Press ESC to close

امام سجاد

یزید پیش امام زمانش یعنی حضرت سجاد آمده، امام ردّش نمی‌کند؛ امام یعنی این...

این‌ها [ائمه اطهار] «رحمة للعالمین» هستند، یعنی خدای تبارک و تعالی این‌ها را رحمت خودش قرار داده. رحمت خدا که بی‌حدّ است. یزید اظهار پشیمانی می‌کند، تا حتی به حضرت سجاد علیه‌السلام می‌گوید: آیا من آمرزیده می‌شوم؟ امام فرمود: برو نماز غفیله بخوان. حضرت زینب علیهاالسلام گفت: آخر حجت خدا! چقدر شما رئوف هستی؟ امام سجاد فرمود: عمه‌جان! من حجت خدا هستم. من که نمی‌توانم حق را نگویم، حرف حق را باید زد. یزید پیش امام زمان یعنی حضرت سجاد آمده، امام ردّش نمی‌کند. ما کجا می‌رویم؟ امام یعنی این. یزید تا می‌رفت وضو بگیرد، خون از دماغش می‌ریخت. آخر موفق نشد.   منبع: کتاب حضرت زینب

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: هر چیزی را دوست داشته باشی با آن محشور می‌شوی...

امام سجاد (علیه السلام) می‌فرماید: هر چیزی را دوست داشته باشی با آن محشور می‌شوی. اگر محبت چهارده معصوم (علیهم السلام) داری، با اینها محشور می‌شوی. پس ما نباید محبتی به غیر از اینها داشته باشیم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

ابوحمزه می‌آید خدمت حضرت سجاد (علیه السلام) و می‌گوید: یابن رسول الله! می‌گویند که یونس یک مقدار زیر بار ولایت دیر رفت. حضرت می‌گوید: درست است...

ابوحمزه می‌آید خدمت حضرت سجاد (علیه السلام) و می‌گوید: یابن رسول الله! می‌گویند که یونس یک مقدار زیر بار ولایت دیر رفت. حضرت می‌گوید: درست است. اما هنوز ابوحمزه یقین نکرده، تا اینکه حضرت فرمود: بلند شو. کفش‌هایش را برداشت، چشمش را روی هم گذاشت. کنار دریا رفتند و حضرت، حوت را صدا زد. حوت، حاضر شد و قضایای یونس را تعریف کرد تا ابوحمزه بعد از دیدن حوت، یقین کرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: یقین]

امام سجاد بنا کرد زار، زار، گریه کردن...

حضرت سجاد صدا زد: پدر جان، مگر خودت را معرفی نکردی؟ گفت: پسرم، گفتم: مادرم زهراست، جدم پیامبر است؛ پدرم علی است. آخر، برای چه من را می‌کشید؟ همه گفتند: «بغضاً لابیک»؛ بغضی که با پدرت داریم. امام سجاد بنا کرد زار، زار، گریه کردن [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ولایت در خلقت کفو ندارد]