Press ESC to close

خلقت خدا، به واسطه حجت است...

خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین می‌کند، بعد نگاه به زوار خودش. و قبر امام حسین ، عظمتش از خانه خدا بالاتر است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

آنها جمع شدند امام حسین (علیه السلام) را شهید کردند، شما جمع بشوید امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنید...

آنها جمع شدند امام حسین (علیه السلام) را شهید کردند، شما جمع بشوید امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کنید. اصحاب امام حسین (علیه السلام) امرش را اطاعت کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان. این حرف‌ها امر آنهاست. این حرفها باید شما را نگه دارد. با این حرفها باید این آشغال‌کاریها را دور بیندازید و خنثی کنید. به تمام آیات قرآن، این حرفها با تمام حرفهای باطل دنیا مبارزه دارد؛ اما پیروز است! من دلم می‌خواهد شما پیروز شوید. هنوز معلوم نیست ما پیروز شویم. چرا پیروز نمی‌شویم؟ چون مهر دنیا داریم.«حب الدنیا، رأس کل خطیئه» از هر گناهی بالاتر است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

اصحاب امام حسین (علیه السلام) در همین دنیا اینقدر درجه پیدا کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! این‌ها امر امام حسین (علیه السلام) را اج...

متقی، انتظار الفرج دارد. دلم می‌خواهد همه شما متقی بشوید و انتظار رجعت داشته باشید، نه انتظار دنیا. امیرالمومنین (علیه السلام) می‌گوید: دنیا، مثل استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است؛ البته در جای دیگر می‌فرماید: یک ساعت دنیا را به صد سال آخرت نمی‌دهم. چرا؟ اصحاب امام حسین (علیه السلام) در همین دنیا اینقدر درجه پیدا کردند که امام زمان (عج الله فرجه) می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! این‌ها امر امام حسین (علیه السلام) را اجرا کردند. بیایید رفقای عزیز، ما هم امر امام زمان (عج الله فرجه) را اطاعت کنیم تا به این درجه برسیم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: ترجمه احکام]

اصحاب امام حسین تشخیص نور دادند و به امر امام حسین عمل کردند حالا امام زمان می‌فرماید السلام علیک یا مطیع لله و لرسوله پدر و مادرم به قربانتان مطیع امام حسین مطیع خدا...

اصحاب امام حسین تشخیص نور دادند و به امر امام حسین عمل کردند. حالا امام زمان می‌فرماید: «السلام علیک یا مطیع لله و لرسوله» پدر و مادرم به قربانتان! مطیع امام حسین مطیع خداست. تو مطیع خلق می‌شوی؛ حالا این شیطان است که به تو می‌گوید: پدر و مادرم به قربانت! بیا مطیع ولی الله الاعظم، امام زمان بشو! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای احکام]

امام حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند نه فقط بنی امیه!...

این رجعت همه کارها را اصلاح می‌کند و هیچ کس احتیاج به رجعت دیگری ندارد. همه به مقصدشان می‌رسند تا حتی به علی اصغر وعده رجعت داده‌اند یعنی می‌گوید از دشمنان من احقاق حق کنید. چرا امام حسین نفرین نکرد؟ اگر امام حسین نفرین می کرد به بنی امیه می کرد، این که کار صورت نمی دهد، بنی امیه هم سقط شدند. اما امام حسین حواسش پیش رجعت است که همه دنیا اصلاح شود و همه ظالمان به سزایشان برسند نه فقط بنی امیه! تو هم که دنبال خلق می روی داری امر امام حسین را می کشی و جزء بنی امیه هستی [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام حسین تا آخر «هل من ناصر» می گفت. علی اکبر را کشتید؟ علی اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این طرف؛...

امام حسین بالای سر آقا علی اکبر یک صیحه زد؛ چون او «اشبه الناس خلقاً و علماً و منطقاً برسول الله» بود؛ اما امام حسین برای آنهایی که با کشتن آقا علی اکبر جهنمی شدند گریه می کند، نه برای فرزندش. او را در راه خدا داده این که گریه ندارد. امام حسین تا آخر «هل من ناصر» می گفت. علی اکبر را کشتید؟ علی اصغر را کشتید؟ عباس و قاسم را کشتید؟ باشد، بیایید این طرف؛ بیا! ولایت این است که از سر همه جرم ها می گذرد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

امام حسین فرمود: ای شمشیرها اگر دین جدم؛ یعنی اگر ولایت، باقی می ماند به من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می شوم...

