روایت: بعثت تمام پیامبران بر پایه ولایت امیرالمؤمنین است
رَسُولُ اَللهِ صَلَّى اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَتَانِي مَلَكٌ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ وَ اِسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا عَلَى مَا بُعِثُوا؟ قُلْتُ: عَلَى مَا بُعِثْتُمْ؟ قَالُوا: عَلَى وَلاَيَتِكَ وَ وَلاَيَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ.
رسول الله صلی الله علیه و آله: ملكی نزد من آمد و گفت: ای محمد! بپرس پيامبران قبلی كه فرستاده خدا بودند بر چه اساسی مبعوث شدند؟ گفتم: بر چه مبعوث شدند؟ گفت: بر ولايت تو و ولايت علی بن ابیطالب عليهالسّلام.
بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۰۷ و اثبات الهداة، ج۳، ص۲۶۹
حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَيْلِ عَنْ أَبِياَلْحَسَنِ الرضا عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ قَالَ: وَلاَيَةُ عَلِيٍّ مَكْتُوبٌ فِي جَمِيعِ صُحُفِ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ لَنْ يَبْعَثَ اَللَّهُ نَبِيّاً إِلاَّ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ وَ وَلاَيَةِ وَصِيِّهِ عَلِيٍّ عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ.
امام رضا علیهالسلام: ولايت علی علیهالسلام در كتابهای همه پيامبران نوشته شده است و خدا هيچ پيامبری را مبعوث نفرمود، مگر با ميثاق نبوت محمد صلی الله علیه و آله و ولایت وصی او علی علیهالسلام.
بصائرالدرجات في فضائل آلمحمد علیهمالسلام، ج۱، ص۷۲
أَبَانُ بْنُ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِيذَرٍّ: حَدِّثْنِي رَحِمَكَ اَلله بِأَعْجَبِ مَا سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ عَلَيْهِالسَّلاَمُ. قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: ... لَمْ یَزَلِ الله یَحْتَجُّ بِعَلِیٍّ فِی کُلِّ أُمَّةٍ فِیهَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ أَشْهَدُهُمْ مَعْرِفَةً لِعَلِیٍّ أَعْظَمُهُمْ دَرَجَةً عِنْدَ الله ... ثُمَّ سَأَلْتُ المِقْدَادَ، فَقُلْتُ: حَدِّثْنِي رَحِمَكَ اَلله بِأَفْضَلِ مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِيطَالِبٍ عَلَيْهِالسَّلاَمُ. قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اَلله صَلَّی اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: ... وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا اسْتَوْجَبَ آدَمُ أَنْ يَخْلُقَهُ اَلله وَ يَنْفُخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِ وَ يَرُدَّهُ إِلَی جَنَّتِهِ إِلاَّ بِنُبُوَّتِي وَ الوَلاَيَةِ لِعَلِيٍّ بَعْدِي، وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَرَی إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ لاَ اتَّخَذَهُ خَلِيلاً إِلاَّ بِنُبُوَّتِي وَ الإِقْرَارِ لِعَلِيٍّ بَعْدِي، وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا كَلَّمَ اَلله مُوسَی تَكْلِيماً وَ لاَ أَقَامَ عِيسَی آيَةً لِلْعَالَمِينَ إِلاَّ بِنُبُوَّتِي وَ مَعْرِفَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي، وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا تَنَبَّأَ نَبِيٌّ إِلَّا بِمَعْرِفَتِي وَ الإِقْرَارِ لَنَا بِالْوَلاَيَةِ، وَ لاَ اِسْتَأْهَلَ خَلْقٌ مِنَ اَلله النَّظَرَ إِلَيْهِ إِلَّا بِالْعُبُودِيَّةِ لَهُ وَ الإِقْرَارِ لِعَلِيٍّ بَعْدِي ...
ابان بن ابیعياش از سليم بن قيس نقل كند كه گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را رحمت کند، عجیبترين چیزی كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدی که آن را دربارۀ علی بن ابیطالب عليهالسّلام میفرماید برايم بازگو. گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمود: ... خداوند پیوسته به وسیله علی علیهالسلام در هر امّتی که پیامبر مرسلی در آن بوده، اتمام حجّت مینمود و آنکه معرفتش به علی علیهالسلام مشهودتر و بیشتر بود، درجه او نزد خداوند عظیمتر بود ...؛ سپس از مقداد پرسيدم و گفتم: خدا تو را رحمت کند، برترين چیزی كه از رسول خدا صلّی اللّٰه عليه و آله شنیدی که دربارۀ علی بن ابیطالب عليهالسّلام میفرماید برايم بازگو. گفت: شنيدم رسول خدا صلّی اللّٰه عليه و آله میفرمود: ... سوگند به آنكه جانم به دست اوست، آدم سزاوار اینکه خداوند او را خلق کند و از روح خويش در او بدمد و توبهاش را بپذيرد و او را به بهشت خویش بازگرداند نشد، مگر به واسطه نبوّت من و ولايت علی پس از من؛ سوگند به آنكه جانم به دست اوست، ابراهیم ملکوت آسمانها و زمین را ندید و خداوند او را خلیل خود قرار نداد، مگر به واسطه نبوّت من و اقرار به ولايت علی پس از من؛ سوگند به آنكه جانم به دست اوست، خداوند با موسی سخن نگفت و عیسی آیتی برای عالمیان نگشت، مگر به واسطه نبوت من و معرفت علی پس از من؛ سوگند به آنكه جانم به دست اوست، هيچ پيامبری به نبوّت نرسيد، مگر با معرفت من و اقرار به ولايت ما اهلبیت، و هيچ خلقی شايسته اینکه خداوند به او نظر کند نگردید، مگر بهوسیله بندگی خدا و اقرار به ولايت علی پس از من.
کتاب سُليم بن قيس الهلالي، ج۲، ص۸۵۸ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهمالسلام، ج۴۰، ص۹۵
