Press ESC to close

شکر

شکر کنید که خدا محبت علی و زهرا علیهماالسلام را به ما داده...

خدایا! کاری کن که ما علی علی بگوییم تا از دنیا برویم. حضرت زهرا علیهاالسلام هم علی گفت تا از دنیا رفت؛ با حمایت هم گفت. شکر کنید خدا را، شکر کنید ولایت را. علی‌ جان! شکر که ما تو را دوست داریم. زهرا جان! شکر می‌کنیم خدا را که محبت تو را به ما داده، تو ما را قبول کردی. شکر می‌کنم زهرای عزیز علیهاالسلام شما را پذیرفته. شکر یعنی تشکر از ولایت و زهرا علیهاالسلام؛ زهرا می‌گوییم، علی می‌گوییم، حسین می‌گوییم. شکر کنید. شکر ولایت، شکر خداست. خدا می‌گوید: شکر ولایت، شکر من است. خدا هماهنگی با ولایت می‌کند. منبع: کتاب عارف ولایت

شکر خدا، شکر ولایت است؛ چون ولایت مقصد خداست...

بشر باید از زندگی و عمرش خیر ببیند، خیر این است که از ولایت جدا نشود، از امام حسین علیه‌السلام جدا نشود، از انتظار الفرج جدا نشود. رفقای عزیز! تا می‌توانید یکی سخاوت کنید، یکی هم شکر؛ آن‌جا گلستان می‌شود برایت. شکر خدا، شکر ولایت است؛ چون ولایت مقصد خداست. معنی شکر این است که خدایا! تو این کار را کردی، تو این عنایت را به ما دادی؛ همه چیز را لطف و عنایت خدا ببینی، حتی سخاوت را. آیا خدا به تو لطف نکرده که محبت علی علیه‌السلام را به تو داده؟ خدا با تو سرِ لطف است؛ اگر با لطف نبود که تو را به علی علیه‌السلام رهنمون نمی‌کرد. منبع: کتاب عارف ولایت

امام زمان کاری می‌کند که رضایت خداست، تو هم کاری بکن که خواست او را بجا بیاوری...

به این امید از خواب بلند شو که امری را اطاعت کنی، حاجت مؤمن را برآورده کنی. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید: تو یک کاری بکن. من که امام زمان هستم، کاری می‌کنم که رضایت خداست؛ تو هم کاری بکن که خواست ما را بجا بیاوری. وقتی این‌طور شدی، دیگر توی این خطی. حالا باید شکرانه کنی که در این خطی. تو با هستی خدا مربوطی، قربانت بروم! فقط باید شکرانه کنی. بگویی: «خدایا! ما را از هستی‌ات خارج نکن. خدایا! ما را از هستی‌ات دور نکن. خدایا! اگر ما لیاقت نداریم، به ما لیاقت بده.» اگر این‌طور شدی، دیگر خودت امری، زندگیت در امر است. تو، توی حقیقتی، توی امری، یقین کرده‌ای. اصلاً چیزی نباید غیر از هستی خدا ببینی. حالا که این‌طور شدی، إن‌شاءالله می‌روی نماز می‌خوانی، سر به سجده می‌گذاری، شکر این را بکن که خدا تو را امر کرده. والله، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم همین‌طور بوده؛ نماز که می‌خوانْد، شکرانه خدا را می‌کرد. تو هم همین‌طور بشو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما اگر سخاوت به دستتان جاری شد بروید خدا را شکر کنید که خدا شما را در شعاع توجه خاص خویش قرار داده است...

شما اگر سخاوت به دستتان جاری شد بروید خدا را شکر کنید که خدا شما را در شعاع توجه خاص خویش قرار داده است؛ یعنی سخاوت شما لطف شما نسبت به دیگران نیست؛ بلکه لطف خداست نسبت به شما و دیگران. کسی که این طور به مسئله سخاوت نگاه می‌کند، نه تنها با سخاوتش به دیگران منّت نمی‌گذارد، بلکه منّت خدا را هم می‌پذیرد که سخاوت را به دست او جاری نموده است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: سخاوت؛ سیره معصومین و نجات بشریت]

وقتی به خاطر سخاوتی که به دست تو جاری شد خدا را شکر کردی، هم نعمتت را زیاد می‌کند، هم سخاوتت را...

