Press ESC to close

حضرت زهرا مظلوم‌تر از امام حسین است...

تمام خلقت می‌گویند: حسینِ مظلوم؛ اما عقیده‌ام این است: زهرای عزیز علیهاالسلام از امام حسین علیه‌السلام مظلوم‌تر است. چرا؟ امام حسین علیه‌السلام دفاعی کرد؛ وقتی اهل کوفه گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، دست به شمشیر کرد، همه را روی هم ریخت. زهرای عزیز بازویش را شکستند، صورتش را نیلی کردند، فشارش دادند. زهرا علیهاالسلام مظلوم‌تر از امام حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مصیبت حضرت زهرا در تمام خلقت رفته، تاحتی در بهشت...

علی‌خواهی، جواب دادن به ناله‌های حضرت زهراست. ناله‌های حضرت زهرا علیهاالسلام تا زمان رجعت هست. خلق می‌آید این‌ها را از بین می‌برد. دوازده امام، چهارده معصوم، همه‌شان گریه می‌کنند، ملائکه‌های هفت آسمان گریه می‌کنند؛ این مصیبت حضرت زهرا در تمام خلقت رفته، تاحتی در بهشت. امام حسن علیه‌السلام فرمود: زهرا، مادر ما را کشتند، همه ما را کشتند. معلوم می‌شود مصیبت حضرت زهرا جهانی است. به حضرت عباس، خدا هم گریه می‌کند. گریه خدا نارضایتی [از] آن‌هاست که چرا این کار را کردند؟ خدا می‌گوید: حبیبه من است زهرا. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امر حضرت زهرا در وجود اویس است که بوی بهشت می‌دهد...

تو آخر باید زهرا علیهاالسلام شفاعتت را بکند. تمام صحنه محشر، دخالتش با زهراست. فردای قیامت به تو بگویند چه آورده‌ای؟ باید بگویی اطاعت حضرت زهرا علیهاالسلام را آوردم. اویس بوی بهشت می‌دهد، زهرا علیهاالسلام هم بوی بهشت می‌دهد. چرا؟ اویس پیرو حضرت زهراست، امر زهرا علیهاالسلام در وجودش است، حالا بوی بهشت می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حضرت زهرا که چادرش را نزد یهودی امانت می‌گذارد، می‌خواهد او هدایت شود، نه این‌که محتاج اوست...

حضرت زهرا علیهاالسلام چادرش را به شمعون یهودی امانت داد و قدری جو قرض گرفت تا نان بپزد. حالا شب شد و شمعون آمد، دید از آن‌جا نور بالا می‌زند و به آسمان می‌رود؛ دید چادر زهراست، شمعون مسلمان شد. نه این‌که زهرا نور است، چادرش هم نور است. مؤمن اراده الله است، حضرت زهرا که خودش اراده است، برکت تمام خلقت است. خدا می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کرده‌ای. حضرت زهرا می‌خواهد یهودی را هدایت کند. مگر زهرا احتیاج به یهودی دارد؟! می‌داند این یهودی علی‌دوست می‌شود؛ می‌خواهد یک نفر علی‌دوست شود، نسوزد. حالا خودش، زن و بچه‌اش، همه علی‌دوست می‌شوند. حضرت زهرا نه یک هدایت، هدایت‌ها کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شخص باید روح باشد که بتواند بالای کعبه برود، روح آن است که خیانت در دل تو نباشد....

روح، هر جایی می‌تواند برود. برای قدم گذاشتن در بعضی جاها باید روح باشد که برود. آن‌جا که پیامبر به متقی می‌گوید برو بالای کعبه و اذان بگو، این شخص باید روح باشد که بتواند بالای کعبه برود. روح آن است که خیانت در دل تو نباشد. جسم آن است که خیانت در قلب تو باشد. تو در آن قسمت که این‌طوری شدی، پشت پا به همه این خلقت زدی؛ خلقت را نمی‌خواهی، علی را می‌خواهی. حالا تو با زهرا هماهنگ می‌شوی، زهرا هم علی را می‌خواهد؛ یعنی یک ذره نمی‌خواهد امیرالمؤمنین را ناراحت کند. کسی که در تمام این خلقت سرافراز است، دوست امیرالمؤمنین است. حالا شما به امیرالمؤمنین افتخار می‌کنید، علی هم به شما افتخار می‌کند که دنبال خلق نرفتید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین علیه‌السلام گفت تو وکیل ما هستی...

به امام رضا علیه‌السلام گفتم: امام حسین علیه‌السلام گفت تو وکیل ما هستی، تو هم ما را وکیل خودت قرار بده. یک چیز به من بگو، القاء و افشاء بده، یاد این‌ها بدهم. من این وکالت را می‌خواهم. مگر امام حسین علیه‌السلام نگفت ایشان وکیل من است، می‌خواهی صحن را تعمیر کنی، برو اجازه بگیر؟ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را داری که وکیل می‌شوی. بیا علی داشته باش. از همه جا بِبُر، بگو علی! بگو زهرا! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این‌که می‌گوییم ما تسلیم خدا هستیم، این‌ها عشقی است؛ باید تسلیم علی علیه‌السلام بشوید...

این‌که می‌گوییم ما تسلیم خدا هستیم، این‌ها عشقی است؛ باید تسلیم علی علیه‌السلام بشوید. ببین زینب علیهاالسلام چقدر تسلیم است. اگر امام زمان (عجل الله فرجه) می‌گوید: اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم، برای تسلیمیِ زینب است؛ تمام وجودش مانند برادرش، در اختیار امر است. تمام موهای بدنش، تمام گلبول‌های خون زینب، امر است. رفقا! اگر خیری از دستتان جاری شد، شکر خدا کنید که بدانید امام زمان برای خیر گریه می‌کند. تمام وجود زینب خیر است، چون تسلیم است. اگر تو تسلیم باشی، از دستتت خیر جاری می‌شود و خدا محبت ائمه را به تو می‌دهد. محبت پیش خداست، به تو می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان همیشه یاد مصائب حضرت زینب است، فراموشی ندارد...

یک غم‌هایی است که اگر در دلِ شما باشد، به غم‌های زینب علیهاالسلام اتصال است. یک غم‌هایی است که اگر در دلِ شما باشد، به دل امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) اتصال است. امام زمان مرتب می‌گوید: عمه‌جان! نبودم کمکت کنم، اما إن‌شاءالله شما را کمک می‌کنم. من که فراموشت نمی‌کنم؛ عمه‌جان! شب و روز برایت گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. این گریه یاد است، امام زمان همیشه یاد است، فراموشی ندارد. دلت باید با چشم امام زمان پیوند داشته باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در هر زمانی که مردم پیرو خلق شدند، بی‌دین از دنیا می‌روند...

شما با چه کسی ارتباط دارید؟ متقی با فقرا ارتباط دارد، با امر خدا ارتباط دارد. خدا امر کرده: به فقرا رسیدگی کن. یک ارتباط‌هایی است که ائمه علیهم‌السلام به شما جزا می‌دهند، به ماوراء دست پیدا می‌کنید؛ اما یک ارتباط‌هایی است که سقوط می‌کنید. اگر به بچه مردم نگاه بد کنید، گناه ابن‌ملجم به شما می‌دهد. مردم آن زمان با عمر و ابابکر ارتباط برقرار کردند، مرتد و کافر شدند، اهل جهنم شدند. در هر زمانی که مردم پیرو خلق شدند، بی‌دین از دنیا می‌روند. اصلاً ارتباطِ غیر امر باطل است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

قدرت و نفَس و کارتان را تقدیم ولایت کنید تا خدا یاریتان کند...

هیکل من رشد کرده، اما عقلم رشد نکرده. بیایید رشد هیکل ما، رشد عقل باشد. این یقین توست که تمام ماوراء را می‌بیند و به تمام ماوراء سِیر دارد. تمام این عالم تنظیم است. تو قدرتت را تقدیم ولایت کن؛ نفَست، کارَت را تقدیم ولایت کن؛ حالا خدا یاریت می‌کند. اگر اراده خودت را کنار گذاشتی، خودت را محتاج خدا، محتاج ولیّ الله الأعظم، امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) دانستی، ماورایی‌ات می‌کند. به قلب مبارکتان بگویید: ای قلب! بیا حمایت از حسین علیه‌السلام کن. ای اشیاء بدن من! ای قلب من! ای جان من! بیا خودت را بگذار در اختیار زهرا علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین که می‌فرماید من عبد محمّدم، عبدِ امر خداست، نه عبدِ عبد...

خدا می‌گوید: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً»؛ حالا امیرالمؤمنین می‌آید شکسته‌نفسی می‌کند، مثل این که خودش را قاطی همه می‌کند، می‌گوید: خدا! تو گفتی تسلیم نبی باش؛ من تسلیم که هیچ، عبدش هم هستم. امیرالمؤمنین در هر کاری پیش‌تاز است. ما باید عبد محمّد باشیم، چون امر توست. امیرالمؤمنین، عبدِ امر خداست، نه عبدِ رسول‌الله به عنوان نبوت یا جسم. امیرالمؤمنین عبدِ عبد نمی‌شود، امیرالمؤمنین عبدِ امر خداست. شما هم عبد این حرف‌ها باشید. این مثل آن است که خدا به ملائکه گفت: به آدم سجده کنید؛ آدم که لایق سجده نیست، امر خداست که به این سجده کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا می‌گوید ادعونی، بیا تا خودم را به تو بدهم...

امیدوارم این اجزاء را که خدای تبارک و تعالی به ما داده، همه را در اختیارش بگذاریم؛ آن‌وقت خدا خودش را در اختیار شما می‌گذارد. چرا؟ می‌گوید: «اُدعونی» بیا! چه می‌خواهد به شما بدهد؟ خدا می‌گوید بیا تا خودم را به تو بدهم؛ اما باید از همه چیز بِبُری، بدانی خدا باید تو را کفایت کند. خدا و رسول الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته‌اند برو درِ خانه علی علیه‌السلام، «أنا مَدینه العِلم وَ علیٌ بابُها»؛ او تو را کفایت می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا خوشش می‌آید دوستان امیرالمؤمنین را نجات بدهد...

خدا محتاج نیست، اما یک احتیاج دارد، احتیاجش این است که دوستان امیرالمؤمنین را از این معرکه پر فعل و فساد نجات بدهد؛ خوشش می‌آید که دوستان علی را نجات بدهد. این‌قدر خدا دوست دارد، می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کنی، به قدری که عالَمی را هدایت کردی، ثواب به تو می‌دهم؛ اما اگر یکی از دوستان علی را گمراه کنی، گناه یک عالَم گمراه کردن را به تو می‌دهم. اگر این مطلب را قشنگ حسّ نکنید، صحیح نیست، توی هیجان می‌افتید. ببین گفتم خدا محتاج نیست، ائمه محتاج خدا هستند؛ ما باید محتاج ائمه باشیم، چون که از دریچه ولایت به ما ولایت القاء می‌شود و افشاء می‌کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما باید معلمتان خدا و ولایت باشد، یک نگاهی می‌کند، علم تمام علوم را می‌ریزد در سینه‌ات...

یک تجلی داریم، یک تجلی فهم. یک وقت به ما تجلی شده، تجلی فهم نشده. تجلی فهم، شناخت امام به تو می‌دهد، شناخت قرآن و زهرای عزیز علیهاالسلام را به تو می‌دهد. اگر می‌خواهید تجلی فهم به شما بشود، باید تمام تجلی‌های دنیا را از خودتان بیرون کنید. شما باید معلمتان خدا و ولایت باشد. قربان آن معلم بشوم! یک نگاهی می‌کند، علم تمام علوم را می‌ریزد در سینه‌ات. «عِلم الله»، خدا علمش را به تو می‌دهد. علمش چیست؟ محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به تو می‌دهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی خاموش می‌کند...

