همانجا [در غدیر] سلمان و اباذر بلند شدند و اذان گفتند و در اذانشان «أشهد أنّ علیاً ولیّالله و حجةالله» گفتند. شخصی آمد، به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: اینها یک چیزهائی در اذانشان میگویند. پیامبر فرمود: آنها درست میگویند. خود پیامبر هم در اذانش «أشهد أنّ علیاً ولیّالله» میگفت؛ اما دید اگر افشا کند، این مردم اصلاً نه قرآنش را قبول میکنند، نه اذانش را. حضرت دید که اگر افشا کند، جسارت بیشتری به ساحت قدس ولایت میشود. افشا نکرده، طناب گردن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام انداختند؛ افشا نکرده همسر عزیزش را کتک زدند و کشتند؛ اگر افشا میکرد، با آنها چه میکردند؟ ایناست که پیامبر افشا نکرد.
منبع: کتاب انجمن ولایت
