Press ESC to close

حضرت زهرا که چادرش را نزد یهودی امانت می‌گذارد، می‌خواهد او هدایت شود، نه این‌که محتاج اوست...

حضرت زهرا علیهاالسلام چادرش را به شمعون یهودی امانت داد و قدری جو قرض گرفت تا نان بپزد. حالا شب شد و شمعون آمد، دید از آن‌جا نور بالا می‌زند و به آسمان می‌رود؛ دید چادر زهراست، شمعون مسلمان شد. نه این‌که زهرا نور است، چادرش هم نور است. مؤمن اراده الله است، حضرت زهرا که خودش اراده است، برکت تمام خلقت است. خدا می‌گوید: اگر یک نفر را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کرده‌ای. حضرت زهرا می‌خواهد یهودی را هدایت کند. مگر زهرا احتیاج به یهودی دارد؟! می‌داند این یهودی علی‌دوست می‌شود؛ می‌خواهد یک نفر علی‌دوست شود، نسوزد. حالا خودش، زن و بچه‌اش، همه علی‌دوست می‌شوند. حضرت زهرا نه یک هدایت، هدایت‌ها کرد. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اهلیت، یعنی داشتن ولایت و پیروی کردن از ولایت، نه پیروی کردن از گناه و معصیت...

اهلیت، یعنی داشتن ولایت و پیروی کردن از ولایت، نه پیروی کردن از گناه و معصیت. به تو می‌گوید اگر برای عائله‌ات کار کنی، جزء شهدایی؛ خدا چقدر عائله‌ات را احترام کرده‌ است! اما وقتی از امر جدا شد، می‌گوید اهل تو نیست. اغلب مردم که در آخرالزمان بی‌دین از دنیا می‌روند، کسی را به‌ غیر از امر خدا و پیامبر می‌خواهند. تمام خواستن‌های دنیا برای مؤمن و متقی موقت است. شما باید خداپرست باشید و رجعت‌خواه، وگرنه خانه‌پرست و ماشین‌پرست و خانم‌پرستید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

خدا خلقت را کادو کرده و به ائمه داده، آن‌ها هم کادو کرده‌اند و به شیعیانشان می‌دهند...

اصلاً مؤمن به‌ غیر از دیدن خدا و ائمه نگاهی نباید داشته‌ باشد. [خدا] در حدیث کساء می‌فرماید: همه این‌ها [خلقت] را محض ائمه آفریدم. حالا ائمه به خلقت می‌گویند: تو مِلک مایی؟ باید آرام باشی و نعمتهایت را به دوستان ما بدهی. خدا خلقت را کادو کرده و به ائمه داده، آن‌ها هم کادو کرده‌اند و به شیعیانشان می‌دهند. چقدر ائمه شما را می‌خواهند! همان‌طور که پدر و مادر بچه‌اش را می‌خواهد و دلش می‌خواهد رشد کند. پدر و مادر حقیقی ما ائمه و متقی هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

عالَم فدای شیعه است؛ دیدن مؤمن یعنی این...

خدا به آسمان گفته باران ببار؛ به هوا می‌گوید باش، مسمومیت را ببر؛ افعی‌ها زهر جو هوا را می‌کشند که تو سالم باشی؛ فلک گردش می‌کند و ستاره‌های آسمان می‌درخشند که تو راحت باشی؛ به دریا می‌گوید آرام باش، چون اگر انفجار کند چیزی باقی نمی‌ماند؛ ماهی‌ها مال شماست؛ میوه‌های درختان برای شما به‌ وجود می‌آیند، کوه‌ها ذخیره‌های شما، زمین آرام و مسخر شماست؛ تمام عالم فدای شماست، اما انسان باشیم. عالَم فدای شیعه است؛ دیدن مؤمن یعنی این. من این‌ را می‌بینم، اما شما نمی‌بینید و کفران می‌کنید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در زمان رجعت زمین مثل آسمان می‌شود، روی زمین هم گناه نمی‌شود...

