منتخب:عید فطر 92

از ولایت حضرت علی و حضرت زهرا
پرش به:ناوبری، جستجو

سخنرانی: [ عید فطر 92 ]

... اصلاً اسم علی کارگشا است، خود علی، مثل خدا می‌ماند. اسم علی کارگشاست که [داود] می‌گوید: علی، آهن به دستش نرم می‌شود، عیسی با همه حرفهایش می‌گوید: علی، مرده را زنده می‌کند. آن [آصف] می‌گوید: علی، تخت بلقیس را حاضر می‌کند. در تمام دنیا اسم علی کارگشا است؛ خاک به توی سر آن‌ها کنند که دست از علی برداشتند و مشابه درست کردند. به تمام آیات قرآن، یک موقع می‌فهمید که می‌دانید نفهم‌ترین مردم شماها هستید. چه کار داریم می‌کنیم؟ خود علی یک حرف دیگری است. خود علی را خدا می‌شناسد. مگر خدا این خلقت را که کرده نمی‌خواهد؟ پس الکی خلق کرده است؟ تمام شماها را خلق کرده، بهشت به این جاودانی را خلق کرده، غلمان را برای شما گذاشته، حوریه‌ها را برای شما گذاشته، تازه این‌ها که گذاشته برای شما گذاشته است، به دینم، من نمی‌خواهم، به ایمانم، من نمی‌خواهم. این مال شماست. مال شماست که هنوز ویدئو و ماهواره می‌زنید. چه دارید می‌گوید؟ من یک عنایت زهرا را به فردوس و بهشت و غلمانش ندادم. گفتم: برو رد کارت. متقی؛ یعنی این. شما چه دارید می‌گویید؟

تو هنوز چشمت نگاه به بچه مردم می‌کند، دختر مردم می‌کند، خاک تو آن سرت بکنند. کجا احیاء رفتید؟ کجا قرآن سر گرفتید؟ با چه کسی هستی، کجا هستی، تو مستی. کجا هستی؟ تو مستی! مست؛ آن است که برای زهرای عزیز مشابه درست کند، برای آقا امیرالمؤمنین. مگر اهل تسنن درست نکردند. ... آقا جان، شما حسابش را بکن، این پیامبر اکرم چقدر خوب است؟ خوبی‌اش را نمی‌توان گفت؛ حبیب خداست، بنده خداست، خدا به او گفته: بلّغ! حالا یک غنیمتی است. به یک نفر خیلی اطمینان داشت، به او گفت قسمت کن. جبرئیل نازل شد گفت: ای محمد! چرا به او گفتی؟ آن‌ها که به مردم داده، برو برگردان. حالی‌تان می‌شود؟ به دینم! همین حرف را اگر حالی‌تان بشود، رستگار رستگار هستید. اینقدر باید در اختیار خدا باشد. ماکجا در اختیار خدا هستیم؟ بنده یعنی این.

... ماه رمضان رفت، چه حاجت برادر مؤمنی را برآوردید؟ به چه کسی افطاری دادید؟ چه کار کردید؟ قرآن؛ یعنی عمل به قرآن، علی می‌گوید: «انا قرآن الناطق» من قرآن ناطق هستم. آخرش هم یک حرف دیگری زدید. شما عین اهل تسنن هستید. هر طوری می‌خواهد بشود، می‌خواهید بیایید، می‌خواهید نیایید. ببین، الان به شما بشارت می‌دهم، آن‌ها را می‌گوید اهل جهنم هستند، مرتد هستند، به تو هم می‌گوید: اگر یکی از شما با دین از دنیا رفتید، ملائکه تعجب می‌کند.

... پیغمبر می‌گوید: هر کسی در این زمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. اینکه دارم به شما می‌گویم، امروز افشایش می‌کنم: اویس کنار رفت، برادر رسول الله شد، شما نمی‌توانید کنار بروید. چرا کنار نمی‌روید؟ چرا دوباره باز می‌روی عبادت می‌کنی؟ مگر پیامبر نگفت: واجبات، ترک محرمات، انتظار الفرج، به خیر و شر آن زمان شرکت نکن، برو کنار. تو کنار نمی‌روی. یا رفیق داری، نمی‌خواهم خیلی بی‌حیاگری کنم. تو کنار نمی‌روی. کنار؛ یعنی گناه نکن، کنار؛ یعنی ویدئو نزن، کنار؛ یعنی تلویزیون نداشته باش، کنار؛ یعنی ویدئو نداشته باش، کنار؛ یعنی دروغ نگو، کنار؛ یعنی چمشت را حفظ کن، کنار؛ یعنی کنار بروید. کجا کنار می‌روید؟ حالا یک پسری گفته، حاج حسین گفته: برو کنار، پی کار نمی‌رود. اف بر تو. بفهم من چه می‌گویم؟ از عقاید بد مردم برو کنار. تو عقاید بد مردم را امضاء نکن.