امام حسین فرمود: ای شمشیرها اگر دین جدم؛ یعنی اگر ولایت، باقی می ماند به من بخورید؛ یعنی من فدای ولایت می شوم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

تمام ممکنات، غصه‌دار امام حسین هستند. چه کسی می‌تواند تمام این عالم را خندان کند؟ وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان...

رجعت نه این که فرج این دنیا باشد، فرج تمام خلقت است. تمام ممکنات، غصه‌دار امام حسین هستند. چه کسی می‌تواند تمام این عالم را خندان کند؟ وجود مبارک ولی الله الاعظم امام زمان! اما اغلب مردم خبر از رجعت ندارند. اگر شما واقع انتظار رجعت داشته باشید، انتظار فرج دارید، اما اغلب شما منتظر گناه و تلویزیون و ویدیو و ماهواره و مجلس‌های فساد هستید که بی‌دین از دنیا می روید. باید منتظر ولی الله الاعظم باشید که بیاید و رجعت را پیاده کند و تمام این خلقت را خوشحال کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

در رجعت اول امام حسین می‌آید. چرا می آید؟ تا به مقصدش برسد...

رجعت می‌آید احقاق حق از امام حسین می‌کند. از خون علی اصغر، از دست‌های بریده آقا اباالفضل، از ناله‌هایی که زهرا زده و از سیلی ای که خورده حمایت می‌کند. در رجعت اول امام حسین می‌آید. چرا می آید؟ تا به مقصدش برسد. هیچ کدام از ائمه به عنوان «خرج عن دین » کشته نشدند. حالا خدا افشا می‌کند که دین، حسین است. به هیچ کس مطابق امام حسین لطمه نخورده. علی اکبر و علی اصغرش را داده حالا خدا می خواهد جبران کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا می‌کند...

آن موقع که امام حسین «هل من ناصر» گفت؛ اصلش این است که فقط خدا لبیک گفت. لبیک حسین جان! حالا روز رجعت، آن لبیک را افشا می‌کند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: رجعت را بهتر بشناسیم]

چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها....

چه کسی جلوی امام زمان را می گیرد؟! چه کسی در مقابل حضرت می ایستد؟! همان‌هایی که حسین ما را کشتند؛ یعنی نماز شب خوان‌ها، بیتوته کن‌ها، الغوث کش‌ها، جهاد بروها. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند!...

امام حسین فرمود: من کشته جلسه بنی ساعده ام. هفتاد هزار نفر به نام اسلام به طرف برانگیخته آن جلسه رفتند و به ولایت پشت کردند! همان عده بودند که در صحرای کربلا حاضر شدند و امام حسین را کشتند. حالا همانها با اسلام جلوی امام زمان را می گیرند؛ اما دیگر فایده ای ندارد چون امام زمان محدود نیست؛ به امر خدا، مقصد خداست و تمام این عالم را می گیرد. این است که می گوید انتظار الفرج افضل العباده! انتظار الفرج، انتظار رجعت است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است...

الان بالای گنبد امام حسین پرچم قرمز است؛ یعنی هنوز احقاق حق نشده است. در رجعت است که احقاق حق می شود؛ پس اصل رجعت است [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: گنجینه]

چرا می‌گوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمت‌هایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمت‌های مرا آبیاری کند...

«یا ثارالله و ابن ثاره» ، «حسین منی و انا من حسین» . حسین از پیغمبر است، چرا می‌گوید من از حسینم؟ یعنی تمام زحمت‌هایی که من کشیدم و مردم به آن عمل نکردند، حسین (علیه السلام) باید بیاید و زحمت‌های مرا آبیاری کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: وقایع عاشورا]

امام حسین (علیه السلام) عقیده‌اش ولایت است، پیامبر هم عقیده‌اش خدا و ولایت است، خدا هم عقیده‌اش نبوت و ولایت است...

پیامبر فرمود: «حسین منی و انا من حسین» حسین از من است و من از حسینم؛ یعنی ما با هم یک عقیده داریم امام حسین (علیه السلام) عقیده‌اش ولایت است، پیامبر هم عقیده‌اش خدا و ولایت است، خدا هم عقیده‌اش نبوت و ولایت است. خدا آن‌ها را دوست دارد و بقیه طفیلی هستند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: افشای ولایت]

«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد...