دوستی علی علیه السلام کفایت است. آب، آتش جهنم را خاموش نمی‌کند، محبت علی علیه‌السلام خاموش می‌کند. اگر بدانی محشور شدن با ولایت یعنی چه، به حضرت عباس، از ذوق خوابتان نمی‌برد! خدایا! من علی علیه‌السلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. خدایا! من زهرا علیهاالسلام را دوست دارم، چه کسی این دوستی را به من داده؟ خودت دادی، خودت حفظش کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه انتظار دارند شما روح بشوید، روح گناه نمی‌کند، آن‌وقت بی‌محاکمه هستید...

رفقای عزیز! انتظار دارم که شما روح بشوید، روح گناه نمی‌کند. ما فردای قیامت گیر چشم، دست، پا و گوشمان هستیم؛ چرا فراموش می‌کنید؟ امام زمان روح است، زهرای عزیز روح است؛ شما باید اتصال به روح بشوید. این‌ها انتظار دارند شما روح بشوید، انتظار دارند مثل ائمه بشوید. اعضاء و جوارح، اعمال شما را ضبط می‌کنند. تو آن‌‎جا در قیامت حاشا می‌کنی، به دستت می‌گویی نگو! بترس از آن روزی که حقیقت کار می‌کند، اعضایت کارهایت را می‌گویند. ببین آقا ابوالفضل چطور با دستش حرف می‌زند! می‌گوید: تو از من باوفاتر بودی؛ پس موجودی مستقل است. شما اگر اتصال به روح بشوید، بی‌محاکمه هستید. بیایید دنبال امر بروید. سلمان، اباذر، میثم و مقداد رفتند دنبال امر؛ حالا می‌گوید: «سلمانُ مِنّا أهل البیت»، شما هم بیایید جزء اهل‌بیت بشوید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان خودش قرآن ناطق است، لازم نیست آیه قرآن بخواند که دیده نشود...

اگر پیامبر صلی الله علیه و آله باید آیه «وَ جَعَلنا مِن بَین أیدیهِم سَدّاً و مِن خَلفِهم سَدّاً فأغشَیناهُم فَهُم لایُبصِرون» را بخواند؛ امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) خودش آیات است. صدها بار در خانه‌اش ریختند و او را ندیدند؛ آیا امام زمان آیه «وَ جَعَلنا مِن بَین أیدیهم» خواند؟ امام زمان خودش قرآن ناطق است، اما پیامبر اکرم افشاکُن است. یک چیزهایی است که خدا در زمان پیامبر افشاء کرد، اما حقیقتش پیش حجت خداست، امام خودش افشاست. صدها بار در خانه امام حسن عسکری علیه‌السلام ریختند، مگر امام زمان را دیدند؟ مگر آن‌‎جا نبود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان هیکل نمی‌خواهد، آمادگی می‌خواهد...

اگر وحی به پیامبر اکرم نازل می‌شود، پیامبر آمادگی دارد، منتظر وحی خداست. وحی رسید به پیامبر: ای نبیّ من! امشب می‌خواهند تو را بکُشند، تو باید علی را جای خودت بگذاری. فرمود: علی‌جان! جای من می‌خوابی؟ گفت: شما حفظ هستی؟ گفت: آری! امیرالمؤمنین آمادگی دارد. چرا یک نفَس امیرالمؤمنین افضل از عبادت ثقلین است؟ این‌ها نه این‌که جسم پیامبر را می‌خواستند از بین ببرند، درون پیامبر را می‌خواستند از بین ببرند. درون پیامبر ولایت است؛ درون پیامبر، علی بود؛ این‌ها آن را می‌خواستند نشود. ما باید آمادگی داشته باشیم که جانمان را برای ولایت بدهیم. والله! اگر تو این‌طور آمادگی داشته باشی، یاور امام زمان هستی. امام زمان هیکل نمی‌خواهد، آمادگی می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما که مشهد می‌روید باید هم به امام توجه کنید، هم به خدا...

شما که مشهد می‌روید باید توجه کنید هم به امام، هم به خدا. درست است که امام محتاج خداست، اما امام محتاج خلق نیست. خدا یک تسلط خلقتی به امام داده است. علی بن موسی الرضا علیه‌السلام در اختیار خداست؛ اما شما که می‌خواهید آن‌‎جا تشریف ببرید، باید یک نگاهی به خدا بکنید: این خدا کیست که علی بن موسی الرضا علیه‌السلام را خلق کرده؟ خدا به علی بن موسی الرضا علیه‌السلام اختیار داده است؛ حالا که به او اختیار داده، توجه علی بن موسی الرضا علیه‌السلام به خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر فکر دشمنی با امام باشی کافری، اما اگر فکر ولایت باشی، دعایت مستجاب می‌شود...

کسی که این حرف‌ها را می‌شنود، باید به آن معرفت داشته باشد. معرفت را باید از حضرت علی علیه‌السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام بخواهید تا نظری به شما بکنند و در قلبتان بریزند. شب و نصف شب به زهرای عزیز متوسل شوید؛ اشکی بریزید و بگویید: زهراجان! دل مرا باز کن. زهراجان! چشم مرا عالَم‌بین کن. زهراجان! ایرادی‌ها را از قلب من بیرون کن. زهراجان! این وسوسه‌ها را از من بگیر. اگر نگرفت! فکر، آن است که زیر این آسمان، هیچ‌کس را نخواهید، مگر آن که پیرو علی علیه‌السلام باشد. همین‌طور که فکر دشمنی با امام باشی، کافر هستی؛ اگر فکر ولایت باشی، دعایت مستجاب می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

من ثواب نمی‌خواهم؛ من علی دارم، حسین دارم، زهرا دارم، چه غم دارم؟ چه کم دارم؟...

رفتم مشهد، گفتم: یا امام رضا! من زیارتم را هدیه می‌کنم به آن‌هایی که نیامدند. حالا آوردم جلو، گفتم: الآن قیامت است، خدایا! تو مرا روبرو می‌کنی، می‌گویی: تمام زیارت‌هایت را بخشیدی، حواله کردی. حسین! اگر این‌ها را، همه را پس بدهی، فردوس می‌روی. گفتم: من به دینم، نمی‌خواهم فردوس بروم، می‌دهم به این‌ها؛ چیزی که دادم، داده‌ام! اگر تبرّی داشتی، این‌طور می‌شوی. گفتم ثواب نمی‌خواهم. وقتی این‌طوری شدی، خدا باز یک چیزی به تو می‌دهد. باز من در این فکر نیستم؛ اگر چیزی داد، داد. نداد، نداد. من علی علیه‌السلام دارم، حسین علیه‌السلام دارم، زهرا علیهاالسلام دارم، چه غم دارم؟ چه کم دارم؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آن‌ کسی که چشمش از برای زهرا و علی گریان است، امام زمان او را می‌پذیرد...

هیچ‌کس آتش مرا نمی‌تواند خاموش کند، هیچ خلقی نمی‌تواند، مگر آقا امام زمان با آب حوض کوثر خاموش کند. بگوید: حسین‌جان! آمدم. به زهرا، مادرمان هم می‌گویم آمدم، به آن قلب تو هم می‌گویم آمدم؛ آن‌وقت آتشِ قلب مرا خاموش می‌کند. مؤمن مانند سنگِ نمک دلش آب می‌شود. حواسش پیش زینب علیهاالسلام است، حواسش پیش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام است؛ همین‌طور می‌گوید: آقا امام زمان! چه موقع می‌شود بیایی و احقاق حق کنی؟ دلش آب می‌شود. آن‌ کسی که چشمش از برای زهرا علیهاالسلام، از برای علی علیه‌السلام گریان است، امام زمان او را می‌پذیرد؛ می‌گوید: تو آگاهی و من آگاه‌تر از تو، تو گریانی و من گریان تر از تو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

کسی که خدمت به من می‌کند، یک حواله می‌نویسم، به خدا می‌دهم، خدا هم حواله ما را تا حالا که رد نکرده است...

رفقای عزیز! من همیشه به فکر شما هستم. تمام شما مثل ایمانی که در قلب من است، در قلبم حضور دارید. کسی خدمت به من می‌کند، می‌گویم: خدایا! من نمی‌توانم عوضِ خدمت او را بجا بیاورم، من نه مال دارم، نه قدرت دارم. خدایا! خودت کمکش کن! خدایا! خودت عوض به او بده! یک حواله می‌نویسم، به خدا می‌دهم. خدا هم حواله ما را تا حالا که رد نکرده است. به حضرت معصومه گفتم: بی‌بی جان! قربانت بروم، خاک کف پایت شوم، خیلی من تشکر می‌کنم، حواله‌های مرا رد نکردی. به ارواح پدرم رد نمی‌کند. حالا هر کسی نیاید، یک باغ بخواهد و چه بخواهد، بگوید یک حواله بده! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

با امامت حرف بزن، بگو یادت نرود بعد مرگمان بیایی، ما احتیاج به تو داریم...

آقا امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید: سه جا می‌آیم حفظتان می‌کنم. باید امام رضا علیه‌السلام را دعوت کنید: آقا! بیایی، یادت نرود. یادت نمی‌رود، گناهِ من از یادت می‌برد. اول از خدا بخواه گناه مرا بیامرزد. یادت نرود، شب اول قبر بیایی، میزان بیایی، آن‌جا بیایی، ما احتیاج به تو داریم. دعا کن خدا بدی‌های ما را بیامرزد. با امامت حرف بزن. پس می‌آید [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

وقتی می‌خواهی علی بگویی، باید به یک ماوراء بگویی علی...

یک علی که می‌گویی، خدا مَلک برای تو خلق می‌کند، «أستغفر الله» می‌گوید. تو یک‌وقت کنار قبر علی علیه‌السلام، علی را نمی‌شناسی. چه فایده‌ای دارد؟ مگر هفده، هجده سال نزد چهار امام نبودند و اهل آتش شدند؟ ما باید این‌ها را بشناسیم. عقیده‌ام این است: شناسایی این‌ها این است که باید با ادب، علی بگویی. وقتی می‌خواهی علی بگویی، باید به یک ماوراء بگویی علی! آن‌قدر علی علیه‌السلام قیمت دارد که خدا یک ماوراء را کنار می‌گذارد، می‌گوید: به عزت و جلالم، اگر ثواب انس و جن کنی، علی علیه‌السلام را دوست نداشته باشی، تو را به رو به جهنم می‌اندازم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این قدرت‌ها که به ما داده‌اند موقت است، بیایید در مقابل قدرت عالَمیان، امام زمان، زانو بزنید...

به «ولیّ الله الأعظم» متوسل شوید، بگویید: آقاجان! حدّها را از گردن ما بردار. آقاجان! دست ما را بگیر. آقاجان! ما را در پناه خودت بیاور. آقاجان! ما قدرت نداریم. آقاجان! ما یک جان داریم، جانمان هم فدای تو. این قدرت‌ها که به ما داده‌اند، همه‌اش موقت است. قربانتان بروم، بیایید در مقابل کسی که قدرت عالَمیان است، زانو بزنید. یعنی قدرت او قدرت ماوراست، قدرت او قدرت خداست. او کیست؟ امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

وقتی امام زمان تشریف بیاورد و منافقان گردن زده شوند می‌توان حضرت زهرا را افشا کرد...

چه وقت می‌شود حضرت زهرا علیهاالسلام را افشاء کرد؟ وقتی که حقیقتِ تمام خلقت یعنی امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) تشریف بیاورد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام مُهر می‌زند: مؤمن! منافق! گردن منافقان را می‌زند؛ آن‌موقع می‌شود زهرای عزیز را افشاء کرد. امام زمان می‌فرماید: مادرجان! آمدم. قبر مخفی مادرش زهرا علیهاالسلام را معلوم می‌کند؛ مادرجان! من آمدم. به اندازه تمام دنیا سوختم و اشک ریختم؛ اگر اشک چشمم تمام شد، برای تو گریه کردم. امام زمان آن‌جا هم ستایش خدا را می‌کند که به دست من الآن خواست خدا جاری شد، رجعت جاری شد. امام زمان حالا هم دارد دلش می‌سوزد، گاهی می‌گوید: ای خدا! فرج مرا نزدیک کن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

هر کاری که می‌کنید، در فکر باشید زهرا یک لبخندی بزند. کمکش نکردند، بیایید رفقا ما کمک کنیم زهرا را...

