Press ESC to close

ولایت

والله! اگر عدالت داشته باشی، اصلاً در عالم تجاوزگر نیستی؛ تمام کارهایت روی عدالت است...

تمام مردم عیالات خدا هستند. به عیالات خدا تجاوزگر نشو. تمام این مردم عیالات خدا هستند. تجاوز مگر این است؟ تجاوز به ولایت داریم، تجاوز به اسلام داریم، تجاوز به امر داریم، تجاوز به نادانی داریم. مگر تجاوز یک‌جور است؟ والله! اگر عدالت داشته باشی، اصلاً در عالم تجاوزگر نیستی؛ تمام کارهایت روی عدالت است. بیا این حرفها را یک قدری تأمل کن، یک قدری فکر کن. … این حرفها احترام دارد. این حرفها را احترام کن تا خدا احترامت کند. کسی که ولایت را احترام کند، کلام خدا را احترام کند، خدا احترامش می‌کند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مبنای اصول دین]

گر عدالت داشته باشی، ولایت را قبول می‌کنی....

اگر شما عدالت داشته باشی، نبوت را قبول می‌کنی. اگر عدالت داشته باشی، ولایت را قبول می‌کنی. خدا دلش می‌خواهد بنده باشی. حالا که می‌گوید خدا یگانه است، خدا عدالت دارد، حالا چه می‌گوید؟ می‌گوید «اشهد ان لا اله الا الله»، «اشهد انّ محمد رسول الله» چرا خدا محمد را بغل خودش گذاشته است؟ عدالت‌فرساست. آنچه که عدالت است، از نبی اکرم می‌جوشد. چرا؟ این‌ها یک ترک اولی ندارند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مبنای اصول دین]

متقی فرمودند: این حرفها را کتاب کنید!...

متقی فرمودند: این حرفها را کتاب کنید! کتاب یعنی چه؟ یعنی این حرف‌ها به امر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حضرت زهرا (علیها السلام) زده شده است. متقی بوده، این حرفها را به وجود آورده است. قدر این کتاب را بدانید؛ آن وقت قدر خدا و پیامبر را فهمیده‌اید. خوشا به حال آن کسانی که این کتاب‌ها را بخوانند، قبول داشته باشند و به آن عمل کنند، سخی هم باشند؛ آن وقت با ماوراء ارتباط دارند. وقتی این کتابها را خواندند، در کالبد بدنشان به وجود می‌آید. رفقا! خیلی قدردانی کنید! آن وقت با ماوراء ارتباط دارید، نه با دنیا. کم آدم پیدا می‌شود که با ماوراء ارتباط داشته باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

امام موسی کاظم (علیه السلام) هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش می‌کنیم»...

وقتی به مکه رفتم، آن جا دیدم که لوحی میان زمین و آسمان بود، گفتم: این لوح چیست؟ گفت: صحبتهای شما را به این لوح نوشته‌ایم، می‌خواهیم صحبتهای شما را به تمام جهان پخش کنیم. چرا؟ چون صحبتهای متقی نجات بشر است، نجات بشر در سینه متقی نوشته شده است. امام موسی کاظم (علیه السلام) هم به متقی فرمود: «حسین! غصه نخور! حرفهایت را در جهان پخش می‌کنیم». [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: احکام ولایت]

امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: «متقی وکیل من است.»...

خدا، دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) می‌فرمایند: «پیش متقی بروید!» امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: «متقی وکیل من است.» متقی هم می‌فرماید: «حاج ابوالفضل وصی من است، سخاوتتان را به ایشان بدهید. من از هر سه فرزندم راضی هستم؛ اما الآن این حاج ابوالفضل یک مدیریت بالخصوص به این مجلس دارد. اگر پولی به او بدهم که چیزی بخرد، هر چقدر زیاد بیاورد، به من برمی‌گرداند.» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

فقط متقی است که کسری‌های ما را برطرف می‌کند و ما را به نجات ابدی می‌رساند...

از این بهتر نیست که می‌فرماید اگر شما سخی باشید، وقتی از دنیا می‌روید، خدا شما را در عرش خودش داخل می‌کند. آن جا مَقرّی است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید جای سخاوتمندان است؛ اما سخاوت یک خُرده مشکل است! سخاوت شجاعت می‌خواهد؛ شما الآن چندین خیال برای پولتان دارید، حالا که می‌خواهید در راه خدا بدهید، زورتان می‌آید؛ ولی اگر سخی باشید و ولایت داشته باشید، امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «اگر او را نخواهی، دروغ می‌گویی که ما را می‌خواهی؛ اول باید او را بخواهی.» مقام امام آن قدر بالاست که می‌فرماید اگر او نباشد، تمام عالم فروریزان می‌شود، ولی اینجا می‌گوید باید دوست ما را بخواهی؛ چرا؟ چون صفات مؤمن، امر امام است؛ این است که این قدر بالاست. فقط متقی است که کسری‌های ما را برطرف می‌کند و ما را به نجات ابدی می‌رساند، ما خودمان دنبالش نمی‌رویم! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

رفقا! این حرف‌ها القای خداست و بر زبان متقی جاری می‌شود...

