Press ESC to close

خلق

خلق‌پرستی را نمی‌شود توبه کرد...

الان جنابعالی با تمام حوادث روبرو هستی. با زمان نوحش هستی، با زمان لوطش هستی، عادش هستی، موسی‌اش هستی، عیسی‌اش هستی، بت‌پرستی چقدر است؟ چقدر خلق‌پرستی است؟ خلق‌پرستی که از بت‌پرستی که بدتر است. بت‌پرستی یک چوب است که می‌پرستی، چوب تو را گمراه نمی‌کند. تو یک آدم اشتباه‌کار هستی. به آن می‌گویی خدا. اشتباه برمی‌گردد. یک توبه می‌خواهد؛ اما اگر خلق‌پرست شدی خلق تو را گمراه می‌کند. خلق برای تو یک بدعتی می‌آورد، حرف می‌زند، پدر در می‌آید. آن‌ها را نمی‌توانی توبه کنی. یک بت‌پرستی را می‌شود توبه کرد، یک بت‌پرستی است که والله! به دینم! نمی‌شود توبه کرد، چرا توجه ندارید؟ خلق‌پرستی را نمی‌شود توبه کرد.

عزیز جان من، مگر شریح قاضی سواد نداشت؟...

بابا جان من، عزیز جان من، مگر شریح قاضی سواد نداشت؟ تفکر نداشت. اتفاقاً می‌گویند ایشان نود و پنج ساله بود، اگر مردک تفکر داشت، خب، ای شریح تو پنج سال دیگر هم زنده‌ای، دو سال دیگر هم زنده‌ای. بی‌تفکری، آدم را به اینجا می‌رساند. دیگر این چند سال چه بود که تو قتل امام حسین را امضا کردی؟ تفکر نداشت. این ابوموسی اشعریِ احمق تفکر نداشت. آخر، احمق، خدا گفته علی، پیغمبر گفته علی، قرآن گفته علی، جبرئیل گفته علی، میکائیل گفته علی، اسرافیل گفته علی، زمین گفته علی، آسمان گفته علی، خلقت گفته علی، حالا تو می‌گویی: «من» هستم، علی را خَلع کردم. آدم مهندس، اینقدر بی‌شعور باشد؟