صفحهٔ اصلی

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو
امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است

فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت

اربعین

رفقای‌ عزیز! ما بنا شد که از اربعین صحبت کنیم. اربعین یعنی چلّه بوده‌ است. ««وَ واعدنا مُوسی ثَلاثینَ لَیلَةً و أتمَمناها بِعَشرٍ، فَتَمّ مِیقاتُ رَبِّه أربعینَ لَیلَةً»»[۱]، خدا هر کاری می‌کند، یک مقصد دارد؛ گِل آدم را می‌گویند که مثلاً خدا چهل‌ روز خیس کرده‌ است؛ یا زمین و آسمان را در چهل‌ روز خلق کرده‌ است. پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سرِ چهل‌ سالگی به نبوّت رسیده‌است. دیگر این‌که شامل حال من و شما می‌شود، این‌ است که می‌گوید: وقتی به چهل‌ سالگی رسیدی، به این ملائکه که روی شانه‌ات هست، خدا می‌گوید به این سخت بگیر! تا حالا اگر یک‌ قدری گناهی کردی، مِثل این‌ است که تا حالا به تکلیف نرسیده‌ بودی؛ اما وقتی به چهل‌ سالگی رسیدی، خدا از تو توقّع دارد. از آن‌ طرف هم مثلاً در هند چلّه‌نشینی هست.

حالا آن مهندسی که در یک آبادی است، ادّعا می‌کند و می‌گوید که چلّه یا سوّم نبوده و بدعت است؛ بابا! تو خودت که تولید نداری، جلوی تولید را نگیر! چرا جلوی تولید را می‌گیری؟ اگر اربعین نیست، چرا امام‌ حسین (علیه‌السلام) اربعین دارد؟ مگر نیست که می‌گوید اگر کسی از دنیا رفت، ولیمه بده؟! ولیمه واجب‌تر از همه‌چیز است، چرا می‌گوید ولیمه بده؟ من می‌خواهم برای چهلّم پدر و مادرم ولیمه بدهم، چرا می‌گویی بدعت است؟ بدعت تویی که بدعت را نمی‌دانی چیست؟ [۲]

چقدر الآن به زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) رفته‌اند! شاید ده، دوازده‌ میلیون نفر رفته‌اند؛ نه این‌که «نستجیر بالله» بخواهم تکذیب کنم؛ اما می‌خواهیم با هم مطالعه و مباحثه داشته‌ باشیم. خدا می‌گوید: من اعمال از متقی قبول می‌کنم. تو که الآن زیارت اربعین رفتی، ببین می‌گوید نشانه مؤمن این‌ است: نماز پنجاه و یک رکعت را بخوانی، انگشتر عقیق دستت کنی و زیارت اربعین امام‌ حسین (علیه‌السلام) بروی. شما فقط روایت را شنیدید؛ اما مبنایش را نمی‌دانید؛ تمام روایت و حدیث‌ها مبنا دارند. همین‌طور نگویید که حالا من به زیارت نرفتم، یک‌کاری بکن! آن‌هایی که رفتند، مگر اغلب‌شان قبولی دارند؟! خدا می‌گوید من اعمال از متقی قبول می‌کنم، کجا تو متقی هستی؟! ما همین‌طور یک راهی را می‌رویم.

عزیز من! چِکت بی‌امضاست. مگر به موسی نمی‌گوید: ««فَاخلَع نَعلَیک [إنّکَ بِالوادِ المُقَدِّسِ طُوِیً]»»[۳]؟ این‌جا وادی نور است، این‌جا که می‌آیی، محبّت زنت را از دلت بیرون کن! آقاجان من! تو که زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌روی، با چه می‌روی؟ می‌گوید: این‌جا محبّت غیر خدا را بیرون کن! امام‌ حسین (علیه‌السلام) خود نور است، آن‌جا [کوه طور] وادی نور است؛ تو تبرّی نداری که به زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) آمدی! این روایت درست‌ است که می‌گوید: اگر امام‌ حسین (علیه‌السلام) را زیارت کنی، خدا را در عرش زیارت کرده‌ای. زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) نه این‌که خدا را در عرش زیارت کردی، تمام خلقت را زیارت می‌کنی؛ تو هم پیش خودت می‌گویی من خدا را در عرش زیارت کردم! اما می‌گوید شرطش این‌ است که مؤمن باشی.

خدا می‌داند تا آخر عمرم یادم نمی‌رود، این‌ها به زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌آمدند، از آن‌جا پای تلویزیون و ویدیو و ماهواره می‌رفتند. تو نه این‌که محبّت زن داشته‌ باشی، محبّت تلویزیون و ویدیو و ماهواره داری، کجا اربعین به زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌روی؟ خدا می‌گوید: باید متقی باشی. تو دروغ که می‌گویی، در مِلک غصبی هم که نشستی، بعضی‌ها حساب‌ سال هم ندارند، حواست پیش این لهو و لعب هم هست.

بعضی از مردم عبادت‌هایی می‌کنند که شهوت‌شان تأمین می‌شود. الآن به کربلا یا مکّه یا عمره یا مشهد می‌رود. ما نمی‌گوییم نرو! می‌گوییم تو که می‌روی، چشمت را حفظ‌کن! چون‌که روایت داریم: زنی آمد یک مسئله از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بپرسد، پسر عباس به آن‌زن نگاه کرد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) غضب کرد و گفت: ای پسر عباس! چرا نگاه کردی؟ فردای‌ قیامت، خدا چشمت را پُر از آتش می‌کند. تو به کربلا می‌روی تا یک عمل مستحبّ به‌جا بیاوری؛ اما ببین که چقدر نگاه می‌کنی! فردای‌ قیامت خدا چشمت را پُر از آتش می‌کند، مگر این‌که چشمت را حفظ کنی. بنابراین یک عبادت‌هایی است که شهوت را تأمین می‌کند، نه این‌که آدم، امر را اطاعت کند.

