صفحهٔ اصلی

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
نسخهٔ تاریخ ‏۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۲۲:۲۰ توسط Alavi (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به:ناوبری، جستجو
امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً احد است، حضرت زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است

فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت

فرمایش منتخب: دهه محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً أحد است، حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.

گفتار متقی [۱]

یکی دو سه‌ روز به ماه‌ محرّم کار داریم. رفقای‌ عزیز! من دلم می‌خواهد یک بهره‌ای از دهه‌ محرّم یا ماه‌ محرّم ببریم، نه بهره‌ای که تا حالا به ما نگفته‌اند یا ما تا حالا نفهمیده‌ایم؛ چون کسی‌که حرف ولایت می‌زند، باید ولایت در قلبش خطور کند. اگر خطور نکند و یک ولایت خیالی باشد، مبنای قرآن و مبنای امام را نمی‌داند. مبنای امام و مبنای قرآن یکی است. بیشتر ما، دهه‌ محرّم که می‌شود سیاه می‌پوشیم. به‌ اصطلاح، خودمان را شبیه عزادار می‌کنیم و گریه می‌کنیم، زنجیر می‌زنیم و سینه می‌زنیم. خب، همه این‌ها درست‌است؛ اما برای چه‌ کسی زنجیر و سینه می‌زنی؟ برای امام‌ حسین (علیه‌السلام)؟! آیا ما امام‌ حسین (علیه‌السلام) را شناختیم یا نه؟ امروز، برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) سینه می‌زنیم، پس‌ فردا، برای کسی دیگر می‌زنیم. امروز، برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) گریه می‌کنیم، پس‌ فردا برای یکی‌ دیگر گریه می‌کنیم. هیچ فرقی نمی‌کند؛ یعنی مغز ما کشش ولایت ندارد. پدرمان این‌جور می‌کرده، ما هم می‌کنیم. آن خانم، مادرش گریه می‌کرده، دائم به سینه‌اش می‌زده، او هم می‌زند. من دلم می‌خواهد که رفقای‌ عزیز، یک اندازه‌ای گوش بدهند و تفکّر داشته‌باشند.

این نوحه‌خوان‌ها، روضه‌خوان‌ها، وقتی محرّم می‌آید، خوشحال هستند. روضه‌خوان‌ها از غنیمت‌جمع‌کن‌های کربلا هستند. یک منبری پیش من آمده، من دیدم دارد می‌رقصد. به‌ من می‌گوید: حاج‌ حسین! فلان‌جا این‌قدر پول گرفتم، فلان‌جا آن‌قدر گرفتم. داشت می‌رقصید، غنیمت‌جمع‌کن است. اوّل‌محرّم که می‌شود، (ما نمی‌گوییم این عیب دارد) مردم سیاه می‌پوشند و سینه می‌زنند و زنجیر می‌زنند. همه این‌ها درست‌است؛ اما ما باید امام‌ حسین (علیه‌السلام) را بشناسیم و ببینیم امام‌ حسین (علیه‌السلام) برای چه کربلا آمده‌است؟ [۲]