دعا به وجود امام زمان کنید. من هر روز و هر شب یک دور تسبیح صلوات می‌فرستم برای سلامتی آقا امام زمان، می‌گویم: خدایا! وجود مبارک ایشان را از جمیع بلاها حفظ کن. وقتی خدمت امام زمان رسیدم، می‌خواستم در رکاب امام زمان کشته بشوم تا حضرت زهرا یک لبخند به من بزند. می‌خواستم زهرای عزیز خوشحال شود که پسرش مهدی را یاری کردم؛ حضرت زهرا خوشحال شود، نه خودم. تو مال آن‌هایی دیگر، قبولت می‌کنند. این است که می‌گویم کار باید وصل به خدا باشد، وصل به توحید باشد، آن‌وقت رشد پیدا می‌کند؛ رشدش رضایت زهراست، رضایت خداست. عزیزان من! هر کاری که می‌کنید، در فکر باشید زهرا یک لبخندی بزند. کمکش نکردند، بیایید رفقا ما کمک کنیم زهرا را. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تمام خلقت منتظر رجعتند تا گریه‌شان تمام شود، تو هم باید همین‌طور باشی...

«اِنتظارُ الفَرج أفضلُ العِبادَه» ما باید انتظار آن کسی را بکشیم که امام صادق علیه‌السلام هم انتظار او را می‌کشد، زینب علیهاالسلام و امّ‌کلثوم هم انتظار او را می‌کشند. شیعه دارد انتظار می‌کشد؛ درخت، آسمان و عرش، جهنم، بهشت و فردوس انتظار می‌کشند. تو باید جانم بیایی توی خط، جزء [در] انتظارون باش. آیا کتاب رجعت را خواندی، فهمیدی؟ یا گذاشتی کنار؟ همه خلقت دارند گریه می‌کنند؛ عرش، آسمان، زمین و درختان گریه می‌کنند؛ منتظر رجعتند تا گریه‌شان تمام شود. اگر امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) بیاید، همه این‌ها ساکت می‌شوند، خوشحال می‌شوند. تو هم باید همین‌طور باشی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آن‌ موقعی که امر امام زمان را اطاعت نکنید، از زیر سایه ایشان رفته‌اید کنار...

اگر تو امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را ببینی، باید عرش، بهشت، دوزخ، آسمان و زمین، کوه‌ها و دریاها، درخت‌ها، اشیاء و ممکنات را ببینی، آن‌چه در خلقت است را باید ببینی؛ تمام این‌ها که سرِپاست، به وجود مبارک ولی الله الأعظم است؛ این است خداشناسی. اگر ما این‌طوری باشیم، هر چه که می‌بینید، شکر امام زمانتان را می‌کنید. خدایا! شکر، یک چنین وجودی را از نور خودت خلق کردی، سایه امام زمان بر سر ماست. قدردانی کنید. تو را به خود امام زمان قسم، از زیر سایه امام زمان نروید کنار. کجا می‌روید کنار؟ آن‌ موقعی که امر آقا را اطاعت نکنید. بیایید عزیزان من، زیر سایه امر باشید. تو امام زمان را بخواه که واسطه تو و خداست. این خلقت به‌واسطه امام زمان زنده است. برکات به‌واسطه امام زمان نازل می‌شود. رزق ما، به‌واسطه امام زمان است. روزیِ ما را ایشان قسمت می‌کند. امام زمان تمامِ امیدهاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خلقت امر امام زمان را اطاعت می‌کند، نه دنیا که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است...

ما ائمه طاهرین علیهم‌السلام را نمی‌شناسیم، عظمائیت این‌ها را باید بفهمیم. اگر بگوییم آقا امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) یک خلقت است، ما نفهمیده‌ایم؛ خلقت به امر این‌هاست. خلقت به‌واسطه امام زمان سرِپاست. خلقت باید امرش را اطاعت کند، نه دنیا. دنیا که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. خدا می‌داند چقدر خدا خلقت دارد، کُرات دارد، همه به واسطه امام زمان است. اگر لحظه‌ای ایشان نباشد، یعنی چشمش خواب برود، تمام خلقت فروریزان می‌شود. آن‌موقعی که تمام زمین و آسمان فروریزان می‌شود، خدا امامش را در عرش می‌برد، دیگر در این عالَم نیست. وقتی امام در ظاهر، در این عالَم نیست، عالَم فروریزان می‌شود. آیه «إذا زُلزلت الأرضُ زِلزالَها» را بخوانید؛ می‌گوید چه می‌شود؟ خودش، خود به خود متلاشی می‌شود. تمام به وجود امام باقی است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید...

امام صادق علیه‌السلام به مجلس ولایت غبطه می‌خورد. چرا؟ چون همه شما می‌گویید: یا امام زمان! همه شما قانع و راضی هستید، دنبال طاغوت نیستید، همه شما در فکر هدایتید، همه شما سخاوت دارید. پس إن‌شاءالله مثل آهن‌ربا باشید، ولایت را جذب کنید، امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را بگیرید. وقتی این‌طوری شدی، به ماوراء دست پیدا می‌کنی، دعایت مستجاب می‌شود، اصلاً یک شخصیت ماورایی می‌شوی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این نیرویی که دارید اسم اعظم است، با این اسم اعظم پرش کنید در دامن امام زمان...

شیعه باید پرچم امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) دستش باشد، تا امام زمان بیاید و پرچم «جاءَ الحَق وَ زَهَقَ الباطِل» را در دست بگیرد و پرچم شما اتصال به آن باشد؛ من این انتظار را از شما دارم. رفقای عزیز! بیایید پرچم توحید و امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را در دست بگیرید. پرچم امام زمان، فرمان امام زمان است، فرمان قرآن است؛ از حرف‌هایش خوشتان بیاید. این نیرویی که دارید اسم اعظم است، با این اسم اعظم پرش کنید در دامن امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه). [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آن قلبی که علی بگوید، با زهرا مَحرم است...

بشر به جایی می‌رسد که به فاطمه زهرا علیهاالسلام مَحرم می‌شود. آن قلبی که علی بگوید، با زهرا مَحرم است؛ تو با چه کسی مَحرم هستی؟ من از شما توقع دارم، دوست دارم سلمان بشوید که فاطمه زهرا علیهاالسلام دنبالتان روانه کند: ای کسی که همسر مرا قبول داری! ای کسی که محبت ما را داری! ای کسی که گناه نکردی، بیا تا ببینمت. زهرا علیهاالسلام چه کسی را دوست دارد؟ کسی که وصل به خدا باشد، دوست حسینش باشد، امر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را اجرا کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

به امام زمان می‌گویم چادر زهرا را به من بدهید، بو کنم، نه بهشت می‌خواهم، نه فردوس...

یک شب با امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) نجوا کردم؛ به خودم گفتم اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) به تو بگوید: حسین! چه می‌خواهی به تو بدهند؟ من می‌گویم: چادر زهرا علیهاالسلام را به من بدهید، بو کنم، نه بهشت می‌خواهم، نه فردوس. اگر پرسید: حسین! چادر برای چه می‌خواهی؟ می‌گویم: می‌خواهم مثل شمعون یهودی مسلمان بشوم، معلوم نیست که مسلمان باشم. باز خوش به حال یهودی که به چادر زهرا علیهاالسلام اعتقاد دارد! اما ما به خودِ زهرا علیهاالسلام اعتقاد نداریم. چرا این‌طوری می‌شویم؟ چون با دشمنانش می‌سازی و مصیبتش یادت می‌رود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیدواری به بخشش خدا برای گناهکارانی که حبّ امیرالمؤمنین دارند، نه بدعت‌گذار...

من امیدواری به خدا دارم، می‌گویم [خدایا] همه را ببخش. یک پاره‌وقت‌ها می‌روم توی فکر خودم و خدا، می‌گویم: آن‌چه مردم به من بد کردند، من می‌بخشم؛ این‌ها که گناه کردند، این‌ها را ببخش. إن‌شاءالله امیدوارم دیگر گناه نکنید. جزء صدیقین باشید، به فکر مردم باشید. خدا به دینم، به فکر شماست؛ البته مردمی که مستحق هستند، مردمی که با امیرالمؤمنین علیه‌السلام هستند، نه با بدعت‌گذار. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین مرا در بغل گرفت تا مثل ذخیره‌ای شوم که شما رفقا را به او برسانم...

وقتی به کربلا رفتم، گفتم: حسین‌جان! آقاجان! فدایت شوم، دلم می‌خواهد سگِ درِ خانه‌ات شوم. به خودت قسم، حرفی ندارم. نه شأن می‌خواهم، نه مقام؛ هیچ چیز نمی‌خواهم. فقط حسین‌جان! تو را دوست دارم. حالا درخواست از تو می‌کنم: تو را به حق علی‌اکبرت، عنایت کن به من، به سینه من، این حرف‌ها را سوغاتی ببریم برای رفقای عزیزی که انتظار دارند. گفتم: حسین‌ جان! من این‌قدر به رفقایم افتخار می‌کنم. حسین‌ جان! آقاجان! خودت مرا بغل گرفتی، به سینه‌ات چسباندی، ریختی در سینه‌ام آن‌چه که باید بریزی، قبول دارم، مثل یک پدری که بچه‌اش را در بغل بگیرد. جان من! عزیز من! اگر شما خالص و مخلص باشید، امام حسین علیه‌السلام در بغلت می‌گیرد. چرا مرا این‌طوری کرد؟ من مثل یک ذخیره‌ای شدم که شما رفقا را برسانم به امام حسین علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است...

اگر شما هم با خدا باشید، خدا افشایتان می‌کند. می‌گوید: اگر توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای. از حضرت سؤال می‌کنند: چه گناهی است که خیلی بالاست؟ حضرت می‌گوید: شرک به خدا. می‌گویند: از آن بالاتر هست؟ می‌فرماید: کَلّ بر مردم. (این آدم‌هایی که بیکارند، به این افراد بیکار پول ندهید تا بروند سرِ کار، یا یک کار برایش جور کن). از حضرت پرسیدند: از آن بالاتر چیست؟ فرمود: توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است. این مؤمن، قطره‌ای از محبت امام حسین علیه‌السلام را دارد، حالا خدای تبارک و تعالی خانه‌اش را فدای یک مؤمن می‌کند؛ فدای توهینش می‌کند، نه فدای جانش. ببین خدا چقدر ولایت را احترام می‌کند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است...

تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست. خاک کف پای امیرالمؤمنین علیه‌السلام محبت است، نجات است، رستگاری است. اصلاً خدا جهنم را خلق کرده برای دشمنان علی؛ روایت داریم، قسم می‌خورد، اگر کسی دشمن علی نبود، اصلاً جهنم را خلق نمی‌کردم. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فرمود: یا علی! اگر مردم توان داشتند، درباره تو حرفی می‌گفتم که مردم، قدمی که می‌گذاری، خاک کف پایت را، از برای تَیمُّن و تبرک بردارند. امام حسین علیه‌السلام خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است. این را چه کسی می‌فهمد؟ خود امام حسین علیه‌السلام که جانش را فدای پدرش علی علیه‌السلام کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمی‌شود...

امام حسین علیه‌السلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیه‌السلام، علی اصغر علیه‌السلام، آقا ابوالفضل علیه‌السلام را شهید کردند، همه این‌ها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آن‌وقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا می‌فهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مغزی نیست که حقیقت عظمت ولایت را بفهمد، ما در پرتو ولایت حرف می‌زنیم...