دوباره تکرار می‌کنم، می‌گوید: نشانی مؤمن، یکی انگشتر عقیق است، یکی نماز پنجاه و یک رکعت، یکی هم زیارت اربعین؛ اما این زیارت اربعین که تو می‌روی، تأییدی ندارد. آن‌جا زن و مرد قاطی هستند و خدا می‌فرماید: جایی‌که زن و مرد قاطی باشند، آن‌جا عذاب من دارد نازل می‌شود. یا این‌که الآن این مسجد جمکران چه‌ خبر است؟! من خودم دیدم که زن‌ها پابرهنه شدند و می‌روند. خانم! مگر تو عایشه‌ای که به جنگ جمل آمد؟! مگر حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) نگفته‌ است که بهترین عبادت از برای زن این‌ است که نه نامحرم او را ببیند و نه او نامحرم را؟!

عزیز من! شما اوّل که به زیارت رفتی، از همه حرف‌هایت توبه کن! تو الآن جُنُب هستی؛ کجا در حرم امام‌ حسین (علیه‌السلام) یا امام‌ رضا (علیه‌السلام) می‌روی؟ بیا توبه کن! وقتی توبه کردی، دیگر آن‌ را نشکن! آن‌جا گفتم: مرد آن‌ است که وقتی امام‌ حسین (علیه‌السلام) را زیارت می‌کند، دیگر پای ویدیو و تلویزیون نرود. عزیز من! بیایید عوض شویم! تو باید پرچم ««إنّا فَتَحنا لَک فَتحاً مُبیناً»»[۴] بالای خانه‌ات باشد، این‌ها چیست که بالای خانه‌هایتان زده‌اید؟!

امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) دارد می‌گوید: عمّه‌جان! برایت گریه می‌کنم، اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم، تو یک‌ مُشت آمریکایی و انگلیسی را جمع کردی و با آن‌ها عشق می‌کنی، والله، به‌دینم، به زمان جاهلیّت می‌میری. بیایید عوض شویم! امروز روز اربعین است، بیایید با امام‌ حسین (علیه‌السلام)، با زینب‌ کبری (علیهاالسلام) عهد کنید [که] دیگر گناه نکنید! جانم! هر کاری را از [روی] امر بکن! کربلا برو! خیلی ثواب دارد، غبار جادّه امام‌ حسین (علیه‌السلام) به تو بنشیند، به جهنّم نمی‌روی؛ اما انسان باشی.

امروز دلیل این‌که خدا و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یک اعلام عمومی کرده‌ است که فرموده در آخرالزّمان هر کسی با دین از دنیا برود، ملائکه تعجب می‌کنند؛ را می‌خواهم افشا کنم: اشخاصی که عبادت بی‌امر می‌کنند، این‌ها بدتر از آن‌هایی هستند که گناه می‌کنند؛ چون‌که حال توبه ندارند، کارهایشان به خیال‌شان خوب است؛ آن‌وقت این‌ها با آن‌هایی که می‌گوید با دین از دنیا نمی‌روند، یکی هستند، بسا آن‌هایی که گناه می‌کنند، بهتر از این‌ها هستند؛ چون آن‌هایی که گناه می‌کنند، توبه می‌کنند؛ اما این‌هایی که ثواب می‌کنند، خیال می‌کنند که کارشان خوب است؛ به‌ خاطر همین توبه نمی‌کنند. یکی از آن ثواب‌ها همین‌ است که اربعین به زیارت امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌روند. خیلی دلم می‌خواهد توجّه بفرمایید! [۵]

کجا این سفره‌ها را می‌اندازید و زن و مرد را قاطی می‌کنید؟! این‌ کارها چیست که می‌کنید؟! به‌اصطلاح، اطعام می‌کند. جگر من از دست خوب‌ها خون‌است! به‌ نام اربعین و امام‌حسین (علیه‌السلام) می‌خواهد غذا بدهد، تو تئاتر درست کرده‌ای، این چیست که زن و مرد را دور هم جمع کردی و سفره می‌اندازی؟ الآن اربعین است، به‌ قدر وسع‌تان به مردم کمک کنید! جواد الائمه (علیه‌السلام) که دروغ نمی‌گوید؛ می‌فرماید: برآوردن حاجت یک برادر مؤمن، ثوابش از هفتاد حجّ و هفتاد عمره بالاتر است. حالا من می‌گویم: هم حاجت برادر مؤمنت را برآورده کن و هم آن‌ کار را بکن! من نمی‌گویم کربلا نرو! مگر من متوکّل هستم؟ اما با امر به کربلا برو! مگر خود آقا امام‌ حسین (علیه‌السلام) نیست که عدّه زیادی بودند، وقتی حضرت می‌خواست به کربلا بیاید، گفت: هر کسی حقّ‌ النّاس به گردنش هست، برگردد! نصف‌ مردم برگشتند. کجا پول مردم را برمی‌داری و می‌روی؟! کجا نشستی؟! در مِلک چه‌کسی نشستی؟! بیشتر از این دیگر می‌گوید نگو! تو باید رضایت خدا و امام‌ حسین (علیه‌السلام) را ببری. والله، بالله، اگر با رضایت بروی، امام‌ حسین (علیه‌السلام) به استقبالت می‌آید! [۶]

وقایع بازگشت اهل بیت به کربلا[۷]

امروز به‌ اصطلاح، اربعین است. کجا رفتی گریه کردی؟! حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) هم اربعین گرفته، امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم اربعین گرفته، می‌فرماید: یا جدّاه! برایت گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی که اسب بی‌صاحبت درِ خیمه آمد. تو کجا یاد امام‌ حسین (علیه‌السلام) بودی؟ حالا اربعین هم می‌روی؟! کجا می‌روی؟!

عشق‌بازی در جهان، بدنامی بسیار داردویران شود آن‌کس که عشق یار دارد

کجا تو عشق امام‌ حسین (علیه‌السلام) را داری؟! کجا رفتی بیتوته‌ای کردی و گریه‌ای برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) کردی؟ کدام‌یک از شما رفتید؟ گفتید و شنیدید و خندیدید و شوخی کردید و بازی کردید! حالا کارهای دیگرتان بماند. آن‌ها خصوصی است، نمی‌گویم. اربعین کجا می‌روی؟! [۸]

اگر شما با دید خلقی به ائمه (علیهم‌السلام) نگاه کردی، این خیلی بد و اشتباه‌ است. باید به ائمه‌طاهرین (علیهم‌السلام) با دید خلقی نگاه نکنید! تمام این بشر، بیشترشان دید خلقی دارند، تا حتّی به حضرت‌ زینب (علیهاالسلام)، تا حتّی به امام‌ حسین (علیه‌السلام)، تا حتّی به امام‌ حسن (علیه‌السلام). این دید را کنار بیندازید! [۹] خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! می‌گفت: اهل‌بیت همان اربعین اوّل به کربلا برگشتند، علماء که می‌گویند اربعین دوّم، بی‌خود می‌گویند، یک‌ سال که نکشید آن‌جا بیایند! این‌ها را از بی‌راهه می‌بردند، تا یزید بیشتر از این افتضاح و رسوا نشود. [۱۰] حالا اهل‌بیت دارند با بشیر می‌آیند، تا این‌که به یک دوراهی رسیدند، بشیر به امام‌ سجّاد (علیه‌السلام) گفت: آقاجان! این راه به کربلا و آن راه به مدینه می‌رود، از کدام طرف برویم؟ چقدر امام‌ سجّاد (علیه‌السلام) ادب دارد! فرمود: ببین عمّه‌ام چه می‌گوید؟ حضرت‌ زینب (علیهاالسلام) فرمود: ما میل کربلا داریم، سر شترها را رُو به کربلا گرداندند و به آن‌ سمت حرکت کردند.

اوّل زائر کربلا جابر بن‌ عبدالله انصاری بوده؛ جابر به کربلا آمده‌ بود، یک‌ وقت عطیّه گفت: صدای زنگ قافله می‌آید، جابر! بلند شو! زینب (علیهاالسلام) دارد می‌آید؛ اما من از جابر یک ناراحتی دارم؛ چون‌که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: هر قدمی که رُو به قبر امام‌ حسین (علیه‌السلام) برمی‌دارید، ثواب حجّ و عمره دارد؛ این‌ همه ثواب دارد. جابر قدم‌هایش را کوچک، کوچک برمی‌داشت. به‌ دینم! اگر هزاران قدم بود، یک‌ قدم می‌کردم و خودم را روی قبر امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌انداختم. مگر من ثواب می‌خواهم؟! من حسین می‌خواهم، ثوابِ بی‌محبّت ثواب نیست؛ جزاست.

وقتی زینب (علیهاالسلام) به کربلا رسید، بو کرد و قبر برادرش را پیدا کرد؛ خودش را روی قبر امام‌ حسین (علیه‌السلام) انداخت. یک‌ قدری حسین! حسین! کرد، صدا زد: برادر! حسین‌جان! امرت را همه‌ جا اطاعت کردم، در کوفه و مجلس یزید خطبه خواندم. برادر! بچّه‌هایت را به‌ من سپردی، گفتی: خواهر! همه را به خدا و بچّه‌هایم را به تو می‌سپارم. وقتی ما را در خرابه راه دادند، یک‌ شب رقیّه خواب شما را دید، همین‌طور بنا کرد بابا بابا کردن! یک‌ وقت دیدیم یزید یک‌ چیزی مثل طعام آورده و روپوشی روی آن‌ است. گفت: این سر آقا امام‌ حسین (علیه‌السلام) است، آن‌ را دست رقیّه داد، گفت این خیلی تشخیص نمی‌دهد. حسین‌جان! رقیّه سرِ تو را به دامن چسباند، همین‌طور بنا کرد گریه‌ کردن، صدا زد: بابا! چه‌ کسی مرا به این کودکی یتیم کرد؟! بابا! چه‌ کسی رگ‌های بدن تو را جدا کرد؟! عمّه! تو که گفتی بابایت مسافرت رفته‌ است. حسین‌جان! رقیّه همین‌طور بابا بابا کرد تا سر از دستش یک‌ قدری شُل شد، ما گفتیم رقیّه خوابش برده، یک‌ مرتبه دیدیم رقیّه از دنیا رفته‌ است. برادر! حسین‌جان! متحیّر بودم چه‌ کار کنم؟ تا این‌که رقیّه را در خرابه شام دفن کردم. من عذرخواهی می‌کنم، وقتی بچّه‌هایم شهید شدند، به استقبالت نیامدم، گفتم شاید تو خجالت بکشی! تو هم سراغ رقیّه را از من نگیر! اما برادر! وقتی می‌خواستم بیایم، با رقیّه خداحافظی کردم، ولی خواهرم اُمّ‌کلثوم گفت: من نمی‌آیم، پیش رقیّه می‌مانم. حسین‌جان! از کوفه تا شام، هیچ‌کس به‌ غیر از هنده ما حمایت نکرد، برادر! همه‌ جا به ما خدمت کرد، در مجلس یزید و در خرابه آمد، پیراهن چاک داد. کسی‌که از کوفه تا شام به ما خدمت کرد، هنده بود. [۱۱]

