روایت: پاگذاشتن امیرالمؤمنین روی دوش نبی و شکستن بتها
قال امیرالمؤمنین علی علیهالسلام: ... أَنَا صَاحِبُ فَتْحِ مَكَّةَ، أَنَا كَاسِرُ اللاَّتِ وَ العُزَّی، أَنَا الهَادِمُ هُبَلَ الأَعْلَی وَ مَنٰاةَ الثّٰالِثَةَ الأُخْریٰ، أَنَا عَلَوْتُ عَلَی كَتِفِ النَّبِيِّ صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ كَسَرْتُ الأَصْنَامَ، أَنَا اَلَّذِي كَسَرْتُ يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً ...
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمود: ... من صاحب فتح مکه هستم، من شکننده دو بت لات و عزّی هستم، من نابودکننده هبل بزرگ و منات سومین بت دیگر هستم، من بر دوش نبی صلی الله علیه و آله بالا رفتم و بتها را شکستم، من کسی هستم که سه بت یغوث و یعوق و نسر را شکستم ...
الفضائل لإبن شاذان، ج۱، ص۸۳
وَ رَوَی القَاضِي أَبُوعَمْرٍو عُثْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ شُيُوخٍ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اِبْنِعَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّی الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِعَلِی صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِمَا: قُمْ بِنَا إِلَی الصَّنَمِ فِي أَعْلَی الكَعْبَةِ لِنَكْسِرَهُ. فَقَامَا جَمِيعاً، فَلَمَّا أَتَيَاهُ قَالَ لَهُ اَلنَّبِي صَلَّی اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قُمْ عَلَی عَاتِقِي حَتَّی أَرْفَعَكَ عَلَيْهِ. فَأَعْطَاهُ عَلِيٌّ ثَوْبَهُ، فَوَضَعَهُ رَسُولُ اَلله صَلَّی الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَی عَاتِقِهِ، ثُمَّ رَفَعَهُ حَتَّی وَضَعَهُ عَلَی البَيْتِ، فَأَخَذَ عَلِيٌّ عَلَيْهِالسَّلاَمُ الصَّنَمَ، وَ هُوَ مِنْ نُحَاسٍ، فَرَمَی بِهِ مِنْ فَوْقِ الكَعْبَةِ. فَنَادَی رَسُولُ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اِنْزِلْ. فَوَثَبَ مِنْ أَعْلَی الكَعْبَةِ كَأَنَّمَا كَانَ لَهُ جَنَاحَانِ، وَ يُقَالُ إِنَّ عُمَرَ كَانَ تَمَنَّی ذَلِكَ. فَقَالَ عَلَيْهِالسَّلاَمُ: إِنَّ اَلَّذِي عَبَدَهُ لاَ يَقْلَعُهُ. وَ لَمَّا صَعِدَ أَبُوبَكْرٍ المِنْبَرَ نَزَلَ مِرْقَاةً، فَلَمَّا صَعِدَ عُمَرُ نَزَلَ مِرْقَاةً، فَلَمَّا صَعِدَ عُثْمَانُ نَزَلَ مِرْقَاةً، فَلَمَّا صَعِدَ عَلِيٌّ صَلَوَاتُ اَلله عَلَيْهِ صَعِدَ إِلَی مَوْضِعٍ يَجْلِسُ عَلَيْهِ رَسُولُ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَسُمِعَ مِنَ النَّاسِ ضَوْضَاءٌ، فَقَالَ: مَا هَذَا اَلَّذِي أَسْمَعُهَا؟ قَالُوا: لِصُعُودِكَ إِلَی مَوْضِعِ رَسُولِ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلَّذِي لَمْ يَصْعَدْهُ اَلَّذِي تَقَدَّمَكَ. فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: مَنْ قَامَ مَقَامِي وَ لَمْ يَعْمَلْ بِعَمَلِي أَكَبَّهُ اَلله فِي النَّارِ؛ وَ أَنَا وَالله اَلْعَامِلُ بِعَمَلِهِ، المُمْتَثِلُ قَوْلَهُ، الحَاكِمُ بِحُكْمِهِ، فَلِذَلِكَ قُمْتُ هُنَا. ثُمَّ ذَكَرَ فِي خُطْبَتِهِ: مَعَاشِرَ النَّاسِ! قُمْتُ مَقَامَ أَخِي وَ اِبْنِ عَمِّي لِأَنَّهُ أَعْلَمَنِي بِسِرِّي وَ مَا يَكُونُ مِنِّي. فَكَأَنَّهُ قَالَ: أَنَا اَلَّذِي وَضَعْتُ قَدَمِي عَلَی خَاتَمِ اَلنُّبُوَّةِ، فَمَا هَذِهِ الأَعْوَادُ؟ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّي. وَ قَالَ عَلَيْهِالسَّلاَمُ فِي خُطْبَةِ الاِفْتِخَارِ: أَنَا كَسَرْتُ الأَصْنَامَ، أَنَا رَفَعْتُ الأَعْلاَمَ، أَنَا بَنَيْتُ الإِسْلاَمَ.
ابن عباس گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیهالسلام فرمود: برخیز با ما بیا به سوی بتی که بالای کعبه است برویم تا آن را بشکنیم. پس همگی برخاستیم. هنگامی که پیامبر و علی علیهماالسلام به بت رسیدند، پیامبر به او فرمود: بر دوش من بایست تا تو را به سوی آن بلند کنم. پس پیامبر جامه خود را به علی عطا کرد و او را روی دوشش قرار داد، سپس او را بلند نمود تا این که روی خانه کعبه قرارش داد. پس علی علیهالسلام بت را گرفت و آن بت از جنس مس بود و آن را از بالای کعبه به زیر انداخت. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا داد: فرود بیا. پس علی علیهالسلام از بالای کعبه جهید، گویی دو بال داشت؛ و گفته میشد عمر آرزو داشت این کار را او انجام میداد، پس حضرت فرمود: همانا کسی که آن را پرستیده، نمیتواند آن را ریشهکن سازد. و هنگامی که [بعد رسول خدا] ابوبکر از منبر بالا رفت، یک پله پایینتر رفت؛ و هنگامی که عمر بالا رفت، یک پله پایینتر رفت؛ و هنگامی که عثمان بالا رفت، یک پله پایینتر رفت؛ و هنگامی که علی علیهالسلام بالا رفت، تا محلی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مینشست بالا رفت. پس صدای هیاهوی مردم شنیده شد و حضرت فرمود: این هیاهو چیست که میشنوم؟ گفتند: به خاطر بالا رفتن تو تا جایگاه رسول خداست که کسانی که پیش از تو بودند تا آنجا بالا نرفتند. پس حضرت فرمود: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: هرکس جانشین من شود و به عمل من رفتار نکند، خداوند او را در آتش سرنگون سازد؛ و من والله عمل کننده به عمل او و پیروی کننده سخن او و حکم کننده به حکم او هستم، و برای این اینجا ایستادم. سپس حضرت در خطبهاش فرمود: ای مردم! در جایگاه برادر و پسر عمویم ایستادم، زیرا او مرا به سِرّم و آنچه در مورد من خواهد بود خبر داد. و نیز امیرالمؤمنین فرمود: من کسی هستم که قدم خود را بر مُهر نبوت گذاشتم، پس این چوبها چیستند؟ من از محمّد و محمّد از من است. و حضرت در خطبه افتخار فرمود: منم که بتها را شکستم، منم که پرچمها را برافراشتم، منم که اسلام را بنا کردم.
بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهمالسلام، ج۳۸، ص۷۷
