روایت: لزوم داشتن تولی و تبری همزمان شیعیان و محبان اهلبیت
عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِيجَعْفَرٍ علیهالسلام رَجُلٌ يُحِبُّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ علیهالسلام وَ لَا يَبْرَأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ يَقُولُ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّنْ خَالَفَهُ. فَقَالَ: هَذَا مُخَلِّطٌ وَ هُوَ عَدُوٌّ، لَا تُصَلِّ خَلْفَهُ وَ لَا كَرَامَةَ إِلَّا أَنْ تَتَّقِيَهُ.
اسماعيل جعفی میگوید: به امام باقر علیهالسلام عرض كردم شخصی است که امیرالمؤمنین علیهالسلام را دوست مىدارد ولی از دشمن او تبری نمیجوید و میگوید امیرالمؤمنین علیهالسلام نزد من از مخالفینش محبوبتر است. حضرت فرمود: چنین شخصی آشفته حال است و دشمن محسوب میشود، پشت سر او نماز نخوان که او کرامتی ندارد مگر اینکه از او بترسی و مجبور به تقیه باشی.
تهذیب الاحکام، ج۳، ص۲۸
قال الرضا علیهالسلام: شِيعَتُنا الْمُسَلِّمُونَ لِأمْرِنا، الْآخِذُونَ بِقَولِنا، الْمُخالِفُونَ لِأعْدائِنا، فَمَنْ لَمْ يَکنْ کذالِک فَلَيْسَ مِنّا.
امام رضا علیهالسلام میفرماید: شيعيان ما تسلیم امر ما هستند، به قول ما گردن مینهند و با دشمنان ما مخالف هستند، پس کسی که اين چنين نباشد او از ما نيست.
وسائل الشيعه، ج۱۸، ص۸۳
اَلْإِمَامُ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِالسلام: مَنْ اَرادَ أنْ یعْلَمَ حُبَّنا فَلْیمْتَحِنْ قَلْبَهُ، فَاِنْ شاَرَکَ فِیحُبِّنا حُبَّ عَدُوِّنا فَلَیسَ مِنّا وَ لَسْنا مِنْهُ.
امام باقر علیهالسلام: اگر کسی بخواهد بداند که حب ما را دارد یا نه قلبش را بسنجد، پس اگر در محبت ما محبت دشمنان ما را هم شریک کرده او از ما نیست و ما هم از او نیستیم.
بحارالانوار، ج ٢٧، ص ۵١
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْوَلِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ قَالَ سَمِعْتُ اَلرِّضَا صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَيْهِ يَقُولُ: مَنْ وَاصَلَ لَنَا قَاطِعاً أَوْ قَطَعَ لَنَا وَاصِلاً أَوْ مَدَحَ لَنَا عَائِباً أَوْ أَكْرَمَ لَنَا مُخَالِفاً فَلَيْسَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُ.
ابن فضال گوید از امام رضا علیهالسلام شنیدم که میفرمود: هر كس به كسى كه از ما بريده است بپيوندد يا با كسى كه به ما پيوسته است قطع رابطه نمايد يا مدح و ستايش از كسى كند كه بر ما عيب مىگيرد يا گرامى بدارد كسى را كه با ما مخالف است، از ما نيست و ما هم از او نيستيم.
صفات الشیعة، ج۱، ص۷
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ اَلْمُتَوَكِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْخَزَّازِ قَالَ: سَمِعْتُ اَلرِّضَا عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ مِمَّنْ يَنْتَحِلُ مَوَدَّتَنَا أَهْلَاَلْبَيْتِ، مَنْ هُوَ أَشَدُّ فِتْنَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنَ اَلدَّجَّالِ، فَقُلْتُ: بِمَاذَا؟ قَالَ: بِمُوَالاَةِ أَعْدَائِنَا وَ مُعَادَاةِ أَوْلِيَائِنَا، إِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ اِخْتَلَطَ اَلْحَقُّ بِالْبَاطِلِ وَ اِشْتَبَهَ اَلْأَمْرُ فَلَمْ يُعْرَفْ مُؤْمِنٌ مِنْ مُنَافِقٍ.
امام رضا علیهالسلام: هـمانا از کـسانی که مدعی مودت ما اهلبیت هستند، کسی هست که فتنهاش برای شیعیان مـا از دجـال شـدیدتر است. عرض کردم: برای چه؟ فرمود: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستان ما. چـون چـنین شد، حق با باطل آمیخته میشود و امر مشتبه میشود و مؤمن از منافق بازشناخته نمیشود.
وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۷۹، ح ۲۱۲۸۹
رُوِيَ أَنَّ رَجُلاً قَدِمَ عَلَی أَمِيرِالمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِالسَّلاَمُ، فَقَالَ لَهُ: يَا أَمِيرَالمُؤْمِنِينَ! أَنَا أُحِبُّكَ وَ أُحِبُّ فُلاَناً وَ سَمَّی بَعْضَ أَعْدَائِهِ، فَقَالَ عَلَيْهِالسَّلاَمُ: أَمَّا الآنَ فَأَنْتَ أَعْوَرُ، فَإِمَّا أَنْ تَعْمَی وَ إِمَّا أَنْ تُبْصِرَ.
در کتاب انس عالم صفوانی آمده که مردی به طرف اميرالمؤمنين عليهالسّلام آمد و به ایشان گفت: يا اميرالمؤمنين! من تو را دوست دارم و فلانی را هم دوست دارم و يكی از دشمنان حضرت را نام برد. حضرت فرمود: اكنون تو يک چشم نابینا داری، پس يا کامل كور باش يا بينا.
السرائر، ج۳، ص۶۳۹ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهمالسلام، ج۲۷، ص۵۸ و التعجب من أغلاط العامة فی مسألة الإمامة، ج۱، ص۱۱۲
عَنْ سَلَّامِ بْنِ سَعِيدٍ المَخْزُومِيِّ عَنْ أَبِيجَعْفَرٍ عَلَيْهِالسَّلاَمُ قَالَ: ثَلاَثَةٌ لاَ يُصْعَدُ عَمَلُهُمْ إِلَى السَّمَاءِ وَ لاَ يُقْبَلُ مِنْهُمْ عَمَلٌ: مَنْ مَاتَ وَ لَنَا أَهْلَالبَيْتِ فِي قَلْبِهِ بُغْضٌ، وَ مَنْ تَوَلَّى عَدُوَّنَا وَ تَرَكَ وَلاَيَتَنَا، وَ مَنْ تَوَلَّى أَبَابَكْرٍ وَ عُمَرَ.
امام باقر علیهالسلام فرمود: سه کس هستند که عملشان به آسمان بالا برده نمیشود و هیچ عملی از آنها قبول نمیشود: هر کس بمیرد و در قلبش دشمنی ما اهلبیت باشد، و هر کس دشمن ما را ولی قرار دهد و ولایت ما را ترک کند، و هر کس ابوبکر و عمر را دوست بدارد.
تقریب المعارف، ج۱، ص۲۴۷
