Press ESC to close

امام موسی کاظم

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شب تا صبح، کناری می‌رفت و عبادت می‌کرد، با خدا نجوا می‌کرد...

ائمه (علیهم السلام) نجوا می‌خواهند، هیاهو و سر و صدا نمی‌خواهند. اگر ائمه (علیهم السلام) عبادت می‌کنند، آن‌ها با خدا نجوا می‌کنند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) یک شمشیر زده، افضل از عبادت ثقلین. علی (علیه السلام) خودش ثقلین است. چرا؟ چون به ما می‌گوید: من که حمایت از دین کردم، یک نفسم افضل از عبادت ثقلین است؛ این را به دوستانم می‌دهم. علی (علیه السلام) دارد کار، برای شما می‌کند. عزیزان من، ائمه (علیهم السلام) خودشان روحند؛ مقصد خدا هستند. خدا در قرآن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «قم اللیل الا قلیلاً» ثلث شب، نماز شب بخوان! حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شب تا صبح، کناری می‌رفت و عبادت می‌کرد، با خدا نجوا می‌کرد. عبادت از برای خلق است، خلق باید عبادت کند تا به جایی برسد. ائمه (علیهم السلام) در دنیا آمده‌اند تا ما را به جایی برسانند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا]

آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه خدا را خراب کرده است...

آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) وقتی که مکه معظمه مشرف شد، محکم خانه خدا را گرفت؛ یعنی ایشان یک حدودش را گرفت و سخنرانی کرد. فرمود: ای مردم! بدانید این مکه معظمه خیلی شرافت دارد. هر که آن را بسازد، هر که تعمیر کند، هر که به اینجا بیاید،… خیلی ایشان سفارش خانه خدا را کرد. (من عقیده‌ام این است که تمام عظمت مکه به واسطه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ یعنی زایشگاه علی (علیه السلام) است.) بعد فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه خدا را خراب کرده است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ناراحتی از حرف خلق]

صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش می‌کنیم»...

صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش می‌کنیم» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

چرا این‌ها را مثل پدر و مادرتان حساب می‌کنید؟ چرا معرفت در حق حجت خدا ندارید؟...

مگر شخصی نمی‌آید خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض می‌کند، یابن رسول الله، بعد از شما حجت خدا چه کسی است؟ ببین، چطور راهنمایی می‌کند؟ می‌گوید: برو سر گهواره. حالا می‌رود، سلام می‌کند، موسی بن جعفر سه روزش است. چرا این‌ها را مثل پدر و مادرتان حساب می‌کنید؟ چرا معرفت در حق حجت خدا ندارید؟ ببین، آقا امام صادق (علیه السلام)، رئیس مذهب ما چه کار می‌کند؟ حالا می‌رود سلام می‌کند. می‌گوید: برو اسم دخترت را عوض کن. بابا جان من! عزیز من! تو را به دینت! نرو توی نماز شب. نرو توی ذکر، ذکری می‌شوی، نماز شبی می‌شوی. من مکرر کنم. خیال نکنید من فضیلت نماز شب را نمی‌دانم. حضرت می‌فرماید: هر کسی نماز شب کند، صبح بگوید من محتاجم، دروغ می‌گوید. نماز شب، این همه فضیلت دارد؛ اما تو دلت نورانی باشد، نماز شب بخوان. بیا دلت از ولایت نورانی بشود، بعد نماز شب بخوان. نماز شب که به تو نور نمی‌دهد. حالا ببین، موسی بن جعفر چه می‌گوید؟ می‌گوید: برو اسم دخترت را عوض کن. این شخص می‌آید خدمت امام صادق، یابن رسول الله، آقازاده این را گفت، گفت: برو، ببین خانه‌ات چه خبر است؟ مگر از خانه‌ات خبر نداری. گفت: یابن رسول الله، چندین وقت است، من از خانه بیرون آمدم؛ اما زنم آبستن بود. حالا وقتی می‌رود، می‌بیند اسم این را حمیرا گذاشتند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: فلسفه]

موسی بن جعفر مرتب به او گفت: تو ثواب کردی، اینقدر گفت از عبادت خودش بالاتر برد. آقا من چه کردم؟ گفت: پا شدی، آب خوردی، «یاد» لب تشنه جدم حسین کردی...

آقا موسی بن جعفر یک عمله دارد، آنجا کار می‌کند. شب آنجا خوابید. قدری که از شب رفت، دید موسی بن جعفر کناری رفت، مرتب، «ابکی، ابکی» می‌کند، تا صبح با خدا مناجات کرد. مناجات موسی بن جعفر یک خلقت است، خود امام یک خلقت است، مناجاتش یک خلقت است. حالا توجه بفرمایید من می‌خواهم با این زبان الکنم به امید خدا «یاد» را پرورش بدهم. حالا این عمله هم آمد پیش موسی بن جعفر، گفت: آقا جان، من هر وقت پا می‌شدم، دیدم شما «ابکی، ابکی» می‌کنی، من هم دلم می‌خواست؛ خب خسته‌ام. (من عملگی کرده‌ام، خیلی آدم خسته می‌شود، خدا قسمتان نکند، خدا همیشه شما را فرمانده قرار بدهد. بیایید فرمان ببرید، فرمانده بشوید) موسی بن جعفر مرتب به او گفت: تو ثواب کردی، اینقدر گفت از عبادت خودش بالاتر برد. آقا من چه کردم؟ گفت: پا شدی، آب خوردی، «یاد» لب تشنه جدم حسین کردی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: یاد]