حالا هر کسی یک‌ حدودی را در نظر گرفته و می‌گوید: عمّه‌جان! این‌جا علی‌اکبر (علیه‌السلام) بود، عمّه‌جان! این‌جا علی‌اصغر و قاسم، عون و جعفر (علیهم‌السلام) بودند. یکی دو روز حالا قدری کم و زیاد این‌ها در کربلا بودند؛ خبر به امام‌ سجّاد دادند: آقاجان! این‌ها چیزی نمی‌خورند، فقط گریه می‌کنند، اگر طول بکشد، ممکن‌ است فُجأه کنند و جان بدهند. امام‌ سجّاد (علیه‌السلام) دستور حرکت داد. امر امام را اطاعت کردند و رُو به مدینه حرکت کردند. یک‌ روایت داریم، وقتی حضرت‌ سجّاد نگاه کرد و دید اهل‌بیت این‌جوری هستند، خیلی ناراحت شد! زینب (علیهاالسلام) گفت: آقاجان! «یا حجّة‌الله الماضین!» چرا با جان خودت بازی می‌کنی؟ آن دستی که امام‌ حسین (علیه‌السلام) در قلب زینب (علیهاالسلام) گذاشت، آن شهامت را داشت، زینب (علیهاالسلام) شهامت داشت. این‌جا گنبد و بارگاه می‌شود، چندین‌ میلیون مردم در اربعین برای زیارت به این‌جا خواهند آمد؛ این‌ را من می‌گویم. [۹]

کسی می‌تواند رجعت را تشویق کند که القای ولایت به او بشود. رجعت واحد است. همان‌طور که خدا خواستش علی (علیه‌السلام) است، علی (علیه‌السلام)، خواستش رجعت است. چرا؟ یک خلخال از پای بچّه یهودی کشیده‌اند، فریاد می‌زند: کمرم! چرا ظلم شد؟ حالا علی‌اکبر و علی‌اصغر (علیهماالسلام) را کشته‌اند، نمی‌گوید کمرم؟! امام‌ حسین (علیه‌السلام) را کشته‌اند، نمی‌گوید کمرم؟! آیا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نمی‌خواهد احقاق حقّ از دخترش زینب (علیهاالسلام) بشود؟ در رجعت، خدا رضایت حضرت‌ زینب (علیهاالسلام) و رضایت امام‌ حسین (علیه‌السلام) و اهل‌بیت را فراهم می‌کند. اربعین افشای زحمت‌های حضرت‌زینب (علیهاالسلام) است که در زمان رجعت افشا می‌شود. اربعین یعنی فتح ولایت. [۱۲]

خدایا! این‌مردم عبادتی شدند، ولایتی‌شان کن!

خدایا! از این عبادت توبه کنند!

خدایا! بفهمند که این عبادت‌ها ضلالت است.

خدایا! بفهمند و عبادت کنند. [۱۳]

یا علی


یاد امام‌حسین

رفقای‌ عزیز! امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌فرماید: قبر من در دل دوستان من است؛ یعنی باید یاد امام‌ حسین (علیه‌السلام) باشیم. چه‌ وقت یاد امام‌ حسین (علیه‌السلام) هستیم؟ وقتی امرش را اطاعت کنیم، امرش سخاوت است؛ یعنی همان‌طور که ائمه (علیهم‌السلام) نمی‌خوردند و به مردم می‌دادند؛ شما هم بخورید و هم بخورانید. [۱۴]

کجا امام‌ حسین (علیه‌السلام) را فراموش می‌کنید؟ موقعی‌که گناه کنید. [۱۵] وقتی قبر امام‌ حسین (علیه‌السلام) در دل‌تان باشد، خدا و ولایت در قلب‌تان باشد، آن‌جا [محلّ] نزول ملائکه است؛ نه نزول شیطان. حالا شما بخل، حسد، کینه و بدچشمی را در دل‌تان می‌برید، چرا این‌قدر به‌ فکر دنیا هستید؟! قدری در این فکرها بیایید! والله، اگر قدری فکر کنیم، شرمنده می‌شویم که چه چیزهایی را بغل ولایت؛ یعنی بغل امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌گذاریم؟! [۱۶] شما همیشه باید غم امام‌ حسین (علیه‌السلام) را داشته‌ باشید و در حضور باشید؛ نه در سقوط. کجا در حضورید؟ وقتی در حضور خلق نباشید. [۱۷]

یاد خیلی مهمّ است. آقا موسی‌ بن‌ جعفر (علیهماالسلام) یک عمله داشت، در خانه امام کار می‌کرد؛ شب آن‌جا خوابید. قدری که از شب گذشت، دید موسی‌ بن‌ جعفر (علیهماالسلام) کناری رفت و تا صبح با خدا مناجات کرد و گریه کرد. مناجات امام یک خلقت است، خود امام یک خلقت است. حالا این عمله نزد موسی‌ بن‌ جعفر (علیهماالسلام) آمد و گفت: آقاجان! من هر وقت بلند شدم، دیدم شما با خدا مناجات می‌کنید و گریه می‌کنید، خیلی من هم دلم می‌خواست مناجات کنم؛ اما خسته بودم. رفقا! عملگی خیلی آدم را خسته می‌کند، خدا قسمت‌تان نکند! خدا شما را همیشه فرمانده قرار بدهد! بیایید فرمانده شوید! فرمان ببرید تا فرمانده شوید.

امام موسی‌ بن‌ جعفر (علیهماالسلام) به او گفت: تو ثوابی کردی که از عبادت من بالاتر است. گفت: آقا! من چه کردم؟ امام فرمود: بلند شدی آب خوردی و یاد لب‌ تشنه جدّم، حسین (علیه‌السلام) کردی و لعنت بر موکّلان آب‌ فرات فرستادی. امام می‌خواهد اعلام کند که عبادت موجب محشوریّت با امام‌ حسین (علیه‌السلام) و اصحابش نمی‌شود، یاد موجب محشوریّت می‌شود. این‌قدر این یاد مهمّ است که می‌گوید اگر برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! [یعنی خودت را به حال گریه بزن!] حالا می‌گوید اگر یاد امام‌ حسین (علیه‌السلام) باشی و یک لکّه‌ اشک بریزی، این‌قدر این اشک قیمت دارد که اگر آن‌ را در جهنّم بریزند، جهنّم طوفان می‌شود؛ یعنی تعادل خودش را از دست می‌دهد؛ چون‌که یاد آقا امام‌ حسین (علیه‌السلام) بودی. [۱۸]

من از زمانی‌که یادم می‌آید یک دور تسبیح صلوات برای سلامتی امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌فرستم، از زمانی‌که یادم می‌آید؛ یعنی از بچّه‌گی هم یک دور تسبیح صلوات برای یاوران او می‌فرستم. هر روز خدا این‌ کار را می‌کنم.، اگر کاری هم داشتم، وقتی مشتری‌ها ردّ می‌شدند، این‌ کار را می‌کردم. [۱۹]


یا علی


گریه بر امام‌حسین

عاشورا بوده. انبیای سابق هم عاشورا را احترام می‌کردند، عاشورا که از زمان امام‌ حسین (علیه‌السلام) نیست. مگر آدم نبود که یک لکّه‌ اشک برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) ریخت و آمرزیده‌ شد؟! همین‌طور روایت داریم که قوم موسی برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) مجلس داشتند و گریه می‌کردند. [۲۰] هر کدام از آن‌ها که دچار مشکلی می‌شدند، به امام‌ حسین (علیه‌السلام) متوسّل می‌شدند و مشکل‌شان حلّ می‌شد. [۲۱]

روایت داریم: وقتی منصور دوانیقی به امام‌ صادق (علیه‌السلام) زهر داد، تمام استخوان‌های امام بر اثر زهر، آب شده‌ بود، فقط استخوان سرش مانده‌ بود. شخصی نزد امام آمد و گریه کرد. امام فرمود: برو به‌ فکر آخرتت باش! برای جدّم حسین (علیه‌السلام) گریه کن! ببین ائمه (علیهم‌السلام) تا نَفَس آخر می‌گویند «حسین!» تا نَفَس آخر می‌گویند «علی!» اگر امام‌ صادق (علیه‌السلام) به این‌ شخص می‌فرماید: برای جدّم حسین (علیه‌السلام) گریه کن! به‌ فکر نجات اوست؛ چون فقط گریه بر امام‌ حسین (علیه‌السلام) سبب آمرزش گناهان می‌شود؛ حتّی اگر گناه ثقلین را داشته‌ باشد؛ اما شرطش این‌ است که بدعت‌گذار یا طرفدارش نباشد، خدا او را نمی‌آمرزد، چون بدعت‌گذار با منیّتی که دارد در مقابل ولایت دکّان باز کرده‌ است. [۲۲]

این‌که می‌گوید فقط برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) داریم که عرش، بهشت، فردوس، جهنّم، زمین و آسمان گریه کرده‌اند، عقیده ولایتی‌ام این‌ است: همان‌طور که تمام خلقت باید ولایتِ امیرالمؤمنین داشته‌ باشند، تمام‌شان باید به امام‌ حسین (علیه‌السلام) پناه بیاورند؛ تا خدا آن‌ها را بپذیرد؛ درست‌ است که تمام ائمه (علیهم‌السلام) کشتی‌اند؛ اما سفینه‌ نجات، امام‌ حسین (علیه‌السلام) است. [۲۳]

گریه آسمان، زمین، بهشت و جهنّم برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه هماهنگی‌است؛ اما گریه‌های ما آمرزیدنی است. یک لکّه‌ اشک بریزیم تا باعث آمرزش ما شود؛ البتّه گریه باید از روی ولایت باشد؛ وگرنه ابن‌ سعد هم گریه کرد، او گریه‌اش از روی خباثت بود. ما باید بیچارگی خودمان را ببینیم و بگوییم: حسین‌جان! ما بیچاره‌ایم! عاشورا نبودیم که جان‌مان را فدایت کنیم، زینب‌جان! نبودیم که از تو حمایت کنیم؛ حالا کاری که نمی‌توانیم بکنیم، بیچاره بیچاره‌ایم! گریه می‌کنیم تا فرزند عزیزت امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و احقاق حقّ از دشمنان مادرت زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) کند؛ این گریه، اتّصال به ولایت است.

کسی‌که یک لکّه‌ اشک برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) با معرفت بریزد، جهنّم تعادلش را از دست می‌دهد؛ دلیلش این‌ است که هیچ‌ چیزی قدرتش مطابق قدرت گریه بر امام‌ حسین (علیه‌السلام) نیست. جهنّم عذاب است، گریه امام‌ حسین (علیه‌السلام) رحمت است؛ گریه‌ای که چرا توهین به امام‌ حسین (علیه‌السلام) و حضرت‌ زینب (علیهاالسلام) شد؟! آن‌وقت این لکّه‌اشک درونش محبّت امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)، حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) و امام‌ حسین (علیه‌السلام) است، «رحمةِ واسعه» است که در جهنّم می‌چکد و تمام عذاب نابود می‌شود. [۲۴]

من بعضی‌وقت‌ها روی چهارپایه می‌نشینم، یک سلام به امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌دهم و همین‌طور می‌گویم «حسین! حسین!» اشک جاری می‌شود؛ ما نمی‌توانیم عظمت امام‌ حسین (علیه‌السلام) را هضم کنیم. این‌که «یا حسین» می‌گویی، اشکت درمی‌آید؛ دیگر نیازی به روضه نداری. روایت داریم: اگر گوشه‌ای بروی و اشکی برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) بریزی، فوراً زهرای‌ مرضیه (علیهاالسلام) و امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) آن‌جا حاضر می‌شوند و گریه می‌کنند؛ من می‌گویم بیایید روضه‌خوانِ امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) بشوید! [۲۵]

عظمت گریه بر امام حسین[۲۶]

روایت صحیح داریم: قوم حضرت‌ موسی برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه می‌کردند. عاشورا بوده، امام‌ حسین (علیه‌السلام) هم می‌فرماید: هر روز عاشوراست. این‌چه گریه‌ای است که اگر پلک چشمت تَر بشود، خدا تمام گناهانت را می‌آمرزد؛ حتّی اگر به اندازه گناه جنّ و انس باشد؟ این‌جا دارد عظمت حسین (علیه‌السلام) را معلوم می‌کند. مگر تو هفتاد سالت نیست؟! هفتاد سال که گناه ثقلین نمی‌کنی! (آیا این حرف‌ها در دل‌تان جلوه کرده؟ از این حرف‌ها قدردانی کنید! والله، حرف من نیست.) از کجا می‌گویی دارد عظمت امام‌ حسین (علیه‌السلام) را معلوم می‌کند؟ مگر نمی‌فرماید هر کسی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را به «الیوم أکملت لکم دینکم»[۲۷] قبول نداشته‌ باشد، عبادت ثقلین کند، او را می‌سوزانم؟! آخر چه‌ کسی عبادت ثقلین می‌کند؟! خدا دارد عظمت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را معلوم می‌کند؛ یعنی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) این‌قدر عظمت دارد که یک محبّتش را به تمام عبادت ثقلین صلح می‌کند.

این‌جا هم خدا دارد عظمت امام‌ حسین (علیه‌السلام) را معلوم می‌کند که می‌گوید هر کسی برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه کند، گناه جنّ و انس را هم کرده‌ باشد، او را می‌آمرزم. این به تو خیلی ربطی ندارد؛ اما ربطش چیه؟ ربطش این‌ است که امام‌ حسین (علیه‌السلام) را بشناسی، ربطش این‌ است که بدانی امام‌ حسین (علیه‌السلام) یعنی‌ چه؟ ربطش این‌ است که بدانی چقدر عظمت دارد که خدای تبارک و تعالی گناه ثقلین را کرده‌ باشی و پلک چشمت به‌ واسطه امام‌ حسین (علیه‌السلام) تَر بشود، تو را می‌آمرزد؛ اما اگر کسی حسین‌ شناس باشد، گناه نمی‌کند.

قدر این حرف را بدانید! والله، اگر یک‌ سال در این حرف کار بکنید، کار نکردید! این‌قدر به نظر من این حرف اهمّیّت دارد که باید حسین‌ شناس باشی و معرفت داشته‌ باشی و گریه کنی. حالا من به شما می‌گویم تا این حرف را قبول کنید! عزیزان من! مگر ابن‌ سعد گناه ثقلین کرد؟ نه! به خون امام‌ حسین (علیه‌السلام) شرکت کرد. این‌قدر گریه کرد که از ریش نحس نجسش اشک می‌چکید، چرا اهل‌ جهنّم است؟ چرا خدا او را نیامرزید؟ چون گریه‌اش از روی کفر بلند می‌شد؛ پس گریه باید از روی محبّت باشد؛ تا ارزش داشته‌ باشد. توجّه بفرمایید!

درباره امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) داریم: وقتی‌که شهید شد، منادی ندا داد: «ارکان خدا شکست»؛ اما حالا که امام‌ حسین (علیه‌السلام) شهید شده، درخت، ریگ، عرش، آسمان، بهشت، جنّات، جهنّم گریه می‌کند. حالا عزیز من! این گریه‌ای که تو می‌کنی، باید این‌جوری باشد. اگر تو برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه کنی که گناهانت را بیامرزد، این گریه نتیجه ندارد، ارزش ندارد. چرا ارزش ندارد؟ این مثل این‌ است که من الآن پنجاه‌ هزار تومان قرض دارم، می‌گویم شما بیا پنجاه‌ هزار تومان به‌ من بده تا قرضم را بدهم. این ارزش ندارد، من تو را نمی‌خواهم که! پس برای چه تو را می‌خواهم؟ برای این‌که قرضم را بدهی و مشکلم را حلّ کنی؛ پس اگر برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه کنی تا خدا گناهانت را بیامرزد، مثل همان‌ است؛ [یعنی با خدا معامله کردی].

حالا ما باید چه‌جور باشیم؟ ما باید برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه کنیم که چرا توهین به او شده؟! اگر تو این‌جوری باشی، گناهانت هم آمرزیده می‌شود؛ یعنی معرفت درباره آقا امام‌ حسین (علیه‌السلام) داشته‌ باشی.

قبلاً گفتم: ما سه نوع گریه داریم: گریه کفر به ولایت که برای بیچارگی این‌ها گریه کنیم. گریه عُقده که برای مشکلات خودمان گریه کنیم؛ اما یک گریه‌ای است که امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌کند؛ می‌فرماید: «صبح و شام گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم؛ به‌خاطر توهینی که به عمّه‌ام شد.» تو باید معصوم باشی و گریه کنی، مصداق برای شما بیاورم: مگر بهشت و فردوس، آسمان، ریگ، جهنّم می‌خواهند آمرزیده شوند که گریه می‌کنند؟ نه! تو هم باید این‌جور برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه کنی؛ این‌ است معرفت به امام‌ حسین (علیه‌السلام)! مگر آن‌ها نسبت به خودشان معصوم نیستند؟! تو هم باید نسبت به امام‌ حسین (علیه‌السلام) معصوم باشی؛ نه این‌که گناه کنی و با گریه خدا گناهانت را بیامرزد! حیف از آن مرغ‌هایی که می‌خوری!

حالا چرا تمام اشیای خلقت برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه می‌کنند؟ آیا می‌دانید چرا؟ وقتی امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) شهید شد، منادی ندا داد: «ارکان خدا شکست»؛ اما نگفت تمام خلقت برای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) گریه می‌کند؛ فقط برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گفته؛ چون‌که امام‌ حسین (علیه‌السلام) جسارتش افشا شد؛ یعنی اسب به بدن امام‌ حسین (علیه‌السلام) تازاندند، سرش را چهل‌ منزل بردند. جنایت‌شان را افشا کردند، این مصیبت یک مصیبتی بود که این‌ها افشا کردند، خدای تبارک و تعالی هم افشا می‌کند. جسارت به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یک ثانیه بود، شمشیر به فرق مبارکش زدند. جسارت به امام‌ حسن (علیه‌السلام) این‌ بود که به او زهر دادند؛ اما جسارت به امام‌ حسین (علیه‌السلام) را افشا کردند، حالا خدا هم عظمت امام‌ حسین (علیه‌السلام) را افشا می‌کند و می‌گوید: «اگر پلک چشمت تَر بشود، خدا از تمام گناهانت می‌گذرد، حتّی اگر گناه جنّ و انس را کرده‌ باشی؛ اما معصوم باشی، نه این‌که بخواهی گناهانت را بیامرزد.

عزیزان من! اگر شما هم با خدا باشید، خدا افشایتان می‌کند. چرا می‌گوید اگر توهین به یک مؤمن کردی، خانه مرا خراب کردی؟ دارد تو را هم افشا می‌کند. من نمی‌خواهم خودم را افشا کنم؛ اما یک‌ چیزهایی را یادتان می‌دهم. من روز عاشورا که می‌شد، پابرهنه می‌شدم، سرِ باز می‌دویدم، یک‌ چرخ هم داشتم، تا آن‌جا که می‌توانستم در بیابان می‌رفتم که هیچ‌کس نباشد. فقط برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه می‌کردم و سلام به امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌دادم. بعضی‌وقت‌ها هم می‌گفتم آن‌ها خاک بر سرشان می‌ریختند، من هم می‌ریختم، تا بعد از ظهر آن‌جا بودم. [۲۸]

امام‌ حسین (علیه‌السلام) سفینه نجات است. تمام خلقت؛ یعنی آسمان، لوح، قلم، بهشت و فردوس؛ تاحتّی جهنّم برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه می‌کند. یکی از علماء از من سؤال کرد: جهنّم که در غضب خداست، برای چه گریه می‌کند؟ گفتم: از روی هماهنگی گریه می‌کند، می‌خواهد با تمام خلقت هماهنگ باشد. بعد به این آقا گفتم: یک گریه‌ای داریم که گریه ذوق است، یک گریه‌هایی است که گریه بی‌اختیاری است، شما الآن یک‌ دفعه چشمت به قبر آقا علی‌ بن‌ موسی الرّضا (علیهماالسلام) یا آقا امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌افتد، گریه می‌کنی؛ این گریه ذوق است. پدرت یا پسرت می‌خواهد به مکّه برود، یک‌ مرتبه گریه می‌کنی، این گریه ذوق است. این گریه‌ها تکذیب‌نشده؛ اما اگر می‌گوید برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه کن! دارد به شما دستور می‌دهد که امام‌ حسین (علیه‌السلام) سفینه نجات است. شما وقتی حساب می‌کنی، می‌بینی که تمام این‌ها نور واحدند؛ یکی هستند، همه‌شان از نور خدا به‌ وجود آمده‌اند؛ اما خدا هر کسی را یک حسابی رویش می‌کند؛ پس هر گریه‌ای که گریه نیست. گریه‌ای که تأیید باشد، گریه‌ای که از روی ولایت بلند شود، نه از روی نجاست. ابن‌ سعد گریه‌اش از روی نجاست و خباثت بود؛ این گریه ارزش ندارد. گریه‌ای ارزش دارد که از ولایت سرچشمه بگیرد.

روایت داریم که خود ولایت هم گریه می‌کند. چرا خود ولایت گریه می‌کند؟ خدای تبارک و تعالی مقصدش ولایت است، مقصدش علی (علیه‌السلام) است، مقصدش حسین (علیه‌السلام) است؛ اما خدا یک خواست دارد، حالا به خواست خدا جسارت شده‌ است. خدا ناراحت است، حالا ولایت برای خواست خدا گریه می‌کند؛ چون به خواست خدا خدشه خورده‌ است. به خواست خدا توهین شده‌ است. می‌گوید اگر به یک شیعه توهین کنی، هیچ‌ عبادتت را قبول نمی‌کنم؟ می‌گوید چرا توهین کردی؟ همان‌طور که می‌گوید اگر حبّ امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نداشته‌ باشی، عبادت ثقلین کنی، تو را نمی‌آمرزم؛ پس این حرف صحیح است که خدا یک خواست دارد. حالا چرا این‌ها این‌جورند؟ به عقیده ولایتی من دارند نجوا می‌کنند. [۲۹]

گریه خیلی جاها منع شده. فقط برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) باید گریه کرد، ایراد می‌کنند که چطور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در فوت پسرش ابراهیم گریه کرد؟ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گریه‌اش شکرانه بود. آقا امام‌ حسین (علیه‌السلام) روی زانویش بود، ابراهیم هم روی زانوی دیگرش بود، دست بر سر این دو می‌کشید و کِیْف می‌کرد. جبرئیل نازل‌ شد: یا محمّد! کِیْف می‌کنی؟ یکی از این‌ها را باید قربانی یکی‌ دیگر کنی. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) حساب کرد که چه‌ کار کنم؟ اگر حسین (علیه‌السلام) را قربانی کنم، زهرا (علیهاالسلام) ناراحت می‌شود، علی (علیه‌السلام) ناراحت می‌شود، خودش ناراحت می‌شود، زینب (علیهاالسلام) هم ناراحت می‌شود. گفت: ابراهیم را فدا می‌کنم. حالا که ابراهیم را فدا کرده، گفت قبرش را محکم کن! بعد فرمود: «خدا رحمت کند کسی را که محکم کار کند.» اگر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گریه می‌کرد، گریه‌اش شکرانه بود؛ می‌گفت: خدایا! شکر، تا من رفتم یک‌ ذرّه کِیْف کنم، جلوی مرا گرفتی. خدایا! شکر که من ابراهیم را فدای حسین (علیه‌السلام) کردم. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گریه شوق می‌کند؛ نه برای ابراهیم، جان ابراهیم در دستش است؛ این‌که گریه ندارد!

آقا امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) درباره مادرش خیلی دخالت نمی‌کند، در صحرای‌ کربلا هم خیلی دخالت نمی‌کند؛ اما می‌گوید گریه می‌کنم، اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم؛ به‌خاطر توهینی که به عمّه‌ام زینب (علیهاالسلام) شد. دلیل این‌ که امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌گوید اشک چشمم تمام شود خون گریه می‌کنم، این است زینب (علیهاالسلام) دفاع از ولایت کرد. ببین آن‌جا می‌گوید: السّلام علیک یا مطيع لله و لِرسوله عبد الصّالح، پدر و مادرم به قربانتان! مگر اصحاب امام حسین (علیه‌السلام) چه کار کردند؟ حمایت از ولایت کردند؛ حالا می‌گوید: پدر و مادرم به قربانت، این‌جا چه می‌گوید؟ این‌جا می‌گوید: اگر اشک چشمم تمام شود خون گریه می‌کنم. شما دفاع از چه کسی می‌کنید بدبخت‌های بیچاره؟! شما دفاع از چه کسی کردید، دفاع از چه کسی می‌کنید؟! این حرف‌ها را باید توی خودتان پیاده کنید، رفقای‌ عزیز! بیایید گریه‌ای که امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) می‌کند را بکنید! گریه‌هایی نکنید که از جیب‌تان می‌رود. [۳۰]

یا علی


کتابها

تمام کتابها


سخنرانی‌ها

تمام سخنرانی‌ها

  1. (سوره الأعراف، آیه 142)
  2. اربعین 78 و اربعین 83
  3. (سوره طه، آیه 12)
  4. (سوره الفتح، آیه 1)
  5. اربعین 86؛ تذکر درباره زیارت و اربعین 90؛ عبادتهای خیالی و کتاب انتقاد؛ محبت امیرالمؤمنین، نجات بشریت
  6. اربعین 87؛ پست و مقام؛ خلق و نگاه
  7. اربعین 92 (دقیقه 25) و اربعین 90؛ عبادتهای خیالی (دقیقه 11 و 40) و اربعین 80 (دقیقه 36)
  8. اربعین 94؛ اشتباهات مردم
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ اربعین 90؛ عبادتهای خیالی
  10. شب‌اربعین 81
  11. اربعین 84؛ نجات در ولایت است، نه در عبادت و اربعین 80
  12. کتاب رجعت را بهتر بشناسیم
  13. اربعین 92
  14. مشهد 90؛ عنایت امام‌رضا به زوار 90
  15. اربعین 91
  16. خلق و امر 75
  17. اربعین 89
  18. یاد 81
  19. نیمه شعبان 81؛ احکام جشن و روضه؛ شرط یاوری امام زمان 81
  20. منیت پرچم شیطان است
  21. اتصال به امام‌حسین 85
  22. اجازه گفتن 85 و ارتباط خلقت با امام‌حسین
  23. حر
  24. درباره حضرت‌زینب
  25. امام‌حسین؛ شناخت ولایت
  26. عظمت گریه با معرفت 81 (دقیقه 11 و 17 و 21 و 23) و گریه ولایت (دقیقه 30 و 38)
  27. (سوره المائدة، آیه ۳)
  28. عظمت گریه با معرفت 81
  29. گریه ولایت 77
  30. گریه 84 و تاسوعا ۹۱
حاج   حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه