

رجعت می‌آید احقاق حق از امام حسین می‌کند. از خون علی اصغر، از دست‌های بریده آقا اباالفضل، از ناله‌هایی که زهرا زده و از سیلی ای که خورده حمایت می‌کند. در رجعت اول امام حسین می‌آید. چرا می آید؟ تا به مقصدش برسد. هیچ کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین » کشته نشدند. حالا خدا افشا می‌کند که دین، حسین است. به هیچ کس مطابق امام حسین لطمه نخورده. علی اکبر و علی اصغرش را داده حالا خدا می خواهد جبران کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا می‌کند...

آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا می‌کند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها....

چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند!...

امام حسین فرمود: من کشته جلسه بنی ساعده ام. هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند! همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همانها با اسلام جلوی امام زمان را می گیرند؛ اما دیگر فایده ای ندارد چون امام زمان محدود نیست؛ به امر خدا، مقصد خداست و تمام این عالم را می گیرد. این است که می گوید انتظار الفرج افضل العبادة! انتظار الفرج، انتظار رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است...

الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

چرا می‌گوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمت‌هایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمت‌های مرا آبیاری کند...

«یا ثارالله و ابن ثاره» ، «حسین منی و انا من حسین» . حسین از پیغمبر است، چرا می‌گوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمت‌هایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمت‌های مرا آبیاری کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

امام حسین (علیه السلام) عقیده‌اش ولایت است، پیامبر هم عقیده‌اش خدا و ولایت است، خدا هم عقیده‌اش نبوت و ولایت است...

پیامبر فرمود: «حسین منی و انا من حسین» حسین از من است و من از حسینم؛ یعنی ما با هم یک عقیده داریم امام حسین (علیه السلام) عقیده‌اش ولایت است، پیامبر هم عقیده‌اش خدا و ولایت است، خدا هم عقیده‌اش نبوت و ولایت است. خدا آن‌ها را دوست دارد و بقیه طفیلی هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]

«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد...

«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد. ارزش هر بشری به دینش است. ما روایت داریم، می‌فرماید: در همین عالم می‌میرند و زنده می‌شوند. من اول این جمله را بگویم که شما حرف را قبول کنید. چون هر حرفی باید توأم با روایت و حدیث باشد. اگر نباشد، خیلی پایه ندارد. مثل یک عمارتی است که پایه ندارد. شخصی است کافر است، مسلمان می‌شود، می‌شود زنده. شخصی است می‌بینی مسلمان است، کافر می‌شود، می‌میرد. معلوم می‌شود، ارزش هر چیزی به دینش است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام...

حالا اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید: حسین منی، أنا من حسین؛ امام حسین (علیه السلام) دید که با مادرش اینطور رفتار کردند، با پدرش اینطور رفتار کردند، جدش را زهر دادند، اینها کمر بستند تمام زحمت‌های جدش را از بین ببرند. امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست...

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست، هدفشان ولایت است؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمی‌کردند، شریح قاضی لعنة الله علیه فرمان قتلش را صادر نمی‌کرد!...

اگر آقا امام حسین (علیه السلام) در جبل الرحمه می‌رود و آنجا خطبه می‌خواند، دارد با مکه و منا، صفا و مروه و حجرالاسود وداع می‌کند. چه کسی این را می‌دید و می‌فهمید؟ اهلش می‌دیدند؛ اما همه نااهل بودند! اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمی‌کردند، شریح قاضی لعنة الله علیه فرمان قتلش را صادر نمی‌کرد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد...

عزیز من! قربانتان بروم! ببین آنها که اینطوری شدند، امر خلق را اطاعت کردند. اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد، امر را به ما بگوید. این درست است. آنها چه کار کردند. آنها رفتند و امیرالمومنین را در خانه گذاشتند و این کار را کردند. حالا ببین چه کار کردند؟ حالا شما کمی فکر کنید ببینید ما مصداق آنها نباشیم. حالا آمدند جلسه بنی ساعده درست کردند، به اصطلاح خودشان خلیفه هم درست کردند، از اینجا به مکه رفتند، زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را کردند. حالا به حج رفتند. حالا امتحان آمد. حالا امام حسین (علیه السلام) هم خطبه‌ای که در جبل عامل خواند، (بروید بخوانید، ببینید چقدر امام حسین (علیه السلام) صحبت کرده است) آن را هم کنار گذاشتند و دنبال امام حسین (علیه السلام) هم نیامدند و حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. حالا یک امتحان پیش آمد. به حرف او رفتند، همین حاجی‌ها آمدند و امام حسین (علیه السلام) را کشتند. تو چه کاره‌ای؟ چرا؟ عبادت‌کن، مقدس، حواسش دنبال عبادتش است، حواسش دنبال ولایت نیست. اینها بی‌ولایتی آنها در صحرای کربلا افشاء شد. گفت: برای چه من را می‌کشید؟ گفتند: «بغضاً لأبیک». اینها مکه به جا آوردند، عمره به جا آوردند، بیتوته‌های شب و… را داشتند، «بغضاً لأبیک» داشتند. بترسید از این که خدای نکرده، ما یک موقع بغضی داشته باشیم. کجا حب داری؟ وقتی امر اینها را اطاعت کنی. معامله ربوی نکن. بگو: «چشم». نگاه به زن مردم نکن، بگو: «چشم». نگاه به بچه مردم نکن، بگو: «چشم». به فکر فقرا باش، بگو «چشم». زبانت خوش باشد، بگو «چشم». چشمت را حفظ کن، بگو «چشم». هر روز مدل ماشینت را عوض نکن، به قدر ضرورت داری می‌روی و می‌آیی. بس است. این خانه که داری قشنگ است، دیگر خوب است، مدلش نکن، آنجا مدلت می‌کنند! آنجا تو را به سوی مدلها روانه می‌کند، تو را به پیش فقرا روانه نمی‌کند، تو را پیش طرفداران امیرالمؤمنین (علیه السلام) روانه نمی‌کند. امر را اطاعت کن تا ولایتت کامل باشد. کجا امر را اطاعت کنی؟ دوباره آمدم اینجا تا تذکر بدهم. حالا آنها امر را اطاعت نکردند، فقط عبادت کردند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عاشورای 84]

جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگ‌ها گشتن؟...

حالا انصافاً، وجداناً، امام حسین (علیه السلام) در جبل عامل دارد می‌گوید که من می‌خواهم به کوفه بروم، دارد افشا می‌کند، یک نفر دنبال امام حسین (علیه السلام) بلند نشد برود. اگر پانصد نفر یا یک میلیون از اینها حرکت می‌کردند و دنبال امام حسین (علیه السلام) می‌رفتند؛ جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگ‌ها گشتن؟ چرا اینها معرفت ندارند؟ تو هم یک مقدار اینطوری هستی، دور سنگ‌ها می‌گردی. تو باید دور امر بگردی، نه دور سنگ‌ها. اگر آن ارزش دارد، چرا خدا به ابراهیم می‌گوید: چه کردی؟ ابراهیم، مزد می‌خواهد. خدا به او گفت: چه کار کردی؟ برهنه‌ای پوشاندی یا گرسنه‌ای را سیر کردی؟ شما وقتی این پول‌ها را می‌دهید، خیلی باید سجده شکر به جا آورید. شما شجره توحید پرورش می‌دهید وگرنه به مکه و منا، چهل تا مرغ آوردند، چهل لنگه برنج آوردند؛ اگر من یک دانه از اینها را برداشتم، به دین یهودی می‌میرم. من که برای خودم نمی‌گویم، من دارم برای یک نفر دیگر گدایی می‌کنم؛ اما می‌بینم الان هیچ چیز مثل انفاق و برآوردن حاجت برادر مؤمن شما را به آسمان اوج نمی‌دهد. این همه که می‌گویم. من که چیزی ندارم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای 86]

مواظب یوم باشید...

حالا اینها حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. این که من به شما می‌گویم یوم دارد، مواظب یوم باشید؛ الان یومی که اینجا اتفاق افتاد چه کسی از عهده آن برمی آید؟ شما باید مواظب یوم باشید. یوم وقتی پیش آمد، باید آگاهی یوم داشته باشید، نه اینکه تسلیم یوم باشید. جداً نباید تسلیم شوید، تو تسلیم حق بشو، تسلیم ولایت بشو، نه تسلیم یوم. همین کسانی که در کوفه هستند بغض علی دارند، بغض امیرالمؤمنین دارند. اگر نداشتند، چرا عوض اینکه به زینب سرسلامتی بدهند، به ام کلثوم بدهند، آنها را بیرون کردند؟ حالا چه موقع بروز کرد؟ آن موقع که امام حسین گفت: برای چه من را می‌کشید؟ گفتند: «بغضاً لابیک»، اینجا بروز کرد. پس اینها از اول بغض امیرالمؤمنین داشتند، نه اینکه حب داشتند. ما هم باید حب داشته باشیم. عزیز من، قربانت بروم، «حب» کاری می‌کند. وقتی «حب» داشته باشی، می‌گوید برو انفاق کن، برو حاجت برادر مؤمن را برآورده کن. تو کارساز «حب» می‌شوی؛ اما اگر بغض داشته باشی، کارساز شیطان می‌شوی، کارساز شهوت می‌شوی. مگر می‌گذارد؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای 86]

حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه می‌کند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه می‌کند؟ حجت، روح ا...

حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه می‌کند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه می‌کند؟ حجت، روح است؛ روح که گناه نمی‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای 86]

جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت می‌کند...

[چرا امام حسین از مکه حرکت کرد؟] آقا امام حسین (علیه السلام) دید خونش لوث می‌شود. یعنی چه؟ یعنی، این‌ها در اینجا نمی‌گذارند، دستور جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امر خدا اطاعت شود. چون با خدعه می‌خواهند امام حسین (علیه السلام) را شهید کنند. امام حسین (علیه السلام) هم وقتی که می‌خواهد بیاید، سر قبر جدش رفته بود. جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت می‌کند. پس دید این‌ها دارند یک کاری می‌کنند و می‌خواهند امر اطاعت نشود. و این است که هشتم مُحرّم آقا امام حسین (علیه السلام) از مکه رو به کوفه آمد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

چرا این حرفها را می‌زنید که می‌گویید امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست [شهید میشود]؟...

چرا این حرفها را می‌زنید که می‌گویید امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست [شهید میشود]؟ ای بی‌ولایت! اصلاً ولایت در قلب تو خطور نکرده است. آیا امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست؟ حالا وقتی می‌آید، روایت داریم به یکی از آبادیهای عراق که رسید، امام حسین (علیه السلام) می‌گوید: منادی ندا داد این‌ها دارند رو به مرگ می‌روند. آقا علی اکبر فرمود: پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟ گفت: چرا، گفت: ما را چه ترس از مرگ. ما که وحشتی نداریم. لحظه به لحظه، امام حسین (علیه السلام) دارد می‌گوید کشته می‌شویم. یک چیزی نیست که مخفی باشد. شب عاشورا هم امام حسین (علیه السلام) به اصحابش گفت که ما کشته می‌شویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، این‌ها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟...

امام حسین (علیه السلام)، هر سال مکه می‌رفت. از مدینه به مکه مهاجرت کرد. آنجا آقا امام حسین (علیه السلام)، به علم امامت دید این‌ها با شمشیر که زیر احرامهایشان دارند، می‌خواهند او را بکشند. یک نفر که اصلاً ولایت در قلبش خطور نکرده، اما حرف ولایت می‌زند. من بارها گفتم ولایت سه جور است: یک ولایت خلقی داریم، یک ولایت تجاری داریم و یک ولایت داریم که امیرالمؤمنین (علیه السلام)، تکلیفش را معلوم کرده است. می‌گوید: یا کمیل! دست و جوارح خودت را در نزد خدا بگذار. آن وقت دست تو می‌شود دست خدا، چشم تو می‌شود چشم خدا. آن وقت، کلام تو می‌شود القای خدا. حالا این مرد بی‌سواد می‌گفت که امام حسین (علیه السلام) دید احترام خانه می‌رود. تو داری چه می‌گویی؟ آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، این‌ها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟ آخر، نادان! این چه حرفی هست می‌زنی که می‌گویی احترام می‌رود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است....

خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. چرا؟ به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین (علیه السلام) می‌کند، بعد به نگاه به زوار خودش. این دلیلش. و قبر امام حسین (علیه السلام)، عظمتش از خانه خدا بالاتر است. تو چه می‌گویی؟ چرا فکر نمی‌کنی و حرف می‌زنی؟ اول باید امام را بشناسی، بعد حرف بزنی، بعد صحبت کنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت می‌کردند که امام حسین را نمی‌کشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، ...

امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت می‌کردند که امام حسین را نمی‌کشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، حاج آقا سلام. حاج آقا هم یک باد به خودش بکند؛ دنبال امام حسین (علیه السلام) نیامدند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر امام حسین (علیه السلام) نبود زحمت‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بین می‌بردند...

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست، هدفشان ولایت است؛ یعنی اگر امام حسین (علیه السلام) نبود زحمت‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بین می‌بردند، آن دو نفر می‌خواستند از بین ببرند، موفق نشدند.

امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کردن است...

ما باید رضایت امام حسین (علیه السلام) را به جا بیاوریم. امام حسین (علیه السلام) تا آخرین لحظه می‌گفت: «هل من ناصر»؛ یعنی بیایید مرا کمک کنید. کمک به امام حسین (علیه السلام)، امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کردن است. امر امام حسین (علیه السلام)، گناه نکردن و سخاوت است؛ اما سخاوت را نباید به دشمنان علی (علیه السلام) داد. سخاوت را باید به دوستان علی (علیه السلام) و دوستان خدا بدهید. آن سخاوت قبولی دارد. هر سخاوتی که قبول نیست.

چنان امام حسین (علیه السلام) در جاذبه خدا قرار گرفته است که اصلاً انگار مصیبت این‌ها چیزی نیست...

چنان امام حسین (علیه السلام) در جاذبه خدا قرار گرفته است که اصلاً انگار مصیبت این‌ها چیزی نیست. بر عکس، امام حال پیدا کرده است. هر چه مصیبت از برای امام حسین (علیه السلام) زیادتر می‌شد، امام حسین (علیه السلام) براق‌تر می‌شد. چون امام حسین (علیه السلام) از نور خداست.

ما در این فکر نرفته‌ایم که عاشورا یعنی امام‌کُشی!...

امام حسین می‌فرماید: «کُل یومٍ عاشورا»؛ یعنی همیشه عاشوراست. ما در این فکر نرفته‌ایم که عاشورا یعنی امام‌کُشی! مگر بعد از امام حسین، امام سجاد را نکشتند؟! بعد هم یکیِ یکیِ ائمه را کشتند. امام حسین به دوستانش خطاب می‌کند که حواستان جمع باشد، هر روز عاشوراست. در عاشورا امام حسین را کشتند، از آن به بعد تا زمان ما، مقصد امام حسین را می‌کشند! حالا که اینطور است چه کار باید کرد؟ می‌گوید واجبات، ترک محرمات، انتظار الفرج، به خیر و شر مردم شرکت نکن، برو کنار! دنبال خلق نرو! دنبال خلق رفتند که جلسه بنی‌ساعده را درست کردند!