محرّم آمد و ماهم عزا شدحسینم وارد کرب‌وبلا شد

این دهه‌ محرّم، مصیبت، مثل ولایت بر قلب دوستان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نازل می‌شود. این ناراحتی به تمام ائمه (علیهم‌السلام) به عرشیان، آسمان، ملائکه، بهشت و فردوس و جهنّم نازل می‌شود. توجّه کنید که به شما هم نازل بشود؛ آن‌وقت لکّه‌ اشکی بریزید، هر گناهی داشته‌ باشید، آمرزیده می‌شوید؛ اما به دشمنان زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) و اهل‌ تسنّن نازل نمی‌شود. اگر خنده و شوخی بی‌امر کردید، آن نازل نشده. مؤمن باید قلبش ناراحت و مریض باشد؛ تا وقتی‌که امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) بیاید و قلبش را با احقاق حقّ شفا بدهد. والله، بالله، آن مصیبت خودِ قرآن است که به قلب شما نازل می‌شود. «أنا قرآن‌النّاطق» الآن محرّم است، یک گوشه‌ای بروید! اشکی برای امام‌ حسین (علیه‌السلام) بریزید! آن «ذبح‌ العظیم» می‌شود. اصلاً تو خودت روضه هستی، بنشین و با امام‌ حسین (علیه‌السلام) حرف بزن! من عاشورا به بیابان می‌رفتم، جایی‌که کسی نبود، می‌نشستم و با امام‌حسین (علیه‌السلام) حرف می‌زدم و گریه می‌کردم، حالی داشتم. به شما می‌گوید: بُکاء داشته‌باش! گوشه‌ای بنشین و ناراحت باش! این دهه را فرق بگذار؛ تا حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) برایت فرق بگذارد و تو را با غمش که غم امام‌ حسین (علیه‌السلام) است شریک کند. زینب اسیر است، گریه می‌کند، به‌ حساب زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) بگذار! بگو: زهراجان! بچّه‌هایت در بیابان هستند، گریان‌اند. ما این دهه، تلویزیون و ویدیو و ماهواره را کنار گذاشتیم. [۳]

رفقای‌ عزیز! هر عزا و غمی، مرگ هر عزیزی تمامی دارد، این‌ها عزاهای خلقی است که یک‌ سال یا دو سال یا سه‌ سال است. اما عزای امام‌ حسین (علیه‌السلام) خلقتی است که در قلب پیرزن‌ها و پیرمردها و بچّه‌ها می‌جوشد و تمامی ندارد. مثل ولایت که در تمام خلقت قسمت‌بندی است، عزای امام‌ حسین (علیه‌السلام) هم به آسمان و زمین، ملائکه، عرش و فرش، جنّ و انس داده شده‌ است. [۴] عزاداری یعنی این‌که عزا داشته‌ باشید که ائمه (علیهم‌السلام) را نمی‌شناسید. روضه یعنی تمام روزنه‌هایی که به دین شما حمله می‌کند، از خیال و منیّت، حسادت و بخل، کینه و طمع و دروغ، به‌ خصوص نگاه بد و دنبال خلق‌ رفتن را کور کنید؛ باید مواظب این روزنه‌ها باشید. [۵]

عاشورا بوده. این عاشورا که جلو می‌آید برای من و شماست که پولی بدهیم تا آمرزیده‌ شویم. از زمان آدم هم نقل بوده، عاشورا نجات من و شماست. عاشورا که تمام نشده، شما تمام شدید که کمک به کسی نکردید، دل کسی را خوش نکردید. این حرف‌ها را بایگانی نکنید، هر دفعه این پرونده‌ها را جلو بیاورید. یک‌ وقت امام‌ حسین (علیه‌السلام) و اسیری حضرت‌ زینب (علیهاالسلام)، یک‌ وقت آقا ابوالفضل (علیه‌السلام) و حضرت‌ قاسم، آقا علی‌اکبر و آقا علی‌اصغر، سکینه و رقیّه؛ ببین تمام این‌ها فدای ولایت شدند. این دهه با این‌ها بیتوته داشته‌ باشید. یک‌ وقتی برای خودتان داشته‌ باشید که با این‌ها حرف بزنید! نتیجه بیتوته رشد ولایت، رشد امام‌شناسی، رشد متقی‌شناسی، رشد علی‌خواهی و افشای علی (علیه‌السلام) است.

فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

ارجاعات


فرمایش منتخب: حر 3

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.

گفتار متقی[۶]

حالا امام‌ حسین (علیه‌السلام) ‌یک ‌شب وقت خواسته ‌است. می‌خواهد چه ‌کار کند؟ در جای دیگر گفتم: حسین (علیه‌السلام) همه جانش «هل من ناصر» است. حالا که حرّ به مادرش احترام کرده‌ است، امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌خواهد او را نجات دهد. ای حرّ! تو مرا احترام کردی، جوابت را دادم. گفتم: مادرت به عزایت بنشیند! گفتی: چون مادرت ‌زهراست، جوابت را نمی‌دهم. حسین‌جان! من مطابق هزار سوار هستم. قدرتم را در مقابل تو می‌شکنم و در مقابل مادرت سرکشی نمی‌کنم. اگر من جواب تو را بدهم، به مادرت ‌زهرا (علیهاالسلام) بی‌احترامی کردم، من جوابت را نمی‌دهم. ولایت، این ‌است.

ببین حرّ یک‌ چیزی داشت، به ‌غیر از ابن‌سعد و ابن‌زیاد بود. این‌که من می‌گویم إن‌شاءالله امیدوارم که ما همه‌مان داریم، قدرِ دارایی‌تان را بدانید! اگر آن را داری، دارا هستی. این‌ها که مِلک دارند، این‌ها ثروت‌مند هستند. دارا آن‌ کسی است که ولایت دارد، دارا آن ‌کسی است که ولایت حسین‌بن‌علی (علیه‌السلام) را دارد، او داراست! این‌ها چه هستند؟ این‌ها ثروت‌مند هستند.

حالا امام حسین (علیه‌السلام) می‌خواهد پاسخ دهد، چه ‌کار کند؟ چه‌ چیزی به او بگوید؟ رفقای‌ عزیز! والله، من دیدم، به ‌من دادند. عزیزان من! من نمی‌خواهم خودم را افشا کنم، بعضی از شما کشش ندارید، می‌گویید فلانی تعریف خودش را کرد. تو اگر عبادتی داشته ‌باشی که ریا نکنی، اگر هر چقدر هم کم باشد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به تو عطا می‌کند. زیادی عبادت، گرفتاری دارد. باید به امر بکنی، عطا می‌کند.

حالا امام‌ حسین (علیه‌السلام) می‌خواهد به حرّ عطا کند. چه ‌کار کند؟ نجاتش بدهد. به‌ خاطر آن حیا که دارد، می‌خواهد عطا کند. جوانان‌ عزیز! حیا باعث نجاتش شد. حیا داشته ‌باش! احترام یک پیرمرد را بگیر! احترام پدرت را بگیر! احترام مادرت را بگیر! او هم یک‌ موقع برای خودش شخصیّتی داشته ‌است. الآن خدا می‌داند به حضرت ‌عباس قسم، که ولایت شما به ‌من متّصل است؛ وگرنه من چهار دست و پا می‌روم. اگر بدانید، پای من سیاه شده‌ است. اما وقتی قدرت داری، قدرتت را در امر بشکن! در برابر یک پیرمرد، مادرت و یک بزرگی تواضع کن!

آقاجان! بیا با ولایت باش! ولایت به تو یاد می‌دهد چه ‌چیزی بخواهی؟ این حرف‌ها را قبول کنید و عمل کنید! من کجا می‌توانم این ‌را از حرّ بخواهم؟! حالا می‌گویم: آقاجان! تو خیلی پیش حسین (علیه‌السلام) آبرو داری، این‌قدر آبرو داری که پدر حسین (علیه‌السلام)، تو را نایب خودش قرار داده ‌است. نایب امام‌ زمان، آقا امام ‌حسین (علیه‌السلام) کیست؟ مسلم است. حالا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هم تو را تصدیق کرده ‌است و نایب شدی، حالا من هم یاور تو باشم. رفقای‌ عزیز! بیایید از ولایت حمایت کنیم، نمی‌گویم این‌قدر حرف ولایت نزن! بزن و عمل کن! [۷]