درباره ائمه یک محبت داریم و یک مقصد؛ ما در رجعت به مقصدمان می‌رسیم و دیگر چیزی بالاتر از آن‌ نیست که بخواهیم به آن برسیم. الان زمین با آسمان فرق دارد، آن‌ زمان فرق ندارد. همان‌طور که در آسمان گناه نیست، در زمان رجعت هم روی زمین گناه نمی‌شود. در عالم جایی از عرش بالاتر نیست، اما آن‌ زمان عرش خدا در زمین پیاده می‌شود، تمام ائمه جمعند و مؤمن در عرش شرکت می‌کند. در رجعت، هم در حضور امام هستند و هم در امر امام. حضور امام خوب است، اما مقصد یقین به امام است. خلق نگذاشت که در این دنیا مقصد خدا عملی شود، اما در رجعت این‌ کار خواهد شد. آن‌ زمان عدالت خدا اجرا می‌شود. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

آن‌ کسی که چشمش از برای زهرا و علی گریان است، امام زمان او را می‌پذیرد...

هیچ‌کس آتش مرا نمی‌تواند خاموش کند، هیچ خلقی نمی‌تواند، مگر آقا امام زمان با آب حوض کوثر خاموش کند. بگوید: حسین‌جان! آمدم. به زهرا، مادرمان هم می‌گویم آمدم، به آن قلب تو هم می‌گویم آمدم؛ آن‌وقت آتشِ قلب مرا خاموش می‌کند. مؤمن مانند سنگِ نمک دلش آب می‌شود. حواسش پیش زینب علیهاالسلام است، حواسش پیش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام است؛ همین‌طور می‌گوید: آقا امام زمان! چه موقع می‌شود بیایی و احقاق حق کنی؟ دلش آب می‌شود. آن‌ کسی که چشمش از برای زهرا علیهاالسلام، از برای علی علیه‌السلام گریان است، امام زمان او را می‌پذیرد؛ می‌گوید: تو آگاهی و من آگاه‌تر از تو، تو گریانی و من گریان تر از تو. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است...

مؤمن واقعی، خودش رجعت است. چرا؟ اصلاً از جوانی خیال خیانت هم نکرده‌ام. در رجعت خیانت تمام می‌شود. اگر درون بشر خیانت نباشد، وصل به رجعت است. اگر بخواهی می‌شود که بشوی وگرنه این حرف در دنیا زده نمی‌شد؛ اما زحمت دارد، گذشت می‌خواهد، یقین می‌خواهد. مگر سلمان «منّا اهل‌ البیت» نشد؟ مگر شاه‌ عبدالعظیم حسنی به جایی نرسیده که زیارتش مطابق زیارت امام‌ حسین است؟ پس شدنی است، «إنّ اکرمکم عند الله اتقاکم». [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

رجعت از بهشت و فردوس بالاتر است، چون در خدمت تمام چهارده معصوم هستی...

در رجعت مؤمن دیگر زمان ندارد، یعنی زمان در اختیار اوست و به هر کجا که بخواهد می‌رود. همان‌طور که زمان در اختیار امام است، آن‌ها عطا می‌کنند و زمان در اختیار مؤمن قرار می‌گیرد. رجعت یعنی خدمت دوازده‌ امام و زهرا بودن. اگر تو در بهشت باشی، خدمت یکی دو تا از ائمه هستی، تازه حضوراً نمی‌توانی در مقام آن‌ها بروی. روایت است که در بهشت امام‌حسین را دعوت می‌کنی و خدمت همان امام هستی؛ اما در رجعت حضور دوازده‌امام، چهارده‌معصوم هستی. پس رجعت از بهشت و فردوس بالاتر است. بیخود نیست که گفته‌ام: یا امام‌زمان! می‌خواهم بیایم، اگر هفتاد حوریه به‌ من بدهند، می‌گویم می‌خواهم در رجعت باشم، این‌ها مزاحم من هستند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

در زمان رجعت، عدالت آن‌ است که امام زمان گردن منافقان را بزند...

علی‌بن ابی‌طالب با تمام پیامبران آمده، در این‌جا [رجعت] هم می‌آید مُهر می‌زند: مؤمن، منافق و تمام مردم روی زمین ضعیف قرار می‌گیرند. چه کسانی مُهر منافق می‌خورند؟ آن‌هایی که مُصِرند و توبه ندارند. مُصِر یعنی کسی‌که دائم می‌خواهد به ظلم کمک کند. کسانی‌ که آن دو نفر را قبول دارند، جنایتی که کرده‌اند را هم قبول دارند و به اعمال آن‌ها راضی هستند. روایت هم داریم که خدا مُصِر را نمی‌آمرزد، آن‌وقت امام‌زمان گردنشان را می‌زند. نه فقط خودش، بلکه یاورانش هم می‌زنند، چون‌که آن‌ها دیگر حق و باطل و آن مُهرها را می‌بینند. در هر زمانی، در هر خلقتی، در هر شوکتی، در هر انبیائی، در هر رسلی، در قرآن‌مجید، عدالت باید مراعات شود. در زمان رجعت، عدالت آن‌ است که گردن منافقان را بزند. هیچ قدرتی در تمام جهان نمی‌تواند جلوی امام‌زمان را بگیرد، او پیش می‌رود. بقیه ائمه یک‌ چنین حکمی را نداشتند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

امام‌زمان هم احتیاج به علی دارد، او باید مُهر مؤمن یا منافق بزند تا مردم بپذیرند...

امام‌صادق قسم می‌خورد که مُهرزننده، علی‌بن‌ابی‌طالب یعسوب‌الدین، امام‌المبین، امر خدا، حجت‌خدا و مقصد خداست. [هنگام رجعت] مُهر مؤمن یا منافق می‌زند. خود ولایت، ولایت را کمک می‌کند و بی‌ولایتی را در آن‌ زمان افشا می‌کند. امام، ایده تو را در پیشانیت می‌آورد، این‌ است که قیامت صغری است. چرا امیرالمؤمنین علی مهر می‌زند؟ چون اگر امام‌زمان به کسی بگوید تو منافقی، مردم قبول نمی‌کنند و به او برمی‌گردند. روایت است که به امام‌زمان هم ایراد می‌کنند و می‌گویند: چرا بچه‌ها را می‌کشی؟ موسی هم به خضر همین اعتراض را کرد و گفت: چرا این بچه را کشتی؟ پس این‌ مردم هم می‌خواهند امام‌زمان را مجرم کنند. این‌که امیرالمؤمنین می‌فرماید: با همه پیامبران در خفا آمده‌ام و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمدم، امام‌زمان هم احتیاج به علی دارد. در همه‌جا امیرالمؤمنین کارساز است، او باید با امام‌زمان هم بیاید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت]

توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است...

اگر شما هم با خدا باشید، خدا افشایتان می‌کند. می‌گوید: اگر توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای. از حضرت سؤال می‌کنند: چه گناهی است که خیلی بالاست؟ حضرت می‌گوید: شرک به خدا. می‌گویند: از آن بالاتر هست؟ می‌فرماید: کَلّ بر مردم. (این آدم‌هایی که بیکارند، به این افراد بیکار پول ندهید تا بروند سرِ کار، یا یک کار برایش جور کن). از حضرت پرسیدند: از آن بالاتر چیست؟ فرمود: توهین به مؤمن از شرک به خدا بالاتر است. این مؤمن، قطره‌ای از محبت امام حسین علیه‌السلام را دارد، حالا خدای تبارک و تعالی خانه‌اش را فدای یک مؤمن می‌کند؛ فدای توهینش می‌کند، نه فدای جانش. ببین خدا چقدر ولایت را احترام می‌کند! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌...

اصحاب امام حسین علیه‌السلام، خواستشان امام حسین علیه‌السلام است، حالا جانشان را فدای خواست کردند. امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) هم می‌گوید: جان من به قربان شما، خواست من هم شما هستید. اصحاب امام حسین علیه‌السلام مطیع شدند؛ حالا امام زمان (عجل‌الله‌فرجه) ولایت را می‌خواهد، آن کسی را می‌خواهد که امرش را اطاعت کند. نه فقط امام حسین علیه‌السلام، خود حجه بن الحسن (عجل‌الله‌فرجه) حامی این‌ها شده، می‌گوید پدر و مادرم را به قربانشان می‌کنم. خدای تبارک و تعالی دارد عنایت، عدالت و صفایش را افشاء می‌کند؛ می‌گوید به‌واسطه این‌ها که حمایت از حسین علیه‌السلام کردند، همه خلقت را می‌آمرزم. همان‌طور که می‌گوید اگر مؤمنی در شهری باشد، آن شهر حفظ است. تو اگر حمایت از امام زمانت می‌کردی، همه خلقت به‌واسطه تو آمرزیده می‌شدند‌. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

تو اگر زهرا علیهاالسلام را بشناسی، نورش را می‌بینی...

حضرت زهرا علیهاالسلام هماهنگ با خداست، نور خداست. من آن نور را دیده‌ام؛ تو اگر زهرا علیهاالسلام را بشناسی، نورش را می‌بینی. این‌ها یک چیزهایی نیست که پیش ما نباشد. به دینم! نه این‌که نورش را ببینی، از نورش استشمام می‌کنی؛ اما چشمی که جای دیگر نگاه نکند، چشمی که در اختیار زهرا علیهاالسلام باشد، مشامی که در اختیار ولایت باشد؛ آن‌وقت چیز دیگری نمی‌فهمد. همان‌طوری که خلق انتظار خباثت دارد، مؤمن انتظار آن‌ها را می‌کشد. همین‌طور که در مدینه راه می‌رفتم، گریه می‌کردم؛ می‌گفتم: زهراجان! این‌جا به تو و امیرالمؤمنین علیه‌السلام جسارت کردند؟ کجا مدینه خوب است؟ می‌گویند الحمدلله ما موفق شدیم به مدینه رفتیم؛ آیا موفق شدی که این حرف را بفهمی؟ زهرا علیهاالسلام را در قلبت قرار بدهی؟ آیا موفق شدی که ببینی زهرا علیهاالسلام این‌جا این‌طور شده؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مردم ملامتت می‌کنند، تو عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهراست...

تمام حرف‌هایی که خدا درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌زند، می‌خواهد با علی علیه‌السلام عشق کند، وگرنه حرف دیگری است. همین‌طور که شب‌ها مؤمن با خدا می‌خواهد عشق کند. هر روزی از عمرتان با عشق علی علیه‌السلام می‌گذرد، شکرانه کنید که من از عشق علی علیه‌السلام جدا نشدم. عشق بازی در جهان بدنامی بسیار دارد، ویران شود آن کس که عشق یار دارد. مردم ملامتت می‌کنند، تو عشق یار داشته باش. بیا ویران شو از این مردم و از این دنیا کنار برو، عشق یار داشته باش. عشق یار، عشق امیرالمؤمنین و عشق حضرت زهرا علیهماالسلام است. هر قدر ملامتت می‌کنند، تو دست برندار. برو نصف شب عشق‌بازی کن با امام زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) و خدا. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

سخاوت امر امام، صفات امام، و صفات خداست...

شخصی خدمت امام‌رضا علیه‌السلام آمد و گفت که بچه‌ام مریض است، آقاجان! دعا کن که خوب شود. حضرت فرمود: صدقه‌ای در دستِ بچه‌ات بگذار تا خودش آن‌را به فقیری بدهد، آن‌وقت خوب می‌شود. امام‌رضا علیه‌السلام یک امر دارد؛ وقتی شما به زیارت رفتید، باید امر ببرید، آن‌وقت پرونده‌تان خیلی قشنگ است. از جواد الأئمه علیه‌السلام می‌پرسند: آیا چیزی بالاتر از زیارت پدرتان هم هست؟ می‌فرماید: اگر حاجت برادر مؤمنی را برآورده کنی، از زیارت پدرم بالاتر است. ببین ائمه علیهم‌السلام چقدر ما را می‌خواهند، می‌فرماید: اگر مؤمنی را خوشحال کنی، ثوابش از زیارت امام بالاتر است؛ چون‌که زیارت، زیارت است؛ اما سخاوت، امر امام است؛ صفاتِ امام و صفات خداست. رضایتِ امام، زیارت است؛ رضایتش با رسیدگی به فقرا حاصل می‌شود؛ چون‌که امام‌رضا علیه‌السلام در فکر نجات است، تا حتی حیوان را نجات می‌دهد. متقی هم در فکر نجات بشر است، فکر دیگری ندارد. همیشه می‌گوید: «إلهی! رِضاً بِرِضائِک، تَسلیماً لِأمرِک» خدایا! راضی‌ام به رضای تو که این صفت را به‌ من دادی. متقی، شکر صفات‌الله را می‌کند که خدا به او داده‌است. شما هم باید در فکر نجات دیگران باشید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

زیارت امام‌رضا علیه‌السلام از زیارت امام‌حسین علیه‌السلام بالاتر است...

در تمام ائمه‌طاهرین علیهم‌السلام، خدا فقط درباره امام‌حسین علیه‌السلام فرمود «یا ثارالله و ابن ثاره» ای خون من! چون وقتی تمام ائمه علیهم‌السلام را کشتند، حاشا می‌کردند؛ اما امام‌حسین علیه‌السلام را کشتند که ثواب کنند، افتخار می‌کردند که یزید به آن‌ها جایزه بدهد. ولی در روایت داریم که زیارت امام‌رضا علیه‌السلام از زیارت امام‌حسین علیه‌السلام بالاتر است. از امام می‌پرسند چرا؟ می‌فرماید: قبر امام‌حسین علیه‌السلام را هر ادیانی زیارت می‌کند، اما قبر امام‌رضا علیه‌السلام را فقط شیعه زیارت می‌کند. پس اگر امام‌رضا علیه‌السلام را شناختید، همه ائمه علیهم‌السلام را شناخته‌اید. در مورد زیارت امام‌رضا علیه‌السلام داریم که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: هر کسی‌که قبر پدرم را زیارت کند، اَقلّ اقلّش، ثواب هفتاد حج و هفتاد عمره مقبول دارد؛ اما جواد الأئمه علیه‌السلام فرمود: بالاتر از زیارت قبر پدرم، حاجت یک مؤمن را برآورده کردن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

مؤمن حکومت دنیایی دارد، ولی علیّ‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، شاهِ تمام خلقت است...

ما خوب توجه به امام‌رضا علیه‌السلام نداریم. می‌گویند امام‌رضا علیه‌السلام سلطان است، چون‌که سکّه به‌ نام او زده‌اند! این حرف‌ها را از گوشتان بیرون کنید! یک مؤمن هم حکومت دارد، چه برسد به امام! مؤمن حکومت دنیایی دارد، ولی علیّ‌بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، شاهِ تمام خلقت است. اگر مأمون سکّه به نامش زد، از روی خُدعه این‌ کار را کرد؛ می‌خواست بگوید که من امام را دوست دارم، مردم هم باور کنند و بگویند که این دوستِ امام است. در هر زمانی از این حرف‌ها هست، خُدعه‌گر همیشه به نفع خودش کار می‌کند، اما خدا بالأخره زمانی آن‌ را افشا می‌کند. یکی هم مأمون دارد آن ایده منافقی‌اش را پیاده می‌کند، یعنی دارد در مردم می‌گوید سکّه به‌ نام خودم زدم، سکّه به‌ نام علی‌بن‌موسی‌الرضا هم زدم؛ یعنی امام‌رضا علیه‌السلام را مانند خودش خلق معرفی می‌کند. اصلاً در همین سکّه‌ زدنش هم دارد به حضرت توهین می‌کند و روی امام‌رضا علیه‌السلام حساب خلقی می‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام رضا]

اگر دنبال غیر حرف ولایت بروی، توهین به امر کرده‌ای...

غیر از این حرف‌ها [دنبال حرفهای دیگر باشی]، در دنیایی؛ اما اگر بفهمی، در هستیِ خدایی و داری امر آن‌ها را اطاعت می‌کنی، با آن‌هایی، جانت راحت است، وظیفه‌ات شکر است، همان‌طور که ائمه علیهم‌السلام، وظیفه‌شان شکر بود، تو هم همین‌طور؛ [می‌گویی] خدایا شکر که مرا به این‌جا رساندی؛ چنین آدمی مانند سلمان است. اگر دنبال حرف‌های دیگر بروی، توهین به امر کرده‌ای. اصلاً بنده خدا بودن همین است، مثل پیامبر صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله می‌شوی که فرمود: هر کسی در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. خواست مؤمن، خواست خداست؛ مؤمن دارد امر را اطاعت می‌کند. عزیزان من! خواست مؤمن را شکرانه کنید! خدا قلب مؤمن را منوّر کرده، حالا آن منوّر بودن را آمده به تو هدیه کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عارف ولایت]

مصیبت حضرت زهرا، امام زمان را تکان می‌دهد...