... اصلاً عید یعنی چه؟ یعنی ما یک ماه آزگار در نماز و روزه اطاعت خدا را کردیم، آیا عید تمام شد؟ اتفاقاً روایت داریم ماه رمضانی‌ها را مذمت می‌کند. می‌گوید: همین یک ماه خوب بودند، باقی‌اش دوباره می‌روند در همان کارهای زشتشان. عید؛ یعنی این. قربانت بروم، فدایتان بشوم، عزیز من، امروز عید است، باید زهرا به تو عیدی بدهد. امروز عید است، امام زمان به تو عیدی بدهد، امیرالمؤمنین به تو عیدی بدهد؛ یعنی بندگی تو را امضاء کند. آن‌وقت عید است. آنها یک زمانی می‌گفتند: عید ما روزی بود از پهلوی اسمی نباشد، گفتم: بگو عید ما روزی بود از مشرکین اسمی نباشد؛ یعنی زمان امام زمان.

... امروز روز عید است. قرارداد کنید که این کارها را دیگر نکنید. با امام زمان شرط کنید، دل امام زمان را خوش کنید. به دینم، امام زمان دارد «هل من ناصر» می‌گوید، خدا می‌داند «هل من ناصر» می‌گوید. این حضرت معصومه دلش خون است. می‌گوید: زیارت می‌کنند [قبر] ما را، اطاعت نمی‌کنند امر ما را. به تمام آیات قرآن، امام رضا گفت: ما را زیارت می‌کنند، به امر ما نیستند، کارشان است. تمام این‌ها رد است. حالا تو پا شو برو امام رضا. تو چه کسی را می‌خواهی؟ لا اله الا الله، نمی‌توانم حرفم را بزنم. ... کجا هستی؟ تو مستی. مست که حالی‌اش نیست. تو حالی‌ات نیست که ویدئو می‌زنی و ماهواره می‌زنی و تلویزیون می‌زنی و این دستگاهها را می‌زنی، حالی‌ات نیست. جان من، برو نصف شب با خدا و امام زمان عشق‌بازی کن. به تمام آیات قرآن، به امام زمان گفتم، گفت: خوشی تمام شد، گفتم: دو تا خوشی هست: یکی آدم خدمت امام زمانش باشد، یکی بیتوته شب، برود با خدا حرف بزند. با خدا بیتوته کند. اویس همین‌جور بود. حالا می‌گوید: برادر من است!

جلسه ولایت، آدم ساخته می‌شود؛ اما بخواهی ساخته بشوی. تو اینجا می‌روی، آنجا می‌روی، همه جایی هستی. همه جایی نباش. برو عزیز من! یک جایی باش.

... جانم، زمان امام زمان هم همین‌جور می‌شود. روایت داریم دختری که وجیه‌ترین آن زمان باشد، تشت طلا سرش باشد، مغرب برود، مشرق برود، هیچ‌کس کارش ندارد؛ یعنی حالا هم هستند. آدمهایی که دنیا را نمی‌بینند، همان‌ها هستند. ما دلمان می‌خواهد شما الان در این زمان بد، زمان امام زمان پیشتان باشد. اگر مردم خوب باشند که دنیا که بد نمی‌شود، همین دنیا هست که امام زمان می‌آید اتصال به بهشت می‌شود. اتصال به خدا می‌شود، همین دنیاست. دنیا که عوض نمی‌شود، تو را عوض می‌کند.

.... عزیز من، بیا در دامان امام زمان. به تمام آیات قرآن، من یک دفعه، دو دفعه دیدم، فقط تنهاست. این همه عالم و این همه مجتهد و این همه اسلام، آخر یکی نباید با امام زمان باشد؟ چرا؟ توی اهل دنیا و شهوت و تجدد این‌ها هستید، جانم، بیا بیرون، شما در چاله افتادید، بیا از چاله بیرون. من امروز دارم چه می‌گویم؟ به تمام آیات قرآن، این حرفها هیچ کجا نیست. ان‌شاءالله، امیدوارم که شما قدری این حرفها را عمل کنید.

منبع: [ عید فطر 92 ]

تاریخ درج: [ 1399/03/03 ]

یا علی

حاج حسین خوش لهجه نابغه ولایت؛ حاج حسین خوش لهجه