حیا بشر را نجات می‌دهد. اگر عمَر حیا داشت، زهرای‌ عزیز (علیهاالسلام) را می‌زد؟ علم داشت، جهادگر بود، فقیه هم بود؛ اما حیا نداشت؛ «الحیاء الإیمان» حیا جلوی بشر را می‌گیرد. والله! من راست می‌گویم. آخر، ما هم جوان بودیم، توی مردم بودیم. یکی می‌آمد، یک‌وقت مثلاً چوب‌های ما را برمی‌داشت، یک کارهای این‌جوری می‌کرد. ما شب که می‌شد، می‌گفتیم: صبح می‌رویم فلان‌ چیز را به او می‌گوییم. باز تا جلویش می‌آمدیم، زبان‌مان بند می‌آمد، نمی‌توانستیم جلویش حرف بزنیم. این حیاست. توجّه فرمودید؟ حیا، ملاحظه‌کار است، بی‌حیایی ملاحظه‌کار نیست. [۸]

حیا باعث شد که حرّ نجات پیدا کرد، یعنی جسارت به زهرا (علیهاالسلام) نکرد. الآن ماها چه ‌کار می‌کنیم؟ امر زهرا (علیهاالسلام) اطاعت نکردن، به حضرت‌عباس، به خود زهرا قسم، جسارت به زهراست. امر امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) را اطاعت نکردن، جسارت به قدس امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) است. ما باید امر را اطاعت کنیم، امر ما را نجات می‌دهد. [۹]

بعد از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، خدای تبارک و تعالی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نجوا کرد. جبرئیل خدمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد. گفت: یا أخا جبرئیل! دیگر هم می‌آیی؟ گفت: آره! گفت: می‌آوری یا می‌بری؟ جبرئیل گفت: می‌برم. گفت: چه می‌بری؟ گفت: اوّل غیرت را می‌برم، بعد حیا را می‌برم، بعد برکات را می‌برم؛ یعنی حکومت عمَر، یا عمَری باید این‌جوری باشد، حیا ندارد! حکومت عمَری که حیا ندارد! خب می‌برد، حالا هم برده است. چه داری می‌گویی؟ [۱۰]

فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

دیگر ببینید

حر

حر 2

ارجاعات


فرمایش منتخب: حر 2

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا (علیهاالسلام) کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.

گفتار متقی[۱۱]

وقتی لشکر حرّ می‌خواستند نماز بخوانند، حرّ به آن‌ها گفت: پشت‌ سر امام‌ حسین (علیه‌السلام) نماز بخوانند. این معلوم می‌شود که یک‌ چیزی در آن هست. حالا آمده‌ است فکر می‌کند که اصلاح بشود. هم بزرگی‌اش را دارد و سردار لشکر است و هم اصلاح بشود. این‌ بود تا شب‌ عاشورا. شب‌ عاشورا گفت: ابن‌سعد! تو راست راستی حسین را می‌کشی؟ ابن‌سعد گفت: صبح، اولین تیر را به حسین، من خواهم زد؛ چون ما یک ‌شب به حسین وقت دادیم که بیاید و بیعت کند؛ اما امام‌ حسین (علیه‌السلام) آن شبی که وقت گرفت، می‌خواست حرّ به طرف امام بیاید. [۱۲]

روایت داریم: حرّ را حیا نجاتش داد. رفقا! حیا داشته باشید. حیا، حیات است؛ اگر حیا نداشته باشیم، والله حیات نداریم. ببین آقا حرّ به حیات ابدی رسید؛ یک احترام کرد، به حیات ابدی رسید. آقاجان من! این‌که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: ما صفات ‌الله را پاسخ می‌دهیم. حالا یک صفاتی که حرّ داشت، این‌ بود که به امام حسین (علیه‌السلام) گفت: چون مادرت زهراست، من جوابت را نمی‌دهم، احترام مادرش را گرفت، حالا هم امام‌ حسین (علیه‌السلام) چه‌ کارش می‌کند؟ او را ضبط می‌کند، او را سَمت خودش می‌آورد و نایب این‌ها می‌شود. ائمه (علیهم‌السلام) را احترام کنید! امام‌ زمان (عجل‌الله‌فرجه) را احترام کنید! احترام این ‌است که بگویید: خدا! ما امر این‌ها را اطاعت کنیم. احترام، یعنی آدم دربست در اختیار حجّت ‌خدا باشد؛ نه در اختیار خلق خدا.

حالا پیش امام حسین (علیه‌السلام) آمده، چکمه‌هایش را درآورده، به گردنش انداخته، می‌گوید: حسین‌جان! آیا مرا قبول می‌کنی؟ امام فرمود: آری عزیز من! حرّ گفت: یک خواهش از تو دارم، دلم نمی‌خواهد من زینب را ببینم، خجالت می‌کشم، کاش گذاشته بودم از این‌طرف و آن‌طرف رفته بودی، من نگذاشتم؛ به من اجازه جنگ بده! گفت: اوّل بچّه‌هایم به میدان بروند، بچّه‌هایش رفتند. گفت: آقاجان! می‌ترسم من بروم شهید بشوم، بچّه‌هایم نشوند. من می‌خواهم یک سِمَتی داشته باشم؛ چون که تو علی‌اکبرت را دادی، قاسمت را دادی، من هم بچّه‌هایم را بدهم.

مِن‌بعد خودش رفت، خیلی‌ها را به دَرَک واصل کرد؛ اما بالأخره شهیدش کردند. این‌که قبر حرّ آن‌طرف‌تر است، چون حرّ خیلی قوم و خویش داشت، قوم و خویش‌ها او را آن‌جا بردند. حالا ببین خدا چه پیش‌بینی‌ای کرده؟ این‌ها نظرشان این بود که بعد از شهید شدن امام به پیکرش اسب بتازانند، می‌خواستند به حرّ نتازند. رفتند دیدند سردابه‌ای است و حرّ را دفن کردند. [۱۳]

ببین زمانی که شما یک ‌قدری با این‌ها آشنا می‌شوید، خاک هم شما را احترام می‌کند، چرا حرّ را احترام کرد و بدنش خاک نمی‌شود؟ بدنش مثال همان ائمّه ‌طاهرین (علیهم‌السلام) است. این‌ها بدن‌شان جسم علیّین‌شان هست، آن‌ها روح خدا هستند، عمَر این‌ها را جسم کرد؛ از آن‌جا فساد به‌ واسطه عمَر در تمام دنیا پخش شد. شما تقلید از عمَر نکنید که این‌ها را خلق حساب کنید و بروید مشاور درست کنید! شما والله! مرجع‌تان عمَر و ابابکر است. بیایید مرجع شما علیّ‌بن‌ابوطالب (علیه‌السلام) باشد! [۱۴]

چرا امام می‌فرماید: زیارت مؤمن زیارت من است؟ آن امرش اوست نه هیکل من، هیکل من که به‌ درد نمی‌خورد. اگر حرّ جنازه‌اش نپوسیده، آن امر نگهش داشته، رفتند دیدند انگار خوابیده؛ اگر آن شهدای کربلا نپوسیدند، آن امر این‌ها را نگه‌داشته است. مؤمن جلدِ امر است، آن امر تصرّف کرده، نگهش داشته؛ پس قربان‌تان بروم، ما را امر نگه می‌دارد. توجّه کنید به این حرف‌ها! توی امر بروید! امر را اطاعت کنید!

اگر امر را اطاعت کردی، امر یکی است، این ‌را به شما بگویم: امر خدا یکی است، امر ولایت یکی است، سرتاسر عالم یکی است، ما دو امر نداریم. اگر امر را اطاعت کردی، رضایت تمام اشیاء را به‌ وجود آوردی. اگر امر را اطاعت نکردی، اشیاء هم یک‌ نگاه به تو می‌کنند، می‌گویند این همان‌ است که امر را اطاعت نکرده، همان ‌است که از ما جدا شده. بیایید جدا از تمام اشیاء نشوید! [۱۵]

عزیزان من! بیاییم روز عاشورا همه با امام‌ حسین (علیه‌السلام) تجدید کنیم؛ بگوییم: حسین‌جان! ما با تو تجدید می‌کنیم، قربانت بروم! فدایت بشوم! ما دیگر گناه نمی‌کنیم، ما دیگر این کارها را نمی‌کنیم، ما پیرو تجدّد نیستیم، آمدیم پیرو تو باشیم، ما را قبول کن! خدا حُرّ را قبول کرده، شما را هم قبول می‌کند؛ اما جدّاً بیایید توبه کنیم، جدّاً بفهمیم ما بد کردیم، جدّاً بخواهیم هدایت شویم. والله! همه‌تان حُرّ می‌شوید. [۱۶]

عزیزان من! من این‌جا برای همه شماها چه زن، چه مرد، چه جوان، چه کامل، چه پیر خواستم که خدایا! من که توان ندارم، این‌ها را حاجت‌هایشان را برآورده کنم، به حقّ صاحب این قبر، خودت حاجت همه‌شان را برآورده کن! خدایا! این‌ها همه به ما کمک کردند، من توان مادی ندارم؛ اما علی‌جان! گفتی هر کسی‌که این‌طور باشد؛ خلاصه خیر و خیراتی کند، کاری بکند، من پاسخ می‌دهم. خدایا! به حقِ امیرالمؤمنین، این‌ها که به ما خدمت کردند و خیال خدمت کردند، می‌خواستند خدمت کنند و موفّق نشدند، همه این‌ها را قبول کن! رفقای عزیز! شما که مانند حُرّ در گمراهی بودید، (والله! با چشم گریه آمدم،) امروز به آقا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) گفتم: علی‌جان! پسرت حُرّ را پذیرفت؛ این‌ها که در گمراهی بودند و توبه کردند، این‌ها را بپذیر! ببین چه گفتم؟ گفتم پسرت حُرّ را پذیرفت، تمام رفقای من که در یک جاهایی رفتند و الآن مانند حُرّ پشیمان‌اند، این‌ها را بپذیر! چون‌که آن‌ها خلق را اطاعت کردند، دیگر موفّق‌شان نکن خلق را اطاعت کنند، ولایت را اطاعت کنند. [۱۷]

فهرست فرمایشات منتخب

یا علی

دیگر ببینید

حر

حر 3

ارجاعات


بیتوته و نجوا با ولایت


اخلاق در خانواده


نگاه


کتابها

تمام کتابها


سخنرانی‌ها

تمام سخنرانی‌ها

  1. شناخت امام‌حسین و محرم 74 (اول نوار و دقیقه 3 و دقیقه 12 و دقیقه 62) و عاشورای 88؛ ارتباط (دقیقه24)
  2. شناخت امام‌حسین و محرم 74
  3. کتاب حر
  4. عاشورای 88؛ ارتباط
  5. کتاب جامع ولایت
  6. عاشورای ۸۴ (دقیقه ۱۹) و عاشورای ۸۷ (دقیقه ۱۲)
  7. حضرت ابوالفضل 85 و عاشورای 84 و 87
  8. ضربه به ولایت؛ پیروی از بدعت‌گذار (ضربه به ولایت جبران ندارد) 81
  9. حرکت امام حسین از مدینه به مکّه 83
  10. تذکّر 78
  11. شب تاسوعا ۸۶ (دقیقه ۱۵) و حضرت ابوالفضل ۸۵ (دقیقه ۳۵)
  12. شب تاسوعا 86
  13. حضرت ابوالفضل 85 و حرکت امام حسین 84
  14. اربعین 91
  15. اطاعت امر زیارت معصومین است، مشهد 82
  16. عاشورای 85
  17. در نجف 85
حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه