یکوقت در باغ مرحوم حاج عباس کریمی رفتم. آنجا یک آلونک بود، یک متر در یک متر و نیم. به تمام مقدسات عالم، من توی این باغ نگاه کردم و گفتم: امشب بروم توی این آلونک، با خدا نجوا کنم. بیایید یکقدری از برای خودتان وظیفه بدانید، مهندس هستی یا دکتر و یا هر مقامی داری، این کار را هم بکن. وقتی از کار و زندگی دست میکشی، روزی یک ساعت، یا لااقل هفتهای یک ساعت فکر کن و با ائمه علیهمالسلام ارتباط برقرار کن. در مقابل خدا و ولایت خودت را نابود کن، آنوقت ولایت، شما را بود میکند.
منبع: کتاب نجوا
