اول روضهخوان امام حسین، خود خداست...
امامحسین علیهالسلام مانند پدرش امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. هر کسیکه مبتلا به گناه یا ترکاولی میشد، خدای تبارک و تعالی فرموده بود که اگر میخواهید دعایتان را مستجاب کنم، مرا به پنج تن علیهمالسلام قسم دهید. آمرزش هر کسی به واسطه گریه برای امامحسین علیهالسلام است. آدم ابوالبشر وقتی مبتلا به ترکاولی شد، خدا گفت: مرا به این پنج نور پاک قسم بِده. تا به اسم امامحسین علیهالسلام رسید، اشک ریخت و گفت: خدایا! دلم شکست، حسین کیست؟ خدا برای آدم روضه خواند. اول روضهخوانِ حسین علیهالسلام، خودِ خداست. گفت: این حسین است که در صحرای کربلا کُشته میشود و بدنش از تشنگی تَرک تَرک میشود؛ تا آدم لکه اشکی برای امامحسین علیهالسلام ریخت، توبهاش قبول شد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
به امام زمان میگویم چادر زهرا را به من بدهید، بو کنم، نه بهشت میخواهم، نه فردوس...
یک شب با امام زمان (عجلاللهفرجه) نجوا کردم؛ به خودم گفتم اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) به تو بگوید: حسین! چه میخواهی به تو بدهند؟ من میگویم: چادر زهرا علیهاالسلام را به من بدهید، بو کنم، نه بهشت میخواهم، نه فردوس. اگر پرسید: حسین! چادر برای چه میخواهی؟ میگویم: میخواهم مثل شمعون یهودی مسلمان بشوم، معلوم نیست که مسلمان باشم. باز خوش به حال یهودی که به چادر زهرا علیهاالسلام اعتقاد دارد! اما ما به خودِ زهرا علیهاالسلام اعتقاد نداریم. چرا اینطوری میشویم؟ چون با دشمنانش میسازی و مصیبتش یادت میرود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امیدواری به بخشش خدا برای گناهکارانی که حبّ امیرالمؤمنین دارند، نه بدعتگذار...
من امیدواری به خدا دارم، میگویم [خدایا] همه را ببخش. یک پارهوقتها میروم توی فکر خودم و خدا، میگویم: آنچه مردم به من بد کردند، من میبخشم؛ اینها که گناه کردند، اینها را ببخش. إنشاءالله امیدوارم دیگر گناه نکنید. جزء صدیقین باشید، به فکر مردم باشید. خدا به دینم، به فکر شماست؛ البته مردمی که مستحق هستند، مردمی که با امیرالمؤمنین علیهالسلام هستند، نه با بدعتگذار. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امام حسین مرا در بغل گرفت تا مثل ذخیرهای شوم که شما رفقا را به او برسانم...
وقتی به کربلا رفتم، گفتم: حسینجان! آقاجان! فدایت شوم، دلم میخواهد سگِ درِ خانهات شوم. به خودت قسم، حرفی ندارم. نه شأن میخواهم، نه مقام؛ هیچ چیز نمیخواهم. فقط حسینجان! تو را دوست دارم. حالا درخواست از تو میکنم: تو را به حق علیاکبرت، عنایت کن به من، به سینه من، این حرفها را سوغاتی ببریم برای رفقای عزیزی که انتظار دارند. گفتم: حسین جان! من اینقدر به رفقایم افتخار میکنم. حسین جان! آقاجان! خودت مرا بغل گرفتی، به سینهات چسباندی، ریختی در سینهام آنچه که باید بریزی، قبول دارم، مثل یک پدری که بچهاش را در بغل بگیرد. جان من! عزیز من! اگر شما خالص و مخلص باشید، امام حسین علیهالسلام در بغلت میگیرد. چرا مرا اینطوری کرد؟ من مثل یک ذخیرهای شدم که شما رفقا را برسانم به امام حسین علیهالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است...
اگر شما هم با خدا باشید، خدا افشایتان میکند. میگوید: اگر توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کردهای. از حضرت سؤال میکنند: چه گناهی است که خیلی بالاست؟ حضرت میگوید: شرک به خدا. میگویند: از آن بالاتر هست؟ میفرماید: کَلّ بر مردم. (این آدمهایی که بیکارند، به این افراد بیکار پول ندهید تا بروند سرِ کار، یا یک کار برایش جور کن). از حضرت پرسیدند: از آن بالاتر چیست؟ فرمود: توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است. این مؤمن، قطرهای از محبت امام حسین علیهالسلام را دارد، حالا خدای تبارک و تعالی خانهاش را فدای یک مؤمن میکند؛ فدای توهینش میکند، نه فدای جانش. ببین خدا چقدر ولایت را احترام میکند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امام حسین خونش تربت است، علی علیهالسلام جای پایش تربت است...
تربت امام حسین علیهالسلام شفاست. خاک کف پای امیرالمؤمنین علیهالسلام محبت است، نجات است، رستگاری است. اصلاً خدا جهنم را خلق کرده برای دشمنان علی؛ روایت داریم، قسم میخورد، اگر کسی دشمن علی نبود، اصلاً جهنم را خلق نمیکردم. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی! اگر مردم توان داشتند، درباره تو حرفی میگفتم که مردم، قدمی که میگذاری، خاک کف پایت را، از برای تَیمُّن و تبرک بردارند. امام حسین علیهالسلام خونش تربت است، علی علیهالسلام جای پایش تربت است. این را چه کسی میفهمد؟ خود امام حسین علیهالسلام که جانش را فدای پدرش علی علیهالسلام کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
خدا خیلی رئوف است، اما راجع به ولایت غیور است، عفو خدا شامل حال دشمنان علی نمیشود...
امام حسین علیهالسلام با مردم ساخت؛ تاحتی جوان عزیزش علی اکبر علیهالسلام، علی اصغر علیهالسلام، آقا ابوالفضل علیهالسلام را شهید کردند، همه اینها را صبر کرد؛ بغض خودش را فراموش کرد، بغض علی اکبرش، حضرت عباس، شهداء را فراموش کرد، دید کوفیان ممکن است توبه کنند. وقتی گفت: برای چه مرا میکشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»، آنوقت دوازده فرسخ لشکر را در هم ریخت. آیا میفهمی امر یعنی چه؟ عفو خدا خیلی بزرگ است، اما خدا راجع به کسانی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را قبول ندارند، عفو ندارد. خدا خیلی رئوف است؛ اما راجع به ولایت، غیور است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
مغزی نیست که حقیقت عظمت ولایت را بفهمد، ما در پرتو ولایت حرف میزنیم...
هزار حرفی که خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله گفته نزن، به تمام جزءهای کلام الله، راجع به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بوده؛ مغزی در عالم نبوده که [پیامبر] به او بگوید. خود امیرالمؤمنین علی علیهالسلام حرفهایش را در چاه میزند، مغزی نیست که حرف علی علیهالسلام را بگوید. حالا هم مغزی نیست که بگوید، من در پرتو ولایت حرف میزنم، نه از ولایت؛ ولایت چیز دیگری است. مگر زبانی هست که بتواند از کمال، جمال، قدرت و بزرگواری خدا و دوازده امام علیهمالسلام و چهارده معصوم علیهمالسلام حرف بزند؟ خدا ازلی است، اینها هم ازلی هستند؛ اما چه کسی میفهمد؟ زینب علیهاالسلام [که به سر امام حسین] میگوید: برادر! با من حرف بزن. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
عاشورا روز تجدید عهد با امام حسین است، عاشورا نجات من و توست...
رفقای عزیز! عاشورا ما باید تجدید بیعت کنیم، بگوییم: حسینجان! تو گفتی هر روز عاشوراست، اما یک عاشورایی داریم که به عرض سال، آن خون تو، آن زحمتهای تو به وجود میآید. حسینجان! ما آمدیم تجدید کنیم؛ یعنی حسینجان! ما کسانی نبودیم که خلقپرست بشویم، یا دنبال ساز و آواز و لهو و لعب برویم؛ ما کسانی بودیم که امر تو را اطاعت کردیم، امر تو وجود مبارک امام زمانِ ماست. همینطور که شهداء امر تو را اطاعت کردند، ما اطاعت کردیم؛ اما حسینجان! میخواهیم نگهمان داری که ما همینطور باشیم؛ مبادا از امر وجود مبارک امام زمان (عجلاللهفرجه) خارج شویم. خدایا! ما امام حسین علیهالسلام را بهتر بشناسیم. خدایا! زینب علیهاالسلام را هم بهتر بشناسیم. زینب علیهاالسلام را فقط امام زمان (عجلاللهفرجه) شناخت. اینطوری با امام حسین (علیهالسلام) صحبت کنید، جوابتان را میدهد. عاشورا در زمان آدم هم نقل بوده، عاشورا نجات من و توست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
تو اگر حمایت از امام زمانت میکردی، همه خلقت بهواسطه تو آمرزیده میشدند...
اصحاب امام حسین علیهالسلام، خواستشان امام حسین علیهالسلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجلاللهفرجه) هم میگوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیهالسلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجلاللهفرجه) ولایت را میخواهد، آن کسی را میخواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیهالسلام، خود حجة بن الحسن (عجلاللهفرجه) حامی اینها شده، میگوید پدر و مادرم را به قربانشان میکنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء میکند؛ میگوید بهواسطه اینها که حمایت از حسین علیهالسلام کردند، همه خلقت را میآمرزم. همانطور که میگوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت میکردی، همه خلقت بهواسطه تو آمرزیده میشدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
اگر تمام حاجیها دنبال امام حسین حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟...
امام حسین علیهالسلام دارد میآید، غریبانه هم میآید؛ با اهلبیتش دارد غریبانه میآید. حالا حرفم این است که ای حاجیها! وقتی صاحبخانه از خانه بیرون آمد، چرا شما در خانه ماندید؟ به عقیده ولایتی من، آن خانه برای شما غصب بود. اگر تمام این چند میلیون حاجی، دنبال امام حسین علیهالسلام حرکت کرده بودند رو به کربلا، یزید سگِ کی بود که امام حسینِ ما را بکشد؟ نیامدند؛ این مثل همان است که مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام، درِ خانه مهاجر و انصار رفت و گفت بیایید، نیامدند. به حضرت زهرا علیهاالسلام گفتند میآییم و نیامدند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
پولی که در راه خدا، در انفاق خرج میشود را باید شکرانه کنید و آن را ببوسید...
عقیدهام این است: آن پولی که در راه خدا، در انفاق خرج میشود، باید شکرانه کنید؛ آن را ببوسید! حالا برایت میگویم، عزیز من! پولهایی که در راه حق میرود، چطور میگویی آن را ببوس؟ آنموقع که در راه امام حسین علیهالسلام میدهی، ببوس! آقا ابوالفضل علیهالسلام وقتی که دستش جدا شد، رفت جلو و دست را برداشت، این دست را بوسید، گفت: تو از من بهتر بودی و رفتی شدی فدای شاه شهیدان؛ ای دست! تو اول شهید شدی در راه حسین. حالا پولهایی که میدهید عزیز من همینطور است. آقا ابوالفضل علیهالسلام دستی که در راه خدا داد، بوسید. شما هم پولی که در راه خدا میدهید، ببوسید! چرا؟ [چون] ذخیره میشود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
همینطور که برای امام حسین پول میدهید، برای حضرت زینب هم بدهید تا آمرزیده شوید...
عاشورا بوده، این عاشورا که جلو میآید برای توست که پولی بدهی و آمرزیده شوی. غذای امام حسین علیهالسلام خیلی حساب دارد. همینطور که برای امام حسین علیهالسلام پول میدهید، برای زینب علیهاالسلام هم بدهید تا آمرزیده شوید. انشاءالله امیدوارم یک انفاقی بدهید. بگویید: خدایا! شکر، ما باشیم و هر سال این کار را بکنیم؛ مال ما حلال باشد. امام زمان (عجلاللهفرجه) پدر و مادرش را قربانتان میکند. بگویید: خدایا! شکر، ما را موفق کردی. اگر امام زمان (عجلاللهفرجه) پدر و مادرش را میدهد، ما پولمان را میدهیم. شکر کنید شبیه امام زمان (عجلاللهفرجه) شدید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امام حسین رحمة الله الواسعه است، به فکر نجات همه است، حتی قاتلش...
به امام حسین علیهالسلام میگویند: «السلام علیک یا رحمة الله الواسعة». این خواست امام حسین علیهالسلام است. «رحمة الله الواسعة» یعنی همه را در بر میگیرد. به شمر در گودی قتلگاه گفت: اگر بهواسطه مال دنیا مرا میکشی، من به تو میدهم؛ دست از این کار بردار، من قول بهشت به تو میدهم. شمر گفت: من یک درهم ابن زیاد را از پدر و مادر تو بیشتر میخواهم! اینجا حرامزادگی خودش را بروز داد، چون امام را نمیخواهد، مال دنیا را میخواهد. اما منظور مطلب این است: امام حسین علیهالسلام به فکر نجات همه هست، تا حتی قاتلش. متقی هم همینطور است، تمام هدفش نجات است، تمام هدفش کارگشایی مردم است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
تصرف ولایی یعنی حجت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی...
وقتی که امام حسین علیهالسلام از حضرت زینب علیهاالسلام طلب پیراهن کهنه کرد، زینب علیهاالسلام غَش کرد و افتاد. حالا لشکر ابن زیاد دارد «هل مِن مبارز» میگوید. امام حسین علیهالسلام دست گذاشت در قلب زینب علیهاالسلام، تصرّف ولایی کرد. تصرّف ولایی یک حرفی است که حجّت خدا نگاه کند، تو مانند ولیّ بشوی. گفت: خواهرجان! تا اینجا وعده من با خدا بوده؛ اگر تو را آوردم، میخواستم که یزید زحمتهای ما را از بین نبرد. تو باید بروی «هل من ناصر» بگویی. دارند در شام لعنت به پدر ما میکنند؛ باید پرچم معاویه را بکَنی، پرچم پدرمان علی علیهالسلام را نصب کنی. گفت: برادر! به دیده منّت. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
حضرت زینب که به سر امام حسین میگوید با ما حرف بزن، دارد زنده بودن امام حسین را افشا میکند...
حالا زینب علیهاالسلام آمده و در کوفه دارد به امر برادرش خطبه میخواند. یک وقت دید مردم توجه به یک جایی دیگر کردند، دید سر برادرش را به نی زدهاند. من به فدای خاک کف پای زینب علیهاالسلام بشوم! ببین چهطوری افشاء کرد! حالا وقتی یزید گفته اینها خارجی هستند، حضرت زینب علیهاالسلام میخواست افشاء کند. میدانی چطور زینب علیهاالسلام، امام حسین علیهالسلام را میشناخت؟ قطعه قطعه امام حسین علیهالسلام را میشناخت، نه امام حسین علیهالسلام را بشناسد. یک دفعه به آقا امام حسین علیهالسلام گفت: برادر! با من حرف بزن! نمیزنی، با این بچه صغیر بزن! برادر! تو که دنبال ما بودی، چرا در خانه خولی به مهمانی رفتی؟ تو که با ما مهربان بودی! سر مبارک امام حسین علیهالسلام فرمود: «أم حَسِبت أنّ أصحابَ الکهفِ و الرّقیم کانوا مِن آیاتنا عَجباً». ای خواهر من! اصحاب کهف و رقیم متوجه بودند، ولایتشان را حفظ کردند، اما اهل کوفه نکردند، بنیامیه نکردند، مرا کشتند؛ ظاهر مرا کشتند. آیا کسی متوجه شد؟ امام این است. امام حسین علیهالسلام گفت: هیچ آیهای مثل…
یاد امام حسین به حضرت زینب تزریق شده که او را فراموش نمیکند...
حالا این زینب علیهاالسلام موقع حرکت دادن کاروان چه کار میکند؟ گفت: حسین جان!برادرجان! چون چاره نیست میگذارمت، ای پاره پاره تن! به خدا میسپارمت؛ هیچوقت تو را فراموش نمیکنم. این تزریق است. رفقا! تزریق یعنی حرفها را فراموش نکنید! آنوقت دارید با این حرفها عشق میکنید. امام حسین علیهالسلام جواب زینب علیهاالسلام را باید بدهد، گفت: زینب! تو مرا به خدا میسپاری، اما من دنبال تو هستم. تو مرا فراموش نمیکنی، من دنبالت هستم. مگر امام حسین علیهالسلام دنبال زینب علیهاالسلام نبود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
این حرف دل امام حسین است که امام زمان میفرماید برای توهینی که به حضرت زینب شد گریه میکند...
امام زمان (عجلاللهفرجه) دارد [حرف] دل امام حسین علیهالسلام را میگوید که میفرماید: گریه میکنم برای توهینی که به عمهام زینب علیهاالسلام شد. برای اسیری عمهام زینب علیهاالسلام، خود جدّم حسین هم بود، گریه میکرد. آخر زینب علیهاالسلام عظمتی داشت. وقتی میخواست برود سر قبر پیامبر صلیاللهعلیهوآله، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام میرفتند شمعها را خاموش میکردند که کسی قامت زینب علیهاالسلام را نبیند. حالا این زینب علیهاالسلام که در تمام خلقت این همه احترام دارد، باید اسیر شود و بیاید با یزید حرف بزند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
همانطور که امام حسین تسلیم خداست، حضرت زینب تسلیم امام حسین است...
همینطور که امام حسین علیهالسلام تسلیم است، زینب علیهاالسلام هم تسلیم ولایت است. امام حسین و امیرالمؤمنین علیهماالسلام تسلیم خدا هستند، اینها تسلیم ولایتند. ببین حضرت زینب علیهاالسلام میآید و به امام سجاد علیهالسلام میگوید: «یا حجةَ الله عَلی کُلّ خلقه» آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت زینب علیهاالسلام حرفی ندارد که بسوزد، امیرالمؤمنین علیهالسلام حرفی ندارد که طناب گردنش بیندازند، امام حسین علیهالسلام هم حرفی ندارد که شهید شود و بچههایش شهید شوند؛ پس همه در امر هستند. ای شیعه! تو هم باید در امر باشی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
شب عاشورا شب وداع امام حسین با تمام عالَم یعنی تمام دوستان و هشدار دادن به آنهاست...
شب عاشورا خیلی مهم بوده، شب وداع بوده. در تمام این عالَم، امام حسین علیهالسلام وداع میکرد با همه عالَم، یعنی با تمام دوستان؛ اما هشدار به تمام عالَم میداد؛ میخواست همه عالَم بدانند. آخرش هم به لشکر کوفه گفت: برای چه مرا میکشید؟ گفتند: «بُغضاً لِأبیک»: بغضی که با پدرت داریم. امام حسین علیهالسلام میخواست به تمام عالم بگوید: مرا بیجُرم میکشند، کسی که بیجُرم میکشید این است. تو نباید بیایی کمک کنی به کشتن امام حسین علیهالسلام [که] بروی بهشت. تمام این هفتاد هزار نفر همین بودند. کسی نبود دفاع از امام حسین علیهالسلام کند، به غیر زینب علیهاالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آنها که شب عاشورا رفتند، حسینگو بودند، نه حسینخواه...
شب عاشورا که شد، آقا امام حسین علیهالسلام، یک خیمه انتظار زد، یعنی یک خیمه علیٰحِدّه زد. همه را جمع کرد و فرمود: من بیعتم را از روی شما برداشتم، هر کسی میخواهد برود، برود؛ فردا طفل صغیرم هم شهید میشود. اینجا بود که فوج فوج رفتند. حسینگو بودند، نه حسینخواه! مثل اغلب ما! کسی نماند، تمام آمده بودند به طمع. مثل حالاست که میخواهند امام زمان (عجلاللهفرجه) بیاید و چیزها ارزان شود، نمیخواهند جانشان را فدا کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آقا ابوالفضل وقتی جانش را فدای ولایت کرد، جانپرور شد...
آقا ابوالفضل علیهالسلام خیلی مقام دارد، سلمان خلقکُن است. چرا؟ وقتی جانش را فدا کرد، جانپرور شد، یعنی جانی را میپرورانَد. جانش را داد به امام حسین علیهالسلام، با تمام قدرتش؛ تمام درجهای که دارد، به واسطه امام حسین علیهالسلام است. تو باید جانت را در اختیار ولایت بگذاری. جان را باید فدای یقین کنی، فدای ولی کنی. او هم میگوید: جانم به فدایت! این آخر کار است. من یک میلیارد جان داشته باشم، فدا میکنم. باید بدانی خواست خدا این است که جانت را فدا کنی. آقا ابوالفضل علیهالسلام از کجا به اینجا رسید؟ از آنجایی که از ریشه دلش، تمام جانش این است که فدای حسین علیهالسلام بشود. آقا ابوالفضل علیهالسلام نه جان بدهد، تکه تکه بدنش را میدهد. شما آقا ابوالفضل علیهالسلام نمیشوید، اما صفاتش را باید داشته باشید؛ چون صفات او صفات خداست، صفات برادرش حسین علیهالسلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امیرالمؤمنین دست حضرت اباالفضل را میبوسد، چون فدای خدا میشود...
آقا ابوالفضل علیهالسلام هم [مثل امام حسین علیهالسلام] همه را آگاه کرد؛ در مکه خودش را معرفی میکند، به حاجیها میگوید: دست از حسین برنمیدارم. من که فرزند آقا امیرالمؤمنینم، دستم را علی میبوسد. به دینم قسم، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام دست همه خلقت را نمیبوسد. چرا؟ میبیند این دست فدای خدا میشود، فدای ولایت میشود؛ گلوی حسینش را میبوسد که فدای خدا میشود. اما روی چه کسی تأثیر داشت؟ چرا هدایت نمیشوند؟ حج و عمره، جهاد و عبادت در دلشان است؛ آن که باید در دلشان باشد نیست، آن هم ولایت است. اگر بود، تکان میخوردند؛ هیچکدام از حاجیها تکان نخوردند. حبّ حج و جهاد داشتند و بغض امیرالمؤمنین علی علیهالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
گریه بر امام صادق ثواب است، گریه بر امام حسین نجات است...
منصور دوانیقی به امام صادق علیهالسلام زهر داد. روایت است که فقط استخوان سر حضرت مانده بود، همه جانش آب شده بود. یک نفر آمد گریه کرد، امام گفت: اگر میخواهی گریه کنی، برای جدّم حسین علیهالسلام گریه کن! گریه برای امام صادق علیهالسلام اینطوری نیست که یک ذره اشک بریزی، تمام گناهانت آمرزیده شود. امام صادق علیهالسلام میخواست او گریه کند که آمرزیده شود. گریه بر امام صادق علیهالسلام ثواب است، گریه بر امام حسین علیهالسلام نجات است. حالا خدا مرحمت کرده، میگوید اگر گریهات نمیآید، تباکی کن! هماهنگ شو با گریهکنندگان بر امام حسین علیهالسلام. وقتی امام حسین علیهالسلام را خواستی؛ یعنی قبولش داشتی، دوازده امام علیهمالسلام و قرآن را قبول داشتی، آنوقت تولیدت اشک است، همان اشکِ امام زمان (عجلاللهفرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
جهنم عذاب است، گریه برای امام حسین رحمت است، رحمت میچکد در جهنم، خاموش میشود...
دل وقتی ولایتی شد، ولایت به آن میچسبد، اسم حسین علیهالسلام به دلت میچسبد، اشک میریزی. جهنم عذاب است، گریه امام حسین علیهالسلام رحمت است، رحمت میچکد در جهنم، خاموش میشود؛ اما گریه رحمت باشد، نه عقده؛ گریهای که چرا توهین به امام حسین علیهالسلام شد. والله! بالله! با اینطور اشک، شما آمرزیده میشوی؛ چون اشک شما از روی صداقت، ولایت و افشای ولایت است. اشک باید توأم به ولایت باشد، توأم به امام حسین علیهالسلام باشد. گریه کنیم، بگوییم: حسینجان! ما بیچارهایم! نبودیم جانمان را فدا کنیم، حالا برایت گریه میکنیم. زینبجان! نبودیم حمایت از تو کنیم. حسینجان! گریه میکنیم تا فرزند عزیزت امام زمان (عجلاللهفرجه) بیاید که این گریه اتصال به امام زمان (عجلاللهفرجه) باشد، حضرت بیایند و احقاق حق کنند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
مظلومیت امام حسین این است که حقش را بردهاند، اینکه زیر سُم اسب میرود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین است...
مظلومیت امام حسین علیهالسلام این است که حقش را بردهاند، این مظلومیتِ تمام خلقت است. اینکه زیر سُم اسب میرود، مظلومیتِ جسم علیین امام حسین علیهالسلام است؛ اما تمام اشیاء برای حق امام حسین علیهالسلام گریه میکنند. حق امام حسین علیهالسلام را چه کسی از بین برد؟ نمیتوانم بگویم! آنجا در کربلا گفتم: حسینجان! چه کسی تو را کشت؟ چه کسی حق تو را از بین برد؟ مگر خدا دست از حق برمیدارد؟ خدا حمایت از حق میکند، حمایت از کلام خودش میکند؛ یک مارک به آنها بست و گفت: «شِرار خلق» [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
چون قاتلان امام حسین جنایتشان را افشاء کردند، خدا هم عظمت امام حسین را افشاء میکند و میگوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید...
همانطور که امیرالمؤمنین علیهالسلام ولایتش دمیده شده به تمام ممکنات، امام حسین علیهالسلام عزایش دمیده شده به تمام خلقت. نه خیال کنید شما لباس مشکی میپوشید، ملائکه هم میپوشند. امیدوارم لب شما همیشه خندان باشد، فقط برای امام حسین علیهالسلام گریان باشد. امام حسین علیهالسلام همه چیز است. این دیدِ ولایت من است: چرا خلقت برای امام حسین علیهالسلام گریه میکند؟ چون جسارتِ به امام حسین علیهالسلام افشاء شد؛ یعنی اسب به جسم علیینش تازاندند، سرِ مبارکش را چهل منزل بردند؛ جنایتشان را افشاء کردند. حالا خدا هم عظمت امام حسین علیهالسلام را افشاء میکند و میگوید: ای خلقت! همه برای حسینِ من گریه کنید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
خدا اطلاعیه نازل میکند: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، در تمام خلقت خون خدا امیرالمؤمنین و امام حسین هستند، سومی هم ندارد...
ما حسین داریم، تمام خلقت را داریم، چون تمام خلقت برای امام حسین علیهالسلام گریه کرده. تمام خلقت میگوید: حسین! آسمانها میگویند: حسین! نه این آسمان، خدا آسمانهایی دارد، به دینم همه میگویند: حسین! یا میگویند: علی! روح به آنها دمیده میشود. از دو چیز هیچ قدرتی سر در نمیکند: یکی امیرالمؤمنین علیهالسلام، یکی عاشورا. خدا اطلاعیه نازل میکند، رهبر گذاشته برای شما، مدیرعامل گذاشته برای شما؛ میگوید: «یا ثارَ الله و ابن ثاره»، ای خون خدا! پسر خون خدا! در تمام خلقت سومی هم ندارد. اگر کسی خون نداشته باشد، از بین میرود. خیلی بالا برده! میگوید خون من است، یعنی اگر حسین علیهالسلام نباشد، من نیستم. حیات من حسین علیهالسلام است. این خون امام حسین علیهالسلام میجوشد در تمام خلقت؛ تو میروی خون خدا را میریزی؟ یا اینکه خدا میگوید: علی بن ابی طالب علیهالسلام مقصد من است. دنبال چه مقصدی میگردی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
نه تنها تربت امام حسین شفاست، تو هم اگر امام حسین بگویی، خلق نگویی، خاک پایت شفا میشود...
گهواره امام حسین علیهالسلام شفا داد فطرس را، خود امام حسین علیهالسلام چیز دیگری است. چرا گهواره ارزش پیدا کرد؟ چون امام حسین علیهالسلام در آن بود؛ مثل تربت. خیال نکنی فقط تربت امام حسین علیهالسلام شفاست! تو اگر حسین بگویی، خلق نگویی، [خاک] پای تو هم شفا میشود، چون جنبه مغناطیسی با امام حسین علیهالسلام داری. آن خاک میگوید: کمال همنشین در من اثر کرد، اگر نه من همان خاکم که هستم. شما هم باید کمالتان با همنشینی زهرا علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام باشد، تا خاک کف پایتان تربت حسین علیهالسلام باشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امام حسین نجات دهنده کل خلقت است...
امیرالمؤمنین علیهالسلام حسینش را خیلی دوست دارد، چونکه خودش را فدای ولایت کرد. در تمام این خلقت، هجده هزار کُرات که به ما گفتهاند، کسی، نامی نبوده به غیرِ امام حسین علیهالسلام. حالا پیامبر صلیاللهعلیهوآله، خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده، همهاش سفارش حسین را میکند. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: پدرجان! حسن هم هست. گفت: فاطمه جان! تمام عالم به واسطه حسین آمرزیده میشوند. در تمام خلقت هیچکسی مثل امام حسین علیهالسلام نيست. در جریان توبه آدم، وقتی خدا اسماء را نشانش داد، کارهای ائمه دیگر را نمیگوید، حتی کارهای پیامبر را نمیگوید، تا حتی امیرالمؤمنین و فاطمه علیهمالسلام را، اما خدا میگوید: این حسین است که در صحرای کربلا او را میکشند. خدا شرح امام حسین علیهالسلام را میدهد. امام حسین علیهالسلام نجات دهنده کل خلقت است. آیا میفهمی یا میروی دنبال خلق؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است...
زهرای عزیز علیهاالسلام، مافوقِ تمام خلقت است. هر کسی پِی به او ببرد، هدایت است. اذیت زهرا علیهاالسلام، اذیت تمام خلقت است. این عمَر همه خلقت را اذیت کرد. تمام خلقت به اجازه حضرت زهراست. نفَسهایی که کل خلقت میکشند، دست زهراست. ارکان خلقت، حضرت زهراست. تمام خلقت امر زهرا علیهاالسلام را اطاعت میکنند، تا حتی ستونها. یک نفَس کشید به نارضایتی، نه نفرین کند، ستونها از جا حرکت کرد. همه اعلام آمادگی کردند که زهراجان! همه به امر تو هستیم، نفرین کنی، همه نابود میشویم. پسرش هم بهره برده بود، امام حسین علیهالسلام گفت: ای زعفر! تمام اینها عمرشان در قبضه قدرت من است. حسین علیهالسلام خون خداست، زهرا علیهاالسلام ناموس دهر است. ناموس دهر است که مثل حسین علیهالسلام از او به وجود میآید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آدم باید وفایش را تا لحظه آخر از دست ندهد...
اینکه حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیت فرمود بعد از من، بر سر قبرم بنشین و قرآن بخوان؛ یعنی میفرماید علیجان! من از تو خوشم میآید، میخواهم صدایت را بشنوم. من تا آخرین نفَس گفتم علی و حمایت از تو کردم، حالا میخواهم صدایت را بشنوم. حضرت زهرا علیهاالسلام وفاداریش و محبتش را دارد با علی علیهالسلام اعلام میکند، با وجود اینکه در ظاهر در خاک است. آدم باید وفایش را تا لحظه آخر از دست ندهد. حضرت زهرا علیهاالسلام عالَمی را نمیبیند، علی علیهالسلام را میبیند. این بیناییِ علی علیهالسلام به تمام خلقت ارزش دارد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
تو اگر زهرا علیهاالسلام را بشناسی، نورش را میبینی...
حضرت زهرا علیهاالسلام هماهنگ با خداست، نور خداست. من آن نور را دیدهام؛ تو اگر زهرا علیهاالسلام را بشناسی، نورش را میبینی. اینها یک چیزهایی نیست که پیش ما نباشد. به دینم! نه اینکه نورش را ببینی، از نورش استشمام میکنی؛ اما چشمی که جای دیگر نگاه نکند، چشمی که در اختیار زهرا علیهاالسلام باشد، مشامی که در اختیار ولایت باشد؛ آنوقت چیز دیگری نمیفهمد. همانطوری که خلق انتظار خباثت دارد، مؤمن انتظار آنها را میکشد. همینطور که در مدینه راه میرفتم، گریه میکردم؛ میگفتم: زهراجان! اینجا به تو و امیرالمؤمنین علیهالسلام جسارت کردند؟ کجا مدینه خوب است؟ میگویند الحمدلله ما موفق شدیم به مدینه رفتیم؛ آیا موفق شدی که این حرف را بفهمی؟ زهرا علیهاالسلام را در قلبت قرار بدهی؟ آیا موفق شدی که ببینی زهرا علیهاالسلام اینجا اینطور شده؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
محبت زهرا علیهاالسلام را هدایا میکنم به تمام خلقت...
تمام زندگیم عشق به زهراست. لبخند رضایت زهرا علیهاالسلام، از تمام کون و مکان برایم بالاتر است. من خاک کفش زهرا علیهاالسلام را به تمام خلقت نمیدهم. به امام زمان (عجل الله فرجه) گفتم: آقا! اگر سلطنت سلیمان را به من بدهی، نه! بالاتر، آن را که خدا به تو داده، به من بدهی، یعنی تمام خلقت را در اختیارم بگذاری، به محبت زهرا علیهاالسلام نمیدهم. محبت زهرا علیهاالسلام را هدایا میکنم به تمام خلقت. پس بیخود نیست این حرفها از دهان من نازل میشود، اینطور باید بشوید. خوش به حال آن که به وظیفه عمل میکند و پشت پا بر عالم امکان زده، دست بر دامن زهرا علیهاالسلام زده. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
همانطور که امیرالمؤمنین امیر تمام خلقت است، زهرای عزیز امیریت دارد به کارهای ائمه...
زهرا علیهاالسلام برتری دارد تا حتی به ائمه علیهمالسلام. بقای ائمه علیهمالسلام به بقای حضرت زهراست. امام صادق علیهالسلام میفرماید: ما حجتیم از برای خلقت، مادرم زهرا علیهاالسلام حجت است از برای ما. همانطور که امیرالمؤمنین علیهالسلام امیر تمام خلقت است، زهرای عزیز علیهاالسلام امیریت دارد به کارهای ائمه علیهمالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
اگر بخواهی اسم حضرت زهرا را بیاوری، باید با وضو باشی؛ یعنی دست از دنیا و تمام مافیهای آن بشویی، آنوقت بگویی زهرا...
زهرا علیهاالسلام بهترینِ تمام خلقت است، اُمّ أبیهاست، یعنی اگر آب مهریه زهرا علیهاالسلام نباشد، همه خلقت خشک میشود. خدیجه به پیامبر صلی الله علیه و آله میگوید آن مال التجارهای که من دارم، مهرم کن. خدیجه بزرگواری کرده، خدا بزرگوارتر است. خدا آب و نمک را مهریه زهرا علیهاالسلام قرار داد. اگر از آب بهتر بود، آن را مهرش میکرد. طعم و مزه هر چیزی هم به واسطه نمک است. اگر بخواهی اسم حضرت زهرا علیهاالسلام را بیاوری، باید با وضو باشی؛ یعنی دست از دنیا و تمام مافیهای آن بشویی، آنوقت بگویی زهرا! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آدم باید در دعا یک شریک بگیرد، آخر او دعا را مستجاب میکند...
من هر وقت میخواهم دعا کنم، یک شریک میگیرم و دعا میکنم؛ آن شریک خیلی قوی است؛ میگویم: یا زهرا! یا حسین! یا زینب! زهرا جان! به حق دخترت زینب علیهاالسلام، زینب جان! به حق مادرت زهرا علیهاالسلام. آدم باید در دعا یک شریک بگیرد، آخر او دعا را مستجاب میکند. پیامبر صلی الله علیه و آله در قضیه مباهله با سرانِ نجران، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را واسطه بُرد. دلم میخواهد بگویید خدا! امام زمان! متقی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
در زمان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، تمام کفر با تمام ایمان روبرو شد...
تمام دوازده امام، چهارده معصوم، ولایت هستند؛ چرا اینقدر روی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام تکیه شده و تمام ائمه علیهمالسلام، حضرت زهرا علیهاالسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله خودشان را فدای امیرالمؤمنین کردهاند؟ چون در زمان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، تمام کفر با تمام ایمان روبرو شد؛ در زمان ائمه دیگر اینطور نبود. خدا میخواست مردم طرف کفر، یعنی عمر و ابابکر نروند که بیدین شوند، بیایند طرف دین، یعنی علیبنابیطالب علیهالسلام. خدا عمر و ابابکر را جِبت و طاغوت معرفی کرد، فرمود: به عزت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلین کنید، اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را قبول نداشته باشید، شما را با صورت به آتش جهنم میاندازم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
قرآن کلام خداست، اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام امرِ خداست...
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: «أنا قرآن الناطق»، این قرآن ناطق معنی دارد. قرآن کلام خداست؛ اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام امرِ خداست. امر مهمتر از کلام است، امر باید کلام را افشا کند، اگر افشا نکند که مردم نمیتوانند از آن استفاده کنند. مثل این است که یک تُرکزبان یا عربزبان بخواهد با فارسزبان حرف بزند، نیاز به مترجم دارد؛ قرآن هم حرف میزند، اما چه کسی میفهمد؟ امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفهمد، او باید برای ما معنی قرآن را بیان کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
خدا میگوید قرآن را به متقی نازل کردم، چون فقط متقی به قرآن عمل میکند...
عقیدهام این است که خدا به غیر از دوازدهامام، چهاردهمعصوم علیهمالسلام کسی را ندارد. چرا خدا میگوید قرآن را به متقی نازل کردم؟ این برعکس خیالات ماست که میگوییم قرآن برای گنهکاران نازل شده است؛ اما خدا میگوید به متقی نازل کردم، چون فقط متقی به قرآن عمل میکند. عزیزان من! فدایتان شوم، اگر شما هم به امر خدا و پیامبر صلیاللهعلیهوآله و قرآن عمل کنید، متقی هستید. الآن خدا عظمائیت به شما نمیدهد، مِنبعد عظمائیت شما را فاش میکند. اما متقی شوید! امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: «أنا امامُ المتقین»؛ پس اگر من متقی نباشم، علی علیهالسلام امام من نیست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
دختر و پسری که به سن تکلیف رسید، غدیر دارد...
حالا حرفم این است که وقتی دختر و پسر شما به سن تکلیف رسید، غدیر دارد؛ چون به تکلیف که میرسد، میتواند همسر اختیار کند، خرید و فروش کند و به اصطلاح مستقل شود؛ اما اگر غدیر یعنی «الیوم أکملت لکم دینکم» را قبول نداشته باشد، تمام عبادتهایش هیچ است. شرط قبولی عبادت، قبولی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
به اعضا و جوارحتان بگویید: من قبول کردم علی دین است، علی نعمت است، مبادا تو خیانت کنی...
این که گفتم غدیر در تمام خلقت گسترده است، شما باید اول این گستردگی را قبول کنید، بعد آن را در تمام اعضا و جوارحتان پیاده کنید. وقتی بیعت کردید، دست و جوارحتان باید با شما بیعت کنند. به دستتان بگویید: ای دست! من قبول کردم علی علیهالسلام دین است، علی علیهالسلام نعمت است، مبادا تو خیانت کنی. اینجا کار مشکل میشود؛ اگر اعضای بدن شما، از امر ولایت اطاعت نکنند، به عذاب مبتلا میشوند؛ باید فرمان ولایت را ببرند، نه فرمان شیطان را. وقتی اعضای شما، فرمان شیطان را عمل کردند، بیعدالتی کردهاند. مثل اینکه با دستتان توی گوش کسی میزنید، به غیر حق امضا میکنید، نامهای مینویسید و آبروی کسی را میبرید؛ اما اگر فرمان ولایت را ببرند، این عدالت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
به اعضا و جوارحتان بگویید: من قبول کردم علی دین است، علی نعمت است، مبادا تو خیانت کنی...
این که گفتم غدیر در تمام خلقت گسترده است، شما باید اول این گستردگی را قبول کنید، بعد آن را در تمام اعضا و جوارحتان پیاده کنید. وقتی بیعت کردید، دست و جوارحتان باید با شما بیعت کنند. به دستتان بگویید: ای دست! من قبول کردم علی علیهالسلام دین است، علی علیهالسلام نعمت است، مبادا تو خیانت کنی. اینجا کار مشکل میشود؛ اگر اعضای بدن شما، از امر ولایت اطاعت نکنند، به عذاب مبتلا میشوند؛ باید فرمان ولایت را ببرند، نه فرمان شیطان را. وقتی اعضای شما، فرمان شیطان را عمل کردند، بیعدالتی کردهاند. مثل اینکه با دستتان توی گوش کسی میزنید، به غیر حق امضا میکنید، نامهای مینویسید و آبروی کسی را میبرید؛ اما اگر فرمان ولایت را ببرند، این عدالت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
غدیر از الست بوده، برای آسمانیها هم بوده، برای زمینیها هم هست...
غدیر خیلی گسترده است، ما به آن توجه نکردهایم، غدیر یعنی باید قدردانی کنیم. ما سه نوع غدیر داریم: یک «غدیر کبیر» که قبل از آنکه خدای تبارک و تعالی خلقت را خلق کند، غدیر بوده. روز اَلست ذرات ما را خلق کرد و گفت: مَن ربّک؟ اگر خدا از ذرات عهد و پیمان میگیرد، برای ولایت، عهد میگیرد. درست است که به جنّ و انس میگوید مرا عبادت کنید، اما یکدفعه میگوید: هر کسی عبادت ثقلین کند، اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را قبول نداشته باشد، او را میسوزانم. پس خدا از ذرات برای ولایت، عهد و پیمان میگیرد و میگوید امر مرا اطاعت کنید. یک غدیر که آن هم کبیر بوده، به غیر از غدیر ذرات، «از برای ملائکه و آسمانیها»، نه زمینیها انجام شد. این غدیر در آسمانها صورت گرفت و ولایت به تمام آنها ابلاغ گردید. اما «غدیر صغیر»، روز هجدهم ذیالحجه، عید غدیر است. چرا این غدیر، صغیر است؟ چون آن غدیر به کل خلقت ابلاغ شد، اما این غدیر مخصوص زمینیهاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا:…
غدیر از الست بوده، برای آسمانیها هم بوده، برای زمینیها هم هست...
غدیر خیلی گسترده است، ما به آن توجه نکردهایم، غدیر یعنی باید قدردانی کنیم. ما سه نوع غدیر داریم: یک «غدیر کبیر» که قبل از آنکه خدای تبارک و تعالی خلقت را خلق کند، غدیر بوده. روز اَلست ذرات ما را خلق کرد و گفت: مَن ربّک؟ اگر خدا از ذرات عهد و پیمان میگیرد، برای ولایت، عهد میگیرد. درست است که به جنّ و انس میگوید مرا عبادت کنید، اما یکدفعه میگوید: هر کسی عبادت ثقلین کند، اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را قبول نداشته باشد، او را میسوزانم. پس خدا از ذرات برای ولایت، عهد و پیمان میگیرد و میگوید امر مرا اطاعت کنید. یک غدیر که آن هم کبیر بوده، به غیر از غدیر ذرات، «از برای ملائکه و آسمانیها»، نه زمینیها انجام شد. این غدیر در آسمانها صورت گرفت و ولایت به تمام آنها ابلاغ گردید. اما «غدیر صغیر»، روز هجدهم ذیالحجه، عید غدیر است. چرا این غدیر، صغیر است؟ چون آن غدیر به کل خلقت ابلاغ شد، اما این غدیر مخصوص زمینیهاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا:…
غدیر از الست بوده، برای آسمانیها هم بوده، برای زمینیها هم هست...
غدیر خیلی گسترده است، ما به آن توجه نکردهایم، غدیر یعنی باید قدردانی کنیم. ما سه نوع غدیر داریم: یک «غدیر کبیر» که قبل از آنکه خدای تبارک و تعالی خلقت را خلق کند، غدیر بوده. روز اَلست ذرات ما را خلق کرد و گفت: مَن ربّک؟ اگر خدا از ذرات عهد و پیمان میگیرد، برای ولایت، عهد میگیرد. درست است که به جنّ و انس میگوید مرا عبادت کنید، اما یکدفعه میگوید: هر کسی عبادت ثقلین کند، اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را قبول نداشته باشد، او را میسوزانم. پس خدا از ذرات برای ولایت، عهد و پیمان میگیرد و میگوید امر مرا اطاعت کنید. یک غدیر که آن هم کبیر بوده، به غیر از غدیر ذرات، «از برای ملائکه و آسمانیها»، نه زمینیها انجام شد. این غدیر در آسمانها صورت گرفت و ولایت به تمام آنها ابلاغ گردید. اما «غدیر صغیر»، روز هجدهم ذیالحجه، عید غدیر است. چرا این غدیر، صغیر است؟ چون آن غدیر به کل خلقت ابلاغ شد، اما این غدیر مخصوص زمینیهاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا:…
خدا به پیغمبر میفرماید علی را تبلیغ کن، بلند شو علی علیهالسلام را در دلشان راه بده، وگرنه اینها به درد نمیخورند...
من عقیدهام این است که وقتی رسولخدا صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیهالسلام را معرفی کرد و «الیوم أکملت لکم دینکم» نازل شد و دین تکمیل شد، آنهایی که ولایت را قبول نکردند، والله چشم ولایت نداشتند، وگرنه امیرالمؤمنین را قبول کرده بودند. پردهای از ظلمت، جلوی چشمشان را گرفت، نور ولایت را ندیدند و دنبال مَنِشان رفتند. خدا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گفت: من تو را متقی کردم و قرآن به تو نازل کردم. به حقیقت قرآن قسم، قرآن، همان علی علیهالسلام بود که به پیامبر نازل شد؛ یعنی گفت: یا محمّد! علی را تبلیغ کن. بلند شو امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را در دل اینها راه بده، هدایت با من است. علی علیهالسلام را در دلشان راه بده، وگرنه اینها به درد نمیخورند. مگر نمیگوید هفتاد هزار نفر کافر و مرتد شدند؟ در دلشان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام راه پیدا نکرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
سند اشهد انّ علیاً ولیالله، اذان گفتن سلمان روز غدیر است...
وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیهالسلام را به عنوان ولیّ خدا در غدیر خُم معرفی کرد، همانجا سلمان بلند شد و اذان گفت: «أشهد أن لا إله إلّا الله، أشهد أنّ محمداً رسولالله، أشهد أنّ علیاً ولیّالله و حجةالله». این سندش است. بعد از آن هم این پنج، ششنفر، یعنی سلمان و اباذر و میثم و مقداد و بلال میگفتند؛ تا حتی روایت داریم: عمر و ابابکر پیش پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: یا محمّد! اینها یکچیز دیگری هم در اذانشان میگویند. پیامبر فرمود: اینها درست میگویند. الآن میگویید: چرا آن موقع پیامبر افشا نکرد؟ پیامبر افشا نکرد و طناب گردن امیرالمؤمنین علیهالسلام انداختند، زهرای عزیز علیهاالسلام را زدند و محسنش را کشتند. اگر این را افشا میکرد که دیگر هیچ. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
نزد خدا نعمتی بهتر و بالاتر از ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیست...
خدا ولایت را تأیید کرد و فرمود: «الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی»، نعمتم را بر شما تمام کردم. یعنی نعمتی بهتر و بالاتر از ولایت نزد من نیست، نه اینکه نعمت خدا تمامی داشته باشد، یعنی تمام نعمت من ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است؛ ولایت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام مقصد من است. ارزش ولایت را به غیر از خدا، هیچ قدرتی نمیداند. هر چیزی در این خلقت انتها و حدّ دارد، فقط خدا و ولایت انتها ندارد و نامحدود است. پس دین به ولایت تکمیل شد، به رسالت تکمیل نبود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
بهشتی را بخواه که عطای ائمه اطهار باشد...
بهشت یک دعوتخانه است. اگر کسی آرزوی بهشت کند، به این عنوان که حوریه به او بدهند و خوش باشد، به ولایت توهین کرده؛ یعنی ولایت را نشناخته است. شناخت ولایت این است: ما بهشت برویم که زیر سایه ائمه علیهمالسلام باشیم. اصلاً بهشت و فردوسِ بیعلی علیهالسلام زشت است؛ من زشتیاش را دارم میبینم. چرا؟ بهشت و جنّات به نور درخت طوبی خلق شدهاند؛ یعنی ولایت مافوق اینهاست. مافوق ولایت، فقط خداست؛ چون خدا یک مقصد دارد، مقصدش امیرالمؤمنین علی علیهالسلام است. اگر امیرالمؤمنین در قلبتان جلوه کند، تمام اینها، تا حتی بهشتش ظلمت است، نه این ظلمتی که من و شما حساب کردیم، در مقابلِ اصل ولایت، ظلمت است؛ یعنی اگر واقعاً ولایت را بخواهی، باید او بهشت و جنّات را به تو عطا کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
در تمام ماورای این دنیا جایی از خانه خدا بهتر نبود که آنجا علی علیهالسلام پا در این دنیا بگذارد...
چرا شیعه اینقدر ارزش دارد؟ ولایت قبول کردن مهم است. اگر میخواهید ببینید چقدر مهم است، فقط خانه خدا توانست ولایت را قبول کند که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در ظاهر در آن به دنیا بیاید، هیچ کجای عالَم نبود که علی علیهالسلام در آن پا بگذارد. در تمام ماورای این دنیا نبود، جایی از خانه خدا بهتر نیست، علی علیهالسلام باید آنجا پا در این دنیا بگذارد، دنیا لیاقت نداشت علی علیهالسلام در آن پا بگذارد. علی علیهالسلام یعنی این. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
خدا توی قلب توست یعنی امر خدا ولایت توی قلبت است، خدا که جا ندارد...
خدا اول عقل را خلق کرد؛ یعنی اول علی علیهالسلام را از نور خودش خلق کرد. خدا عقل به تو داده؛ عقل، ولایت است، در قلب توست. اینکه میگوید خدا توی قلب توست، یعنی امر خدا توی قلبت است؛ خدا که جا ندارد، ولایت در قلب توست. حالا کلامت، نفَست، در اختیار ولایت است. اینکه میگوید «أنا مَدینة العِلم و علیٌ بابُها»، تو خودت مدینهای، خودت مملکتی، از در علی علیهالسلام بیا، یعنی درِ امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را باز کن، این دلت باز باشد، ولایت را بپذیرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
دفاع از ولایت، اطاعت امر ولایت است...
میخواستم مانند حضرت زهرا علیهاالسلام که حمایت از ولایت کرد، ما حمایت از ولایت کنیم؛ یعنی امر ولایت را اطاعت کنیم. شما که در جلسه ولایت میآیید، باید بیایید در قله ولایت بنشینید. دفاع از ولایت، اطاعت امر زهراست، اطاعت امر امام زمان (عجلاللهفرجه) است؛ آنوقت صفات الله میشوید. همیشه افشای ولایت کنید، نه افشای حرف. اگر اینطوری شدید، آنوقت شما از کسانی هستید که هدف زهرای عزیز علیهاالسلام را عمل کردهاید. صفات، شما را عارف قرار میدهد که زیارت عارف قبول است. صفات، انفاق است. اگر به فکر فقرا باشید، به فکر حضرت زهرا علیهاالسلام هستید؛ حضرت زهرا علیهاالسلام پیراهنش را در شب عروسی به مستمند داد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
شما یک گوسفند قربانیکن که هم رضایت امام زمان باشد، هم امام زمان به شما پاسخ دهد و برایتان دعا کند...
آقا امام حسن عسکری علیهالسلام تا هزار گوسفند برای سلامتی امام زمان (عجل الله فرجه) عقیقه کرد، شما یک گوسفند قربانیکن که هم رضایت امام زمان باشد، هم امام زمان به شما پاسخ دهد و برایتان دعا کند. اگر گوسفند نمیتوانید، چند تا مرغ که میتوانید بِخَرید و به فقرا بدهید. این صدقات که خیر و خیرات میدهید، خدا میفرماید صد تا در دنیا و هزار تا در آخرت به شما [پاداش] میدهم. این نور میشود و شما با آن زندگی میکنید؛ اما کسیکه چیزی برای آخرتش نفرستاده، فایدهای برایش ندارد. این جسم شما خاک میشود، اما خودتان ابدی هستید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: جامع ولایت]
امام حسین علیهالسلام خودش امر است، اما دارد رو به امر خدا میرود...
امام حسین علیهالسلام کنار جَبَلُالرَّحمة ایستاده و دعای عرفه را میخوانَد، دارد با خانه خدا وداع میکند و اشک میریزد. امام حسین علیهالسلام دارد شکرانه حق را بجا میآورد و میگوید: خدایا! من دارم رو به امر تو میروم، رو به کربلا میروم. جدّم گفته: حسین! «اُخرُج الی العراق» برو به سمت عراق! خدایا! دارم امرت را اطاعت میکنم. امام حسین علیهالسلام خودش امر است؛ اما دارد رو به امر خدا میرود. آنموقعی که امام حسین علیهالسلام حرکت کرد، عقیده ولایتیام این است: حَجَر گفت لبیک، منا گفت لبیک، حِجر اسماعیل گفت لبیک، تمام انبیاء که آنجا هستند، گفتند لبیک، کوهها گفتند لبیک، تمام مکه گفت لبیک. امام دلش میخواهد مردم بگویند لبیک که اتصال به ولایت باشند، نه به عبادت؛ وگرنه او که احتیاج ندارد، میخواهد تو را نجات بدهد. امام تو را میخواهد مثل خودش بکند؛ اما شما به امام میگویید بیا مثل ما بشو! امام حسین علیهالسلام دعای عرفه را خواند و با خانه خدا وداع کرد، ما هم باید با گناه، معصیت و نافرمانی خدا، با این حرفهای موهوم وداع کنیم و رو به امر خدا برویم….
همه کسِ حضرت زهرا، امیرالمؤمنین است که میفرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم...
بیایید خداپرست باشید و علیخواه. خدا یک علی دارد و یک زهرا؛ اینها توأم به هم هستند. با زهرا علیهاالسلام آشنا شدن، این حرفهاست. خواست خدا، این حرفهاست. همه کسِ خدا، امیرالمؤمنین علیهالسلام است، همه کسِ حضرت زهرا علیهاالسلام، امیرالمؤمنین علیهالسلام است که میفرماید جانم را فدای علی، امرِ خدا، کردم. هیچکس زهرا علیهاالسلام را نشناخت، هیچکس دوازده امام علیهمالسلام را نشناخت؛ شناخت اینها پیش خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
گفتم میخواهم هفتاد دفعه فدای علی علیهالسلام بشوم، میگذاری پیش علی علیهالسلام بروم؟...
یک شب خواب دیدم یک محوطهای است که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آنجا تشریف دارند. در این محوطه یک نفر یک طرف یک صندلی گذاشته، و یکی هم آن طرف گذاشته است. اشخاصی میآمدند که تمام ابعاد مسلمانی به اینها جمع بود، تاحتی سرهای انگشتانشان را حنا بسته بودند، ریشهایشان حنایی، اثر سجود در پیشانیشان بود، عباء و رِداء داشتند، اینها در تمام ابعاد منظم بودند، پیش این دو نفر آمدند. میدیدم اینها برمیگردند، در حالی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در آن محوطه ایستاده است. تعجب کردم، جلو رفتم، گفتم: آقا! من میخواهم پیش امیرالمؤمنین بروم؛ گفت: باید فدا بشوی! گفتم: من یک مرتبه نمیخواهم فدا شوم، میخواهم هفتاد مرتبه فدا شوم. میخواهی مرا آتش بزنی، قطعه قطعه کنی، گوش مرا بِبُری، سر مرا بِبُری؟ میخواهم هفتاد دفعه فدای علی علیهالسلام بشوم، میگذاری پیش علی علیهالسلام بروم؟ گفت: آری! وقتی این مطالب را گفتم، به علی قسم، ایشان صورت به صورت من چسباند، یک دستی به کمرم زد، گفت: برو پیش علی! ببین باید فدا بشوید؛ اما این آقایان تا بهشان میگفت فدا شوید، حاضر نبودند. [پایگاه ولایت حضرت علی و…
مردم ملامتت میکنند، تو عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهراست...
تمام حرفهایی که خدا درباره امیرالمؤمنین علیهالسلام میزند، میخواهد با علی علیهالسلام عشق کند، وگرنه حرف دیگری است. همینطور که شبها مؤمن با خدا میخواهد عشق کند. هر روزی از عمرتان با عشق علی علیهالسلام میگذرد، شکرانه کنید که من از عشق علی علیهالسلام جدا نشدم. عشق بازی در جهان بدنامی بسیار دارد، ویران شود آن کس که عشق یار دارد. مردم ملامتت میکنند، تو عشق یار داشته باش. بیا ویران شو از این مردم و از این دنیا کنار برو، عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهرا علیهماالسلام است. هر قدر ملامتت میکنند، تو دست برندار. برو نصف شب عشقبازی کن با امام زمان (عجل الله فرجه) و خدا. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
اگر شما حمایت از ولایت کردید، دارید پاسخ به امر خدا میدهید...
آنشخص [گنهکار] که امیرالمؤمنین علیهالسلام دربارهاش گفت بروید او را عقابش کنید، تا رفتند، خدا گفت: او را برگردانید! برگرداندند. هیچکس مطابق خدا حمایت از ولایت نمیکند. اگر شما حمایت از ولایت کردید، دارید پاسخ به امر خدا میدهید. این شخص بس که نافرمانی خدا را کرده، امیرالمؤمنین میگوید ببرید عقابش کنید. خدا میگوید من که خدا هستم، میگویم برگردانید او را! من کسی هستم که علی علیهالسلام را به وجود آوردهام، میگویم برگردان او را! برمیگردانند. حالا خدا میبیند او با تمام گناهانش، محبت علی علیهالسلام دارد، میگوید او را برگردان! من نصف شب گریه میکنم، میگویم: خدا! من هم از آنهایی باشم که تو بگویی برگردان او را. لااقل از آنها باشیم که به واسطه ولایت، خدا کمکمان کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آهنربا فقط آهن را میگیرد، تو ولایت را بگیر...
میگوید: «یا قدیمَ الإحسان»، خدا قدیم است، ای کسی که تو از قدیم به ما احسان میکردی! متقی هم والله، بالله، به شما احسان میکند، هیچ مقصدی ندارد؛ حالا خدا میگوید برو پیش او. خلق، حرفزدنش گمراهی است، عوضِ احسان. الآن چه خبر است؟ من به قربانِ آهنربا بشوم، والله بهتر از ماست، فقط آهن را میگیرد. تو ولایت را بگیر، چرا چیز دیگر را میگیری؟ خدا علی علیهالسلام را گرفته، تو نمیگیری. علی علیهالسلام «[لم یکن له] کفواً أحد» است. تو بهتر میفهمی یا خلقت؟ تو ذراتی هستی پیش خلقت. تمام خلقت میگوید: علی! تو میخواهی بگویی ناعلی! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آدم تا زنش مریض میشود، نباید به فکر شهوت باشد و خانم را رها کند، والله خیر نمیبیند...
من هر چه دارم از خدمتی است که به زنم کردم، چونکه مریض بود با او ساختم. فکرم پِی هوا و هوس نبود که بروم زن دیگری بگیرم. آنجا که دیگر شهوت نیست، فقط خداست. بین همه حرفها، یکوقت شهوت هم وارد میشود؛ اما زن آدم که مریض شد، افتاد، چه شهوتی دارد؟ پس همه اینها محض خدا میشود. چونکه محض خدا شد، خدا آنوقت صفاتالله به شما میدهد. آدم تا زنش مریض میشود، یکطوری میشود، نباید به فکر شهوت باشد و خانم را رها کند. والله خیر نمیبیند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ازدواج]
امامحسین تا نفس آخر حواسش به خیمههاست، شما تا آخرین نفس از ناموستان دفاع کنید...
کسیکه زنش را بخواهد، باید محض خدا بخواهد؛ اگر محض شهوت بخواهد، آن نیست که شارب او عرق کند، جهادگر باشد. نباید محض شهوت بخواهید که هر روز او را عروسک بکنید؛ باید محض خدا بخواهید، باید محض نعمت بخواهید. خدا نعمت به شما حواله کرده است. آدمی که زن دارد، هفتاد مرتبه ثوابش بیشتر [از آدم مجرد] است، چون زنداری صدمه دارد، دل آدم را خون میکند. ببینید امامحسین علیهالسلام تا نفس آخر حواسش به خیمههایش است. شما تا آخرین نفس از ناموستان دفاع کنید، زنتان را ناموستان بدانید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ازدواج]
ما باید به حرف زن گوش کنیم، اما زن امر خدا را بگوید، وگرنه مانند آدم جدا میشویم...
خدا وقتی به آدم غضب کرد، زنش را از او جدا کرد. چرا؟ [چون] اینجا به حرف زنش گوش کرد. شیطان طرف آدم رفت، ولی نتوانست او را گول بزند، [بعد] به طرف زن او رفت؛ زن او باعث ترکاولی شد. [آدم] به زنش علاقه داشت، به حرف زنش گوش کرد، به امر خدا گوش نکرد، آنوقت خدا سیصد سال او را [از زنش] جدا کرد. پس ما باید به حرف زن گوش کنیم، اما [به شرطی که] زن امر خدا را بگوید، وگرنه مانند آدم میشویم. حالا دوباره که ترکاولی قبول شد، بلند شد و طرف زنش رفت. پس ما باید زنمان را بخواهیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ازدواج]
امر امام به امام، سخاوت است...
وقتی امامرضا علیهالسلام به طوس تشریف برد، خانه امام در مدینه دو در داشت، یکی بابالصغیر و دیگری بابالکبیر. فقرا در بابالکبیر جمع میشدند، اما کسانیکه دورِ آقا جواد الأئمه علیهالسلام بودند، ایشان را از بابالصغیر میبردند. آقا علیبنموسیالرضا علیهالسلام به جواد الأئمه علیهالسلام نامه نوشت و فرمود: پسرم! شنیدهام که تو را از بابالصغیر میبرند، از بابالکبیر برو. به قوم و خویشانت، آنهایی که نزدیک هستند، اینقدر پول بده؛ به آنهایی که دور هستند، اینقدر پول بده و به رفقایت هم اینقدر پول بده؛ خزانه خدا تهی نیست. امامرضا علیهالسلام رفقا را جزء قوم و خویشها آورد. ببین امرِ امام به امام، سخاوت است. شما هم که سخی هستید، وقتی از دنیا رفتید، نوری در قبرتان میآید که از ولایت نورانیتر است و آن نورِ ادخال سرور در قلب مؤمن است؛ چون آن، امر ولایت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
سخاوت امر امام، صفات امام، و صفات خداست...
شخصی خدمت امامرضا علیهالسلام آمد و گفت که بچهام مریض است، آقاجان! دعا کن که خوب شود. حضرت فرمود: صدقهای در دستِ بچهات بگذار تا خودش آنرا به فقیری بدهد، آنوقت خوب میشود. امامرضا علیهالسلام یک امر دارد؛ وقتی شما به زیارت رفتید، باید امر ببرید، آنوقت پروندهتان خیلی قشنگ است. از جواد الأئمه علیهالسلام میپرسند: آیا چیزی بالاتر از زیارت پدرتان هم هست؟ میفرماید: اگر حاجت برادر مؤمنی را برآورده کنی، از زیارت پدرم بالاتر است. ببین ائمه علیهمالسلام چقدر ما را میخواهند، میفرماید: اگر مؤمنی را خوشحال کنی، ثوابش از زیارت امام بالاتر است؛ چونکه زیارت، زیارت است؛ اما سخاوت، امر امام است؛ صفاتِ امام و صفات خداست. رضایتِ امام، زیارت است؛ رضایتش با رسیدگی به فقرا حاصل میشود؛ چونکه امامرضا علیهالسلام در فکر نجات است، تا حتی حیوان را نجات میدهد. متقی هم در فکر نجات بشر است، فکر دیگری ندارد. همیشه میگوید: «إلهی! رِضاً بِرِضائِک، تَسلیماً لِأمرِک» خدایا! راضیام به رضای تو که این صفت را به من دادی. متقی، شکر صفاتالله را میکند که خدا به…
در تمام خلقتها از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام مظلومتر نیست...
چرا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام مظلوم شد؟ امیرالمؤمنین از نفهمی و نادانی مردم مظلوم شد وگرنه علی علیهالسلام که مظلوم نیست. یک نگاه به صحنه دنیا بکن، ببین با علیِ ما چه کردند؟ خدمت حضرت رفتم، گفتم: علی جان! از وقتی که خدا تمام خلقتها را خلق کرده، از تو مظلومتر نبوده. اگر میگویند حسینِ مظلوم، درست است، در یک بُعدی مظلوم بوده؛ اما شمشیر زد و شمشیر به امر خدا خورد؛ اما تو نتوانستی شمشیر بزنی و جلوی چشمت دین را زدند، حقیقت را زدند، عصاره تمام خلقت، ناموس خدا، ناموس دهر، زهرای عزیز علیهاالسلام را زدند. حالا خدا این مظلومیت را پاسخ میدهد؛ همانطور که امیرالمؤمنین میگوید ما صفات الله را پاسخ میدهیم، حالا با صبری که امیرالمؤمنین کرد، خدا میگوید: اگر عبادت ثقلین کنی، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را به «الیوم أکملتُ لکم دینَکم» قبول نداشته باشی، به رو در جهنم میاندازمت. خدا به ولایت پاسخ داد. عزیزان من! به همه شما ابلاغ میکنم: بیایید حمایت از ولایت کنید تا خدا به شما پاسخ بدهد. هیچ قدرتی به غیر از خدا نمیتواند پاسخ ولایت را بدهد. [پایگاه ولایت حضرت علی و…
شما اگر این حرفها را اجرا نکنید، من خانهنشین هستم...
تمام اینکه سی سال زحمت میکشم، همین کلام است: علی علیهالسلام را بخواه و دوست علی علیهالسلام را. متقی، دین از او صادر میشود، ولایت صادر میشود. شما خیلی توجه ندارید که آنهایی که رفتند چقدر بیچاره شدند! وقتی کلام امیرالمؤمنین را اجرا نکردند، امیرالمؤمنین خانهنشین شد. شما هم اگر این حرفها را اجرا نکنید، من خانهنشین هستم. اگر حرف امیرالمؤمنین اجرا میشد، نه زهرای عزیز علیهاالسلام کشته میشد، نه علی علیهالسلام خانهنشین میشد، نه امام حسین علیهالسلام کشته میشد. چرا امام حسین علیهالسلام میگوید: من کشته جلسه بنیساعدهام؟ بنیساعده چه کردند؟ خلق را تأیید کردند. امام حسین علیهالسلام گفت: اگر خلافت به وصی رسول الله صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین میرسید من کشته نمیشدم. این کارها و جلساتی که اسم امیرالمؤمنین در آن نباشد، اسم خلق باشد، جلسه بنیساعده آخرالزمان است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
پیام امام رضا به دوستان اهلبیت: همدیگر را ندرید که به شفاعت ما نمیرسید...
شما هنوز دنبال خلق هستید، چون فهم ندارید. فهم، یعنی فهمیدن دین، که از دنیا گذشتن و گناه نکردن است، سخاوت و آبروی دیگران را نریختن است. امامرضا علیهالسلام به دعبل خُزاعی [یا عبدالعظیم حسنی] فرمود: پیامی به تو میدهم، به دوستان ما بگو: «اگر همدیگر را بدرید، به شفاعت ما نمیرسید». دریدن، یعنی از حرف نگذشتن، بُخل داشتن و گذشت نداشتن. رفقا! با یکدیگر محبت داشته باشید. از امامرضا علیهالسلام خواستم: اهلجلسه محبتآمیز باشند و تفرقه بین آنها نباشد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
اینهایی که از جلسه رفتند مُرید بودند، نه دوست؛ مرید اینجا میآید، جای دیگر هم میرود...
آنهایی که از جلسه رفتند، یک عقوبتی داشتند. آنهایی که از اینجا رفتند، گمراه شدند. مثل طلحه و زبیر، اینها چندین سال مُرید پیامبر صلی الله علیه و آله بودند و رفتند. اینهایی که از جلسه میروند، من یاد امیرالمؤمنین علیهالسلام میافتم که با او چه کردند. مُرید بودند، نه دوست. مُرید اینجا میآید، جای دیگر هم میرود. شما باید دوست باشید. سلمان، اباذر، میثم، مقداد، اینها دوست بودند، تا آخرش ماندند؛ شما هم باید تا آخرش بمانید. حرفی که امام هادی علیهالسلام به عبدالعظیم حسنی زد [و فرمود تا آخر برسان]، من به شما میزنم. جانم! این عُمْرِ آدم، زمان به آن میخورد. مراقب باشید توی زمان نروید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
طیور با اسم امیرالمؤمنین زندگی میکند و رزق میخورد، بیا طیور بشو!...
[خدا] به پیامبر صلی الله علیه و آله هم در معراج یاد داد. حالا که پیامبر صلی الله علیه و آله میخواهد برگردد، به خدا چه بگوید؟ گفت: یا علی! خدا هم گفت: یا علی! خدا با اسم امیرالمؤمنین علیهالسلام عشقبازی میکند. ساق عرش و درِ بهشت میگوید: علی! دارد خواستش را افشاء میکند، هماهنگیاش را اعلام میکند. تو با چه کسی هماهنگی؟ اسم علی علیهالسلام در من ایجاد است، با علی علیهالسلام با تو حرف میزنم. آن طیور به امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت: علیجان! هر وقت اسم تو را میآورم، سیراب میشوم؛ هر وقت لعنت به دشمنانت میکنم، سیر میشوم. دارد با اسم علی علیهالسلام زندگی میکند، رزق میخورد؛ میپرد توی دنیا با شادی. شماها چقدر گرفتارید؟! یا چِک دارید یا سفته یا غصه! باباجان! بیا طیور بشو! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
فتح این است که تو تا آخرش «علی» بگویی...
«انتظارُ الفَرج» یعنی انتظار فتحی که ما امیرالمؤمنین، یعسوب الدین، امام المبین، حجت خدا را قبول داشته باشیم، [لم یکن له] کفواً أحد بدانیم. «إنّا فَتَحنا لک فَتحاً مُبیناً» فتح این است که تو تا آخرش «علی» بگویی، آنوقت در تمام خلقت فتح کردی. یک نوار صدایش همهجا میرود، خدا یک نوار دارد، در این خلقت گذاشته است، همه باید بگویند «علی». ندای خدا میگوید «علی»، مثل بلندگو که فضا را میگیرد. امر خدا به تمام خلقت آشکار شد، گفت: «علی»؛ تو هم بگو «علی». [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
پیامبر دارد عظمت اسم علی را افشاء میکند که میفرماید وضو نداشتم نام علی را ببرم...
به نظر من، اسم امیرالمؤمنین علیهالسلام نیّت میخواهد، همانطور که نیّت میکنی و وضو میگیری. روی اسم امیرالمؤمنین علی علیهالسلام که میآیی، انگار به آدم ذوق دمیده میشود. من که اینطور هستم! از کجا این حرف را میزنی؟ وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله خانه حضرت زهرا علیهاالسلام آمد و سراغ امیرالمؤمنین علیهالسلام را نگرفت، حضرت زهرا علیهاالسلام میخواست ذوق به او دمیده شود؛ عرض کرد: پدرجان! چرا اسم علی علیهالسلام را نیاوردی؟ فرمود: وضو نداشتم. پیامبر صلی الله علیه و آله که تطهیر است، دارد عظمت اسم علی علیهالسلام را افشاء میکند؛ اینقدر اسم علی علیهالسلام مهم است. مهم بودن را حضرت زهرا علیهاالسلام میخواست معلوم کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند، اما علی علیه السلام خودِ هدایت است...
چرا این قدر سفارش امیرالمؤمنین علیهالسلام شده است؟ یک حرف تعجبی میخواهم بزنم: خدا مردم را میخواهد، میگوید اگر امیرالمؤمنین علیهالسلام را بخواهی، من شما را میخواهم؛ میخواهد مردم را نجات بدهد، هدایت بشوند. خدا انبیاء را قرار داد تا مردم را به سوی ولایت دعوت کنند؛ اما به دینم، علی علیه السلام خودِ هدایت است. من اگر تمام خلقت، (همه این خلقتها، نه این دنیا) نفر بشود، همه از امیرالمؤمنین علیهالسلام برگردند، میگویم علی؛ از علی علیهالسلام برنمیگردم. امام حسن علیهالسلام هم علی علیهالسلام را میخواهد، امام حسین علیهالسلام هم علی علیهالسلام را میخواهد؛ نه [چون] پدرش [است او] را بخواهد، امر خدا را میخواهد. شما هم باید همینطور باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
ائمه طاهرین بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند...
بدانید خدا مانند محبوبش علی بن ابیطالب علیهالسلام، نه خلق کرده، نه خلق میکند. ائمه طاهرین علیهمالسلام بس که خوبند، خودشان خواستند به دنیا بیایند، «هل من ناصر» بگویند تا مردم را نجات بدهند. چه کسی امیرالمؤمنین علیهالسلام را شناخت؟ پیامبر صلی الله علیه و آله شناخت که جانش را فدا کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام شناخت که جانش را فدا کرد؛ امام حسین علیهالسلام شناخت که جانش را فدا کرد. ما باید کوشش کنیم امر علی علیهالسلام را اطاعت کنیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
آسمان، عرش، فرش، بهشت، بیمهر علی جهنمند...
اگر مِهر علی علیهالسلام نباشد، خلقت به درد نمیخورد. اگر آسمان، عرش، فرش، بهشت، مِهر علی علیهالسلام نداشته باشند، جهنمند. جنات، فردوس، آسمانها، زمین، مَلَک، باید مِهر علی علیهالسلام داشته باشند. تو چه میگویی؟ائمه طاهرین علیهمالسلام را خدا، معرفیِ جنات به شما کرده، [یعنی در حدی که بشناسید و بهشت بروید]، نه معرفی حقیقت آنها. اگر علی علیهالسلام را صد درصد قبول کنی، خودت معراج هستی. آن کتابها که به کُرات میرود [قطار شتری که بارشان فضایل امیرالمؤمنین بود و پیامبر در معراج دید]، اراده خداست؛ امیرالمؤمنین علیهالسلام چیست؟ مقصد خداست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امیرالمؤمنین باید به تمام خلقت بدمد، وگرنه از کار میافتد...
همانطور که خدا نامحدود است، علی علیهالسلام نامحدود است. علی علیهالسلام جا ندارد، ولایت در تمام خلقت هست. خلقت کوچکتر از آن است که علی علیهالسلام در جایی سکونت کند. علی علیهالسلام سکونت ندارد، سکونت میدهد. علی علیه السلام در هر عالَمی قدمرنجه میفرماید، چون آن عالَم باید قرار داشته باشد، پابرجا باشد به وجه علی علیهالسلام، وگرنه عالم بهم میریزد. پیامبر صلی الله علیه و آله با بُراق به معراج رفت. تمام وسیلهها باید به توسط علی علیهالسلام باشد، خلقتِ آسمان به توسط علی علیهالسلام است، جبرئیل به توسط اسم علی علیهالسلام که بر بالش نوشته شده است، میپرد. تمام خلقت که دارد زندگی میکند، باید امیرالمؤمنین به آن بدمد وگرنه از کار میافتد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امیرالمؤمنین، نور تمام زمین و آسمانهاست...
علی علیهالسلام در هر جایی هست؛ یعنی جایی نیست که علی علیهالسلام نباشد. در هفت طبق آسمان هم هست، امیرالمؤمنین علیهالسلام در تمام خلقت حضور دارد. نور تمام زمین و آسمانها علی علیهالسلام است. نور باید از جایی تجلی شود، پس علی علیهالسلام هست که نور تجلی میشود. حالا شناختید علی علیهالسلام را؟ خدا در همه جا، برای امیرالمؤمنین علیهالسلام تصرف کرده، خانهاش را گذاشت در اختیار علی علیهالسلام. اصلاً اسم علی علیهالسلام کارگشاست، چون اسم علی علیهالسلام، اسم خداست؛ خود علی علیهالسلام مثل خداست، چون امر خداست. ولایت در تمام این خلقت یک گردشی میکند، علی علیهالسلام در هر خلقتی پا میگذارد، گردش میکند، چون آن خلقت به واسطه علی علیهالسلام پابرجاست. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
عقیده خدا علی علیهالسلام است، عقیده شما هم باید محبت علی علیهالسلام باشد...
عقیده خدا علی علیهالسلام است، عقیده شما هم باید محبت علی علیهالسلام باشد. شب با عقایدتان نجوا کنید، هیچ کِیفی بالاتر از این نیست. هیچکس نمیتواند برای محبّت علی علیهالسلام حدّ بگذارد، علی علیهالسلام بیحدّ است. کسی که امیدش به خداست، با ذات است؛ امید خدا و ذات خدا علی علیهالسلام است. بگویید: «خدایا! شکر، یادم دادی علی علیهالسلام را یاد کنم». علی علیهالسلام قدیم است، اما هر چه در خلقت است، جدید است. تمام خلقت، دستشان پیش امیرالمؤمنین علی علیهالسلام دراز است، چون خدا میگوید: اگر عبادت ثقلین کنی، علی علیهالسلام را قبول نداشته باشی، به رو در جهنم میاندازمت. پیامبر صلی الله علیه و آله هم فرمود: یا علی! هم در دنیا، هم در آخرت به تو احتیاج دارم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
نتیجه تمام خلقت و مبنای تمام خلقت علی علیهالسلام است...
خدا در تمام خلقتش یک نتیجه دارد، نتیجهاش علی بن ابیطالب علیهالسلام است. به روح تمام انبیاء و اولیاء، دارم میبینم و این حرف را میزنم. هر خلقتی دیدم، دیدم علی علیهالسلام در آن است. موجب برپایی تمام خلقت، اسم علی علیهالسلام است. اسم علی علیهالسلام، حیاتِ تمام خلقت است. ذکر خدا علی علیهالسلام است. ذکر تو باید قلبت را زنده کند به ولایت. هیچکس علی علیهالسلام را نشناخت، به غیر خدا. خدا «لم یلد و لم یولد» است، علی علیهالسلام «[و لم یکن له] کفواً أحد» است. تنظیم تمام خلقت علی علیهالسلام است. بی علی علیهالسلام هیچ چیز به بلوغ نمیرسد. اگر مبنا را فهمیدی، حقیقت را فهمیدی؛ مبنای تمام خلقت علی بن ابیطالب علیهالسلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
ائمه طاهرین نگاهشان به امیرالمؤمنین است و به خدا که او را خلق کرده...
این [روز غدیر] افشای ولایت نیست، افشای قدردانی از ولایت است. افشای ولایت این است که خدا کرده؛ خطاب میکند به انس و جنّ، به تمام عبادت کنندههای عالم، نه دنیا، که «اگر امیرالمؤمنین علیهالسلام را قبول نداشته باشید، به رو میاندازمتان در جهنم». همه ائمه علیهمالسلام حتی حضرت زهرا علیهاالسلام، نگاهشان به علی علیهالسلام است. حالا، هم نگاهشان به علی علیهالسلام است، هم نگاهشان به خداست. نگاهشان به خداست که این علی علیهالسلام را خلق کرده. ائمه علیهمالسلام به علی علیهالسلام نگاه میکنند، به خدا نگاه میکنند؛ ائمه علیهمالسلام به خدا نگاه میکنند، به علی علیهالسلام نگاه میکنند. تو به چه کسی نگاه میکنی؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
در تمام خلقت، هیچکس مطابق خدا، امیرالمؤمنین را نمیشناسد و معرفی نکرده است...
از آدم تا خاتم، گردش زمان است. خدا زمان را دارد گردش میدهد، اما هنوز به مقصدش نرسیده، تا زمانی که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را معرفی کند. در تمام خلقت، هیچکس مطابق خدا، امیرالمؤمنین را نمیشناسد و معرفی نکرده است. مگر امیرالمؤمنین اینطور بود که در این زمان بیاید در دنیا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معرفیاش کند؟ امیرالمؤمنین گِل آدم را سرشته، آدم سرشتکُن است، آدم کجا و علی کجا؟! آنموقع که پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین را بلند کرده، چه زمانی بوده است؟ بعد از اینکه صد و بیست و چهار هزار پیامبر آمدند. حالا رسول خدا صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین را سرِ دست آورده و میگوید: «الیوم أکملتُ لکم دینَکم»، دین، این است. ای مردم عالم! دنبال کس دیگری نروید. مشابه درست نکنید. کسی را مؤثر ندانید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
اگر کسی امامرضا علیهالسلام را قبول داشتهباشد، صاحبی دارد که دیگر جزء فرقههای باطل و ضالّه نیست، جزء فرقه حق است...
آقا علیبنموسیالرضا علیهالسلام کُنیههایی دارد که مختص به خودش است: «عالِم آلمحمّد» است، به این عنوان که اگر امامرضا علیهالسلام را قبول داشتهباشید، دوازده امامی هستید؛ چونکه چهار امامی، شش امامی، تا حتی هفت امامی هم داریم اما اگر ایشان را قبول داشتهباشید، بقیه ائمه علیهمالسلام را هم قبول دارید. «رَزّاقِ رزق» بشر است؛ یعنی هر کسیکه به مشهد برای زیارت ایشان برود، کار دنیاییاش هم خوب میشود و مالش زیاد میشود. «صاحبُ الأئمه» است. تمام ائمهطاهرین علیهمالسلام صاحب ما، صاحب مملکت و خلقت هستند؛ به ایشان صاحب الأئمه میگویند، برای اینکه اگر کسی امامرضا علیهالسلام را قبول داشتهباشد، صاحبی دارد که دیگر جزء فرقههای باطل و ضالّه نیست، جزء فرقه حق است. «صاحبُ الأمر» است؛ یعنی همانطور که امر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بر ما واجب است، امر امامرضا علیهالسلام هم بر ما واجب است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
غریبی امامرضا علیهالسلام برای این است که حرفش را قبول نمیکردند...
غریبی امامرضا علیهالسلام برای ایناست که حرفش را قبول نمیکردند؛ چه کسانی؟! بیشتر امام زادهها هم جزء همان مردم بودند. توهین و جسارت از این بدتر نیست که جواد الأئمه علیهالسلام را به فرزندی حضرت قبول نداشتند. میخواهم افشا کنم که اغلب مردم، آنطرف هستند! امامصادق علیهالسلام میفرماید: نَسَب ما شرط نیست، ولایت ما شرط است. حالا قوم و خویشهای امامرضا علیهالسلام حرف قیافهشناس را قبول کردند؛ اما حرف امام را قبول نکردند. والله! امامرضا علیهالسلام از امامحسین علیهالسلام هم غریبتر است. قوم و خویشهای امامحسین علیهالسلام جانشان را فدایش کردند؛ اما قوم و خویشهای امامرضا علیهالسلام اصلاً او را قبول نداشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
امام رضا افشا نکرد که مأمون به ایشان زهر داده، تا مردم کشته نشوند...
این چیست که بعضی میگویند امامرضا علیهالسلام میگفت من غریبم و کسی دیدنم نمیآید؟! تو غریب هستی! امام که فاصله ندارد، اصلاً فاصله را خلق ایجاد میکند. مردم معجزه امام را دیدند، در ظاهر امامدوست شدهبودند؛ تمام اهل مشهد آمادگی داشتند که اگر مأمون جسارت به امام کند، تاج و تختش را نابود کنند؛ اما امامرضا علیهالسلام دید اگر افشا کند که مأمون به او زهر داده، مملکت بههم میخورد، چقدر از دوستانش آسیب میبینند و چندین هزار نفر ممکناست که کشته شوند، برای همین افشا نکرد. امامرضا علیهالسلام با علم امامت اینکار را کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
امیرالمؤمنین درب رسیدن به خداست، امام رضا و حضرت معصومه درب رسیدن به امیرالمؤمنین هستند...
در روایت هست اگر عیسی مُرده را زنده میکرد، یاعلی میگفت، اگر داوود آهن به دستش نرم میشد، یاعلی میگفت، جبرئیل هشت شهر قوملوط را زیر و رو کرد، یاعلی گفت. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به جبرئیل فرمود: از جاییکه وحی به تو نازل میشود، تا اینجا که میآیی، چقدر راه است؟ گفت: سیهزار سال! پرسید: در چه فاصله زمانی میآیی؟ گفت: چشمت را بههم بزنی! پرسید: به چه توسطی میآیی؟ بالش را باز کرد و نشانش داد، دید روی آن نوشته: «علی!» چون امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، امر خداست. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «أنا مَدینةُ العِلم و علیٌ بابُها»، اگر شما میخواهید به خدا برسید، باید از درِ امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بروید؛ امامرضا علیهالسلام هم درِ علی علیهالسلام است، حضرتمعصومه علیهاالسلام هم درِ علی علیهالسلام است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
زیارت امامرضا علیهالسلام از زیارت امامحسین علیهالسلام بالاتر است...
در تمام ائمهطاهرین علیهمالسلام، خدا فقط درباره امامحسین علیهالسلام فرمود «یا ثارالله و ابن ثاره» ای خون من! چون وقتی تمام ائمه علیهمالسلام را کشتند، حاشا میکردند؛ اما امامحسین علیهالسلام را کشتند که ثواب کنند، افتخار میکردند که یزید به آنها جایزه بدهد. ولی در روایت داریم که زیارت امامرضا علیهالسلام از زیارت امامحسین علیهالسلام بالاتر است. از امام میپرسند چرا؟ میفرماید: قبر امامحسین علیهالسلام را هر ادیانی زیارت میکند، اما قبر امامرضا علیهالسلام را فقط شیعه زیارت میکند. پس اگر امامرضا علیهالسلام را شناختید، همه ائمه علیهمالسلام را شناختهاید. در مورد زیارت امامرضا علیهالسلام داریم که امام جواد علیهالسلام میفرماید: هر کسیکه قبر پدرم را زیارت کند، اَقلّ اقلّش، ثواب هفتاد حج و هفتاد عمره مقبول دارد؛ اما جواد الأئمه علیهالسلام فرمود: بالاتر از زیارت قبر پدرم، حاجت یک مؤمن را برآورده کردن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
خیلی باید منظم و مرتب باشید که این دعاها شامل شما بشود...
شما الآن آمادگی دارید که به زیارت امامرضا علیهالسلام بیایید؛ اما آیا آمادگی دارید که امرش را اطاعت کنید؟ [اطاعت] امر، آمادگی است. از امامرضا علیهالسلام خواستم: تمام رفقایم را ماورایی کن! حمایت از ولایت کنند! قدرتشان را صرف قدرت کنند! آمادگی داشتهباشند! القا و افشا داشتهباشند! ارادةالله شوند! والله! شما را ارادةالله میکند؛ اما اراده خودتان را کنار بگذارید. دیگر اینکه خواستم: دعایشان در حق دوستان امیرالمؤمنین علیهالسلام مستجاب شود. خیلی باید منظم و مرتب باشید که این دعاها شامل شما بشود. حالا امامرضا علیهالسلام به شما نگاه میکند، کدامتان لیاقت دارید تا ولایت به شما نازل شود؟ لیاقت یعنی استقامت و پایداری در طلب و درخواست داشتهباشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
امام رضا از تو تشکر میکنم، تو یادمان دادی، خودت میفرمایی که چه بخواهید...
من خدمت مَقرّ امامرضا علیهالسلام رفتم و گفتم: آقاجان! شما سفارش سگ را به صاحبش کردی، ما هم درِ خانهات آمدهایم، تو را بهحق خواهرت حضرتمعصومه علیهاالسلام که فرمودی زیارت قبر من با زیارت خواهرم یکی است اما عارف باشی، تو را بهحق مادرتزهرا علیهاالسلام، سفارش ما را به امامزمان (عجلاللهفرجه) بکن، تا ما را یاور خودش قرار بدهد و تا موقعیکه خودش میآید، ما را حفظ کند. یا امامرضا! دعا کن دلخوشی زهرایعزیز علیهاالسلام، دلخوشی امامحسین علیهالسلام، دلخوشی رسولالله (صلیاللهعلیهوآله)، دلخوشی ملائکه، دلخوشی اِنس و جنّ بیاید! آقا! از تو تشکر میکنم، تو یادمان دادی، خودت میفرمایی که چه بخواهید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
مؤمن حکومت دنیایی دارد، ولی علیّبن موسیالرضا علیهالسلام، شاهِ تمام خلقت است...
ما خوب توجه به امامرضا علیهالسلام نداریم. میگویند امامرضا علیهالسلام سلطان است، چونکه سکّه به نام او زدهاند! این حرفها را از گوشتان بیرون کنید! یک مؤمن هم حکومت دارد، چه برسد به امام! مؤمن حکومت دنیایی دارد، ولی علیّبن موسیالرضا علیهالسلام، شاهِ تمام خلقت است. اگر مأمون سکّه به نامش زد، از روی خُدعه این کار را کرد؛ میخواست بگوید که من امام را دوست دارم، مردم هم باور کنند و بگویند که این دوستِ امام است. در هر زمانی از این حرفها هست، خُدعهگر همیشه به نفع خودش کار میکند، اما خدا بالأخره زمانی آن را افشا میکند. یکی هم مأمون دارد آن ایده منافقیاش را پیاده میکند، یعنی دارد در مردم میگوید سکّه به نام خودم زدم، سکّه به نام علیبنموسیالرضا هم زدم؛ یعنی امامرضا علیهالسلام را مانند خودش خلق معرفی میکند. اصلاً در همین سکّه زدنش هم دارد به حضرت توهین میکند و روی امامرضا علیهالسلام حساب خلقی میکند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
منافق در ظاهر، کاری به نام اسلام و دین میکند، اما مقصد دیگری دارد و میخواهد آن را عملی کند...
منافق در ظاهر، کاری به نام اسلام و دین میکند، اما مقصد دیگری دارد و میخواهد آن را عملی کند؛ این است که میگویم دنبال خلق و بدعتگذار نروید. هارون، امام موسی کاظم علیهالسلام را شهید کرد. حالا که پسرش مأمون به خلافت رسید، دید مردم دارند پنهانی به پدرش بد میگویند و او را لعنت میکنند؛ میخواست به ملت بگوید که من اینکاره نیستم، درست است که پدرم این کار را کرد، اما من مثل او نیستم؛ برای اینکه مردم او را بخواهند. چهار نفر را دنبال امامرضا علیهالسلام فرستاد و به آنها گفت: «علیبنموسی را با احترام بیاورید. شترش هر کجا خواست بایستد و علف بخورد. هر وقت خواست حرکت کند، اجازه دهید. مبادا یک تازیانه به شترش بزنید. شما در اختیار امام باشید، نه او در اختیار شما.» احترامی میکند که ظاهرش اسلام و ولایت است، اما در باطن منافق است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
آنچه پیش حضرت زهراست، پیش حضرت معصومه هم هست...
یکی از علماء چندین وقت سرِ قبر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیتوته کرد و او را قسم داد که قبر مخفی دخترت زهرا علیهاالسلام را نشانم بده، من به کسی نمیگویم. حضرت فرمود: «قبر زهرا علیهاالسلام را پسرش مهدی (عجل الله فرجه) باید بیاید و معلوم کند؛ چه میخواهی؟ آنچه را که میخواهی، برو قم، از حضرت معصومه علیهاالسلام بخواه. آنچه که پیش دخترم زهراست، پیش حضرت معصومه هم هست؛ آنچه را که تو حاجت داری، ایشان میداند و برآورده میکند». چرا بیادبی میکنید و ایشان را نمیشناسید؟ خواسته و حاجت شما در آستین حضرت است، کریمه اهلبیت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
زیارت میکنند قبر ما را، اطاعت نمیکنند امر ما را...
اگر چهارده معصوم علیهمالسلام به آدم عنایت داشته باشند، القا میکنند یا به قلبت ابلاغ میکنند یا صریحاً با تو حرف میزنند. ببین حضرت معصومه علیهاالسلام صریحاً به من گفت: «این مردم، قبر ما را زیارت میکنند، اما امر ما را اطاعت نمیکنند». ما نمیدانیم خداوند تبارک و تعالی چه عنایتی به ما کرده که این بیبی را در شهر قم قرار داده است. ما نمیفهمیم، اگر بفهمیم، به حرم ایشان میرویم و از او حاجت میخواهیم، والله به ما میدهد. پیش حضرت معصومه علیهاالسلام بروید و این را که من میگویم، از ایشان بخواهید: «ای بیبی دو عالم! بیا عنایت کن. بیا در دل ما نظری مرحمت کن. لذت بیتوته به ما بده، لذت فکر ولایت به ما بده. ما ولایت را پایمال نکنیم.» چطوری ولایت را پایمال نکنیم؟ وقتی حرف ولایت را شنیدید، با خدا عهد کنید که آن را عمل کنید و در خط ولایت باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
زیارت با معرفت، یعنی معرفت داشتن در حق امیرالمؤمنین و زهرای عزیز و حضرت معصومه...
اینقدر حضرت معصومه علیهاالسلام پیش خدا و ائمه طاهرین علیهمالسلام مقام دارد، روایت داریم هنوز به دنیا نیامده، امامصادق علیهالسلام میفرماید: «یکی از پارههای تن ما در قم دفن میشود». امامصادق علیهالسلام حضرت معصومه علیهاالسلام را پاره تنش حساب کرده است. امام رضا علیهالسلام هم میفرماید: «هر کس ایشان را با معرفت زیارت کند، بهشت بر او واجب است». با معرفت، یعنی در حق امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، زهرای عزیز علیهاالسلام و حضرت معصومه علیهاالسلام معرفت داشته باشید، نه اینکه بروید در حرم ایشان، زیارت کنید، بدچشمی کنید و بیایید! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
امر متقی، امر خدا و ائمه است...
متقی مشکلات مردم را حل میکند. زبانش، زبان خدا و ائمه علیهمالسلام است. امرش امر آنها، خیالش خیال آنها، رَوِیهاش رَوِیه آنهاست. هیچ چیزی در این دنیا برایش چیز نیست، مگر اینکه از ماوراء بگیرد و به شما بدهد؛ به خاطر همین [حضرت] میفرماید پیش متقی بروید. قلبش گنجینه است. متقی روح است و مردم جسمند. جسمش در دنیا، اما روحش در سماوات است؛ همهجا میرود. حافظ و نگهبان شماست، گذشته و آینده را به شما میگوید. کدامتان عبرت گرفتید؟ متقی قلوب مردم را میبیند، مقصدشان را میفهمد و آنهایی که با کارهای تأیید نشده آشنا هستند را میشناسد. بیایید از کارهایتان توبه کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
این حرفها القای خداست و بر زبان متقی جاری میشود...
عزیزان من! این حرفها القای خداست و بر زبان متقی جاری میشود؛ چون متقی میخواهد مردم بدانند و به آن عمل کنند. این حرفها به قلب متقی نازل میشود برای اینکه آن را به مردم بگوید. امامرضا علیهالسلام به من فرمود: حسین! تو را هادی قرار دادیم. گفتم: آقاجان! شما خودتان هدایتکُن هستید. فرمود: تو راهنما باش، برو خلقت را به ولایت راهنمایی کن. گفتم: شما که فرمودی این جوانان را راهنمایی کن، به اینها لیاقتی بده که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام حرفهایش را در چاه نزند، به اینها بزند. فقط چیزی که از شما میخواهم، از خدا بخواه که توفیق افشای ولایت به من بدهد که ولایت را افشا کنم. تو را به حق جوادت، مرا سخنگوی ولایت قرار بده. سخنگو باشم، سخن هدایت بگویم، نه سخن جنایت. رفقا! متقی به امر امامرضا علیهالسلام این حرفها را به شما میگوید، قدردانی کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]
اگر دنبال غیر حرف ولایت بروی، توهین به امر کردهای...
غیر از این حرفها [دنبال حرفهای دیگر باشی]، در دنیایی؛ اما اگر بفهمی، در هستیِ خدایی و داری امر آنها را اطاعت میکنی، با آنهایی، جانت راحت است، وظیفهات شکر است، همانطور که ائمه علیهمالسلام، وظیفهشان شکر بود، تو هم همینطور؛ [میگویی] خدایا شکر که مرا به اینجا رساندی؛ چنین آدمی مانند سلمان است. اگر دنبال حرفهای دیگر بروی، توهین به امر کردهای. اصلاً بنده خدا بودن همین است، مثل پیامبر صلی الله علیه و آله میشوی که فرمود: هر کسی در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. خواست مؤمن، خواست خداست؛ مؤمن دارد امر را اطاعت میکند. عزیزان من! خواست مؤمن را شکرانه کنید! خدا قلب مؤمن را منوّر کرده، حالا آن منوّر بودن را آمده به تو هدیه کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
تو هدایت هستی، خودت گمراه میشوی...
این که میگویی خدایا ما را هدایت کن، [خدا] هدایتکننده گذاشته توی تو. تو هدایت هستی، خودت گمراه میشوی، خیانت میکنی. تو خودت داری میروی آن طرف، خودت غِش در معامله میکنی، دزدی میکنی، زمین مردم را میگیری؛ از هدایت خودت را جدا نکن. وقتی در هدایت هستی، دیگر چیزِ بد از تو صادر نمیشود. باید شکرانه کنی و همیشه از خدا بخواهی که از تو نگیرد. حالا این شخص باید مواظب باشد گناه نکند. این آدم دل خدا را خوش کرده که حسین علیهالسلام را میخواهد، زهرا علیهاالسلام را میخواهد، اطاعت میکند، مطیع هم هست؛ مانند اصحاب امام حسین علیهالسلام. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
کسی که بیامری را میبیند و انجام نمیدهد، خودش امر است...
باید شکرانه این که امر هستی را بکنی. از کجا بفهمی که امر هستی؟ از کارهای خودت. اگر به اینجا رسیدی، ناامری را داری میبینی؛ به حضرت عباس، ناامری نمیکنی. پس تو امر هستی که ناامری را میبینی و دنبالش نمیروی؛ یقین به امر کردهای. ندیدند که اینطور شدند. درس خواندند، نفهمیدند این حرفها را؛ مگر شریح قاضی میفهمید که دارد بیامری میکند؟ مگر هارون و مأمون میفهمیدند؟ آنها امر نشدند، خلق شدند. شریح قاضی امر را نفهمید که بیامری کرد. شریح، خلق بود که نفهمید؛ اما امیرالمؤمنین علیهالسلام امر است. ببین چگونه امر خدا را اطاعت میکند؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
اگر دوازده امام، چهارده معصوم را بالاتر از تمام خلقت دیدی، رسیدهای به قله ولایت...
من هر چه را که میبینم، دوازده امام، چهارده معصوم علیهمالسلام را بالاتر از اینها میبینم. مکه را میبینم، بهشت را میبینم؛ ولی این ائمه علیهمالسلام را میبینم که خدا نظرش به اینهاست. اگر اینطور شدی، رسیدهای به قله ولایت، رسیدهای به قله قرآن، تمام شد دیگر! حالا که به اینجا رسیدی، تو هم اشیاء را گذاشتهای کنار. امیرالمؤمنین علیهالسلام کار به کسی نداشته، نگاهش به خدا بوده، امر خدا را اطاعت میکرد. مگر حضرت زهرا علیهاالسلام نفرمود که ما کاری به دنیای شما نداریم؟ شما که ما را میزنید، به خاطر دنیای خودتان میکنید، ما که به دنیای شما کاری نداریم. این سخن حضرت زهرا علیهاالسلام در سطح فکر آن زمان بوده، [در حقیقت میفرماید] ما کاری به دنیا و خلقت نداریم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
امام زمان کاری میکند که رضایت خداست، تو هم کاری بکن که خواست او را بجا بیاوری...
به این امید از خواب بلند شو که امری را اطاعت کنی، حاجت مؤمن را برآورده کنی. امام زمان (عجلاللهفرجه) میگوید: تو یک کاری بکن. من که امام زمان هستم، کاری میکنم که رضایت خداست؛ تو هم کاری بکن که خواست ما را بجا بیاوری. وقتی اینطور شدی، دیگر توی این خطی. حالا باید شکرانه کنی که در این خطی. تو با هستی خدا مربوطی، قربانت بروم! فقط باید شکرانه کنی. بگویی: «خدایا! ما را از هستیات خارج نکن. خدایا! ما را از هستیات دور نکن. خدایا! اگر ما لیاقت نداریم، به ما لیاقت بده.» اگر اینطور شدی، دیگر خودت امری، زندگیت در امر است. تو، توی حقیقتی، توی امری، یقین کردهای. اصلاً چیزی نباید غیر از هستی خدا ببینی. حالا که اینطور شدی، إنشاءالله میروی نماز میخوانی، سر به سجده میگذاری، شکر این را بکن که خدا تو را امر کرده. والله، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام هم همینطور بوده؛ نماز که میخوانْد، شکرانه خدا را میکرد. تو هم همینطور بشو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]