هزار حرفی که خدا به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله گفته نزن، به تمام جزءهای کلام الله، راجع به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بوده؛ مغزی در عالم نبوده که [پیامبر] به او بگوید. خود امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام حرف‌هایش را در چاه می‌زند، مغزی نیست که حرف علی علیه‌السلام را بگوید. حالا هم مغزی نیست که بگوید، من در پرتو ولایت حرف می‌زنم، نه از ولایت؛ ولایت چیز دیگری است. مگر زبانی هست که بتواند از کمال، جمال، قدرت و بزرگواری خدا و دوازده امام علیهم‌السلام و چهارده معصوم علیهم‌السلام حرف بزند؟ خدا ازلی است، این‌ها هم ازلی هستند؛ اما چه کسی می‌فهمد؟ زینب علیهاالسلام [که به سر امام حسین] می‌گوید: برادر! با من حرف بزن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

عاشورا روز تجدید عهد با امام حسین است، عاشورا نجات من و توست...

رفقای عزیز! عاشورا ما باید تجدید بیعت کنیم، بگوییم: حسین‌جان! تو گفتی هر روز عاشوراست، اما یک عاشورایی داریم که به عرض سال، آن خون تو، آن زحمت‌های تو به وجود می‌آید. حسین‌جان! ما آمدیم تجدید کنیم؛ یعنی حسین‌جان! ما کسانی نبودیم که خلق‌پرست بشویم، یا دنبال ساز و آواز و لهو و لعب برویم؛ ما کسانی بودیم که امر تو را اطاعت کردیم، امر تو وجود مبارک امام زمانِ ماست. همین‌طور که شهداء امر تو را اطاعت کردند، ما اطاعت کردیم؛ اما حسین‌جان! می‌خواهیم نگهمان داری که ما همین‌طور باشیم؛ مبادا از امر وجود مبارک امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) خارج شویم. خدایا! ما امام حسین علیه‌السلام را بهتر بشناسیم. خدایا! زینب علیهاالسلام را هم بهتر بشناسیم. زینب علیهاالسلام را فقط امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شناخت. این‌طوری با امام حسین (علیه‌السلام) صحبت کنید، جوابتان را می‌دهد. عاشورا در زمان آدم هم نقل بوده، عاشورا نجات من و توست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌...

اصحاب امام حسین علیه‌السلام، خواستشان امام حسین علیه‌السلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم می‌گوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیه‌السلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) ولایت را می‌خواهد، آن کسی را می‌خواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیه‌السلام، خود حجه بن الحسن (عجل‌الله‌فرجه) حامی این‌ها شده، می‌گوید پدر و مادرم را به قربانشان می‌کنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء می‌کند؛ می‌گوید به‌واسطه این‌ها که حمایت از حسین علیه‌السلام کردند، همه خلقت را می‌آمرزم. همان‌طور که می‌گوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر تمام حاجی‌ها دنبال امام حسین حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟...

امام حسین علیه‌السلام دارد می‌آید، غریبانه هم می‌آید؛ با اهل‌بیتش دارد غریبانه می‌آید. حالا حرفم این است که ای حاجی‌ها! وقتی صاحب‌خانه از خانه بیرون آمد، چرا شما در خانه ماندید؟ به عقیده ولایتی من، آن خانه برای شما غصب بود. اگر تمام این چند میلیون حاجی، دنبال امام حسین علیه‌السلام حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟ نیامدند؛ این مثل همان است که مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام، درِ خانه مهاجر و انصار رفت و گفت بیایید، نیامدند. به حضرت زهرا علیهاالسلام گفتند می‌آییم و نیامدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود را باید شکرانه کنید و آن را ببوسید...

عقیده‌ام این است: آن پولی که در راه خدا، در انفاق خرج می‌شود، باید شکرانه کنید؛ آن را ببوسید! حالا برایت می‌گویم، عزیز من! پول‌هایی که در راه حق می‌رود، چطور می‌گویی آن را ببوس؟ آن‌موقع که در راه امام حسین علیه‌السلام می‌دهی، ببوس! آقا ابوالفضل علیه‌السلام وقتی که دستش جدا شد، رفت جلو و دست را برداشت، این دست را بوسید، گفت: تو از من بهتر بودی و رفتی شدی فدای شاه شهیدان؛ ای دست! تو اول شهید شدی در راه حسین. حالا پول‌هایی که می‌دهید عزیز من همین‌طور است. آقا ابوالفضل علیه‌السلام دستی که در راه خدا داد، بوسید. شما هم پولی که در راه خدا می‌دهید، ببوسید! چرا؟ [چون] ذخیره می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همین‌طور که برای امام حسین پول می‌دهید، برای حضرت زینب هم بدهید تا آمرزیده شوید...

عاشورا بوده، این عاشورا که جلو می‌آید برای توست که پولی بدهی و آمرزیده شوی. غذای امام حسین علیه‌السلام خیلی حساب دارد. همین‌طور که برای امام حسین علیه‌السلام پول می‌دهید، برای زینب علیهاالسلام هم بدهید تا آمرزیده شوید. ان‌شاءالله امیدوارم یک انفاقی بدهید. بگویید: خدایا! شکر، ما باشیم و هر سال این کار را بکنیم؛ مال ما حلال باشد. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را قربانتان می‌کند. بگویید: خدایا! شکر، ما را موفق کردی. اگر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) پدر و مادرش را می‌دهد، ما پولمان را می‌دهیم. شکر کنید شبیه امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شدید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین رحمه الله الواسعه است، به فکر نجات همه است، حتی قاتلش...

به امام حسین علیه‌السلام می‌گویند: «السلام علیک یا رحمه الله الواسعه». این خواست امام حسین علیه‌السلام است. «رحمه الله الواسعه» یعنی همه را در بر می‌گیرد. به شمر در گودی قتلگاه گفت: اگر به‌واسطه مال دنیا مرا می‌کشی، من به تو می‌دهم؛ دست از این کار بردار، من قول بهشت به تو می‌دهم. شمر گفت: من یک درهم ابن زیاد را از پدر و مادر تو بیشتر می‌خواهم! این‌جا حرام‌زادگی خودش را بروز داد، چون امام را نمی‌خواهد، مال دنیا را می‌خواهد. اما منظور مطلب این است: امام حسین علیه‌السلام به فکر نجات همه هست، تا حتی قاتلش. متقی هم همین‌طور است، تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تصرف ولایی یعنی حجت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی...

وقتی که امام حسین علیه‌السلام از حضرت زینب علیهاالسلام طلب پیراهن کهنه کرد، زینب علیهاالسلام غَش کرد و افتاد. حالا لشکر ابن زیاد دارد «هل مِن مبارز» می‌گوید. امام حسین علیه‌السلام دست گذاشت در قلب زینب علیهاالسلام، تصرّف ولایی کرد. تصرّف ولایی یک حرفی است که حجّت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی. گفت: خواهرجان! تا این‌جا وعده من با خدا بوده؛ اگر تو را آوردم، می‌خواستم که یزید زحمت‌های ما را از بین نبرد. تو باید بروی «هل من ناصر» بگویی. دارند در شام لعنت به پدر ما می‌کنند؛ باید پرچم معاویه را بکَنی، پرچم پدرمان علی علیه‌السلام را نصب کنی. گفت: برادر! به دیده منّت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

حضرت زینب که به سر امام حسین می‌گوید با ما حرف بزن، دارد زنده بودن امام حسین را افشا می‌کند...

حالا زینب علیهاالسلام آمده و در کوفه دارد به امر برادرش خطبه می‌خواند. یک وقت دید مردم توجه به یک جایی دیگر کردند، دید سر برادرش را به نی زده‌اند. من به فدای خاک کف پای زینب علیهاالسلام بشوم! ببین چه‌طوری افشاء کرد! حالا وقتی یزید گفته این‌ها خارجی هستند، حضرت زینب علیهاالسلام می‌خواست افشاء کند. می‌دانی چطور زینب علیهاالسلام، امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت؟ قطعه قطعه امام حسین علیه‌السلام را می‌شناخت، نه امام حسین علیه‌السلام را بشناسد. یک دفعه به آقا امام حسین علیه‌السلام گفت: برادر! با من حرف بزن! نمی‌زنی، با این بچه صغیر بزن! برادر! تو که دنبال ما بودی، چرا در خانه خولی به مهمانی رفتی؟ تو که با ما مهربان بودی! سر مبارک امام حسین علیه‌السلام فرمود: «أم حَسِبت أنّ أصحابَ الکهفِ و الرّقیم کانوا مِن آیاتنا عَجباً». ای خواهر من! اصحاب کهف و رقیم متوجه بودند، ولایتشان را حفظ کردند، اما اهل کوفه نکردند، بنی‌امیه نکردند، مرا کشتند؛ ظاهر مرا کشتند. آیا کسی متوجه شد؟ امام این است. امام حسین علیه‌السلام گفت: هیچ آیه‌ای مثل این دو آیه در قرآن عجیب نیست؛ اما خواهر! قصه من عجیب‌تر است که به حرف یک نفر بروند، مرا شهید کنند و سرم را بالای نی کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

یاد امام حسین به حضرت زینب تزریق شده که او را فراموش نمی‌کند...

حالا این زینب علیهاالسلام موقع حرکت دادن کاروان چه کار می‌کند؟ گفت: حسین جان!برادرجان! چون چاره نیست می‌گذارمت، ای پاره پاره تن! به خدا می‌سپارمت؛ هیچ‌وقت تو را فراموش نمی‌کنم. این تزریق است. رفقا! تزریق یعنی حرف‌ها را فراموش نکنید! آن‌وقت دارید با این حرف‌ها عشق می‌کنید. امام حسین علیه‌السلام جواب زینب علیهاالسلام را باید بدهد، گفت: زینب! تو مرا به خدا می‌سپاری، اما من دنبال تو هستم. تو مرا فراموش نمی‌کنی، من دنبالت هستم. مگر امام حسین علیه‌السلام دنبال زینب علیهاالسلام نبود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این حرف دل امام حسین است که امام زمان می‌فرماید برای توهینی که به حضرت زینب شد گریه می‌کند...

امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) دارد [حرف] دل امام حسین علیه‌السلام را می‌گوید که می‌فرماید: گریه می‌کنم برای توهینی که به عمه‌ام زینب علیهاالسلام شد. برای اسیری عمه‌ام زینب علیهاالسلام، خود جدّم حسین هم بود، گریه می‌کرد. آخر زینب علیهاالسلام عظمتی داشت. وقتی می‌خواست برود سر قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌رفتند شمع‌ها را خاموش می‌کردند که کسی قامت زینب علیهاالسلام را نبیند. حالا این زینب علیهاالسلام که در تمام خلقت این همه احترام دارد، باید اسیر شود و بیاید با یزید حرف بزند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همان‌طور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...

همین‌طور که امام حسین علیه‌السلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، این‌ها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام می‌آید و به امام سجاد علیه‌السلام می‌گوید: «یا حجهَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیه‌السلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچه‌هایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شب عاشورا شب وداع امام حسین با تمام عالَم یعنی تمام دوستان و هشدار دادن به آنهاست...

شب عاشورا خیلی مهم بوده، شب وداع بوده. در تمام این عالَم، امام حسین علیه‌السلام وداع می‌کرد با همه عالَم، یعنی با تمام دوستان؛ اما هشدار به تمام عالَم می‌داد؛ می‌خواست همه عالَم بدانند. آخرش هم به لشکر کوفه گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: بغضی که با پدرت داریم. امام حسین علیه‌السلام می‌خواست به تمام عالم بگوید: مرا بی‌جُرم می‌کشند، کسی که بی‌جُرم می‌کشید این است. تو نباید بیایی کمک کنی به کشتن امام حسین علیه‌السلام [که] بروی بهشت. تمام این هفتاد هزار نفر همین بودند. کسی نبود دفاع از امام حسین علیه‌السلام کند، به غیر زینب علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آنها که شب عاشورا رفتند، حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه...

شب عاشورا که شد، آقا امام حسین علیه‌السلام، یک خیمه انتظار زد، یعنی یک خیمه علیٰ‌حِدّه زد. همه را جمع کرد و فرمود: من بیعتم را از روی شما برداشتم، هر کسی می‌خواهد برود، برود؛ فردا طفل صغیرم هم شهید می‌شود. این‌جا بود که فوج فوج رفتند. حسین‌گو بودند، نه حسین‌خواه! مثل اغلب ما! کسی نماند، تمام آمده بودند به طمع. مثل حالاست که می‌خواهند امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و چیزها ارزان شود، نمی‌خواهند جانشان را فدا کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آقا ابوالفضل وقتی جانش را فدای ولایت کرد، جان‌پرور شد...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام خیلی مقام دارد، سلمان خلق‌کُن است. چرا؟ وقتی جانش را فدا کرد، جان‌پرور شد، یعنی جانی را می‌پرورانَد. جانش را داد به امام حسین علیه‌السلام، با تمام قدرتش؛ تمام درجه‌ای که دارد، به‌ واسطه امام حسین علیه‌السلام است. تو باید جانت را در اختیار ولایت بگذاری. جان را باید فدای یقین کنی، فدای ولی کنی. او هم می‌گوید: جانم به فدایت! این آخر کار است. من یک میلیارد جان داشته باشم، فدا می‌کنم. باید بدانی خواست خدا این است که جانت را فدا کنی. آقا ابوالفضل علیه‌السلام از کجا به این‌جا رسید؟ از آن‌جایی که از ریشه دلش، تمام جانش این است که فدای حسین علیه‌السلام بشود. آقا ابوالفضل علیه‌السلام نه جان بدهد، تکه تکه بدنش را می‌دهد. شما آقا ابوالفضل علیه‌السلام نمی‌شوید، اما صفاتش را باید داشته باشید؛ چون صفات او صفات خداست، صفات برادرش حسین علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین دست حضرت اباالفضل را می‌بوسد، چون فدای خدا می‌شود...

آقا ابوالفضل علیه‌السلام هم [مثل امام حسین علیه‌السلام] همه را آگاه کرد؛ در مکه خودش را معرفی می‌کند، به حاجی‌ها می‌گوید: دست از حسین برنمی‌دارم. من که فرزند آقا امیرالمؤمنینم، دستم را علی می‌بوسد. به دینم قسم، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دست همه خلقت را نمی‌بوسد. چرا؟ می‌بیند این دست فدای خدا می‌شود، فدای ولایت می‌شود؛ گلوی حسینش را می‌بوسد که فدای خدا می‌شود. اما روی چه کسی تأثیر داشت؟ چرا هدایت نمی‌شوند؟ حج و عمره، جهاد و عبادت در دلشان است؛ آن که باید در دلشان باشد نیست، آن هم ولایت است. اگر بود، تکان می‌خوردند؛ هیچ‌کدام از حاجی‌ها تکان نخوردند. حبّ حج و جهاد داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

گریه بر امام صادق ثواب است، گریه بر امام حسین نجات است...

منصور دوانیقی به امام صادق علیه‌السلام زهر داد. روایت است که فقط استخوان سر حضرت مانده بود، همه جانش آب شده بود. یک نفر آمد گریه کرد، امام گفت: اگر می‌خواهی گریه کنی، برای جدّم حسین علیه‌السلام گریه کن! گریه برای امام صادق علیه‌السلام این‌طوری نیست که یک ذره اشک بریزی، تمام گناهانت آمرزیده شود. امام صادق علیه‌السلام می‌خواست او گریه کند که آمرزیده شود. گریه بر امام صادق علیه‌السلام ثواب است، گریه بر امام حسین علیه‌السلام نجات است. حالا خدا مرحمت کرده، می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! هماهنگ شو با گریه‌کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام. وقتی امام حسین علیه‌السلام را خواستی؛ یعنی قبولش داشتی، دوازده امام علیهم‌السلام و قرآن را قبول داشتی، آن‌وقت تولیدت اشک است، همان اشکِ امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

جهنم عذاب است، گریه برای امام حسین رحمت است، رحمت می‌چکد در جهنم، خاموش می‌شود...

دل وقتی ولایتی شد، ولایت به آن می‌چسبد، اسم حسین علیه‌السلام به دلت می‌چسبد، اشک می‌ریزی. جهنم عذاب است، گریه امام حسین علیه‌السلام رحمت است، رحمت می‌چکد در جهنم، خاموش می‌شود؛ اما گریه رحمت باشد، نه عقده؛ گریه‌ای که چرا توهین به امام حسین علیه‌السلام شد. والله! بالله! با این‌طور اشک، شما آمرزیده می‌شوی؛ چون اشک شما از روی صداقت، ولایت و افشای ولایت است. اشک باید توأم به ولایت باشد، توأم به امام حسین علیه‌السلام باشد. گریه کنیم، بگوییم: حسین‌جان! ما بیچاره‌ایم! نبودیم جانمان را فدا کنیم، حالا برایت گریه می‌کنیم. زینب‌جان! نبودیم حمایت از تو کنیم. حسین‌جان! گریه می‌کنیم تا فرزند عزیزت امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید که این گریه اتصال به امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) باشد، حضرت بیایند و احقاق حق کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مظلومیت امام حسین این است که حقش را برده‌اند، این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین است...

مظلومیت امام حسین علیه‌السلام این است که حقش را برده‌اند، این مظلومیتِ تمام خلقت است. این‌که زیر سُم اسب می‌رود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین علیه‌السلام است؛ اما تمام اشیاء برای حق امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کنند. حق امام حسین علیه‌السلام را چه کسی از بین برد؟ نمی‌توانم بگویم! آن‌جا در کربلا گفتم: حسین‌جان! چه کسی تو را کشت؟ چه کسی حق تو را از بین برد؟ مگر خدا دست از حق برمی‌دارد؟ خدا حمایت از حق می‌کند، حمایت از کلام خودش می‌کند؛ یک مارک به آن‌ها بست و گفت: «شِرار خلق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

چون قاتلان امام حسین جنایتشان را افشاء کردند، خدا هم عظمت امام حسین را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید...

همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام ولایتش دمیده شده به تمام ممکنات، امام حسین علیه‌السلام عزایش دمیده شده به تمام خلقت. نه خیال کنید شما لباس مشکی می‌پوشید، ملائکه‌ هم می‌پوشند. امیدوارم لب شما همیشه خندان باشد، فقط برای امام حسین علیه‌السلام گریان باشد. امام حسین علیه‌السلام همه چیز است. این دیدِ ولایت من است: چرا خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه می‌کند؟ چون جسارتِ به امام حسین علیه‌السلام افشاء شد؛ یعنی اسب به جسم علیینش تازاندند، سرِ مبارکش را چهل منزل بردند؛ جنایتشان را افشاء کردند. حالا خدا هم عظمت امام حسین علیه‌السلام را افشاء می‌کند و می‌گوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا اطلاعیه نازل می‌کند: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، در تمام خلقت خون خدا امیرالمؤمنین و امام حسین هستند، سومی هم ندارد...

ما حسین داریم، تمام خلقت را داریم، چون تمام خلقت برای امام حسین علیه‌السلام گریه کرده. تمام خلقت می‌گوید: حسین! آسمان‌ها می‌گویند: حسین! نه این آسمان، خدا آسمان‌هایی دارد، به دینم همه می‌گویند: حسین! یا می‌گویند: علی! روح به آن‌ها دمیده می‌شود. از دو چیز هیچ قدرتی سر در نمی‌کند: یکی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، یکی عاشورا. خدا اطلاعیه نازل می‌کند، رهبر گذاشته برای شما، مدیرعامل گذاشته برای شما؛ می‌گوید: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، ای خون خدا! پسر خون خدا! در تمام خلقت سومی هم ندارد. اگر کسی خون نداشته باشد، از بین می‌رود. خیلی بالا برده! می‌گوید خون من است، یعنی اگر حسین علیه‌السلام نباشد، من نیستم. حیات من حسین علیه‌السلام است. این خون امام حسین علیه‌السلام می‌جوشد در تمام خلقت؛ تو می‌روی خون خدا را می‌ریزی؟ یا این‌که خدا می‌گوید: علی بن ابی طالب علیه‌السلام مقصد من است. دنبال چه مقصدی می‌گردی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

نه تنها تربت امام حسین شفاست، تو هم اگر امام حسین بگویی، خلق نگویی، خاک پایت شفا می‌شود...

گهواره امام حسین علیه‌السلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیه‌السلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیه‌السلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست! تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، [خاک] پای تو هم شفا می‌شود، چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیه‌السلام داری. آن خاک می‌گوید: کمال هم‌نشین در من اثر کرد، اگر نه من همان خاکم که هستم. شما هم باید کمالتان با هم‌نشینی زهرا علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام باشد، تا خاک کف پایتان تربت حسین علیه‌السلام باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام حسینش را خیلی دوست دارد، چون‌که خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفته‌اند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیه‌السلام. حالا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همه‌اش سفارش حسین را می‌کند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه‌ جان! تمام عالم به‌ واسطه حسین آمرزیده می‌شوند. در تمام خلقت هیچ‌کسی مثل امام حسین علیه‌السلام نیست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمی‌گوید، حتی کارهای پیامبر را نمی‌گوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهم‌السلام را، اما خدا می‌گوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را می‌کشند. خدا شرح امام حسین علیه‌السلام را می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام نجات‌ دهنده کل خلقت است. آیا می‌فهمی یا می‌روی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است...

زهرای عزیز علیهاالسلام، مافوقِ تمام خلقت است. هر کسی پِی به او ببرد، هدایت است. اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است. این عمَر همه خلقت را اذیت کرد. تمام خلقت به اجازه حضرت زهراست. نفَس‌هایی که کل خلقت می‌کشند، دست زهراست. ارکان خلقت، حضرت زهراست. تمام خلقت امر زهرا علیهاالسلام را اطاعت می‌کنند، تا حتی ستون‌ها. یک نفَس کشید به نارضایتی، نه نفرین کند، ستون‌ها از جا حرکت کرد. همه اعلام آمادگی کردند که زهراجان! همه به امر تو هستیم، نفرین کنی، همه نابود می‌شویم. پسرش هم بهره برده بود، امام حسین علیه‌السلام گفت: ای زعفر! تمام این‌ها عمرشان در قبضه قدرت من است. حسین علیه‌السلام خون خداست، زهرا علیهاالسلام ناموس دهر است. ناموس دهر است که مثل حسین علیه‌السلام از او به وجود می‌آید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آدم باید وفایش را تا لحظه آخر از دست ندهد...

این‌که حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه‌السلام وصیت فرمود بعد از من، بر سر قبرم بنشین و قرآن بخوان؛ یعنی می‌فرماید علی‌جان! من از تو خوشم می‌آید، می‌خواهم صدایت را بشنوم. من تا آخرین نفَس گفتم علی و حمایت از تو کردم، حالا می‌خواهم صدایت را بشنوم. حضرت زهرا علیهاالسلام وفاداریش و محبتش را دارد با علی علیه‌السلام اعلام می‌کند، با وجود این‌که در ظاهر در خاک است. آدم باید وفایش را تا لحظه آخر از دست ندهد. حضرت زهرا علیهاالسلام عالَمی را نمی‌بیند، علی علیه‌السلام را می‌بیند. این بیناییِ علی علیه‌السلام به تمام خلقت ارزش دارد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر زهرا علیهاالسلام را بشناسی، نورش را می‌بینی...

حضرت زهرا علیهاالسلام هماهنگ با خداست، نور خداست. من آن نور را دیده‌ام؛ تو اگر زهرا علیهاالسلام را بشناسی، نورش را می‌بینی. این‌ها یک چیزهایی نیست که پیش ما نباشد. به دینم! نه این‌که نورش را ببینی، از نورش استشمام می‌کنی؛ اما چشمی که جای دیگر نگاه نکند، چشمی که در اختیار زهرا علیهاالسلام باشد، مشامی که در اختیار ولایت باشد؛ آن‌وقت چیز دیگری نمی‌فهمد. همان‌طوری که خلق انتظار خباثت دارد، مؤمن انتظار آن‌ها را می‌کشد. همین‌طور که در مدینه راه می‌رفتم، گریه می‌کردم؛ می‌گفتم: زهراجان! این‌جا به تو و امیرالمؤمنین علیه‌السلام جسارت کردند؟ کجا مدینه خوب است؟ می‌گویند الحمدلله ما موفق شدیم به مدینه رفتیم؛ آیا موفق شدی که این حرف را بفهمی؟ زهرا علیهاالسلام را در قلبت قرار بدهی؟ آیا موفق شدی که ببینی زهرا علیهاالسلام این‌جا این‌طور شده؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

محبت زهرا علیهاالسلام را هدایا می‌کنم به تمام خلقت...

تمام زندگیم عشق به زهراست. لبخند رضایت زهرا علیهاالسلام، از تمام کون و مکان برایم بالاتر است. من خاک کفش زهرا علیهاالسلام را به تمام خلقت نمی‌دهم. به امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) گفتم: آقا! اگر سلطنت سلیمان را به من بدهی، نه! بالاتر، آن‌ را که خدا به تو داده، به من بدهی، یعنی تمام خلقت را در اختیارم بگذاری، به محبت زهرا علیهاالسلام نمی‌دهم. محبت زهرا علیهاالسلام را هدایا می‌کنم به تمام خلقت. پس بی‌خود نیست این حرف‌ها از دهان من نازل می‌شود، این‌طور باید بشوید. خوش به حال آن که به وظیفه عمل می‌کند و پشت پا بر عالم امکان زده، دست بر دامن زهرا علیهاالسلام زده. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همان‌طور که امیرالمؤمنین امیر تمام خلقت است، زهرای عزیز امیریت دارد به کارهای ائمه...

زهرا علیهاالسلام برتری دارد تا حتی به ائمه علیهم‌السلام. بقای ائمه علیهم‌السلام به بقای حضرت زهراست. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ما حجتیم از برای خلقت، مادرم زهرا علیهاالسلام حجت است از برای ما. همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام امیر تمام خلقت است، زهرای عزیز علیهاالسلام امیریت دارد به کارهای ائمه علیهم‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر بخواهی اسم حضرت زهرا را بیاوری، باید با وضو باشی؛ یعنی دست از دنیا و تمام مافیهای آن بشویی، آن‌وقت بگویی زهرا...

زهرا علیهاالسلام بهترینِ تمام خلقت است، اُمّ أبیهاست، یعنی اگر آب مهریه زهرا علیهاالسلام نباشد، همه خلقت خشک می‌شود. خدیجه به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌گوید آن مال التجاره‌ای که من دارم، مهرم کن. خدیجه بزرگواری کرده، خدا بزرگوارتر است. خدا آب و نمک را مهریه زهرا علیهاالسلام قرار داد. اگر از آب بهتر بود، آن را مهرش می‌کرد. طعم و مزه هر چیزی هم به‌ واسطه نمک است. اگر بخواهی اسم حضرت زهرا علیهاالسلام را بیاوری، باید با وضو باشی؛ یعنی دست از دنیا و تمام مافیهای آن بشویی، آن‌وقت بگویی زهرا! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در تمام ماورای این دنیا جایی از خانه خدا بهتر نبود که آنجا علی علیه‌السلام پا در این دنیا بگذارد...

چرا شیعه این‌قدر ارزش دارد؟ ولایت قبول کردن مهم است. اگر می‌خواهید ببینید چقدر مهم است، فقط خانه خدا توانست ولایت را قبول کند که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در ظاهر در آن به دنیا بیاید، هیچ کجای عالَم نبود که علی علیه‌السلام در آن پا بگذارد. در تمام ماورای این دنیا نبود، جایی از خانه خدا بهتر نیست، علی علیه‌السلام باید آن‌جا پا در این دنیا بگذارد، دنیا لیاقت نداشت علی علیه‌السلام در آن پا بگذارد. علی علیه‌السلام یعنی این. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا توی قلب توست یعنی امر خدا ولایت توی قلبت است، خدا که جا ندارد...

خدا اول عقل را خلق کرد؛ یعنی اول علی علیه‌السلام را از نور خودش خلق کرد. خدا عقل به تو داده؛ عقل، ولایت است، در قلب توست. این‌که می‌گوید خدا توی قلب توست، یعنی امر خدا توی قلبت است؛ خدا که جا ندارد، ولایت در قلب توست. حالا کلامت، نفَست، در اختیار ولایت است. این‌که می‌گوید «أنا مَدینه العِلم و علیٌ بابُها»، تو خودت مدینه‌ای، خودت مملکتی، از در علی علیه‌السلام بیا، یعنی درِ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را باز کن، این دلت باز باشد، ولایت را بپذیرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

دفاع از ولایت، اطاعت امر ولایت است...

می‌خواستم مانند حضرت زهرا علیهاالسلام که حمایت از ولایت کرد، ما حمایت از ولایت کنیم؛ یعنی امر ولایت را اطاعت کنیم. شما که در جلسه ولایت می‌آیید، باید بیایید در قله ولایت بنشینید. دفاع از ولایت، اطاعت امر زهراست، اطاعت امر امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است؛ آن‌وقت صفات الله می‌شوید. همیشه افشای ولایت کنید، نه افشای حرف. اگر این‌طوری شدید، آن‌وقت شما از کسانی هستید که هدف زهرای عزیز علیهاالسلام را عمل کرده‌اید. صفات، شما را عارف قرار می‌دهد که زیارت عارف قبول است. صفات، انفاق است. اگر به فکر فقرا باشید، به فکر حضرت زهرا علیهاالسلام هستید؛ حضرت زهرا علیهاالسلام پیراهنش را در شب عروسی به مستمند داد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین علیه‌السلام خودش امر است، اما دارد رو به امر خدا می‌رود...

امام حسین علیه‌السلام کنار جَبَلُ‌الرَّحمه ایستاده و دعای عرفه را می‌خوانَد، دارد با خانه خدا وداع می‌کند و اشک می‌ریزد. امام حسین علیه‌السلام دارد شکرانه حق را بجا می‌آورد و می‌گوید: خدایا! من دارم رو به امر تو می‌روم، رو به کربلا می‌روم. جدّم گفته: حسین! «اُخرُج الی العراق» برو به سمت عراق! خدایا! دارم امرت را اطاعت می‌کنم. امام حسین علیه‌السلام خودش امر است؛ اما دارد رو به امر خدا می‌رود. آن‌موقعی که امام حسین علیه‌السلام حرکت کرد، عقیده ولایتی‌ام این است: حَجَر گفت لبیک، منا گفت لبیک، حِجر اسماعیل گفت لبیک، تمام انبیاء که آن‌جا هستند، گفتند لبیک، کوه‌ها گفتند لبیک، تمام مکه گفت لبیک. امام دلش می‌خواهد مردم بگویند لبیک که اتصال به ولایت باشند، نه به عبادت؛ وگرنه او که احتیاج ندارد، می‌خواهد تو را نجات بدهد. امام تو را می‌خواهد مثل خودش بکند؛ اما شما به امام می‌گویید بیا مثل ما بشو! امام حسین علیه‌السلام دعای عرفه را خواند و با خانه خدا وداع کرد، ما هم باید با گناه، معصیت و نافرمانی خدا، با این حرف‌های موهوم وداع کنیم و رو به امر خدا برویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

همه کسِ حضرت زهرا، امیرالمؤمنین است که می‌فرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم...

بیایید خداپرست باشید و علی‌خواه. خدا یک علی دارد و یک زهرا؛ این‌ها توأم به هم هستند. با زهرا علیهاالسلام آشنا شدن، این حرف‌هاست. خواست خدا، این حرف‌هاست. همه کسِ خدا، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است، همه کسِ حضرت زهرا علیهاالسلام، امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که می‌فرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم. هیچ‌کس زهرا علیهاالسلام را نشناخت، هیچ‌کس دوازده امام علیهم‌السلام را نشناخت؛ شناخت این‌ها پیش خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

گفتم می‌خواهم هفتاد دفعه فدای علی علیه‌السلام بشوم، می‌گذاری پیش علی علیه‌السلام بروم؟...

یک شب خواب دیدم یک محوطه‌ای است که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آن‌جا تشریف دارند. در این محوطه یک نفر یک طرف یک صندلی گذاشته، و یکی هم آن طرف گذاشته است. اشخاصی می‌آمدند که تمام ابعاد مسلمانی به این‌ها جمع بود، تاحتی سرهای انگشتانشان را حنا بسته بودند، ریش‌هایشان حنایی، اثر سجود در پیشانی‌شان بود، عباء و رِداء داشتند، این‌ها در تمام ابعاد منظم بودند، پیش این دو نفر آمدند. می‌دیدم این‌ها برمی‌گردند، در حالی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در آن محوطه ایستاده است. تعجب کردم، جلو رفتم، گفتم: آقا! من می‌خواهم پیش امیرالمؤمنین بروم؛ گفت: باید فدا بشوی! گفتم: من یک مرتبه نمی‌خواهم فدا شوم، می‌خواهم هفتاد مرتبه فدا شوم. می‌خواهی مرا آتش بزنی، قطعه قطعه کنی، گوش مرا بِبُری، سر مرا بِبُری؟ می‌خواهم هفتاد دفعه فدای علی علیه‌السلام بشوم، می‌گذاری پیش علی علیه‌السلام بروم؟ گفت: آری! وقتی این مطالب را گفتم، به علی قسم، ایشان صورت به صورت من چسباند، یک دستی به کمرم زد، گفت: برو پیش علی! ببین باید فدا بشوید؛ اما این آقایان تا بهشان می‌گفت فدا شوید، حاضر نبودند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مردم ملامتت می‌کنند، تو عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهراست...

تمام حرف‌هایی که خدا درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌زند، می‌خواهد با علی علیه‌السلام عشق کند، وگرنه حرف دیگری است. همین‌طور که شب‌ها مؤمن با خدا می‌خواهد عشق کند. هر روزی از عمرتان با عشق علی علیه‌السلام می‌گذرد، شکرانه کنید که من از عشق علی علیه‌السلام جدا نشدم. عشق بازی در جهان بدنامی بسیار دارد، ویران شود آن کس که عشق یار دارد. مردم ملامتت می‌کنند، تو عشق یار داشته باش. بیا ویران شو از این مردم و از این دنیا کنار برو، عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهرا علیهماالسلام است. هر قدر ملامتت می‌کنند، تو دست برندار. برو نصف شب عشق‌بازی کن با امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) و خدا. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر شما حمایت از ولایت کردید، دارید پاسخ به امر خدا می‌دهید...

آن‌شخص [گنه‌کار] که امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره‌اش گفت بروید او را عقابش کنید، تا رفتند، خدا گفت: او را برگردانید! برگرداندند. هیچ‌کس مطابق خدا حمایت از ولایت نمی‌کند. اگر شما حمایت از ولایت کردید، دارید پاسخ به امر خدا می‌دهید. این شخص بس که نافرمانی خدا را کرده، امیرالمؤمنین می‌گوید ببرید عقابش کنید. خدا می‌گوید من که خدا هستم، می‌گویم برگردانید او را! من کسی هستم که علی علیه‌السلام را به‌ وجود آورده‌ام، می‌گویم برگردان او را! برمی‌گردانند. حالا خدا می‌بیند او با تمام گناهانش، محبت علی علیه‌السلام دارد، می‌گوید او را برگردان! من نصف شب گریه می‌کنم، می‌گویم: خدا! من هم از آن‌هایی باشم که تو بگویی برگردان او را. لااقل از آن‌ها باشیم که به‌ واسطه ولایت، خدا کمکمان کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آهن‌ربا فقط آهن را می‌گیرد، تو ولایت را بگیر...

می‌گوید: «یا قدیمَ الإحسان»، خدا قدیم است، ای کسی که تو از قدیم به ما احسان می‌کردی! متقی هم والله، بالله، به شما احسان می‌کند، هیچ مقصدی ندارد؛ حالا خدا می‌گوید برو پیش او. خلق، حرف‌زدنش گمراهی است، عوضِ احسان. الآن چه خبر است؟ من به قربانِ آهن‌ربا بشوم، والله بهتر از ماست، فقط آهن را می‌گیرد. تو ولایت را بگیر، چرا چیز دیگر را می‌گیری؟ خدا علی علیه‌السلام را گرفته، تو نمی‌گیری. علی علیه‌السلام «[لم یکن له] کفواً أحد» است. تو بهتر می‌فهمی یا خلقت؟ تو ذراتی هستی پیش خلقت. تمام خلقت می‌گوید: علی! تو می‌خواهی بگویی ناعلی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در تمام خلقتها از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مظلوم‌تر نیست...

چرا امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مظلوم شد؟ امیرالمؤمنین از نفهمی و نادانی مردم مظلوم شد وگرنه علی علیه‌السلام که مظلوم نیست. یک نگاه به صحنه دنیا بکن، ببین با علیِ ما چه کردند؟ خدمت حضرت رفتم، گفتم: علی‌ جان! از وقتی که خدا تمام خلقت‌ها را خلق کرده، از تو مظلوم‌تر نبوده. اگر می‌گویند حسینِ مظلوم، درست است، در یک بُعدی مظلوم بوده؛ اما شمشیر زد و شمشیر به امر خدا خورد؛ اما تو نتوانستی شمشیر بزنی و جلوی چشمت دین را زدند، حقیقت را زدند، عصاره تمام خلقت، ناموس خدا، ناموس دهر، زهرای عزیز علیهاالسلام را زدند. حالا خدا این مظلومیت را پاسخ می‌دهد؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین می‌گوید ما صفات الله را پاسخ می‌دهیم، حالا با صبری که امیرالمؤمنین کرد، خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را به «الیوم أکملتُ لکم دینَکم» قبول نداشته باشی، به‌ رو در جهنم می‌اندازمت. خدا به ولایت پاسخ داد. عزیزان من! به همه شما ابلاغ می‌کنم: بیایید حمایت از ولایت کنید تا خدا به شما پاسخ بدهد. هیچ قدرتی به غیر از خدا نمی‌تواند پاسخ ولایت را بدهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

شما اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشین هستم...

تمام این‌که سی سال زحمت می‌کشم، همین کلام است: علی علیه‌السلام را بخواه و دوست علی علیه‌السلام را. متقی، دین از او صادر می‌شود، ولایت صادر می‌شود. شما خیلی توجه ندارید که آن‌هایی که رفتند چقدر بیچاره شدند! وقتی کلام امیرالمؤمنین را اجرا نکردند، امیرالمؤمنین خانه‌نشین شد. شما هم اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشین هستم. اگر حرف امیرالمؤمنین اجرا می‌شد، نه زهرای عزیز علیهاالسلام کشته می‌شد، نه علی علیه‌السلام خانه‌نشین می‌شد، نه امام حسین علیه‌السلام کشته می‌شد. چرا امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: من کشته جلسه بنی‌ساعده‌ام؟ بنی‌ساعده چه کردند؟ خلق را تأیید کردند. امام حسین علیه‌السلام گفت: اگر خلافت به وصی رسول الله صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله، امیرالمؤمنین می‌رسید من کشته نمی‌شدم. این کارها و جلساتی که اسم امیرالمؤمنین در آن نباشد، اسم خلق باشد، جلسه بنی‌ساعده آخرالزمان است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این‌هایی که از جلسه رفتند مُرید بودند، نه دوست؛ مرید این‌جا می‌آید، جای دیگر هم می‌رود...

آن‌هایی که از جلسه رفتند، یک عقوبتی داشتند. آن‌هایی که از این‌جا رفتند، گمراه شدند. مثل طلحه و زبیر، این‌ها چندین سال مُرید پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله بودند و رفتند. این‌هایی که از جلسه می‌روند، من یاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌افتم که با او چه کردند. مُرید بودند، نه دوست. مُرید این‌جا می‌آید، جای دیگر هم می‌رود. شما باید دوست باشید. سلمان، اباذر، میثم، مقداد، این‌ها دوست بودند، تا آخرش ماندند؛ شما هم باید تا آخرش بمانید. حرفی که امام هادی علیه‌السلام به عبدالعظیم حسنی زد [و فرمود تا آخر برسان]، من به شما می‌زنم. جانم! این عُمْرِ آدم، زمان به آن می‌خورد. مراقب باشید توی زمان نروید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

طیور با اسم امیرالمؤمنین زندگی می‌کند و رزق می‌خورد، بیا طیور بشو!...

[خدا] به پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هم در معراج یاد داد. حالا که پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌خواهد برگردد، به خدا چه بگوید؟ گفت: یا علی! خدا هم گفت: یا علی! خدا با اسم امیرالمؤمنین علیه‌السلام عشق‌بازی می‌کند. ساق عرش و درِ بهشت می‌گوید: علی! دارد خواستش را افشاء می‌کند، هماهنگی‌اش را اعلام می‌کند. تو با چه کسی هماهنگی؟ اسم علی علیه‌السلام در من ایجاد است، با علی علیه‌السلام با تو حرف می‌زنم. آن طیور به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفت: علی‌جان! هر وقت اسم تو را می‌آورم، سیراب می‌شوم؛ هر وقت لعنت به دشمنانت می‌کنم، سیر می‌شوم. دارد با اسم علی علیه‌السلام زندگی می‌کند، رزق می‌خورد؛ می‌پرد توی دنیا با شادی. شماها چقدر گرفتارید؟! یا چِک دارید یا سفته یا غصه! باباجان! بیا طیور بشو! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

فتح این است که تو تا آخرش «علی» بگویی...

«انتظارُ الفَرج» یعنی انتظار فتحی که ما امیرالمؤمنین، یعسوب الدین، امام المبین، حجت خدا را قبول داشته باشیم، [لم یکن له] کفواً أحد بدانیم. «إنّا فَتَحنا لک فَتحاً مُبیناً» فتح این است که تو تا آخرش «علی» بگویی، آن‌وقت در تمام خلقت فتح کردی. یک نوار صدایش همه‌جا می‌رود، خدا یک نوار دارد، در این خلقت گذاشته است، همه باید بگویند «علی». ندای خدا می‌گوید «علی»، مثل بلندگو که فضا را می‌گیرد. امر خدا به تمام خلقت آشکار شد، گفت: «علی»؛ تو هم بگو «علی». [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

پیامبر دارد عظمت اسم علی را افشاء می‌کند که می‌فرماید وضو نداشتم نام علی را ببرم...

به نظر من، اسم امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیّت می‌خواهد، همان‌طور که نیّت می‌کنی و وضو می‌گیری. روی اسم امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام که می‌آیی، انگار به آدم ذوق دمیده می‌شود. من که این‌طور هستم! از کجا این حرف را می‌زنی؟ وقتی پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمد و سراغ امیرالمؤمنین علیه‌السلام را نگرفت، حضرت زهرا علیهاالسلام می‌خواست ذوق به او دمیده شود؛ عرض کرد: پدرجان! چرا اسم علی علیه‌السلام را نیاوردی؟ فرمود: وضو نداشتم. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله که تطهیر است، دارد عظمت اسم علی علیه‌السلام را افشاء می‌کند؛ این‌قدر اسم علی علیه‌السلام مهم است. مهم بودن را حضرت زهرا علیهاالسلام می‌خواست معلوم کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند، اما علی علیه السلام خودِ هدایت است...

چرا این قدر سفارش امیرالمؤمنین علیه‌السلام شده است؟ یک حرف تعجبی می‌خواهم بزنم: خدا مردم را می‌خواهد، می‌گوید اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بخواهی، من شما را می‌خواهم؛ می‌خواهد مردم را نجات بدهد، هدایت بشوند. خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند؛ اما به دینم، علی علیه السلام خودِ هدایت است. من اگر تمام خلقت، (همه این خلقت‌ها، نه این دنیا) نفر بشود، همه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگردند، می‌گویم علی؛ از علی علیه‌السلام برنمی‌گردم. امام حسن علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد، امام حسین علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد؛ نه [چون] پدرش [است او] را بخواهد، امر خدا را می‌خواهد. شما هم باید همین‌طور باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه طاهرین بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند...

بدانید خدا مانند محبوبش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، نه خلق کرده، نه خلق می‌کند. ائمه طاهرین علیهم‌السلام بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند. چه کسی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را شناخت؟ پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شناخت که جانش را فدا کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام شناخت که جانش را فدا کرد؛ امام حسین علیه‌السلام شناخت که جانش را فدا کرد. ما باید کوشش کنیم امر علی علیه‌السلام را اطاعت کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

آسمان، عرش، فرش، بهشت، بی‌مهر علی جهنمند...

اگر مِهر علی علیه‌السلام نباشد، خلقت به درد نمی‌خورد. اگر آسمان، عرش، فرش، بهشت، مِهر علی علیه‌السلام نداشته باشند، جهنمند. جنات، فردوس، آسمان‌ها، زمین، مَلَک، باید مِهر علی علیه‌السلام داشته باشند. تو چه می‌گویی؟ائمه طاهرین علیهم‌السلام را خدا، معرفیِ جنات به شما کرده، [یعنی در حدی که بشناسید و بهشت بروید]، نه معرفی حقیقت آن‌ها. اگر علی علیه‌السلام را صد درصد قبول کنی، خودت معراج هستی. آن کتاب‌ها که به کُرات می‌رود [قطار شتری که بارشان فضایل امیرالمؤمنین بود و پیامبر در معراج دید]، اراده خداست؛ امیرالمؤمنین علیه‌السلام چیست؟ مقصد خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین باید به تمام خلقت بدمد، وگرنه از کار می‌افتد...

همان‌طور که خدا نامحدود است، علی علیه‌السلام نامحدود است. علی علیه‌السلام جا ندارد، ولایت در تمام خلقت هست. خلقت کوچک‌تر از آن است که علی علیه‌السلام در جایی سکونت کند. علی علیه‌السلام سکونت ندارد، سکونت می‌دهد. علی علیه السلام در هر عالَمی قدم‌رنجه می‌فرماید، چون آن عالَم باید قرار داشته باشد، پابرجا باشد به وجه علی علیه‌السلام، وگرنه عالم بهم می‌ریزد. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله با بُراق به معراج رفت. تمام وسیله‌ها باید به توسط علی علیه‌السلام باشد، خلقتِ آسمان به توسط علی علیه‌السلام است، جبرئیل به توسط اسم علی علیه‌السلام که بر بالش نوشته شده است، می‌پرد. تمام خلقت که دارد زندگی می‌کند، باید امیرالمؤمنین به آن بدمد وگرنه از کار می‌افتد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امیرالمؤمنین، نور تمام زمین و آسمان‌هاست...

علی علیه‌السلام در هر جایی هست؛ یعنی جایی نیست که علی علیه‌السلام نباشد. در هفت طبق آسمان هم هست، امیرالمؤمنین علیه‌السلام در تمام خلقت حضور دارد. نور تمام زمین و آسمان‌ها علی علیه‌السلام است. نور باید از جایی تجلی شود، پس علی علیه‌السلام هست که نور تجلی می‌شود. حالا شناختید علی علیه‌السلام را؟ خدا در همه جا، برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام تصرف کرده، خانه‌اش را گذاشت در اختیار علی علیه‌السلام. اصلاً اسم علی علیه‌السلام کارگشاست، چون اسم علی علیه‌السلام، اسم خداست؛ خود علی علیه‌السلام مثل خداست، چون امر خداست. ولایت در تمام این خلقت یک گردشی می‌کند، علی علیه‌السلام در هر خلقتی پا می‌گذارد، گردش می‌کند، چون آن خلقت به واسطه علی علیه‌السلام پابرجاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

عقیده خدا علی علیه‌السلام است، عقیده شما هم باید محبت علی علیه‌السلام باشد...

