حضرتزهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت: علیجان! الاغی تهیه کن تا بروم مهاجر و انصار را دعوت کنم. اینها کسانی هستند که عمری پیش پدرم بودهاند، شاید چهلنفر درست شوند که بتوانی حقت را از آن دو نفر بگیری. تمام همت و عقیده حضرتزهرا علیهاالسلام این بود که عمر و ابابکر پیش نروند و مردم تسلیم امیرالمؤمنین علیهالسلام شوند که هم خودشان و هم آیندگان هدایت شوند. به همین دلیل با صورت نیلی، پهلوی شکسته و بازوی وَرمکرده سوار الاغ میشد و به درِ خانه مهاجر و انصار میرفت که بیایید علی علیهالسلام را یاری کنید. اما هیچکسی نیامد، فقط آن چهار نفر آمدند.