وقتی به خاطر سخاوتی که به دست تو جاری شد خدا را شکر کردی، هم نعمتت را زیاد می‌کند، هم سخاوتت را. مؤمن همیشه شاکر است؛ چون اگر در حال شکر نباشد، در حال کفران است. آن وقت دیگر مؤمن نیست. این شکرگزاری او هم در همه چیز هست، حتی در کار خیرش. مؤمن به این فکر می‌کند که این مال را چه کسی به من داد؟ من چه کاره بودم؟ چه کسی دست مرا گرفت؟ چه کسی به من فهم کار خیر داد؟ چه کسی این خیر را به دست من جاری کرد؟ چه کسی توفیق این شکرگزاری را به من داد؟ بعد که در فکر فرو می‌رود و می‌بیند که خدا این همه به او لطف کرده، این همه به او رحم کرده، می‌گوید: خدا این همه به من بخشید، بی‌عاطفه باشم اگر من هم نبخشم! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: سخاوت؛ سیره معصومین و نجات بشریت]

روایت داریم به موسی گفت: شکر من را بکن. گفت: نمی‌توانم...

روایت داریم به موسی گفت: شکر من را بکن. گفت: نمی‌توانم. چرا؟ چون هم پاک هستی، هم ولایت داری، هم دوازده امام (علیهم السلام) را قبول داری، هم قرآن را قبول داری. خدا بهشت را برای چه کسی خلق کرده است؟ برای شما. چرا مرتب این در و آن در می‌زنید و فکر و خیال می‌کنید؟ مگر به ولایت شک داری؟! اصلاً خدا تو را نمی‌سوزاند. نه خدا، آتش تو را نمی‌سوزاند. روایت داریم یک شیعه می‌آید از در جهنم برود، آتش به او التماس می‌کند، می‌گوید: ای دوست علی، رد شو، نزدیک است من مأموریتم را اجرا نکنم. خدا من را مأمور کرده است که اینها را عذاب کنم، سرد شدم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]

بشر اصولاً فراموش‌کار است. یادش می‌رود که قبلاً چه بوده و الان به کجا رسیده است...

بشر اصولاً فراموش‌کار است. یادش می‌رود که قبلاً چه بوده و الان به کجا رسیده است. قبلاً چه کسی بوده و چه داشته، و الان چه کسی هست و چه دارد. باید از خدا تشکر کند. تشکر از خدا این است که از این همه لطف خدا کمی را انفاق کند. آن موقع بنده می‌شویم. خدا هم برایمان زیادتر می‌کند. مثلاً خیلی‌ها قبلاً مستاجر بوده و الان خانه‌دار شده‌اند. عزیز من! تو که به لطف خدا دیگر مجبور نیستی، هر ماه اجاره بدهی، خیلی کمترش را صدقه بده. بعضی افراد کوچک‌ترین وسیله‌ای که برای منزلشان تهیه می‌کنند، به اندازه بخشی از هزینه‌ای که کرده‌اند به فقرا هدیه می‌کنند؛ چون خدا دوست دارد وقتی شما چیزی به دست می‌آورید به چند نفر هم از کنار آن خیری برسانی. وقتی صدقه دادی خدا، هم تو و خانواده‌ات را حفظ می‌کند و هم آن خانه یا وسیله را برایت مبارک می‌گرداند؛ چون تو دل دیگران را شاد کردی. اما اگر این کار را نکنی، در همان خانه و در کنار همان وسیله‌ها پیش‌آمدهایی برایت رخ می‌دهد که دائم با مشکل مواجه می‌شوی، چون شکرانه‌اش را به جا نیاورده بودی که خدا آن را برایت مبارک گرداند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: سخاوت؛ سیره معصومین و نجات بشریت]

رفقای عزیز، به خودتان ببالید. به روح تمام انبیاء، اگر مطابق تمام خلق خدا باشید و شکرانه کنید، شکرانه نعمت ولایت را نمی‌توانید بکنید....

رفقای عزیز، به خودتان ببالید. به روح تمام انبیاء، اگر مطابق تمام خلق خدا باشید و شکرانه کنید، شکرانه نعمت ولایت را نمی‌توانید بکنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: بوی ولایت]

خدا حاج شیخ عباس تهرانی را رحمت کند. می‌گفت: حسین جان! هر کسی را که تحویلش نمی‌گیرند، تو برو تحویلش بگیر...

یکی از کسانی که الان ریاستی دارد، در شهر اسمی دارد، مرتب می‌رود به مَش محمد علی حمال سر می‌زند. وقتی که می‌رود، تمام ابعاد من تازه می‌شود. می‌بینم این صفت برای خودش نیست. اما باید شکرانه کند که خدا از او نگیرد. چه کسی به او داده؟ این صفت امیر المؤمنین (علیه السلام) است. مگر تو یک ذره درس خواندی چه خبر شده؟ یک سلام به پیرمردی که در ظاهر چیزی ندارد بکن. خدا حاج شیخ عباس تهرانی را رحمت کند. می‌گفت: حسین جان! هر کسی را که تحویلش نمی‌گیرند، تو برو تحویلش بگیر. من می‌رفتم در مجلس. نگاه می‌کردم، می‌دیدم یک رعیتی یا یکی که لباسش مندرس است، می‌رفتم کنارش می‌نشستم. احوال پرسی می‌کردم. روایت برایش می‌گفتم. آن بنده خدا هم حرفهایش را می‌زد. کسی که این‌طوری است، پیرو امیر المؤمنین (علیه السلام) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: لا اله الا الله]

والله، بالله، از برای تملق نمی‌گویم. نصف شب پا می‌شوم می‌گویم: خدایا، من شکرانه رفقایم را نمی‌توانم بکنم...

والله، بالله، از برای تملق نمی‌گویم. نصف شب پا می‌شوم می‌گویم: خدایا، من شکرانه رفقایم را نمی‌توانم بکنم. تو اینها را از برای دلخوشی [به من دادی]. اگر من را توی خانه نشاندی، یک همچنین رفقایی هم به من دادی. و حالا به خدا می‌گویم که حالا که من نمی‌توانم تشکر کنم، نمی‌توانم شکرانه به جا بیاورم، تو اینها را از من نگیر. بدانید که من دارم با خدا حرف می‌زنم، اگر من دروغ بگویم خدا می‌گوید: مرتیکه فلان، فلان شده، هفتاد زنا پایت نوشتیم. من حقیقت می‌گویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: دادگاه اصحاب شمال]

چرا شکرانه ائمه را نمی‌کنیم؟...

من واقعاً، جان خودم، اگر یکی یک چیزی بیاورد، جسماً روحاً تشکر می‌کنم، حالا اگر جلویش تشکر نکنم که یک مرتبه خوشش بیاید که از بین برود، شاید نکنم، جداً می‌کنم. شب خدا می‌داند یک وقت اشک می‌ریزم، خدایا، این کم شد از مالش، زیاد کن. خدایا، بچه‌هایش را نگه دار، خودش را [نگه دار] خدایا، اصلاً یک جوری نشود که بیاید به من بگوید: دعا کن، ما بنا می‌کنیم دعا کردن. درست است؟ از تمام اقیانوس ولایت، یک ذره به من داده، چرا شکرانه ائمه را نمی‌کنیم؟ چرا شکرانه این خورشید را نمی‌کنیم؟ این خورشیدی که می‌بینی، حسین را باید ببینی، نور حسین را باید ببینی. این ماه را که می‌بینی، باید نور حسن را ببینی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: روح خلقت ولایت است]

چه زمانی خدای متعال از بنده‌اش تشکر می‌کند؟...

حالا چه زمانی خدای متعال از بنده‌اش تشکر می‌کند؟ زمانی که خدا را شناختی و دنبال کس دیگری نرفتی؛ آن وقت خدا می‌گوید: «من از مال خودم به تو دادم، تو سخی بودی؛ حالا از تو تشکر می‌کنم، صد تا در دنیا و هزار تا در آخرت به تو می‌دهم». خدا دارد از تو تشکر می‌کند. خدا به ما عقل بدهد؛ تا پیرو این حرف‌ها باشیم؛ قدر این حرفها را دانستن، شکرانه خداست. اگر از این حرف‌ها پیروی کنیم؛ آن وقت خدا تشکر می‌کند. خدایا! ما دنبال غیر متقی نرویم! کسانی هستند که به جای این که دنبال متقی بروند، دنبال خلق رفتند و پیرو شیطان شدند، خدایا! ما از آن‌ها نباشیم، ولایت را به آخر برسانیم؛ تا زمان رجعت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

خدایا! تو ما را سخی کردی!...

خدایا! شکر که ما سخی هستیم و قیامت گیر نیستیم. خدا در قیامت می‌گوید: «أین السخیون؟» کسی که سخی است، داخل بهشت شود. خدایا! توبه ما مال دادی. خدایا! تو ما را سخی کردی! من به خدا می‌گویم: خدایا! چه کسی مرا متقی قرار داده است؟ چه کسی مرا سخی کرده است؟ خدایا! تو کردی! از تو تشکر می‌کنم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

خدایا! شکر، ما خدا را نمی‌شناختیم، پیش متقی رفتیم، او ما را خداشناس کرد...

خدایا! شکر، ما خدا را نمی‌شناختیم، پیش متقی رفتیم، او ما را خداشناس کرد. خدایا! شکر که ما خداشناسی را یاد گرفتیم. خدایا! شکر که ما فارغ هستیم، پایبند به دنیا نیستیم، تو به ما فرصت دادی که به مجلس ولایت بیاییم، ما را گرفتار دنیا نکردی. خدایا! تو به ما پول دادی که به جلسه ولایت بیاییم، اگر ندار بودیم، ممکن بود که نمی‌توانستیم بیاییم. خدایا! تو در الست یک کارهایی کردی، فکر ما بودی، حالا ما را در جلسه ولایت حاضر کردی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

من به خدا گفتم: «خدایا! اگر مرا به جهنم؛ یا بهشت ببری، تو را دوست دارم»...

من به خدا گفتم: «خدایا! اگر مرا به جهنم؛ یا بهشت ببری، تو را دوست دارم». آن وقت دیدم قیامت است، ملکی آمد و به من گفت: باید به جهنم بروی. می‌دانستم کسی که می‌تواند کاری برایم بکند، چهارده معصوم (علیهم السلام) هستند. گفتم: شما که پرونده مرا می‌بینید، اگر ناجور است، پیش حضرت زهرا (علیها السلام) بروم و التماس کنم که واسطه شود و جهنم نروم؛ اما اگر امر است، می‌روم. گفت: امر است، باید در جهنم بروی! «یا علی» گفتم و در جهنم پریدم. تمام آتش خاموش شد. من وسط جهنم ایستاده بودم، نگاه می‌کردم و می‌گفتم: خدایا! شکر که مردم راحت شدند! همه جهنم خاموش شد! مگر آتش، ولایت را می‌سوزاند؟ من شکر نمی‌کنم که چرا نسوختم، شکر می‌کنم که مردم راحت شدند! چه کسی این طور است؟ فقط متقی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

چرا خدا را شکر می‌کنیم؟...

چرا خدا را شکر می‌کنیم؟ ما خدا را شکر می‌کنیم که امام حسین (علیه السلام) را به ما معرفی کرده، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به ما معرفی کرده، زهرای عزیز (علیها السلام) را به ما معرفی کرده است؛ شکر اصلی این است. خدایا! شکر که ما ذلیل نیستیم، الآن کسانی هستند که ده سال است در خانه‌اند. خدایا! شکر که بدنمان سالم است و می‌توانیم امرت که برآوردن حاجت برادر مؤمن است را به جا آوریم، خدایا! از تو تشکر می‌کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

نجوا این نیست که من نماز شب پا شوم. اصلش، اتصال بودن توست به ولایت...

نجوا این نیست که من نماز شب پا شوم. اصلش، اتصال بودن توست به ولایت. قدر این حرفها را بدانید. شکرانه کنید. شکرانه شما کم است. ما نعمت‌های خدا را کوچک می‌دانیم که شکرمان کم است. معنی شکر این است که خدایا، تو این کار را کرده‌ای. تو این عنایت را به ما داده‌ای. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

خدایا، به عدد آنچه که عدد است در دنیا، تو را شکر...

خدایا، به عدد آنچه که عدد است در دنیا، تو را شکر. خدایا، به قدر برگ درخت‌ها که از زمان آدم ابو البشر سبز شده، ریخته شده، دوباره سبز شده، تو را شکر. خدایا، به عدد ستارگان، تو را شکر. خدایا، به عدد آن‌ها که باران آمده، تگرگ آمده، برف آمده، شبنم آمده، عدد آن‌ها را تو می‌دانی، تو را شکر. خدایا، به تمام جانداران که نفس کشیده، به عدد نفس آن‌ها، تو را شکر. خدایا، اگر بگویی کوه دماوند را گردو کن، من چقدر عاجزم. خدایا، من عاجزم که شکر رفقایم را بکنم. این شکر را روی شما پیاده می‌کنم. نه شکر چیز دیگر را. نه شکر ولایت را. از شکر آنها، که عاجز، عاجز، عاجزم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

بشر در هر حالی باید یک حال داشته باشد، اگر یک حال نباشد، لطمه به بشریت می‌خورد، یعنی در دارائی و نداری و مریضی و گرفتاری یک جور باشد...

بشر در هر حالی باید یک حال داشته باشد، اگر یک حال نباشد، لطمه به بشریت می‌خورد، یعنی در دارائی و نداری و مریضی و گرفتاری یک جور باشد. خدا را شکر کند، چون آن شکر هم نعمت است و هم رحمت، خدا کند آن را از ما نگیرند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

شکر خدا، به نظر من، شکر ولایت است. چون ولایت، مقصد خداست که به تو داده. شکر ولایت، عمل به ولایت است...

شکر خدا، به نظر من، شکر ولایت است. چون ولایت، مقصد خداست که به تو داده. شکر ولایت، عمل به ولایت است. این است که می‌گوییم عاجزیم که شکر کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

خدایا، شکر، تشکر می‌کنیم، خدایا، تو علی (علیه السلام) به ما داده‌ای...

خدایا، شکر، تشکر می‌کنیم، خدایا، تو علی (علیه السلام) به ما داده‌ای، بهشت داده‌ای، یا امام زمان، تشکر می‌کنیم. کارهای ما را می‌بینی و غضب نمی‌کنی. خدایا، ما از تو تشکر می‌کنیم که محبت خودت را به ما داده‌ای. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

خدایا، شکرت که تو خودت را ارزانی کرده‌ای برای ما...

خدایا، شکرت که تو خودت را ارزانی کرده‌ای برای ما. خدایا، شکرت. اگر بگویم تو ممتازی در خلقت، تو را خلق قرار داده‌ایم. خدایا، ما می‌توانیم بگوییم خدا، در حالی که باید لرزه به انداممان می‌افتاد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

به تمام رفقا می‌گویم، اگر می‌خواهید شکرانه این بچه‌ها کنید، بچه‌های مردم را ببین...

به تمام رفقا می‌گویم، اگر می‌خواهید شکرانه این بچه‌ها کنید، بچه‌های مردم را ببین. ببین، بچه شما عیسی است یا نه. بچه‌ات را پیش خودت نگذار. او هم بزرگ می‌شود مثل تو می‌شود. تو الان چند سالت هست که از یک بچه کم سال اینقدر توقع داری، این‌ها را در شکنجه قرار نده، پولشان بده. والله، من همین‌جور بودم. بالله، من همین جور بودم. الان بنده‌زاده اینجا تشریف دارد. می‌گفتم: بابا جان، هر چه می‌خواهی من به تو می‌دهم. اصلاً من دخلم را به روی این‌ها نمی‌بستم. چرا؟ امروزش را می‌دیدم. البته هوایشان را داشته باشید، این پولی که در اختیار بچه می‌گذارید، یک مقدار هوایش را داشته باش. مبادا بچه است یک وقت بچگی کند و در راه امر خرج نکند. اما به او بده. من این‌ها را یک وقت قسم می‌دادم، می‌گفتم: اگر ندارید، من به شما بدهم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شکرانه ولایت]

نمازی که شکرانه ولایت نباشد، «هباءاً منثوراً» است. عُجب می‌گیری...

نماز، باید شکرانه ولایت باشد، نمازی که شکرانه ولایت نباشد، «هباءاً منثوراً» است. عُجب می‌گیری. من یک پاره‌وقتها پا می‌شوم، نماز شب می‌کنم. [می‌گویم:] خدایا، اگر کافرم، مسلمانم کن، اگر نجسم، پاکم کن، اگر گمراهم، هدایتم کن. آخر، من می‌فهمم این نماز که چیزی نیست. حالا می‌گویم: خدایا، من را بیدار کردی که این را بگویم، آن ارزش دارد. این ارزش دارد که بفهمی اینقدر چیزی نیستی، بفهمی اینقدر چیزی نیستی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شکرانه ولایت]

خدایا، تشکر از تو می‌کنیم چیزی که به ما داده‌ای از تمام خلقتت بالاتر است؛ یعنی محبت ائمه (علیهم السلام)...