عقیده خدا علی علیه‌السلام است، عقیده شما هم باید محبت علی علیه‌السلام باشد. شب با عقایدتان نجوا کنید، هیچ کِیفی بالاتر از این نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند برای محبّت علی علیه‌السلام حدّ بگذارد، علی علیه‌السلام بی‌حدّ است. کسی که امیدش به خداست، با ذات است؛ امید خدا و ذات خدا علی علیه‌السلام است. بگویید: «خدایا! شکر، یادم دادی علی علیه‌السلام را یاد کنم». علی علیه‌السلام قدیم است، اما هر چه در خلقت است، جدید است. تمام خلقت، دستشان پیش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دراز است، چون خدا می‌گوید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی علیه‌السلام را قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله هم فرمود: یا علی! هم در دنیا، هم در آخرت به تو احتیاج دارم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

نتیجه تمام خلقت و مبنای تمام خلقت علی علیه‌السلام است...

خدا در تمام خلقتش یک نتیجه دارد، نتیجه‌اش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام است. به روح تمام انبیاء و اولیاء، دارم می‌بینم و این حرف را می‌زنم. هر خلقتی دیدم، دیدم علی علیه‌السلام در آن است. موجب برپایی تمام خلقت، اسم علی علیه‌السلام است. اسم علی علیه‌السلام، حیاتِ تمام خلقت است. ذکر خدا علی علیه‌السلام است. ذکر تو باید قلبت را زنده کند به ولایت. هیچ‌کس علی علیه‌السلام را نشناخت، به غیر خدا. خدا «لم یلد و لم یولد» است، علی علیه‌السلام «[و لم یکن له] کفواً أحد» است. تنظیم تمام خلقت علی علیه‌السلام است. بی‌ علی علیه‌السلام هیچ چیز به بلوغ نمی‌رسد. اگر مبنا را فهمیدی، حقیقت را فهمیدی؛ مبنای تمام خلقت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه طاهرین نگاهشان به امیرالمؤمنین است و به خدا که او را خلق کرده...

این [روز غدیر] افشای ولایت نیست، افشای قدردانی از ولایت است. افشای ولایت این است که خدا کرده؛ خطاب می‌کند به انس و جنّ، به تمام عبادت‌ کننده‌های عالم، نه دنیا، که «اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را قبول نداشته باشید، به‌ رو می‌اندازمتان در جهنم». همه ائمه علیهم‌السلام حتی حضرت زهرا علیهاالسلام، نگاهشان به علی علیه‌السلام است. حالا، هم نگاهشان به علی علیه‌السلام است، هم نگاهشان به خداست. نگاهشان به خداست که این علی علیه‌السلام را خلق کرده. ائمه علیهم‌السلام به علی علیه‌السلام نگاه می‌کنند، به خدا نگاه می‌کنند؛ ائمه علیهم‌السلام به خدا نگاه می‌کنند، به علی علیه‌السلام نگاه می‌کنند. تو به چه کسی نگاه می‌کنی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

در تمام خلقت، هیچ‌کس مطابق خدا، امیرالمؤمنین را نمی‌شناسد و معرفی نکرده است...

از آدم تا خاتم، گردش زمان است. خدا زمان را دارد گردش می‌دهد، اما هنوز به مقصدش نرسیده، تا زمانی که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را معرفی کند. در تمام خلقت، هیچ‌کس مطابق خدا، امیرالمؤمنین را نمی‌شناسد و معرفی نکرده است. مگر امیرالمؤمنین این‌طور بود که در این زمان بیاید در دنیا و پیامبر اکرم صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله معرفی‌اش کند؟ امیرالمؤمنین گِل آدم را سرشته، آدم سرشت‌کُن است، آدم کجا و علی کجا؟! آن‌موقع که پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله امیرالمؤمنین را بلند کرده، چه زمانی بوده است؟ بعد از این‌که صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند. حالا رسول خدا صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله، امیرالمؤمنین را سرِ دست آورده و می‌گوید: «الیوم أکملتُ لکم دینَکم»، دین، این است. ای مردم عالم! دنبال کس دیگری نروید. مشابه درست نکنید. کسی را مؤثر ندانید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر دنبال غیر حرف ولایت بروی، توهین به امر کرده‌ای...

غیر از این حرف‌ها [دنبال حرفهای دیگر باشی]، در دنیایی؛ اما اگر بفهمی، در هستیِ خدایی و داری امر آن‌ها را اطاعت می‌کنی، با آن‌هایی، جانت راحت است، وظیفه‌ات شکر است، همان‌طور که ائمه علیهم‌السلام، وظیفه‌شان شکر بود، تو هم همین‌طور؛ [می‌گویی] خدایا شکر که مرا به این‌جا رساندی؛ چنین آدمی مانند سلمان است. اگر دنبال حرف‌های دیگر بروی، توهین به امر کرده‌ای. اصلاً بنده خدا بودن همین است، مثل پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌شوی که فرمود: هر کسی در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. خواست مؤمن، خواست خداست؛ مؤمن دارد امر را اطاعت می‌کند. عزیزان من! خواست مؤمن را شکرانه کنید! خدا قلب مؤمن را منوّر کرده، حالا آن منوّر بودن را آمده به تو هدیه کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو هدایت هستی، خودت گمراه می‌شوی...

این‌ که می‌گویی خدایا ما را هدایت کن، [خدا] هدایت‌کننده گذاشته توی تو. تو هدایت هستی، خودت گمراه می‌شوی، خیانت می‌کنی. تو خودت داری می‌روی آن طرف، خودت غِش در معامله می‌کنی، دزدی می‌کنی، زمین مردم را می‌گیری؛ از هدایت خودت را جدا نکن. وقتی در هدایت هستی، دیگر چیزِ بد از تو صادر نمی‌شود. باید شکرانه کنی و همیشه از خدا بخواهی که از تو نگیرد. حالا این شخص باید مواظب باشد گناه نکند. این آدم دل خدا را خوش کرده که حسین علیه‌السلام را می‌خواهد، زهرا علیهاالسلام را می‌خواهد، اطاعت می‌کند، مطیع هم هست؛ مانند اصحاب امام حسین علیه‌السلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

کسی که بی‌امری را می‌بیند و انجام نمی‌دهد، خودش امر است...

باید شکرانه این که امر هستی را بکنی. از کجا بفهمی که امر هستی؟ از کارهای خودت. اگر به این‌جا رسیدی، ناامری را داری می‌بینی؛ به حضرت عباس، ناامری نمی‌کنی. پس تو امر هستی که ناامری را می‌بینی و دنبالش نمی‌روی؛ یقین به امر کرده‌ای. ندیدند که این‌طور شدند. درس خواندند، نفهمیدند این حرف‌ها را؛ مگر شریح قاضی می‌فهمید که دارد بی‌امری می‌کند؟ مگر هارون و مأمون می‌فهمیدند؟ آن‌ها امر نشدند، خلق شدند. شریح قاضی امر را نفهمید که بی‌امری کرد. شریح، خلق بود که نفهمید؛ اما امیرالمؤمنین علیه‌السلام امر است. ببین چگونه امر خدا را اطاعت می‌کند؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر دوازده امام، چهارده معصوم را بالاتر از تمام خلقت دیدی، رسیده‌ای به قله ولایت...

من هر چه را که می‌بینم، دوازده امام، چهارده معصوم علیهم‌السلام را بالاتر از این‌ها می‌بینم. مکه را می‌بینم، بهشت را می‌بینم؛ ولی این ائمه علیهم‌السلام را می‌بینم که خدا نظرش به این‌هاست. اگر این‌طور شدی، رسیده‌ای به قله ولایت، رسیده‌ای به قله قرآن، تمام شد دیگر! حالا که به این‌جا رسیدی، تو هم اشیاء را گذاشته‌ای کنار. امیرالمؤمنین علیه‌السلام کار به کسی نداشته، نگاهش به خدا بوده، امر خدا را اطاعت می‌کرد. مگر حضرت زهرا علیهاالسلام نفرمود که ما کاری به دنیای شما نداریم؟ شما که ما را می‌زنید، به خاطر دنیای خودتان می‌کنید، ما که به دنیای شما کاری نداریم. این سخن حضرت زهرا علیهاالسلام در سطح فکر آن زمان بوده، [در حقیقت می‌فرماید] ما کاری به دنیا و خلقت نداریم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام زمان کاری می‌کند که رضایت خداست، تو هم کاری بکن که خواست او را بجا بیاوری...

به این امید از خواب بلند شو که امری را اطاعت کنی، حاجت مؤمن را برآورده کنی. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید: تو یک کاری بکن. من که امام زمان هستم، کاری می‌کنم که رضایت خداست؛ تو هم کاری بکن که خواست ما را بجا بیاوری. وقتی این‌طور شدی، دیگر توی این خطی. حالا باید شکرانه کنی که در این خطی. تو با هستی خدا مربوطی، قربانت بروم! فقط باید شکرانه کنی. بگویی: «خدایا! ما را از هستی‌ات خارج نکن. خدایا! ما را از هستی‌ات دور نکن. خدایا! اگر ما لیاقت نداریم، به ما لیاقت بده.» اگر این‌طور شدی، دیگر خودت امری، زندگیت در امر است. تو، توی حقیقتی، توی امری، یقین کرده‌ای. اصلاً چیزی نباید غیر از هستی خدا ببینی. حالا که این‌طور شدی، إن‌شاءالله می‌روی نماز می‌خوانی، سر به سجده می‌گذاری، شکر این را بکن که خدا تو را امر کرده. والله، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام هم همین‌طور بوده؛ نماز که می‌خوانْد، شکرانه خدا را می‌کرد. تو هم همین‌طور بشو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

با دوستان خدا دوستی کن، تا عضو خواست و مقصد خدا شوی...

ولایت هم مثل خدا توحیدی است، کفوی ندارد. خدا، دوازده امام و چهارده معصوم علیهم‌السلام را از نور خودش خلق کرد، نظرش به آن‌هاست؛ یعنی تمام ممکنات را محض آن‌ها خلق کرده که اگر نباشند، تمام ممکنات نابود می‌شوند. خدا، ائمه علیهم‌السلام را از تمام این خلقت بیشتر دوست دارد. حالا اگر تو آمدی به تمام ممکنات، پشت پا زدی و دوستی با آن دوستان خدا (یعنی زهرای عزیز علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‌السلام) پیدا کردی، تقریباً عضو آن خواستِ خدا شده‌ای، عضو مقصد خدا، دل خدا شده‌ای؛ چون خدا دلش چهارده معصوم علیهم‌السلام را می‌خواهد، تو هم باید این‌طور بشوی. باید ببینی زهرا علیهاالسلام، یعنی خلقت‌هایی فدایش! حسین علیه‌السلام، یعنی خلقت‌هایی فدایش! باید مثل خدا باشی، ائمه علیهم‌السلام را بخواهی. آن‌قدر که این‌ها را خواستی، تو از ممکنات جدا شده‌ای، آمده‌ای توی خواست خدا و مقصد خدا، آمده‌ای توی دل خدا که این‌ها را می‌خواهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ممکنات را محض ائمه اطهار و امرشان بخواه...

ممکنات را خدا آفریده که امورات مردم، امورات خلق بگذرد. اشیاء را خدا روی حکمت خلق کرده که امورات خلق و آنچه جاندار است بگذرد. دریا، کوه، درخت، همه را برای تأمین نیازهای بشر خلق کرده؛ باید این‌ها را مثل یک کارخانه‌ای ببینی که دارد کار می‌کند. توی همه این‌ها، خدا ائمه علیهم‌السلام را می‌خواهد. تو هم اگر ممکنات را می‌خواهی، باید محض دوازده امام، چهارده معصوم علیهم‌السلام و امرشان بخواهی. هر چه را که در این عالمِ خلقت می‌بینی، یک مصداق دارد. حالا که در تمام ممکنات فکر کردی، می‌بینی که این‌ها همه‌اش خلق است؛ اما چهارده معصوم علیهم‌السلام، حجت خدا و از نور خدا هستند و مصداقی ندارند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]