وقتی آقا ابوالفضل علیه‌السلام در ظاهر به‌دنیا آمد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام بنا کرد بازوهای آقا ابوالفضل را بوسیدن. امّ‌البنین می‌گوید: آقا جان! مگر بازوهای فرزندم عیبی دارد؟ فرمود: نه، این بازوها و دستها را در کربلا جدا می‌کنند. این دستها فدای حسینم می‌شود. حالا خدا دو بال به آقا ابوالفضل داده؛ آن ارادة اللهی باز به‌ غیر از بال است. با بالش هر کجا بخواهد می‌رود. البته منظور از بالِ آقا ابوالفضل، پر و بال ملائکه نیست، بلکه منظور ارادة اللهی است؛ یعنی هر چه آقا ابوالفضل اراده کند، انجام می‌دهد. امام، آقا ابوالفضل را مثل خودش قرار داده‌ است. شیعه واقعی هم ارادة‌الله است، چه برسد به آقا ابوالفضل! شیعه واقعی از انبیاء، به جز پیامبر آخرالزمان، بالاتر است. آقا ابوالفضل ولیّ نبود؛ اما ولیّ‌پرست و ولیّ‌خواه بود، شما هم باید ولیّ‌خواه باشید.