Press ESC to close

کوثر به معنی هستیِ خداست، یعنی آنچه خدا خلقت دارد، هستیِ آن زهراست...

تا خدا می‌فرماید کوثر، شما به خیالتان نهری در بهشت است که به آن کوثر می‌گویند و آن‌ را به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله داده‌ است؛ این‌ نیست. کوثر به معنی هستیِ خداست، یعنی آنچه خدا خلقت دارد، هستیِ آن زهراست. همان‌طور که محبت امیرالمؤمنین علیه‌السلام نجات‌دهنده است، محبت فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام هم نجات‌دهنده است. اصلاً محبتش، محبت تمام چهارده‌ معصوم علیهم‌السلام و محبت خداست. محبت حضرت‌زهرا علیهاالسلام در جوّ ماورا دمیده و تزریق شده‌ است؛ آن کارساز تمام خلقت است؛ به جلسه ولایت دمیده شده‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

حضرت زهرا که چادرش را نزد یهودی امانت می‌گذارد، می‌خواهد او هدایت شود، نه این‌که محتاج اوست...

حضرت زهرا علیهاالسلام چادرش را به شمعون یهودی امانت داد و قدری جو قرض گرفت تا نان بپزد. حالا شب شد و شمعون آمد، دید از آن‌جا نور بالا می‌زند و به آسمان می‌رود؛ دید چادر زهراست، شمعون مسلمان شد. نه این‌که زهرا نور است، چادرش هم نور است. مؤمن ارادة الله است، حضرت زهرا که خودش اراده است، برکت تمام خلقت است. خدا می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کرده‌ای. حضرت زهرا می‌خواهد یهودی را هدایت کند. مگر زهرا احتیاج به یهودی دارد؟! می‌داند این یهودی علی‌دوست می‌شود؛ می‌خواهد یک نفر علی‌دوست شود، نسوزد. حالا خودش، زن و بچه‌اش، همه علی‌دوست می‌شوند. حضرت زهرا نه یک هدایت، هدایت‌ها کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا خیلی احترام دارید...

خیلی دلم می‌سوزد، یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید. به‌ دینم قسم، از بین رفتن یکی از این حرف‌ها، برایم بدتر از آن‌ است که همه این دنیا برای من باشد و از بین برود. چرا؟ نجات بشر در این حرف‌هاست. من می‌خواهم از این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نجات پیدا کنید. هر کلامی از این حرف‌ها شما را با خدا و پیامبر و با ائمه‌طاهرین آشنا می‌کند. بیایید حرف بشنوید. تمام این حرف‌ها نازله خداست، باید اطاعت کنید. حرف ولایت، وحی خداست، به آن استوار باشید. این حرف‌ها، ولایت را در قلب آدم رشد می‌دهد، آن‌ را یقین کنید. این حرف‌ها اطلاعیه خداست، باید قبول کنید. این حرف‌ها وحی مُنزل است، بیایید عمل کنید. این حرف‌ها از شعاع امیرالمؤمنین است، بایگانی نکنید. این حرف‌ها القا و افشاست و حقیقت قرآن و اسلام و توحید را حالیتان می‌کند، دست برندارید. من هیچ کاره‌ام، او به‌ من می‌گوید که می‌گویم. پس باید این حرف‌ها را قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا خیلی احترام دارید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در رجعت جلوی گمراهی مردم تا قیام‌ قیامت گرفته می‌شود...

هرچند به رجعت قیامت صغری می‌گویند، اما رجعت از قیامت کبری مهم‌تر است. قیامت کبری سفری است که همه محاکمه شده و سزای اعمالشان را می‌بینند و دیگر برگشتی ندارند، اما در رجعت مردم راه برگشت دارند، اعمال فاش می‌شود و امام‌زمان چند روز فرصت می‌دهد که مردم احکامشان را یاد بگیرند و می‌توانند توبه کنند. رجعت مثل آن‌ است که امیرالمؤمنین به دومی گفت: به‌ مسجد برو و بگو که غصب خلافت کرده‌ام، تا توبه‌ات قبول شود که مردم بعد از این دیگر کافر نشوند. حالا در رجعت جلوی گمراهی مردم تا قیام‌ قیامت گرفته می‌شود و تمام ممکنات به‌واسطه این احقاق حق خوشحال می‌شوند. در قیامت کبری شما باید ولایت ببرید تا قبولتان کنند، اما در رجعت زمینه‌ای فراهم می‌شود که امیرالمؤمنین علی را قبول کنید و نجات پیدا کنید. پس در اعمال، رجعت کبری است. این‌که آن قیامت را کبری می‌گویند، چون خلق اولین و آخرین در آن‌جا جمعند و محاکمه می‌شوند. در رجعت انس و جن و مَلَک و عرش و فرش، همه خوشحال می‌شوند، اما در قیامت همه خوشحال نمی‌شوند، هر کس گرفتار اعمال خودش است. پس رجعت بالاتر از آن‌ است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام حسین برای کافر شدن مردم گریه می‌کند، نه برای آنچه در راه خدا داده...

چرا امام‌حسین علیه‌السلام این‌همه درجه دارد؟ چون امام‌حسین علیه‌السلام سفینه نجات است. همه ائمه علیهم‌السلام یک نور هستند، تمامشان کِشتی‌اند؛ اما سفینه، امام‌حسین علیه‌السلام است. این‌کاری که امام‌حسین علیه‌السلام کرد، نجات‌دهنده تمام خلقت است، خلقت به‌واسطه امام‌حسین علیه‌السلام نجات پیدا می‌کند. چرا این‌قدر امام‌حسین علیه‌السلام عزیز است؟ امام‌حسین علیه‌السلام به‌فکر نجات و هدایت است. برادرش، جوانانش، همه را داده؛ تمام آن مصیبت‌ها به‌جای خود، اما «هَل مِن ناصر» می‌گوید. وقتی به اهل‌کوفه فرمود: برای چه مرا می‌کُشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: به‌خاطر بغضی که با پدرت، امیرالمؤمنین علیه‌السلام داریم. امام دید تمام این‌ها کافر شده‌اند، بنا کرد به گریه‌کردن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]

امام حسین خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است...

تربت امام حسین علیه‌السلام شفاست. خاک کف پای امیرالمؤمنین علیه‌السلام محبت است، نجات است، رستگاری است. اصلاً خدا جهنم را خلق کرده برای دشمنان علی؛ روایت داریم، قسم می‌خورد، اگر کسی دشمن علی نبود، اصلاً جهنم را خلق نمی‌کردم. پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله فرمود: یا علی! اگر مردم توان داشتند، درباره تو حرفی می‌گفتم که مردم، قدمی که می‌گذاری، خاک کف پایت را، از برای تَیمُّن و تبرک بردارند. امام حسین علیه‌السلام خونش تربت است، علی علیه‌السلام جای پایش تربت است. این را چه کسی می‌فهمد؟ خود امام حسین علیه‌السلام که جانش را فدای پدرش علی علیه‌السلام کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

عاشورا روز تجدید عهد با امام حسین است، عاشورا نجات من و توست...

رفقای عزیز! عاشورا ما باید تجدید بیعت کنیم، بگوییم: حسین‌جان! تو گفتی هر روز عاشوراست، اما یک عاشورایی داریم که به عرض سال، آن خون تو، آن زحمت‌های تو به وجود می‌آید. حسین‌جان! ما آمدیم تجدید کنیم؛ یعنی حسین‌جان! ما کسانی نبودیم که خلق‌پرست بشویم، یا دنبال ساز و آواز و لهو و لعب برویم؛ ما کسانی بودیم که امر تو را اطاعت کردیم، امر تو وجود مبارک امام زمانِ ماست. همین‌طور که شهداء امر تو را اطاعت کردند، ما اطاعت کردیم؛ اما حسین‌جان! می‌خواهیم نگهمان داری که ما همین‌طور باشیم؛ مبادا از امر وجود مبارک امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) خارج شویم. خدایا! ما امام حسین علیه‌السلام را بهتر بشناسیم. خدایا! زینب علیهاالسلام را هم بهتر بشناسیم. زینب علیهاالسلام را فقط امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) شناخت. این‌طوری با امام حسین (علیه‌السلام) صحبت کنید، جوابتان را می‌دهد. عاشورا در زمان آدم هم نقل بوده، عاشورا نجات من و توست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین رحمة الله الواسعه است، به فکر نجات همه است، حتی قاتلش...

به امام حسین علیه‌السلام می‌گویند: «السلام علیک یا رحمة الله الواسعة». این خواست امام حسین علیه‌السلام است. «رحمة الله الواسعة» یعنی همه را در بر می‌گیرد. به شمر در گودی قتلگاه گفت: اگر به‌واسطه مال دنیا مرا می‌کشی، من به تو می‌دهم؛ دست از این کار بردار، من قول بهشت به تو می‌دهم. شمر گفت: من یک درهم ابن زیاد را از پدر و مادر تو بیشتر می‌خواهم! این‌جا حرام‌زادگی خودش را بروز داد، چون امام را نمی‌خواهد، مال دنیا را می‌خواهد. اما منظور مطلب این است: امام حسین علیه‌السلام به فکر نجات همه هست، تا حتی قاتلش. متقی هم همین‌طور است، تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

گریه بر امام صادق ثواب است، گریه بر امام حسین نجات است...

منصور دوانیقی به امام صادق علیه‌السلام زهر داد. روایت است که فقط استخوان سر حضرت مانده بود، همه جانش آب شده بود. یک نفر آمد گریه کرد، امام گفت: اگر می‌خواهی گریه کنی، برای جدّم حسین علیه‌السلام گریه کن! گریه برای امام صادق علیه‌السلام این‌طوری نیست که یک ذره اشک بریزی، تمام گناهانت آمرزیده شود. امام صادق علیه‌السلام می‌خواست او گریه کند که آمرزیده شود. گریه بر امام صادق علیه‌السلام ثواب است، گریه بر امام حسین علیه‌السلام نجات است. حالا خدا مرحمت کرده، می‌گوید اگر گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! هماهنگ شو با گریه‌کنندگان بر امام حسین علیه‌السلام. وقتی امام حسین علیه‌السلام را خواستی؛ یعنی قبولش داشتی، دوازده امام علیهم‌السلام و قرآن را قبول داشتی، آن‌وقت تولیدت اشک است، همان اشکِ امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...

امیرالمؤمنین علیه‌السلام حسینش را خیلی دوست دارد، چون‌که خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفته‌اند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیه‌السلام. حالا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همه‌اش سفارش حسین را می‌کند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه‌ جان! تمام عالم به‌ واسطه حسین آمرزیده می‌شوند. در تمام خلقت هیچ‌کسی مثل امام حسین علیه‌السلام نيست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمی‌گوید، حتی کارهای پیامبر را نمی‌گوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهم‌السلام را، اما خدا می‌گوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را می‌کشند. خدا شرح امام حسین علیه‌السلام را می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام نجات‌ دهنده کل خلقت است. آیا می‌فهمی یا می‌روی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

سخاوت امر امام، صفات امام، و صفات خداست...

شخصی خدمت امام‌رضا علیه‌السلام آمد و گفت که بچه‌ام مریض است، آقاجان! دعا کن که خوب شود. حضرت فرمود: صدقه‌ای در دستِ بچه‌ات بگذار تا خودش آن‌را به فقیری بدهد، آن‌وقت خوب می‌شود. امام‌رضا علیه‌السلام یک امر دارد؛ وقتی شما به زیارت رفتید، باید امر ببرید، آن‌وقت پرونده‌تان خیلی قشنگ است. از جواد الأئمه علیه‌السلام می‌پرسند: آیا چیزی بالاتر از زیارت پدرتان هم هست؟ می‌فرماید: اگر حاجت برادر مؤمنی را برآورده کنی، از زیارت پدرم بالاتر است. ببین ائمه علیهم‌السلام چقدر ما را می‌خواهند، می‌فرماید: اگر مؤمنی را خوشحال کنی، ثوابش از زیارت امام بالاتر است؛ چون‌که زیارت، زیارت است؛ اما سخاوت، امر امام است؛ صفاتِ امام و صفات خداست. رضایتِ امام، زیارت است؛ رضایتش با رسیدگی به فقرا حاصل می‌شود؛ چون‌که امام‌رضا علیه‌السلام در فکر نجات است، تا حتی حیوان را نجات می‌دهد. متقی هم در فکر نجات بشر است، فکر دیگری ندارد. همیشه می‌گوید: «إلهی! رِضاً بِرِضائِک، تَسلیماً لِأمرِک» خدایا! راضی‌ام به رضای تو که این صفت را به‌ من دادی. متقی، شکر صفات‌الله را می‌کند که خدا به او داده‌است. شما هم باید در فکر نجات دیگران باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند، اما علی علیه السلام خودِ هدایت است...

چرا این قدر سفارش امیرالمؤمنین علیه‌السلام شده است؟ یک حرف تعجبی می‌خواهم بزنم: خدا مردم را می‌خواهد، می‌گوید اگر امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بخواهی، من شما را می‌خواهم؛ می‌خواهد مردم را نجات بدهد، هدایت بشوند. خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند؛ اما به دینم، علی علیه السلام خودِ هدایت است. من اگر تمام خلقت، (همه این خلقت‌ها، نه این دنیا) نفر بشود، همه از امیرالمؤمنین علیه‌السلام برگردند، می‌گویم علی؛ از علی علیه‌السلام برنمی‌گردم. امام حسن علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد، امام حسین علیه‌السلام هم علی علیه‌السلام را می‌خواهد؛ نه [چون] پدرش [است او] را بخواهد، امر خدا را می‌خواهد. شما هم باید همین‌طور باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

ائمه طاهرین بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند...

بدانید خدا مانند محبوبش علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، نه خلق کرده، نه خلق می‌کند. ائمه طاهرین علیهم‌السلام بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند. چه کسی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را شناخت؟ پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله شناخت که جانش را فدا کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام شناخت که جانش را فدا کرد؛ امام حسین علیه‌السلام شناخت که جانش را فدا کرد. ما باید کوشش کنیم امر علی علیه‌السلام را اطاعت کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

صبر داشته باشید، آتش آخرالزمان را در دست بگیرید، نگذارید به هستی‌تان جرقه بزند...

قدری توی دنیا توجه کنیم، چه‌ چیزی ما را نجات می‌دهد؟ این‌ که می‌گوید [در آخرالزمان] دین به منزله آتش کف دست است و یا در بیابانی که خار مغیلان است، بخواهی راه بروی، این‌ها که نیست! این‌ها یک هشدارهایی است که به بشر می‌شود. عزیز من! توجه کن، اگر آن‌ روز پیامبر فرمود، امروز من آن‌ را افشاء می‌کنم. امروز، از این‌جا که رفتی، توی بیابان، توی تیغ‌ها می‌روی. عزیزان من! اگر می‌گوید آتش کف دست، عقیده ولایتی‌ام این‌است: باید صبر داشته‌باشید. باید تحمل داشته‌باشید. آتش آخرالزمان را در دستت بگیری، نگذاری به اهلت، به عیالت، به بچه‌ات، به شرفت، به غیرتت و به هستی‌ات جرقه بزند. این آتش را در کف دستتان بگیرید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]