Press ESC to close

شب عاشورا

اگر شما گوش شنوا داشته‌ باشید، ملائکه آسمان هم شب‌ عاشورا حسین‌ حسین می‌گویند...

زمانی انگلیس‌ها عراق را گرفتند و آقای کاشانی و روحانی و چند نفر دیگر را به عنوان تبعید به خارج بردند. ایشان نقل می‌کرد: شبی دیدیم که از بیشتر فرنگ صدای حسین‌ حسین می‌آید. آن‌وقت متوجه شدیم که آن شب، شب‌ عاشوراست. اگر شما گوش شنوا داشته‌ باشید، ملائکه آسمان هم شب‌ عاشورا حسین‌ حسین می‌گویند. همه ملائکه منتظر رجعتند که احقاق حق شود و تا آن‌ زمان این ندا را سر می‌دهند؛ اما بعضی خلق خلق می‌گویند، زمان آن دو نفر همین‌طور بود. آن‌قدر قضایای امام‌حسین بالاست که عقل کل خلقت‌ها یعنی امام‌زمان، در مصیبت جدش حسین خیلی وارد نمی‌شود. پس اگر ما مداخله کنیم، مقصد خودمان را گفته‌ایم و توجه به آن مقصد واقعی نداریم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

شب عاشورا شب وداع امام حسین با تمام عالَم یعنی تمام دوستان و هشدار دادن به آنهاست...

شب عاشورا خیلی مهم بوده، شب وداع بوده. در تمام این عالَم، امام حسین علیه‌السلام وداع می‌کرد با همه عالَم، یعنی با تمام دوستان؛ اما هشدار به تمام عالَم می‌داد؛ می‌خواست همه عالَم بدانند. آخرش هم به لشکر کوفه گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: بغضی که با پدرت داریم. امام حسین علیه‌السلام می‌خواست به تمام عالم بگوید: مرا بی‌جُرم می‌کشند، کسی که بی‌جُرم می‌کشید این است. تو نباید بیایی کمک کنی به کشتن امام حسین علیه‌السلام [که] بروی بهشت. تمام این هفتاد هزار نفر همین بودند. کسی نبود دفاع از امام حسین علیه‌السلام کند، به غیر زینب علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آنها که شب عاشورا رفتند، حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه...

شب عاشورا که شد، آقا امام حسین علیه‌السلام، یک خیمه انتظار زد، یعنی یک خیمه علیٰ‌حِدّه زد. همه را جمع کرد و فرمود: من بیعتم را از روی شما برداشتم، هر کسی می‌خواهد برود، برود؛ فردا طفل صغیرم هم شهید می‌شود. این‌جا بود که فوج فوج رفتند. حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه! مثل اغلب ما! کسی نماند، تمام آمده بودند به طمع. مثل حالاست که می‌خواهند امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و چیزها ارزان شود، نمی‌خواهند جانشان را فدا کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]