«حسین منی و أنا من حسین» اما من از حسینم یعنی چه؟ هر چیزی پایبند به دینش است. یعنی دین ارزش دارد. ارزش هر بشری به دینش است. ما روایت داریم، می‌فرماید: در همین عالم می‌میرند و زنده می‌شوند. من اول این جمله را بگویم که شما حرف را قبول کنید. چون هر حرفی باید توأم با روایت و حدیث باشد. اگر نباشد، خیلی پایه ندارد. مثل یک عمارتی است که پایه ندارد. شخصی است کافر است، مسلمان می‌شود، می‌شود زنده. شخصی است می‌بینی مسلمان است، کافر می‌شود، می‌میرد. معلوم می‌شود، ارزش هر چیزی به دینش است. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام...

حالا اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید: حسین منی، أنا من حسین؛ امام حسین (علیه السلام) دید که با مادرش اینطور رفتار کردند، با پدرش اینطور رفتار کردند، جدش را زهر دادند، اینها کمر بستند تمام زحمت‌های جدش را از بین ببرند. امام حسین (علیه السلام) دفاع کرد، نه قیام [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست...

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست، هدفشان ولایت است؛ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمی‌کردند، شریح قاضی لعنه الله علیه فرمان قتلش را صادر نمی‌کرد!...

اگر آقا امام حسین (علیه السلام) در جبل الرحمه می‌رود و آنجا خطبه می‌خواند، دارد با مکه و منا، صفا و مروه و حجرالاسود وداع می‌کند. چه کسی این را می‌دید و می‌فهمید؟ اهلش می‌دیدند؛ اما همه نااهل بودند! اگر همه دنبال امام حسین (علیه السلام) آمده بودند که او را مُجرم و کافر نمی‌کردند، شریح قاضی لعنه الله علیه فرمان قتلش را صادر نمی‌کرد! [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام زمان با متقی]

اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد...

عزیز من! قربانتان بروم! ببین آنها که اینطوری شدند، امر خلق را اطاعت کردند. اصلاً خلق حق امر ندارد؛ یعنی خودش باید به امر باشد، امر را به ما بگوید. این درست است. آنها چه کار کردند. آنها رفتند و امیرالمومنین را در خانه گذاشتند و این کار را کردند. حالا ببین چه کار کردند؟ حالا شما کمی فکر کنید ببینید ما مصداق آنها نباشیم. حالا آمدند جلسه بنی ساعده درست کردند، به اصطلاح خودشان خلیفه هم درست کردند، از اینجا به مکه رفتند، زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را کردند. حالا به حج رفتند. حالا امتحان آمد. حالا امام حسین (علیه السلام) هم خطبه‌ای که در جبل عامل خواند، (بروید بخوانید، ببینید چقدر امام حسین (علیه السلام) صحبت کرده است) آن را هم کنار گذاشتند و دنبال امام حسین (علیه السلام) هم نیامدند و حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. حالا یک امتحان پیش آمد. به حرف او رفتند، همین حاجی‌ها آمدند و امام حسین (علیه السلام) را کشتند. تو چه کاره‌ای؟ چرا؟ عبادت‌کن، مقدس، حواسش دنبال عبادتش است، حواسش دنبال ولایت نیست. اینها بی‌ولایتی آنها در صحرای کربلا افشاء شد. گفت: برای چه من را می‌کشید؟ گفتند: «بغضاً لأبیک». اینها مکه به جا آوردند، عمره به جا آوردند، بیتوته‌های شب و… را داشتند، «بغضاً لأبیک» داشتند. بترسید از این که خدای نکرده، ما یک موقع بغضی داشته باشیم. کجا حب داری؟ وقتی امر اینها را اطاعت کنی. معامله ربوی نکن. بگو: «چشم». نگاه به زن مردم نکن، بگو: «چشم». نگاه به بچه مردم نکن، بگو: «چشم». به فکر فقرا باش، بگو «چشم». زبانت خوش باشد، بگو «چشم». چشمت را حفظ کن، بگو «چشم». هر روز مدل ماشینت را عوض نکن، به قدر ضرورت داری می‌روی و می‌آیی. بس است. این خانه که داری قشنگ است، دیگر خوب است، مدلش نکن، آنجا مدلت می‌کنند! آنجا تو را به سوی مدلها روانه می‌کند، تو را به پیش فقرا روانه نمی‌کند، تو را پیش طرفداران امیرالمؤمنین (علیه السلام) روانه نمی‌کند. امر را اطاعت کن تا ولایتت کامل باشد. کجا امر را اطاعت کنی؟ دوباره آمدم اینجا تا تذکر بدهم. حالا آنها امر را اطاعت نکردند، فقط عبادت کردند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: عاشورای ۸۴]

جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگ‌ها گشتن؟...

حالا انصافاً، وجداناً، امام حسین (علیه السلام) در جبل عامل دارد می‌گوید که من می‌خواهم به کوفه بروم، دارد افشا می‌کند، یک نفر دنبال امام حسین (علیه السلام) بلند نشد برود. اگر پانصد نفر یا یک میلیون از اینها حرکت می‌کردند و دنبال امام حسین (علیه السلام) می‌رفتند؛ جان امام حسین (علیه السلام) خریدن بهتر است یا دور سنگ‌ها گشتن؟ چرا اینها معرفت ندارند؟ تو هم یک مقدار اینطوری هستی، دور سنگ‌ها می‌گردی. تو باید دور امر بگردی، نه دور سنگ‌ها. اگر آن ارزش دارد، چرا خدا به ابراهیم می‌گوید: چه کردی؟ ابراهیم، مزد می‌خواهد. خدا به او گفت: چه کار کردی؟ برهنه‌ای پوشاندی یا گرسنه‌ای را سیر کردی؟ شما وقتی این پول‌ها را می‌دهید، خیلی باید سجده شکر به جا آورید. شما شجره توحید پرورش می‌دهید وگرنه به مکه و منا، چهل تا مرغ آوردند، چهل لنگه برنج آوردند؛ اگر من یک دانه از اینها را برداشتم، به دین یهودی می‌میرم. من که برای خودم نمی‌گویم، من دارم برای یک نفر دیگر گدایی می‌کنم؛ اما می‌بینم الان هیچ چیز مثل انفاق و برآوردن حاجت برادر مؤمن شما را به آسمان اوج نمی‌دهد. این همه که می‌گویم. من که چیزی ندارم [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای ۸۶]

مواظب یوم باشید...

حالا اینها حج به جا آوردند و به کوفه رفتند. این که من به شما می‌گویم یوم دارد، مواظب یوم باشید؛ الان یومی که اینجا اتفاق افتاد چه کسی از عهده آن برمی آید؟ شما باید مواظب یوم باشید. یوم وقتی پیش آمد، باید آگاهی یوم داشته باشید، نه اینکه تسلیم یوم باشید. جداً نباید تسلیم شوید، تو تسلیم حق بشو، تسلیم ولایت بشو، نه تسلیم یوم. همین کسانی که در کوفه هستند بغض علی دارند، بغض امیرالمؤمنین دارند. اگر نداشتند، چرا عوض اینکه به زینب سرسلامتی بدهند، به ام کلثوم بدهند، آنها را بیرون کردند؟ حالا چه موقع بروز کرد؟ آن موقع که امام حسین گفت: برای چه من را می‌کشید؟ گفتند: «بغضاً لابیک»، اینجا بروز کرد. پس اینها از اول بغض امیرالمؤمنین داشتند، نه اینکه حب داشتند. ما هم باید حب داشته باشیم. عزیز من، قربانت بروم، «حب» کاری می‌کند. وقتی «حب» داشته باشی، می‌گوید برو انفاق کن، برو حاجت برادر مؤمن را برآورده کن. تو کارساز «حب» می‌شوی؛ اما اگر بغض داشته باشی، کارساز شیطان می‌شوی، کارساز شهوت می‌شوی. مگر می‌گذارد؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای ۸۶]

حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه می‌کند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه می‌کند؟ حجت، روح ا...

حالا [امام حسین] هشتم محرم بیرون آمده، جرم است! جرم، برای غیر حجت است. حجت که جرم ندارد. مگر حجت گناه می‌کند؟ اینها خیلی نفهم هستند، مگر حجت خدا گناه می‌کند؟ حجت، روح است؛ روح که گناه نمی‌کند. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: تاسوعای ۸۶]

جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت می‌کند...

[چرا امام حسین از مکه حرکت کرد؟] آقا امام حسین (علیه السلام) دید خونش لوث می‌شود. یعنی چه؟ یعنی، این‌ها در اینجا نمی‌گذارند، دستور جدش رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امر خدا اطاعت شود. چون با خدعه می‌خواهند امام حسین (علیه السلام) را شهید کنند. امام حسین (علیه السلام) هم وقتی که می‌خواهد بیاید، سر قبر جدش رفته بود. جدش فرموده بود: حسین جان! اُخرج بعراق، باید به عراق بروی. او دارد امر جدش را اطاعت می‌کند. پس دید این‌ها دارند یک کاری می‌کنند و می‌خواهند امر اطاعت نشود. و این است که هشتم مُحرّم آقا امام حسین (علیه السلام) از مکه رو به کوفه آمد [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

چرا این حرفها را می‌زنید که می‌گویید امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست [شهید میشود]؟...

چرا این حرفها را می‌زنید که می‌گویید امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست [شهید میشود]؟ ای بی‌ولایت! اصلاً ولایت در قلب تو خطور نکرده است. آیا امام حسین (علیه السلام) نمی‌دانست؟ حالا وقتی می‌آید، روایت داریم به یکی از آبادیهای عراق که رسید، امام حسین (علیه السلام) می‌گوید: منادی ندا داد این‌ها دارند رو به مرگ می‌روند. آقا علی اکبر فرمود: پدر جان! مگر ما بر حق نیستیم؟ گفت: چرا، گفت: ما را چه ترس از مرگ. ما که وحشتی نداریم. لحظه به لحظه، امام حسین (علیه السلام) دارد می‌گوید کشته می‌شویم. یک چیزی نیست که مخفی باشد. شب عاشورا هم امام حسین (علیه السلام) به اصحابش گفت که ما کشته می‌شویم. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، این‌ها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟...

امام حسین (علیه السلام)، هر سال مکه می‌رفت. از مدینه به مکه مهاجرت کرد. آنجا آقا امام حسین (علیه السلام)، به علم امامت دید این‌ها با شمشیر که زیر احرامهایشان دارند، می‌خواهند او را بکشند. یک نفر که اصلاً ولایت در قلبش خطور نکرده، اما حرف ولایت می‌زند. من بارها گفتم ولایت سه جور است: یک ولایت خلقی داریم، یک ولایت تجاری داریم و یک ولایت داریم که امیرالمؤمنین (علیه السلام)، تکلیفش را معلوم کرده است. می‌گوید: یا کمیل! دست و جوارح خودت را در نزد خدا بگذار. آن وقت دست تو می‌شود دست خدا، چشم تو می‌شود چشم خدا. آن وقت، کلام تو می‌شود القای خدا. حالا این مرد بی‌سواد می‌گفت که امام حسین (علیه السلام) دید احترام خانه می‌رود. تو داری چه می‌گویی؟ آن سنگهای سیاه یا سنگهای سفید، این‌ها ارزش دارند یا حجت خدا ارزش دارد؟ آخر، نادان! این چه حرفی هست می‌زنی که می‌گویی احترام می‌رود؟ [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است....

خلقت خدا، به واسطه حجت است. موهایی که در بدن امام حسین (علیه السلام) است و دور می‌ریزد، از خانه خدا، عظمتش بیشتر است. چرا؟ به این دلیل: خدای تبارک و تعالی، اول نگاه به زوار امام حسین (علیه السلام) می‌کند، بعد به نگاه به زوار خودش. این دلیلش. و قبر امام حسین (علیه السلام)، عظمتش از خانه خدا بالاتر است. تو چه می‌گویی؟ چرا فکر نمی‌کنی و حرف می‌زنی؟ اول باید امام را بشناسی، بعد حرف بزنی، بعد صحبت کنی. [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: درباره امام حسین]

امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت می‌کردند که امام حسین را نمی‌کشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، ...

امام حسین، هشتم بلند شد از آنجا [مکه] بیرون آمد. اگر همه از امام اطاعت می‌کردند که امام حسین را نمی‌کشتند. همه رفتند آنجا که حاجی بشوند، [به آنها بگویند:] حاج آقا سلام، حاج آقا سلام. حاج آقا هم یک باد به خودش بکند؛ دنبال امام حسین (علیه السلام) نیامدند [پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا: امام حسین]

اگر امام حسین (علیه السلام) نبود زحمت‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بین می‌بردند...

اگر آقا رسول محترم؛ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: «حسین منی و أنا من حسین» درست می‌گوید؛ ما نمی‌کشیم. حسین از من است، من از حسین. هدف اینها دین خداست، هدفشان ولایت است؛ یعنی اگر امام حسین (علیه السلام) نبود زحمت‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از بین می‌بردند، آن دو نفر می‌خواستند از بین ببرند، موفق نشدند.

امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کردن است...

ما باید رضایت امام حسین (علیه السلام) را به جا بیاوریم. امام حسین (علیه السلام) تا آخرین لحظه می‌گفت: «هل من ناصر»؛ یعنی بیایید مرا کمک کنید. کمک به امام حسین (علیه السلام)، امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کردن است. امر امام حسین (علیه السلام)، گناه نکردن و سخاوت است؛ اما سخاوت را نباید به دشمنان علی (علیه السلام) داد. سخاوت را باید به دوستان علی (علیه السلام) و دوستان خدا بدهید. آن سخاوت قبولی دارد. هر سخاوتی که قبول نیست.

چنان امام حسین (علیه السلام) در جاذبه خدا قرار گرفته است که اصلاً انگار مصیبت این‌ها چیزی نیست...

چنان امام حسین (علیه السلام) در جاذبه خدا قرار گرفته است که اصلاً انگار مصیبت این‌ها چیزی نیست. بر عکس، امام حال پیدا کرده است. هر چه مصیبت از برای امام حسین (علیه السلام) زیادتر می‌شد، امام حسین (علیه السلام) براق‌تر می‌شد. چون امام حسین (علیه السلام) از نور خداست.

اگر مرا به رضوان و فردوس هم ببرند، این غصه از دلم بیرون نمی رود مگر در رجعت!...

حضرت زینب گفت: برادر جان! هرگز غم تو از دل خواهر نمی رود. مگر ممکن است غم مادرش زهرا از دل دوستانش برود؟ مگر ممکن است محبت امیرالمؤمنین و امام حسین از دل ما برود؟ اگر مرا به رضوان و فردوس هم ببرند، این غصه از دلم بیرون نمی رود مگر در رجعت! تولی و تبری یعنی بغض دشمنان اهل بیت و حب حضرت زهرا و امام حسین در دل مؤمن است. اگر بشر این طور نباشد مؤمن نیست و اسلام دارد.

ما در این فکر نرفته‌ایم که عاشورا یعنی امام‌کُشی!...

امام حسین می‌فرماید: «کُل یومٍ عاشورا»؛ یعنی همیشه عاشوراست. ما در این فکر نرفته‌ایم که عاشورا یعنی امام‌کُشی! مگر بعد از امام حسین، امام سجاد را نکشتند؟! بعد هم یکیِ یکیِ ائمه را کشتند. امام حسین به دوستانش خطاب می‌کند که حواستان جمع باشد، هر روز عاشوراست. در عاشورا امام حسین را کشتند، از آن به بعد تا زمان ما، مقصد امام حسین را می‌کشند! حالا که اینطور است چه کار باید کرد؟ می‌گوید واجبات، ترک محرمات، انتظار الفرج، به خیر و شر مردم شرکت نکن، برو کنار! دنبال خلق نرو! دنبال خلق رفتند که جلسه بنی‌ساعده را درست کردند!

امر امام حسین (علیه السلام)، گناه نکردن و سخاوت است...

ما باید رضایت امام حسین (علیه السلام) را به جا بیاوریم. امام حسین (علیه السلام) تا آخرین لحظه می‌گفت: «هل من ناصر»؛ یعنی بیایید مرا کمک کنید. کمک به امام حسین (علیه السلام)، امر امام حسین (علیه السلام) را اطاعت کردن است. امر امام حسین (علیه السلام)، گناه نکردن و سخاوت است؛ اما سخاوت را نباید به دشمنان علی (علیه السلام) داد. سخاوت را باید به دوستان علی (علیه السلام) و دوستان خدا بدهید. آن سخاوت قبولی دارد. هر سخاوتی که قبول نیست. منبع: ‎