در عالم رؤیا بیتوته‌ای داشتم، خدمت امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) رسیدم، گفتم: آقاجان! دو چیز است که من را می‌کُشد، یعنی تمام گوشت بدن من را دارد آب می‌کند. به خودت قسم، اگر تمام عالم را در اختیارم بگذاری، من می‌سوزم، هیچ‌کس این سوختن من را نمی‌تواند آرام کند. به‌ دینم قسم، این سوختن من را نه بهشت، نه فردوس، نه جنات، آرام نمی‌کند، من می‌سوزم. یکی مصیبت جدّت حسین است، یکی هم مصیبتی است که به مادرت‌ زهرا علیهاالسلام توهین کردند و البته یکی هم اسیری عمه‌ات زینب علیهاالسلام است. به خودش قسم، تا اسم مادرش را آوردم، یک‌دفعه تکان خورد. مصیبت زهرا علیهاالسلام، امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) را تکان می‌دهد. اگر امام‌زمان (عجل‌الله‌فرجه) تکان بخورد، تمام خلقت تکان خورده‌ است. مگر مؤمن باید این‌ها را فراموش کند؟ والله، اگر عیش و عشرت بکنید، خدا کمِ شما می‌گذارد. ما مؤمن نیستیم، ما مؤمنی که امضاء شده نیستیم، ما متقی واقعی نیستیم. ما مسلمانیم، مسلمان‌ بودن به‌ غیر مؤمن بودن است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

قانع و راضی باشید تا دستتان پیش خلق دراز نباشد و سُر نخورید...

عزیزان من! قانع و راضی باشید. اگر قانع و راضی شدیم، دستمان پیش خلق دراز نیست. مؤمن باید محترم باشد، نه ضعیف. در مقابل خدا و ولایت ضعیف باشیم، «یا لطیف! إرحم عبدک الضعیف». ما در مقابل خلق باید قوی باشیم. عزیزان من! اگر قوی نباشید، سُر می‌خورید. چطور قوی باشیم؟ خلق را مؤثر ندانیم. خدا مؤثر است، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مؤثر است، ولایت مؤثر است. آیا ولایت این‌قدر قدرت ندارد که ما را تأمین کند؟ این‌قدر ما خدانشناسیم؟ قدرت خدا را نمی‌فهمیم؟ وجود امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) را، قدرت او را نمی‌فهمیم؟ مگر خدا نمی‌گوید «والله خیر الرّازقین»، رزقتان را می‌دهم؟ به‌ قدر یک‌ آدم عادی به خدا اطمینان داشته‌ باشید، آن‌وقت سُر نمی‌خورید. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]

امیرالمؤمنین به یاری امام زمان می‌آید، به پیشانی‌ها مُهر می‌زند مؤمن یا منافق...

خدا حاج‌شیخ‌عباس را رحمت کند که می‌گفت: امام‌صادق علیه‌السلام قسم کبیره می‌خورد و می‌گوید: وقتی امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) می‌آید، علی‌بن‌ابوطالب، علی علیه‌السلام مُهرزننده است؛ مُهر می‌زند: مؤمن یا منافق! اما عقیده ولایتی من این‌ است: عقیده‌ای که آن‌موقع درون تو هست، صادر می‌شود. همین‌جور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام نگاه می‌کند، تمام خباثت تو بیرون می‌ریزد و روی پیشانی‌ات می‌آید. مواظب باش! با دین و با اسلام، منافق‌بازی در نیاور! بترس از آن روزی که به پیشانی‌ات نوشته می‌شود! امیرالمؤمنین علیه‌السلام باید کمک کند. چرا؟ خدا همه‌جا می‌خواهد علی علیه‌السلام را افشا کند، [گرچه] امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) خودش اختیار دارد. امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) تمام خلقت است، نَفَس‌هایی که خلقت می‌کشند، به‌ وجود امام‌زمان (عجل‌ الله‌ فرجه) است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان]