روایت: عذاب عابدی که به خروس کمک نکرد
عَنْ أَبِي عَبْدِالله عَلَيْهِالسَّلاَمُ قَالَ: كَانَ رَجُلٌ شَيْخٌ نَاسِكٌ يَعْبُدُ الله فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ، فَبَيْنَا هُوَ يُصَلِّي وَ هُوَ فِي عِبَادَتِهِ، إِذْ بَصُرَ بِغُلاَمَيْنِ صَبِيَّيْنِ قَدْ أَخَذَا دِيكاً وَ هُمَا يَنْتِفَانِ رِيشَهُ، فَأَقْبَلَ عَلَی مَا هُوَ فِيهِ مِنَ العِبَادَةِ وَ لَمْ يَنْهَهُمَا عَنْ ذَلِكَ، فَأَوْحَی اَلله إِلَی الأَرْضِ أَنْ سِيخِي بِعَبْدِي، فَسَاخَتْ بِهِ الأَرْضُ، فَهُوَ يَهْوِي فِي الدُّرْدُورِ أَبَدَ الآبِدِينَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِينَ.
امام صادق عليهالسّلام فرمود: پيرمرد عابدی در قوم بنیاسرائيل بود كه خدا را عبادت میكرد. روزی هنگامی که نماز میخواند و مشغول عبادتش بود، دو پسر بچه را ديد كه خروسی را گرفته و پرش را میكنند. پس به عبادتی که مشغول آن بود روی آورد و آن دو را از كارشان بازنداشت. پس خداوند به زمين وحی نمود که بندهام را فرو ببر. پس زمين او را فرو برد و او برای هميشه و تا ابد در دردور [گرداب] سقوط كرد.
الأمالی للطوسی، ج۱، ص۶۶۹ و تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورّام)، ج۲، ص۸۰ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهمالسلام، ج۱۴، ص۵۰۲ النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين، ج۱، ص۴۶۹ و مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج۱۲، ص۱۸۰