رفقا! این حرف‌ها القای خداست و بر زبان متقی جاری می‌شود؛ چرا؟ متقی می‌خواهد مردم بدانند و به آن عمل کنند. این حرفها به قلب متقی نازل می‌شود؛ برای این که آن را به مردم بگوید. خودش استفاده نمی‌کند؛ چون که این‌ها توی متقی هست؛ امام رضا (علیه السلام) هم به او فرمود: «حسین! برو مردم را راهنمایی کن و این حرف‌ها را به آنها بگو!» پس متقی به امر امام رضا (علیه السلام) این حرف‌ها را به شما می‌گوید؛ قدردانی کنید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

متقی می‌خواهد ولایت را به شما تزریق کند، اما خلق می‌خواهد خودش را به شما تزریق کند؛...

ولایت یعنی دنبال خلق نرفتن، ولایت یعنی من نداشتن، ولایت یعنی مطیع بودن. متقی می‌خواهد ولایت را به شما تزریق کند، اما خلق می‌خواهد خودش را به شما تزریق کند؛ حالا چه کسی دنبال خلق نیست؟! در جنگ صفین امیرالمؤمنین (علیه السلام) کسانی که تا هفت نسل، بعد از آنها شیعه می‌شدند را نمی‌کشت! اینها گول خورده بودند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن‌ها را نکشت! اما معاویه و بدعت‌گذار، مردم را گول می‌زنند. ائمه طاهرین (علیهم السلام) در این دنیا آمده‌اند که ما را به نجات ابدی برسانند، خودمان دنبالشان نمی‌رویم! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

قربانت بروم! اگر یک کارگری زیر دست تو است، تو باید عدالت داشته باشی، چرا به این توهین می‌کنی؟...

عزیز من! قربانت بروم! اگر یک کارگری زیر دست تو است، تو باید عدالت داشته باشی، چرا به این توهین می‌کنی؟ چرا به این بی‌عدالتی می‌کنی؟ والله! تو خودت توجه نداری. من الان تو را آگاه می‌کنم. تو به این کارگر بی‌خودی یک حرفی زدی، این را ناراحت کردی. تا زمانی که این ناراحت است، هیچ عبادتت قبول نمی‌شود، برو مهندسی کن. این کارگر عزیز که در مقابل تو است، مگر غیر تو است؟ کی مغز تو را روشن کرده، تو مهندس شدی؟ کی هوش به تو داده؟ کی قدرت به تو داده؟ کی تو را اینجوری کرده؟ مگر به غیر خدا نیست؟ خدا عدالت می‌خواهد. چرا عدالت‌فرسا با کارگر رفتار نمی‌کنی. خدا می‌داند قدرت‌دارها، نابود می‌شوند به واسطه یک بی‌قدرت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مبنای اصول دین]

هر کارگری که یک کاری به او می‌دهی، بگو: خدایا، شکر من این نیستم، احترامش کن...

هر کارگری که یک کاری به او می‌دهی، بگو: خدایا، شکر من این نیستم، احترامش کن. اگرنه از تو می‌گیرد. داریم. خیلی‌ها را داریم که از او گرفت. بزرگترین حرف این است که این اگر به غیر اینکه توی این منیتی داری، این را ناراحتش کردی، تا زمانی که این ناراحت است، هیچ عبادتت قبول نمی‌شود، حالا می‌خواهی مکه برو، کربلا برو، می‌خواهی نماز بخوان، می‌خواهی نماز شب بخوان. چرا؟ خدا رضایت مؤمن را می‌خواهد، رضایت ضعیف را می‌خواهد، نه نماز شب را. خدا رضایت‌خواه است، نه عبادت‌خواه. حالا برو عبادت کن. خدا رضایت‌خواه است. خدا هم تو را تأیید می‌کند، هم حرف را تأیید می‌کند. عدالت را هم باید در خانه‌ات هم پیاده کنی. شما بپرسید من سه تا پسر دارم، هنوز نشده یک چیزی را به این‌ها تندی کنم. یک وقت اگر داد هم بزنم، روی یک حسابی می‌زنم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مبنای اصول دین]

خواست خدا عدالت است...

عدالت خیلی ابعاد دارد، مثل ولایت می‌ماند. حالا گفتیم که مقصد خدا آن است، خواست خدا عدالت است. حالا این عدالت را باید توی خودت پیاده کنی؛ یعنی پرچم نفسی که می‌کشی، باید عدالت باشد. اگر یک مملکتی عدالت داشته باشد، سقوط نمی‌کند. اگر یک کارگاهی عدالت داشته باشد، سقوط نمی‌کند. اگر قضات عدالت داشته باشند، سقوط نمی‌کنند. اگر عدالت داشته باشی، به امر عدالت است؛ یعنی به امر خداست، به امر ولی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مبنای اصول دین]

عبادت بی‌عدالت که به درد نمی‌خورد؛ ظلم است...

آن‌ها عدالت نداشتند، بینید چطور شدند. الان من نمی‌خواهم حرف آن‌ها را بزنم. بی‌عدالتی کردند. با علی بی‌عدالتی کردند، رفتند توی عبادت. آخر عبادت بی‌عدالت که به درد نمی‌خورد؛ ظلم است. عزیز من، عبادت بی‌عدالت ظلم است. مگر نکردند؟ ظلم کردند. اصلاً من به شما عرض کنم، جداً می‌گویم، می‌خواهم من را قابل بدانید حرف بزنید. عدالت یک چیزی است که قبولی اعمالت می‌شود. تو اگر بی‌عدالتی کار کردی، ظلم کردی. باید با عدالت باشی. چرا؟ خواست خداست. تو باید خواست خدا را عمل کنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: مبنای اصول دین]

اسم اینها [ائمه طاهرین]، یک عظمتی دارد، یقین اینها، یک عظمتی دارد، خواستن اینها، یک عظمتی دارد، حرف این‌ها را زدن، یک عظمتی دارد...

قلب المؤمن، عرش الرحمن، قلب تو عرش خداست. برای چه عرش خداست؟ ائمه طاهرین ‎(علیهم السلام) خودشان آنجا هستند، اما تو باید محبت آنها و یقین آنها در قلبت باشد. اسم اینها [ائمه طاهرین]، یک عظمتی دارد، یقین اینها، یک عظمتی دارد، خواستن اینها، یک عظمتی دارد، حرف این‌ها را زدن، یک عظمتی دارد، فکر این‌ها را کردن یک عظمتی دارد. صدها عظمت دارد. آخر، از کدامش برایتان بگویم؟ مگر اسمش نیست که وقتی به کشتی نوح می‌زند آرام می‌گیرد؟ کشتی نوح، چیزی نیست که یقین به ولایت کند. مگر کشتی نوح جان دارد؟ دارد به تو می‌فهماند. می‌گوید اسم این‌ها، وقتی در قلبت باشد، آرامش پیدا می‌کنی. باز، ولایتش یک حرف دیگری است. باز، خواستش یک حرف دیگری است. باز، یقینش یک حرف دیگری است. صدها حرف دارد. راجع به ائمه ‎(علیهم السلام)، صدها شب و روز حرف بزنی، باز حرف دارد.   پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: قلب المؤمن عرش الرحمن

مگر ممکن است کسی امام حسین (علیه السلام) را بشناسد؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) را بشناسد؟...

بابا! ما محدودیم. محدود که غیر محدود را نمی‌فهمد. مگر اینکه ذراتی از آن‌ها [ائمه طاهرین] به قلب ما خطور کند. از این حرفها ناراحت نشوید. مگر ممکن است کسی امام حسین (علیه السلام) را بشناسد؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) را بشناسد؟ خدایا نگهم دار، ناراحت نشوند. والله، به دینم قسم، تمام موهای بدنم، تمام گلوله های خونم این است که این‌ها را یک ذره بشناسید، بهشت بروید. یک اندازه‌ای این‌ها را بشناسید، نجات پیدا کنید. (فقط) همین قدر به ما دادند.   پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: قلب المؤمن عرش الرحمن

نظر ولایتی من این است که عرش از جلوه واقعی امام زمان کوچک تر است...

ما روایت داریم می‌فرماید: اینجا، این کرات نسبت به کرات (آسمان) دوم، مثل (دانه) خشخاش می‌ماند، کرات دوم نسبت به سوم همین‌جور …، آن وقت می‌گوید عرش خدا، مطابق این هفت طبق آسمان است. حالا روایت صحیح داریم این ائمه طاهرین (علیهم السلام)، هر هفته، در عرش خدا می‌روند و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برایشان صحبت می‌کند. حالا این عرش چقدر بزرگ است، این‌جور که ما بخواهیم بگوییم که نیست. حالا در عرش به این بزرگی اگر بگوییم جلوه واقعی امیر المؤمنین (علیه السلام) یا جلوه واقعی امام زمان (علیه السلام) هست، اگر آن جلوه واقعی باشد، به نظر من باز هم عرش کوچک است. از هفت طبق آسمان بزرگ‌تر است، اما من نظر ولایتی ام این است.   پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: قلب المؤمن عرش الرحمن

نه خدا محدود است، نه ائمه طاهرین ‎(علیهم السلام) خلق محدود است...

یکی از علمای مهم مشهد، اینجا آمده بود و راجع به امام زمان (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام) صحبت می‌کرد. به من گفت: ائمه ‎(علیهم السلام) که کسری ندارند. پس چرا به عرش می‌روند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در آنجا برایشان صحبت می‌کند؟ گفتم، آقا من خجالت می‌کشم، دستت درد نکند! اینها در مقابل خلق کسری ندارند. تمام علم خلق، ذراتی از این‌هاست که به خلق داده شده؛ اما اینها در مقابل خدا که کسری دارند. فیض خدا، که انتها ندارد. دائم به اینها فیض می‌رسد. مگر این‌ها معلومات دارند که یک معلومات مختصری داشته باشند و بخواهد به معلوماتشان اضافه شود؟ این‌ها محدود نیستند. نه خدا محدود است، نه ائمه طاهرین ‎(علیهم السلام) خلق محدود است. آن عالم گفت: دستت درد نکند.   پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: قلب المؤمن عرش الرحمن

ولایت امرش خودش است. اگر امرش را اطاعت کردی، پیش او هستی، او هم پیش تو است...

ما باید امام زمانمان را بشناسیم. چرا می‌گوید اگر نشناسی، به زمان جاهلیت می‌میری؟ بیا امرش را اطاعت کن. امرش، خودش است. عزیز من، قرآن، امرش خودش است، خدا، امرش خودش است. امام زمان (عج الله فرجه)، امرش خودش است، ولایت امرش خودش است. اگر امرش را اطاعت کردی، پیش او هستی، او هم پیش تو است. مگر نبود شخصی پیش امام صادق (علیه السلام)، طلب بهشت کرد، گفت تو توی بهشت هستی. پیش من هستی

نجات و آمرزش هر بشری در تمام خلقت این است که باید «علی» بگوید...

نجات و آمرزش هر بشری در تمام خلقت این است که باید «علی» بگوید. اگر علی (علیه السلام) نداشته باشد آمرزیده نیست. یونس در دهان حوت، دید که تمام موجودات دریا می‌گویند «علی». گفت: «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» خدایا، من که یک ذره در قبولی ولایت علی (علیه السلام) کندی کردم ظالم هستم. نه اینکه علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشم، آنکه کافر است. خدایا، من نمی‌فهمیدم که تمام موجودات دریا و همه عالم می‌گویند «علی». آن‌ها علی‌پرست بودند، من کوتاهی کردم. روایت داریم این را خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) در دهان او گذاشت که با گفتن آن، رفع اشتباهش بشود و نجات پیدا کند.

خانه خدا می‌گوید: من که نجات‌دهنده شما نیستم، علی (علیه السلام) نجات‌دهنده شماست...

کسی که حقیقت ولایت را می‌فهمد به این ندا توجه می‌کند که خانه خدا می‌گوید: من که نجات‌دهنده شما نیستم، علی (علیه السلام) نجات‌دهنده شماست. کعبه تمام آن‌ها که امیرالمؤمنین را قبول ندارند و به دورش می‌گردند ملامت می‌کند چون‌که قبولی علی (علیه السلام) قبولی کعبه است. آن کس که علی (علیه السلام) دارد خودش کعبه است، خودش منا و صفا و مروه و حجرالاسود است. والله بالله تالله از حجرالاسود هم بالاتر می‌شود چون که آن ملک است، ملک خادم شیعه می‌شود.

آیا من رهبر باشم، علی باشم، امام شما باشم طیور را بسوزانم؟...

اگر تو پیرو امیرالمؤمنین هستی، ببین امیرالمؤمنین چقدر کارهایش تنظیم است. در جنگ صفین دارد می‌جنگد. آمدند گفتند: یا علی جان، اینجا یک دشت است و اینها همه گز یا نی هست. اگر ما اینها را آتش بزنیم، از این طرف می‌رویم، پشت به لشکر مسلط می‌شویم. امیرالمؤمنین بنا کرد به گریه کردن. علی جان، ما که حرفی نزدیم. گفت آیا من رهبر باشم، علی باشم، امام شما باشم سؤالی از شما می‌کنم آیا در این دشت یک طیور بچه گذاشته یا نگذاشته است؟ آیا من طیور را بسوزانم؟ این کار را نمی‌کنم.

فضه! تا وقتی که خانه ما هستی، به کار ما کاری نداشته باش....

وقتی فضه خانه حضرت زهرا (علیها السلام) آمد، دید یک پوست افتاده است و وضعش قدری به قول ما ناجور است. یک قدری ریگ می‌ریختند آن بالای اتاق که خنک بشود. رفت یک دست کشید و همه این‌ها را جواهر کرد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد. دید این ریگها همه جواهر هست. گفت: زهرا جان! چه کسی این‌ها را اینجوری کرد؟ گفت: علی جان! دیدم فضه دارد دست می‌مالد. حالا تازه فضه خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است. بابا! فضه، یک زن بیچاره‌ای نبوده، یک زن با کمالی بوده. دست به ریگ می‌گذاشته، جواهر می‌شده. فضه، در ظاهر کنیز بود. به فضه دستور داد: آب بیاور. آب را روی دست امیرالمؤمنین (علیه السلام) ریخت. از هر انگشت علی (علیه السلام) یک رقم جواهر به زمین ریخت. گفت: فضه! تا وقتی که خانه ما هستی، به کار ما کاری نداشته باش.

این «رحمة للعالمین» این است که پیامبر، امیرالمومنین علی (علیه السلام) را معرفی کرد....

چرا تسلیم خلق می‌شوی؟ نبی که در دنیا آمد، کارش چه بود؟ خدا می‌گوید تسلیم نبی بشو. اگر خدا می‌گوید تسلیم نبی بشو نبی، الان تند می‌شود، نبی مقصد خدا نبوده است. خدا یک هدف دارد، یک مقصد. هدف خدا این بود که نبی باشد. از بین صد و بیست و چهار هزار پیامبر، چرا پیامبر ما را گفت اشرف مخلوقات است؟ اشرفیت او والله بالله تمام گلوله‌های خونم این است که مال این است که ولایتش کامل بود. اصلاً اشرفیت پیامبر مال این بود. چرا انبیاء دیگر اشرف نیستند؟ چرا نمی‌گوید ابراهیم اشرف است؟ پس باید توجه کنی خیلی پیامبر مقام دارد. رفقا، هرکس دارد نوار مرا گوش می‌دهد من دارم سر نبی حرف می‌زنم نه سر ولی، پیامبر اکرم ولی هست. با امیرالمومنین یک بدن هستند که دوتا شده‌اند. او به جای خودش، آن سر جای خودش است. ببین من چه دارم می‌گویم. پیامبر را خدا ابلاغ کرد در این دنیا نبی باشد اما نبی کارساز نیست. چرا؟ چون ولی کارساز است. خیلی پیامبر عظمت دارد. می‌گوید «رحمة للعالمین» این «رحمة للعالمین» این است که پیامبر، امیرالمومنین علی (علیه السلام) را معرفی کرد. چرا؟ ولایت نجات دهنده کل خلقت است نه نبوت.

تمام خلقت، به واسطه حیات ولایت است نه به واسطه حیات نبوت...

مگر ولایت یک چیزی است؟ چرا امام صادق می‌گوید اگر ما نباشیم زمین اهلش را فرو می‌برد؟ چرا؟ تمام خلقت، به واسطه حیات ولایت است نه به واسطه حیات نبوت. اینقدر نبی نبی کردند، ولایت را از دست ما گرفتند. اینقدر نبی نبی کردند، ولایت را کوچک کردند. خدا در دو دنیا کوچکشان بکند.

نقش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که نجات‌دهنده تو از هر چیزی است...

کسی که در آخرت اسیر نیست که نقش و کارت دنیا نداشته باشد، آن وقت قیامت آزاد است، احترام دارد. همه احترامش می‌کنند؛ حتی آتش جهنم. بیایید احترام پیدا کنید. کجا دنبال حرف‌های دنیا می‌روید؟ به غیر از نقش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقش دیگری نباید در وجود ما باشد. نقش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که نجات‌دهنده تو از هر چیزی است.

اگر علی (علیه السلام) را شناختید، خدا نمی‌شوید؛ اما صفات خدا می‌شوید!...

قبولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)، قبولی تمام خلقت است؛ یعنی اگر تمام خلقت «علی» نگویند، خدا قبولشان نمی‌کند. این قانون خدا است! اگر امیرالمؤمنین (علیه السلام) را شناختید، تمام خلقت را شناختید وگرنه هیچ چیزی را نشناخته‌اید. اگر علی (علیه السلام) را شناختید، خدا نمی‌شوید؛ اما صفات خدا می‌شوید! چون فقط خداست که علی (علیه السلام) را می‌شناسد، هیچ کسی او را به طور کامل نمی‌شناسد! خدا درباره هیچ کسی نفرموده به عزت و جلالم قسم! اگر عبادت ثقلین کنی و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم» قبول نداشته باشی تو را به رو در جهنم می‌اندازم!

امیرالمؤمنین (علیه السلام) مافوق ذرات است...

تمام خلقت ذرات است، امیرالمؤمنین (علیه السلام) مافوق ذرات است؛ یعنی ذراتی محبت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را داشته باشی نجات پیدا می‌کنی؛ اما باید محبت کس دیگر را نداشته باشی، فقط محبت علی (علیه السلام)! در باطنِ هر کسی باید خدا باشد تا ولایت را قبول کند. اگر باطنِ شما خداخواه نباشد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را قبول نمی‌کنید؛ چون امر خدا علی ابن ابیطالب (علیه السلام) است.

خواست خدا ولایت است، نه عبادت!...

خواست خدا ولایت است، نه عبادت! این مانند آن است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سلمان فرمود: اگر همه عالم یک طرف رفت و علی (علیه السلام) طرف دیگر، تو طرف علی (علیه السلام) برو! پس اگر طرفدار علی (علیه السلام) نباشید، طرفدار هر کس دیگری که باشید، باطل است؛ اما در آخرالزمان برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) مصداق درست می‌کنند!

بیایید علی (علیه السلام) داشته باشید تا در برابر تمام ممکنات خدا سرافراز باشید...

بیایید علی (علیه السلام) داشته باشید تا در برابر تمام ممکنات خدا سرافراز باشید. چون تمام خلقت می‌گویند علی! در پایه‌های عرش نوشته علی! زنگ درِ بهشت علی است. عرش خدا عبورگاه علی (علیه السلام) است. پس اگر می‌گوید «قلب المؤمن عرش الرحمن» ، باید در آن قلب، خواست علی (علیه السلام) باشد، نه خلق، نه بدعت‌گذار و نه خیال‌های باطل! باید قلبتان مانند آن کسی که قلبش علی، علی می‌گفت، علی (علیه السلام) بگوید!

دین علی است...

کسانی که می‌گوید [در آخرالزمان] با دین از دنیا نمی‌روند، دین ندارند؛ یعنی علی (علیه السلام) ندارند. می‌گوید اگر از هزار تای شما یکی با دین از دنیا رفت، ملائکه تعجب می‌کند، ببین می‌گوید با دین، دین علی (علیه السلام) است. علی (علیه السلام) نداری که بی‌دین می‌روی. مکه داری، عمره داری، کربلا هم داری، دین نداری. دین یعنی با امر آن‌ها هر کجا که می‌خواهی بروی، بروی. دین، یعنی امر آنها. کجا دین دارید؟ کجا هر سال پا می‌شوید سوریه می‌روید؟ اگر *عبادت* تو قبول است، چرا می‌گوید بی‌دین می‌روی؟ پس عبادتت قبول نیست. *عبادت*، باید اطاعت باشد. اطاعت در زمان ما، باید به امر وجود مبارک امام زمان (علیه السلام) باشد.

پیامبر با همه آن حرفهایش باید کسانی که کارت علی را دارند شفاعت کند...

[در قیامت] وقتی که اینها می‌آیند، همه دور آدم می‌ریزند و می‌گویند: ای پیامبر ما! راهی برای ما پیدا کن، ما بیچاره هستیم. می‌گوید: من ترک اولی کرده‌ام، پیش نوح بروید. نوح هم می‌گوید: من ترک اولی کرده‌ام، بیایید پیش پیامبر بروید. تمام خلایق دور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جمع می‌شوند… بعد وقتی همه دور پیامبر جمع شدند، پیامبر سجده می‌کند. خدا می‌فرماید: یا محمد! سرت را بلند کن، به تو می‌بخشم؛ دوباره سجده می‌کند که یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پذیرفته شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌خواهد شفاعت کند. خدا می‌گوید: سرت را بلند کن و علی را بیاور. فوراً امیرالمؤمنین (علیه السلام) با ناقه نور حاضر می‌شود. … بعد از اهل تسنن عده‌ای هستند که واقعاً *عبادت* کرده‌اند که پیامبر نجاتشان بدهد خیال کرده‌اند که پیامبر آنها را نجات می‌دهد. همه دور پیامبر جمع شده بودند؛ اما یک دفعه امریه صادر شد که کسانی که کارت علی دارند باید به آن طرف بروند. اینجا پیامبر با همه آن حرفهایش باید کسانی که کارت علی را دارند شفاعت کند.   منبع: پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین

هستی تمام خلقت روی دوستی امیرالمومنین (علیه السلام) می‌گردد...

هستی تمام خلقت روی دوستی امیرالمومنین (علیه السلام) می‌گردد. آن کسی که علی (علیه السلام) را قبول نداشته باشد، غاصب است؛ چون خدا می‌گوید: اگر عبادت انس و جن کنی و علی (علیه السلام) را به «الیوم اکملت لکم دینکم»قبول نداشته باشی، تو را به رو به جهنم می‌اندازم. پس *عبادت* بی‌دوستی علی (علیه السلام)، غصب است و فایده‌ای ندارد.

رفقای عزیز! این قدر این در و آن در نزنید و خودتان را گرفتار وام و قرض نکنید. اینها شما را از حقیقت باز می‌دارد...

رفقای عزیز! این قدر این در و آن در نزنید و خودتان را گرفتار وام و قرض نکنید. اینها شما را از حقیقت باز می‌دارد. قانع و راضی باشید و باور کنید که امورتان می‌گذرد. خدا را اگر قبول دارید، می‌فرماید: «والله خیر الرازقین» وقتی این آیه را می‌شنوم، تف به روی خودم می‌اندازم که خدایا، مگر ما تو را قبول نداشتیم که قسم می‌خوری؟ حالا باز هم باور نکرده‌ایم. خودمان را مبتلا می‌کنیم.  ‎

اصلاً اسم علی کارگشا است، خود علی، مثل خدا می‌ماند...

اصلاً اسم علی کارگشا است، خود علی، مثل خدا می‌ماند. اسم علی کارگشاست که داود می‌گوید: علی، آهن به دستش نرم می‌شود، عیسی با همه حرفهایش می‌گوید: علی، مرده را زنده می‌کند. آن آصف می‌گوید: علی، تخت بلقیس را حاضر می‌کند. در تمام دنیا اسم علی کارگشا است؛ خاک به توی سر آن‌ها کنند که دست از علی برداشتند و مشابه درست کردند. به تمام آیات قرآن، یک موقع می‌فهمید که می‌دانید نفهم‌ترین مردم شماها هستید. چه کار داریم می‌کنیم؟ خود علی یک حرف دیگری است. خود علی را خدا می‌شناسد. مگر خدا این خلقت را که کرده نمی‌خواهد؟ پس الکی خلق کرده است؟ تمام شماها را خلق کرده، بهشت به این جاودانی را خلق کرده، غلمان را برای شما گذاشته، حوریه‌ها را برای شما گذاشته، تازه این‌ها که گذاشته برای شما گذاشته است، به دینم، من نمی‌خواهم، به ایمانم، من نمی‌خواهم. این مال شماست. مال شماست که هنوز ویدئو و ماهواره می‌زنید. چه دارید می‌گوید؟ من یک عنایت زهرا را به فردوس و بهشت و غلمانش ندادم. گفتم: برو رد کارت. متقی؛ یعنی این. شما چه دارید می‌گویید؟منبع: ‎

گفتم: خدایا! چه کرده‌ام که این سعادت را از من گرفتی؟...

این خصوصی متقی است، خصوص کس دیگری نیست. زمانی که در خانه‌ام بنایی داشتم، تا آن جایی که می‌توانستم به کارگرها رسیدگی می‌کردم و از آنها پذیرایی می‌کردم. بنایی که تمام شد، یک دفعه دیدم چه نعمتی از من گرفته شد! تا چند روز ناراحت بودم و گریه می‌کردم، گفتم: خدایا! چه کرده‌ام که این سعادت را از من گرفتی؟ خدایا! اگر این سعادت را از من گرفتی، به نوعی دیگر برایم این کار را مهیا کن. این کار، کار متقی است، کار کس دیگر نیست. منبع: ‎

یا سلمان! اگر همه خلقت رفتند یک طرف، تو برو طرف علی...

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یا سلمان! اگر همه خلقت رفتند یک طرف، تو برو طرف علی! توجه کنید این فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، نه فقط دنیا، بلکه تمام خلقت را در بر می‌گیرد. تو باید آگاهی خلقتی داشته باشی؛ یعنی بدانی خدا هجده هزار هزاران کرات دارد، بدانی خدا آسمان و عرش و فرش دارد، بدانی خدا قیامت و برزخ و بهشت دارد. حالا اگر همه این‌ها یک طرف رفتند، تو طرف علی بروی. آیا این طور هستید یا نه؟ آیا در این فکرها رفته‌اید یا نه؟ ما هنوز رشد نکرده‌ایم و حرف ولایت در دهانمان است، نه حقیقت ولایت درونمان باشد.منبع: ‎

شب قدر آب زندگانی می‌خورید، اگر ولایت به شما داد، تا ابد زنده‌اید...

دوباره تکرار کنم، شب قدر آب زندگانی می‌خورید، اگر ولایت به شما داد، تا ابد زنده‌اید. اگر اسکندر آب زندگانی خورد یا نخورد، در عالم زنده بود، بالاخره مرد؛ اما آب زندگانی ولایت که مردنی نیستی، ابد الآباد زنده‌ای، مگر ولایت می‌میرد؟! زنده‌ای، قرآن زنده است، ولایت زنده است، بیا و بچش، آب زندگانی بخور، از خدا بخواه، والله، امام زمان به تو می‌دهد. خدایا، ما دل یکی را خوش کردیم، دل یک بنده ناچیزی را خوش کردیم، خدایا، دل ما را هم خوش کن، ببین، چه طور دلت را خوش می‌کند.

اگر بخواهید ولایت را بفهمید، متقی می‌فرماید این کتاب ؛ احکام ولایت را بخوانید؛ آن وقت شما می‌فهمید...

اگر بخواهید ولایت را بفهمید، متقی می‌فرماید این کتاب ؛ احکام ولایت را بخوانید؛ آن وقت شما می‌فهمید. ما هنوز ولایت را نفهمیده‌ایم! این کتاب را بخوانید تا ولایت را بفهمید. رفقای عزیز! همه این حرفهایی که می‌زنم، درست است. چه کسی این حرفها را به شما می‌گوید؟ فقط متقی.

من در تمام خلقت، مرجعی به غیر از علی بن ابی طالب نمی‌دانم و نمی‌شناسم!...

عزیزان من! هر چه هست، در خانه دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) است. آنها باید به شما بدهند. کجا می‌روید؟ هیچ جا خبری نیست! بیایید در خانه اینها بروید؛ تا از «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» به شما بدهند، بیایید تا علم حکمت به شما بدهند. بیایید تقوا داشته باشید و جزء متقین بشوید؛ تا هفتاد و دو فرقه را محکوم کنید! بیایید درس ولایت بخوانید! من یک چیزی را می‌خواستم به رفقایم بگویم، نمی‌دانستم که آن را بگویم یا نه! یک وقت ندا آمد و گفت: «من خودم معلمت می‌شوم!». یعنی حالا که من معلمت شدم، کاری به خلق نداشته باش! همه شما باید این طور باشید! هیچ احتیاجی به کسی نداشته باشید، احتیاجتان به خدا و ولایت باشد. بیایید خدا معلمتان بشود! بیایید امام زمان (عج الله فرجه) معلمتان بشود، همین طور که امام زمان (عج الله فرجه) به من درس می‌گفت، خود کتاب ورق می‌خورد. این درسی که می‌گوید درس خلقتی است، یک خلقتی را متوجه می‌شوی، از حنجره پاک امام زمان (عج الله فرجه) نتیجه می‌گیری و به مردم می‌گویی. بیایید دنبال کسی بروید که خدا و ائمه طاهرین (علیهم السلام) ، معلم او هستند؛ یعنی متقی. او از ماوراء خبر دارد، معلمش خداست نه فلان مرجع! تمام مردم معلمشان درسی است، تو باید معلم امری داشته باشی. من در تمام خلقت، مرجعی به غیر از علی بن ابی طالب نمی‌دانم و نمی‌شناسم! می‌بینم خدا گفته علی! من هم می‌گویم علی! تقلید این است. کجا می‌روید از خلق تقلید می‌کنید؟ باید از خدا تقلید کرد، خدا گفته علی! ما هم می‌گوییم علی! درباره ولایت باید از خدا تقلید کنیم. بروید حرفهای مراجع را ببینید، اگر یکی از این حرفها بود، من پانصد هزار تومان جایزه می‌دهم. چه کسی حرف خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را می‌زند؟ فقط متقی.

شرط اسلام این است که تو ولایت را بخواهی...

کار متقی این است که مردم را به ولایت دعوت می‌کند. ولایت چیست؟ ولایت توی خدا بوده است، ولایت تجلی خداست، ولایت، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که مقصد خداست. حالا شما که این حرفها را می‌زنید، باید ولایت داشته باشید، اسلام شرط نیست، خیلی‌ها اسم و رسم دارند؛ اما ولایت ندارند، شرط اسلام این نیست. شرط اسلام این است که تو ولایت را بخواهی؛ آن وقت خدا ولایت به تو می‌دهد؛ اما ما شهوت می‌خواهیم، به خدا هم کاری نداریم، این است که بدبخت و بیچاره می‌شویم. اگر ولایت داشته باشید، تمام خلقت به شما ارادت دارند. آصف ولایت داشت که تخت بلقیس را آورد، شما هم اگر ولایت داشته باشید، در نظر دوازده امام، چهارده معصوم (علیهم السلام) هستید. اصل، ولایت امیرالمؤمنین علی است. کسی که ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دارد، جواب کون و مکان در اختیار آن آدم قرار می‌گیرد. کون و مکان چیست؟ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. ولایت، تمام خلقت در اختیارش است؛ کسی هم که ولایت دارد، تمام خلقت را در اختیارش می‌گذارد. چه کسی تمام خلقت در اختیارش است؟ فقط متقی.

زنگ بهشت را که می‌زنی می‌گوید: علی علی علی...

خدا جهنم را برای دشمنان علی (علیه السلام) خلق کرد، چون نقش علی (علیه السلام) را ندارند، هر کجا که نقش امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، آتش حیا می‌کند که آن نقش را بسوزاند، نجات بشر در علی (علیه السلام) است، آن دو نفر ایشان را عقب زدند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) ناراحت شد. خدا گفت: علی جان! غصه نخور، من در کشتن تو، تو را به عقیده‌ات می‌رسانم. حالا وقتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) شهید شد فرمود: «فزت و رب الکعبه» ، به خدای کعبه رستگار شدم، آن‌هایی که در جهنم رقت کردند نجات پیدا کردند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) به مقصدش که نجات بود رسید. امیرالمؤمنین (علیه السلام) خوشحال شد.متقی هم نقش علی (علیه السلام) را دارد یکی نجات پیدا کند خوشحال می‌شود. به غیر از متقی کسی نقش علی (علیه السلام) را ندارد؛ زیرا می‌گوید برو پیش متقی. برو از متقی یاد بگیر. حالا به متقی می‌گویند حرف نزن! . شیطان هم مؤمن امتحان نداده بود، نقش ولایت را موقت داشت مؤمن امتحان نشده بود، وقتی اطاعت امر خدا را نکرد خدا به او گفت: گم شو. زنگ بهشت را که می‌زنی می‌گوید: علی علی علی. بهشت از نور دست دوم ولایت خلق شده. نقش ولایت دارد که علی (علیه السلام) می‌گوید. بهشت علی علی می‌گوید ما ناعلی می‌گوییم. پس ما از جسم پست‌تریم، قلب متقی را باز می‌کنند می‌گوید علی، خدمت حضرت زهرا (علیها السلام) می‌رسد می‌فرماید: پشت پا بر عالم امکان زدم دست بر دامن زهرا زدم