خدایا، تشکر از تو می‌کنیم چیزی که به ما داده‌ای از تمام خلقتت بالاتر است؛ یعنی محبت ائمه (علیهم السلام) [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: نجوا با ولایت]

انشاءالله امیدوارم که قدر خودتان را و قدر این حرفها را بدانید...

انشاءالله امیدوارم که قدر خودتان را و قدر این حرفها را بدانید. قدر این حرفها دانستن شکرانه خداست. خدایا، شکر، خدایا، من فارغم. خدایا، پابند دنیا نیستم. خدایا، فرصت به من دادی که بیایم. خدایا، پولش را به من دادی که بیایم. خدایا، اگر ندار بودم ممکن بود نتوانم بیایم. خدایا، تو توی الست یک کارهایی کردی. یک فکرهایی کردی. فکر من بودی. حالا من را اینجا آوردی. خدایا شکر. تمام این نعمت‌ها که دارید می‌بینید باید تشکر از خدا کنید تا خدا نعمتتان را زیاد کند. می‌گوید: شکر نعمت نعمتت افزون کن کفر نعمت از کفت بیرون کند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شکرانه ولایت]

باید شکر ولایت کنید...

باید شکر ولایت کنید. مبادا خدا از کف ما بیرون کند، … خدایا، شکر تو به من ولایت دادی. خدایا، شکر تو محبت ولایت به من دادی. خدایا، شکر من را فارغ کردی در مجلس ولایت می‌توانم حاضر شوم. به من وقت دادی، من را گرفتار دنیا نکردی. آیا حضرت عباسی می‌توانیم همین شکر را بکنیم که خدا شما را گرفتار دنیا نکرده است، محبت دنیا را از دلتان بیرون برده، محبت خودش و اولیایش را به شما داده. عزیزان من، بی‌خود نیست که می‌گوید همین جا بهشت است. کسی که اینجور باشد، برایش بهشت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: شکرانه ولایت]

عزیز من! مالتان که زیاد می‌شود خدا فقط توقع شکرانه دارد...

الان عزیز من! مالتان که زیاد می‌شود خدا فقط توقع شکرانه دارد. توقع از شما دارد شکر بگویید. اما به شما می‌گویم از ماوراء باید اطلاع داشته باشید، تو خودت هم از ماوراء خودت اطلاع داشته باش. چه چیزی داشتی؟ چطوری شدی؟ چه کسی به تو داده؟ آیا با قدرت خودت اینطوری شده؟ خیلی‌ها از تو قدرتمندتر هستند. چرا ندارند؟ الان مالی که در اختیار تو است، بیت المال است. تو توجه به بیت المال کن. خب، از پنج قسمت، یک قسمتش را بده دیگر. اینقدر دست به دست نکن. خدا به تو برکت می‌دهد. حتی‌الامکان شکرانه کن. آن موقعت را نزدیک بیاور. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آدم]

آهنچی، تو این را به پشت شانه‌ات می‌انداختی، می‌رفتی و اطراف تهران تکه آهن جمع می‌کردی، حالا چندتا شاگرد و کارگر و کلفت و نوکر را چه کسی به تو داده است؟...

خدا آقای آهنچی را رحمت کند، تا زمانی که زنده بود یک کیسه داشت، یک جایی گذاشته بود. می‌گفت: هر وقت می‌رفتم می‌گفتم: آهنچی، تو این را به پشت شانه‌ات می‌انداختی، می‌رفتی و اطراف تهران تکه آهن جمع می‌کردی، حالا چندتا شاگرد و کارگر و کلفت و نوکر را چه کسی به تو داده است؟ برو از او تشکر کن. تا آخر عمرش این کیسه آنجا بود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جلوه و تجلی]

به حضرت عباس! وقتی شما کاملاً از خدا راضی شدی، خدا یک سکونت به تو می‌دهد. یک یا الله بگویی، به سلطنت سلیمان نمی‌دهی؛...

به حضرت عباس! وقتی شما کاملاً از خدا راضی شدی، خدا یک سکونت به تو می‌دهد. یک یا الله بگویی، به سلطنت سلیمان نمی‌دهی؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آدم]

تو چه کاره بودی؟...

تو چه کاره بودی؟ حالا نمی‌خواهم بچگی‌تان را بگویم که شما شیرخواره بودید، چه جور بودید. حالا جسارت می‌شود. هر چه داری شکر. شما الان هم که می‌خواهی پیاده به خانه بروی چقدر بد است. چقدر زشت است. بگو خدایا ماشین دارم؛ یعنی شکر این است. آنچه را که داری از خدا بدانی. تا حتی ولایتی که داری از خدا بدانی. اصلاً خداشناسی را از خود خدا بدان. مگر خداشناس نیستی؟ خود خدا را از خود خدا بدان. او به تو تجلی کرده است. او خودش را به تو شناسانده است که شما او را شناختید. آن را هم از خدا بدان. آن وقت شما اگر شما یک همچنین حالی انشاء الله امیدوارم پیدا کردید، آن وقت خدا علم حکمت به شما می‌دهد. روایتش هم این است که گویا در قرآن مجید هم هست که لقمان شکر ما را کرد ما علم حکمت به او دادیم. حالا اگر علم حکمت به تو داد تو دیگر سرکش نیستی. علم سرکشی دیگر نداریم. دیگر شیطان نمی‌تواند تو را از این طرف و آن طرف کند. تمام کارهایت از روی حکمت می‌آید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان یا شر الازمنه]

خدایا، ما و رفقایمان را با اهل بیت محشور کن...

خودتان را قدری پیش سابق بگذارید. من والله همین‌جور هستم. یک پاره وقتها خودم را می‌گذارم آن موقع که دنبال پدرم بودم. من از اول عمرم به پدرم نگفتم یک قران بدهد. ندارد. بیچاره رعیت است… حالا می‌گویم خدا را شکر. به حضرت عباس می‌گویم خدا، من شکرانه رفقا را نمی‌توانم بکنم. تو از آنجا ما را نجات دادی، با یک چنین رفقایی ما را محشور کردی. خدایا، ما و رفقایمان را با اهل بیت محشور کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آدم]

عزیز من، تو رسیدی. باید شکرانه رسیدنت را بکنی...

عزیز من، تو رسیدی. باید شکرانه رسیدنت را بکنی. نگو من می‌خواهم به کجا برسم. تو می‌خواهی به کجا برسی؟ خدا هدایت کرده بود، شما را بیشتر هدایت کرد. مگر تو شک داشتی تا حالا که نرسیدی. مگر به اسلامت شک داشتی؟ مگر به ولایتت شک داشتی؟ این حرفها چه بود که می‌زدی؟ خدا را شکر کنید، خدا را شکر کنید. الحمد لله رب العالمین، شما رسیدید. یک علی با حقیقت بگویی خدای تبارک و تعالی برای شما ملکی خلق می‌کند که برای شما «یا علی» می‌گوید. تو می‌خواستی به کجا برسی، به کجا رسیدی؟ به اوج فلک رسیدی. تو از انبیاء بالاتر شدی. بلند بگویم: شیعه از انبیاء بالاتر است؛ به غیر رسول الله. او ولی است. شیعه از ولی بالاتر نمی‌شود. از هر شیئی بالاتر می‌شود؛ اما امر را اطاعت کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: اطاعت، امر ولایت است]

یک وقت می‌بینی شما یک شکرانه می‌کنید، شکرانه مصنوعی است...

یک وقت می‌بینی شما یک شکرانه می‌کنید، شکرانه مصنوعی است؛ یعنی الان یک چلوکباب خوردی، می‌گویی خدایا شکر. یک چلومرغ می‌خوری می‌گویی خدایا شکر. ما یک دفعه توی عمرمان بیشتر ندیدیم، یک دفعه توی عمرمان مرغ سوخاری دیدیم، یک دفعه هم کباب برگ. خب یک دفعه از آن‌ها می‌خوری می‌گویی شکر. داری شکر آن را به جا می‌آوری. این شکر نیست؛ اما شما در واقعیت نگاه کن، چه کسی این آقازاده را به تو داده، نگاه به او کن، حظ کن، خدا را شکر کن. چه کسی این خانم را به تو داده است؟ چه کسی این دختر خانم را به تو داده است؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آخرالزمان یا شر الازمنه]

خدایا من خواهشم این است این جانم ذرات بشود در تمام عالم بگویم: خدایا شکر، خدایا شکر...

آن وقتها وحی رسید به اهل جلسه، تمام رفتیم آن بالا، ندا رسید هر که یک چیز می‌خواهد من می‌دهم. خدا ندا داد. من نمی‌دانم شما چه خواستید. والله! من گفتم: خدایا من خواهشم این است این جانم ذرات بشود در تمام عالم بگویم: خدایا شکر، خدایا شکر [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: آدم]