خواست شیعه این است که ولایت افشا شود. من اگر بمیرم با عقده اینکه هنوز رجعت نیامدهاست میمیرم؛ اگر در فردوس باشم ناراحتم. به تمام آیات قرآن راست میگویم. چرا؟ دلم میخواهد رجعت بشود. به خدا گفتم: اگر مرا جایی قرار دهند و آبهای هفت طبق آسمان را روی من بریزند، باز هم برای مصیبت حضرتزهرا و امامحسین میسوزم، تا زمانیکه احقاق حق از دشمنان آنها بشود. نشده است که من با عقده از دنیا رفتهام. بهشت که من را تأمین نمیکند، احقاق حق اینها مرا تأمین میکند. باید همهتان اینطور شوید. اگر اینطور نباشید، مثل حیوانی هستید که یونجه و جو به او دادهاند و قانع شدهاست. ما باید قانع نشویم و انتظار رجعت را بکشیم. آن دو نفر یا بنیامیه و بنیعباس چه کردند؟ اینهمه جوان را گمراه کردند. ما میسوزیم، کِی میشود آن حقیقت اسلام و قرآن و توحید یعنی امامزمان بیاید؟ انتظار الفرج یعنی این، نه اینکه بیاید کاه و جوی ما را درست کند. انتظار الفرج یعنی انتظار رجعت، اگر اینطور نباشید والله، بالله، تالله، نفهمیدهاید.
