Press ESC to close

نجوا

شما در نجوای با خدا باش، حالا مشتری آمد یا نیامد...

نتیجه‌ای که شما باید از این حرف‌ها بگیرید این‌ است که وقتی کار می‌کنی، درس می‌خوانی، راه می‌روی، نجوا می‌کنی، این‌قدر فکر و خیال نکن؛ شما در نجوای با خدا باش، حالا مشتری آمد یا نیامد. پول‌ها را هم جمع کردی، یک‌ خانه هم ساختی، آخرش می‌خواهی با آن چه‌کار کنی؟ حالا یک دامادی قسمتت می‌شود که همه را از چنگت درمی‌آورد! پس شما باید از نجوای با خدا دست برنداری و ارتباطت را با ائمه علیهم‌السلام حفظ کنی. منبع: کتاب نجوا

خدا این‌قدر نجوا را دوست دارد که غذای بچه‌های یتیم را می‌گیرد تا با آن‌ها حرف بزند، اما به فرعون می‌دهد، چون نمی‌خواهد با او حرف بزند...

دو مَلَک به‌ هم برخوردند؛ یکی به آسمان می‌رفت و یکی از آسمان به زمین می‌آمد. آن مَلَکی که از زمین به آسمان می‌رفت، گفت: فرعون به میهمانانش وعده ماهی سمنقور داده‌ است که در آبهای زمین نیست؛ می‌روم از آبهای آسمانی بگیرم و در تورش بیندازم. آن مَلَکی که از آسمان به زمین می‌آمد، گفت: بعد از مدتی گوشت برای بچه‌های یتیم رسیده تا غذایی بخورند؛ می‌روم بزنم تا غذایشان بریزد! چرا؟ آن بچه‌های یتیم را خدا خواسته، دعوتشان کرده که با آن‌ها حرف بزند؛ اما فرعون را رد کرده که تکذیبش کند، چون نمی‌خواهد با او حرف بزند؛ می‌گوید ماهی را در تورش بینداز که خدا نگوید! خدا این‌قدر نجوا و هم صحبت شدن را دوست دارد. منبع: کتاب نجوا

درِ گوشی از برای خلق است؛ پیامبر و امیرالمؤمنین نجوا می‌کردند...

خداوند در قرآن‌ مجید می‌فرماید: درِ گوشی صحبت نکنید، آن‌ را امضاء نکرده. یعنی اگر ما درِ گوشی صحبت کنیم، دیگران به شک می‌افتند. اما بلافاصله فرمود: پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله با امیرالمؤمنین علیه‌السلام نجوا می‌کرد. درِ گوشی، از برای خلق است؛ پیامبر و امیرالمؤمنین خلق نیستند، این‌ها خود ساخته بوده‌اند. ولایت ساخته خداست؛ اما خلق آمده در دنیا، خودش را بسازد. منبع: کتاب نجوا

شیعه اصلاً فرصت ندارد؛ یا دنبال کارش است یا دنبال فرصتی برای نجوای با خدا و ولایت...

دست‌رنجی که از ما صادر می‌شود را باید از خدا بدانیم و بگوییم که او این‌ کار را کمک کرد. من والله شب‌ها می‌گویم: خدایا! اگر من بهشت بروم، تو کردی. تو این حرف‌ها را یاد من دادی، نماز شب را تو یاد من دادی، بیتوته‌ شب را تو یاد من دادی، کمک به فقرا را تو یاد من دادی، پس اگر بهشت بروم تو کردی. شیعه اصلاً فرصت ندارد؛ یا دنبال کارش است یا دنبال فرصتی برای نجوای با خدا و ولایت. من همین‌جور بودم. تا از کار فارغ می‌شدم، پِی فرصت می‌گشتم در بیابان بروم، با خدا و ولایت نجوا کنم. منبع: کتاب نجوا

با اصحاب‌ یمین نجوا کنید، نه با اصحاب‌ شمال...

اگر با غیر خدا و ائمه علیهم‌السلام نجوا کنی و ارتباط داشته‌ باشی، ظلمت در قلب و روح و دلت می‌آید. عزیز من! با هر کسی نجوا نکن؛ با اصحاب‌ یمین نجوا کن، نه با اصحاب‌ شمال. به‌دینم قسم، اگر شما جزء اصحاب‌ یمین بشوید، تمام لذت‌های عالَم، پیش شما ذلت است. لذت آن‌ است که انسان خدمت امام‌ زمانش برسد. چرا؟ چون وقتی خدمت امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) رسیدی، خدمت همه خلقت رسیده‌ای. امام‌ زمان یک خلقت است. بیایید از این آب زندگانی بچشید. نجوا اتصال می‌آورد، نجوا روح را تجلی می‌دهد. منبع: کتاب نجوا

هر شخص با نیتش نجوا می‌کند و با آن محشور می‌شود...

نجوای شیطانی یعنی نجوای بدون امر، یعنی کسی‌ که امر خدا و چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام را اطاعت نکند. روایت داریم گاهی شخصی به یک مؤمن خدمت می‌کند، ولی اهل‌ جهنم است. چطور؟ چون آن‌ موقع‌ که دارد به یک مؤمن خدمت می‌کند، در نیتش خیانتی نهفته است. آن‌ شخص با نیتش نجوا می‌کند و با آن محشور می‌شود، چون نظر سوئی دارد. شما نباید منتظر القای شیطان باشید. صبح تا شام شیطان به ما القا می‌کند. ما نباید القای شیطان را بپذیریم. شیعه باید منتظر الهام باشد. وقتی کسی با چشمش به نامحرم نگاه می‌کند، چشمش خیانت می‌کند، یا کسی‌که غِش در معامله می‌کند، یا کسی‌که درس می‌خواند به امید این‌که پول بگیرد و بی‌امری کند، یا کسی‌که حرف از خودش بزند و مردم را به سوی خودش دعوت کند؛ این‌ها با شیطان ارتباط دارند و نجوا می‌کنند. این نجوا را شیطان جزا می‌دهد. منبع: کتاب نجوا

نجوای رحمانی، نجوای با امر و ولایت است...

نجوای رحمانی، نجوای با امر است، نجوای با ولایت است، نجوای خوابیدن و در فکر برآوردن حاجت برادر مؤمن بودن است. اگر این‌طور شد، خواب شما نجوای با ولایت است. امام‌صادق علیه‌السلام فرمود: به دیدن یک مؤمن برو. چون نور چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام در قلب آن مؤمن است و شما آن نور را زیارت می‌کنی. آن مؤمن با چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام نجوا می‌کند، شما هم که به زیارت آن مؤمن می‌روی، با آن نور نجوا می‌کنی. منبع: کتاب نجوا

نجوا یعنی بیزاری از اهل‌دنیا، بیزاری از بدعت‌گذار دین...

نجوا یعنی بیزاری جستن از اهل‌ دنیا. چنان باید محبت خدا و ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام در قلبت باشد که چیزی را نبینی تا با آن ارتباط داشته‌ باشی و نجوا کنی. نجوا یعنی در قلبت یا خدا، یا علی، یا زهرا، یا حسین، یا امام‌ زمان [سلام الله علیهم] بگویی. باید چنان محبت ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام را داشته‌ باشی که چیزی را نبینی تا با آن‌ها نجوا کنی. نجوا یعنی بیزاری از اهل‌دنیا، بیزاری از بدعت‌گذار دین. منبع: کتاب نجوا

مؤمن که سرش را روی بالش می‌گذارد، اگر به‌ فکر این نباشد که حاجت برادر مؤمن را برآورد، از ائمه نیست، یعنی نجوا نکرده‌ و ارتباط ندارد...

شما وقتی خوابیدی و به‌ فکر سخاوت باشی، در فکر برآورده شدن حاجت مؤمن هستی، شما داری نجوا می‌کنی. امام‌ صادق علیه‌السلام می‌فرماید: مؤمن که سرش را روی بالش می‌گذارد، اگر به‌ فکر این نباشد که حاجت برادر مؤمن را برآورد، از ما نیست، یعنی نجوا نکرده‌ است و ارتباط ندارد. یک‌ روز پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله چند شتر آورد و فرمود: هر کس دو رکعت نماز کند و در آن فکر و خیال نکند، حواسش پیش محبوبش باشد، من یکی از شترها را به او می‌دهم. همه نماز خواندند، فکر همه را گفت. یک‌دفعه به حضرت‌ زهرا علیهاالسلام فرمود: زهرا جان! تو هم فکر کردی و گفتی اگر نماز بخوانم و فکر نکنم، شتری که چاق است را بردارم تا به فقرا بیشتر برسد. فوراً جبرئیل نازل‌شد و گفت: یا محمد! این نماز است، فکر زهرا نماز است، زهرا به‌ فکر فقرا است. منبع: کتاب نجوا

مگر با خدا حرف زدن شوخی است؟ مگر هرکسی می‌تواند با خدا حرف بزند؟...

در روایت است که خدا به پیامبرش گفت: لبیک من آن‌ است که اجازه دادم با من حرف بزنی. مگر شوخی است؟ آیا هرکسی می‌تواند با خدا حرف بزند؟ بعضی آن‌قدر دنیا دورشان را گرفته‌ است که تا آخر عمر یک «لا اله الا الله» واقعی نمی‌گویند. هر کسی بخواهد ندای خدا را بشنود، باید با امر ولایت رفتار کند و سخی باشد. ندای خدا از تمام عالم می‌آید؛ خدا که یک‌ جا نیست. انگار همه عالم با شما حرف می‌زند. منبع: کتاب نجوا

خودت را در مقابل خدا و ائمه محتاج بدان...

بیتوته یعنی در حضور امر ولایت می‌روی. وقتی با خدا و ائمه‌ طاهرین علیهم‌السلام بیتوته می‌کنی، با مافوق خلقت نجوا کرده‌ای. وقتی با ائمه نجوا کردی، شما در حضور آن‌ها هستی. همیشه باید این‌طوری باشید، آن‌وقت خدا اجازه حرف به شما می‌دهد، چون باید بگویی: ای‌خدا! من احتیاج به تو دارم. خودت را در مقابل خدا و ائمه محتاج بدان. خودت را نابود کن، آن‌وقت ولایت شما را بود می‌کند و امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) به شما نوید و دلداری می‌دهد. منبع: کتاب نجوا

بیتوته عمومی است، اما نجوا پذیرفته شدن از جانب ائمه و خصوصی است...

یتوته: اول باید امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) شما را بپذیرد، آن‌وقت به شما اجازه می‌دهد که نجوا کنی، چون شما امر خدا را اطاعت کرده‌ای، یعنی داخل حریم ولایت و محدوده شده‌ای. حالا که داخل بیتوته شدی، با خدا و امیرالمؤمنین علیه‌السلام و ائمه علیهم‌السلام نجوا می‌کنی. «بیتوته» کنار رفتن از خلق است، بیتوته عمومی است، «نجوا» خصوصی و پذیرفته‌ شدن است. منبع: کتاب نجوا

با امامت حرف بزن، بگو یادت نرود بعد مرگمان بیایی، ما احتیاج به تو داریم...

آقا امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: سه جا می‌آیم حفظتان می‌کنم. باید امام رضا علیه‌السلام را دعوت کنید: آقا! بیایی، یادت نرود. یادت نمی‌رود، گناهِ من از یادت می‌برد. اول از خدا بخواه گناه مرا بیامرزد. یادت نرود، شب اول قبر بیایی، میزان بیایی، آن‌جا بیایی، ما احتیاج به تو داریم. دعا کن خدا بدی‌های ما را بیامرزد. با امامت حرف بزن. پس می‌آید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]