منتخب: امام سجاد 2

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) کفواً أحد است. حضرت زهرا (علیها السلام) کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.

گفتار متقی [۱]

امروز روز قتل امام سجاد (علیه السلام) است، یک اشاره‌ای از برای حضرت بکنیم. امام صفات خداست؛ اما یاد ما می‌دهد. بعد از واقعه عاشورا، مختار بنا شد که قاتلین امام حسین (علیه السلام) را بگیرد و به قتل برساند. یک نفر از لشکر ابن‌زیاد بود که به همسرش گفت: ای زن! من چه کار کنم؟! مختار بالأخره مرا می‌کُشد؟! زنش گفت: ای مرد! آخَر تو چیزی باقی نگذاشته‌ای! تو که آن‌جا در جنگ صفین کمکِ معاویه بودی! حالا هم که در قتل امام حسین (علیه السلام) شرکت کردی! گفت: من به مدینه، پیش حضرت سجاد (علیه السلام) می‌روم. زنش گفت: واقعاً آن‌جا می‌روی؟! گفت: آره! تو این‌ها را نشناخته‌ای. ببین، عزیز من! این همه که من دارم داد می‌زنم و می‌گویم شناخت به غیر از عمل است، این شخص شناخت دارد، عمل ندارد، توفیق عمل ندارد! از خدا هم شناخت و هم توفیق عمل بخواهید.

حالا این شخص ریش‌هایش را تراشید و گذاشت موهایش بلند شد و یک چَپیه هم سرش کرد و به نام زن از کوفه خارج شد. زن‌ها هم که آزاد بودند؛ چون‌که مختار دروازه‌ها را بسته بود. خدمت حضرت سجاد (علیه السلام) آمد و گفت: آقا! شما می‌دانی که من در جنگ صفین، کمکِ معاویه بودم، به قتل پدرتان هم شرکت کردم، پناه به شما آورده‌ام، حضرت فوراً یک نفر را صدا زد و دستور داد که خانه‌ای برایش خرید یا اجاره کرد، خرجی‌اش را هم معلوم کرد و به او داد؛ اما گفت: فلانی! از این‌جا برو! جلوی من نیا، وقتی تو را می‌بینم، یاد پدرم می‌افتم.

بعد از چند وقت مختار توجه کرد و سه، چهار نفر از این افراد خیلی داش و قلدر را به مدینه فرستاد و گفت: اول خدمت حضرت سجاد (علیه السلام) بروید و این ملعون را بیاورید. وقتی آن‌ها خدمت حضرت رفتند، امام فرمود: سلام مرا خدمت مختار برسانید و به او بگویید این پناه به من آورده، آن‌ها برگشتند؛ تا این‌که خودش خود به خود مُرد.

رفقای عزیز! بیایید پناه به امام‌زمان (عج الله فرجه) بیاورید! گناهان خودتان را این‌قدر بزرگ نکنید! نادانیِ ما این‌است که گناه را از خدا و امام بالاتر می‌دانیم! چرا این‌طوری هستیم؟! گناه در مقابل قدرت خدا چیزی نیست! مگر خدا نمی‌گوید اگر گناه إنس و جنّ را بکنی، یک لکه اشک برای امام حسین (علیه السلام) بریزی، تو را می‌آمرزم؟! عزیزان من! به این حرف‌ها توجه کنید! گناه در مقابل امام‌زمان (عج الله فرجه) بزرگ است؛ اما امام بزرگ‌تر است، عفو خدا بزرگ‌تر است! [۲]

بیایید از دنیا فارغ شوید، قدری از هوی و هوس‌تان کم کنید. یقین کنید که این حرف‌ها درست است، تفکر داشته باشید و شب که می‌شود قدری کنار بروید و گریه کنید که امام‌زمان! دست ما را بگیر. آقاجان! ما اشتباه‌کاریم، آقاجان! ما متوجه نیستیم، دست ما را بگیر. امام‌زمان (عج الله فرجه) أولی بالتصرف است. می‌دانید أولی بالتصرف چیست؟ یعنی تصرف به تمام گلبول‌های خون شما می‌کند. ائمه (علیهم السلام) اختیاردار هستند؛ چرا آن‌ها را بی‌قدرت می‌د‌انید؟! باباجان من! آخَر شما که تا ساعت دوازده شب پای تلویزیون هستید، دیگر حال بیتوته با خدا ندارید، دیگر برای شما مغز و چشمی نگذاشته که بیتوته کنید!

یک روایت بگویم که از من قبول کنید: آقا امام زین‌العابدین، سید الساجدین (علیه السلام) وقتی که از کربلا برمی‌گشت، بعضی از مردم با حقارت به حضرت نگاه می‌کردند، آخَر امام صدمه خورده، پدر و برادرانش را کشته‌اند، خودش، عمه‌اش زینب کبری (علیها السلام) و اهل‌بیتش را اسیر کرده‌اند و چهل منزل برده‌اند، زنجیر به گردنش است، ناراحت شده، فرسوده شده. حضرت منبر رفت و فرمود: خدای تبارک و تعالی به طوری به ما قدرت داده که می‌توانیم زنی را مرد و مردی را زن کنیم. یک نفر منافق از توی جمعیت که عناد داشت، گفت: یک‌باره بگو که من خدا هستم. امام فرمود: ای زن! بلندشو از توی مردها برو بیرون! آن شخص بلند شد و رفت، نگاهی به خودش کرد، دید زن شده است.

روایت داریم که ایشان میل به شوهر پیدا کرد و خدا دو، سه تا بچه هم به او داد! یعنی خدا دید که این شخص نمی‌تواند قبول کند، باید این‌جوری بشود. مگر می‌شود که با ولایت وَرافتاد [مبارزه کرد]؟! سیلی به تو می‌زند و آبرویت را هم می‌برد! آرام باش! جوان عزیز! به شما می‌گویم این قدرتی که داری چه کسی به تو داده؟! آن را صرف قدرت کن! مگر امام سجاد (علیه السلام) قدرة الله نیست؟! قدرت همه عالم در قبضه قدرتش است؛ اما مرتب می‌گوید «أنا عبدُ الذلیل» ای خدا! من در مقابل تو عبد ذلیل هستم. یقین دارد که خدا این قدرت را به او داده است. [۳]

فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

  1. سخنرانی درخواست از امام رضا (دقیقه ۳۸) عصاره عاشورا (دقیقه ۹) ولایت و خباثت (دقیقه ۴۸) عصاره عاشورا (دقیقه ۸)
  2. درخواست از امام رضا 81
  3. ولایت و خباثت 76 و عصاره‌عاشورا 82 و لا إله إلّا الله 73
حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه